دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٠٥٧
تاریخ / تاریخ نگاری (بخش دوم) ، ١٠. تاریخ نگاری دودمانی . تاریخهای وقایع نگاشتی نظمی مبتنی بر دوران حکومت خلفا و سلاطین دارد. در تاریخهای دودمانی نیز که پس از زوال قدرت مرکزی خلافت اسلامی تألیف شد، دوران حکومت حاکمان به عنوان تنها اصل تنظیم مطالب به کار رفت . در نحوة تنظیم تاریخهای قدیمترِ امویان و عباسیان از همین شیوه پیروی شده است و از نخستین حاکمان آغاز می شود و به آخرین آنها می انجامد (روزنتال ، ص ١٠٤ـ ١٠٥).
شیوة تاریخ نگاری دودمانی بسیار قدیمی است و ویژگی بارز اسلامی آن توجه خاص به مسائل اخلاقی و اداری است . شاید این توجه نشانة نفوذ تاریخ نگاری ایرانیان باشد که تاریخ را برحسب دوران حکومت شاهان تنظیم می کرده اند (همان ، ص ١٠٦ـ١٠٧). تاریخهای دودمانی معمولاً به توصیه و تشویق یا تمایل دستگاههای حاکم تألیف می شدند (برای نمونه ((ر.ک.ب))ابن خلّکان ، ج ١، ص ٥٢) و ازینرو برای جلب خشنودی حاکمان یا پرهیز از خشم آنان آمیخته به تعصب و بزرگ نمایی اند یا پاره ای حقایق تاریخی در آنها نیامده است و به هر روی در استناد به آنها باید احتیاط کرد.
یکی از نخستین کسانی که تاریخ دودمانی نوشت ، عَوانة بن حَکَم کلبی (متوفی ١٤٧)، اخباری و نسب شناس کوفی ، بود که سیرة معاویة و بنی امیة را نوشت (ابن ندیم ، ص ١٠٣). ابوالحسن مدائنی (متوفی ٢٢٥)، از راویان عوانه ( ((ر.ک.ب))یاقوت حموی ، ج ٥، ص ٢١٣٥)، نیز در بارة خلفای عباسی کتابهایی تألیف کرد (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص ١١٥). پس از او ابن نَطّاح محمدبن صالح (متوفی ٢٥٢)، نسب شناس و اخباری و شاگرد مدائنی ، کتاب الدولة را در بارة دودمان عباسیان نوشت که ابن ندیم آن را نخستین تألیف در تاریخ عباسیان دانسته است (ص ١٢٠؛ نیز ((ر.ک.ب))خطیب بغدادی ، ج ٥، ص ٣٥٨)، گرچه خود از کتابهایی با عنوان «کتاب الدولة » از نویسندگانی مقدّم بر ابن نطّاح یاد کرده است (رجوع کنید به ص ١١٢، ١١٦، ١٢١، ١٣٦). کتاب کهن اخبارالدولة العباسیة از مؤلفی ناشناخته (چاپ دوری و مطّلبی ، بیروت ١٩٧١) می تواند طرح کلی آثار از میان رفته را باز نمایاند.
از قدیمترین تاریخهای دودمانی راجع به سلسله های مستقل ، التاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة در تاریخ آل بویه و دیلمیان از آغاز کار تا روزگار عضدالدوله (حک : ٣٣٨ـ٣٧٢) است که ابواسحاق ابراهیم بن هلال صابی (متوفی ٣٨٠)، کاتب و شاعر، آن را به دستور عضدالدوله تألیف کرد (ابن ندیم ، ص ١٤٩؛ قس یاقوت حموی ، ج ٣، ص ١٤٠٥؛ ابن خلّکان ، همانجا). محمدحسین زَبیدی بخشی از آن را با عنوان المُنتزع من کتاب التاجی شرح کرده است (بغداد ١٩٧٧). نُصرة الفَتره و عُصرة الفطرة ــ که گزیدة آن با عنوان زبدة النُصرة ، از فتح بن علی بنداری در دست است (چاپ هوتسما، لیدن ١٨٨٩) ــ اثری کهن در تاریخ سلجوقیان تألیف عمادالدین اصفهانی (متوفی ٥٩٧) است . این کتاب از منابع صدرالدین علی بن ناصر حسینی (متوفی ٥٧٥) در اخبارالدولة السلجوقیة بوده است ( ((ر.ک.ب))حسینی ، ص ٦٩).
نمونة کاملی از تقسیم بندی دودمانی را می توان در اخبارالدُوَل المُنقطعة تألیف علی بن ظافر ازدی (متوفی ٦١٣)، مورخ مصری ، مشاهده کرد که شامل بخشهایی جداگانه در تاریخ دولتهای اسلامی است . جزء دوم کتاب (چاپ آندره فریه ، قاهره ١٩٧٢) در دست است و از این جزء، بخش تاریخ عباسیان (چاپ زهرانی ، مدینة منوره ١٤٠٨/ ١٩٨٨) و حمدانیانِ (چاپ تمیمة رواف ، دمشق ١٩٨٥) آن نیز جداگانه چاپ شده است .
التاریخ الباهر فی الدولة الاتابکیه تألیف ابن اثیر (متوفی ٦٣٠)، تاریخ دولت اتابکان زنگی موصل از آغاز تا روزگار ملک قاهر مسعود (حک : ٦٠٧ـ ٦١٥) است . ابن اثیر در این کتاب (ص ١ـ٣) از آگاهیهایی که به سبب نزدیکی پدرش با امرای موصل داشته ، بهره گرفته و از جنگهای آنان با صلیبیان یاد کرده است (رجوع کنید به التاریخ الباهر فی الدولة الاتابکیه * ).
مُفرِّج الکُروب فی اخبار بنی ایّوب تألیف ابن واصل (متوفی ٦٩٧) به سبب پیوستگی مؤلف با امرای ایوبی (رجوع کنید به ج ٤، ص ٦٥، ١٤١ـ١٤٢، ٣٣٠) از منابع مهم در بارة ایوبیان مصر و شام ، نزاعهای داخلی و جنگهای ایشان با صلیبیان است .
تاریخ ایوبیان در یمن و سلاطین نخست بنی رسول از ٥٦٩ تا ٦٩٤، موضوع السِمط الغالی الثَمَن فی اخبار الملوک مِن الغُزّ بالیمن تألیف امیر محمدبن حاتم یامی است (رجوع کنید به یامی همدانی ، ص ١٦، ٥٦٦). علی بن حسن خَزرَجی (متوفی ٨١٢) نیز در العُقود اللؤلؤیة فی تاریخ الدولة الرسولیة ، تاریخ دولت بنی رسول (جانشینان ایوبیان در یمن ) را با شرح حوادث به صورت سالشمار و سرگذشت وفیات هر سال (از ٦٢٦ تا ٨٠٣) گرد آورد (رجوع کنید به ج ١، ص ٤٨، ٥١ـ٥٢، ج ٢، ص ٢٥٨).
التحفة الملوکیة فی الدولة الترکیة نوشتة بَیبَرس منصوری (متوفی ٧٢٥)، سپاهی و دولتمرد و مورخ مملوکی ، تاریخ مختصر ممالیک بحریه است که رویدادهای ٦٤٧ تا ٧١١ را به صورت سالشمار در بر دارد (چاپ عبدالحمید صالح حمدان ، قاهره ١٤٠٧/ ١٩٨٧).
ابن حبیب بدرالدین حسن بن عمر (متوفی ٧٧٩)، مورخ بزرگ سدة هشتم ، نیز حوادث دوره ای مهم از سلطنت ممالیک مصر را از ٦٧٨ تا ٧٧٠ با عنوان تَذکرة النبیه فی ایام المنصور و بَنیه تألیف کرد و وفیات هرسال را بدان افزود (رجوع کنید به ج ١، ص ٤٧ـ ٤٨، ج ٣، ص ٣٢٩).
السلوک لِمعرفة دول الملوک تألیف مقریزی در تاریخ ایوبیان و ممالیک مصر (رجوع کنید به ج ١، ص ١٠٣ـ١٠٤) از ٥٦٧ تا ٨٤٤، با ذکر وفیات بزرگان و نگاهی به اوضاع اجتماعی مصر فراهم آمده است (چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٧، ٧ ج ). ابن تغری بردی بر السلوک ذیلی به نام حوادث الدهور فی مَدَی الایام و الشهور نوشت ، مشتمل بر حوادث ٨٤٥ تا ٨٦٠ و تراجم اشخاصِ این سالها و شرح کامل تاریخ مصر در این دوره به شیوة سالشمار نوشت (چاپ محمد کمال الدین عزالدین ، بیروت ١٤١٠، ٢ج ). سخاوی نیز التِبرالمسبوک فی ذیل السلوک را با احتوا بر حوادث و تراجم ٨٤٥ تا ٨٥٧ به صورت سال به سال گرد آورد (قاهره : مکتبة الکلیات الازهریة ).
مقریزی ، که به گفتة خود نسبش به فاطمیان می رسد ( ((ر.ک.ب))سخاوی ، ١٣٥٤ـ ١٣٥٥، ج ٢، ص ٢٣)، تاریخ کامل فاطمیان را با مقدمه ای در انساب خلفای فاطمی در اتّعاظ الحُنَفاء باخبار الائمة الفاطمیّین الخلفاء گرد آورد (ج ١، چاپ جمال الدین شیّال ، قاهره ١٣٨٧/ ١٩٦٧، ج ٢ و ٣، چاپ محمد حلمی محمد احمد، قاهره ١٣٩٠ـ١٣٩٣/ ١٩٧١ـ١٩٧٣).
مورخ مصری دورة عثمانی ، ابن ابی السرور بکری (متوفی ١٠٦٠)، کتاب المِنح الرحمانیة فی الدولة العثمانیة را در بارة دولت عثمانی و به عنوان ادامة تاریخ عمومی خود، عیون الاخبار ، به ضمیمة بخشی در تاریخ مصر در دورة عثمانی با دیدگاهی جانبدارانه تألیف کرد (عنان ، ص ١٧٣).
ج ) تاریخ نگاری در دورة معاصر. از یک دو سدة پیش تاکنون تحولات جهانی و تغییرات سریع سیاسی و اقتصادی ، از جمله بروز حوادثی عظیم چون جنگ جهانی اول و دوم ، و حرکت شتابان علم گرایی و تجدد که از اروپا آغاز گردید، تأثیر اجتناب ناپذیری بر جنبه های گوناگون حیات فکری و اجتماعی ملتهای اسلامی نهاده و در زمینه های سیاسی و اقتصادی و بویژه فرهنگی مسائلی ایجاد کرده است . شرق شناسی که از بدو تولد خود در سده های یازدهم و دوازدهم ، اهداف استعماری داشت ، بتدریج از سدة سیزدهم و چهاردهم رنگ علمی گرفت و خاورشناسانی بویژه از فرانسه و انگلیس و آلمان در کنار مطالعة زبان و ادبیات و علوم گوناگون اسلامی ، با شیوه هایی نو به تحقیق در تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی پرداختند و متون اسلامی بسیاری تصحیح و منتشر کردند.
با آغاز سدة چهاردهم مورخان بسیاری از کشورهای اسلامی برخاستند و با الگوبرداری از روشهای علمیِ خاورشناسان به مطالعة تاریخ اسلامی ، تألیف کتاب در این زمینه و تصحیح متون پرداختند. تأسیس مدارس عالی و دانشگاهها، مانند دارالفنون (١٢٨٦) و دانشگاه تهران (١٣١٣ ش ) در ایران و دانشگاه قدیم مصر (١٣٢٦) در قاهره و دانشگاههای دمشق و بغداد و استانبول ، و ایجاد بنیادهای پژوهشی در کنار دیگر مؤسسات تمدنی جدید و نیز ترجمة کتابهای تحقیقی فرنگی ، به روشمند کردن مطالعات تاریخی کمک کرد و تاریخ نگاری به مثابه کاری علمی و تخصصی درآمد. مسافرت دانشجویان برای ادامة تحصیل به کشورهای اروپایی ، بویژه فرانسه و انگلستان ، نیز به این روند کمک کرد. برخی مورخان نیز سنّت دیرین تاریخ نگاری را کمابیش ادامه داده اند. بجز این ، مجامع علمی و ادبی مانند فرهنگستان ایران (تأسیس ١٣١٤ ش )، المجمع العلمی العربی دمشق (تأسیس ١٣٣٧ ش )، مجمع اللغة العربیة الملکی قاهره (تأسیس ١٣١١ ش ) و المجمع العلمی العراقی بغداد (تأسیس ١٣٢٦ ش ) و انتشار مجلات وابسته به آنها، رشتة وصل ادبا و محققان و مورخان گردید.
تحقیقات مورخان معاصر اسلامی را موضوعات گوناگونی تشکیل می دهد، از جمله تاریخ جاهلیت ، ظهور و گسترش اسلام ، سیرة پیامبر، خلفا، سلسله های مستقل و نیمه مستقل در جهان اسلام و اوضاع فرهنگی و تمدنی ، اما همچنان تحلیل واقع بینانة مسائل معاصر داخلی ــ در صورتی که با منافع نظامهای حاکم در تضاد باشد ــ میسر نیست . با فروپاشی سلطة استعماری انگلستان و فرانسه بر کشورهای اسلامی از جنگ جهانی دوم به بعد، مورخان بومی کم وبیش با تمایلات قوم گرایانه و میهن دوستانه به بررسی تاریخ معاصر کشور خود پرداختند. در بعض موارد پاره ای مکتبهای ایدئولوژیک ، مانند مارکسیسم ، بر تفکر تاریخ نگاران تأثیر نهاد.
مصر یکی از پررونقترین مراکز اسلامی در تربیت مورخان و تألیف آثار تحقیقی جدید بوده است . عبدالرحمان جَبَرْتی * (متوفی ١٢٤٠) را باید پایه گذار تاریخ نگاری مصر جدید به شمار آورد. وی در عجائب الا´ثار فی التراجم و الاخبار در بارة اواخر دورة عثمانی در مصر به گونه ای دقیق و تفصیلی و با نگاهی به اوضاع اجتماعی بحث کرده و بویژه رویدادها و تراجم اواخر سدة دوازدهم و اوایل سدة سیزدهم را به روش سالشمار ثبت نموده و با استفاده از اسناد و اطلاعات رسمی ، برخی ابهامات را رفع کرده است (رجوع کنید به عنان ، ص ١٧٧ـ١٨٠). شرح جبرتی در بارة دوره ای که مصر در اشغال فرانسویها بود، نمونه ای کامل از روش تاریخ نگاری وی است (رجوع کنید به همان ، ص ١٨٣ـ١٨٤). او هنگام تألیف این کتاب در قالب سنّتی وقایعنامه ـ تراجم ، از نزدیک شاهد وقایعی بود، از جمله انقراض نظام مملوکی در مصر اواخر سدة دوازدهم ، اشغال مصر توسط فرانسه در ١٢١٣ـ١٢١٦/ ١٧٩٨ـ ١٨٠١، تغییرات و اصلاحات جنجالی محمدعلی پاشا (حک : ١٢٢٠ـ١٢٦٤) از جمله فرستادن دانشجویان مصری به فرانسه ، و تأسیس دارالترجمه به ریاست رِفاعه رافع طَهطاوی (متوفی ١٢٩٠) که در آن کتابهایی ترجمه شد، از جمله چند اثر تاریخی عصر روشنگری مانند > ملاحظات در بارة علل عظمت و اضمحلال رومیها < از مونْتِسکیو، و زندگینامة شارل دوازدهم و پطرکبیر از ولتر ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج ١٠، ص ٢٨٠).
پس از آن علی پاشا مبارک (متوفی ١٣١١)، مهندس و مورخ مصری ، الخطط التوفیقیة الجدیدة لمصر القاهرة و مُدُنها و بلادها القدیمة و الشهیرة را در تکمیل الخطط مقریزی و به روز کردن اطلاعات آن ، بر همان اساس ، در بیست جلد تألیف کرد و در پاره ای قسمتها، مانند ذکر مساجد و مدارس ، نظم الفبایی به کار برد (رجوع کنید به ج ١، ص ٢٧ـ٣٠). این کتاب جُنگی است از وصف جغرافیایی قاهره و دیگر شهرهای مصر، وقایع و تراجم ، اطلاعات اداری و مطالبی در بارة مؤسسات عمومی و تمدنی و اوضاع سیاسی معاصر مؤلف .
کتاب مصر للمصریّین (اسکندریه ١٨٨٤، ٦ ج ) از مورخ بیروتی الاصل ، سَلیم نقّاش (متوفی ١٣٠١)، در بارة قیام عرابی پاشا که نقطة عطفی در تاریخ مصر به شمار می آید، اثری مفصّل و عمدتاً متکی بر اسناد دولتی و صورت جلسات حقوقی است (زرکلی ، ج ٣، ص ١١٧؛
د.اسلام ، چاپ دوم ، ج ١٠، ص ٢٨١).
