تاریخ عمومی < چمبرز تدوین کرده است ؛ (85) همچنین است کتاب چهارده جلدی تاریخ کشورهای اروپایی که احمد مِدحَت (1260ـ1331) از متن فرانسه برگرفته و تلخیص کرده است . نویسندگان اواخر دورة عثمانی از روش تاریخ نگاری غرب متأثر بودند. اثر تاریخی خیراللّه (متوفی 1283) متأثر از تاریخ امپراتوری عثمانی نوشتة هامر ـ پورگشتال است (پست ، 1243ـ1251؛ (86) بعدها محمدعطا آن را به ترکی ترجمه کرد که در ده مجلد از 1330 به بعد منتشر شد). وی در این اثر کوشیده است تا قالب گاه شماری را درهم بشکند. مصطفی نوری پاشا (1239ـ1307) در نتائج الوقوعات ، تاریخ عثمانی را به پنج دوره تقسیم کرده که هر بخش شامل مطالبی در بارة نهادهای نظامی ، مالی و دیگر نهادهای دولتی است . در این دوره توجه به جای مضامین ادبی و اسناد، به شواهد تاریخی از قبیل سکه ها و مهرها و تهیة نمایه هایی از این مجموعه ها معطوف شد (کوران ، ص 422ـ 425). (87) با تأکید محققان ترک شناس اروپایی برمیراث تاریخی و زبانی ترکها پیش و پس از امپراتوری عثمانی ، مطالعات تاریخی عثمانی به مرحلة جدیدی وارد شد. ترک تاریخی ( = تاریخ ترک ) ترجمة نجیب عاصم (متوفی 1314ش ) در بارة تاریخ ترکهای آسیای مرکزی است ، که اصل آن به زبان فرانسه بود و در تاریخ نگاری ملی گرای ترک جایگاه خاصی یافت (لویس ، ص 221 به بعد). (88) منابع : سامی ، تاریخ . شاکر، تاریخ . صبحی ، تاریخ ، استانبول 1198/1783؛ (89) عزّی ، تاریخ ، استانبول 1199/1784؛ (90) V. Aksan, An Ottoman statesman in war and peace: Ahmed Resmi Efendi, 1700-1783 , Leiden 1995; (91) I A , s.v. "Veka ¦yinدvis" (by Bekir Kدtدkog §lu); (92) I stanbul غniversitesi. Edebiyat Fakدltesi, Ahmed Cevdet Pa ía semineri 27- 28 May i s 1985 , Istanbul 1986; (93) E. Kuran, "Ottoman historiography of the Tanzimat period", in B. Lewis and P.M. Holt, eds., Historians of the Middle East , London 1962; (94) B. Lewis, " History and national revival in Turkey ", Middle Eastern Affairs , IV /6-7 (1953); (95) Lewis Victor Thomas, A study of Naima , ed. Norman Itzkowitz, NewYork 1972; (96) M.H. Y ânan µ, Tanzimattan me írutiyete kadar bizde tarih µilik , in Tanzimat , I , Istanbul 1940. (97) د) دورة معاصر. تأسیس «انجمن تاریخ عثمانی » در 1327/ 1909، برچیده شدن بساط ممیّزیِ دورة حکومت عبدالحمید، انتشار نخستین مجلة تاریخ ترکی ـ عثمانی ، تاریخ عثمانی انجمنی مجموعه سی ( = مجلة انجمن تاریخ عثمانی ) در هجده مجلد از 1289 تا 1310ش ، رونق تازه ای به تاریخ نگاری ترکی معاصر بخشید. در جریان جنگ جهانی اول و در دهة 1300ش / دهة 1920 توجه به تاریخ پیش از عثمانی ترکها افزایش یافت و آتاتورک * نیز به عنوان عامل تقویت هویت ملی جدید برای ترکها، این توجه را ترویج کرد. وی تاریخ نویسان را به بررسی تاریخ پیش از عثمانی آناطولی تشویق کرد. در اواخر این دوره «انجمن تاریخ عثمانی » (از 1302 ش / 1923 به نام «انجمن تاریخ ترک ») به دلایل سیاسی برچیده شد و در 1311 ش / 1932 «ترک تاریخ کورومو» ( = نهاد تاریخ ترک ) با تأکید بر باستان شناسی آناطولی (رجوع کنید به مجله بَلَّتَن ، 1937ـ ) و آناطولی در دورة سلجوقیان که از حمایت آتاتورک برخوردار بود، تأسیس شد. خلیل ادهم الدم (1240ـ1317ش )، رئیس موزة باستان شناسی استانبول ، با انتشار مطالب بسیاری در بارة سکه ها و مهرها و نقوش معماری پیش از عثمانی ، سهم مهمی در روند تاریخ نگاری این دوره داشت . آرای محمد فؤاد کوپرولو / کوپْریلی (1269ـ 1345 ش / 1890ـ 1969)، مورخ برجسته ، در بارة ماهیت جامعة آناطولی در قرون وسطا مشوق و راهنمای جدیدی برای مورخان ترک در دورة جمهوری بود. او در > خاستگاه امپراتوری عثمانی < (پاریس 1935؛ (98) ترجمة ترکی ، آنکارا 1954؛ (99) ترجمة انگلیسی ، نیویورک 1992) امیرنشینهای ترک آناطولی را عامل اصلی موفقیت عثمانی در اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی سده های هفتم و هشتم دانست و بدین طریق به مقابلة شدید با نظریة غرب پرداخت که قدرت عثمانیها را به طور عمده به دلیل تسلط آنان بر بالکان می دانستند. (100) مورخانی که از موضوعات راجع به «عصر آتاتورک » الهام گرفته اند عبارت اند از: مُکرمین خلیل اینانچ (1277ـ1340 ش / 1898ـ1961)، عثمان توران (1293ـ1356ش /1914ـ1977)، ابراهیم قفس اوغلو (1293ـ1363ش / 1914ـ1984) که در بارة سلجوقیان روم و دیگر ترکهای آناطولی به تحقیق پرداختند؛ (101) و زکی ولیدی طوغان که آثاری در بارة تاریخ ترکهای آسیای مرکزی و روش تاریخی نوشته است . عبدالحق عدنان آدیوار (1261ـ 1334ش / 1882ـ1955) کتاب > علم در میان ترکان عثمانی < را در بارة تاریخ تفکر عثمانی در 1319ش / 1940 منتشر کرد. وی نخستین سر ویراستار چاپ ترکی اسلام آنسیکلوپدیسی بود. (102) پس از درگذشت آتاتورک ، تأکید بر ملی گرایی ترکی و تاریخ آناطولی کاهش یافت و مورخان به موضوعات تاریخی دیگر پرداختند. اسماعیل حقی اوزون چارشیلی (1267ـ1356ش / 1888ـ 1977) در عثمانلی تاریخی ، به نهادهای اداری عثمانی (از نیمة دهة 1320ش / 1940 به بعد) پرداخت . با آزادتر شدن فضای سیاسی در دهة 1340ش / 1960، محققان توانستند با رویکردی انتقادی به نوشته های تاریخی بپردازند. استفادة بیشتر از بایگانیهای عثمانی و توجه روزافزون پژوهشگران غربی این امر را تقویت کرد. در دهة 1370ش / 1990 بررسی تاریخ «قرون تاریک » یازدهم و دوازدهم / هفدهم و هجدهم رایج شد. بیشتر نوشته های تاریخی ترکی معاصر در بارة موضوعات عثمانی ـ ترکی ـ اسلامی است . (103) عمر لطفی بارکان (1281ـ 1358ش / 1260ـ1337ش ) از پیشگامان مطالعات جدید در بارة تاریخ اجتماعی ـ اقتصادی عثمانی است . این نوع تاریخ نگاری بر تاریخ نگاریهای اخیر در ترکیه غلبه یافت و منجر به بررسی ماهیت «فئودالیسم » عثمانی شد. بارکان در بارة مجموعة قوانین ، قانون زمین ، نظام تیمار، نظام استعماری ، وقف و مانند آن به تحقیق پرداخت . وی کتابی دو جلدی در بارة احداث مسجد سلیمانیه نوشت که از ارزش خاصی برخوردار است و بین 1351ش /1972 تا 1358ش / 1979 در آنکارا انتشار یافته است . از دیگر محققان بنام سدة چهاردهم / بیستم ، خلیل اینالجق (متولد 1335/ 1916) است . وی در کلیة زمینه ها و دوره های تاریخ عثمانی ، بویژه در مسائل اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی امپراتوری عثمانی پیش از سدة چهاردهم / بیستم ، پژوهش کرده است . بیشتر آثار او به زبان انگلیسی منتشر شده و نفوذ و اعتبار ویژه ای دارد. اثر برجستة او به نام > امپراتوری عثمانی : عصر کلاسیک ، 1300ـ 1600 < در 1352ش /1973 در لندن چاپ شده است . اکثر آثار متأخر او در بخش اول کتابِ > تاریخ اقتصادی و اجتماعی امپراتوری عثمانی ، 1300ـ1914 < جای دارد (چاپ خ . اینالجق و د. کواتارت ، کیمبریج ، 1994، ص 11ـ409). (104) مورخان برجسته ای که در بارة اوایل امپراتوری تحقیق کرده اند عبارت اند از: م . ج . شهاب الدین تکین داغ (1297ـ 1362ش / 1918ـ1983)، م . طیّب گوک بیلگین (1286ـ 1360ش / 1907ـ1981)، و چنگیز اورخونلو (1306ـ 1354ش / 1927ـ1975). محققان صاحب نامی که به بررسی رویدادهای سدة سیزدهم / نوزدهم پرداخته اند عبارت اند از: م . جاوید بایسون (1278ـ1346ش / 1899ـ 1968) و منیر آق تپه . بکر کوتوک اوغلو در زمینة تاریخ نگاری عثمانی و سماوی اییجه در تاریخ معماری متخصص بودند. شریف ماردین ، جامعه شناس و مورخ ترک ، تاریخ تفکر اواخر دورة عثمانی و اوایل جمهوری و کمال کارپات تاریخ سیاسی و اجتماعی پس از 1215 را نوشته اند. / ک . وودهد ، تلخیص از ( د. اسلام ) / 10) تاریخ نگاری در هند دورة اسلامی . برخی بر این باورند که تاریخ همراه با مسلمانان به هند وارد شده است ( محققانی همچون آلن ، فلیت و اشپرنگر به تاریخ نگاری واقعی در هند باستان باور ندارند (آفتاب اصغر، ص 2) ) ، ولی برخی از مورخان وجود کتیبه های پرسستیس متعلق به سدة چهارم میلادی و هرشچریتا تألیف بانا متعلق به قرن اول و راج ترنگنی تألیف کلهنه در قرن ششم را نشانه هایی از آثار تاریخی پیش از اسلام در هند معرفی می کنند. این آثار که عمدتاً به زبان سنسکریت اند،نفوذمشخص و محسوسی بر تاریخ نگاری هند در دورة اسلامی نداشته اند. ] به طور کلی می توان ادعا کرد که شروع تاریخ نگاری در شبه قارة هند متأثر از تاریخ نگاری ایرانی و به زبان فارسی بوده است ، زیرا زبان فارسی قرنها زبان فرهنگ و ادب در شبه قاره به شمار می رفت . یکی از علل رواج زبان فارسی و تأثیر مستقیم آن بخصوص بر تاریخ نگاری در هند، مهاجرت برخی از محققان و ادیبان ایرانی به هند بود. این تأثیر تا حدی بود که برخی مورخان هندو نیز آثار خود را به فارسی می نوشتند. تاریخ نگاری در هند را می توان به دو دورة پیش از تیموریان و دورة تیموریان تقسیم کرد [ . الف ) پیش از تیموریان . نخستین اثر به جا مانده از این دوران چچ نامه * است که علی بن حمید کوفی در حدود 613 آن را از متنی عربی ، بدون نام مؤلف و عنوان ، به فارسی ترجمه کرد؛ متن عربی باقی نیست . این اثر شامل دو بخش است : بخش نخست گزارشی از خاندانی برهمن در سند پیش از فتوحات اعراب است که تاریخ محلی محسوب می شود، بخش دوم و مفصّلتر کتاب ذکر فتوحات اعراب در 92ـ95 است و شامل مجموعه ای از روایتهایی همانند روایتهای تاریخ طبری است . تاج المآثر * نوشتة پُرتکلف حسن نظامی ( نیشابوری ) نخستین تاریخِ فارسی هند است که رویدادهای سلطنت دو سلطان نخست دهلی را شرح می دهد. مهمترین اثر این دوره طبقات