دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٨١
بِشربن اَبی خازِم ، شاعر بزرگ قبیلة بنی اسد در پایان دورة جاهلی (ح ٥٢٥ـ٥٩٥ میلادی ). نام پدرش به نقل ابن شجری (ج ٢،ص ١٩) «عَمرو» است . از اوایل زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست .
در منابع از همراهی او با عُبیدبن اَبرَص (مقتول در ٦٠٦ میلادی ) و نابغة ذُبیانی ، شاعر بزرگ عرب (متوفی ١٨ پیش از هجرت ) و دیدارشان با حاتم طایی و مدیحه سرایی هر کدام از ایشان دربارة بخشندگی حاتم ، و سفرشان به حیره و ملاقاتشان با نُعمان بن منذر ماءالسَّماء، پادشاه لَخْمی ، سخن گفته شده است
(زبیربن بکّار، ص ٤١٣؛
ابوالفرج اصفهانی ، ج ١٧، ص ٣٦٦ـ ٣٦٧؛
قالی ، ١٤٠٧/١٩٨٧، ص ١٥٢ـ١٥٣؛
بغدادی ، ج ٣، ص ١٢٨). در برخی از منابع ( رجوع کنید به عسکری ، ج ١، ص ٣٣٧) نیز ابیاتی از بشر در بحر رجز، همراه با گفتاری کوتاه از وی در ستایش حاتم ، وجود دارد که آنها را در دیوانش نمی یابیم .
بشر در مدح شاهی به نام عمروبن اُمِّ اِیاس ، دو قصیده سروده که در دیوانش موجود است ، اما شناسایی هویّت ممدوح او کار دشواری است .
یکی از شخصیتهایی که در کتابهای تاریخ و ادب از او یاد شده (مبرّد، ج ١، ص ٢٣١ـ٢٣٢؛
ابن اثیر، ج ١، ص ٦٢٦؛
جادالمولی ، ص ١٣٧) و در دیوان بشر نیز دوازده قصیده دربارة او وجود دارد، اَوس بن حارِثه ، از تیرة جَدْیَلة قبیلة طی است که مبرّد (همانجا) او را از همتایان حاتم طایی شمرده که با هم نزد عمروبن منذر، معروف به عمروبن هند، رفته اند و بشر نیز در آنجا حضور داشته است . منذر، جامه ای فاخر بر اَوس پوشانید و برخی از تیره های قبیله اش بر او رشک بردند و از حُطیئه ، یا از شاعری دیگر خواستند که در برابر گرفتن سیصد شتر، اَوس را هجو کند، اما او نپذیرفت و بشر داوطلبانه این کار را کرد و شترها را هم تحویل گرفت . اَوس نیز شترها را غارت کرد و به تعقیب بشر برخاست (ابن شجری ، ج ٢، ص ٢٤؛
علوی ، ص ٣٤٩). اقدام بشر به هجو اَوس ، یکی از جنگهای قبایل عرب ، معروف به «یوم الدّهناء» را نیز به وجود آورد (ابن اثیر؛
جادالمولی ، همانجاها).
در جنگ بنی اسد و طی ، قبیلة نَبهان بشر را به اسارت گرفتند و برای اینکه اَوس بن حارثه او را نکشد، پنهانش کردند (ابن شجری ، همانجا)، اما سرانجام اَوس خبر یافت و با دادن دویست شتر به آنان ، او را گرفت تا در آتش بسوزاند ولی به شفاعت مادر خود، او را آزاد کرد و با احترام به قبیله اش فرستاد، و بشر از آن پس مدایحی در وصف اَوس سرود (همانجا).
از شرکت بشر در جنگ فِجار دوم در کنار قبیلة قریش که منابع کهن بدان تصریح کرده اند (بلاذری ، ج ١، ص ١٠٣؛
جاحظ ، ج ٦، ص ٢٧٥)، در می یابیم که او تا حدود ٥٩٠ میلادی (تاریخ وقوع این جنگ ) زنده ، و با رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم که در بیست سالگی ، (سال بیستم عام الفیل ) در این جنگ شرکت کردند، معاصر بوده است (همانجاها)، و البته به نظر نمی رسد که تا مدتی طولانی بعد از ٥٩٠ میلادی نیز زنده مانده باشد، به طوری که بتوان ، چنانکه بلاشر مدّعی شده است (ص ٢٩٤)، او را از معمّرین دانست .
بشر در این جنگ با دسته ای از سواران بنی اسد بر تیره های وائله ، مازِن و سَلول از بنی صَعْصَعَة بن معاویه حمله کرد تا اینکه در مکانی به نام رَدْه ، از بلاد قیس در راه یمن ، جوانی به نام عَبس بن حِذار (یا عمروبن حذار) از بنی وائل ، به قلب بشر تیر زد و او را کشت (آمدی ، ص ٢٢٢؛
یاقوت حموی ، ذیل «ترج ». احتمالاً سال مرگ بشر اندکی پیش از واقعة یوم الرقم ، یا حتی اندکی پیش از ٦٠٠ میلادی بوده و، بنابراین ، قطعی است که بشر بعثت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم را درنیافته است ( رجوع کنید به جاحظ ، ج ٦، ص ٢٧٥ـ٢٧٦؛
ضیف ، ص ٢٧٥؛
قس سزگین ، ج ٢، جزء٢، ص ١٨٢).
چون دیوان بشر ، نشان دهندة افتخارات قبیلة بنی اسد بوده است ، یکایک افراد این قبیله را می توان «راویة » شعر بشر دانست ؛
از بیتی در دیوان فرزدق (ص ٧٢١) چنین بر می آید که وی دیوان بشر را در اختیار داشته است .
