دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٧٩
بیت المعمور ، به معنای «خانة آباد»، مکانی که خداوند در قرآن یک بار بدان قسم خورده است : «وَالبَیتِ المعمورِ» (طور: ٤). از منابع موجود این گونه برمی آید که این ترکیب در ادبیات پیش از اسلام به کار نرفته و ظاهراً نخستین بار در قرآن کریم از آن یاد شده است .
براساس قدیمترین روایات و تفاسیرِ صحابه و تابعان ، بیت المعمور خانه ای است در آسمان که درست برابرِ (محاذی ) کعبه ـ بیت الحرام یا بیت العتیق ـ قرار گرفته است ؛
هر روز هفتاد هزار فرشته در آن نماز می گزارند و چون خارج شوند، دیگر تا روز قیامت بدان بازنمی گردند؛
آبادانی این خانه به لحاظ فراوانی فرشتگان عابد در آن است (طبری ، ج ١١، جزء ٢٧، ص ١٠ـ١١؛
سیوطی ، ج ٦، ص ١١٧ـ ١١٨). راویانِ نخستین دربارة محل آسمانیِ این خانه متفق نیستند و آن را در آسمان ، آسمان چهارم ، هفتم یا در فوق هفت آسمان و زیر عرش می دانند ( رجوع کنید به طبری ؛
سیوطی ، همانجاها). برخی عالمان درصدد توجیه این اختلاف برآمده اند؛
مثلاً مجلسی (١٤٠٣، ج ٥٥، ص ٦١) این تفاوت را ـ به فرض صحت تمام اخبار ـ نشانة وجود بیت المعمور در همة آن مکانها می داند (نیز رجوع کنید به مشهدی قمی ، ج ١٢، ص ٤٤٦؛
حقی ، ج ٩، ص ١٨٥). سخنانی دیگر نیز دربارة بیت المعمور در روایات آمده است . از جمله اینکه این خانه از بهشت به زمین آورده شده و در محل کعبه نصب شده است ، اما هنگام طوفان نوح آن را به آسمان برده اند تا عبادتگاه فرشتگان باشد؛
فرشته هایی که در آن نماز می گزارند از قبیلة ابلیس اند و به آنها جنّ گفته می شود (سیوطی ، ج ٦، ص ١١٧؛
طبری ، ج ١١، جزء ٢٧، ص ١١)؛
پیامبر در لیلة الاسراء بدانجا رفته و ابراهیم علیه السّلام را تکیه زده بر دیوار آن دیده است و فرشتگان و انبیا در آنجا با پیامبر نماز گزارده اند (بخاری جعفی ، ج ٤، ص ٧٧ـ ٧٨؛
مسلم بن حجاج ، ج ١، ص ١٤٥ـ١٤٧؛
سیوطی ، ج ٤، ص ١٣٦، ١٤٣). در کُتب روایی شیعی ، همین وصف آسمانی بیت المعمور با اندکی تفاوت آمده است (مجلسی ، ١٤٠٣، ج ٥٥، ص ٥٥ـ٦١). بسیاری از این روایتها عیناً برگرفته از جوامع تفسیری و روایی اهل سنّت است ، اما روایاتی نیز از امام چهارم و امام ششم علیهماالسلام در علت بنای بیت المعمور آمده است که مطابق آنها، ملائکه پس از اعتراض به خلقت آدم علیه السلام ، از نور الهی محجوب گشتند، تا آنکه به عرش خداوند پناه بردند و مورد رحمت قرار گرفتند و خداوند بیت المعمور را برایشان در آسمان چهارم قرار داد (کلینی ، ج ٤، ص ١٨٧ـ ١٨٨؛
ابن بابویه ، ص ٤٠٢ـ٤٠٣، ٤٠٦ـ٤٠٧؛
دربارة دیگر روایات شیعی راجع به بیت المعمور رجوع کنید به مجلسی ، ١٤٠٣، ج ٣٦، ص ١٥٥؛
کلینی ، ج ١، ص ٤٥١، ج ٢، ص ٦٢٩، ج ٣، ص ٣٠٢، ٣٩٢، ج ٤، ص ١٩١، ١٩٦ـ١٩٧؛
طوسی ، تهذیب ، ج ٢، ص ٦٠، ج ٦، ص ١١٠).
در پاره ای روایات ، از بیت المعمور با نام ضُراح ، از مصدر مضارحه به معنای مقابله ، نیز یاد شده است (طبری ، همانجا). نخستین لغویان نیز ضراح را خانه ای در آسمان دانسته اند (ابن درید، ج ١، ص ٥١٦؛
فراهیدی ، ج ٣، ص ١٠٣ـ١٠٤؛
ازهری ، ج ٤، ص ٢٠٦ـ٢٠٧). با آنکه در غالبِ این روایات ، به نقل از امام علی علیه السلام ، ضراح را با بیت المعمور یکی دانسته اند، روایاتی نیز این دو را خانه هایی جدا و محاذی هم در آسمان می دانند (مجلسی ، ١٤٠٣، ج ٦، ص ٩٧، ج ٥٥، ص ٨، ٥٨، ج ٩٦، ص ٣٤).