ناصری ابوعمرو جوزجانی * ، مشهور به منهاج سراج ، است که در 657 تدوین شده است . این اثر در بارة تاریخ سلسله های اسلامی است و در بارة سلسلة غوریان ، نخستین سلاطین هند و جانشینان آنان و دورة استیلای مغول در این سرزمین مطالب باارزشی دارد. مجموعه ای از آثار تاریخی امیرخسرو دهلوی (متوفی 725) اطلاعاتی در بارة تاریخ این دوره به دست می دهد، از جمله قِران السعدین (تألیف در 688) ( رویدادهای زمان غیاث الدین بَلبَن در هند ) ؛ مفتاح الفتوح (690) ( جنگهای مهم سلطان جلال الدین خلجی ، مؤسس سلسلة خلجیان ) ؛ خزائن الفتوح (711) ( یا تاریخ علائی ، در بارة پانزده سال نخست حکومت علاءالدین خلجی ) ؛ نُه سپهر (718) ( شرح رویدادهای سلطنت قطب الدین مبارک خلجی ) ؛ دِوَلْرانی خضرخان (715) ( وقایع سلطنت خضرخان و چگونگی قتل او ) و تُغلق نامه (720) ( در بارة چگونگی روی کارآمدن تغلقیان ) . مؤلف در تدوین این آثار از اشعار پیچیده و واژه های مجازی و مغلق استفاده کرده است . اثر مهم این دوره تاریخ فیروزشاهی ، نوشتة ضیاءالدین بَرنی * است . این کتاب در 758 تألیف شده و در بارة تاریخ سلطان نشین دهلی (از به تخت نشستن بلبن در 664 تا سالهای اولیة حکومت فیروزِ تُغلق ) است . از دیدگاه برنی ، ثبات سیاسی باید مبتنی بر احترام به مقام و جایگاه موروثی باشد. وی به دلیل توصیف استادانة شخصیت افراد و اوضاع و احوال پیچیدة سیاسی و اقتصادی و همچنین دوری جستن از هرگونه تکلف در تألیف ، یکی از بزرگترین استادان نثر پارسی هند محسوب می شود. در مقایسه با تاریخ فیروزشاهی ، دو تاریخ دیگر در بارة سلاطین دهلی ، منظومة فتوح السلاطین (750) تألیف عصامی * و تاریخ مبارکْ شاهی * (838) یحیی سرهندی ، اعتبار کمتری دارند. شمس سراج عفیف ، تاریخی در بارة فیروزشاه (حک : 752ـ790) نوشته که به رغم نثر متکلف بر حقایق و رویدادهای واقعی متکی است . در سدة نهم و اوایل سدة دهم ، تاریخهایی در بارة دودمانهای محلی تألیف شد، از جمله : تاریخ مظفرشاهی ، مجهول المؤلف (تألیف در 889)، ضمیمة مآثر محمودشاهی (تألیف در 916) در بارة تاریخ گجرات و مآثر محمودشاهی شهاب حکیم (تألیف پیش از 906). جای بسی شگفتی است که در دوران حکومت دو خاندان افغانیِ لودی (854ـ932) و سوری (945ـ962) تاریخی در بارة آنها نوشته نشده است . رِزق اللّه مُشتاقی (متوفی 989) در کتابش ، واقعات مشتاقی که اثری حکایت گونه است ، به شرح رویدادهای سلسلة لودی پرداخته و عباس سروانی در تحفة اکبرشاهی (تألیف پس از 987) به رخدادهای زمان سوریان اشاره کرده است ( در بارة ملاحظات کلی تاریخ نگاری و سبک نویسندگی در دورة پیش از تیموریان رجوع کنید به آفتاب اصغر، ص 11ـ13 ) . ب ) پس از تیموریان . پیروزی بابر در پانی پت * (932) سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ نگاری هند بود. این دوره یکی از غنیترین دوره های تاریخ نگاری فارسی محسوب می شود. ( در این دوره برخی از مورخان ایرانی مانند زین الدین خوافی ، خواندمیر، میرزاحیدر که به دلایلی از ایران به هند مهاجرت کرده بودند، بنیانگذار تاریخ نگاری فارسی در دورة تیموریان هند به شمار می روند؛ افزون بر این گروه ، مورخان محلی در هند، که متأثر از شیوه فارسی نویسی تاریخ نگاری ایرانی بودند، تواریخی به این شیوه تدوین کردند. از این گروه می توان به ابوالفضل دکنی ، ملااحمد تتّوی ، ملاعبدالقادر بداؤنی و شیخ فیضی سرهندی اشاره کرد (آفتاب اصغر، ص 26ـ27) ) . تاریخ نگاری دورة تیموریان با خاطرات مکتوب بابر (متوفی 937) به زبان ترکی ( جغتایی ) آغاز شد. این نوشته ها گزارشی از هند و شرح صادقانة رویدادهای مهم حکومت چهارسالة بابر است . ] زین الدین خوافی ، خاطرات بابر را به فارسی ترجمه کرد و حوادثی را که شخصاً شاهد بود به آن افزود و آن را طبقات بابری نامید. در زمان همایون (937ـ947، 962ـ963) به دلیل نابسامانی سیاسی ، جز دو اثر تاریخی با ارزش ، اثر مهمی تألیف نشد. این دو اثر عبارت اند از: تاریخ رشیدی * تألیف میرزا حیدر کاشغری در 953 و تاریخ همایونی تألیف ابراهیم بن جریر در 958. دورة اکبری (963ـ1014) را می توان دورة شکوفایی تاریخ نگاری فارسی هند به شمار آورد. حمایت و تشویق اکبر از نویسندگان و برقراری ثبات سیاسی به رونق تاریخ نگاری انجامید. تاریخ نگاری پیش از دورة اکبری تنوع چندانی نداشت و مشتمل بر سه شیوه بود: تاریخ عمومی ، تاریخ دودمانی و تاریخ منظوم . اما در دورة اکبری تاریخ نگاری محلی ، رسمی ، مذهبی ، خاطرات و تذکره ها نیز پدید آمد (آفتاب اصغر، ص 124). یکی از نخستین تواریخی که در این دوره نوشته شد، تاریخ اکبری بود که محمدعارف قندهاری آن را در 987 تألیف کرد. نثر آن اگرچه گاه متملقانه است ، به دلیل شرح رویدادهای زمان شاهزادگی و 25 سال نخست سلطنت اکبر و اطلاع از سرنوشت بیرم خان ، از تواریخ مفید محسوب می شود [ . مفصّلترین اثر تاریخی این دوره اکبرنامه * تألیف ابوالفضل دکنی است که تألیف آن در 1004 به اتمام رسیده است . این اثر که متأثر از ظفرنامة یزدی است به شرح رویدادهای زمان بابر و همایون و اکبر می پردازد. ابوالفضل دکنی تاریخ را فقط واقعه نویسی نمی دانست ، ازینرو به تاریخش مطالبی در بارة اوضاع مالی و اداری و نظامی و جغرافیایی هند افزود و آن را آیین اکبری * نامید. ( نوآوری در نثر این کتاب که از تکلفات منشیانه عاری است تا آنجاست که برخی آن را «سبک ابوالفضل » نامیده اند ) . از آثار باارزش دیگر این زمان طبقات اکبری است که خواجه نظام الدین احمدِ ( هروی در 1002 با نثری ساده و روان نوشت و نخستین تاریخ مدون سلاطین مسلمان هند است ) . قاسم هندوشاه مشهور به فرشته ، در گلشن ابراهیمی (تألیف 1015) از وی پیروی کرد و تاریخ هند را مفصّلتر نوشت . عبدالقادر بداؤنی * ، منتخب التواریخ ( یا تاریخ بداؤنی ) را در 1004 به پایان رساند. ( این اثر نخستین تاریخ فارسی هند است که رویدادها را با دید انتقادی بررسی کرده است . از تواریخ عمومی این دوره می توان از تاریخِ الفی * (تألیف ح 1000) یاد کرد که گروهی از مورخان از جمله عبدالقادر بداؤنی و ملااحمد تتوی ، به دستور اکبر، تألیف کردند. محمدشریف وقوعی نیشابوری نیز مجامع الاخبار را که تاریخی عمومی است در سال 1000 به اتمام رساند. از تواریخ محلی این دوره می توان از تاریخ سند یا تاریخ معصومی تألیف میرمحمد معصوم بکَّری / بَهکَری در 1009 و تاریخ کشمیر از شاه محمد شاه آبادی یاد کرد. این تاریخ ترجمة فارسیِ راج ترنگنی است (برای تواریخ متفرقة دورة اکبری رجوع کنید به آفتاب اصغر، ص 193ـ 198) ) . ] در دورة جهانگیری (1014ـ1037) به دلیل حمایت و توجه جهانگیر از مورخان ، تاریخ نگاری پیشرفت بسیار کرد و مورخان این دوره نسبت به مورخان پیشین درک بهتر و منطقیتری از تاریخ داشتند و در انتخاب منابع دقت می کردند. از مهمترین کتابهای تاریخ این دوره جهانگیرنامه نوشتة جهانگیر است . وی در این کتاب ، خاطراتش را تا 1034، و به نثری ساده و ادبی و صادقانه نوشته است . یکی از کتابهای تاریخ عمومی فارسی ، روضة الطاهرین یا تاریخ طاهری است که خواجه طاهر محمد سبزواری در 1015 آن را به نثری ساده و روان نوشته است . اقبالنامة جهانگیری ، تألیف مورخ رسمی دربار معتمدخان نیز از آثار تاریخی مشهور این دوره است که در 1031 به پایان رسیده و پس از اکبرنامه نخستین تاریخ رسمی امپراتوری هند است ؛ زیرا متمم اکبرنامه و نیز متمم جهانگیرنامه در شرح رویدادهای شش سال آخر سلطنت اوست . یکی از ویژگیهای تاریخ نگاری دورة جهانگیر، نوشتن تک نگاری در بارة امیران مقتدر و مشهور زمان بود. از جملة این آثار تاریخ خانجهانی نوشتة نعمت اللّه هروی * است که در 1024 نوشته شده است . وی وقایع نویس رسمی دربار و رئیس کتابخانة عبدالرحیم خانخانان بود و به همین سبب کتاب او دارای ارزش خاصی است . خواجه عبدالباقی نهاوندی نیز در 1025 شرح حال عبدالرحیم خانخانان را تدوین کرد که با وجود تعریفها و تمجیدهای نامتعارف او از خانخانان از حقایق تاریخی دور نیست (رجوع کنید به باقی نهاوندی * ). در این دوره به تواریخ محلی نیز توجه می شد. از تواریخ محلی شایان ذکر، مرآة سکندری در بارة تاریخ گجرات ، بیگلرنامه (تاریخ سند) و تاریخ حیدرملک (تاریخ کشمیر) است ( ((ر.ک.ب))آفتاب اصغر، ص 213ـ282) [ . ( در دورة شاه جهان (1037ـ 1068) به سبب برقراری امنیت و رفاه ، زمینه برای شکوفایی آثار علمی و تاریخی مهیا شد و دورة درخشانتری برای مورخان این عهد فراهم آمد ) . در این زمان بعضی مورخان به تألیف مجموعه ای از تاریخهای رسمی ، همت گماشتند ( هرچند تاریخهای غیررسمی و مستقل نیز تألیف می شد ) . محمدامین قزوینی بر اساس اسناد و مدارک رسمی ، پادشاه نامه را تألیف کرد که گزارش ده سال نخست حکومت شاه جهان است . به سبب تغییر تقویم خورشیدی به قمری ، و شاید به دلایل دیگر، شاه جهان از عبدالحمید لاهوری خواست تا تاریخ این ده سال را بار دیگر بنویسد. لاهوری نیز شرح مفصّلی از بیست سال (قمری ) حکومت شاه جهان تهیه کرد و نام آن را همان پادشاه نامه گذاشت . محمد وارث ، شاگرد لاهوری ، در ادامة این تاریخ ، تاریخ سومین دهه را تألیف کرد. ( برخی از آثار تاریخی مهم این دوره عبارت اند از: مآثر جهانگیری تألیف خواجه کامگار حسینی ، ملخص یا شاه جهان نامه تألیف محمدطاهر آشنا، مجالس السلاطین نوشتة محمدشریف دکنی ، منتخب التواریخ تألیف محمدیوسف اتکی ، تاریخ سلاطین افاغنه یا تاریخ شاهی تألیف احمد یادگار و ذخیرة الخوانین نوشتة شیخ فرید بکَّری / بَهکَری که تذکرة رجال سیاسی و نظامی دوره های اکبری و جهانگیری و شاه جهانی است . در این دوره تاریخهای منظوم و مذهبی و شرح حال نیز نوشته شد ( ((ر.