در پایان سدة سیزدهم تغییرِ شیوة تاریخ نگاری از «نو ـ سنّتی » به الگوهای معاصر اروپایی رخ داد ( د.اسلام ، چاپ دوم ، همانجا). یکی از مورخان موفق جدید، جرجی زیدان (متوفی ١٣٣٢)، نویسندة پرکار و مسیحی بیروتی ، بود که در ١٣٠٠ در قاهره سکنا گزید. در دورة وی مورخان و متفکران بسیاری با گرایشهای گوناگون در کشورهای مختلف ظهور کرده بودند و تاریخ به عنوان علم راه خود را به سمت ثبات می پیمود. از سوی دیگر، شرق شناسی درخشانترین دوران خود را طی می کرد و برخی خاورشناسان روش علمی و منصفانه ای در پیش گرفته بودند. جرجی زیدان در ١٣٠٨ مجلة الهلال را تأسیس و مقالات خود را در بارة تاریخ و تاریخ ادبیات در آن منتشر کرد، از آن جمله بود سلسله مقالات «روایات تاریخ الاسلام ». وی به سبب تسلط به زبانهای اروپایی و ارتباط با خاورشناسان بزرگ ، از بحثهای جدید و نتایج تحقیقات آنان بهره گرفت و شیوه های نو را در پژوهش و تألیف به کار بست (رجوع کنید به زیدان ، ج ١، مقدمة حسین مونس ، ص ٥ ـ٩). مهمترین اثر او تاریخ التمدن الاسلامی (قاهره ١٩٠٢ـ١٩٠٦، ٥ ج )، نخستین اثر عربی به روش جدید علمی در بارة تاریخ اسلام است که با وجود اقبال خوانندگان مسلمان و خاورشناسان (رجوع کنید به زیدان ، ج ١، ص ١٧، ج ٢، ص ٦)، چندان سرمشق قرار نگرفت . این کتاب بیش از آنکه تحقیقی اصیل باشد، تألیفی عامه پسند است که بخش اعظم آن از تحقیقات شرق شناسان اروپایی اقتباس شده است ( د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا). تاریخ التمدن الاسلامی افزون بر بیان و تحلیل رویدادها به بررسی نظام خلافت و سازمانهای اداری و مظاهر تمدنی و زندگی اجتماعی و فرهنگی پرداخته است . سلسله درسهای شیخ محمد خُضَری (متوفی ١٣٠٦ ش ) استاد دانشگاه مصر، از جمله تاریخ الامم الاسلامیة (مصر: الجامعة المصریة )، نظری به تحقیقات خاورشناسان ندارد و بیشتر تاریخ سیاسی ـ اداری اسلامی است که با وجود بیان تحلیلی ، گاه جانبدارانه است .
احمد امین (متوفی ١٣٣٣ش )، نویسنده و مورخ مصری ، کتابهای تاریخی متعددی تألیف کرد که مهمترین آنها فجرالاسلام (ج ١، قاهره ١٩٢٨) و ضُحی الاسلام (مصر ١٣٥١ـ ١٣٥٥/ ١٩٣٣ـ ١٩٣٦، ٣ ج ) و ظهرالاسلام (مصر ١٣٦٤ـ ١٣٧٣/ ١٩٤٥ـ ١٩٥٣، ٤ ج ) است و در آنها به بررسی حیات فکری و دینی و اجتماعی اسلامی از منظری نو و کمابیش تحقیقی پرداخته است . این کتابها تأثیر بسیاری بر جهت دهی مطالعات اسلامی و تطور آن داشت و مورد توجه و نقد دانشمندان شرق و غرب قرار گرفت (عقّاد، ص ٤٩، ٨٠، پانویس ٢). کتاب دیگر او زعماء الاصلاح فی العصر الحدیث (مصر ١٩٤٨) است که در آن اصلاح طلبان شرقی در دورة معاصر را معرفی می کند. این کتاب تمایلات اصلاح گرایانة او را نشان می دهد. پاره ای دیدگاههای تعصب آلود احمد امین ، که علمای شیعه از آن انتقاد کرده اند ( ((ر.ک.ب))امین ، ص ٢٦٣ـ ٢٦٥)، اعتبار علمی آثار او را مخدوش می سازد. افزون بر این ، نویسندگانی به نقد آرای او پرداخته اند، از جمله زکی مبارک ، ادیب و ناقد معاصر وی ، در سلسله مقالاتی با عنوان جنایة احمد امین علی الادب العربی ، از آرای او در زمینة تاریخ و ادبیات عرب بشدت انتقاد کرده است (رجوع کنید به زکی مبارک ، ص ٦٧، ٧٧، ٢٣٣ـ٢٣٤، ٢٤٣ـ ٢٤٤، ٢٥٥ـ ٢٦٣).
کتاب حیاة محمد (قاهره ١٩٣٥) تألیف محمدحسین هیکل (متوفی ١٣٣٥ش )، روزنامه نگار و مورخ و سیاستمدار مصری (رجوع کنید به زرکلی ، ج ٦، ص ١٠٧)، نخستین سیرة تحلیلی پیامبر اکرم با دیدگاهی علمی است و نظری انتقادی به آرای مستشرقان دارد.
آثار عباس محمود عقّاد (متوفی ١٣٤٣ش )، ادیب مصری ، آثاری تاریخی با صبغة ادبی است ، مانند عَبقریّة محمد و عبقریّة الامام علی و عبقریّة عمر ، فاطمة الزهراء و الفاطمیّین ، ابوالشهداء حسین بن علی . عقّاد در پاره ای دیگر از آثار خود، مانند الاسلام فی القرن العشرین ، به بررسی تاریخ معاصر کشورهای اسلامی و نهضتهای دینی و اصلاح طلبانه پرداخته است .
تاریخ الاسلام السیاسی (قاهره ١٩٣٥ـ١٩٦٧، ٤ ج ) تألیف حسن ابراهیم حسن (متوفی ١٣٤٧ش ؛
رجوع کنید به زرکلی ، ج ٢، ص ١٧٨ـ١٧٩)، شرحی نو از تاریخ اسلام از آغاز تا سقوط بغداد در ٦٥٦ است و افزون بر تحلیل و تفسیر رویدادهای سیاسی ، فصلهایی را در مسائل دینی و فرهنگی و سازمانهای اداری و اوضاع اقتصادی و اجتماعی در بر دارد که برگرفته از منابع اسلامی و آثار و دیدگاههای خاورشناسان است .
طه حسین (متوفی ١٣٥٢ش )، ادیب مصری و مبدع افکار و روشهایی نو در ادب عربی ، در ١٣٠٥ش کتاب فی الشعر الجاهلی را به روش انتقادی غربی و با قضاوتهای تند و تردید جدّی در اصالت شعر کهن عرب ، و بالمآل پاره ای اطلاعات تاریخی ، منتشر کرد که بحرانی بزرگ را بر ضد او و دانشگاه مصر برانگیخت و مؤلفان بسیاری ، از جمله شکیب ارسلان و مصطفی صادق رافعی و ناصرالدین اسد، بشدت از او انتقاد کردند (رجوع کنید به عقّاد، ص ٥٣ ـ٥٤؛
جندی ، ص ١٦، ١٧٧ـ١٩٧). طه حسین در مرآة الاسلام به طور خلاصه به تاریخ جاهلیت ، زندگانی پیامبر، ظهور و انتشار اسلام و پیشرفت و انحطاط مسلمین پرداخته است (مصر ١٩٥٩). در الفتنة الکبری (مصر ١٩٤٧ـ١٩٥٣) نیز با سبکی ادبی و تحلیلی و گاه محتاطانه دورة ناآرام خلافت را در عهد عثمان ، حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام بررسی کرده است .
حسین مونس (متوفی ١٣٧٥ش )، مورخ مصری ، حوزة مطالعات خود را عمدتاً به تاریخ اندلس و مغرب و تاریخ عمومی اسلام اختصاص داده است (اباظه و مالح ، ص ٨٢). از آثار مهم اوست : فجر الاندلس (قاهره ١٩٥٩)، معالم تاریخ المغرب و الاندلس (قاهره ١٩٨٠)، تاریخ الجغرافیة و الجغرافیّین فی الاندلس (قاهره ١٩٨٦) و اطلس تاریخ الاسلام (قاهره ١٩٨٧). وی در دراسات فی السیرة النبویة (قاهره ١٩٨٨) به تحلیل زندگانی پیامبر اسلام پرداخته است .
مورخان دیگری مانند محمد عزة دَروَزه در سیرة الرسول صور مقتبسة من القرآن الکریم (قاهره ١٩٦٥) و صالح احمد علی در الدولة فی عهد الرسول (بغداد ١٩٨٨) در بارة سیرة رسول اکرم تحقیق کرده اند. متفکر و نویسندة بزرگ مصری ، محمد غزالی (متوفی ١٣٧٥ ش )، در فقه السیرة به نقد و بررسی اسناد و احادیث راجع به سیره پرداخته و ضمن پایبندی به سبک مستند قدیم ، کوشیده است روایتی یکپارچه و مرتبط تدوین نماید و حوادث را تعلیل کند و سیرة پیامبر را به منزلة درسی تربیتی و الهام بخش برای حرکت جوامع امروز اسلامی مطرح نماید.
در مصر به تاریخ دورة اخیر نیز توجه شده است . از مهمترین کتابها در بارة تاریخ سدة سیزدهم و چهاردهم اینهاست : آثار عبدالرحمان رافعی (متوفی ١٣٤٥ش ) مانند تاریخ الحرکة القومیة و تطور نظام الحکم فی مصر (قاهره ١٩٢٩) و ثورة سنة ١٩١٩ و تاریخ مصر القومی من سنة ١٩١٤ الی سنة ١٩٢١ (قاهره ١٩٥٥)؛
آثار محمد شفیق غُربال (متوفی ١٣٤٠ش ) مانند بدایة المسألة المصریة وظهور محمدعلی و المفاوضات البریطانیة من الاحتلال الی معاهدة ٣٦ ؛
تألیفات محمد صبری (متوفی ١٣٥٧ش ) از جمله تاریخ مصر من محمدعلی الی العصر الحدیث (قاهره ١٤١١)؛
و نوشته های محمد انیس (متوفی ١٣٦٥ش ) مانند الاهتمام البریطانی بمصر فی القرن الثامن عشر (رجوع کنید به زرکلی ، ج ٦، ص ١٥٩، ١٦٧؛
د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا؛
اباظه و مالح ، ص ٢٢٢).
در عراق مطالعات عمیقی در بارة تاریخ اسلام شده است . مصطفی جواد (متوفی ١٣٤٨ش )، ادیب و لغوی و مورخ عراقی ، آثار بسیاری در موضوعات تاریخی تألیف و تصحیح کرد که گویای دیدگاه انتقادی و دقت و تتبع کم نظیر اوست (رجوع کنید به بکاء، ص ٢٦ـ٣٤، ٥٩ ـ ٦٥، ٨٠ ـ ٨٨، ١٨١). کتاب دلیل خارطة بغداد المفصّل نمونه ای از آثار تحقیقی اوست که با مشارکت احمد سوسه فراهم آورده است (بغداد ١٩٥٨).
استمرار سنّت تاریخ نگاری را با شرح سالشمار رویدادهای مهم و وفیات بزرگان ، در اثر مفصّل عباس عَزّاوی (متوفی ١٣٥٠ ش ) یعنی تاریخ العراق بین احتلالَین ، می توان دید که در بارة تاریخ عراق از استیلای مغول (٦٥٦) تا پایان حاکمیت عثمانی (١٣٣٥)، با مراجعه به منابع گوناگون و بیانی نو، بحث کرده است (بغداد ١٩٣٥ـ١٩٥٦، ٨ ج ).
جوادعلی (متوفی ١٣٦٦ش )، محقق عراقی ، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام را نوشت که اثری سترگ در تاریخ کهن عرب و دورة جاهلیت با نظر به جنبه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و دینی است . وی برای تألیف این کتاب به تحقیقی وسیع پرداخته و از تحقیقات خاورشناسان و یافته های باستان شناسان نیز بهره گرفته است (بیروت ١٩٧٠، ١٠ ج ). جواد علی تاریخ العرب فی الاسلام را به منزلة دنبالة این کتاب نوشت (رجوع کنید به ص ٣).
صالح احمد علی ، مورخ عراقی ، کتابهای تحقیقی متعددی تألیف کرده که از آن جمله است : محاضرات فی تاریخ العرب (بغداد ١٩٥٤) در بارة دولتهای عربی قبل از اسلام و نظام بدوی آنان و سیرة پیامبر و دعوت اسلامی در مکه ؛
خِطَط البصرة و منطقتها (بغداد ١٤٠٦/ ١٩٨٦) که موضوع آن موضع نگاری و شرح ویژگیهای شهری در سده های نخست اسلامی است ؛
الخراج فی العراق فی العهود الاسلامیة الاولی که در آن وضع مالی عراق در سده های نخست اسلامی بررسی شده است (بغداد ١٤١٠/ ١٩٩٠).
تاریخ العراق الاقتصادی تألیف عبدالعزیز دوری را باید اثری پیشگام در زمینة تاریخ اقتصادی عراق شمرد (بغداد ١٩٤٨). دوری در دیگر تحقیقات تاریخی خود، مانند مقدمة فی تاریخ صدر الاسلام (چاپ دوم ، بیروت ١٩٦٠) و بحث فی نشأة علم التاریخ عندالعرب (چاپ دوم ، بیروت ١٩٩٣)، موضوع تدوین اخبار و روایات تاریخی و شکل گیری مکتبهای تاریخ نگاری اسلامی را بررسی کرده است .
پژوهشگران و مورخان معاصر شامی نیز وارث سنّتی دیرین در تاریخ نگاری اند. امیرشکیب ارسلان (متوفی ١٣٢٥ش )، ادیب و دولتمرد و مورخ لبنانی ، پس از مسافرتهای بسیار به کشورهای اروپایی و عربی ، کتابهای متعددی در بارة تاریخ اسلام با توجه به وضع کنونی جهان اسلام تألیف کرد، از جمله لماذا تأخّر المسلمون و حاضر العالم الاسلامی . وی در بارة تاریخ اسلام در اروپا نیز کتابهایی نوشت ، از جمله دو کتاب الحُلَل السُندسیة فی الرحلة الاندلسیة ، و غزوات العرب فی فرنسة و شمالی ایطالیة و فی سویسرة (رجوع کنید به زرکلی ، ج ٣، ص ١٧٣ـ١٧٤).
محمد کُردعلی (متوفی ١٣٣٢ش )، مورخ سوری ، با الهام گرفتن از نوعی تواریخ جغرافیایی به نام «خطط »، خِطط الشام را در تاریخ و تمدن سوریه و فلسطین از دیرباز تا امروز تألیف کرد (رجوع کنید به ج ١، ص ١ـ٦). از دیگر آثار مهم اوست : الاسلام والحضارة العربیّة (قاهره ١٣٥٣، ٢ ج )، مذکّرات حاوی خاطرات و یادداشتهای وی (دمشق ١٣٦٧ـ١٣٧٠، ٤ ج )، کنوز الاجداد (دمشق ١٣٦٩/١٩٥٠) و المعاصرون (دمشق ١٤٠١/١٩٨٠) در سرگذشت علما و مورخان قدیم اسلامی و دانشمندان و مستشرقان معاصر.
دیگر محقق و مورخ دمشقی ، شیخ محمداحمد دهمان (متوفی ١٣٦٧ش )، آثاری تحقیقی در تاریخ دمشق پدید آورد، از جمله فی رحاب دمشق (دمشق ١٤٠٢/ ١٩٨٢) و ولایة دمشق فی عهد الممالیک (دمشق ١٤٠٤). سامی دَهّان تحقیقات تاریخی ارزنده ای ، از جمله تصحیح متون کهن ، کرده و حسین عطوان در آثاری مانند الروایة التاریخیة فی بلاد الشام فی العصر الاموی (بیروت ١٩٨٦)و روایة الشامیّین للمغازی و السیر فی القرنین الاول و الثانی الهجریَّین (بیروت ١٩٨٦) در بارة تاریخ نگاری در شام طی سده های نخستین بحث کرده است . سهیل زکّار متون تاریخی بسیاری تصحیح یا گردآوری کرده است . امارة حلب (دمشق : دارالکتاب العربی ) او بررسی تاریخ سیاسی و اجتماعی و دینی حلب در سالهای ٣٩٢ تا ٤٨٧ است .
از فلسطین نیز مورخانی برخاسته اند. محمد عزة دَروَزه ، تاریخ الجنس العربی را در بارة تاریخ کهن عرب و دولتهای اسلامی عربی منتشر کرد (بیروت : المکتبة العصریة ، ١٣ قسمت ). وی در العرب و العروبة نیز به شرح قبایل و دولتهای عربی حاکم در سرزمینهای اسلامی پرداخت (دمشق ١٩٥٩ـ١٩٦٠، ٣ ج ). عبدالوهاب کَیّالی (متوفی ١٣٦٠ش ) در تاریخ فلسطین الحدیث ، تاریخ جدید فلسطین را با مراجعه به اسناد خارجی و منابع عربی فراهم کرد (بیروت ١٩٧٠). تألیفات مصطفی مراد دباغ (متوفی ١٣٦٨ ش ) گسترة وسیعی از تاریخ و جغرافیای سرزمین فلسطین را در برمی گیرد، از آن آثار اوست : الموجز فی تاریخ فلسطین منذ اقدم الازمنة حتی الیوم ، الموجز فی تاریخ الدول الاسلامیة و عهودها فی بلادنا فلسطین (بیروت ١٤٠١/ ١٩٨١، ٢ ج )، بلادنا فلسطین (چاپ دوم ، بیروت ١٩٧٣، ١١ ج ) و القبائل العربیة و سلائلها فی فلسطین (بیروت ١٩٧٩). آثار تحقیقی احسان عباس ، محقق فلسطینی ، نیز در بر گیرندة تاریخ و جغرافیا و ادبیات پیش و پس از اسلام است .
امروزه مورخان بسیاری در کشورهای اسلامی به تحقیق و تألیف می پردازند و تاریخ نگاری اسلامی یکی از بارونقترین دوره های خود را می گذراند.
