دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٦٢
تِرِک ، رودی در قفقاز شمالی . این رود به طول ٦٢٣ کیلومتر و مساحت حوضة آبریز ٢٠٠ ، ٤٣ کیلومتر مربع از دامنه های جنوبی کوههای قفقاز بزرگ ، از رشته کوههای ودورازدلنی و یخچالهای زیلگاخوخ سرچشمه می گیرد و در خلیج آگراخان / آقراخان با ایجاد دلتایی به وسعت تقریبی چهارهزار کیلومترمربع به دریای خزر می ریزد. این رود نخست در مسیری سی کیلومتری در حد فاصل رشته کوههای اصلی و جانبی جریان می یابد ( > دایرة المعارف بزرگ شوروی < ، ج ٢٥، ص ٥١٩ ـ ٥٢٠؛ رجوع کنید به > دایرة المعارف جغرافیا < ، ص ٤٢٤) و از درة تنگی که گذرگاه معروف داریال (درِ آلان ، باب اللاّ ن * ) در آن قرار دارد به سوی شمال به دشتهای جنوبی روسیه (دشت قپچاق ) وارد می شود و بعد از گذر از شهر ولادی قفقاز به سمت شمال جریان می یابد و پس از پیوستن ریزابه ها و رودهای کوچک دیگر به آن ، در شمال شهر مایسکی به سمت شرق تغییر جهت می دهد و به رودی پر آب تبدیل می شود. پس از آبیاری شهرها و روستاهای متعدد در شمال جمهوری خودمختار اینگوش و جمهوری خودمختار چچن ، در شمال غربی شهر گودرمس با جهت جنوب غربی ـ شمال شرقی تا جنوب شهر قزلار (در داغستان ) جاری می گردد و پس از پیوستن رود سونژا / سونجا به آن ، با جهت غربی ـ شرقی به سوی دریای خزر جریان می یابد.
ظاهراً ابن رُسته (سدة سوم ) اولین کسی بوده که از تِرِک نام برده و آن را جزو سرزمینهایی دانسته که جزو اقلیمهای هفت گانه نیستند ( رجوع کنید به ص ٩٨).
در حدود ٣٧٤، قبایل آلان بر ناحیة ترک و کوبان / قوبان مسلط ، و در این منطقه مستقر شدند و به زندگی کوچ نشینی پرداختند (گروسه ، ص ١٤٦). بنا به روایت رشیدالدین فضل اللّه (ج ١، ص ٧٣٧ـ٧٣٩)، هولاکوخان برای سرکوب کردن برکه خان * در ٦٦٠، به دشت قپچاق رفت و از آب ترک گذشت ، ولی از برکه خان شکست خورد و هنگام عقب نشینی بسیاری از لشکریانش در رود ترک غرق شدند.
در قرن هفتم ، حوضة رودهای کوبان و ترک نیز جزو خانات قپچاق بود (گروسه ، ص ٦٤٣). حمداللّه مستوفی (متوفی ٧٣٠)، ضمن وصف دشت قپچاق ، نوشته است که بعضی از مردم پیرامون تِرِک و اِتِلْ دین اسلام را پذیرفته اند (ص ٢٥٨ـ٢٥٩).
پیشروی روسیه در آبهای گرم در نیمة دوم سدة دهم / شانزدهم از سواحل رودخانة ترک آغاز گردید (براکس آپ ، ص ١٩). در دورة فرمانروایی ایوان مخوف (ح ٩٣٩ـ٩٩٢/ ح ١٥٣٣ـ١٥٨٤)، خانات قازان در ٩٥٩/ ١٥٥٢ و خانات آستاراخان (هشترخان / حاجی طرخان ) در ٩٦٣/ ١٥٥٦ تحت سلطة روسیه در آمدند و قلمرو روسیه در جنوب تا رود ترک پیش رفت (آوتورخانوف ، ص ١٢٧؛ بدلی ، ص ٧ـ ٨).
در ٩٩٥/١٥٨٧، روسها به ترک ، در جلگه های قفقازِ شمالی ، رسیدند و در ترسکی گورودوک دژی بنا کردند که پایگاه حمله های بعدی آنان شد (بنیگسن و براکس آپ ، ص ٣٤).