ک.ب))آفتاب اصغر، ص 358ـ382) ) . ( در دورة اورنگ زیب عالمگیر ( 1068ـ 1118)، با اینکه وی به سبب جنگهای داخلی و علل دیگر چندان از مورخان حمایت نمی کرد، تاریخ نگاری فارسی همچنان پررونق بود ) . به درخواست او محمدکاظم تاریخ ده سال نخست سلطنت وی را به نام عالمگیرنامه تدوین کرد ( و پس از چندی ، به دستور اورنگ زیب از ادامة تألیف دست کشید و بدین ترتیب بساط تاریخ نگاری رسمی برچیده شد. ظاهراً دلیل این کار متدین بودن و امتناع اورنگ زیب از تظاهر و خودنمایی بود (آفتاب اصغر، ص 411). ) در این زمان مورخان شروع به نوشتن تاریخهای غیررسمی کردند. مهمترین این آثار، نوشتة بدون عنوانِ ابوالفضل معموری است که تقریباً به طور کامل در منتخب اللُباب (1144) خوافی خان درج شده است . بهیم سین ، فرمانده هندو، از رویکرد انتقادی معموری پیروی کرد و نسخة دلگشا را نوشت (در 1120) که تلفیقی از تاریخ و خاطرات است . ساقی مستعدخان در 1122 مآثر عالمگیری را به شیوة تاریخهای رسمی اما مختصرتر از آنها تألیف کرد. ( در دوره اورنگ زیب ، کتابهای تاریخی دیگری نیز تألیف شد. صادق خان یزدی تاریخ شاه جهانی را پس از کناره گیری شاه جهان از سلطنت نوشت (ح 1068) که نثری روان و ساده دارد. محمدصالح کَنْبو لاهوری ، عمل صالح یا شاه جهان نامه را در 1070 تدوین کرد. این اثر یکی از مشهورترین و معتبرترین تاریخهای عهد شاه جهان است . میرمحمد معصوم در 1070 تاریخ شاه شجاعی را نوشت که در بارة جنگهای داخلی میان پسران شاه جهان است . در 1073 عاقل خان خوافی (اورنگ آبادی ) واقعات عالمگیری را به نثری ادبی و روان تألیف کرد. تاریخ آشام یا فتحیة عبریه ، تألیف شهاب الدین طالش در 1073، در بارة اوضاع سیاسی و اجتماعی و جغرافیایی سرزمین بنگال در زمان اورنگ زیب و روابط آن با راجه نشینهای مجاور آن است و از این لحاظ ارزشمند است . مرآة العالم ، اثر خواجه بختاورخان ، تاریخ عمومی و یکی از معروفترین تاریخهای زمان اورنگ زیب است که دارای نثری روان و مطالبی سودمند در بارة شاهان محلی است . در زمان اورنگ زیب بسیاری از مورخان هندو کتابهای تاریخی به زبان فارسی نوشتند. از جملة آنان می توان از ایشور داس یاد کرد که فتوحات عالمگیری را حدود 1101 تألیف کرد. رای بَنْدْرا بِن ، لب التواریخ را در 1106 نوشت که شامل خلاصه ای از تاریخ عمومی شبه قارة هند از زمان شهاب الدین محمد غوری تا دورة اورنگ زیب است . سبحان رای تبالوی در 1107 خلاصة التواریخ را نوشت که یکی از معروفترین کتابهای تاریخی مورخان هندوی عهد تیموریان هند است (آفتاب اصغر، ص 422ـ514) ) . تألیف آثار تاریخی به زبان فارسی در سدة دوازدهم بیشتر شد. در این زمان افزون بر تاریخ خوافی خان ، تاریخ شیواجی ِ مجهول المؤلف ، آرای مراتهه را در بارة شیواجی شرح می دهد. از جالبترین آثار تاریخی این دوره سِیَرالمتأخرین تألیف غلامحسین خان طباطبایی است که در 1195 به پایان رسیده و در آن رویدادهای پس از 1118 بتفصیل شرح داده شده و اطلاعات آن در بارة فتوحات و حکومت کمپانی هند شرقی انگلیس سودمند است . تاریخ نگاری جدید در قرن سیزدهم آغاز شد. سیداحمدخان کتاب آثارالصنادید را در بارة بناهای دهلی در 1263 به زبان اردو نوشت . ذکاءاللّه نخستین تاریخ هند به زبان اردو را تألیف کرد که در 1316 انتشار یافت . شاهنوازخان ، آزاد بلگرامی و عبدالحی بخش عمده ای از ذخیرة الخوانینِ بکَّری را همراه با مجموعه ای از مطالب تاریخی پراکنده و مکاتبات و گزارشها، در مآثرالامراء گردآوردند که شامل بیش از 730 شرح حال است (و در 1194 به پایان رسیده است ). کیول رام در 1140 تذکرة الامراء را در همین زمینه اما بسیار مختصرتر نوشت . شرح حال نویسی اولیای مذهبی با سِیَر الاولیاء تألیف میرخورْد (تألیف پیش از 790) آغاز شد که اثری نسبتاً مفصّل و معتبر در شرح حال اولیای چِشتی هند از معین الدین چشتی (متوفی 628) به بعد است . سیرالعارفین شیخ جمالی (متوفی 942) در بارة چهارده تن از اولیای چشتی است که اعتبار کمتر اما شهرت بیشتری دارد. سنّت تألیف فرهنگهای شرح حالِ اولیا و بزرگان هند، صرف نظر از تعلقات عرفانی آنان ، با کتاب اخبارالاخیار (999) نوشتة عبدالحق آغاز شد. غوثی شَطّاری با اثری مشابه اما جامعتر به نام گلزار ابرار شرح حال اولیای قرن هفتم را نوشت . لباب الالباب سدیدالدین عوفی با شرح حال حدود سیصد شاعر، در دوران ناصرالدین قُباچه حکمران سند، و به سبک آثار هندی روزگار او تألیف شده است (618). نخستین اثر مهم در این زمینه نفائس المآثر علاءالدوله کامی است که تألیف آن در 973 در دوران اکبر آغاز شد و در بارة حدود 350 شاعر هم روزگار اکبر است . ازدیگر تذکره های شعرا می توان از مرآت الخیال شیرخان لودی (1102)، سفینة خوشگو (1147) تألیف بَنْدْرا بِن داس و سرو آزاد نوشتة آزاد بلگرامی (1166) و آتشکدة لطفعلی بیگ آذر (آغاز در 1174) یاد کرد. محمدحسین آزاد، آب حیات (1296) را بر اساس فرهنگهای مذکور به زبان اردو تألیف کرد. یکی از باارزشترین کتابهای شرح حال ، طبقات شاه جهانی (1046) است که به زندگی و شرح حال حدود 871 تن از محققان و عرفا و متکلمان و شعرا می پردازد. میرزامحمد، تاریخ محمدی (1190) را که شرح حال افراد برجسته و سرشناس است به ترتیب تاریخ درگذشت آنان تألیف کرده است . ج ) تاریخ نگاری هندی ـ اسلامی معاصر. دستاوردهای هندشناسان و شرق شناسان معاصر در بارة تاریخ نگاری در هند نشان می دهد که میان روند تاریخ نگاری در جنوب آسیا و تاریخ نگاری هندی ـ اسلامی تفاوت چندانی نمی توان قایل شد؛ با اینهمه ، می توان دو نوع گرایش در تاریخ نگاری تمیز داد: ملی گرایی هندی است که بر مشارکت مسلمانان در ایجاد فرهنگ ترکیبی هندی تأکید دارد، و جدایی طلبی که بر بررسی جامعة اسلامی به عنوان یک مقولة سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مستقل تأکید می ورزد. دیدگاه ملی گرایی نخستین بار در محمود غزنین تألیف محمدحبیب (1303 ش ) و در نفوذ اسلام در فرهنگ هند (1301 ش ) اثر تاراچند منعکس شد، اما آرای آنان در کتاب > مسلمانان هند < تألیف م . مُجیب (1345 ش ) به کاملترین نحو مطرح شد. نوشته های اشتیاق حسین قُرَشی ، بویژه > جامعة مسلمانان شبه قارة هند و پاکستان (610ـ 1947) < که در 1341ش /1962 به چاپ رسیده ، آرای گروه مخالف را مطرح کرده است . این بحث به اشکال گوناگون در نوشته های تاریخی در هند و پاکستان و بنگلادش ادامه دارد و در این میان مکتب تاریخ نگاری علیگره دارای سهم ویژه و مهمی است . منابع : (105) ( آفتاب اصغر، تاریخ نویسی فارسی در هند و پاکستان ، لاهور 1364ش ) ؛ کتابِ H.M. Elliot and J. Dowson, History of India as told by its own historians , London 1867-1877 که مشتمل بر گزیده هایی از آثار تاریخی هند و اسلامی است ، هنوز هم اثری اصلی محسوب می شود. منابع فارسی در Charles Ambrose Storey, Persian literature : a bio - bibliographical survey , London 1927-, vol. 1, Pt. 3-4 (106) بررسی شده است . سایر آثار مربوط عبارت اند از: (107) P. Hardy, Historians of medieval India , London 1960; (108) Mohibbul Hasan, ed., Historians of medieval India , Meerut 1983; (109) Harbans Mukhia, Historians and historiography during the reign of Akbar , New Delhi 1976. نیز رجوع کنید به (110) M. Athar Ali, " The use of sources in Mughal historiography ", JRAS , 3rd series, v/3 (1995) 361-373. (111) / اطهرعلی ، تلخیص از ( د. اسلام ) ؛ با اضافاتی از ( د. ج . اسلام ) / 11) تاریخ نگاری اندونزی و مالزی . در میان زبانهای محلی متعدد، آثار ادبی مهم اندونزی و مالزی به زبانهای جاوه ای و مالایایی است . با اینکه جاوه ای قدیمتر و آراسته تر است ، مالایایی زبان عمدة تألیفات اسلامی و منشأ زبانهای ملی جدید اندونزی و مالزی شده است . تاریخ نگاری در جاوه در دورة پیش از ورود اسلام (قرن دوم تا نهم ) بازتاب فرهنگ هندی دربارهاست ، به این معنا که تاریخ را به صورت توالی ادواری چهار دورة انحطاط اخلاقی در نظر می گیرد و شاهان را برطبق آن ارزیابی می کند. توالی سلسله های سلطنتی مهمترین موضوع است ، مثلاً در کتاب پاراراتن (کتاب شاهان ، تألیف در قرن نهم )، حکایتی از حاکمان جاوة شرقی برحسب مبدأ تاریخ سکایی هندی تعیین شده است . ظهور مراکز تجاری اسلامی مانند دماک در ساحل شمالی جاوه در قرن دهم ، علاقه به تاریخ نگاری را برانگیخت . تغییرات زیاد در نظام اجتماعی ، ورود اسلام و از بین رفتن مالکیتِ ارضیِ قدمتدار ماجاپاهیت (امپراتوری هند و جاوه ) به تبیین تاریخی نیاز داشت . با ورود اسلام گنجینة تاریخی جدیدی نیز وارد شد: داستانهایی از پیامبران با نام سیرت انبیا ، مجموعة امیرحمزه (مناک ، شبیه افسانه های حماسی ـ عاشقانة قدیمتر در مجموعة پنجی که خود به یک نوع مستقل ادبی و نمایشی تبدیل شد)، روایتهای عامیانه در بارة حضرت یوسف ، و شرح زندگی پیامبراکرم که در مولودیها خوانده می شد. افسانه های راجع به اسکندر، که برای توجیه مشروعیت سیاسی رواج بسیار داشت ، در جاوه به داستانهای مبارزات اسکندر با هلندیها تبدیل شد. این ساختار تاریخی تازه ، در قرن یازدهم با نوع جدیدی از تاریخ جهانی ، معروف به «سیرت کَنْضه » (حکایات )، مواجه شد. در این مرحله سنّتهای اسلامی با عناصر اسطوره ای هندی و بومی درآمیخت و مجموعاً اساس تواریخ دودمانی جاوه گردید. داستانهای کرامات حکمرانان پیشین ــ که نامشان در پاراراتن آمده است ــ در این زمان در بارة اولیای نُه گانه (ولی سنگا) گفته می شد که مؤسس اسلام در جاوه شمرده می شدند و برخی ، حکمران امیرنشینهای شمال جاوه بودند. زندگی و تبار آنان موضوع اصلی این تاریخهای جدید شد؛ ازینرو، این نوشته ها هرچند عناصر جدید را در خود جای دادند، تقریباً بتمامی ، همچنان کانون توجهشان جاوه بود. اوج این نوع تاریخ نگاری ، ببد تنه جاوی (به معنای «سرزمین جاوه »)، مجموعه متونی در تجلیل از سلسلة ماتارام ، است که در دورة سلطان اگونگ در اوایل قرن یازدهم ، بیشترِ جاوه را متحد ساختند. در این متون ، حضرت آدم ، نخستین حاکم جاوه قلمداد می شود، اما پس از گذشت چهار نسل ، اخلاف او به عده ای از قهرمانان فرهنگی جاوه ای تبدیل می شوند که با خدایان هندو درهم می آمیزند. نفوذ عمیق اسلام در جاوه ، که بخش جدایی ناپذیر این تاریخ نگاری است ، در تقویم جاوه ای نمایان می شود که پس از 1043، ماههای اسلامی و سال قمری را اتخاذ کرد، اما در شمارش سالها و بیان تاریخها در گاه شماریها، مبدأ تاریخ سکایی مقتبس از هندی حفظ شد. از سایر تاریخ نگاریهای محلی می توان از تاریخ نگاریهای بالیها و سونداییها یاد کرد که متعلق به دورة پیش از اسلام اند و بعدها بترتیب در زمرة آثار جاوه ای قرار گرفتند. سنّت مستقل و مهمی در میان اهالی بوگیس و ماکاسار در سولاوسی (سلب ) جنوبی شکل گرفت که بر اساس ثبت دقیق رویدادهای تاریخی با به کارگیری تقویم مسیحی و اسلامی بود، اما استفاده از تقویم مسیحی رواج بیشتری داشت . تمامی این آثار به خطوط ماقبل اسلامی نوشته شده اند. تاریخ نگاری مالایایی در مقایسه با تاریخ نگاری جاوه ای به طور مشخصی صورت و محتوای اسلامی دارد. هیچیک از آثار تاریخی و در واقع هیچیک از انواع آثار ادبی مالایایی ، پیش از پذیرش اسلام وجود نداشته است ؛ بنابراین ، مالایایی ابزار اصلی راه یافتن تمدن اسلامی به مجمع الجزایر شد و زبان ادبی و فکری جوامع اسلامی گردید و ازینرو، مجموعه ای از تاریخهای محلی یافت می شود که با خصوصیات بسیارمتنوع ، تمامی قلمرو ساحلی مجمع الجزایر ــ از آچه تا ترناته ، شامل ساحل جاوة شمالی ــ را دربر می گیرند. پیش از قرن سیزدهم / نوزدهم ، کلیة این تاریخها به خط عربی بود و در آنها تقویم اسلامی به کار می رفت . رایجترین این تاریخهای محلی ، تاریخ سلطان نشین قدرتمند مالاکا بود که سلالة السلاطین یا سجره ملایو (شجره نامة مالایا) نام داشت . این کتاب که در حدود 1021 تألیف شده ، شجره نامة مالایایی و حکایات تاریخی را در قالبی اسلامی گذارده و افسانة ایرانی ـ هندی اسکندر را با آن درآمیخته است . سجره ملایو ، مانند ببد تنه جاوی ، منشأ تألیف تواریخ محلی دیگری گردید که به توصیف تاریخ نیاکان خاندان سلطنتی می پرداختند. سایر تاریخهای محلی شایان ذکر عبارت اند از حکایت اسکندر موده که احتمالاً تقلیدی از شاهنامة فردوسی است و حکایت مرونگ مهاونگسه که افسانة اسکندر را با رامایانا ترکیب کرده است . این تاریخهای محلی گرچه به هیچ وجه در زمرة آثار تحلیلی یا ملتزم به طرفداری از ارزشهای معنوی قرار نمی گیرند، نوعاً مشتمل بر گزارشی از پذیرش اسلام در این مناطق اند و بسی بیشتر از تاریخهای جاوه ای ، اسلام را به عنوان اساس رشد حکومت و جامعه می پذیرند. افزون بر این تاریخهای دودمانی سنّتی ، تاریخ نگاری بر اساس تحلیل شخصی نیز به چشم می خورد. قدیمترین نمونه از این تواریخ ، بستان السلاطین نورالدین رانیری است که در 1048ـ1053 در هفت مجلد در آچه نوشته شده و فصلهایی در بارة مالاکا و آچه در چارچوب کلی تاریخ تمدن اسلامی دارد. هرچند، چون بخشهایی از مجلدات منسجم کتاب رانیری به نسخه های خطیِ جدا از هم تبدیل شد، تأثیر این تلفیق از بین رفت . خواجه علی حاجی با نوشتن تاریخهای ریائو پیشرفت عمده ای در روش تاریخ نگاری ایجاد کرد. تاریخ تلفیقی او با عنوان سلاسله ملایو دان بوگیس (سلسله های مالایا و بوگیس ؛ 1282/ 1865)، روش جدیدی در نقد منابع عرضه می کند که در آن اصول توثیق احادیث برای داوری در بارة گزارشهای تاریخیِ متعارض به کار گرفته شده است . کتاب سجره امت اسلام (تاریخ امت اسلام ) تألیف حمکا (حاجی عبدالملک کریم امراللّه )، فرزند یکی از علمای سرشناس مسلمان ، توانست جانشین تاریخ عمومی رانیری شود. این اثر در 1340ش / 1961 در چهار مجلد منتشر شد و بارها در اندونزی و مالزی به چاپ رسید. تاریخ اسلام حمکا با زندگی پیامبر اکرم آغاز می شود و با شرح مقاومت شاهان مسلمان اندونزی در برابر هجوم اروپاییان در قرن یازدهم / هفدهم پایان می پذیرد. این اثر آشکارا به منابع غربی حرمت می نهد، اظهارات اروپاییان را در بارة عظمت پیامبر اکرم ذکر می کند، در بارة اسلام در اندونزی به پژوهشهای دورة استعمار بسیار استناد می کند و برای بررسی اطلاعات اساطیر و افسانه ها روشهای استقرایی آنها را به کار می گیرد. تاریخ حمکا، واکنشی به تاریخهای ملی گرایانة جاوه محور، مانند نوشته های محمد یمین ، بود که از روزگار باستانِ پیش از اسلام اندونزی تجلیل می کرد. در 1353ش / 1974 دولتِ تقریباً غیردینی اندونزی ، تاریخ ملی رسمی و فراگیر اندونزی به نام سجره ناسیونال اندونزی را منتشر کرد. در این اثر هفت جلدی هرچند کمابیش اذعان می شود که اسلام آوردن بیشتر اهالی اندونزی گامی به سمت پیشرفت اجتماعی و فرهنگی این قوم بوده است ، نقش اسلام به عنوان نیروی سیاسی متحدکننده کم اهمیت جلوه داده می شود و پذیرش اسلام فقط مقدمه ای برای تعیین هویت ملی اندونزی ، یعنی مقاومت قهرمانانه در برابر حکومت استعماری ، تلقی می گردد. منابع : (112) Ann Kumar and J. McGlynn, ed., Illuminations: the writing traditions of Indonesia , New York 1966; (113) Th. Pigeaud, Literature of Java . The Hague 1967; (114) Soedjatmoko, ed, An introduction to Indonesian historiography , Ithaca 1965. / ای . پرود فوت ، با اندکی تلخیص از ( د.اسلام ) / "> تاریخ عمومی < چمبرز تدوین کرده است ؛ (85) همچنین است کتاب چهارده جلدی تاریخ کشورهای اروپایی که احمد مِدحَت (1260ـ1331) از متن فرانسه برگرفته و تلخیص کرده است . نویسندگان اواخر دورة عثمانی از روش تاریخ نگاری غرب متأثر بودند. اثر تاریخی خیراللّه (متوفی 1283) متأثر از تاریخ امپراتوری عثمانی نوشتة هامر ـ پورگشتال است (پست ، 1243ـ1251؛ (86) بعدها محمدعطا آن را به ترکی ترجمه کرد که در ده مجلد از 1330 به بعد منتشر شد). وی در این اثر کوشیده است تا قالب گاه شماری را درهم بشکند. مصطفی نوری پاشا (1239ـ1307) در نتائج الوقوعات ، تاریخ عثمانی را به پنج دوره تقسیم کرده که هر بخش شامل مطالبی در بارة نهادهای نظامی ، مالی و دیگر نهادهای دولتی است . در این دوره توجه به جای مضامین ادبی و اسناد، به شواهد تاریخی از قبیل سکه ها و مهرها و تهیة نمایه هایی از این مجموعه ها معطوف شد (کوران ، ص 422ـ 425). (87) با تأکید محققان ترک شناس اروپایی برمیراث تاریخی و زبانی ترکها پیش و پس از امپراتوری عثمانی ، مطالعات تاریخی عثمانی به مرحلة جدیدی وارد شد. ترک تاریخی ( = تاریخ ترک ) ترجمة نجیب عاصم (متوفی 1314ش ) در بارة تاریخ ترکهای آسیای مرکزی است ، که اصل آن به زبان فرانسه بود و در تاریخ نگاری ملی گرای ترک جایگاه خاصی یافت (لویس ، ص 221 به بعد). (88) منابع : سامی ، تاریخ . شاکر، تاریخ . صبحی ، تاریخ ، استانبول 1198/1783؛ (89) عزّی ، تاریخ ، استانبول 1199/1784؛ (90) V. Aksan, An Ottoman statesman in war and peace: Ahmed Resmi Efendi, 1700-1783 , Leiden 1995; (91) I A , s.v. "Veka ¦yinدvis" (by Bekir Kدtدkog §lu); (92) I stanbul غniversitesi. Edebiyat Fakدltesi, Ahmed Cevdet Pa ía semineri 27- 28 May i s 1985 , Istanbul 1986; (93) E. Kuran, "Ottoman historiography of the Tanzimat period", in B. Lewis and P.M. Holt, eds., Historians of the Middle East , London 1962; (94) B. Lewis, " History and national revival in Turkey ", Middle Eastern Affairs , IV /6-7 (1953); (95) Lewis Victor Thomas, A study of Naima , ed. Norman Itzkowitz, NewYork 1972; (96) M.H. Y ânan µ, Tanzimattan me írutiyete kadar bizde tarih µilik , in Tanzimat , I , Istanbul 1940. (97) د) دورة معاصر. تأسیس «انجمن تاریخ عثمانی » در 1327/ 1909، برچیده شدن بساط ممیّزیِ دورة حکومت عبدالحمید، انتشار نخستین مجلة تاریخ ترکی ـ عثمانی ، تاریخ عثمانی انجمنی مجموعه سی ( = مجلة انجمن تاریخ عثمانی ) در هجده مجلد از 1289 تا 1310ش ، رونق تازه ای به تاریخ نگاری ترکی معاصر بخشید. در جریان جنگ جهانی اول و در دهة 1300ش / دهة 1920 توجه به تاریخ پیش از عثمانی ترکها افزایش یافت و آتاتورک * نیز به عنوان عامل تقویت هویت ملی جدید برای ترکها، این توجه را ترویج کرد. وی تاریخ نویسان را به بررسی تاریخ پیش از عثمانی آناطولی تشویق کرد. در اواخر این دوره «انجمن تاریخ عثمانی » (از 1302 ش / 1923 به نام «انجمن تاریخ ترک ») به دلایل سیاسی برچیده شد و در 1311 ش / 1932 «ترک تاریخ کورومو» ( = نهاد تاریخ ترک ) با تأکید بر باستان شناسی آناطولی (رجوع کنید به مجله بَلَّتَن ، 1937ـ ) و آناطولی در دورة سلجوقیان که از حمایت آتاتورک برخوردار بود، تأسیس شد. خلیل ادهم الدم (1240ـ1317ش )، رئیس موزة باستان شناسی استانبول ، با انتشار مطالب بسیاری در بارة سکه ها و مهرها و نقوش معماری پیش از عثمانی ، سهم مهمی در روند تاریخ نگاری این دوره داشت . آرای محمد فؤاد کوپرولو / کوپْریلی (1269ـ 1345 ش / 1890ـ 1969)، مورخ برجسته ، در بارة ماهیت جامعة آناطولی در قرون وسطا