نیز رجوع کنید به بخش ٤: تاریخ نگاری شیعیان *
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) امیرحسین آریانپور، «ابن خلدون پیشاهنگ جامعه شناسی »، سهند ، دفتر اول (بهار ١٣٤٩)؛
(٣) نزار اباظه و محمدریاض مالح ، اتمام الاعلام : ذیل لکتاب الاعلام لخیرالدین الزرکلی ، بیروت ١٩٩٩؛
(٤) ابن ابی الدَّم ، التاریخ الاسلامی المعروف باسم التاریخ المظفری ، چاپ حامد زیان غانم زیان ، قاهره ١٩٨٩؛
(٥) ابن ابی حاتم ، کتاب الجرح و التعدیل ، حیدرآباد دکن ١٣٧١ـ١٣٧٣/١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٦) ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، ( بی تا. ) ؛
(٧) همو، التاریخ الباهر فی الدولة الاتابکیّة ، چاپ عبدالقادر احمد طلیمات ، قاهره ( ١٩٦٣ ) ؛
(٨) همو، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(٩) ابن ازرق ، تاریخ الفارقی ، چاپ بدوی عبداللطیف عوض ، قاهره ١٣٧٩/ ١٩٥٩؛
(١٠) ابن اعثم کوفی ، کتاب الفتوح ، ج ١ و ٢، حیدرآباد دکن ١٣٨٨ـ١٣٨٩/١٩٦٨ـ١٩٦٩؛
(١١) ابن تغری بردی ، المنهل الصافی ، ج ١، چاپ احمد یوسف نجاتی ، قاهره ١٣٧٥/ ١٩٥٦؛
(١٢) ابن حبیب ، تذکرة النبیه فی ایام المنصور و بنیه ، چاپ محمد محمدامین ، قاهره ١٩٧٦ـ١٩٨٦؛
(١٣) ابن حجر عسقلانی ، انباء الغمر بأبناء العمر ، ج ١، چاپ محمد احمد دهمان ، دمشق ١٣٩٩؛
(١٤) همو، تهذیب التهذیب ، حیدرآباد دکن ١٣٢٥ـ١٣٢٧؛
(١٥) همو، الدررالکامنة فی اعیان المائة الثامنة ، حیدرآباد دکن ١٣٩٣/ ١٩٧٣؛
(١٦) همو، ذیل الدرر الکامنة ، چاپ عدنان درویش ، قاهره ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(١٧) ابن خلدون ؛
(١٨) ابن خلّکان ؛
(١٩) ابن دیبع ، کتاب قُرّة العیون بأخبار الیمن المیمون ، چاپ محمدبن علی اکوع ، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٨؛
(٢٠) ابن رجب ، کتاب الذیل علی طبقات الحنابلة ، بیروت ١٣٧٢؛
(٢١) ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر ، چاپ ادوارد زاخاو، لیدن ١٣٢١ـ١٣٤٧/ ١٩٠٤ـ١٩٤٠، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٢) همان : الطبقات الکبری ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٣) ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٢٤) ابن صقاعی ، تالی کتاب وفیات الاعیان ، چاپ ژاکلین سوبله ، دمشق ١٩٧٤؛
(٢٥) ابن صیرفی ، نزهة النفوس والابدان فی تواریخ الزمان ، چاپ حسن حبشی ، ج ١، ( قاهره ) ١٩٧٠؛
(٢٦) ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب ، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره ( ١٣٨٠/ ١٩٦٠ ) ؛
(٢٧) همو، جامع بیان العلم و فضله و ماینبغی فی روایته و حمله ، قاهره ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢٨) ابن عبری ، تاریخ مختصرالدول ، چاپ انطون صالحانی یسوعی ، بیروت ١٩٥٨؛
(٢٩) ابن فوطی ، تلخیص مجمع الا´داب فی معجم الالقاب ، ج ٤، قسم ١، چاپ مصطفی جواد، دمشق ١٩٦٢، ج ٥، چاپ محمد عبدالقدوس قاسمی ، لاهور ١٣٥٩/ ١٩٤٠؛
(٣٠) ابن قاضی شهبه ، طبقات الشافعیة ، چاپ حافظ عبدالعلیم خان ، حیدرآباد دکن ١٣٩٨ـ١٤٠٠/ ١٩٧٨ـ١٩٨٠؛
(٣١) ابن قتیبه ، المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره ١٩٦٠؛
(٣٢) ابن قلانسی ، تاریخ دمشق ، چاپ سهیل زکار، دمشق ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٣٣) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، چاپ احمد ابوملحم و دیگران ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٣٤) ابن مجاور، صفة بلادالیمن و مکة و بعض الحجاز، المسماة تاریخ المستبصر ، چاپ اسکار لوفگرن ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٣٥) ابن میَسَّر، اخبار مصر ، ج ٢، چاپ هانری ماسه ، قاهره ١٩١٩؛
(٣٦) ابن ندیم ؛
(٣٧) ابن واصل ، مفرج الکروب فی اخبار بنی ایّوب ، ج ٤، چاپ حنین محمد ربیع ، قاهره ( ١٩٧٢ ) ؛
(٣٨) ابن هشام ، خلاصة سیرت رسول اللّه ( ص )، تلخیص و انشای شرف الدین محمدبن عبداللّه بن عمر، چاپ اصغر مهدوی و مهدی قمی نژاد، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٣٩) همو، سیرت رسول اللّه ص ، ترجمه و انشای رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی ، چاپ اصغر مهدوی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٤٠) همو، کتاب التیجان فی ملوک حمیر ، صنعاء ?( ١٩٧٩ ) ؛
(٤١) اسماعیل بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر: تاریخ ابی الفداء ، بیروت : دارالمعرفه ، ( بی تا. ) ؛
(٤٢) ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، قاهره ١٣٨٣، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٤٣) همو، مقاتل الطالبیـّین ، چاپ احمد صقر، قاهره ١٣٦٨/ ١٩٤٩؛
(٤٤) ابوزرعه دمشقی ، تاریخ ابی زرعة الدمشقی ، چاپ شکراللّه قوچانی ، ( دمشق ، بی تا. ) ؛
(٤٥) احمدبن عبداللّه ابونعیم ، کتاب ذکر اخبار اصبهان ، چاپ سون ددرینگ ، لیدن ١٩٣١ـ١٩٣٤، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٤٦) احمد امین ، حیاتی ، قاهره ١٩٦٦؛
(٤٧) علی بن حسین باخرزی ، دمیة القصر و عصرة أهل العصر ، چاپ محمد تونجی ، ج ١، دمشق ?( ١٣٩١/١٩٧١ ) ؛
(٤٨) کارل بروکلمان ، تاریخ الادب العربی ، ج ٢ و ٣، نقله الی العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ١٩٧٤؛
(٤٩) محمد عبدالمطلب بکاء، مصطفی جواد: حیاته و منزلته العلمیة ، بغداد ١٩٨٩؛
(٥٠) رسول جعفریان ، منابع تاریخ اسلام ، قم ١٣٧٦ ش ؛
(٥١) انور جندی ، طه حسین : حیاته و فکره فی ضوءالاسلام ، قاهره ١٣٩٧/ ١٩٧٧؛
(٥٢) حاجی خلیفه ؛
(٥٣) علی بن ناصر حسینی ، کتاب اخبار الدولة السلجوقیة ، چاپ محمد اقبال ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٥٤) ساطع حصری ، دراسات عن مقدمة ابن خلدون ، ( قاهره ) ١٩٥٣؛
(٥٥) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء علیهم الصلاة والسلام ، بیروت : دارمکتبة الحیاة ، ( بی تا. ) ؛
(٥٦) علی بن حسن خزرجی ، العقود اللؤلؤیّة فی تاریخ الدولة الرسولیة ، ج ١، چاپ محمد بسیونی عسل ، ج ٢، چاپ محمدبن علی اکوع ، صنعاء ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٥٧) خطیب بغدادی ؛
(٥٨) خلیفه بن خیاط ، کتاب الطبقات ، روایة موسی بن زکریا تستری ، چاپ اکرم ضیاء عمری ، بغداد ( ١٩٦٧ ) ؛
(٥٩) عبدالعزیز دوری ، بحث فی نشأه علم التاریخ عندالعرب ، بیروت ١٩٩٣؛
(٦٠) حسین بن محمد دیاربکری ، تاریخ الخمیس فی احوال انفس نفیس ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛
(٦١) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، السیرة النبویة ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٤؛
(٦٢) همو، سیر اعلام النبلاء ، چاپ شعیب ارنؤوط و دیگران ، بیروت ١٤٠١ـ ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ ١٩٨٨؛
(٦٣) احمدبن عبداللّه رازی ، تاریخ مدینة صنعاء ، چاپ حسین بن عبداللّه عمری ، صنعاء ١٤٠١/١٩٨١؛
(٦٤) فرانتس روزنتال ، تاریخ تاریخ نگاری در اسلام ، ترجمة اسداللّه آزاد، مشهد ١٣٦٥ ش ؛
(٦٥) زبیربن بکار، الاخبار الموفقیات ، چاپ سامی مکی عانی ، بغداد ١٩٧٢؛
(٦٦) مصعب بن عبداللّه زبیری ، کتاب نسب قریش ، چاپ لوی پرووانسال ، قاهره ١٩٥٣؛
(٦٧) زرکلی ؛
(٦٨) عباس زریاب خویی ، سیرة رسول اللّه ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٦٩) محمد زکی مبارک ، جنایة احمد امین علی الادب العربی ، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
(٧٠) جرجی زیدان ، تاریخ التمدن الاسلامی ، چاپ حسین مونس ، قاهره : دارالهلال ، ( بی تا. ) ؛
(٧١) سبط ابن جوزی ، مرآة الزمان فی تاریخ الاعیان ، ج ٨ ، قسم ١، حیدرآباد دکن ١٣٧٠/ ١٩٥١؛
(٧٢) همان ، چاپ علی سویم ، آنکارا ١٩٦٨؛
(٧٣) همان ، سفر اول ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٧٤) محمدبن عبدالرحمان سخاوی ، الاعلان بالتوبیخ لمن ذمَّ التاریخ ، چاپ فرانتس روزنتال ، بغداد ١٣٨٢/ ١٩٦٣؛
(٧٥) همو، التحفة اللطیفة فی تاریخ المدینة الشریفة ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٧٦) همو، الضوء اللامع لاهل القرن التاسع ، قاهره ( ١٣٥٤ـ ١٣٥٥ ) ؛
(٧٧) حمزه بن یوسف سهمی ، تاریخ جرجان ، او، کتاب معرفة علماء اهل جرجان ، حیدرآباد دکن ١٣٦٩/ ١٩٥٠؛
(٧٨) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، نظم العقیان فی اعیان الاعیان ، چاپ فیلیپ حتی ، نیویورک ١٩٢٧؛
(٧٩) محمد مهدی شمس الدین ، حرکت تاریخ از دیدگاه امام علی ( ع )، ترجمة محمدرضا ناجی ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(٨٠) محمدباقر صدر، المدرسة القرآنیة ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٨١) خلیل بن ایبک صفدی ، اعیان العصر و اعوان النصر ، چاپ علی ابوزید و دیگران ، دمشق ١٤١٨/١٩٩٨؛
(٨٢) همو، الوافی بالوفیات ، ویسبادن ١٩٦٢ـ١٩٧٩؛
(٨٣) طباطبائی ؛
(٨٤) طبری ، تاریخ (بیروت )؛
(٨٥) همان ، ج ١١، المنتخب من کتاب ذیل المذیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٨٦) محمدبن حسن طوسی ، الفهرست ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٨٠؛
(٨٧) عباس عزّاوی ، تاریخ العراق بین احتلالین ، بغداد ١٣٥٣ـ١٣٧١/ ١٩٣٥ـ١٩٥٦، چاپ افست قم ١٣٦٩ ش ؛
(٨٨) همو، التعریف بالمورخین ، ج ١: فی عهد المغول و الترکمان ، بغداد ١٣٧٦/ ١٩٥٧؛
(٨٩) عامر عقّاد، احمد امین : حیاته و ادبه ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٩٠) جواد علی ، تاریخ العرب فی الاسلام : السیرة النبویة ، بغداد ١٩٦١؛
(٩١) همو، «موارد تاریخ الطبری »، مجلة المجمع العلمی العراقی ، ج ١ (١٣٦٩)؛
(٩٢) همو، «موارد تاریخ المسعودی »، سومر ، ج ٢٠، ش ١ و ٢ (١٩٦٤)؛
(٩٣) علی بن ابی طالب (ع )، امام اول ، نهج البلاغه ، ترجمة جعفر شهیدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٩٤) محمدبن محمد عمادالدین کاتب ، خریدة القصر و جریدة العصر ، ج ١، قسم شعراء العراق ، جزء ١، چاپ محمد بهجة اثری ، ( بغداد ) ١٣٧٥/ ١٩٥٥؛
(٩٥) عماره بن علی عماره یمنی ، تاریخ الیمن المسمَّی المفید فی أخبار صنعاء و زبید ، چاپ محمدبن علی اکوع ، صنعاء ١٩٨٥؛
(٩٦) محمد عبداللّه عنان ، مؤرّخو مصر الاسلامیّة و مصادر التاریخ المصری ، قاهره ١٣٨٨/١٩٦٩؛
(٩٧) عبدالقادربن شیخ عیدروس ، تاریخ النور السافر عن اخبار القرن العاشر ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٩٨) نجم الدین محمدبن محمد غزی ، الکواکب السائرة باعیان المئة العاشرة ، چاپ جبرائیل سلیمان جبور، بیروت ١٩٧٩؛
(٩٩) همو، لطف السمر و قطب الثمر: من تراجم اعیان الطبقه الأولی من القرن الحادی عشر ، چاپ محمود شیخ ، دمشق : وزارة الثقافة و الارشاد القومی ، ( بی تا. ) ؛
(١٠٠) محمدبن احمد فاسی ، العقد الثمین فی تاریخ البلد الأمین ، چاپ محمد عبدالقادر احمد عطا، بیروت ١٤١٩/١٩٩٨؛
(١٠١) یوسف بن سفیان فسوی ، المعرفة والتاریخ ، چاپ خلیل منصور، بیروت ١٤١٩/١٩٩٩؛
(١٠٢) علی بن یوسف قفطی ، تاریخ الحکماء، و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء ، چاپ لیپرت ، لایپزیگ ١٩٠٣؛
(١٠٣) احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی ، قاهره ?( ١٣٨٣/١٩٦٣ ) ؛
(١٠٤) همو، قلائد الجمان فی التعریف بقبائل عرب الزمان ، چاپ ابراهیم ابیاری ، قاهره ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(١٠٥) محمد کردعلی ، خطط الشام ، بیروت ١٣٨٩ـ١٣٩٢/ ١٩٦٩ـ١٩٧٢؛
(١٠٦) علی باشا مبارک ، الخطط التوفیقیة الجدیدة لعصر القاهرة ، قاهره ١٩٨٠ـ١٩٨٣؛
(١٠٧) محمدامین بن فضل اللّه محبی ، خلاصة الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛
(١٠٨) محمد بدری فهد، شیخ الاخباریین ابوالحسن مدائنی ، نجف ١٩٧٥؛
(١٠٩) محمدخلیل بن علی مرادی ، سِلک الدُرر فی اعیان القرن الثانی عشر ، بولاق ١٢٩١ـ١٣٠١، چاپ افست بغداد ( بی تا. ) ؛
(١١٠) محمدبن محمد مراکشی ، الذیل والتکملة لکتابی الموصل و الصلة ، سفر پنجم ، قسم ١، چاپ احسان عباس ، بیروت ?( ١٩٦٥ ) ؛
(١١١) یوسف بن عبدالرحمان مزّی ، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال ، چاپ بشار عوّاد معروف ، بیروت ١٤٠٣ـ ١٤٠٥/ ١٩٨٣ـ ١٩٨٥؛
(١١٢) محمدبن عبیداللّه مُسَبّحی ، اخبار مصر ، ج ٤٠، چاپ ایمن فؤاد سید و تیاری بیانکی ، قاهره ١٩٧٨؛
(١١٣) مسعودی ، تنبیه ؛
(١١٤) همو، مروج (بیروت )؛
(١١٥) شاکر مصطفی ، التاریخ العربی و المورخون ، ج ١، بیروت ١٩٨٣؛
(١١٦) مرتضی مطهری ، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ، ج ٥ : جامعه و تاریخ ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١١٧) مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء و التاریخ ، چاپ کلمان هوار، پاریس ١٨٩٩ـ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٩٦٢؛
(١١٨) احمدبن علی مقریزی ، اتعاظ الحنفا بأخبار الائمة الفاطمیین الخلفا ، ج ١، چاپ جمال الدین شیّال ، قاهره ١٣٨٧/ ١٩٦٧؛
(١١٩) همو، دُرر العقود الفریدة فی تراجم الاعیان المفیدة ، قسم ١، چاپ عدنان درویش و محمد مصری ، دمشق ١٩٩٥؛
(١٢٠) همو، السلوک لمعرفة دول الملوک ، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٢١) محسن مهدی ، فلسفة تاریخ ابن خلدون ، ترجمة مجید مسعودی ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٢٢) عبدالجبار ناجی ، اسهامات مؤرخی البصرة فی الکتابة التاریخیة حتی القرن الرابع الهجری ، بغداد ١٩٩٠؛
(١٢٣) محمدرضا ناجی ، تاریخ و تمدن اسلامی در قلمرو سامانیان ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(١٢٤) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(١٢٥) نعمان بن محمد، کتاب معدن الجواهر بتاریخ البصرة و الجزائر ، چاپ محمد حمیداللّه ، اسلام آباد ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(١٢٦) یحیی بن شرف نووی ، تهذیب الاسماء و اللغات ، مصر: ادارة الطباعة المنیریة ، ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٢٧) احمدبن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، قاهره ( ١٩٢٣ـ ١٩٥٥ ) ؛
(١٢٨) محمدبن عبدالملک همدانی ، تکملة تاریخ الطبری ، ج ١، چاپ البرت یوسف کنعان ، بیروت ١٩٦١؛
(١٢٩) عبداللّه بن اسعد یافعی ، مرآة الجنان و عبرة الیقظان ، چاپ خلیل منصور، بیروت ١٤١٧/ ١٩٩٧؛
(١٣٠) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٩٣؛
(١٣١) محمدبن حاتم یامی همدانی ، السمط الغالی الثمن فی اخبار الملوک من الغزّ بالیمن ، چاپ رکس سمث ، لندن ١٩٧٤؛
(١٣٢) یعقوبی ؛
(١٣٣) عبدالباقی بن عبدالمجید یمانی ، بهجة الزّمن فی تاریخ الیمن ، چاپ عبداللّه محمد حبشی و محمد احمد سنبانی ، صنعاء ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(١٣٤) EI ١ , s.v. " A l- Kalb ¦â " (by Brockelmann);
(١٣٥) EI ٢ , s.vv. "Aba ¦n B . ـ Uthma ¦n" (by K.V. Zetterstإen), "Ibn Kath ¦âr, ـ Ima ¦d A l- D ¦ân" (by H. Laoust), "Ta'r ¦âkh. II : Historical writing. ١. In the Arab world. (d) The ١٩th and ٢٠th centuries (by R.S. Humphreys).