در اواسط قرن دهم / شانزدهم ، نخستین قزاقان قفقاز شمالی در دو گروه جداگانه در دلتای رود ترک و در کوهپایه های چچن ساکن شدند و قزاقهای ترک و قزاقهای گربنسکی / گربنسکیه نامیده شدند (گمر ، ص ١). در بارة این حادثه ترانه ای محلی سروده شده است که وقایع را نقل می کند ( رجوع کنید به بدلی ، ص ٨). در ١٠١٢/ ١٦٠٤، تزار بوریس گادونوف برای تسخیر داغستان ــ که راه ایران را برای روسها باز می کرد ــ به شمال قفقاز یورش برد، ولی داغستانیها با کمک عثمانی ، قوای مسکو را تارومار و کلیة دژهای روسیه را در کنار رودهای سولاق ، سونژا و ترک با خاک یکسان کردند و روسها را تا هشترخان به عقب راندند (بنیگسن و براکس آپ ، ص ٣٥ـ٣٦).
در ١٠٦٣، خسروخان (بیگلربیگی شروان ) و سرخای خان (شمخال داغستان ) و تعداد دیگری از امرای داغستان و شروان به دستور شاه عباس دوم ، دژهایی را که دولت روسیه در اطراف رودخانه های قوی سو/ گوی سو و ترک احداث کرده بود، ویران کردند (وحید قزوینی ، ص ١٥٩ـ١٦٠).
پترکبیر در اثنای عملیات جنگی در ١١٣٤/١٧٢٢، قزاقهای دُن را در فاصلة بین قزاقهای ترک و گربنسکی اسکان داد و به تازه واردها نام ترسکیه سمینیه (خانوادة تِرِک ) داده شد (گمر، ص ٢).
در قرن یازدهم / هجدهم ، مرزهای دارالاسلام در روسیه در امتداد دره های رود ترک در شمال قفقاز و سیردریا در ترکستان قرار داشت (بنیگسن و براکس آپ ، ص ٩٩).
ژنرال پوتمکین در ١١٨٩/١٧٧٦ در لشکرکشی به قفقاز شمالی ، «جبهة ترک » را در طول رود ترک تشکیل داد تا مانع حملة مسلمانان شود (گوگچه ، ص ٥٥).
در جنگ شیخ منصور با روسها، مسلمانان قفقاز در ١١٩٩/١٧٨٥ در حمله ای متقابل ، با سپاهی پانزده هزار تنی از ترک گذشتند و روسها را تا دریاچة مانیچ در شمال منطقه ، عقب راندند (همان ، ص ١٤٨، ١٥٤ـ ١٥٥). جنگ و درگیری بین مسلمانان قفقاز و قوای روسیه در پیرامون ترک تا اواخر قرن دوازدهم / هجدهم ادامه داشت . روسها که در این دوره تا رود ارس پیش رفته بودند، در ١٢٠٧/ ١٧٩٣ پس از مرگ کاترین و شیوع بیماری در سپاه ، به دستور پاول ، تزار روسیه ، ناگزیر از عقب نشینی به خط ترک شدند. اردوی ژنرال بولگاکوف که سرگرم تسخیر قُبه / قوبه / کوبا بود، در عملیات کمین به دام نیروهای قفقازی افتاد و ناگزیر تا ساحل شمالی رود ترک عقب نشست (بدلی ، ص ٥٩؛ گوگچه ، ص ٢١٩).
ده سال پس از آغاز جنگهای خونین قفقاز (١٢٣٢ـ ١٢٧٥/ ١٨١٧ـ١٨٥٦) به فرماندهی قاضی ملا با روسها، لرمانتوف (شاعر روسی ) که از تفلیس به ولادی قفقاز می رفت ، رود ترک را «رود مرگ » نامید، اما پوشکین ، ولادی قفقاز را با عنوان «پناه دهندة انسان » وصف کرد (بلانچ ، ج ١، ص ٦٨). موجی از کازاکهای محلی (قزاقهای کوبان ، ترک ، گربنسکی ) و مهاجران جدید روستایی برای استعمار قلمرو مسلمانان شمال قفقاز به آن نواحی رفتند و ساکنان اصلی منطقه به اجبار روی به جانب کوهستان گذاشتند (بنیگسن و براکس آپ ، ص ٤٤ـ ٤٥).
بارها جنگجویان مسلمان قفقاز شمالی ، بویژه به دستور شیخ شامل (سردار و بانی حکومت کوه نشینان قفقاز)، به دژهای روسها در طول ساحل شرقی رود ترک حمله و آنها را ویران کردند (بلانچ ، ج ٢، ص ٢٤٩ـ٢٥١).