مشوق و راهنمای جدیدی برای مورخان ترک در دورة جمهوری بود. او در > خاستگاه امپراتوری عثمانی < (پاریس 1935؛ (98) ترجمة ترکی ، آنکارا 1954؛ (99) ترجمة انگلیسی ، نیویورک 1992) امیرنشینهای ترک آناطولی را عامل اصلی موفقیت عثمانی در اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی سده های هفتم و هشتم دانست و بدین طریق به مقابلة شدید با نظریة غرب پرداخت که قدرت عثمانیها را به طور عمده به دلیل تسلط آنان بر بالکان می دانستند. (100) مورخانی که از موضوعات راجع به «عصر آتاتورک » الهام گرفته اند عبارت اند از: مُکرمین خلیل اینانچ (1277ـ1340 ش / 1898ـ1961)، عثمان توران (1293ـ1356ش /1914ـ1977)، ابراهیم قفس اوغلو (1293ـ1363ش / 1914ـ1984) که در بارة سلجوقیان روم و دیگر ترکهای آناطولی به تحقیق پرداختند؛ (101) و زکی ولیدی طوغان که آثاری در بارة تاریخ ترکهای آسیای مرکزی و روش تاریخی نوشته است . عبدالحق عدنان آدیوار (1261ـ 1334ش / 1882ـ1955) کتاب > علم در میان ترکان عثمانی < را در بارة تاریخ تفکر عثمانی در 1319ش / 1940 منتشر کرد. وی نخستین سر ویراستار چاپ ترکی اسلام آنسیکلوپدیسی بود. (102) پس از درگذشت آتاتورک ، تأکید بر ملی گرایی ترکی و تاریخ آناطولی کاهش یافت و مورخان به موضوعات تاریخی دیگر پرداختند. اسماعیل حقی اوزون چارشیلی (1267ـ1356ش / 1888ـ 1977) در عثمانلی تاریخی ، به نهادهای اداری عثمانی (از نیمة دهة 1320ش / 1940 به بعد) پرداخت . با آزادتر شدن فضای سیاسی در دهة 1340ش / 1960، محققان توانستند با رویکردی انتقادی به نوشته های تاریخی بپردازند. استفادة بیشتر از بایگانیهای عثمانی و توجه روزافزون پژوهشگران غربی این امر را تقویت کرد. در دهة 1370ش / 1990 بررسی تاریخ «قرون تاریک » یازدهم و دوازدهم / هفدهم و هجدهم رایج شد. بیشتر نوشته های تاریخی ترکی معاصر در بارة موضوعات عثمانی ـ ترکی ـ اسلامی است . (103) عمر لطفی بارکان (1281ـ 1358ش / 1260ـ1337ش ) از پیشگامان مطالعات جدید در بارة تاریخ اجتماعی ـ اقتصادی عثمانی است . این نوع تاریخ نگاری بر تاریخ نگاریهای اخیر در ترکیه غلبه یافت و منجر به بررسی ماهیت «فئودالیسم » عثمانی شد. بارکان در بارة مجموعة قوانین ، قانون زمین ، نظام تیمار، نظام استعماری ، وقف و مانند آن به تحقیق پرداخت . وی کتابی دو جلدی در بارة احداث مسجد سلیمانیه نوشت که از ارزش خاصی برخوردار است و بین 1351ش /1972 تا 1358ش / 1979 در آنکارا انتشار یافته است . از دیگر محققان بنام سدة چهاردهم / بیستم ، خلیل اینالجق (متولد 1335/ 1916) است . وی در کلیة زمینه ها و دوره های تاریخ عثمانی ، بویژه در مسائل اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی امپراتوری عثمانی پیش از سدة چهاردهم / بیستم ، پژوهش کرده است . بیشتر آثار او به زبان انگلیسی منتشر شده و نفوذ و اعتبار ویژه ای دارد. اثر برجستة او به نام > امپراتوری عثمانی : عصر کلاسیک ، 1300ـ 1600 < در 1352ش /1973 در لندن چاپ شده است . اکثر آثار متأخر او در بخش اول کتابِ > تاریخ اقتصادی و اجتماعی امپراتوری عثمانی ، 1300ـ1914 < جای دارد (چاپ خ . اینالجق و د. کواتارت ، کیمبریج ، 1994، ص 11ـ409). (104) مورخان برجسته ای که در بارة اوایل امپراتوری تحقیق کرده اند عبارت اند از: م . ج . شهاب الدین تکین داغ (1297ـ 1362ش / 1918ـ1983)، م . طیّب گوک بیلگین (1286ـ 1360ش / 1907ـ1981)، و چنگیز اورخونلو (1306ـ 1354ش / 1927ـ1975). محققان صاحب نامی که به بررسی رویدادهای سدة سیزدهم / نوزدهم پرداخته اند عبارت اند از: م . جاوید بایسون (1278ـ1346ش / 1899ـ 1968) و منیر آق تپه . بکر کوتوک اوغلو در زمینة تاریخ نگاری عثمانی و سماوی اییجه در تاریخ معماری متخصص بودند. شریف ماردین ، جامعه شناس و مورخ ترک ، تاریخ تفکر اواخر دورة عثمانی و اوایل جمهوری و کمال کارپات تاریخ سیاسی و اجتماعی پس از 1215 را نوشته اند. / ک . وودهد ، تلخیص از ( د. اسلام ) / 10) تاریخ نگاری در هند دورة اسلامی . برخی بر این باورند که تاریخ همراه با مسلمانان به هند وارد شده است ( محققانی همچون آلن ، فلیت و اشپرنگر به تاریخ نگاری واقعی در هند باستان باور ندارند (آفتاب اصغر، ص 2) ) ، ولی برخی از مورخان وجود کتیبه های پرسستیس متعلق به سدة چهارم میلادی و هرشچریتا تألیف بانا متعلق به قرن اول و راج ترنگنی تألیف کلهنه در قرن ششم را نشانه هایی از آثار تاریخی پیش از اسلام در هند معرفی می کنند. این آثار که عمدتاً به زبان سنسکریت اند،نفوذمشخص و محسوسی بر تاریخ نگاری هند در دورة اسلامی نداشته اند. ] به طور کلی می توان ادعا کرد که شروع تاریخ نگاری در شبه قارة هند متأثر از تاریخ نگاری ایرانی و به زبان فارسی بوده است ، زیرا زبان فارسی قرنها زبان فرهنگ و ادب در شبه قاره به شمار می رفت . یکی از علل رواج زبان فارسی و تأثیر مستقیم آن بخصوص بر تاریخ نگاری در هند، مهاجرت برخی از محققان و ادیبان ایرانی به هند بود. این تأثیر تا حدی بود که برخی مورخان هندو نیز آثار خود را به فارسی می نوشتند. تاریخ نگاری در هند را می توان به دو دورة پیش از تیموریان و دورة تیموریان تقسیم کرد [ . الف ) پیش از تیموریان . نخستین اثر به جا مانده از این دوران چچ نامه * است که علی بن حمید کوفی در حدود 613 آن را از متنی عربی ، بدون نام مؤلف و عنوان ، به فارسی ترجمه کرد؛ متن عربی باقی نیست . این اثر شامل دو بخش است : بخش نخست گزارشی از خاندانی برهمن در سند پیش از فتوحات اعراب است که تاریخ محلی محسوب می شود، بخش دوم و مفصّلتر کتاب ذکر فتوحات اعراب در 92ـ95 است و شامل مجموعه ای از روایتهایی همانند روایتهای تاریخ طبری است . تاج المآثر * نوشتة پُرتکلف حسن نظامی ( نیشابوری ) نخستین تاریخِ فارسی هند است که رویدادهای سلطنت دو سلطان نخست دهلی را شرح می دهد. مهمترین اثر این دوره طبقات ناصری ابوعمرو جوزجانی * ، مشهور به منهاج سراج ، است که در 657 تدوین شده است . این اثر در بارة تاریخ سلسله های اسلامی است و در بارة سلسلة غوریان ، نخستین سلاطین هند و جانشینان آنان و دورة استیلای مغول در این سرزمین مطالب باارزشی دارد. مجموعه ای از آثار تاریخی امیرخسرو دهلوی (متوفی 725) اطلاعاتی در بارة تاریخ این دوره به دست می دهد، از جمله قِران السعدین (تألیف در 688) ( رویدادهای زمان غیاث الدین بَلبَن در هند ) ؛ مفتاح الفتوح (690) ( جنگهای مهم سلطان جلال الدین خلجی ، مؤسس سلسلة خلجیان ) ؛ خزائن الفتوح (711) ( یا تاریخ علائی ، در بارة پانزده سال نخست حکومت علاءالدین خلجی ) ؛ نُه سپهر (718) ( شرح رویدادهای سلطنت قطب الدین مبارک خلجی ) ؛ دِوَلْرانی خضرخان (715) ( وقایع سلطنت خضرخان و چگونگی قتل او ) و تُغلق نامه (720) ( در بارة چگونگی روی کارآمدن تغلقیان ) . مؤلف در تدوین این آثار از اشعار پیچیده و واژه های مجازی و مغلق استفاده کرده است . اثر مهم این دوره تاریخ فیروزشاهی ، نوشتة ضیاءالدین بَرنی * است . این کتاب در 758 تألیف شده و در بارة تاریخ سلطان نشین دهلی (از به تخت نشستن بلبن در 664 تا سالهای اولیة حکومت فیروزِ تُغلق ) است . از دیدگاه برنی ، ثبات سیاسی باید مبتنی بر احترام به مقام و جایگاه موروثی باشد. وی به دلیل توصیف استادانة شخصیت افراد و اوضاع و احوال پیچیدة سیاسی و اقتصادی و همچنین دوری جستن از هرگونه تکلف در تألیف ، یکی از بزرگترین استادان نثر پارسی هند محسوب می شود. در مقایسه با تاریخ فیروزشاهی ، دو تاریخ دیگر در بارة سلاطین دهلی ، منظومة فتوح السلاطین (750) تألیف عصامی * و تاریخ مبارکْ شاهی * (838) یحیی سرهندی ، اعتبار کمتری دارند. شمس سراج عفیف ، تاریخی در بارة فیروزشاه (حک : 752ـ790) نوشته که به رغم نثر متکلف بر حقایق و رویدادهای واقعی متکی است . در سدة نهم و اوایل سدة دهم ، تاریخهایی در بارة دودمانهای محلی تألیف شد، از جمله : تاریخ مظفرشاهی ، مجهول المؤلف (تألیف در 889)، ضمیمة مآثر محمودشاهی (تألیف در 916) در بارة تاریخ گجرات و مآثر محمودشاهی شهاب حکیم (تألیف پیش از 906). جای بسی شگفتی است که در دوران حکومت دو خاندان افغانیِ لودی (854ـ932) و سوری (945ـ962) تاریخی در بارة آنها نوشته نشده است . رِزق اللّه مُشتاقی (متوفی 989) در کتابش ، واقعات مشتاقی که اثری حکایت گونه است ، به شرح رویدادهای سلسلة لودی پرداخته و عباس سروانی در تحفة اکبرشاهی (تألیف پس از 987) به رخدادهای زمان سوریان اشاره کرده است ( در بارة ملاحظات کلی تاریخ نگاری و سبک نویسندگی در دورة پیش از تیموریان رجوع کنید به آفتاب اصغر، ص 11ـ13 ) . ب ) پس از تیموریان . پیروزی بابر در پانی پت * (932) سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ نگاری هند بود. این دوره یکی از غنیترین دوره های تاریخ نگاری فارسی محسوب می شود. ( در این دوره برخی از مورخان ایرانی مانند زین الدین خوافی ، خواندمیر، میرزاحیدر که به دلایلی از ایران به هند مهاجرت کرده بودند، بنیانگذار تاریخ نگاری فارسی در دورة تیموریان هند به شمار می روند؛ افزون بر این گروه ، مورخان محلی در هند، که متأثر از شیوه فارسی نویسی تاریخ نگاری ایرانی بودند، تواریخی به این شیوه تدوین کردند. از این گروه می توان به ابوالفضل دکنی ، ملااحمد تتّوی ، ملاعبدالقادر بداؤنی و شیخ فیضی سرهندی اشاره کرد (آفتاب اصغر، ص 26ـ27) ) . تاریخ نگاری دورة تیموریان با خاطرات مکتوب بابر (متوفی 937) به زبان ترکی ( جغتایی ) آغاز شد. این نوشته ها گزارشی از هند و شرح صادقانة رویدادهای مهم حکومت چهارسالة بابر است . ] زین الدین خوافی ، خاطرات