/ محمدرضا ناجی /
٤) تاریخ نگاری شیعیان . این مقاله شامل این قسمتهاست :
الف ) موجبات و انگیزه ها
ب ) سیره و مغازی پیامبر اکرم
ج ) سیرة امام علی و تک نگاشتهای خبری
د) تاریخ اهل بیت
ه ) تاریخهای عمومی و دودمانی
و) تاریخهای محلی
ز) کتب انساب
ح ) کتب طبقات و رجال
الف ) موجبات و انگیزه ها. تألیف نخستین کتابهای تاریخی و فقهی را به اصحاب نزدیک امامان شیعه و به طور خاص به سدة اول و روزگار نزدیک به امام علی علیه السلام نسبت می دهند (برای مثال رجوع کنید به ابن ندیم ، ص ٢٧٥؛
طوسی ، ١٣٥١، ص ٣٨، ١٠٧؛
نجاشی ، ص ٦). آیات قرآن و تعالیم نبوی و رهنمودهای ائمه ، خصوصاً امام علی ، بیشترین تأثیر را در توجه اصحاب به تاریخ داشت و الگوبرداری از رفتارهای فردی و اجتماعی پیشوایان دین ، انگیزة روایت و تدوین و تألیف سیرة آنان شد. اهل بیت علیهم السلام تعلیم و روایت سیرة پیامبر اکرم را به منزلة اسوه ای نیکو، با جدّیت دنبال می کردند ( ((ر.ک.ب))صالحی شامی ، ج ٤، ص ٢٠). سیرة امام علی و سخنان آن حضرت نیز منبعی سرشار و الهام بخش گردید. توجه امام علی علیه السلام به تاریخ و نمود آن در سخنان حضرت ، استمرار عنایت قرآن کریم به سرگذشت امتهای پیشین است و آن حضرت ، مانند قرآن ، با دیدی انتقادی و با اهداف تعلیمی و تربیتی به تاریخ نگریسته و از این رهگذر به سیرة انبیا (برای مثال رجوع کنید به نهج البلاغه ، خطبة ١٦٠)، وضع ملتها پیش از بعثت و عربِ روزگار جاهلیت ( ((ر.ک.ب))همان ، خطبه های ١، ٢، ٢٦، ٣٣، ٨٩)، سیرة پیامبر اسلام ( ((ر.ک.ب))همان ، خطبه های ١٦٠، ١٩٢، ١٩٤، و نامة ٩) و سیرة شخصی و نیز رویدادهای پس از پیامبر اسلام (برای مثال رجوع کنید به همان ، خطبه های ٣، ١٩٢) پرداخته است . همین توجه به تاریخ انبیا و سیرة پیامبر سرمشق و سرچشمة تاریخ نگاری شیعیان شد. افزون بر این ، سیرة امام علی و اهل بیت علیهم السلام ، به منزلة جانشینان بر حق پیامبر و نمایندگان اسلام راستین موضوع تألیفات و تک نگاریهای
بسیار گردید. هدف از تألیف چنین آثاری ، از یک سو مبارزه با انحرافها و بدعتها و از سوی دیگر ارائة اسلام از منظر اهل بیت بود. موضوعات این کتابها، که بسیاری از آنها به دلایل سیاسی و فرقه ای از بین رفته ، اینهاست : سیره و مغازی پیامبر اکرم و ابعاد شخصیت و خصایص آن حضرت ، سقیفه ، ردّه ، شورا، اخبار فاطمه سلام اللّه علیها، مقتل عثمان ، سیرة علی علیه السلام و جنگهای دوران خلافت ایشان و قضاوتها
و مقتل آن حضرت ، واقعة حکمیت ، مقتل امام حسین علیه السلام ، سیرة صحابة پیامبر و صحابة حضرت علی
مانند سلمان و ابوذر و حُجربن عدی ، بنی امیه و مَثالب آنان ، قیام توابین ، قیام مختار، قیامها و مَقاتل علویان مانند زیدبن علی و یحیی بن زید.
ب ) سیره و مغازی پیامبر اکرم . سیره و مغازی پیامبر اسلام چندان محل توجه نویسندگان شیعه بود که برخی ، «اصحاب مغازی » را تنها با گرایش شیعی می شناختند (رجوع کنید به یاقوت حموی ، ١٩٩٣، ج ٦، ص ٢٤١). اَبان بن عثمان احمر بَجَلی (متوفی ح ١٧٠)، از نخستین مورخان شیعه ، در کتاب بزرگ خود، المبدأ و المبعث و المغازی و الوفاة و السقیفة و الرّدّة ، بخشی مهم را به سیره و مغازی پیامبر اختصاص داد. ابوجعفر احمدبن محمدبن خالد برقی (متوفی ٢٨٠) نیز در فصلی از المحاسن با عنوان «مغازی النبی » به این موضوع پرداخت (رجوع کنید به ادامة مقاله ). ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثَقَفی (متوفی ٢٨٣) تک نگاریهایی با عنوان السیرة و المغازی داشت (طوسی ، ١٣٥١، ص ٥). ابن فَضّال علی بن حسن (متوفی ٢٩٠)، فقیه و مورخ ، در صفات النبی به تحلیل شخصیت اخلاقی پیامبر پرداخت (همان ، ص ٩٢). علی بن ابراهیم قمی ، مفسر و فقیه و مورخ و استاد کُلَینی ، المغازی را گردآورد (همان ، ص ٨٩ و پانویس ). ابن عَمّار کوفی ابوعلی احمدبن محمد (متوفی ٣٤٦) اخبار آباء النبی و فضائلهم و ایمانهم و ایمان ابی طالب را، ظاهراً با تأکید بر اعتقاد شیعیان به مؤمن بودن پدر و اجداد پیامبر، نوشت (همان ، ص ٢٩ـ٣٠). حسن بن محمدبن علی اَزْدی ، مورخ و ادیب کوفی ، الوُفود علی النبی را در بارة هیئتهایی که قبل و بعد از فتح مکه ، اطاعت قبایل خود را از فرمان پیامبر اسلام اعلام کردند، نگاشت (نجاشی ، ص ٦٥). رفتار پیامبر و ائمه علیهم السلام با مشرکان ، موضوع کتاب سیرة النبی و الائمة علیهم السلام فی المشرکین تألیف ابوعبداللّه حسین بن علی بَزَوفَری (زنده در ٣٥٢)، فقیه و محدّث عراقی ، بود (همان ، ص ٦٨). ابن بابویه محمدبن علی بن حسین قمی (متوفی ٣٨١)، محدّث و نویسندة بزرگ امامی ، کتابهایی در سیره تألیف کرد، مانند اوصاف النبی ، و کتاب فی ابی طالب و عبدالمطلب و عبداللّه و آمنة بنت وَهْب (همان ، ص ٣٩١؛
طوسی ، ١٣٥١، ص ١٥٦ـ١٥٧).
نویسندگان شیعی در بارة قصص ِ (سرگذشتِ) پیامبران نیز کتابهایی نوشته اند. بجز تألیفاتی با عنوان «المبتدأ» که حاوی داستان آفرینش و پیامبران بود (مثلاً رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ٥، ٤٨) و گاه بخشی از تاریخهای عمومی را تشکیل می داد، کتابهایی نیز با عنوان «الانبیاء» (مثلاً رجوع کنید به همان ، ص ٢٢، ١٣٨، ١٤٤) به مثابه درسهای تاریخی ـ اخلاقی و مدخلی بر سیرة نبوی تألیف می شد. قصص الانبیاء قطب الدین راوندی (متوفی ٥٧٣)، نمونه ای است که داستانهای پیامبران را به شیوة اِسنادی ، عمدتاً از ابن بابویه ، شرح کرده است . این کتاب با بخشی در سیره و معجزات و مغازی پیامبر پایان می یابد (چاپ غلامرضا عرفانیان ، مشهد ١٤٠٩).
ج ) سیرة امام علی و تک نگاشتهای خبری . سیرة امام علی علیه السلام و زندگانی سیاسی آن حضرت از سقیفه تا شهادت ، قبل از همه مورد توجه اصحاب نزدیک وی قرار گرفت و بویژه اخباریان کوفه آثار تاریخی بسیاری در قالب تک نگاشتهای خبری تألیف کردند. ابن ندیم کتابی را که سُلَیم بن قیس هلالی (متوفی ح ٧٦)، صحابی امام علی علیه السلام و از اخباریان کوفه ، نوشته و به کتاب سلیم بن قیس مشهور است ، نخستین تألیف شیعی (ص ٢٧٥) دانسته و نجاشی از آن در آثار طبقة نخست راویان و محدّثان یاد کرده است (ص ٨). کتاب سلیم را کسانی چون ابان بن ابی عَیّاش و ابراهیم بن عمریمانی از او روایت کرده اند (ابن ندیم ؛
نجاشی ، همانجاها؛
طوسی ، ١٣٥١، ص ٨١). کتاب سلیم با وجود تردیدهایی که در اصالت آن یا صحت پاره ای روایات آن ابراز شده (برای مثال رجوع کنید به مفید، ١٤١٣ ب ، ص ١٤٩ـ١٥٠؛
ابن ابی الحدید، ج ١٢، ص ٢١٦ـ٢١٧؛
خوئی ، ج ٨، ص ٢١٨ـ٢٢٧؛
تُستری ، ج ٥، ص ٢٣٢ـ٢٣٩)، در سده های متوالی تا به امروز در بین محدّثان و مورخان شهرت و تداول داشته است . این اثر اطلاعات ارزشمندی در بارة رویدادهای پس از رحلت پیامبر، احادیثی در فضایل حضرت علی و اهل بیت علیهم السلام ، و حوادث دورة نخست خلافت تا صلح امام حسن دارد (چاپ محمدباقر انصاری زنجانی خوئینی ، قم ١٣٧٨ ش ).
کتابهایی مانند قضایا امیرالمؤمنین و تسمیة مَن شهد مع امیرالمؤمنین الجمل و صِفّین و النهروان تألیف عبیداللّه بن ابی رافع ، صحابی خاص و کاتب علی علیه السلام (طوسی ، ١٣٥١، ص ١٠٧)، از قدیمترین تک نگاشتها بوده است و اکنون در دست نیست . روایات اَصبَغ بن نُباته ، صحابی وفادار امام علی ، در بارة جنگهای جمل و صفین و مقتل امام علی ( ((ر.ک.ب))نصربن مزاحم ، ص ٣٢٢، ٤٠٦، ٤٤٢ـ٤٤٣؛
مفید، ١٤٠٣، ص ٣٥١؛
ابن ابی الحدید، ج ١، ص ٢٤٨، ٢٦٣، و جاهای گوناگون ) می تواند نشانة وجود کتابهایی با این عناوین باشد. وی ظاهراً کتابی نیز به نام مقتل الحسین داشته است (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ٣٨).
جابربن یزید جُعفی (متوفی ١٢٨)، فقیه و اخباری کوفه و از اصحاب خاص امام باقر و امام صادق ، دو کتاب به نامهای الجمل و صفّین داشته (نجاشی ، ص ١٢٨ـ١٢٩) که روایاتی از آنها در وقعة صفّین نصربن مُزاحم (رجوع کنید به فهرست ، ص ٥٦٩) و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید به روایت ابومِخنَف ( ((ر.ک.ب))ج ١٤، ص ١١ـ١٣) باقی مانده است . جابر کتابهایی نیز به نامهای النهروان ، مقتل امیرالمؤمنین ، مقتل الحسین (نجاشی ، ص ١٢٩) و حدیث الشوری ' به روایتِ عَمْروبن میمون (طوسی ، ١٣٥١، ص ١١١) تألیف کرده بوده است . اَبان بن تَغلِب بَکری (متوفی ١٤١)، فقیه و محدّث و قاری و لغوی بزرگ و از اصحاب نزدیک امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق علیهم السلام ، کتابهایی مانند الفضائل و صفّین تألیف کرد (رجوع کنید به نجاشی ، ص ١٠ـ١٣؛
طوسی ، ١٣٥١، ص ١٧ـ ١٨). از دیگر اصحاب ائمه علیهم السلام که ضمن شهرت و تبحر در کلام ، تک نگاشتهایی تاریخی در بارة جنگ جمل و حکَمَین پدید آوردند، مؤمن الطاق (متوفی ح ١٦٠) و هشام بن حَکَم (متوفی ح ١٩٠) بودند ( ((ر.ک.ب))همان ، ص ١٣١ـ١٣٢، ١٧٤ـ١٧٥؛
نجاشی ، ص ٣٢٥ـ٣٢٦، ٤٣٣ـ٤٣٤). از عبداللّه بن ابراهیم جعفری (سدة دوم ) که تألیفاتی در بارة برخی قیامهای علویان داشته (رجوع کنید به نجاشی ، ص ٢١٦)، روایاتی در مقاتل الطالبیـّین ابوالفرج اصفهانی باقی است ( ((ر.ک.ب))ص ٤٠٣ـ٤٠٤، ٤٤٣). در نیمة اول سدة سوم حسن بن علی بطائنی (محدّث کوفی و از سران واقفه ) و همچنین ابوعیسی ورّاق (متکلم بزرگ ) کتابهایی مانند الفتن یا الملاحم ، و السقیفة تألیف کردند (نجاشی ، ص ٣٦ـ٣٧، ٣٧٢؛
مفید، ١٤١٣ الف ، ص ٢٠٧). علی بن مَهزیار اهوازی (متوفی ح ٢٥٠)، راوی برجسته و از اصحاب خاص امام رضا و امام جواد علیهماالسلام ، آثاری در بارة زندگینامة شیعیان خُلّص مانند اسلام سلمان الفارسی و وفاة ابی ذرّ ، و همچنین حدیث بدر و الانبیاء پدید آورد (طوسی ، ١٣٥١، ص ٨٨ ـ ٨٩).
از تألیفات بسیار ابوجعفر برقی اکنون تنها یازده بخش از مهمترین کتاب او، المحاسن (چاپ محدّث ، قم ( تاریخ مقدمه ١٣٣١ ) )، که مشتمل بر مباحث گوناگون اخلاقی و کلامی و تاریخی بوده ، باقی است . این کتاب بخشهایی با عناوین «الطبقات »، «الرجال »، «الخصائص »، «التاریخ »، «الانساب »، «اخبار الامم »، «المغازی » و «البلدان و المساحة » داشته است (رجوع کنید به نجاشی ، ص ٧٦؛
قس ابن ندیم ، ص ٢٧٦ـ٢٧٧؛
طوسی ، ١٣٥١، ص ٢٠ـ٢١). پدر احمد، ابوعبداللّه محمدبن خالد، نیز کتابهایی در تاریخ مانند حروب الاوس و الخزرج نوشته بوده است (نجاشی ، ص ٣٣٥؛
نیز رجوع کنید به برقی * ، ابوجعفر؛
برقی * ، ابوعبداللّه ).
آثار ابن فضّال جنبه هایی از سیرة پیامبر و قصص پیامبران و بنی اسرائیل و رجال را دربرمی گیرد ( ((ر.ک.ب))همان ، ص ٢٥٧ـ ٢٥٨). محمدبن زکریابن دینار غَلّابی (متوفی ٢٩٨) تک نگاشتهایی ، بیشتر در شرح دوران خلافت امام علی و زندگانی حضرت فاطمه و مقتل امام حسین ، داشته است (رجوع کنید به همان ، ص ٣٤٦ـ ٣٤٧). ابومحمد عبداللّه بن حسین قُطرُبُلّی ، کاتب و ادیب نامدار و از یاران امام عسکری ، از نسل آخرین صحابه است و التاریخ را تألیف کرد (همان ، ص ٢٣٠).
سرگذشت خلفا موضوع پاره ای تألیفات تاریخی بود چنانکه محمدبن مسعود عیّاشی (متوفی ح ٣٢٠)، فقیه و محدّث و مفسر امامی سمرقند، کتابهایی با عنوان سیرة ابی بکر ، سیرة عمر ، سیرة عثمان و سیرة معاویة نوشت (ابن ندیم ، ص ٢٤٦؛
نجاشی ، ص ٣٥٢).
