دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٨٣
تَدمُر (یا تَدمور) ، نام باستانی و نام عربی معاصر شهر پالمیرا . این شهر در صحرای سوریه در حدود ١٤٥ کیلومتری شرق حِمْص و ٢٤٠ کیلومتری غرب فرات وسطا (در َ٣٦ ْ٣٤ عرض شمالی ، َ١٥ ْ٣٨ طول شرقی و در ارتفاع ٤٠٧ متری )قرار دارد.
تدمر احتمالاً از زمانهای قدیم ، منزلگاهی بوده در جاده کاروانرویی که بین النهرین را با سوریه مرتبط می کرده است ، زیرا جاده ای که تدمر در آن واقع بوده ، از معبری در رشته تپه هایی که از جنوب غربی به شمال شرقی امتداد داشته ، می گذشته است . این تپه ها عبارت بودند از: به سمت جنوب غربی تدمر، جَبَل الخَنازیر و به سمت شمال و شمال شرقی آن ، جبل ابو رَجمَین که تا جبل البِشری و فرات امتداد داشت . در اواخر هزارة دوم پیش از میلاد تدمر اهمیت بسیاری یافت ، هنگامی که ــ طبق اسناد به دست آمده در ناحیة ماری ـ تیگلت ـ پیلسر/ تغلت ـ فلاسر اول (١١١٦ـ١٠٧٦ ق م )، مردان تدمر را در سرزمین عموره شکست داد. این شهر آن قدر برای مؤلف کتاب دوم تواریخ ایام در عهد عتیق (٨ : ٤) مهم بوده که بنای آن را به سلیمان پیامبر نسبت داده است .
در دورة حکومت رومیان این محل اهمیت جهانی داشت ، زیرا مشرف بر سرزمینهای دشمنان رومیان ، یعنی ایرانیان پارتی و ساسانی ، بود. در سدة پرآشوب سوم میلادی ، دولت ـ شهر پالمیرا قادر بود سیاستی فراگیر در پیش گیرد و در عهد سپتیمیوس اودناتوس دوم (اُذَینة بن حَیران بن وَهْب اللات )، شاهزادة نیرومند آنجا، به قدرت نظامی مهمی تبدیل شود؛ وی شاپور اول ، پادشاه ایرانی ، را تا پایتختش تیسفون عقب راند و از امپراتور روم «فرمانروای کل شرق » لقب گرفت . پس از قتل اودناتوس در ٢٦٧ یا ٢٦٨ میلادی ، بیوة او زِنوبیا (زینب ) و پسر زنوبیا وابالاتوس (وَهْب اللات )، سیاست فعال او را دنبال کردند، اما در ٢٧٢ میلادی پالمیرا ناگزیر شد دروازه های خود را به روی آورلیانوس ، امپراتور روم ، بگشاید و به قیادت رومیان درآید. زنوبیا، که هم به زیبایی و هم به خرد شهره بود، بعدها با نام «زَبّاء * » وارد فرهنگ عامة اعراب شد؛ همچنین گفته شده است که او جَذیمَة الاَبرَش * ، پادشاه حیره و از اسلاف ملوک لخمی ، را فریفت و به قتل رساند (طبری ، سلسلة اول ، ص ٧٥٧ـ٧٦١؛ مسعودی ، ج ٣، ص ١٨٩ـ١٩٩). پالمیرا از آن پس پایگاهی نظامی در جادة دیوکلسین شد که دمشق را به فرات متصل می کرد. در ٣٢٥ میلادی اسقف آنجا، مارینوس (که می توان بر حدس عرفانْ شهید، مبنی بر عرب بودن او، صحه گذاشت ، زیرا چنانکه می دانیم ، در حیره قبیلة عرب مشهوری به نام بَنو مَرینا وجود داشته است ، رجوع کنید به ص ٣٤٥) در شورای نیقیه (ازنیق ) شرکت کرد و یوستی نیانوس (ژوستینیَن ) بعدها در آنجا کلیسایی ساخت .
روزگار رونق پالمیرا با استیلای اعراب بر شام پایان یافت . در دهة اول هجری / دهة ٦٣٠ ، شهر به صلح با خالدبن ولید تن داد، اما بعد شورش کرد و ناگزیر، «عنوةً» ( بزور ) فتح شد (بلاذری ، ص ١١٥؛ یاقوت حموی ، ذیل مادّه ). در این زمان به قرارگاه کَلْب ــ که در دورة امویان بر شام مرکزی تسلط یافت ــ تبدیل شد. تدمر یکی از شهرهایی بود که در ١٢٧ هجری تحت قیادت سلیمان بن هِشام بر مروان دوم ، معروف به مروان حمار، شورید (طبری ، سلسلة دوم ، ص ١٨٩٦، ١٩١٢) و بنا به گفتة ابن فقیه (ص ١١٠؛ قس یاقوت حموی ، همانجا) مروان قسمتی از حصارهای تدمر را ویران کرد. اندکی پس از آن ، مردم شهر به جنبش ابوالوَرد کِلابی در شام ، برضد عباسیان و به طرفداری از ابومحمدبن عبداللّه بن یزیدبن معاویه بن ابی سفیان که او را «سُفیانی » لقب داده بودند، پیوستند (طبری ، سلسلة سوم ، ص ٥٣).