بابر را به فارسی ترجمه کرد و حوادثی را که شخصاً شاهد بود به آن افزود و آن را طبقات بابری نامید. در زمان همایون (937ـ947، 962ـ963) به دلیل نابسامانی سیاسی ، جز دو اثر تاریخی با ارزش ، اثر مهمی تألیف نشد. این دو اثر عبارت اند از: تاریخ رشیدی * تألیف میرزا حیدر کاشغری در 953 و تاریخ همایونی تألیف ابراهیم بن جریر در 958. دورة اکبری (963ـ1014) را می توان دورة شکوفایی تاریخ نگاری فارسی هند به شمار آورد. حمایت و تشویق اکبر از نویسندگان و برقراری ثبات سیاسی به رونق تاریخ نگاری انجامید. تاریخ نگاری پیش از دورة اکبری تنوع چندانی نداشت و مشتمل بر سه شیوه بود: تاریخ عمومی ، تاریخ دودمانی و تاریخ منظوم . اما در دورة اکبری تاریخ نگاری محلی ، رسمی ، مذهبی ، خاطرات و تذکره ها نیز پدید آمد (آفتاب اصغر، ص 124). یکی از نخستین تواریخی که در این دوره نوشته شد، تاریخ اکبری بود که محمدعارف قندهاری آن را در 987 تألیف کرد. نثر آن اگرچه گاه متملقانه است ، به دلیل شرح رویدادهای زمان شاهزادگی و 25 سال نخست سلطنت اکبر و اطلاع از سرنوشت بیرم خان ، از تواریخ مفید محسوب می شود [ . مفصّلترین اثر تاریخی این دوره اکبرنامه * تألیف ابوالفضل دکنی است که تألیف آن در 1004 به اتمام رسیده است . این اثر که متأثر از ظفرنامة یزدی است به شرح رویدادهای زمان بابر و همایون و اکبر می پردازد. ابوالفضل دکنی تاریخ را فقط واقعه نویسی نمی دانست ، ازینرو به تاریخش مطالبی در بارة اوضاع مالی و اداری و نظامی و جغرافیایی هند افزود و آن را آیین اکبری * نامید. ( نوآوری در نثر این کتاب که از تکلفات منشیانه عاری است تا آنجاست که برخی آن را «سبک ابوالفضل » نامیده اند ) . از آثار باارزش دیگر این زمان طبقات اکبری است که خواجه نظام الدین احمدِ ( هروی در 1002 با نثری ساده و روان نوشت و نخستین تاریخ مدون سلاطین مسلمان هند است ) . قاسم هندوشاه مشهور به فرشته ، در گلشن ابراهیمی (تألیف 1015) از وی پیروی کرد و تاریخ هند را مفصّلتر نوشت . عبدالقادر بداؤنی * ، منتخب التواریخ ( یا تاریخ بداؤنی ) را در 1004 به پایان رساند. ( این اثر نخستین تاریخ فارسی هند است که رویدادها را با دید انتقادی بررسی کرده است . از تواریخ عمومی این دوره می توان از تاریخِ الفی * (تألیف ح 1000) یاد کرد که گروهی از مورخان از جمله عبدالقادر بداؤنی و ملااحمد تتوی ، به دستور اکبر، تألیف کردند. محمدشریف وقوعی نیشابوری نیز مجامع الاخبار را که تاریخی عمومی است در سال 1000 به اتمام رساند. از تواریخ محلی این دوره می توان از تاریخ سند یا تاریخ معصومی تألیف میرمحمد معصوم بکَّری / بَهکَری در 1009 و تاریخ کشمیر از شاه محمد شاه آبادی یاد کرد. این تاریخ ترجمة فارسیِ راج ترنگنی است (برای تواریخ متفرقة دورة اکبری رجوع کنید به آفتاب اصغر، ص 193ـ 198) ) . ] در دورة جهانگیری (1014ـ1037) به دلیل حمایت و توجه جهانگیر از مورخان ، تاریخ نگاری پیشرفت بسیار کرد و مورخان این دوره نسبت به مورخان پیشین درک بهتر و منطقیتری از تاریخ داشتند و در انتخاب منابع دقت می کردند. از مهمترین کتابهای تاریخ این دوره جهانگیرنامه نوشتة جهانگیر است . وی در این کتاب ، خاطراتش را تا 1034، و به نثری ساده و ادبی و صادقانه نوشته است . یکی از کتابهای تاریخ عمومی فارسی ، روضة الطاهرین یا تاریخ طاهری است که خواجه طاهر محمد سبزواری در 1015 آن را به نثری ساده و روان نوشته است . اقبالنامة جهانگیری ، تألیف مورخ رسمی دربار معتمدخان نیز از آثار تاریخی مشهور این دوره است که در 1031 به پایان رسیده و پس از اکبرنامه نخستین تاریخ رسمی امپراتوری هند است ؛ زیرا متمم اکبرنامه و نیز متمم جهانگیرنامه در شرح رویدادهای شش سال آخر سلطنت اوست . یکی از ویژگیهای تاریخ نگاری دورة جهانگیر، نوشتن تک نگاری در بارة امیران مقتدر و مشهور زمان بود. از جملة این آثار تاریخ خانجهانی نوشتة نعمت اللّه هروی * است که در 1024 نوشته شده است . وی وقایع نویس رسمی دربار و رئیس کتابخانة عبدالرحیم خانخانان بود و به همین سبب کتاب او دارای ارزش خاصی است . خواجه عبدالباقی نهاوندی نیز در 1025 شرح حال عبدالرحیم خانخانان را تدوین کرد که با وجود تعریفها و تمجیدهای نامتعارف او از خانخانان از حقایق تاریخی دور نیست (رجوع کنید به باقی نهاوندی * ). در این دوره به تواریخ محلی نیز توجه می شد. از تواریخ محلی شایان ذکر، مرآة سکندری در بارة تاریخ گجرات ، بیگلرنامه (تاریخ سند) و تاریخ حیدرملک (تاریخ کشمیر) است ( ((ر.ک.ب))آفتاب اصغر، ص 213ـ282) [ . ( در دورة شاه جهان (1037ـ 1068) به سبب برقراری امنیت و رفاه ، زمینه برای شکوفایی آثار علمی و تاریخی مهیا شد و دورة درخشانتری برای مورخان این عهد فراهم آمد ) . در این زمان بعضی مورخان به تألیف مجموعه ای از تاریخهای رسمی ، همت گماشتند ( هرچند تاریخهای غیررسمی و مستقل نیز تألیف می شد ) . محمدامین قزوینی بر اساس اسناد و مدارک رسمی ، پادشاه نامه را تألیف کرد که گزارش ده سال نخست حکومت شاه جهان است . به سبب تغییر تقویم خورشیدی به قمری ، و شاید به دلایل دیگر، شاه جهان از عبدالحمید لاهوری خواست تا تاریخ این ده سال را بار دیگر بنویسد. لاهوری نیز شرح مفصّلی از بیست سال (قمری ) حکومت شاه جهان تهیه کرد و نام آن را همان پادشاه نامه گذاشت . محمد وارث ، شاگرد لاهوری ، در ادامة این تاریخ ، تاریخ سومین دهه را تألیف کرد. ( برخی از آثار تاریخی مهم این دوره عبارت اند از: مآثر جهانگیری تألیف خواجه کامگار حسینی ، ملخص یا شاه جهان نامه تألیف محمدطاهر آشنا، مجالس السلاطین نوشتة محمدشریف دکنی ، منتخب التواریخ تألیف محمدیوسف اتکی ، تاریخ سلاطین افاغنه یا تاریخ شاهی تألیف احمد یادگار و ذخیرة الخوانین نوشتة شیخ فرید بکَّری / بَهکَری که تذکرة رجال سیاسی و نظامی دوره های اکبری و جهانگیری و شاه جهانی است . در این دوره تاریخهای منظوم و مذهبی و شرح حال نیز نوشته شد ( ((ر.ک.ب))آفتاب اصغر، ص 358ـ382) ) . ( در دورة اورنگ زیب عالمگیر ( 1068ـ 1118)، با اینکه وی به سبب جنگهای داخلی و علل دیگر چندان از مورخان حمایت نمی کرد، تاریخ نگاری فارسی همچنان پررونق بود ) . به درخواست او محمدکاظم تاریخ ده سال نخست سلطنت وی را به نام عالمگیرنامه تدوین کرد ( و پس از چندی ، به دستور اورنگ زیب از ادامة تألیف دست کشید و بدین ترتیب بساط تاریخ نگاری رسمی برچیده شد. ظاهراً دلیل این کار متدین بودن و امتناع اورنگ زیب از تظاهر و خودنمایی بود (آفتاب اصغر، ص 411). ) در این زمان مورخان شروع به نوشتن تاریخهای غیررسمی کردند. مهمترین این آثار، نوشتة بدون عنوانِ ابوالفضل معموری است که تقریباً به طور کامل در منتخب اللُباب (1144) خوافی خان درج شده است . بهیم سین ، فرمانده هندو، از رویکرد انتقادی معموری پیروی کرد و نسخة دلگشا را نوشت (در 1120) که تلفیقی از تاریخ و خاطرات است . ساقی مستعدخان در 1122 مآثر عالمگیری را به شیوة تاریخهای رسمی اما مختصرتر از آنها تألیف کرد. ( در دوره اورنگ زیب ، کتابهای تاریخی دیگری نیز تألیف شد. صادق خان یزدی تاریخ شاه جهانی را پس از کناره گیری شاه جهان از سلطنت نوشت (ح 1068) که نثری روان و ساده دارد. محمدصالح کَنْبو لاهوری ، عمل صالح یا شاه جهان نامه را در 1070 تدوین کرد. این اثر یکی از مشهورترین و معتبرترین تاریخهای عهد شاه جهان است . میرمحمد معصوم در 1070 تاریخ شاه شجاعی را نوشت که در بارة جنگهای داخلی میان پسران شاه جهان است . در 1073 عاقل خان خوافی (اورنگ آبادی ) واقعات عالمگیری را به نثری ادبی و روان تألیف کرد. تاریخ آشام یا فتحیة عبریه ، تألیف شهاب الدین طالش در 1073، در بارة اوضاع سیاسی و اجتماعی و جغرافیایی سرزمین بنگال در زمان اورنگ زیب و روابط آن با راجه نشینهای مجاور آن است و از این لحاظ ارزشمند است . مرآة العالم ، اثر خواجه بختاورخان ، تاریخ عمومی و یکی از معروفترین تاریخهای زمان اورنگ زیب است که دارای نثری روان و مطالبی سودمند در بارة شاهان محلی است . در زمان اورنگ زیب بسیاری از مورخان هندو کتابهای تاریخی به زبان فارسی نوشتند. از جملة آنان می توان از ایشور داس یاد کرد که فتوحات عالمگیری را حدود 1101 تألیف کرد. رای بَنْدْرا بِن ، لب التواریخ را در 1106 نوشت که شامل خلاصه ای از تاریخ عمومی شبه قارة هند از زمان شهاب الدین محمد غوری تا دورة اورنگ زیب است . سبحان رای تبالوی در 1107 خلاصة التواریخ را نوشت که یکی از معروفترین کتابهای تاریخی مورخان هندوی عهد تیموریان هند است (آفتاب اصغر، ص 422ـ514) ) . تألیف آثار تاریخی به زبان فارسی در سدة دوازدهم بیشتر شد. در این زمان افزون بر تاریخ خوافی خان ، تاریخ شیواجی ِ مجهول المؤلف ، آرای مراتهه را در بارة شیواجی شرح می دهد. از جالبترین آثار تاریخی این دوره سِیَرالمتأخرین تألیف غلامحسین خان طباطبایی است که در 1195 به پایان رسیده و در آن رویدادهای پس از 1118 بتفصیل شرح داده شده و اطلاعات آن در بارة فتوحات و حکومت کمپانی هند شرقی انگلیس سودمند است . تاریخ نگاری جدید در قرن سیزدهم آغاز شد. سیداحمدخان کتاب آثارالصنادید را در بارة بناهای دهلی در 1263 به زبان اردو نوشت . ذکاءاللّه نخستین تاریخ هند به زبان اردو را تألیف کرد که در 1316 انتشار یافت . شاهنوازخان ، آزاد بلگرامی و عبدالحی بخش عمده ای از ذخیرة الخوانینِ بکَّری را همراه با مجموعه ای از مطالب تاریخی پراکنده و مکاتبات و گزارشها، در مآثرالامراء گردآوردند که شامل بیش از 730 شرح حال است (و در 1194 به پایان رسیده است ). کیول رام در 1140 تذکرة الامراء را