از اواخر سدة سوم به بعد، و در پی تأسیس حکومت علویان زیدی در طبرستان ، تألیفاتی از جمله در موضوعات کلامی و تاریخی به قلم نویسندگان زیدی آن سامان یا بر اساس آثار آنان پدید آمد. بخشهایی از متون راجع به تاریخ حکومت علویان و تراجم پیشوایان زیدی در مناطق جنوبی دریای خزر از سدة سوم تا اوایل سدة هفتم اکنون در دست است (چاپ مادلونگ ، بیروت ١٩٨٧). این متون برگرفته از این آثار است : المَصابیح ابوالعباس احمدبن ابراهیم حسنی (متوفی اواسط سدة چهارم )؛
الافادة فی تاریخ الائمة السادة ابوطالب الناطق بالحق یحیی بن حسین (متوفی ٤٢٤) شاگرد ابوالعباس حسنی ؛
جَلاءالابصار تألیف حاکم ابوسعد محسِّن بن محمد جُشَمی بیهقی (متوفی ٤٩٤)؛
نامة مورخ ٦٠٧ از یوسف بن ابی الحسن جیلانی (فقیه زیدی لاهیجان ) به عمران بن حسن بن ناصر عُذری هَمْدانی (فقیه زیدی یمن )؛
الرسالة العالمة بالادلّة الحاکمة تألیف امام المنصور باللّه عبداللّه بن حمزه (متوفی ٦١٤)؛
الحدائق الوَردیة فی مناقب الائمة الزیدیة اثر حُمَیدبن احمد مُحلِّی (متوفی ٦٥٢)، و قسمتی از بخش چهارم روضة الاخبار و کنوز الاسرار تألیف ابومحمد یوسف بن محمد حَجوری (تألیف در ٦٢٧) که شرح وقایع تاریخ اسلام با احتوا بر شرح حال امامان زیدی و عمدتاً برگرفته از المصابیح ابوالعباس حسنی است .
در بارة زیدیان یمن نیز آثاری تألیف شد که از نخستین آنها شرح حالهایی است که در حدود سال ٣٠٠ نوشته شده است ، از جمله : سیرة الامام الهادی و الصدق امین المؤمنین الهادی الی الحق در سرگذشت پایه گذار حکومت امامان زیدی یمن ، و مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (چاپ محمدباقر محمودی ، قم ١٤١٢) هر دو از ابوجعفر محمدبن سلیمان کوفی ، سردار زیدی ، که از آنها نسخه هایی باقی است ( ((ر.ک.ب))سزگین ، ج ١، جزء ٢، ص ٢٠٨ـ٢٠٩) و نیز سیرة الهادی تألیف علی بن محمدبن عبیداللّه علوی ( ((ر.ک.ب))همان ، ج ١، جزء ٢، ص ٢٠٩).
ابن عَمّار احمدبن عبیداللّه ثقفی (متوفی ٣١٤ یا ٣١٩)، مورخ و ادیب کوفی ، تک نگاشتهای متعددی مانند المُبیِّضة در مقاتل طالبیان ، الزیادات فی اخبار الوزراء در تکمیل اخبارالوزراء ابن جرّاح محمدبن داوود (متوفی ٢٩٦) و نیز آثاری در شهادت حُجربن عَدی و مثالب معاویه و قیام عبداللّه طالبی نوشته بود. از این کتابها اکنون نشانی در دست نیست ، اما شاگرد ابن عمّار، ابوالفرج اصفهانی ، در الاغانی (رجوع کنید به فهارس کتاب الاغانی ، ص ٩٢) و مقاتل الطالبیـّین (ص ١٦٢، ١٦٥) و نیز ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (ج ٥، ص ٥ ـ٦، ج ٨، ص ١١٩ـ١٢٠، ج ١٦، ص ٤٧، ٤٩) روایات بسیاری از او آورده اند.
از کتاب مهم السقیفة و فدک اثر احمدبن عبدالعزیز جوهری (متوفی ٣٢٣)، ادیب و اخباری بصره و بغداد و از شاگردان محمدبن زکریا غلاّ بی ، که برخی او را بخطا در شمار نویسندگان شیعی یاد کرده اند (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ٣٦؛
قس ابن ابی الحدید، ج ١٦، ص ٢١٠؛
نیز رجوع کنید به صولی ، ص ٦٤)، قطعاتی در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید (مثلاً رجوع کنید به ج ١٦، ص ٢١٠ـ٢٣٤) باقی مانده که تدوین و منتشر شده است (چاپ محمدهادی امینی ، تهران ١٤٠١). ابوالفرج اصفهانی ، شاگرد ابوبکر جوهری ، روایات بسیاری از او در الاغانی (رجوع کنید به فهارس کتاب الاغانی ، ص ٩٠ـ٩١) و مقاتل الطالبیـّین (رجوع کنید به فهرست ، ص ٢٣٧، ٢٣٩) آورده است .
از تألیفات و تک نگاشتهای بسیار عبدالعزیزبن یحیی جَلودی (متوفی ٣٣٢)، اخباری و پیشوای امامیة بصره ( ((ر.ک.ب))ابن ندیم ، ص ١٢٨؛
نجاشی ، ص ٢٤٠ـ٢٤٤؛
طوسی ، ١٣٥١، ص ١١٩)، چیزی باقی نمانده است . شاگردان جلودی در بصره کتابهای تاریخی متعددی تألیف کردند: ابوعلی صولی احمدبن محمد (زنده در ٣٥٣) کتابی بزرگ به نام اخبار فاطمة تألیف کرد (طوسی ، ١٣٥١، ص ٣٢؛
نجاشی ، ص ٨٤) که ابن شهر آشوب از آن استفاده کرده است (رجوع کنید به مناقب آل ابی طالب ، ج ٣، ص ٣٣١، ٣٣٣، ٣٣٧)؛
ابوبِشرعَمّی احمدبن ابراهیم (متوفی پس از ٣٥٠) نیز تألیفاتی داشته که باقی نمانده است ، از جمله تک نگاشت او اخبار صاحب الزَنج که حاوی گزارشهایی مهم و دست اول ، با استفاده از اطلاعات جدّش مُعَلّی ' و کتابی به همین نام از عموی خود اسدبن معلّی عمّی ، اخباری امامی بصره ، بوده است ( ((ر.ک.ب))نجاشی ، ص ٩٦، ١٠٦؛
طوسی ، ١٣٥١، ص ٣٠).
روایات بسیاری از تک نگاشتهای تاریخی ابن عُقده ابوالعباس احمدبن محمدبن سعید هَمْدانی (متوفی ٣٣٣)، محدّث بزرگ زیدی (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ٢٨ـ٢٩؛
نجاشی ، ص ٩٤ـ ٩٥)، در آثار ابوالفرج اصفهانی ، مورخ و ادیب زیدی (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ١٩٢)، آمده است (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی ، ١٣٨٣، ج ١٢، ص ٢١٥ـ٢١٧، و جاهای گوناگون ؛
همو، ١٣٦٨، ص ١٦٤). ابوالفرج اصفهانی پاره ای از روایات استاد خود، ابوالحسن جَوّانی علی بن ابراهیم بن محمد، را که اخباری و محدّث بود ( ((ر.ک.ب))نجاشی ، ص ٢٦٢ـ٢٦٣) ثبت کرده است .
از تألیفات ابوطالب انباری (متوفی ٣٥٦) و ابوالجیش بلخی (متوفی ٣٦٧) با نامهای فدک و اخبار فاطمه (همان ، ص ٢٣٢ـ٢٣٣، ٤٢٢) نشانی در دست نیست . همچنین کتابهای تاریخی احمدبن ابراهیم بن ابی رافع صَیمری (متوفی نیمة دوم سدة چهارم )، محمدبن حسن طوسی (متوفی ٤٦٠) فقیه و متکلم نامور امامی ، و عیسی بن مهران مُستَعطِف (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ٣٢، ١١٦، ١٦١؛
قس حجتی ، ص ٦٦٢) به دست ما نرسیده است . از میان تک نگاشتهای تاریخی ابن بابویه محمدبن علی بن حسین قمی (رجوع کنید به نجاشی ، ص ٣٩٠ـ٣٩٢) نیز تنها عیون اخبارالرضا در شرح احوال و اخبار امام هشتم باقی است که شیوة روایی دارد.
کتاب الجَمَل و النُصرة لسیّد العِترة فی حرب البصرة تألیف شیخ مفید محمدبن محمدبن نُعمان عُکبَری بغدادی (متوفی ٤١٣)، متکلم بزرگ و فقیه و محدّث ناقد امامی ، اوج تک نگاشتهای خبری در تاریخ نگاری شیعی است . جنگ جمل به منزلة نخستین جنگ میان مسلمانان ، که منشأ برخی احکام فقهی مانند قِتال اهل بَغی و نیز مباحث کلامی گردید، موضوع این اثر مهم و مفصّل است . کتاب الجمل مرکّب از دو بخش کلامی و تاریخی و نمایندة کتابهایی است که اکنون در دست نیستند. افزون بر این ، مؤلف اخبار و روایات را با نظمی منطقی و ضمن رعایت امانت ، نقد و تحلیل کرده و با پرهیز از تعصب به ریشه یابی حادثه و نتیجه گیری پرداخته است ( ((ر.ک.ب))ص ٤٧ـ ٤٨، ٤٢٣).
د) تاریخ اهل بیت . از تعدادی از تاریخهای بیشماری که در بارة زندگانی ائمه علیهم السلام نگاشته شده ، امروزه نشانی در دست نیست . از نخستین این تألیفات ، انساب الائمة و موالیدهم الی صاحب الامر است که آن را به ناصرکبیر حسن بن علی اُطروش ، پیشوای علوی و فرمانروای طبرستان (حک : ٣٠١ـ ٣٠٤)، نسبت می دهند (نجاشی ، ص ٥٧ ـ ٥٨). برخی دیگر از این آثار عبارت اند از: الانوار فی تواریخ ( تاریخ ) الائمة از ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی (متوفی ٣١١) پیشوای متکلمان امامی بغداد (طوسی ، ١٣٥١، ص ١٢ـ١٣؛
ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، ص ٦ـ٧) که ابن بابویه در کمال الدین (ج ٢، ص ٤٧٤) از او نقل کرده است ؛
الضیاء فی تاریخ الائمة احمدبن ابراهیم صَیمری در نیمة دوم سدة چهارم (طوسی ، ١٣٥١، ص ٣٢)؛
آثاری متعلق به سده های چهارم تا ششم ، مانند الانوار فی تاریخ الائمة الابرار از ابن رائقه علی بن هبة اللّه موصلی ، سیرالانبیاء و الائمة از شمس الدین حسن بن حسین بن بابویه قمی معروف به حَسکا و تاریخ الائمة احمدبن ابی طالب طبرسی (منتجب الدین رازی ، ص ٤٢ـ٤٣، ١٠٩ـ١١٠؛
ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، ص ٢١).
با اینحال ، شماری از آثار در بارة سیرة امامان در دست است ، از جمله تاریخ یعقوبی (زنده در ٢٩٢) که در ضمن وقایع تاریخ جهان و اسلام ، شرحی کوتاه از زندگانی امامان شیعه دارد و الکافی ، اثر فقهی ـ حدیثیِ محمدبن یعقوب کُلینی رازی (متوفی ٣٢٨) که حاوی فصلی در امامت و سیره و موالید امامان است و تاریخ اهل البیت (تألیف پس از ٣٢٩) از مؤلفی ناشناخته ، مشتمل بر روایاتی از ائمه با سند روایی متصل در باب ولادت و وفات و جنبه هایی از سیرة پیامبر و حضرت فاطمه و امامان علیهم السلام . این کتاب را برخی به ابن ابی الثلج نسبت داده اند (رجوع کنید به تاریخ اهل البیت ، مقدمة حسینی ، ص ٥٤ ـ ٥٥) که کتابی با عنوان اخبار فاطمه و الحسن و الحسین داشته است (نجاشی ، ص ٣٨١ـ٣٨٢).
بدون تردید کتاب الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد تألیف شیخ مفید (متوفی ٤١٣) نخستین کتاب جامع و استوارترین تاریخ روایی در زندگانی ائمه است که به لحاظ سبک و محتوا بر آثار پس از خود تأثیر نهاده و مأخذ اساسی تألیفات بعدی بوده است (قم ١٤١٣).
شریف رضی محمدبن حسین موسوی (متوفی ٤٠٦) تألیف اثری جامع در زندگی و سیرة دوازده امام را با احتوا بر اخبار برگزیده و سخنان نیکوی آنان ، در ٣٨٣ با نگارش خصائص الائمة آغاز کرد، اما از آن میان ، فقط بخش مربوط به زندگانی امام علی به انجام رسید (رجوع کنید به شریف رضی ، ص ٣٦ـ٣٧؛
نهج البلاغه ، مقدمة شریف رضی ، ص کو ـ کح ).
روضة الواعظین و بصیرة المتّعظین اثر محمدبن حسن فَتّال نیشابوری (متوفی ٥٠٨) که در اصل به مثابه کتابی اخلاقی و مشتمل بر مواعظ تألیف شده ، حاوی تاریخ پیامبر و اهل بیت و مناقب آنان است (چاپ محمدمهدی خرسان ، نجف ١٣٨٦).
امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (متوفی ٥٤٨) با بهره گیری از منابع متعدد، بویژه الارشاد شیخ مفید (مثلاً ((ر.ک.ب))طبرسی ، ج ٢، ص ٣٢)، اِعلام الوَری ' باَعلام الهدی ' را تألیف کرد که بخش اول آن در سیرة پیامبر و زندگی فاطمة زهرا و بخشهای سه گانة بعدی در زندگانی دوازده امام علیهم السلام است . تاج المَوالید او نیز به ذکر ولادت و وفات چهارده معصوم اختصاص دارد (چاپ ضمن مجموعة نفیسة ، قم ١٣٩٦).
افزون بر این ، آثاری در بیان معجزات و خصایص و فضایل و مناقب امامان تألیف شد که برخی با مباحث کلامی آمیخته بود. از کهنترین این آثار دلائل الائمة اثر محمدبن مسعود عیّاشی (ابن ندیم ، ص ٢٤٥؛
طوسی ، ١٣٥١، ص ١٣٨) و دلائل الائمة و معجزاتهم تألیف ابن بابویه (نجاشی ، ص ٣٩١) است . دلائل الامامة محمدبن جَریربن رستم طبری (نیمة اول سدة چهارم ؛
نجف ١٣٨٣/ ١٩٦٣) و الخرائج و الجرائج قطب الدین سعیدبن هبة اللّه راوندی (متوفی ٥٧٣؛
قم ١٤٠٩) در بیان سیره و معجزات پیامبر و دوازده امام ، نمونه های موجود از چنین آثاری است .
کتابهایی با عنوان «الفضائل » از مؤلفانی همچون اَبان بن تَغلب (طوسی ، ١٣٥١، ص ١٨) شاذان بن جبرائیل قمی (متوفی ٦٦٠؛
نجف ١٣٨١/ ١٩٦٢)، و نیز کتاب عبدالرحمان بن احمد نیشابوری (متوفی سدة پنجم ؛
چاپ محمدباقر محمودی ، تهران ١٤١٤) به نام الاربعین عن الاربعین فی فضائل علیٍّ امیرالمؤمنین ، در بیان برتریها و صفات برجستة امامان است . «مَناقب * » عنوان دسته ای دیگر از چنین آثاری است ( ((ر.ک.ب))طوسی ، ١٣٥١، ص ٣٠، ٥٨، ٨٩، ١٧٢؛
نجاشی ، ص ٣٥٤؛
منتجب الدین رازی ، ص ١٥٠، ١٩٢). مشهورترین کتاب موجود، مَناقب آل ابی طالب تألیف ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفی ٥٨٨)، محدّث و فقیه و مفسر امامی ، اثری است جامع که با ذکر مناقب و سیرة پیامبر اکرم آغاز می شود و با مناقب و زندگانی ائمه ادامه می یابد (٤ جلد، قم ، انتشارات علامه ).
بهاءالدین اِربِلی * (متوفی ٦٩٣)، محدّث و شاعر و ادیب امامی ، با تألیف کشف الغُمّة فی معرفة الائمة در سیرة چهارده معصوم علیهم السلام ، شیوه ای را که برخی نویسندگان شیعه برای تقریب دیدگاههای اعتقادی آغاز کرده بودند، به شکل بارزتری مطرح ساخت . وی ابتدا روایات را از طریق اهل سنّت و سپس شیعه نقل کرده و از منابع هر دو گروه بهره گرفته است ؛
ازینرو، تاکنون شهرت و تداول یافته است .
ه ) تاریخهای عمومی و دودمانی . پیش از ظهور مورخان بزرگی همچون یعقوبی و مسعودی و هم زمان با ظهور اخباریان نامداری چون ابن اسحاق و ابومخنف اَزدی و هشام بن محمد کلبی و نصربن مُزاحم مِنقری که به تشیع اعتقاد یا دست کم گرایش داشتند، اَبان بن عثمان اَحمَر بَجَلی از نخستین اخباریان شیعی است که در کوفه و بصره ظهور یافت . وی که از اصحاب و راویان امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام بود، کتابی بزرگ و حاوی بخشهایی به هم پیوسته به نام المبدأ و المبعث و المغازی و الوفاة و السقیفة و الردّة نوشت (طوسی ، ١٣٥١، ص ١٨؛
یاقوت حموی ، ١٩٩٣، ج ١، ص ٣٩؛
قس نجاشی ، ص ١٣؛
طوسی ، ١٣٨٠، ص ٣٥٢، ٣٧٥) که مانند اثر جامع ابن اسحاق زمینه ساز و الهام بخش تاریخهای عمومی گردید. کسانی همچون ابوعُبیده مَعمَربن مُثنّی و محمدبن سلاّ م جُمَحی مطالبی در اخبار شعرا و انساب و ایام عرب از او روایت کرده (نجاشی ، همانجا) و یعقوبی (ج ٢، ص ٦) و علی بن ابراهیم قمی (مثلاً ((ر.ک.ب))ج ١، ص ٣٩، ٥٤، ١٧٨، ٢٥٤، ج ٢، ص ٣٥٢) و طبرسی (مثلاً رجوع کنید به ج ١، ص ١٧٩، ٢١٣، ٢٤٦ـ٢٤٧، ٢٥١: روایاتی در بارة مغازی ) در آثار خود از کتاب وی مطالبی نقل کرده اند. ابان گزارشهای خود را به شیوة اخباریان با ذکر سند همراه کرده است . مجموعه ای از روایات او منتشر شده است (چاپ جعفریان ، قم ١٣٧٥ ش ).
