دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٢٦
خطبه شقشقيه ، خطبه شقشقيه، از خطبه هاى مشهور نهج البلاغه و متضمن نقد دوران سه خليفه اول. نام اين خطبه برگرفته از جمله امام على عليه السلام در پاسخ به ابن عباس، پس از ايراد خطبه، است (بيهقى، ج ١، ص ٢٢٧) كه در آن امام سخن گفتن خود را در اين مقام به صداى شقشقه شتر تشبيه كرده است (رجوع کنید به نواب لاهيجانى، ص ١٤٥). شقشقه در لغت چيزى مانند شش گوسفند است كه شتر، مخصوصآ به هنگام هيجان و شدت تنفس، از دهان خود خارج مى كند و در آن باد مى اندازد و زير گلويش صدا مىكند (ابن منظور، ذيل «شقق»). اين خطبه براساس نخستين جمله آن («واللّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَها ابنُ اَبى قُحافَة») مقمِّصه نيز خوانده شده است (بيهقى، همانجا). تَقَمَّصَ (از مادّه قميص به معناى پيراهن) يعنى پيراهن بر تن كرد (ابن منظور، ذيل «قمص»).
با توجه به نكات تاريخى مطرح شده در خطبه، مانند ذكر ناكثين، قاسطين، و مارقين، پيداست كه اين خطبه پس از واقعه جَمَل، صِفّين و نهروان و احتمالا در سالهاى واپسين حيات حضرت على عليه السلام ايراد شده است، يعنى در زمانى كه مردم براى رويارويى با معاويه بهانه جويى مىكردند. اكثر راويان درباره مكان ايراد خطبه سكوت كرده اند. طبرسى (ج ١، ص ٢٨١)، شيخ مفيد (ج ١، ص ٢٨٧) و قطب راوندى (ج ١، ص ١٣٣) مكان خطبه را محله رَحْبَه در نزديكى كوفه ذكر كرده اند. امام اين خطبه را در پاسخ به مردى ايراد كرد كه از او درباره سبب به تأخير انداختن تصدى خلافت پرسش كرد (سبط ابنجوزى، ص ١١٧). اكثر منابع اين خطبه را به نقل از ابن عباس آورده اند و به حضور وى در هنگام ايراد اين خطبه اشاره كرده اند (براى نمونه رجوع کنید به ابن بابويه، ١٣٨٥ـ١٣٨٦، ج ١، ص ١٥٠؛ مفيد؛ طبرسى، همانجاها).
با وجود همه كوششها براى ناديده انگاشتن اين خطبه و نظاير آن و نيز مصادر و منابع آن، بسيارى از علماى اهل سنّت و شيعه آن را روايت كرده اند (رجوع کنید به محمودى، ج ٢، ص ٥١٢). اين خطبه به متون ادبى نيز راه يافته و دانشمند و اديبى چون ابن ابى اِصبَع مصرى (متوفى ٦٥٤) در كتاب تحريرالتحبير كه در فن نثر است در باب استعانت، از آن به عنوان خطبهاى مشهور ياد و بدان استناد كردهاست (رجوع کنید به كتاب ٢، ص ٣٨٣). اين خطبه از بسيارى از علما و محدّثان قبل از سيدرضى با تفاوتهاى اندكى در نقل روايت شده است؛ كسانى چون حافظ يحيىبن عبدالحميد حِمّانى (متوفى ٢٢٨)، ابوجعفر احمدبن محمد برقى (متوفى ٢٧٤ يا ٢٨٠)، ابواحمد عبدالعزيز جَلوُدى بصرى، ابواحمد حسنبن عبداللّه عسكرى (متوفى ٣٨٢؛ رجوع کنید به امينى، ج ٧، ص ١١٠ـ١١١)، ابوجعفر ابنبابويه قمى (متوفى ٣٨١؛ ابن بابويه، ١٣٦١ش، ص ٣٦٠ـ٣٦٤، همو، ١٣٨٥ـ١٣٨٦، ج ١، ص ١٥٠ـ١٥١)، ابوالقاسم بلخى (متوفى ٣١٧)، ابوجعفربن قِبَه شاگرد ابوالقاسم بلخى (رجوع کنید به ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٠٥ـ٢٠٦؛ ابن ميثم، ج ١، ص ٢٥٢)، ابوجعفر دِعبِل خُزاعى (متوفى ٢٤٦؛ رجوع کنید به طوسى، ص ٣٧٢)، ابوالحسن علىبن محمدبن فرات (متوفى ٣١٢؛ رجوع کنید به ابنميثم، ج ١، ص ٢٥٣)، ابوعلى جُبّائى (متوفى ٣٠٣؛ رجوع کنید به مجلسى، ج ٢٩، ص ٥٠٦) و حافظ سليمان بن احمد طبرانى (متوفى ٣٦٠؛ رجوع کنید به قطب راوندى، همانجا؛ محمودى، ج ٢، ص ٥١٢) اين خطبه را نقل كردهاند. وجود اين خطبه در آثارى كه قبل يا همزمان با سيدرضى تدوين شده (رجوع کنید به ابن بابويه، همانجاها؛ مفيد، ج ١، ص ٢٨٧ـ٢٩٠)، حاكى از صحت انتساب آن به امام على عليهالسلام است.