در همین زمینه اما بسیار مختصرتر نوشت . شرح حال نویسی اولیای مذهبی با سِیَر الاولیاء تألیف میرخورْد (تألیف پیش از 790) آغاز شد که اثری نسبتاً مفصّل و معتبر در شرح حال اولیای چِشتی هند از معین الدین چشتی (متوفی 628) به بعد است . سیرالعارفین شیخ جمالی (متوفی 942) در بارة چهارده تن از اولیای چشتی است که اعتبار کمتر اما شهرت بیشتری دارد. سنّت تألیف فرهنگهای شرح حالِ اولیا و بزرگان هند، صرف نظر از تعلقات عرفانی آنان ، با کتاب اخبارالاخیار (999) نوشتة عبدالحق آغاز شد. غوثی شَطّاری با اثری مشابه اما جامعتر به نام گلزار ابرار شرح حال اولیای قرن هفتم را نوشت . لباب الالباب سدیدالدین عوفی با شرح حال حدود سیصد شاعر، در دوران ناصرالدین قُباچه حکمران سند، و به سبک آثار هندی روزگار او تألیف شده است (618). نخستین اثر مهم در این زمینه نفائس المآثر علاءالدوله کامی است که تألیف آن در 973 در دوران اکبر آغاز شد و در بارة حدود 350 شاعر هم روزگار اکبر است . ازدیگر تذکره های شعرا می توان از مرآت الخیال شیرخان لودی (1102)، سفینة خوشگو (1147) تألیف بَنْدْرا بِن داس و سرو آزاد نوشتة آزاد بلگرامی (1166) و آتشکدة لطفعلی بیگ آذر (آغاز در 1174) یاد کرد. محمدحسین آزاد، آب حیات (1296) را بر اساس فرهنگهای مذکور به زبان اردو تألیف کرد. یکی از باارزشترین کتابهای شرح حال ، طبقات شاه جهانی (1046) است که به زندگی و شرح حال حدود 871 تن از محققان و عرفا و متکلمان و شعرا می پردازد. میرزامحمد، تاریخ محمدی (1190) را که شرح حال افراد برجسته و سرشناس است به ترتیب تاریخ درگذشت آنان تألیف کرده است . ج ) تاریخ نگاری هندی ـ اسلامی معاصر. دستاوردهای هندشناسان و شرق شناسان معاصر در بارة تاریخ نگاری در هند نشان می دهد که میان روند تاریخ نگاری در جنوب آسیا و تاریخ نگاری هندی ـ اسلامی تفاوت چندانی نمی توان قایل شد؛ با اینهمه ، می توان دو نوع گرایش در تاریخ نگاری تمیز داد: ملی گرایی هندی است که بر مشارکت مسلمانان در ایجاد فرهنگ ترکیبی هندی تأکید دارد، و جدایی طلبی که بر بررسی جامعة اسلامی به عنوان یک مقولة سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مستقل تأکید می ورزد. دیدگاه ملی گرایی نخستین بار در محمود غزنین تألیف محمدحبیب (1303 ش ) و در نفوذ اسلام در فرهنگ هند (1301 ش ) اثر تاراچند منعکس شد، اما آرای آنان در کتاب > مسلمانان هند < تألیف م . مُجیب (1345 ش ) به کاملترین نحو مطرح شد. نوشته های اشتیاق حسین قُرَشی ، بویژه > جامعة مسلمانان شبه قارة هند و پاکستان (610ـ 1947) < که در 1341ش /1962 به چاپ رسیده ، آرای گروه مخالف را مطرح کرده است . این بحث به اشکال گوناگون در نوشته های تاریخی در هند و پاکستان و بنگلادش ادامه دارد و در این میان مکتب تاریخ نگاری علیگره دارای سهم ویژه و مهمی است . منابع : (105) ( آفتاب اصغر، تاریخ نویسی فارسی در هند و پاکستان ، لاهور 1364ش ) ؛ کتابِ H.M. Elliot and J. Dowson, History of India as told by its own historians , London 1867-1877 که مشتمل بر گزیده هایی از آثار تاریخی هند و اسلامی است ، هنوز هم اثری اصلی محسوب می شود. منابع فارسی در Charles Ambrose Storey, Persian literature : a bio - bibliographical survey , London 1927-, vol. 1, Pt. 3-4 (106) بررسی شده است . سایر آثار مربوط عبارت اند از: (107) P. Hardy, Historians of medieval India , London 1960; (108) Mohibbul Hasan, ed., Historians of medieval India , Meerut 1983; (109) Harbans Mukhia, Historians and historiography during the reign of Akbar , New Delhi 1976. نیز رجوع کنید به (110) M. Athar Ali, " The use of sources in Mughal historiography ", JRAS , 3rd series, v/3 (1995) 361-373. (111) / اطهرعلی ، تلخیص از ( د. اسلام ) ؛ با اضافاتی از ( د. ج . اسلام ) / 11) تاریخ نگاری اندونزی و مالزی . در میان زبانهای محلی متعدد، آثار ادبی مهم اندونزی و مالزی به زبانهای جاوه ای و مالایایی است . با اینکه جاوه ای قدیمتر و آراسته تر است ، مالایایی زبان عمدة تألیفات اسلامی و منشأ زبانهای ملی جدید اندونزی و مالزی شده است . تاریخ نگاری در جاوه در دورة پیش از ورود اسلام (قرن دوم تا نهم ) بازتاب فرهنگ هندی دربارهاست ، به این معنا که تاریخ را به صورت توالی ادواری چهار دورة انحطاط اخلاقی در نظر می گیرد و شاهان را برطبق آن ارزیابی می کند. توالی سلسله های سلطنتی مهمترین موضوع است ، مثلاً در کتاب پاراراتن (کتاب شاهان ، تألیف در قرن نهم )، حکایتی از حاکمان جاوة شرقی برحسب مبدأ تاریخ سکایی هندی تعیین شده است . ظهور مراکز تجاری اسلامی مانند دماک در ساحل شمالی جاوه در قرن دهم ، علاقه به تاریخ نگاری را برانگیخت . تغییرات زیاد در نظام اجتماعی ، ورود اسلام و از بین رفتن مالکیتِ ارضیِ قدمتدار ماجاپاهیت (امپراتوری هند و جاوه ) به تبیین تاریخی نیاز داشت . با ورود اسلام گنجینة تاریخی جدیدی نیز وارد شد: داستانهایی از پیامبران با نام سیرت انبیا ، مجموعة امیرحمزه (مناک ، شبیه افسانه های حماسی ـ عاشقانة قدیمتر در مجموعة پنجی که خود به یک نوع مستقل ادبی و نمایشی تبدیل شد)، روایتهای عامیانه در بارة حضرت یوسف ، و شرح زندگی پیامبراکرم که در مولودیها خوانده می شد. افسانه های راجع به اسکندر، که برای توجیه مشروعیت سیاسی رواج بسیار داشت ، در جاوه به داستانهای مبارزات اسکندر با هلندیها تبدیل شد. این ساختار تاریخی تازه ، در قرن یازدهم با نوع جدیدی از تاریخ جهانی ، معروف به «سیرت کَنْضه » (حکایات )، مواجه شد. در این مرحله سنّتهای اسلامی با عناصر اسطوره ای هندی و بومی درآمیخت و مجموعاً اساس تواریخ دودمانی جاوه گردید. داستانهای کرامات حکمرانان پیشین ــ که نامشان در پاراراتن آمده است ــ در این زمان در بارة اولیای نُه گانه (ولی سنگا) گفته می شد که مؤسس اسلام در جاوه شمرده می شدند و برخی ، حکمران امیرنشینهای شمال جاوه بودند. زندگی و تبار آنان موضوع اصلی این تاریخهای جدید شد؛ ازینرو، این نوشته ها هرچند عناصر جدید را در خود جای دادند، تقریباً بتمامی ، همچنان کانون توجهشان جاوه بود. اوج این نوع تاریخ نگاری ، ببد تنه جاوی (به معنای «سرزمین جاوه »)، مجموعه متونی در تجلیل از سلسلة ماتارام ، است که در دورة سلطان اگونگ در اوایل قرن یازدهم ، بیشترِ جاوه را متحد ساختند. در این متون ، حضرت آدم ، نخستین حاکم جاوه قلمداد می شود، اما پس از گذشت چهار نسل ، اخلاف او به عده ای از قهرمانان فرهنگی جاوه ای تبدیل می شوند که با خدایان هندو درهم می آمیزند. نفوذ عمیق اسلام در جاوه ، که بخش جدایی ناپذیر این تاریخ نگاری است ، در تقویم جاوه ای نمایان می شود که پس از 1043، ماههای اسلامی و سال قمری را اتخاذ کرد، اما در شمارش سالها و بیان تاریخها در گاه شماریها، مبدأ تاریخ سکایی مقتبس از هندی حفظ شد. از سایر تاریخ نگاریهای محلی می توان از تاریخ نگاریهای بالیها و سونداییها یاد کرد که متعلق به دورة پیش از اسلام اند و بعدها بترتیب در زمرة آثار جاوه ای قرار گرفتند. سنّت مستقل و مهمی در میان اهالی بوگیس و ماکاسار در سولاوسی (سلب ) جنوبی شکل گرفت که بر اساس ثبت دقیق رویدادهای تاریخی با به کارگیری تقویم مسیحی و اسلامی بود، اما استفاده از تقویم مسیحی رواج بیشتری داشت . تمامی این آثار به خطوط ماقبل اسلامی نوشته شده اند. تاریخ نگاری مالایایی در مقایسه با تاریخ نگاری جاوه ای به طور مشخصی صورت و محتوای اسلامی دارد. هیچیک از آثار تاریخی و در واقع هیچیک از انواع آثار ادبی مالایایی ، پیش از پذیرش اسلام وجود نداشته است ؛ بنابراین ، مالایایی ابزار اصلی راه یافتن تمدن اسلامی به مجمع الجزایر شد و زبان ادبی و فکری جوامع اسلامی گردید و ازینرو، مجموعه ای از تاریخهای محلی یافت می شود که با خصوصیات بسیارمتنوع ، تمامی قلمرو ساحلی مجمع الجزایر ــ از آچه تا ترناته ، شامل ساحل جاوة شمالی ــ را دربر می گیرند. پیش از قرن سیزدهم / نوزدهم ، کلیة این تاریخها به خط عربی بود و در آنها تقویم اسلامی به کار می رفت . رایجترین این تاریخهای محلی ، تاریخ سلطان نشین قدرتمند مالاکا بود که سلالة السلاطین یا سجره ملایو (شجره نامة مالایا) نام داشت . این کتاب که در حدود 1021 تألیف شده ، شجره نامة مالایایی و حکایات تاریخی را در قالبی اسلامی گذارده و افسانة ایرانی ـ هندی اسکندر را با آن درآمیخته است . سجره ملایو ، مانند ببد تنه جاوی ، منشأ تألیف تواریخ محلی دیگری گردید که به توصیف تاریخ نیاکان خاندان سلطنتی می پرداختند. سایر تاریخهای محلی شایان ذکر عبارت اند از حکایت اسکندر موده که احتمالاً تقلیدی از شاهنامة فردوسی است و حکایت مرونگ مهاونگسه که افسانة اسکندر را با رامایانا ترکیب کرده است . این تاریخهای محلی گرچه به هیچ وجه در زمرة آثار تحلیلی یا ملتزم به طرفداری از ارزشهای معنوی قرار نمی گیرند، نوعاً مشتمل بر گزارشی از پذیرش اسلام در این مناطق اند و بسی بیشتر از تاریخهای جاوه ای ، اسلام را به عنوان اساس رشد حکومت و جامعه می پذیرند. افزون بر این تاریخهای دودمانی سنّتی ، تاریخ نگاری بر اساس تحلیل شخصی نیز به چشم می خورد. قدیمترین نمونه از این تواریخ ، بستان السلاطین نورالدین رانیری است که در 1048ـ1053 در هفت مجلد در آچه نوشته شده و فصلهایی در بارة مالاکا و آچه در چارچوب کلی تاریخ تمدن اسلامی دارد. هرچند، چون بخشهایی از مجلدات منسجم کتاب رانیری به نسخه های خطیِ جدا از هم تبدیل شد، تأثیر این تلفیق از بین رفت . خواجه علی حاجی با نوشتن