ابوحُذَیفه اسحاق بن بِشربن محمد بخاری (متوفی ٢٠٦)، اخباری خراسانی اهل سنّت ، که از وی در شمار اصحاب و راویان امام صادق یاد شده و برخی علمای رجالی شیعه او را توثیق کرده اند (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٨٠، ص ١٤٩؛
نجاشی ، ص ٧٢؛
مفید، ١٣٧٤ش ، ص ١٣٧)، المبتدأ را تألیف کرد (ابن ندیم ، ص ١٠٦؛
یاقوت حموی ، ١٩٩٣، ج ٢، ص ٦٢٢ـ٦٢٣) که از داستان آفرینش تا بخشهایی از سیرة پیامبر اسلام را دربرداشته و قسمتهایی از آغاز و پایان آن باقی است (رجوع کنید به سزگین ، ج ١، جزء٢، ص ٩٩). کتاب الفتوح او نیز که می توان آن را از لحاظ توالی زمانی دنبالة اثر پیشین دانست ، تا سدة نهم باقی بوده است ( ((ر.ک.ب))همان ، ص ١٠٠). تک نگاشتهای دیگر ابوحذیفه ، سیر حوادث را تا زمان امام علی دربرمی گیرد (رجوع کنید به ابن ندیم ؛
مفید، ١٣٧٤ش ، همانجاها).
برخی تک نگاشتهای ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی ، مانند المبتدأ و السیرة و المغازی ، را می توان بخشهایی جداگانه از تاریخی عمومی ، همانند کتاب ابان بن عثمان ، شمرد. ثقفی نخست زیدی بود و سپس به امامیه گروید. دیگر آثار متعدد وی زنجیره ای پیوسته از حوادث تاریخ اسلام را تا قیام مختار و سپس حوادثی پراکنده را تا اوایل خلافت عباسیان دربرمی گیرد (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ٤ـ٦؛
نجاشی ، ص ١٦ـ ١٨). از میان آثار او الغارات باقی است که به موضوع تاخت وتازهای سپاهیان معاویه در مناطق شیعه نشین و تحت حاکمیت امام علی می پردازد (چاپ سیدجلال الدین حسینی محدّث ، تهران ١٣٥٤ ش ).
از کتاب وقایع نگارانة فقیه و مورخ امامی ، ابن قولویه جعفربن محمد قمی (متوفی ٣٦٨ یا ٣٦٩)، به نام تاریخ الشهور و الحوادث فیها (نجاشی ، ص ١٢٣ـ١٢٤) اثری در دست نیست .
ابوالحسن علی بن محمد شِمشاطی عَدَوی (زنده در ٣٧٧)، ادیب و مورخ موصلی که به دستگاه حمدانیان پیوست ، نیز مختصر تاریخ الطبری را در سه هزار برگ با حذف اسانید و روایات مکرر تاریخ طبری فراهم آورد و سیر حوادث را از ٣٠٣ تا روزگار خود ادامه داد (همان ، ص ٢٦٣ـ٢٦٤؛
ابن ندیم ، ص ١٧١ـ١٧٢، ٢٩١؛
یاقوت حموی ، ١٩٩٣، ج ٤، ص ١٩٠٧). از این کتاب نیز نشانی در دست نیست .
دیگر کتاب مهم تاریخ عمومی به شیوة سالشمار، معادن الذهب فی تاریخ الملوک و الخلفاء و ذوی الرتب تألیف مورخ و ادیب شیعی ، ابن ابی طَیّ یحیی بن حمید حلبی (متوفی ٦٣٠)، بوده که در دست نیست و کسانی مانند ابن خلّکان (ج ١، ص ٢٥٩) و ابوشامه (مثلاً رجوع کنید به قسم ١، ص ٣٤٢) و ابن فُرات (ج ٤، جزء ١، ص ٢٩ـ٣٠، ٦٥ـ٦٦، ٩٠، ٩٤ـ ٩٥) از آن استفاده کرده اند.
کتاب الفخری فی الا´داب السلطانیة و الدول الاسلامیة (تألیف در ٧٠١)از ابن طِقطَقی ' صفی الدین محمدبن علی ابن طباطبا، ادیب و مورخ امامی ، در فصل اول به علم سیاست و آداب کشورداری ــ با توجه به اندرزنامه ها و آثار کهن ایرانی ــ پرداخته و در فصل دوم گزارشی خلاصه از تاریخ عمومی اسلام از رحلت پیامبر تا انقراض خلافت عباسیان و سقوط بغداد در ٦٥٦ آورده است که حاوی بخشی مهم در شرح حال وزیران خلفای عباسی (رجوع کنید به ص ٩ـ١٠، ٢٤٧) و اظهارنظرهایی صریح و انتقادی است که قبلاً به دلایل سیاسی کمتر مجال بروز می یافت .
کتاب العباسی از معدود تاریخهای دودمانی است که نویسندگان شیعه تألیف کردند. این کتاب تألیف ابوعلی احمدبن اسماعیل بن سَمَکه بَجَلی (متوفی ح ٣٥٠)، ادیب و مورخ قمی ، است . وی در دستگاه وزرای آل بویه ، مانند ابوالفضل ابن عمید، به تعلیم و تألیف پرداخت . شیخ طوسی ، العباسی را کتابی بزرگ و کامل و بی نظیر نزدیک هزار برگ در تاریخ خلفا و دولت عباسیان دانسته است (١٣٥١، ص ٣١؛
نیز ((ر.ک.ب))یاقوت حموی ، ١٩٩٣، ج ١، ص ١٩٩؛
قس ابن ندیم ، ص ١٥٤؛
قفطی ، ج ١، ص ٢٩). الرسالة فی بنی امیة از ابن عمّار احمدبن عبیداللّه ثقفی (متوفی ٣١٤ یا ٣١٩) نمونه ای دیگر از تاریخهای دودمانی است که اکنون در دست نیست .
مورخان شیعی در سده های پنجم تا هفتم تألیف سیره و مغازی پیامبر را ادامه دادند (رجوع کنید به منتجب الدین رازی ، ص ٧٥، ٨٠، ١٥٦؛
ابن شاکر کتبی ، ج ٤، ص ٢٧١). سیرة امامان نیز پیوسته مورد توجه نویسندگان بود. محمدبن حسین محتسب کتابی در ده جلد به نام رامِش افزای آل محمد نوشت (منتجب الدین رازی ، ص ١٦٥ـ١٦٦). محمدبن حسین بن حسن رازی (سدة ششم و هفتم ) هم نزهة الکرام و بستان العوام را تألیف کرد (چاپ محمد شیروانی ، تهران ١٣٦١ـ١٣٦٢ ش ) که از منابع ابن طاووس (متوفی ٦٦٤)، محدّث و فقیه و مفسر امامی ، بود (کلبرگ ، ص ٤٨٢ـ٤٨٣). ابن طاووس کتابهایی در شرح واقعة کربلا نوشت ، از جمله کتاب اللَّهوف علی قتلی ' الطَّفوف . سیدمحمدبن ابی زیدبن عربشاه ورامینی نیز در ٧٤٠، احسن الکبار فی معرفة الائمة الابرار را تألیف کرد (رجوع کنید به حسینی ، ج ٢، ص ٣٥٠ـ٣٥٦؛
جعفریان ، ص ٢٥١).
بتدریج تکرار و شرحهای بیهوده به کتابهای تاریخی راه یافت و اغلب این کتابها فاقد روشهای علمی بود. البته استثناهایی هم وجود داشت . صوفیه در قرن نهم آثاری در شرح طبقات اولیا و مشایخ پدید آوردند که گاه شامل
بخشی از تاریخ اسلام و امامان شیعه با نگرش صوفیانه بود. همچنین باید به پاره ای از آثار سنّیان دوازده امامی اشاره کرد که بر تاریخ نگاری شیعه تأثیری دیرپا نهاد، از جمله روضة الشهداء (تألیف در اوایل قرن دهم ) نوشتة ملاحسین کاشفی در تاریخ انبیا و ائمه که حادثة کربلا را در قالبی ادبی و با نثری زیبا شرح داده است (جعفریان ، ص ٢٦٥ـ٢٦٧، ٢٧٢).
پس از روی کارآمدن صفویان (٩٠٦ـ ١١٣٥)، به تألیف سیرة پیامبر و اهل بیت و مقتل امام حسین علیهم السلام ، در کنار تاریخهای دودمانی ، توجه شد و برخی آثار کهن ، مانند کشف الغمّة فی معرفة الائمّة تألیف بهاءالدین اِرْبِلی ، بارها ترجمه شد. مشهورترین کتابی که در این دوره فراهم آمد، کتاب عظیم بحارالانوار * تألیف علامه محمدباقر مجلسی (متوفی ١١١٠) است مشتمل بر احادیث پیامبر و ائمه که از منابع شیعه گردآوری شده است . مجلدات یازدهم تا پنجاه وسوم (از چاپ ١١٠ جلدی ) این اثر دایرة المعارفی ، یک دوره تاریخ به شیوة روایی است مشتمل بر نبوت و قصص انبیا، سیره و معجزات پیامبر، امامت ، حوادث پس از پیامبر (با عنوان «فتن و محن »)، تاریخ خلفا و احوال و اخبار ائمه .
تا پایان دورة قاجار کتابهای بسیاری در زندگی و فضایل و مناقب اهل بیت و بویژه مقتل امام حسین تألیف شد که پاره ای از آنها تکرار آثار پیشین و برخی فاقد دقت و ارزش علمی بود. در دورة معاصر آثار بسیاری در موضوعات گوناگون ، مانند سیرة پیامبر و ائمه ، تاریخ تشیع و جنبشهای شیعی ، تاریخ اسلام و کتاب شناسی آثار شیعی و تراجم و طبقات تألیف شده است . بعضی از این آثار با انگیزة نشان دادن سهم علما و دانشمندان شیعی در فرهنگ و تمدن اسلامی ، به معرفی مشاهیر شیعه و آثار و خدمات علمی آنان پرداخته اند. علامه محسن امین عاملی (متوفی ١٣٣٠ ش )، عالم مصلح و وحدت طلب امامی شام ، با پژوهشی گسترده در منابع ، اعیان الشیعة * را در تراجم و آثار رجال شیعه تألیف کرد. شیخ آقابزرگ طهرانی (متوفی ١٣٤٨ ش )، عالم محقق ، نیز با پژوهشی وسیع مجموعة طبقات اَعلام الشیعة را به ترتیب الفبایی و سده ای ، در معرفی مشاهیر شیعة هر قرن (از سدة چهارم تا چهاردهم ) فراهم آورد.
برخی مؤلفان آثار با شیوه ای تحلیلی و انتقادی به مطالعه و تحقیق در سیرة نبوی و زندگانی امامان پرداخته اند و آرای مخالفان را کم وبیش بررسی کرده و به انتقادها و اتهامها پاسخ گفته اند. پس از تاریخ پیامبر اسلام نوشتة محمدابراهیم آیتی که اثری است نسبتاً جامع بر اساس منابع مختلف سیره ، باید از این کتابها یاد کرد: سیرة المصطفی و سیرة الائمة الاِثنَیْ عشر از هاشم معروف حسنی ، الصحیح من سیرة النبی الاعظم و تک نگاریهایی در زندگانی ائمه از سیدجعفر مرتضی عاملی ، تاریخ تحلیلی اسلام و آثاری متعدد در زندگی اهل بیت از سیدجعفر شهیدی و فروغ ابدیت و فروغ ولایت از جعفر سبحانی . آثار تحقیقی و انتقادی سید مرتضی عسکری محدودة وسیعی از تاریخ صدراسلام را دربرمی گیرد، آثاری چون معالم المدرستین ، عبداللّه بن سبا ، خمسون و مائة صحابی مختلق و احادیث ام المؤمنین عائشة . مرتضی مطهری ، راضی آل یاسین ، باقرشریف قُرشی و اسدحیدر تک نگاشتهایی در بارة زندگانی امامان دارند.
و) تاریخهای محلی . حجم فراوانی از آثار مورخان شیعه ، تاریخ محلی بوده است . این کتابها در بارة مکه و مدینه ، مراکز شیعه نشین مانند کوفه و سپس قم و ری ، که سده های متمادی پایگاه مهم فعالیت اخباریان و محدّثان و فقها و متکلمان شیعه بودند، بغداد پایتخت عباسیان ، و نیز شهرهایی مانند موصل که زمانی تحت حکومت دولت شیعی حمدانیان بود، تألیف شده است . بیشتر این کتابها اکنون در دست نیستند و تنها نام آنها یا نقل قولهایی از آنها در منابع آمده است .
در بارة مکه و مدینه ابوعبداللّه برقی ، محمدبن مسعود عیّاشی ، یحیی بن حسن عقیقی (متوفی ٢٧٧)، علی بن احمد علوی عقیقی (سدة چهارم ) و ابن بابویه (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ٩٧، ١٣؛
نجاشی ، ص ٣٣٥، ٣٩٠؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ١، ص ٣٤٩) آثاری داشتند.
در بارة کوفه نیز کتابهای متعددی با عنوان فضل الکوفة و مانند آن تألیف کردند. از آن میان ، از کسانی همچون ابراهیم بن محمد ثقفی ، ابن فضّال علی بن حسن ، سعدبن عبداللّه اشعری قمی (متوفی ٢٩٩ یا ٣٠١)، ابن عقده ، و احمدبن علی نجاشی (متوفی ٤٥٠) می توان یاد کرد (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ٥، ٢٨ـ٢٩، ٧٦، ٩٢؛
نجاشی ، ص ١٠١).
محدّثان بزرگی همچون ابن جعابی و حسین بن عبیداللّه غَضائری (متوفی ٤١١) در آثار خود به شرح ویژگیها و اخبار و طبقات محدّثان بغداد پرداختند (رجوع کنید به نجاشی ، ص ٦٩، ٣٩٤ـ ٣٩٥). علی بن محمد شمشاطی عَدَوی نیز کتاب ( تاریخ ) الموصل ابوزکریا یزیدبن محمد اَزدی را به صورت سالشمار، از ٣٢٢ تا حوادث روزگار خود، تکمیل کرد (همان ، ص ٢٦٣ـ٢٦٤).
ابوالحسین محمدبن بَحر رُهنی شیبانی (متوفی پیش از ٣٣٠)، فقیه و محدّث و اخباری و نویسندة پرکار کرمانی ( ((ر.ک.ب))همان ، ص ٣٨٤؛
قس طوسی ، ١٣٥١، ص ١٣٢؛
یاقوت حموی ، ١٩٩٣، ج ٦، ص ٢٤٣٤ـ٢٤٣٥؛
ابن حجر عسقلانی ، ١٣٩٠، ج ٥، ص ٨٩)، کتابی با عنوان نِحَل العرب در بارة پراکندگی عربها در بلاد اسلامی ، مانند کرمان و سیستان و خراسان و طبرستان ، تألیف کرد که حاوی اطلاعاتی در بارة گرایشهای اعتقادی مردم و گزارشهایی هوادارانه در بارة شیعه بود (یاقوت حموی ، همانجا). یاقوت حموی در معجم البلدان از این کتاب بهره گرفته است (مثلاً ((ر.ک.ب))ج ٢، ص ١٧٤، ج ٣، ص ٤٢ـ٤٣، ج ٤، ص ١٤٧).
از تاریخ قم حسن بن محمد قمی (تألیف در ٣٧٨) اکنون تنها ترجمة فارسی پنج باب آن ، از ٨٠٥ تا ٨٠٦، باقی است که حاوی مطالبی در بارة ویژگیهای شهر و جغرافیای منطقه و تراجم رجال است (رجوع کنید به تاریخ قم * ).
از تاریخ الری ابوسعد آبی منصوربن حسین (متوفی ٤٢١ یا ٤٢٢)، وزیر مجدالدولة بویی ، اثری در دست نیست ، اما مطالبی از آن را در آثار نویسندگان بعدی می توان یافت . یاقوت حموی از این کتاب نام برده (١٩٦٥، ج ١، ص ٥٧) و قطعاتی از آن را در شرح حال ابوالفتح ابن العمید و صاحب بن عباد (وزرای آل بویه ) و همچنین قابوس بن وشمگیر نقل کرده است (١٩٩٣، ج ٢، ص ٦٩٠ـ٦٩٤، ج ٤، ص ١٨٩٢ـ ١٨٩٥، ج ٥، ص ٢١٨٧ـ ٢١٨٨).
منتجب الدین رازی نیز اثر مهمی با عنوان تاریخ الری داشته که امروزه مفقود است . رافعی قزوینی (ج ٣، ص ٢٧٤ـ ٢٧٥) آن را تاریخی بزرگ خوانده و سُبکی (ج ٧، ص ٩٠) از آن نقل کرده است . ابن حجر عسقلانی نیز در لسان المیزان ، تراجم بسیاری را از آن برگرفته است (برای مثال رجوع کنید به ج ١، ص ٨٥، ٩٢، ١٠٦).
ز) کتب انساب . نسب شناسان بزرگ شیعی مانند هشام بن محمد کلبی در سدة دوم تألیف آثار اساسی بر محور شرح انساب قبایل و افراد را که متضمن آگاهیهای تاریخی بود، آغاز کردند. پس از آن نیز دیگر نسب شناسان شیعی ، همچون ابوجعفر محمدبن سَلَمه یَشکُری (متوفی ح ٢٣٠) و علی بن محمدبن عباس بن فَسانجُس و علی بن محمد شمشاطی (زنده در ٣٧٧)، در بارة انساب و اخبار و ایامِ قبایل و رجال عرب آثاری تألیف کردند (رجوع کنید به نجاشی ، ص ٢٦٣ـ٢٦٤، ٢٦٩، ٣٣٣).
