دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٦١
خُكارَندوىِ غورى ، خُكارَندوىِ غورى، نخستين قصيده سراى ادبيات پشتو در سده هفتم. چون در زبان پشتو، اِبدال حرف «خ» به «ش» وجود دارد، او را شُكارندو نيز گفتهاند. پدرش، احمد كوتوال، در فيروزهكوه (نخستين پايتخت غوريان) مىزيست. پس از گشوده شدن شهر غزنى/ غزنه در ٥٦٩، پادشاهان غورى ]در نواحى غور[ به سلطنت رسيدند. وقتى معزالدين محمد سام ]حك : ٦٠٠ـ ٦٠٣[، در پى مرگ برادر بزرگترش غياثالدين محمد، بر تخت نشست، خكارندو قصايدى در مدح او سرود و اين نشان مىدهد كه شاعر در نيمه دوم سده ششم و اوايل سده هفتم مىزيسته است. او احتمالا در فيروزكوه و شهرهاى بُست و غزنى اقامت داشته، و شاعر دربار بوده و در لشكركشيهاى معزالدين به هند، او را همراهى مىكرده است.
خكارندوى غورى، از نخستين شاعران دوره اول ادبيات پشتو (٧١٨ـ١٤٩٧) بهشمار مىآيد. در بخش بازمانده از ديوان او، ماجراى عبور معزالدين از رود سند و رسيدن او به ناحيه سند، و تسلط وى بر شهرهاى لاهور و دهلى، بهطرز درخشانى وصف شدهاست. اشعار او علاوه بر ارزش ادبى، از حيث وصف طبيعت، بهويژه بهار، در نهايت زيبايى و سرزندگى است و سندى تاريخى و باارزش به شمار مىرود.
منابع :
(١)اردو دائره معارف اسلاميه، لاهور ١٣٨٤ـ١٤١٠/ ١٩٦٤ـ١٩٨٩، ذيل «خكارندوى غورى» (از عبدالحى حبيبى)؛
(٢) فارغ بخارى و رضا همدانى، پشتو شاعرى، كراچى ١٩٦٦، ص ١٠٤ـ١٠٧؛
(٣) پشتو ادب، چاپ جليل قدوائى، كراچى ١٩٥١، ص ٧ـ١٤؛
(٤) عبدالحى حبيبى، تاريخ ادب پشتو، كابل ١٩٥٠، ص ٥٣ـ٥٩؛
(٥) محمد هوتكبن داود، پوتّا خزانه، چاپ حبيبى، كابل ١٩٤٤، ص ٢٣٤ـ٢٤٤؛
(٦) صادقاللّه مختصر، تاريخ ادب پشتو، كابل ١٩٤٦، ص ٤؛
(٧) شاهمحمد مدنى عباسى، پشتو زبان، اور، ادب كى تاريخ، لاهور ١٩٦٩، ص٣٠ـ٣١؛
(٨) O. Caroe, The pathans, Karachi ١٩٨٤, XVIII, XIX, ٣٥-٣٧, ١٢٠-١٢٥.
/ حنيف فوق (د.ا.د.ترك) /