ناصرالدین شاه که در محرّم ١٣٠٧، هنگام بازگشت از سفر فرنگ از طریق روسیه به ایران ، در کناره های ترک در حوالی پیاتیگورسک و ولادی قفقاز اقامت کرده بود، از اراضی حاصلخیز، دره های جنگلی ، تاکستانها، غله خیز بودن و فراوانی ماهی در رود و همچنین از اقامت تعداد زیادی ایرانی در شهر ولادی قفقاز سخن گفته است ( رجوع کنید به ناصرالدین قاجار، کتاب سوم ، ص ١٥، ٣٤، ٣٧، ٤٦، ٥٨). به نوشتة مارچنکو ــ که در ١٣٣٦/ ١٩١٨ برای انجام دادن مأموریتی از روسیه به ایران آمده بود ــ در آغاز انقلاب اکتبر، مبارزة مسلمانان کوه نشین قفقاز با استحکامات قزاقها در پیرامون ساحل شمالی ترک ادامه داشت (ص ٢٠، ٢٨، ٣٠، ٣٢).
در تابستان ١٣٢٠ ش / ١٩٤٢، آلمانها به قفقاز شمالی حمله کردند و ارتش شوروی در امتداد رودخانه های ترک و اُروخ و گردنه های رشته کوههای قفقاز، استحکاماتی ساخت و واحدهای نظامی را در آنجا مستقر کرد. با اینهمه ، ارتش آلمان از رود ترک گذشت و قفقاز شمالی را تصرف کرد، ولی بر اثر مقاومت شدید نیروهای شوروی و گروههای چریکی ، ناگزیر از ترک قفقاز شد ( جنگ کبیر میهنی اتحاد جماهیر شوروی ، ص ١٦١ـ ١٦٤).
رود ترک برای مردم قفقاز اهمیت اقتصادی و جغرافیایی و راهبردی خاصی دارد. در اواخر قرن سیزدهم / نوزدهم تعدادی از روشنفکران گرجستان نهضتی به نام «ترگ دالئولی » (کسی که از آب ترک آشامیده است ) بنیان نهادند که نام آن از رود ترک گرفته شده است ( رجوع کنید به مِترِوِلی ، ص ٤٩).
منابع :
(١) عبدالرحمان آوتورخانوف ، مسئلة اقلیتهای ملی در شوروی ، ترجمة فتح اللّه دیده بان ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢) ابن رسته ؛
(٣) ماری براکس آپ ، «روسیه و قفقاز شمالی »، در دو قرن مبارزه مسلمانان قفقاز ، ترجمة غلامرضا تهامی ، تهران : مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ١٣٧٧ ش ؛
(٤) آلکساندر بنیگسن و ماری براکس آپ ، مسلمانان شوروی : گذشته ، حال و آینده ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
جنگ کبیر میهنی اتحاد جماهیر
(٥) شوروی : ١٩٤٥ـ١٩٤١ ، تألیف ن . آتیسیموف و دیگران ، ترجمة ابراهیم یونسی ، تهران : نشر نو، ١٣٦١ ش ؛
(٦) حمداللّه مستوفی ، نزهة القلوب ، رشیدالدین فضل اللّه ؛
(٧) رنه گروسه ، امپراطوری صحرانوردان ، ترجمة عبدالحسین میکده ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٨) جمال گوگچه ، قفقاز و سیاست امپراتوری عثمانی ، ترجمة وهاب ولی ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(٩) میترافان کانستانتینوویچ مارچنکو، سفری به ایران همزمان با انقلاب روسیه ، ترجمة م . ر. زین الدینی ، قم ١٣٧١ ش ؛
(١٠) روئین مِترِوِلی ، گرجستان ، ترجمة بهرام امیراحمدیان ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(١١) ناصرالدین قاجار، شاه ایران ، روزنامة خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوّم فرنگستان ، چاپ محمد اسماعیل رضوانی و فاطمه قاضیها، تهران ١٣٦٩ـ١٣٧٣ ش ؛
(١٢) محمدطاهربن حسین وحید قزوینی ، عباسنامه ، یا، شرح زندگانی ٢٢ ساله شاه عباس ثانی ( ١٠٥٢ـ١٠٧٣ )، چاپ ابراهیم دهگان ، اراک ١٣٢٩ ش ؛
/ بهرام امیراحمدیان /