راوی موثق مکتب کوفه ، مُفضَّل ضَبّی (متوفی ١٦٨ یا١٧٨ ق )، نیز شعر بشر را نقل کرده است (ص ٣٢٩ـ ٣٤٨). ابوعُبَیده مَعمَربن مُثنّی (١١٠ـ٢٠٩)،ادیب و نحوی و لغوی عرب ، بر دیوان بشر شرحی نوشته بوده که بغدادی (متوفی ١٠٩٣) نسخة آن را در اختیار داشته است (بغدادی ، ج ٢، ص ٢٦٢). در منابع دیگر نیز از این شرح نقل شده که پیداست ، مؤلفان آن را در اختیار داشته اند (ابن انباری ، ص ٨٥). همچنین اصمعی (متوفی ٢١٦) بر دیوان بشر ، شرحی نوشته است که ابن ندیم (ص ١٥٨) از آن نام برده است .
در سدة سوم هجری هم دو تن از ادیبان بزرگ اسلامی ، ابن السِکیّت (متوفی ٢٤٣یا٢٤٦) و ابوسعید سُکّری (متوفی ٢٧٥)، شعرهای بشر را نقل یا شرح کرده اند (ابن ندیم ، همانجا). عباراتی دالّ بر این موضوع در ابتدای برخی از قطعه ها و قصیده های دیوان بشر دیده می شود.
شعر بشر به دلیل اهمیتی که داشته ، در مکتب کوفه و بصره راویان و شارحان ویژه یافته ، و به همت ابوعلی قالی (متوفی ٣٥٦)، به اندلس (اسپانیای اسلامی ) نیز رفته است و حتی سه بیت از شعر او، که اکنون در دیوانش نیست ، در آثار بزرگان ادب اندلس دیده می شود ( رجوع کنید به قالی ، ١٩٧٥، ج ١، ص ٥٢٤؛
سرقسطی ، ج ٣، ص ٤١٨). در ١٣٤٠ ش /١٩٦١ دکتر عزّة حسن دیوان بشر را در دمشق از سوی وزارة الثقافه چاپ ، و سپس در ١٣٥٢ ش /١٩٧٣ با افزوده هایی تجدید چاپ کرده است (سزگین ، ج ٢، جزء٢، ص ١٨٤؛
فریجات ، ص ١٤٠ـ١٤١، ١٧٩ـ١٨٠). نسخه ای خطی نیز از دیوان بشر را حمدالجاسر شناسایی کرده که در چاپهای نامبرده ، از آن استفاده نشده است (فریجات ، همانجا).
منابع :
(١) حسن بن بشر آمدی ، المؤتلف والمختلف : فی أسماءالشعراء و کناهم و ألقابهم و أنسابهم و بعض شعرهم ، چاپ ف . کرنکو، قاهره ١٣٥٤؛
(٢) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(٣) ابن انباری ، کتاب الاضداد ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤) ابن شجری ، مختارات شعراءالعرب ، چاپ محمودحسن زناتی ، قاهره ١٩٢٦؛
(٥) ابن ندیم ، الفهرست ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٦) علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) عبدالقادربن عمر بغدادی ، خزانة الارب و لب لباب لسان العرب ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره ١٩٦٧ـ١٩٨٠؛
(٨) احمدبن یحیی بلاذری ، انساب الاشراف ، چاپ محمدحمیدالله ، قاهره ١٩٥٩؛
(٩) رژی بلاشر، تاریخ الادب العربی ، ترجمة ابراهیم کیلانی ، دمشق ١٩٨٤؛
(١٠) عمروبن بحر جاحظ ، الحیوان ، چاپ عبدالسلام هارون ، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٩/ ١٩٦٥ـ١٩٦٩؛
(١١) محمداحمد جادالمولی ، ایام العرب فی الجاهلیة ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٢) زبیربن بکّار، الاخبارالموفقیات ، چاپ سامی مکی العانی ، بغداد ١٩٧٢؛
(١٣) سعیدبن محمد معافری سرقسطی ، کتاب الافعال ، چاپ حسین محمد محمدشرف و محمدمهدی علاّ م ، قاهره ١٩٧٥ـ ١٩٧٨؛
(١٤) فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج ٢، جزء٢، نقلة الی العربیة محمد فهمی حجازی ، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٥) شوقی ضیف ، تاریخ الادب العربی ، العصرالجاهلی ، قاهره ١٩٦٠؛
(١٦) حسن بن عبدالله عسکری ، کتاب جمهرة الامثال ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم و عبدالمجید قطامش ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٨٤/١٩٦٤ ) ، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
مظفّربن فضل علوی ، نضرة الاغریض فی نصرة القریض ، چاپ نهی عارف
(١٧) حسن ، دمشق ١٩٧٦؛
(١٨) همام بن غالب فرزدق ، دیوان ، بیروت ١٩٦٠؛
(١٩) عادل فریجات ، بشربن ابی خازم الاسدی حیاته و شعره ، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
(٢٠) اسماعیل بن قاسم قالی ، البارع فی اللغة ، چاپ هاشم طعان ، بیروت ١٩٧٥؛
(٢١) همو، کتاب ذیل الامالی والنّوادر ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢٢) محمدبن یزید مبرّد، الکامل فی اللغة والادب ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢٣) مفضّل ضبّی ، المفضّلیّات ، چاپ احمدمحمد شاکر و عبدالسلام محمدهارون ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٦١/١٩٤٢ ) ؛
(٢٤) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناندووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ غلامرضا جمشیدنژاد اول /