دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٧١٧
تفسیر قُرطُبی ، تفسیری مفصّل با گرایش فقهی از قرن هفتم ، نوشتة ابوعبداللّه محمدبن احمد انصاری قرطبی * ، مفسر و فقیه مالکی . نام اصلی آن الجامع لاِ حکامِ القرآن و المُبَیِّن لِما تَضَمَّنه مِن السُنّة و آیِ الفُرقان است (قرطبی ، ج ١، ص ٣). بخش عمدة این تفسیر به بیان احکام فقهی و اختلاف مذاهب فقهی اختصاص دارد؛ با اینهمه ، قرطبی از ابعاد دیگر آیات غافل نبوده و به مباحث کلامی و اخلاقی و ادبی و تاریخی و اجتماعی نیز پرداخته است .
قرطبی در خطبة کتاب به روش تفسیری خود و شیوه های دیگر مفسران اشاره کرده و در مقدمه ای مفصّل ، مباحثی در بارة آداب تلاوت قرآن ، اِعراب و تعلیم آن ، ثواب قرائت قرآن ، تفسیر به رأی و ویژگیهای آن ، اعجاز و عدم تحریف قرآن آورده است (ج ١، ص ١ـ ٧٨)؛ همچنین بخشهایی از رسالة مفقود ابوبکر محمدبن قاسم انباری (متوفی ٣٢٨)، به نام الرّدُّ علی مَن خالَفَ مُصْحَفَ عثمان (ابن ندیم ، ص ١٤٨)، را در مقدمة تفسیرش آورده است (قرطبی ، ج ١، ص ٨٠ ـ ٨٦).
قرطبی در تفسیر آیات گاه تفسیر چند آیه را ذیل ابوابی که از چند مسئله تشکیل یافته است می آورد، نظیر سورة فاتحة الکتاب که تفسیر آن را در چهار باب قرار داده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ١٠٨ـ١٥١) و گاهی تفسیر آیات را به صورت مسائل مستقل می آورد، نظیر آیة سوم سورة اعراف که آن را در دو مسئله ذکر کرده است ( رجوع کنید به همان ، ج ٧، ص ١٦١ـ١٦٢) و گاه آیات را بدون دسته بندی در قالب باب یا مسئله تفسیر می کند، نظیر آیة ٥٤ سورة الرحمن ( رجوع کنید به قرطبی ، ج ١٧، ص ١٧٩ـ١٨٠).
یکی از ویژگیهای تفسیر قرطبی ، که خود او در مقدمة تفسیر به آن اشاره کرده است ، نقل سخنان و آرا با ذکر نام گوینده و مأخذ آنهاست (همان ، ج ١، ص ٣). با وجود این ، گاهی نام گوینده و مأخذ آن را ذکر نمی کند (مشنی ، ص ٦٩٩ـ٧٠١؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی ، ج ٢، ص ٣٧، که از ابن عَطیّه ، ج ١، ص ٢٩٩ـ٣٠٠ نقل کرده است ). از جمله کسانی که قرطبی از آنان بسیار سخن نقل کرده ، ابن عطیة اندلسی است . قرطبی گاهی عین مطالب را از تفسیر او با ذکر نام ، و در مواردی بدون ذکر نام ، نقل می کند و گاهی سخن او را به خود نسبت می دهد و گاهی به رد سخن او می پردازد ( رجوع کنید به مشنی ، ص ٦٩٧ـ٧٠٢؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی ، ج ١، ص ٤٠٧ـ ٤٠٨، که از ابن عطیه ، ج ١، ص ٢٢٨ نقل و در آن مناقشه کرده است ). وی همچنین از تفسیر طبری ، احکام القرآن کیا هرّاسی ، احکام القرآن ابن عربی ، اعراب القرآن و معانی القرآن هر دو از ابوجعفر نحّاس نحوی ، صحاح شش گانة حدیث ، التفصیل الجامع لعلوم التنزیل نوشتة احمدبن عمار مهدوی ، الکشّاف عن حقائق التنزیل زمخشری و برخی کتابهای دیگر بهره برده است (زلط ، ص ١٢٣ـ١٨٣؛ مشنی ، ص ٦٩١ـ ٧٠٢؛ ایازی ، ص ٤١١؛ مهدوی راد، ص ٨٢ـ٨٥).