افزون بر این ، از سدة سوم به بعد آثار فراوانی در بارة تبارنامة طالبیان و انساب و اعقاب علویان ، اغلب به قلم سادات علوی ، تألیف شد که ظاهراً انگیزة حق خواهی و منازعات سیاسی در پدیدآمدن آنها تأثیر داشته است . از قدیمترین این آثار، نسب آل ابی طالب از ابوالحسین یحیی بن حسن بن جعفر عُبَیدلی عَقیقی (متوفی ٢٧٧) است (طوسی ، ١٣٥١، ص ١٧٨ـ١٧٩؛
نجاشی ، ص ٤٤١ـ٤٤٢) که نسخه ای از آن باقی است (سزگین ، ج ١، جزء٢، ص ٦١). این کتاب و همچنین مقاتل الطالبیّین محمدبن علی بن حمزة علوی ( ((ر.ک.ب))نجاشی ، ص ٣٤٧ـ ٣٤٨) از منابع ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیّین بوده است (رجوع کنید به ص ٧، ١٣ـ١٤، ٨١، ٨٥، ٢٢٨، و جاهای گوناگون ). کتاب ابوالفرج اصفهانی اثری است مهم و مشهور که از جمع روایات و تألیفات کهن به دست ما رسیده است . ابوالفرج این کتاب را در سرگذشت و قیام و قتل و شهادت فرزندان ابوطالب ، از زمان پیامبر اکرم تا تألیف کتاب در ٣١٣، گرد آورد (رجوع کنید به ص ٤). ابن جِعابی (متوفی ٣٥٥) و نُعَیمی ( ((ر.ک.ب))نجاشی ، ص ٣٩٤ـ٣٩٥) و مؤلفانی از سدة پنجم و ششم ( ((ر.ک.ب))منتجب الدین رازی ، ص ١٠، ٢٨، ٨٠، ١١١) نیز آثار متعددی در اخبار و انساب و مناقب طالبیان پدید آوردند.
از دیگر آثار کهن در انساب ، تهذیب الانساب و نهایة الاعقاب از شیخ الشرف ابوالحسن محمدبن ابی جعفر عُبَیدلی (متوفی ٤٣٥)، نسب شناس بزرگ شیعة علوی ، است که آن را به روش تشجیر و تفریع تألیف کرد و شاگردش ابن طباطبا حسین بن محمد حسنی (متوفی ٤٤٩) تکمله و تعلیقاتی بر آن نوشت . دیگر شاگرد عبیدلی ، ابن صوفی ابوالحسن علی بن محمد عُمَری (متوفی ح ٤٦٦)، المَجدی را در انساب طالبیان با تأکید بر تبار ائمه و علویان نوشت که پس از آن منبع مهم نویسندگانی همچون ابونصر بخاری در سرّالسلسلة العلویة گردید.
علی بن زید بیهقی مشهور به ابن فُندُق (متوفی ٥٦٥) که دست کم گرایش به تشیع داشته است ، لُباب الانساب و الالقاب و الاعقاب را تألیف کرد که از منابع مهم انساب و در عین حال ، مشتمل بر آگاهیهای تاریخی ارزشمند بویژه در بارة وضع شیعه در خراسان است . این کتاب جداول بسیاری دارد (رجوع کنید به بیهقی * ، ظهیرالدین ).
الاصیلی فی انساب الطالبیّین با استفاده از منابعی مانند المجدی و به شیوة تشجیر تألیف شده و به ابن طِقطَقی ' (متوفی ٧٠٩) منسوب است . بعداً تاج الدین بن محمد بن حمزة حسینی حلبی کتابی با نام غایة الاختصار فراهم کرد که بجز حذف اعقاب ، که به یادکرد فرزندان و نوادگان اختصاص داشته ، در بخش تراجم عیناً با الاصیلی مطابق است (الاصیلی ، مقدمه ، ص ٢٠ـ٢١).
ابن عِنَبه (متوفی ٨٢٨)، دیگر نسب شناس و مورخ شیعی ، آثار متعددی در انساب نوشت ، از جمله عُمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب به عربی و الفصول الفخریّة فی اصول البریّة به فارسی .
ح ) کتب طبقات و رجال . آثاری که با عنوان طبقات و رجال و تاریخ (رجال ) پدید آمد، بخشی از تاریخ نگاری شیعه را شکل داد. علم رجال به مثابه روشی برای معرفت درجة وثوق راویان حدیث پدید آمد و نخست در خدمت فقه قرار گرفت و سپس در بررسی همة متون خبری که با سلسلة اسناد عرضه می شد، به کار رفت . بدین منظور از سده های نخستین هجری کتابهایی در شرح حال راویان و محدّثان تألیف شد که با مطالبی در بارة جرح و تعدیل و احیاناً آثار و تألیفات آنان همراه بود.
از نخستین این آثار، «طبقات الرجال » بود که آن را ابوجعفر برقی به منزلة بخشی از کتاب المحاسن خود تألیف کرد ( ((ر.ک.ب))طوسی ، ١٣٥١، ص ٢٠ـ٢١). علامه حلی (متوفی ٧٢٦) در خلاصة الاقوال ظاهراً به این کتاب عنایت داشته است (خوئی ، ج ١، ص ١٠١؛
در بارة کتابی که با نام رجال برقی در دست است رجوع کنید به برقی * ، ابوجعفر).
پس از آن نیز کسانی همچون سعدبن عبداللّه بن ابی خلف اشعری قمی (متوفی ٣٠١ یا ٢٩٩)، عبدالعزیزبن اسحاق بن جعفر (زنده در ٣٢٦)، ابن جِعابی و ابن ابی طَیّ (متوفی ح ٦٣٠) آثاری در بارة محدّثان و راویان شیعه به روش طبقات تألیف کردند (رجوع کنید به طوسی ، ١٣٥١، ص ١١٩، و پانویس ؛
نجاشی ، ص ١٧٧، ٣٩٤ـ ٣٩٥، ٤٣٦؛
ابن حجر عسقلانی ، ١٤١٢، ج ٦، ص ٦٨٩).
میراث رجالی شیعه اساساً وامدار تألیفات ارزشمند شیخ الطائفه ابوجعفر محمدبن حسن طوسی (متوفی ٤٦٠) است و از میان چهار کتاب اصلی علم رجال شیعه که به دست ما رسیده ، سه کتاب از آنِ شیخ طوسی است که مأخذ مهم کتابهای بعدی تا به امروز بوده است . سه کتاب طوسی اینهاست : اختیار معرفة الرجال که در واقع تلخیص و تهذیب و احتمالاً تصحیح رجال ابوعمرو محمدبن عمربن عبدالعزیز کَشّی (متوفی ح ٣٤٠) است (کشی ، مقدمة واعظ زادة خراسانی ، ص ٦)؛
رجال که به ترتیب زمانی و نیز به ترتیب الفبایی است و در ذکر کسانی است که از معصوم باواسطه یا بی واسطه روایت کرده اند و هستة اولیة آن رجال ابن عُقده ابوالعباس احمدبن محمدبن سعید هَمْدانی (متوفی ٣٣٣)، محدّث و رجالی زیدی ، بوده که به راویان امام صادق علیه السلام اختصاص داشته است ( ((ر.ک.ب))طوسی ، ١٣٨٠، ص ٢؛
همو، ١٣٥١، ص ٢٨ـ٢٩)؛
الفهرست در ذکر تألیفات و «اصول » شیعه و طرق و اسانید آن به همراه شرح حال راویان و اصحاب ائمه . رجال نجاشی ابوالعباس احمدبن علی کوفی (متوفی ٤٥٠) چهارمین کتاب اصلی رجال شیعه است که ظاهراً ناظر به الفهرست طوسی است و در مواردی به تصحیح و تفصیل آن پرداخته و حاوی مدخلهای جدید است . دو کتاب اخیر را در کنار آثاری که بعداً به منزلة ذیل آنها فراهم آمد، یعنی مَعالم العلماء ابن شهرآشوب و فهرست منتجب الدین علی بن عبیداللّه رازی (زنده در ٦٠٠)، می توان تاریخ فرهنگی شیعه از آغاز تا اواخر سدة ششم دانست .
نیز رجوع کنید به رجال * ، علم ؛
طبقات *
منابع :
(١٣٦) آقابزرگ طهرانی ؛
(١٣٧) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٣٨) ابن بابویه ، کمال الدین و تمام النعمة ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦٣؛
(١٣٩) ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی تمییز الصحابة ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(١٤٠) همو، لسان المیزان ، حیدرآباد دکن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بیروت ١٣٩٠/ ١٩٧١؛
(١٤١) ابن خلّکان ؛
(١٤٢) ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(١٤٣) ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٥٣/ ١٩٣٤؛
(١٤٤) همو، مناقب آل ابی طالب ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ( بی تا. ) ؛
(١٤٥) ابن طقطقی ، الفخری فی الا´داب السلطانیة و الدول الاسلامیة ، چاپ محمود توفیق کتبی ، مصر ١٣٤٠؛
(١٤٦) ابن فرات ، تاریخ ابن الفرات ، ج ٤، جزء ١، چاپ حسن محمد شماع ، بصره ١٣٨٦/ ١٩٦٧؛
(١٤٧) ابن ندیم ؛
(١٤٨) ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، قاهره ١٣٨٣، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٤٩) همو، مقاتل الطالبیّین ، چاپ احمد صقر، قاهره ١٣٦٨/ ١٩٤٩؛
(١٥٠) ابوشامه ، عیون الروضتین فی اخبار الدولتین ، چاپ احمد بیسومی ، دمشق ١٩٩١؛
(١٥١) تاریخ اهل البیت علیهم السلام نقلاً عن الائمة الباقر و الصادق و الرضا و العسکری عن آبائهم علیهم السلام و بروایة کبار المحدثین و المورخین ، چاپ محمدرضا حسینی ، قم : آل البیت ، ١٤١٠؛
(١٥٢) تستری ؛
(١٥٣) رسول جعفریان ، منابع تاریخ اسلام ، قم ١٣٧٦ش ؛
(١٥٤) محمدباقر حجتی ، «بررسی آثار شیخ طوسی و گزارش نسخه های خطی آنها با ترتیب تاریخ تحریر»، در یادنامة شیخ طوسی ، به کوشش محمد واعظ زادة خراسانی ، ج ٣، مشهد: دانشگاه فردوسی ، ١٣٥٤ش ؛
(١٥٥) احمد حسینی ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی نجفی مرعشی مدظله العالی ، قم ١٣٥٤ـ١٣٧٦ش ؛
(١٥٦) خوئی ؛
(١٥٧) عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی ، التدوین فی اخبار قزوین ، چاپ عزیزاللّه عطاردی ، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٧؛
(١٥٨) عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ، چاپ محمودمحمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(١٥٩) فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج ١، جزء٢، نقله الی العربیه محمود فهمی حجازی ، ریاض ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٦٠) محمدبن حسین شریف رضی ، خصائص الائمة علیهم السلام ، چاپ محمدهادی امینی ، مشهد ١٤٠٦؛
(١٦١) محمدبن یوسف صالحی شامی ، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد ، ج ٤، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی ، قاهره ١٤١١/ ١٩٩٠؛
(١٦٢) محمدبن یحیی صولی ، اخبارالراضی باللّه و المتقی للّه ، چاپ هیورث دن ، بیروت ١٣٩٩/ ١٩٧٩؛
(١٦٣) فضل بن حسن طبرسی ، اعلام الوری بأعلام الهدی ، قم ١٤١٧؛
(١٦٤) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/ ١٩٦١؛
(١٦٥) همو، الفهرست ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٥٦/ ١٩٣٧، چاپ افست قم ١٣٥١ش ؛
(١٦٦) علی بن ابی طالب (ع )، امام اول ، نهج البلاغه ، ترجمة جعفر شهیدی ، تهران ١٣٧١ش ؛
(١٦٧) فهارس کتاب الاغانی لابی الفرج الاصفهانی ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(١٦٨) علی بن یوسف قفطی ، انباه الرواة علی انباه النحاة ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ج ١، قاهره ١٣٦٩/ ١٩٥٠؛
(١٦٩) علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر القمی ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩١؛
(١٧٠) محمدبن عمر کشی ، اختیار معرفة الرجال ، ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ١٣٤٨ش ؛
(١٧١) اتان کلبرگ ، کتابخانة ابن طاووس و احوال و آثار او ، ترجمة علی قرائی و رسول جعفریان ، قم ١٣٧١ش ؛
(١٧٢) محمدبن محمد مفید، الافصاح فی الامامة ، قم ١٤١٣ الف ؛
(١٧٣) همو، تصحیح اعتقادات الامامیه ، چاپ حسین درگاهی ، قم ١٤١٣ ب ؛
(١٧٤) همو، الجمل و النصرة لسیّد العترة فی حرب البصرة ، چاپ علی میرشریفی ، قم ١٣٧٤ ش ؛
(١٧٥) همو، کتاب الامالی ، چاپ حسین استادولی و علی اکبر غفاری ، قم ١٤٠٣؛
(١٧٦) علی بن عبیداللّه منتجب الدین رازی ، فهرست اسماء علماء الشیعة و مصنفیهم ، چاپ عبدالعزیز طباطبائی ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٧٧) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسامی مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(١٧٨) نصربن مزاحم ، وقعة صفّین ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره ١٣٨٢، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
(١٧٩) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٩٣؛
(١٨٠) همو، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(١٨١) یعقوبی .
/ محمدرضا ناجی /
٥) تاریخ نگاری اسماعیلیان . به طور کلی تاریخ نگاری اسماعیلیان ارتباط نزدیکی با ویژگیهای نهضت و نیز وضع سیاسی آنان داشته است . اسماعیلیان را اغلب دشمنان بیشمارشان اذیت و آزار می کردند و درنتیجه آنان مجبور به تقیه بودند. اکثر مؤلفان اسماعیلی ، علما و متفکران این نهضت بودند که معمولاً به عنوان داعی در سرزمینهای گوناگون ، بخصوص خارج از محدوده های دولتهای اسماعیلی ، به اشاعة مذهب اسماعیلی می پرداختند. آنان به علت سابقة تعلیم خود و نیز به سبب لزومِ سرّی نگهداشتن فعالیتهای خود در سرزمینهای مخالفان خود، علاقة خاصی به تدوین تواریخ سالشمار یا دیگر انواع گزارشهای تاریخی نداشتند، لذا جای تعجب نیست که پس از کشف تعداد کثیری از متون اسماعیلی در اوایل قرن چهاردهم تنها شمار معدودی نوشته های تاریخی یافت شد و این امر خود دالّ بر بی علاقگی اسماعیلیان به تاریخ نگاری است ( ((ر.ک.ب))مجدوع ؛
ایوانوف ؛
پوناوالا ). معدود آثار تاریخی که مؤلفان اسماعیلی نوشته اند، اینهاست : افتتاح الدعوة قاضی نعمان که تألیف آن در ٣٤٦ به پایان رسیده و قدیمترین اثر مستقل اسماعیلی در متون به جا ماندة اسماعیلی است که زمینة استقرار خلافت فاطمی را در بر دارد. در دوره های متأخر قرون میانه فقط یک تاریخ عمومی در بارة نهضت و مذهب اسماعیلی تألیف شد و آن عیون الاخبار نوشتة ادریس عمادالدین (متوفی ٨٧٢)، نوزدهمین داعی مطلق اسماعیلیان مستعلوی ـ طیّبی ، است . این کتاب در هفت مجلد تنظیم شده و شرح وقایع را از روزگار پیامبر و اولین ائمة شیعه تا آغاز دعوت طیبّی در یمن ، یعنی تا نیمة اول قرن ششم ، در بر می گیرد. گفتنی است که در تاریخ نگاری اسماعیلیان ، تاریخ اسماعیلیه در دورة پیش از فاطمیان به طور عام و مرحلة آغازین نهضت اسماعیلی به طور خاص در ابهام مانده است . گزارشهای کوتاه اما فوق العاده مهم دیگری در بارة بعضی وقایع تاریخی اسماعیلیه وجود دارد که از مهمترین آنها رسالة استتارالامام تألیف احمدبن ابراهیم نیسابوری ، داعی فاطمی ، است که در آن مهاجرت عبداللّه الاکبر (یکی از امامان اسماعیلی در دورة قبل از فاطمیان یعنی «دورة ستر» در تاریخ اسماعیلیه ) به سلمیّه و فرار امام بعدی ــ که بنیانگذار سلسلة فاطمیان شد ــ از شام به شمال افریقا، بتفصیل گزارش شده است .
از سوی دیگر، در تاریخ پرحادثة اسماعیلیه دو دوره وجود داشته که در آنها اسماعیلیان به نوشته های تاریخی توجه خاص کردند و آثاری در زمینة تاریخ نگاری پدید آوردند یا آثاری برایشان پدید آوردند که می توان آنها را تواریخ یا وقایعنامه های رسمی تلقی کرد. اسماعیلیان در دورة فاطمی و دورة الموت دولتهایی از آن خود، و سلسله هایی از خلفا و حکمرانان داشتند که لازم بود رویدادها و حوادث سیاسی این دولتها و سلسله ها را مورخان و وقایع نگاران معتمد آنان بنویسند. در دورة فاطمیان ، بخصوص بعد از انتقال مقر دولت فاطمی از افریقیه به مصر در ٣٦٢، عده ای از مورخان اسماعیلی و غیراسماعیلی ، مانند ابن زولاق (متوفی ٣٨٦)، مُسبحی (متوفی ٤٢٠) و قُضاعی (متوفی ٤٥٤) که هر سه غیراسماعیلی بودند، تاریخهایی در بارة دولت و سلسله خلفای فاطمی نوشتند، اما این آثار، بجز چند مورد، پس از سقوط خلافت فاطمیان از بین رفت (دفتری ، ١٣٧٥ ش ، ص ١٦٩ـ ١٧٨؛
فؤاد سید، ص ١ـ٤١؛
هَمْدانی ، ص ٢٣٤ـ ٢٤٧). ایوبیان سنّی مذهب که در مصر جانشین فاطمیان شدند، کتابخانه های معروف فاطمیان در قاهره ، از جمله کتابخانة دارالعلم ، را نابود کردند و به آزار اسماعیلیان پرداخته ادبیات مذهبی آنان را نیز از میان بردند.