روایات مشهور در توصیف بیت المعمور را گاه ضعیف السند دانسته اند. سیوطی برخی مرویات خود را ضعیف می شمارد (ج ٦، ص ١١٧) و ابن کثیر، به نقل از چند تن از محدثان ، برخی از این روایات را مجعول و بی پایه می داند (ج ٤، ص ٣٨٩، برای نقدِ سند و متن برخی دیگر از روایات بیت المعمور رجوع کنید به صالحی نجف آبادی ، ص ٥٩ ـ ٧١).
بجز نظریة مشهور در میان قدما که بیت المعمور را خانه ای آسمانی می داند، رأی دیگری نیز وجود دارد که مراد از بیت المعمور را، به دور از هر وصف آسمانی ، خود کعبه در زمین می داند که در طول سال ، معمور به زائران است . احتمالاً حسن بصری نخستین کس از تابعان است که این نظر را مطرح کرده است (طوسی ، التبیان ، ج ٩، ص ٤٠٢؛
ابن جوزی ، ج ٨، ص ٤٧). اما این سخن در میان مفسران سده های بعد گاه یکی از احتمالات (زمخشری ، ج ٤، ص ٤٠٨؛
فخررازی ، ج ٢٨، ص ٢٣٩)، گاه احتمال راجح (ابوالسعود، ج ٨، ص ١٤٦) و گاه تنها وجه مقبول شمرده شده است (بقاعی ، ج ١٩، ص ٤ـ٥؛
کاشفی ، ج ٤، ص ٢١٤). در قرن گذشته ، به دلیل قوت گرفتن فضای عقلی و تجربی در تفاسیر غیرمأثور، این عقیده که بیت المعمور همان خانة کعبه است نظریة غالب مفسران گردیده است ( رجوع کنید به دروزه ، ج ٦، ص ٢٣٣؛
ابن عاشور، ج ٢٧، ص ٣٨ـ ٣٩؛
مغنیه ، ج ٧، ص ١٦١؛
خطیب ، ج ١٤، ص ٥٤٣؛
قاسمی ، ج ١٥، ص ٢٠٩؛
قرشی ، ج ١٠، ص ٣٦٦ـ٣٦٧؛
مراغی ، ج ٩، جزء ٢٧، ص ١٩؛
زحیلی ، ج ٢٧، ص ٥٧؛
ضیف ، ص ٨٧٢).
بعضی مفسران مسجدالاقصی را که در آیة نخست سورة اسراء آمده ، همان بیت المعمورِ آسمانی می دانند و بر آن اند که پیامبر در شبِ اسراء مستقیماً به بیت المعمور رفته است ، نه به بیت المقدس (طیب ، ج ٨، ص ٢١٩، ج ١٢، ص ٢٩٣). به عکسِ این نظر، روایاتی در دست است که بیت المعمور را همان بیت المقدس در فلسطین می داند (مجلسی ، ١٤٠٣، ج ١٨، ص ٣٩٤). ملاحویش آل غازی (ج ٤، ص ٣٨٢) این عقیده را که در پاره ای تفاسیر بدان اشاره شده ، نقد و رد کرده است .
از بیت المعمور در مباحث مربوط به نزول قرآن نیز یاد شده است . بنابر آیة ١٨٤ سورة بقره و آیة اول سورة قدر، قرآن در ماه رمضان و شب قدر نازل شده است . اما مفهوم آیة «و قرآناً فَرَقناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّاسِ عَلی ' مُکْثٍ...» (قرآن را خرده خرده بر تو نازل کردیم تا با تأنی و بی شتاب بر مردم بخوانی ، اسراء: ١٠٦)، علاوه بر شواهد مسلّم تاریخی ، نشان می دهد که قرآن پاره پاره ، در حوادث خاص و به صورت تدریجی نازل شده است . پاره ای توجیهات در رفع این اشکال از صحابه ای چون ابن عباس در دست است که مطابق آنها، قرآن دوبار نازل شده است : نزول دفعی آن در شب قدر بر بیت المعمور و نزول تدریجی آن در طول رسالت پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلّم بوده است (سیوطی ، ج ١، ص ١٨٩؛
طبری ، ج ٢، جزء٢، ص ٨٤ ـ ٨٥). در بیشتر این روایات به جای بیت المعمور از بیت العزّه نام برده شده است . در مآخذ شیعی ، تنها یک روایت از امام صادق علیه السلام در دست است که از نزول دفعی قرآن بر بیت المعمور یاد شده است (کلینی ، ج ٢، ص ٦٢٨ـ٦٢٩) که مجلسی راویان آن را ضعیف یا مجهول می شمارد و در عین حال انتقاد شیخ مفید از محتوای آن را نادرست می داند (١٣٦٣ ش ، ج ١٢، ص ٥١٨؛
همو، ١٤٠٣، ج ١٨، ص ٢٥٠ـ٢٥٤). با اینهمه ، بسیاری از مفسّران شیعه و سنّی ، توجیه ابن عباس و روایات مشابه آن را نپذیرفته و بیانهای دیگری ارائه کرده اند ( رجوع کنید به معرفت ، ج ١، ص ١١٢ـ١٢٤).