قرطبی برای ریشه یابی لغات و معانی آنها و مباحث نحوی و قرائتهای مختلف ، بخش جداگانه ای اختصاص داده و حتی برای بیان احکام فقهی به ریشة لغات و مباحث نحوی پرداخته (جدی الهیتی ، ص ٤٦ـ٥١) و شواهد شعری بسیاری هم آورده است (همان ، ص ٤٩؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ).
در تفسیر قرطبی برخی آیات به مدد آیات دیگر تفسیر شده است (جدی الهیتی ، ص ٤٩؛ مشنی ، ص ١٤٩؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی ، ج ١، ص ١٥٧، ج ١٥، ص ١٣٣ـ١٣٤). در این تفسیر اسرائیلیات نیز بسیار راه یافته است (زلط ، ص ٤١٠ـ٤١٧). قرطبی به تفسیر رمزی توجهی نداشته ، اما تفسیر صوفیانه را پذیرفته و مطالبی از تفاسیر صوفیانی چون ابوعبدالرحمان سُلَمی و قُشَیری نقل کرده است (همان ، ص ٣٠٨ـ٣٠٩؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی ، ج ١، ص ١٤٥، ج ٤، ص ٢٣٧).
برخی مؤلفان ، تفسیر قرطبی را «تفسیر به رأی » دانسته اند (زلط ، ص ١٨٦؛ مهدوی راد، ص ٥٠)، اما قرطبی در مقدمة تفسیرش فصلی را به نقل احادیث نهی از تفسیر به رأی اختصاص داده و در آن به نقد کسانی پرداخته است که معتقدند قرآن را فقط از طریق نقل باید تفسیر کرد. او کسانی را که با مبانی علمی صحیح و در مقاصد و اهداف شایسته از آیات الاهی بهره می گیرند، مشمول این احادیث ندانسته و این نهی را بر دو گروه تطبیق داده است : کسانی که اندیشه ای را می پذیرند و سپس آیات قرآن کریم را برای توجیه آن به کار می گیرند، و کسانی که با اندک توجه به ظاهر آیات به تفسیر آنها می پردازند (ج ١، ص ٣٣ـ٣٤).
قرطبی در تفسیر خود به آرای مذهب اشعری پایبند است و جنبه های کلامی آیات را با عقاید اشعری توجیه می کند؛ مثلاً در تفسیر آیة ١٤٣ سورة اعراف ــ که طبق آن حضرت موسی درخواست کرد که پروردگار، خودش را به وی نشان دهد، اما پاسخ شنید که هرگز مرا نخواهی دید ــ قرطبی ، مطابق عقاید اشاعره ، رؤیت خداوند را فقط در دنیا نفی کرده و کسانی را که به نفی کلی رؤیت معتقدند، گمراه و بدعتگذار می داند (ج ٧، ص ٢٧٨ـ٢٧٩). او همچنین در بسیاری موارد به آرای معتزله ، قدریه ، صوفیان ، شیعیان ، خوارج ، کرامیه ، حلولیه ، زنادقه ، قرامطه و دیگر فرق و مذاهب دینی و سیاسی اشاره کرده و به رد و طعن آنها پرداخته است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٩٨، ١٤٩، ١٩٣، ج ٣، ص ٤٧، ج ٤، ص ١٤، ١٦٣، ج ٧، ص ١٦٥؛ برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به محمود سلمان ، ص ١٨٧ـ٢٣٧).