اسماعیلیان دورة فاطمی گذشته از منابع تاریخی صرف ، چندین شرح حال از نوع سیره نیز پدید آوردند که ارزش تاریخی فراوان دارد. از میان آثار به جا مانده از این گروه می توان از این آثار نام برد: سیرة جعفربن علی ، وی حاجبِ عبیداللّه مهدی بود و عبیداللّه مهدی مؤسس سلسلة فاطمی بود؛
سیرة استاذ جوذر (متوفی ٣٦٣) که یکی از رجال و محارم فاطمیان بود؛
و نیز سرگذشتنامه ای نوشتة مؤید فی الدین شیرازی (متوفی ٤٧٠) که بیست سال در قاهره داعی الدعاة بود. سرگذشتنامه های دیگری نیز وجود داشته که از آنها چیزی جز نقل قولهایی در کتب دیگر باقی نمانده است ، از جمله شرح حال داعی ابوعبداللّه شیعی (متوفی ٢٩٨) که خودش نوشته بوده و قاضی نعمان در افتتاح الدعوة از آن نقل کرده ، و سیرة امام المهدی که داعی ادریس از آن در عیون الاخبار گزیده هایی آورده است .
دورة فاطمیان از لحاظ داشتن اسناد باارزش تاریخی ، غنی بوده است . این اسناد که از دیوان انشای دستگاه خلافت فاطمی صادر می شده شامل رسایل گوناگون ، نامه ها و فرمانها و مجادلات ، است (رجوع کنید به مستنصر باللّه ؛
استرن ). بسیاری از این اسناد در صبح الاعشی ' قلقشندی (متوفی ٨٢١) و مکتوبات دیگر بعدی از طریق نقل حفظ شده است .
اسماعیلیان نزاری دورة الموت (٤٨٣ـ٦٥٤) نیز دارای سنّت تاریخ نگاری ویژة خود بودند. آنان نوشته ها و آثار عقیدتی معدودی به زبان فارسی داشتند و نیز وقایعنامه هایی به فارسی تألیف کردند که اتفاقات دولت نزاری ایران را بر حسب دوران حکمفرمایی هریک از خداوندان الموت در بر می گرفت (دفتری ، ١٩٩٢، ص ٩١ـ٩٧؛
نیز رجوع کنید به همو، ١٣٧٥ ش ، ص ٣٦٩ـ٣٧٩). سنّت تاریخ نگاری نزاریه با اثری به نام سرگذشت سیدنا آغاز شد. این کتاب شرح حال حسن صبّاح (متوفی ٥١٨) و شرح اتفاقات مهم دورة حکمرانی او بود. تاریخ وقایع دورة جانشین حسن صبّاح ، یعنی کیا بزرگ امید (٥١٨ـ٥٣٢)، در وقایعنامة دیگری به نام کتاب بزرگ امید نوشته شد. رویدادهای دولت نزاری ایران در دوره های بعد را تاریخ نگارانی مانند دهخدا عبدالملک بن علی فشندی که فرمانده قلعة میمون دز نیز بود، و رئیس حسن صلاح الدین منشی بیرجندی که شاعر و منشی محتشم نزاری قهستان بود، ثبت می کردند. تمامی این وقایعنامه های رسمی که در کتابخانة معروف قلعة الموت و دیگر قلعه های نزاریه در ایران نگهداری می شد، در حملة مغولان و سپس در دورة حکمرانی ایلخانان مغول از میان رفت . به رغم این اتفاقات ، برخی مورخان دورة ایلخانی ، عطاملک جوینی (متوفی ٦٨١) و رشیدالدین فضل اللّه (متوفی ٧١٨) و ابوالقاسم کاشانی (متوفی ح ٧٣٦)، این وقایعنامه ها و دیگر اسناد نزاری را شخصاً دیده بودند و از آنها در تواریخ خود به طور مشروح استفاده کردند. در اصل ، تواریخ این سه تاریخ نگار، از منابع عمده برای تحقیق در بارة تاریخ نزاریه ایران در دورة الموت است . مورخان فارسی زبان دوره های بعد، مانند حمداللّه مستوفی (متوفی بعد از ٧٤٠) و حافظ ابرو (متوفی ٨٣٣)، در تواریخ خود قسمتهای تاریخ اسماعیلیه را عمدتاً بر اساس نوشته های جوینی و رشیدالدین تألیف کرده اند. عده ای از مورخان معاصر دورة سلجوقی نیز به ذکر وقایع دولت اسماعیلیان نزاری در ایران پرداخته اند که از آن جمله می توان از سلجوقنامة ظهیرالدین نیشابوری و راحة الصدور راوندی نام برد. تمامی این مورخان غیراسماعیلی نظریات بسیار خصمانه ای نسبت به اسماعیلیه دارند. نزاریان شام در دورة الموت سنّت تاریخ نگاری نداشتند و در بارة آنها تنها مطالبی در تاریخهای محلی شام ذکر شده است ، همانند تواریخ ابن قلانسی (متوفی ٥٥٥) و ابن عدیم (متوفی ٦٦٠؛
رجوع کنید به کاهِن ، ص ٣٣ـ٩٣؛
لوئیس ، ص ٤٧٥ـ٤٨٩).
ادبیات مذهبی اسماعیلیه نیز، به رغم فقرشان در زمینة نکات تاریخی ، برای ردگیری تاریخ عقیدتی اسماعیلیان در دوره های گوناگون حایز اهمیت است . مضافاً، بعضی از متون اسماعیلی دورة فاطمی ، مانند مجموعه هایی به نام «مجالس » که مؤلفان گوناگون می نوشتند، شامل اشاراتی تاریخی است که در منابع دیگر یافت نمی شود. «مجالس » نمایانگر نوعی خاص از سنّت تعلیمی و ادبیات اسماعیلی است و آنها را عمدتاً شخص داعی الدعاة فاطمی می نوشته یا برای وی تدوین می شده تا در مجالس درسی مشهور به «مجالس الحکمة » ــ که صرفاً برای اسماعیلیان در زمینة تعلیم حکمت یا اصول عقاید باطنی اسماعیلیه برپا می شد ــ تعلیم داده شود (هالم ، ص ٩١ـ ١١٥). تحولات عقیدتی نزاریان دورة الموت را نیز می توان بر اساس ادبیات مذهبی مختصری که از آن دوره به جا مانده ــ بخصوص گزارشهای مورخان فارسی زبان دورة ایلخانی و اشاراتی که در برخی منابع دوره های بعد از الموت در این باره شده است ــ بررسی کرد.
سنّت تاریخ نگاری اسماعیلیان نزاری با سقوط دولت نزاری ایران در ٦٥٤ قطع گردید. نزاریان در اوضاع نابسامان قرون بعدی فعالیتهای ادبی بسیار محدودی داشتند و به ادبیات گذشته و میراث ادبی تاریخی خود نیز چندان دسترسی نداشتند؛
در نتیجه ، از میراث تاریخی خود بی خبر ماندند و این فقدان اطلاع از تاریخ در کل ادبیات نزاری بعد از دورة الموت بوضوح مشاهده می شود. آثاری که مؤلفان نزاری فارسی زبان در دورة اَنْجَدان پدید آوردند، مانند رسالات ابواسحاق قهستانی (متوفی بعد از ٩٠٤) و خیرخواه هراتی (متوفی بعد از ٩٦٠)، اطلاعات تاریخی مهمی در بر ندارد. نزاریان بدخشان و نواحی مجاور که اکنون در تاجیکستان و افغانستان و مناطق شمالی پاکستان زندگی می کنند، دارای سنّت ادبی ویژه ای هستند که مبتنی است بر ادبیات اسماعیلی فارسی دوره های گوناگون با توجه خاص به نوشته های ناصرخسرو (متوفی بعد از ٤٦٥)، و نیز با توجه به سنّتهای متصوفة آسیای مرکزی . اسماعیلیان این مناطق در رشته کوههای پامیر و هندوکُش نویسندگان معدودی در دوره های بعد از الموت پرورش دادند که در بین آنان مورخ وجود ندارد، ولی این اسماعیلیان نزاری آسیای مرکزی تعداد زیادی نسخة خطی فارسی از آثار اسماعیلی را که در دیگر نقاط فارسی زبان تألیف شده است ، حفظ کرده اند. بی علاقگی اسماعیلیان نزاری به تاریخ نگاری از بعد از دورة الموت تا زمان معاصر نیز ادامه یافته است ، به طوری که تا اوایل قرن چهاردهم تنها از یک اثر تاریخی می توان نام برد که مؤلفش نزاری بوده است ، یعنی کتاب هدایت المؤمنین الطالبین خراسانی فدائی (متوفی ١٣٠٢ ش ).
تعدادی از اسماعیلیان مستعلوی ـ طیّبی که متعلق به شاخة داودی بودند، نیز تواریخی در بارة دعوت طیّبی و داعیان مطلق داودی در شبه قارة هند نوشته اند. این وقایع نگاران که عمدتاً از میان دستة داعیان مطلق جماعت داودی برخاسته اند، تواریخ خود را بیشتر به زبان عربی نوشته اند.
در دوره های متأخرتر بعضی از این آثار برای استفادة بیشتر عامة مردم ، به نوعی زبان گجراتی که زبان رسمی اسماعیلیان داودی ( ((ر.ک.ب))بُهره * ) است و به خط عربی ، نوشته شده است (دفتری ، ١٣٧٥ ش ، ص ٢٩٥ـ ٢٩٨). باید متذکر شد که در این تواریخ عمدتاً حقیقت با افسانه درآمیخته و در نتیجه ، تاریخ دعوت طیّبی در هندوستان بخصوص در دوره های آغازین ، همچنان مبهم مانده است . از میان تواریخ قابل اطمینانتر این گروه ، منتزع الاخبار است که قطب الدین سلیمان جی برهانپوری (متوفی ١٢٤١)، از بهره های داودی ، آن را در دو مجلد تألیف کرده و هنوز به صورت نسخة خطی است . جلد دوم این اثر، تاریخ اسماعیلیان طیّبی و داعیان آنها را تا سال ١٢٤٠ در بر می گیرد. تاریخ مهم دیگر در بارة دعوت طیّبی در هند، موسم بهار تألیف میان صاحب محمدعلی رامپوری (متوفی ١٣١٥ یا ١٣١٦) است .
در عصر جدید، عده ای از بهره های داودی در بارة جماعت خود کتابهایی تألیف کرده اند. در میان آنها، مهمترین اثر تاریخی کتاب تاریخ فاطمیّین مصر تألیف زاهدعلی (متوفی ١٣٣٧ ش / ١٩٥٨) به زبان اردوست که در دو مجلد تدوین یافته است . این تاریخ که بر اساس مجموعة نسخ خطی موجود در خانوادة وی تألیف شده ، اولین کتاب مستند در بارة فاطمیان در عصر جدید است . مجموعة بسیار نفیس نسخ خطی اسماعیلی خانوادة زاهدعلی چند سال قبل به کتابخانة مؤسسة مطالعات اسماعیلی واقع در لندن اهدا گردید. بهره های داودی و همچنین اسماعیلیان سلیمانی که عمدتاً در یمن مستقرند، مجموعه های مهمی از آثار اسماعیلی را در کتابخانه های خصوصی خود حفظ کرده اند. چند تن از اعضای خاندان بهره داودی همدانی ــ که اصل آنها از یمن بوده است ــ نیز کتابهایی در بارة تاریخ اسماعیلیه نوشته اند، حسین بن فیض اللّه همدانی (متوفی ١٣٤١ ش )، از جمله پیشگامان مطالعات جدید اسماعیلی ، تألیفاتش را بر اساس مجموعه نسخ خطی اسماعیلی که
در خانواده اش محفوظ بود پدید آورد. فرزند وی ، عباس همدانی ، هم اکنون این مجموعه نسخ را در اختیار محققان قرار می دهد و شخصاً کتاب ارزشمندی در بارة تاریخ و عقاید اسماعیلیه نوشته است .
منابع :
(١٨٢) ابواسحاق قهستانی ، هفت باب ، چاپ و. ایوانوف ، بمبئی ١٩٥٩؛
(١٨٣) ادریس عمادالدین قرشی ، عیون الاخبار و فنون الا´ثار ، چاپ مصطفی غالب ، بیروت ١٩٧٣ـ ١٩٧٨؛
(١٨٤) منصور جوذری عزیزی ، سیرة الاستاذ جوذر ، چاپ محمدکامل حسین و محمد عبدالهادی شعیره ، قاهره ١٩٥٤؛
(١٨٥) جوینی ؛
(١٨٦) محمدبن زین العابدین خراسانی فدائی ، کتاب هدایت المؤمنین ، چاپ آلکساندر سمیونوف ، مسکو ١٩٥٩؛
(١٨٧) محمدرضا خیرخواه هراتی ، تصنیفات ، چاپ و. ایوانوف ، تهران ١٣٣٩ش ؛
(١٨٨) فرهاد دفتری ، تاریخ و عقاد اسماعیلیه ، ترجمة فریدون بدره ای ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(١٨٩) محمدعلی رامپوری ، موسم بهار فی أخبار الطاهرین الاخیار ، بمبئی ١٣٠١ـ١٣١١؛
(١٩٠) رشیدالدین فضل اللّه ، جامع التواریخ : قسمت اسماعیلیان ، چاپ محمدتقی دانش پژوه و محمد مدرسی زنجانی ، تهران ١٣٣٨ش ؛
(١٩١) زاهد علی ، تاریخ فاطمیین مصر ، کراچی ١٩٤٨؛
(١٩٢) نعمان بن محمد قاضی نعمان ، افتتاح الدعوة و ابتداء الدولة ، چاپ وداد قاضی ، بیروت ١٩٧٠؛
(١٩٣) همان ، چاپ فرحات دشراوی ، تونس ( ١٩٧٥ ) ؛
(١٩٤) عبداللّه بن علی کاشانی ، زبدة التواریخ : بخش فاطمیان و نزاریان ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(١٩٥) اسماعیل بن عبدالرسول مجدوع ، فهرسة الکتب و الرسائل ، چاپ علینقی منزوی ، تهران ١٣٤٤ش ؛
(١٩٦) معدبن علی مستنصرباللّه ، السجلات المستنصریة ، چاپ عبدالمنعم ماجد، قاهره ١٩٥٤؛
(١٩٧) هبة اللّه بن موسی مؤید فی الدین ، سیرة المؤید فی الدین داعی الدعاة ، چاپ محمدکامل حسینی ، قاهره ١٩٤٩؛
(١٩٨) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، روضة التسلیم ، یا، تصورات ، چاپ و.ایوانوف ، لیدن ١٩٥٠؛
(١٩٩) احمدبن ابراهیم نیسابوری ، استتارالامام ، چاپ و. ایوانوف ، در مجلة کلیة الا´داب بالجامعة المصریة ، ج ٤، ش ٢ (١٩٣٦)، ص ٩٣ـ١٠٧؛
(٢٠٠) همان ، چاپ سهیل زکار، در اخبارالقرامطه ، دمشق ١٩٨٢، ص ١١١ـ١٣٢؛
(٢٠١) محمدبن محمد یمانی ، سیرة الحاجب جعفربن علی و خروج المهدی من سلمیة ، چاپ و. ایوانوف ، در مجلة کلیة الا´داب بالجامعة المصریة ، ج ٤، ش ٢ (١٩٣٦)، ص ١٠٧ـ١٣٣؛
(٢٠٢) Claude Cahen, La Syrie du Nord ب l'إpoque des croisades , Paris ١٩٤٠, Farhad Daftary, "Persian historiography of the early Niza ¦r ¦âIsma ¦ Üil ¦âs", Iran : Journal of the British Institute of Persian Studies , XXX (١٩٩٢);
(٢٠٣) Heinz Halm, "The Isma ـ ili oath of allegiance ) ـ ahd ) and the ، sessions of wisdom' ) Maja ¦lis-al-h ¤ikma ) in Fatimid times", in Mediaeval Isma ـ ili history and thought , ed. Farhad Daftary, Cambridge ١٩٩٦;
(٢٠٤) Abbas Hamdani, "Fat ¤imid history and historians", in Religion, learning and science in the ـ Abbasid period , ed. M.J. Young, J.D. Latham and R.B. Serjeant, Cambridge ١٩٩٠;
(٢٠٥) Vladimir Ivanov, Isma ـ ilis literature: a bibliographical survey , Tehran ١٩٦٣;
(٢٠٦) Bernard Lewis, "The sources for the history of the Syrian assassins", Speculum , ٢٧ (١٩٥٢), reprinted in B. Lewis, Studies in classical and Ottoman Islam ( ٧th-١٦th centuries ), London ١٩٧٦;
(٢٠٧) Ismail K. Poonawala, Biobibliography of Isma ¦ Ü i ¦l i ¦ literature , Malibu, Calif. ١٩٧٧;
(٢٠٨) A. Fu'a ¦d Sayyid, "Lumiةres nouvelles sur quelques sources de l'histoire Fatimide en Egypte", Annales Islamologiques , ١٣ (١٩٧٧);
(٢٠٩) Samuel M. Stern, Fؤtimid decrees: original documents from the Fa ¦t ¤imid chacery , London ١٩٦٤.
/ فرهاد دفتری /