تدمر بعدها از زمین لرزه های بسیار، بویژه زمین لرزة سال ٥٥٢، آسیب دید و بنابراین صحت ادعای بنیامین تودلایی در شانزده سال بعد از آن ، مبنی بر اینکه دو هزار یهودی در تدمرهست ، بعید به نظر می رسد. تدمر در این زمان به دهکده ای محقر در میان ویرانه های گستردة پالمیرای باستانی تنزل یافته بود. غربیان در ١٠٨٩/ ١٦٧٨ آن را بازیافتند و آن هنگامی بود که دو تاجر کارخانة شرکت لوانت انگلیس در حلب ،از این محل بازدید کردند، و سرانجام رابرت وود در ١١٦٤/ ١٧٥١ آن را به طور کامل کاوش کرد و در کتاب > خرابه های پالمیرا یا تدمر، در صحرا < با شکوه تمام توصیف و تصویر نمود. اکنون این شهر به سبب آنکه در سدة چهاردهم / بیستم دردورة بین دو جنگ جهانی و سالهای پس از جنگ جهانی دوم در مسیر لوله های نفتِ کرکوک ـ طرابلس متعلق به شرکت نفت عراق واقع بود، و نیز به سبب صنعت گردشگری در حال رشدِ آن ، احیا شده است . امروزه تدمرشهری است با بیش از سی هزار سکنه که در «محافظة » (استانِ) حمص قرار دارد.
پالمیرا در توسعة فرهنگ عربی قدیم اهمیت داشت . با آنکه در میان حدود دو هزار کتیبه ای که در پالمیرا کشف شده ، کتیبه های بسیاری دیده می شود که تداوم آرامی سلطنتی است و اگرچه یونانی احتمالاً زبانی با وجهة فرهنگی بوده است ، زبان روزمرة مردم شهر در سده های آغازین مسیحیت ، احتمالاً عربی بوده و خود مردم نیز از نظر قومی ، عرب بوده اند. این موضوع را می توان از نامهای عربی فرمانروایان آنجا در دورة رونق آن در سدة سوم میلادی دریافت و همچنین از این نکته که برای بیش از نیمی از اسامی اشخاص که در کتیبه ها آمده است ــ که طبعاً از سرآمدان و بازرگانان مهم بوده اند ــ می توان ریشة عربی یافت ؛ مثلاً در این کتیبه ها نامهای بسیاری هست که از نام خدایانی چون اَرصو و بت همة اعراب ، اللات ( رجوع کنید به لات * )، گرفته شده است . علاوه بر ارصو ــ که تحریف «الرُضی '» (خوب ، خیر) عربی است ــ و اللات ، نام دیگر خدایان عرب همچون مَعْن ، عزیزو، سَعْر یا سَعد، سلمان و رحیم نیز شایان توجه است . کل منطقة پالمیرا در روزگار حکومت لخمیهای حیره ، بایستی اساساً عربی مآب شده باشد؛ در ٣٢٨ میلادی ، در نَماره * حدود ٢٢٠ کیلومتری جنوب ـ جنوب غربی پالمیرا، نوشتة روی سنگ قبر امرؤالقیس بن عمر، پادشاه عرب ، نه به زبان آرامی ، بلکه به زبان عربی با الفبای نبطی نوشته شده بود ( رجوع کنید به بریکل ـ شاتونه ، ص ٤٠ـ٤٣).
منابع :
(١) علاوه بر کتاب مقدّس . عهد عتیق ؛
(٢) ابن فقیه ؛
(٣) ( بلاذری ) ؛
(٤) طبری ، تاریخ (لیدن )؛
(٥) مسعودی ، مروج (پاریس )؛
(٦) یاقوت حموی ؛
(٧) The Anchor Bible dictionary , ed. D. N. Freedman, NewYork ١٩٩٢, V , ١٣٦-١٣٧;
(٨) F. Briquel-Chatonnet, in L'Arabie antique de Karib'رl ب Mahomet. Nouvelles donnإes sur l'histoire des Arabes grہce aux inscriptions , ed. Ch. Robin = Revue des Mondes musulmans et de la Mediterranإe , no. ٦١ (١٩٩١-١٩٩٣);
(٩) I. Browning, Palmyra , London ١٩٧٤;
(١٠) R. Dussaud, La topographie historique de la Syrie antique et mإdiإvale , Paris ١٩٢٧, ٢٤٧ ff.;
(١١) Gawlikowski, "LesArabes en Palmyrةne", in Prإsence arabe dans le Croissant fertile avant l'Hإgire , ed. Hإlةne ١٠-١٠٨;
(١٢) Christine P. Grant, The Syrian desert. Caravans, travel and exploration , London ١٩٣٧, index;
(١٣) Le Strange, Palestine under the Moslems , London ١٨٩٠, ٥٤٠-٥٤٢;
(١٤) A. Musil, Palmyrena. A topographical itinerary , New York ١٩٢٨, ١٣٦-١٤٣ and index;
(١٥) The Oxford Lozachmeur, Paris ١٩٩٥ encyclopedia of archaeology in the Near East , ed. E. M. Myers, New York ١٩٩٦, IV , ٢٣٨-٢٤٤;
(١٦) Irfan Shah ª â d, Byzantium and the the fourth century , Washington D. C. ١٩٨٤, ٢٠-٢٢;
(١٧) J. Starcky and M. Gawlikowski, Palmyre , Paris ١٩٨٥;
J. Texidor, Un port romain du Arabs in,
(١٨) dإsert , Paris ١٩٨٥;
(١٩) United Kingdom. Naval Intelligence Division. Admiralty Handbooks , Syria , London ١٩٤٣, ٢٣٠ and index;
(٢٠) نیز رجوع کنید به EI ١ , s.v. "Palmyra" (by Fr. Buhl).
/ ک . ا. باسورث ( د. اسلام ) /