افزون بر اين اسناد و مدارك، فصاحت و نكات بلاغى (رجوع کنید به ابنابىالحديد، ج ١، ص ١٥٢ـ١٥٣) و حسن اسلوب و نظم اين خطبه نشان از كلام امام دارد (خوئى، ج ٢، ص ٢٧٣). از لحن و شيوه انتقادآميز و تند خطبه نسبت به خلفا، از جمله عبارت «اِلى اَنْ قامَ ثالِثُ القوم...» ــكه ابى ابن الحديد (ج ١، ص ١٩٧) آن را از شعر معروف و هجوآميز خُطَيئه تندتر و تلختر دانسته است ــ و با توجه به تعبير ابنعباس از حضورش نزد اميرالمؤمنين (رجوع کنید به ابنبابويه، ١٣٨٥ـ١٣٨٦، ج ١، ص ١٥٠؛ مفيد، ج ١، ص ٢٨٧) و تأسف او از ناتمام ماندن سخنان حضرت، برمىآيد كه لحن معمول و عمومى حضرت چنين نبوده، بلكه اين خطبه را در جمع ياران خاص و به طور ناخواسته ايراد كرده است (جعفرى، ج ١، ص ١٢٨؛ واعظزاده خراسانى، ص ٢٤).
خطبه شقشقيه به مثابه رنجنامه امام على عليه السلام و از مهمترين خطبه هاى نهج البلاغه است. اين خطبه، در عين كوتاهى، دوره كامل تاريخ خلفاى سهگانه نخستين از نگاه حضرت است. محور اصلى اين خطبه مسئله خلافت، اوضاع سياسى عصر خلفاى نخستين، علل سكوت ٢٥ ساله حضرت و انگيزههاى پذيرش خلافت، گروههاى سياسى عصر امام و علل انحراف آنها از محور دين است. امام على عليهالسلام در اين خطبه نخست شكايت خود را از نخستين مرحله خلافت بيان كرده و سپس صبر و سكوتش را به سبب ترجيح منافع اسلام بر منافع شخصى دانسته است. در قسمت بعدى خطبه، حضرت خلافت عمر را چون رشوهاى دانسته كه ابوبكر به پاس خدمات عمر به او واگذار كرده است و خودسرى، اشتباه، سركشى و تلوّن و عيبجويى مردم را در اين دوره ناشى از خشونت در گفتار و رفتار و خطاهاى پىدرپى عمر دانسته است. در ادامه حضرت به چگونگى به خلافت رسيدن عثمان در شورا و دسته بنديهاى موجود در شورا اشاره كرده و پس از هجو شديد عثمان، شكمبارگى وى و دخالتهاى نابهجاى بنىاميه را عامل قتل او ذكر كرده است. در ادامه حضرت به شرح بيعت عمومى مردم با خود پرداخته و مهمترين علت ايجاد گروههاى سياسى منحرف در زمان خود را بىتوجهى به تعاليم قرآن به سبب دنيازدگى دانسته است. در بخش پايانى خطبه حضرت مهمترين علت پذيرش خلافت را حضور مردم در صحنه، اتمام حجت به واسطه وجود ياران و اداى پيمان الهى ذكر كرده و خاطرنشان ساخته است كه «اگر اين دلايل نبود حكومت را نمىپذيرفتم، زيرا دنياى شما نزد من بىارجتر از آبى است كه از بينى بُز به هنگام عطسه پراكنده مىشود». هنگامى كه سخن حضرت به اينجا مىرسد، مردى از اهل سواد، نامهاى به حضرت مىدهد و به اين ترتيب رشته گفتار حضرت از هم گسيخته مىگردد. عبدالزهرا حسينى (ج ١، ص ٣١٧) آن فرد را منافقى مكار يا شخصى جاهل دانسته كه با طرح ده سؤال بىمورد (رجوع کنید به ابنميثم، ج ١، ص ٢٦٩ـ٢٧٠) از ادامه سخنرانى حضرت جلوگيرى كرده است.
