دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٧٤
بیستون ، ظهیرالدوله ابومنصور بن وشمگیر ، سومین امیر زیاری طبرستان و گرگان . بیستون یا بهستون (برای ضبطهای دیگر رجوع کنید به ابن اسفندیار، قسم ٢، ص ٤؛ یوستی ، ص ٦٩؛ هوار، ص ٤٠٣، پانویس ٢)، پس از درگذشت وشمگیر در اول محرم ٣٥٧ (مسکویه ، ج ٢، ص ٢٣٣؛ ابن اسفندیار، همانجا) از محل حکومت خود، طبرستان ، به گرگان آمد تا برجای پدر نشیند، اما برادر کوچکتر او قابوس ، که مادرش دختر اسپهبد شروین باوندی بود و سامانیان از او حمایت می کردند، ادعای جانشینی پدر کرد (مادلونگ ، ج ٤، ص ٢١٤)، ولی کاری از پیش نبرد. بیستون در زمان وشمگیر، فرمانده سپاه بود، اما منابع تنها از دو شکست او در ٣٤٨ هنگام نبرد با علی بن کامه و دیگری در ٣٥٥ در دیلم از ابوعبدالله علوی ابن داعی یاد کرده اند (مسکویه ، ج ٢، ص ١٧٦، ٢١٦؛
ابن اثیر، ج ٨، ص ٥٧٤). بیستون چون شنید که ابوالحسن محمدبن ابراهیم سیمجور سپهسالار سامانی از منصوربن نوح تقاضای مال کرده است تا بتواند هزینه های سپاهیان سامانی را در خراسان بپردازد، و منصوربن نوح این وظیفه را برعهدة بیستون گذاشته است ( رجوع کنید بهگردیزی ، ص ٣٥٨)، ناگزیر برای حفظ قدرت ، به آل بویه پیوست و با رکن الدوله * باب دوستی گشود. رکن الدوله نیز بیستون را به مال و سپاه یاری داد (ابن اثیر، ج ٨، ص ٥٧٨؛
ابن اسفندیار، همانجا؛
مرعشی ، ص ١٨٥)، و بیستون مشروعیت حکومت خود را بر گرگان ، طبرستان ، چالوس و رویان ، همراه با لقب ظهیرالدوله ، از المطیع ، خلیفة عباسی ، دریافت کرد و پس از ازدواج با دختر عضدالدوله * ، موقعیت خود را مستحکم ساخت (گردیزی ، همانجا؛
ایرانیکا ، ذیل مادّه ). بیستون پس از قبول حاکمیت آل بویه ، بر طبرستان چیره شد و قابوس نیز در گرگان مستقر گردید. اما از سکه های متعددی که بیستون در میان سالهای ٣٥٧ـ٣٦٦ در گرگان ضرب کرده و در آن تسلط آل بویه را پذیرفته ( رجوع کنید به مایلز، ص ١٣١ به بعد) می توان چنین پنداشت که قابوس از ابتدا جانشینی بیستون را پس از مرگ وشمگیر پذیرفته بوده است .
از آغاز حاکمیت بیستون بر طبرستان و گرگان ، رابطة او با علویان شایان ذکر است . بیستون برای دشمنی با ابومحمد الناصر، حسین الثایر را، که در زمان پدرش در زندان به سر می برد، آزاد ساخت و او را به رویارویی با ابومحمد واداشت ، اما حسین الثائر از ابومحمد شکست خورد و به قتل رسید. ابوالحسن علی ، فرزند حسین الثائر، به خونخواهی پدر برخاست و به گواهی سکه هایی که به نام او باقی مانده و تاریخ ضرب ٣٦٤ را دارد، توانست ابومحمد را از هوسم (رودسر امروزی ) بیرون براند. بیستون نیز مفروضاً از ابوالحسن پشتیبانی کرد، زیرا ابوالحسن حکومت و تسلط زیاریان را به رسمیت شناخت . وی هنوز در ٣٦٩ حکومت می کرد، در حالی که رقیب او، ابومحمد، همة قدرت خود را از دست داده بود (مادلونگ ، ج ٤، ص ٢٢٠ـ٢٢١). بیستون در ٣٦٦ (ابن اثیر، ج ٨، ص ٦٨٧؛
ابن خلدون ، ج ٤، ص ٥٩٦؛
قس حمدالله مستوفی ، ص ٤١٤: ٣٦٧) در گرگان (استرآباد؛
گردیزی ، ص ٣٥٨) درگذشت .
عبارت «رجب سنه و ستین و ثلاثمائه » که در تاریخ گردیزی آمده به احتمال زیاد اشتباه چاپی است و آن را باید «سته و ستین ...» (٣٦٦) خواند. از طرف دیگر، ابن خلدون (همانجا) مدت حکومت بیستون را هفت سال برشمرده است که این نکته با سایر منابع همخوانی ندارد. اما اگر عدد سبع (هفت ) را که در نوشتة او «لِسَبع سنین من ولایته » آمده است تصحیف تِسع (نه ) بدانیم با تاریخ مرگ بیستون در ٣٦٦ همخوانی
دارد.
از بیستون پسری خردسال به جا مانده بود، اما قابوس پس از درگیری کوتاهی بر سر جانشینی توانست حکومت را به دست گیرد و ٣٥ سال حکومت کند. سکه های متعددی از بیستون در دست است که استانلی لین پول و به پیروی از او، کلیفورد ادموند بازورث ، بخطا تعدادی از این سکه ها را به وشمگیر نسبت داده اند ( رجوع کنید به بازورث ، ص ٣٨٠). این سکه ها تا ٣٦٠ با نام بیستون ، سپس با لقب ظهیرالدوله دیده می شوند (برای سکه ها رجوع کنید به مایلز، ص ١٢١ـ١٢٢، ١٣١ـ١٣٥).
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/ ١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
محمدبن حسن ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ،
(٢) تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٢٠ش ) ؛
ابن خلدون ، تاریخ ابن خلدون ،
(٣) المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٤) کلیفورد ادموند بازورث ، «نکاتی چند در باب وقایع تاریخی مربوط به آل زیار در گرگان و طبرستان »، ترجمة احمد احمدی بیرجندی ، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی مشهد ، سال ٦، ش ٢ (تابستان ١٣٤٩)؛
(٥) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
عبدالحی بن ضحاک گردیزی ،
(٦) تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
ظهیرالدین
بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ،
(٧) چاپ برنهارد دارن ، پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٨) احمدبن محمد مسکویه ، کتاب تجارب الامم ، ج ٢، چاپ آمدروز، مصر ١٣٣٣/ ١٩١٥؛
(٩) Encyclopaedia Iranica , s.v. "B ¦âsotu ¦n, Zah ¦âr- Al -Dawla Abu ¦Mans ¤u ¦r" (by C. E. Bosworth);
(١٠) Clإment Huart, Les Ziyہrides . Extrait des mإmoires de L'Acadإmie des inscriptions et belles-lettres, vol XL١١, Paris ١٩٢٢;
(١١) Wilferd Madelung, "The minor dynasties for northern Iran" in The Cambridge history of Iran , vol. ٤, ed. R. N. Frye, Cambridge ١٩٧٥;
(١٢) G. C. Miles, "Coinage of the Ziyarid daynasty of Tabaristan and Gurgan". in American Numismatic Society Museum notes , New York ١٩٧٢;
(١٣) Ferdinand Yusti, Iranisches Namenbuch , Hildesheim, ١٩٦٣.
/ رضا رضازاده لنگرودی /