قرطبی در فقه پیرو مالک بن انس * بوده و در تفسیر آیات فقهی ، ضمن نقل آرای فقیهان مذاهب دیگر، به بیان دیدگاههای فقهی مالک بن انس و اثبات آنها پرداخته است . بااینهمه ، در مواردی که دلیل مالک را استوار ندانسته و به دلایلی محکمتر دست یافته ، اقوال دیگران را بر فتوای مالک مقدّم داشته است (مهدوی راد، ص ٦٢؛ برای نمونه رجوع کنید به قرطبی ، ج ٢، ص ٣٢٢). او همچنین در برخی موارد به مسائل اصول فقه از دیدگاه اهل سنّت اشاره کرده است (ج ٢، ص ٥٧ ـ ٥٨، ج ٧، ص ١١٩).
عمادالدین اسماعیل بن عمرو ابن کثیر در تفسیرالقرآن العظیم ، محمدبن علی شوکانی در دو کتاب فتح القدیر و الجامع بین فَنَّیِ الروایة و الدرایة من علم التفسیر ، محمدامین بن محمدمختار شَنقیطی در اضواءالبیان فی ایضاح القرآن بالقرآن و جمال الدین محمدبن محمد قاسمی در محاسن التأویل از تفسیر قرطبی اثر پذیرفته اند (مشنی ، ص ٨٦٤ ـ٨٨١).
چاپ تفسیر قرطبی نخستین بار در قاهره از ١٣١٤ ش / ١٩٣٥ آغاز شد و مجلدات بیست گانة آن بتدریج انتشار یافت و بارها در مصر و لبنان و ایران تجدید چاپ شد. مقدمة این تفسیر نیز با تحقیق محمد طلحه بلال مینار جداگانه در ١٤١٨/ ١٩٩٧ در بیروت به چاپ رسیده است . سه مختصر هم از این تفسیر وجود دارد: مختار تفسیرالقرطبی از توفیق الحکیم (قاهره ١٩٧٧) و مختصر تفسیر القرطبی از عرفان حسونه (بیروت ٢٠٠١) و نیز مختصری با همین عنوان از محمدکریم راجح ؛ وی با حذف تفاصیل احکام فقهی ــ که با محتوای آیه پیوند مستقیمی ندارند ــ و حذف پاره ای از مباحث لغوی و اعرابی و نحوی و اسرائیلیات ، آن را در پنج جلد در بیروت چاپ کرده است . همچنین عبدالعال سالم مکرم ، شواهد شعری تفسیر قرطبی را با عنوان الشواهدالشعریة فی تفسیر القرطبی در ١٤١٨/ ١٩٩٨ در چهار جلد در بیروت چاپ کرده است .
منابع :
(١) ابن عطیّه ، المحرر الوجیز فی تفسیرالکتاب العزیز ، ج ١، ( رباط ) ١٣٩٥/ ١٩٧٥؛
(٢) ابن ندیم ، الفهرست ، چاپ ناهد عباس عثمان ، دوحه ١٩٨٥؛
(٣) محمدعلی ایازی ، المفسرون : حیاتهم و منهجهم ، تهران ١٤١٤؛
(٤) عبدالقادر رحیم جدی الهیتی ، ابوعبداللّه القرطبی و جهوده فی النحو و اللغة فی کتابه الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٥) قصبی محمود زلط ، القرطبی و منهجه فی التفسیر ، کویت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٦) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، بیروت : دارالفکر ( بی تا. ) ؛
(٧) مشهور حسن محمود سلمان ، الامام القرطبی شیخ ائمة التفسیر ، دمشق ١٤١٣/ ١٩٩٣؛
(٨) مصطفی ابراهیم مشنی ، مدرسة التفسیر فی الاندلس ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٩) محمدعلی مهدوی راد، «شناسائی برخی از تفاسیر عامّه »، حوزه ، سال ٦، ش ٣ (مرداد و شهریور ١٣٦٨).
/ محسن معینی /