يكى از دلايل مخالفان صحت انتساب نهج البلاغه به امام على عليه السلام، وجود همين خطبه در آن است. اين گروه انتقاد آن حضرت را از خلفا و صحابه پيامبر برخلاف سيره وى و جعلى دانسته اند (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٥٢)، حتى برخى، با اين قياس، كل نهج البلاغه را برساخته سيدمرتضى علم الهدى دانسته اند (رجوع کنید به ذهبى، ج ٣، ص ١٢٤؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٤، ص ٢٢٣). ابن ابىالحديد، از بزرگان اهلسنّت، در صحت انتساب اين خطبه به امام عليهالسلام ترديد نكرده، ولى برداشتهاى شيعه از آن را نقد كرده است (رجوع کنید به ج ١، ص ١٥٦ـ١٥٩). آنچه باعث تشكيك درباره اين خطبه شده محتواى آن يعنى نقد دوران خلافت سه خليفه اول است. از همينرو برخى از محدّثان شيعه آن را در ذيل ديگر مناقشات و تظلمخواهيهاى حضرت آوردهاند (رجوع کنید به طبرسى، ج ١، ص ٢٨١؛ ابنميثم، ج ١، ص ٢٥١ـ٢٥٢).
از خطبه شقشقيه به جهت شهرتش، شرحهاى مستقل بسيارى در دست است كه از آن جمله اند : شرح الخطبةالشقشقية از سيدمرتضى علم الهدى (قم ١٤٠٥)؛ شرح خطبه شقشقيه از علامه مجلسى (رجوع کنید به مجلسى، ج ٢٩، ص ٤٩٧ـ٥٤٨)؛ اثبات الوصية فى شرح الخطبةالشقشقية اثر حريرى عاملى (بيروت ١٤٢٤/٢٠٠٣)؛ شرح الخطبةالشقشقية اثر محمدرضا حكيمى (بيروت ١٤٠٢/١٩٨٢)؛ الشذرات العلوية فى شرح الخطبةالشقشقية اثر ابوذر غفارى (قم ١٤١٦/ ١٩٩٥). همچنين شرح خطبه شقشقيه اثر مرتضى كاشانى (تهران ١٣٧٨) و شرح خطبه شقشقيه اثر سيدمحمدعلى موسوى خلخالى (تبريز ١٣٥٨ش/١٣٩٩)، شرحهاى مستقل فارسى اين خطبهاند (براى اطلاع از ديگر شروح اين خطبه رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ١٣، ص ٢٢٢؛ حسينى، ج ١، ص ٣٢٤).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابن ابىالاصبع، تحريرالتحبير فى صناعةالشعر و النثر و بيان اعجازالقرآن، كتاب ٢، چاپ حنفى محمد شرف، ]قاهره ? ١٣٨٣[؛
(٣) ابنابىالحديد، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٧/١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(٤) ابنبابويه، علل الشرايع، نجف ١٣٨٥ـ١٣٨٦، چاپ افست قم [.بىتا]؛
(٥) همو، معانىالاخبار، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦١ش؛
(٦) ابن حجر عسقلانى، لسان الميزان، حيدرآباد، دكن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بيروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٧) ابنمنظور؛
(٨) ابنميثم، شرح نهج البلاغة، قم ١٣٦٢ش؛
(٩) عبدالحسين امينى، الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، قم ١٤١٦ـ١٤٢٢/١٩٩٥ـ٢٠٠٢؛
(١٠) على بن زيد بيهقى، معارج نهج البلاغة، قم ١٣٨٠ش؛
(١١) محمدمهدى جعفرى، پرتوى از نهج البلاغه: با نقل منابع و تطبيق با روايات مآخذ ديگر، تهران ١٣٨٠ـ١٣٨١ش؛
(١٢) عبدالزهرا حسينى، مصادر نهج البلاغة و اسانيده، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١٣) حبيب اللّه بن محمدهاشم خوئى، منهاج البراعة شرح نهج البلاغة، چاپ على عاشور، بيروت ١٤٢٩/٢٠٠٨؛
(١٤) محمدبن احمد ذهبى، ميزان الاعتدال فى نقدالرجال، چاپ على محمد بجاوى، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(١٥) سبط ابن جوزى، تذكرةالخواص، بيروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٦) احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوى خرسان، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم [.بىتا]؛
(١٧) محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ١٤١٤؛
(١٨) سعيدبن هبةاللّه قطب راوندى، منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة، چاپ عبداللطيف كوهكمرى، قم ١٤٠٦؛
(١٩) محمدباقربن محمدتقى مجلسى، بحارالانوار، ج ٢٩، چاپ عبدالزهراء علوى، بيروت: دارالرضا، [.بىتا]؛
(٢٠) محمدباقر محمودى، نهج السعادة فى مستدرك نهج البلاغة، ج ٢، بيروت ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(٢١) محمدبن محمد مفيد، الارشاد فى معرفة حججاللّه علىالعباد، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٢٢) محمدباقربن محمد نواب لاهيجانى، شرح نهج البلاغه، چاپ محمدمهدى جعفرى و محمديوسف نيرى، تهران ١٣٧٩ش؛
(٢٣) محمد واعظزاده خراسانى، «امام على (ع) و وحدت»، كتاب نقد، سال ٥، ش ٣ (تابستان ١٣٨٠).
/ محمد محمودپور /