برخی مفسران نیز تأویلهای عرفانی از بیت المعمور به دست داده اند. قشیری آن را قلوب عابدان عارف می داند (ج ٣، ص ٤٧٢) و ابن عربی از آن با تعابیری چون قلب عالم یا نفس ناطقة کلیه یاد می کند ( تفسیر ، ج ٢، ص ٥٤٧ ـ ٥٤٨). وی همچنین دربارة تکیه زدن ابراهیم علیه السلام بر دیوار بیت المعمور تأویلی عرفانی به دست می دهد ( الفتوحات المکیة ، ج ٤، ص ٨؛
نیز رجوع کنید به حقی ، ج ٩، ص ١٨٥ـ١٨٦؛
سلطانعلیشاه ، ج ٤، ص ١١٧).
منابع :
(١) علاوه برقرآن ؛
(٢) ابن بابویه ، علل الشرایع ، نجف ١٣٨٥/١٩٦٦؛
(٣) ابن جوزی ، زاد المسیر فی علم التفسیر ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٤) ابن درید، کتاب جمهرة اللغة ، چاپ رمزی منیر بعلبکی ، بیروت ١٩٨٧؛
(٥) ابن عاشور، تفسیر التحریر و التنویر ، تونس ( بی تا. ) ؛
(٦) ابن عربی ، تفسیر القرآن الکریم ، چاپ مصطفی غالب ، بیروت ١٩٧٨، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٧) همو، الفتوحات المکیّة ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٨) ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم ، چاپ علی شیری ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) محمدبن محمد ابوالسعود، تفسیر ابی السعود، المسمی ارشادالعقل السلیم الی مزایاالقرآن الکریم ، بیروت ١٤١١/ ١٩٩٠؛
(١٠) محمدبن احمد ازهری ، تهذیب اللغة ، قاهره ١٩٦٤ـ ١٩٦٧؛
(١١) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٢) ابراهیم بن عمر بقاعی ، نظم الدررفی تناسب الا´یات والسور ، قاهره ١٤١٣/ ١٩٩٢؛
(١٣) اسماعیل بن مصطفی حقی ، تفسیر روح البیان ، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
عبدالکریم خطیب ،
(١٤) التفسیر القرآنی للقرآن ، بیروت ١٩٧٠؛
(١٥) محمد عزه دروزه ، التفسیر الحدیث ، قاهره ١٣٨٢/ ١٩٦٣؛
(١٦) وهبه مصطفی زحیلی ، التفسیرالمنیر فی العقیده و الشریعة والمنهج ، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(١٧) محمودبن عمر زمخشری ، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٨) سلطانمحمدبن حیدر سلطانعلیشاه ، بیان السعادة فی مقامات العبادة ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(١٩) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٠) نعمت الله صالحی نجف آبادی ، «نظریه ای دربارة کیفیت نزول قرآن »، کیهان اندیشه ، ش ٣٢ (مهر و آبان ١٣٦٩)؛
(٢١) شوقی ضیف ، الوجیز فی تفسیر القرآن الکریم ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢٢) محمدبن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٤٠٠ـ ١٤٠٣/١٩٨٠ـ١٩٨٣؛
(٢٣) محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن ، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٤) همو، تهذیب الاحکام ، چاپ حسن موسوی خرسان ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٥) عبدالحسین طیب ، اطیب البیان فی تفسیرالقرآن ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٦) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیر الکبیر ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٢٧) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی ، قم ١٤٠٥؛
(٢٨) جمال الدین قاسمی ، تفسیرالقاسمی ، المسمی محاسن التأویل ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(٢٩) علی اکبر قرشی ، تفسیراحسن الحدیث ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٣٠) عبدالکریم بن هوازن قشیری ، لطائف الاشارات ، چاپ ابراهیم بسیونی ، قاهره ١٩٨١ـ١٩٨٣؛
(٣١) حسین بن علی کاشفی ، مواهب علیه ، یا، تفسیرحسینی ، ج ٤، تهران ١٣٢٩ ش ؛
(٣٢) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت ١٤٠١؛
(٣٣) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٣٤) همو، مرآة العقول فی شرح اخبارآل الرسول ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٥) احمدمصطفی مراغی ، تفسیرالمراغی ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٦٥ ) ؛
(٣٦) مسلم بن حجاج ، صحیح مسلم ، چاپ محمد فؤادعبدالباقی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣٧) محمدبن رضا مشهدی قمی ، تفسیرکنزالدقایق و بحرالغرائب ، چاپ حسین درگاهی ، ج ١٢، تهران ١٤١١/١٩٩١؛
(٣٨) محمد هادی معرفت ، التمهید فی علوم القرآن ، قم ١٤١١ـ١٤١٢؛
(٣٩) محمدجواد مغنیه ، التفسیر الکاشف ، بیروت ١٩٨٠ـ١٩٨١؛
(٤٠) عبدالقادر ملاحویش آل غازی ، بیان المعانی علی حسب ترتیب النزول ، دمشق ١٣٨٣/ ١٩٦٤.
/ محمّدهادی معرفت /