تاریخهای ریائو پیشرفت عمده ای در روش تاریخ نگاری ایجاد کرد. تاریخ تلفیقی او با عنوان سلاسله ملایو دان بوگیس (سلسله های مالایا و بوگیس ؛ 1282/ 1865)، روش جدیدی در نقد منابع عرضه می کند که در آن اصول توثیق احادیث برای داوری در بارة گزارشهای تاریخیِ متعارض به کار گرفته شده است . کتاب سجره امت اسلام (تاریخ امت اسلام ) تألیف حمکا (حاجی عبدالملک کریم امراللّه )، فرزند یکی از علمای سرشناس مسلمان ، توانست جانشین تاریخ عمومی رانیری شود. این اثر در 1340ش / 1961 در چهار مجلد منتشر شد و بارها در اندونزی و مالزی به چاپ رسید. تاریخ اسلام حمکا با زندگی پیامبر اکرم آغاز می شود و با شرح مقاومت شاهان مسلمان اندونزی در برابر هجوم اروپاییان در قرن یازدهم / هفدهم پایان می پذیرد. این اثر آشکارا به منابع غربی حرمت می نهد، اظهارات اروپاییان را در بارة عظمت پیامبر اکرم ذکر می کند، در بارة اسلام در اندونزی به پژوهشهای دورة استعمار بسیار استناد می کند و برای بررسی اطلاعات اساطیر و افسانه ها روشهای استقرایی آنها را به کار می گیرد. تاریخ حمکا، واکنشی به تاریخهای ملی گرایانة جاوه محور، مانند نوشته های محمد یمین ، بود که از روزگار باستانِ پیش از اسلام اندونزی تجلیل می کرد. در 1353ش / 1974 دولتِ تقریباً غیردینی اندونزی ، تاریخ ملی رسمی و فراگیر اندونزی به نام سجره ناسیونال اندونزی را منتشر کرد. در این اثر هفت جلدی هرچند کمابیش اذعان می شود که اسلام آوردن بیشتر اهالی اندونزی گامی به سمت پیشرفت اجتماعی و فرهنگی این قوم بوده است ، نقش اسلام به عنوان نیروی سیاسی متحدکننده کم اهمیت جلوه داده می شود و پذیرش اسلام فقط مقدمه ای برای تعیین هویت ملی اندونزی ، یعنی مقاومت قهرمانانه در برابر حکومت استعماری ، تلقی می گردد. منابع : (112) Ann Kumar and J. McGlynn, ed., Illuminations: the writing traditions of Indonesia , New York 1966; (113) Th. Pigeaud, Literature of Java . The Hague 1967; (114) Soedjatmoko, ed, An introduction to Indonesian historiography , Ithaca 1965. / ای . پرود فوت ، با اندکی تلخیص از ( د.اسلام ) / "> تاریخ عمومی < چمبرز تدوین کرده است ؛ (85) همچنین است کتاب چهارده جلدی تاریخ کشورهای اروپایی که احمد مِدحَت (1260ـ1331) از متن فرانسه برگرفته و تلخیص کرده است . نویسندگان اواخر دورة عثمانی از روش تاریخ نگاری غرب متأثر بودند. اثر تاریخی خیراللّه (متوفی 1283) متأثر از تاریخ امپراتوری عثمانی نوشتة هامر ـ پورگشتال است (پست ، 1243ـ1251؛ (86) بعدها محمدعطا آن را به ترکی ترجمه کرد که در ده مجلد از 1330 به بعد منتشر شد). وی در این اثر کوشیده است تا قالب گاه شماری را درهم بشکند. مصطفی نوری پاشا (1239ـ1307) در نتائج الوقوعات ، تاریخ عثمانی را به پنج دوره تقسیم کرده که هر بخش شامل مطالبی در بارة نهادهای نظامی ، مالی و دیگر نهادهای دولتی است . در این دوره توجه به جای مضامین ادبی و اسناد، به شواهد تاریخی از قبیل سکه ها و مهرها و تهیة نمایه هایی از این مجموعه ها معطوف شد (کوران ، ص 422ـ 425). (87) با تأکید محققان ترک شناس اروپایی برمیراث تاریخی و زبانی ترکها پیش و پس از امپراتوری عثمانی ، مطالعات تاریخی عثمانی به مرحلة جدیدی وارد شد. ترک تاریخی ( = تاریخ ترک ) ترجمة نجیب عاصم (متوفی 1314ش ) در بارة تاریخ ترکهای آسیای مرکزی است ، که اصل آن به زبان فرانسه بود و در تاریخ نگاری ملی گرای ترک جایگاه خاصی یافت (لویس ، ص 221 به بعد). (88) منابع : سامی ، تاریخ . شاکر، تاریخ . صبحی ، تاریخ ، استانبول 1198/1783؛ (89) عزّی ، تاریخ ، استانبول 1199/1784؛ (90) V. Aksan, An Ottoman statesman in war and peace: Ahmed Resmi Efendi, 1700-1783 , Leiden 1995; (91) I A , s.v. "Veka ¦yinدvis" (by Bekir Kدtدkog §lu); (92) I stanbul غniversitesi. Edebiyat Fakدltesi, Ahmed Cevdet Pa ía semineri 27- 28 May i s 1985 , Istanbul 1986; (93) E. Kuran, "Ottoman historiography of the Tanzimat period", in B. Lewis and P.M. Holt, eds., Historians of the Middle East , London 1962; (94) B. Lewis, " History and national revival in Turkey ", Middle Eastern Affairs , IV /6-7 (1953); (95) Lewis Victor Thomas, A study of Naima , ed. Norman Itzkowitz, NewYork 1972; (96) M.H. Y ânan µ, Tanzimattan me írutiyete kadar bizde tarih µilik , in Tanzimat , I , Istanbul 1940. (97) د) دورة معاصر. تأسیس «انجمن تاریخ عثمانی » در 1327/ 1909، برچیده شدن بساط ممیّزیِ دورة حکومت عبدالحمید، انتشار نخستین مجلة تاریخ ترکی ـ عثمانی ، تاریخ عثمانی انجمنی مجموعه سی ( = مجلة انجمن تاریخ عثمانی ) در هجده مجلد از 1289 تا 1310ش ، رونق تازه ای به تاریخ نگاری ترکی معاصر بخشید. در جریان جنگ جهانی اول و در دهة 1300ش / دهة 1920 توجه به تاریخ پیش از عثمانی ترکها افزایش یافت و آتاتورک * نیز به عنوان عامل تقویت هویت ملی جدید برای ترکها، این توجه را ترویج کرد. وی تاریخ نویسان را به بررسی تاریخ پیش از عثمانی آناطولی تشویق کرد. در اواخر این دوره «انجمن تاریخ عثمانی » (از 1302 ش / 1923 به نام «انجمن تاریخ ترک ») به دلایل سیاسی برچیده شد و در 1311 ش / 1932 «ترک تاریخ کورومو» ( = نهاد تاریخ ترک ) با تأکید بر باستان شناسی آناطولی (رجوع کنید به مجله بَلَّتَن ، 1937ـ ) و آناطولی در دورة سلجوقیان که از حمایت آتاتورک برخوردار بود، تأسیس شد. خلیل ادهم الدم (1240ـ1317ش )، رئیس موزة باستان شناسی استانبول ، با انتشار مطالب بسیاری در بارة سکه ها و مهرها و نقوش معماری پیش از عثمانی ، سهم مهمی در روند تاریخ نگاری این دوره داشت . آرای محمد فؤاد کوپرولو / کوپْریلی (1269ـ 1345 ش / 1890ـ 1969)، مورخ برجسته ، در بارة ماهیت جامعة آناطولی در قرون وسطا مشوق و راهنمای جدیدی برای مورخان ترک در دورة جمهوری بود. او در > خاستگاه امپراتوری عثمانی < (پاریس 1935؛ (98) ترجمة ترکی ، آنکارا 1954؛ (99) ترجمة انگلیسی ، نیویورک 1992) امیرنشینهای ترک آناطولی را عامل اصلی موفقیت عثمانی در اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی سده های هفتم و هشتم دانست و بدین طریق به مقابلة شدید با نظریة غرب پرداخت که قدرت عثمانیها را به طور عمده به دلیل تسلط آنان بر بالکان می دانستند. (100) مورخانی که از موضوعات راجع به «عصر آتاتورک » الهام گرفته اند عبارت اند از: مُکرمین خلیل اینانچ (1277ـ1340 ش / 1898ـ1961)، عثمان توران (1293ـ1356ش /1914ـ1977)، ابراهیم قفس اوغلو (1293ـ1363ش / 1914ـ1984) که در بارة سلجوقیان روم و دیگر ترکهای آناطولی به تحقیق پرداختند؛ (101) و زکی ولیدی طوغان که آثاری در بارة تاریخ ترکهای آسیای مرکزی و روش تاریخی نوشته است . عبدالحق عدنان آدیوار (1261ـ 1334ش / 1882ـ1955) کتاب > علم در میان ترکان عثمانی < را در بارة تاریخ تفکر عثمانی در 1319ش / 1940 منتشر کرد. وی نخستین سر ویراستار چاپ ترکی اسلام آنسیکلوپدیسی بود. (102) پس از درگذشت آتاتورک ، تأکید بر ملی گرایی ترکی و تاریخ آناطولی کاهش یافت و مورخان به موضوعات تاریخی دیگر پرداختند. اسماعیل حقی اوزون چارشیلی (1267ـ1356ش / 1888ـ 1977) در عثمانلی تاریخی ، به نهادهای اداری عثمانی (از نیمة دهة 1320ش / 1940 به بعد) پرداخت . با آزادتر شدن فضای سیاسی در دهة 1340ش / 1960، محققان توانستند با رویکردی انتقادی به نوشته های تاریخی بپردازند. استفادة بیشتر از بایگانیهای عثمانی و توجه روزافزون پژوهشگران غربی این امر را تقویت کرد. در دهة 1370ش / 1990 بررسی تاریخ «قرون تاریک » یازدهم و دوازدهم / هفدهم و هجدهم رایج شد. بیشتر نوشته های تاریخی ترکی معاصر در بارة موضوعات عثمانی ـ ترکی ـ اسلامی است . (103) عمر لطفی بارکان (1281ـ 1358ش / 1260ـ1337ش ) از پیشگامان مطالعات جدید در بارة تاریخ اجتماعی ـ اقتصادی عثمانی است . این نوع تاریخ نگاری بر تاریخ نگاریهای اخیر در ترکیه غلبه یافت و منجر به بررسی ماهیت «فئودالیسم » عثمانی شد. بارکان در بارة مجموعة قوانین ، قانون زمین ، نظام تیمار، نظام استعماری ، وقف و مانند آن به تحقیق پرداخت . وی کتابی دو جلدی در بارة احداث مسجد سلیمانیه نوشت که از ارزش خاصی برخوردار است و بین 1351ش /1972 تا 1358ش / 1979 در آنکارا انتشار یافته است . از دیگر محققان بنام سدة چهاردهم / بیستم ، خلیل اینالجق (متولد 1335/ 1916) است . وی در کلیة زمینه ها و دوره های تاریخ عثمانی ، بویژه در مسائل اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی امپراتوری عثمانی پیش از سدة چهاردهم / بیستم ، پژوهش کرده است . بیشتر آثار او به زبان انگلیسی منتشر شده و نفوذ و اعتبار ویژه ای دارد. اثر برجستة او به نام > امپراتوری عثمانی : عصر کلاسیک ، 1300ـ 1600 < در 1352ش /1973 در لندن چاپ شده است . اکثر آثار متأخر او در بخش اول کتابِ > تاریخ اقتصادی و اجتماعی امپراتوری عثمانی ، 1300ـ1914 < جای دارد (چاپ خ . اینالجق و د. کواتارت ، کیمبریج ، 1994، ص 11ـ409). (104) مورخان برجسته ای که در بارة اوایل امپراتوری تحقیق کرده اند عبارت اند از: م . ج . شهاب الدین تکین داغ (1297ـ 1362ش / 1918ـ1983)، م . طیّب گوک بیلگین (1286ـ 1360ش / 1907ـ1981)، و چنگیز اورخونلو (1306ـ 1354ش / 1927ـ1975). محققان صاحب نامی که به بررسی رویدادهای سدة سیزدهم / نوزدهم پرداخته اند عبارت اند از: م . جاوید بایسون (1278ـ1346ش / 1899ـ 1968) و منیر آق تپه . بکر کوتوک اوغلو در زمینة تاریخ نگاری عثمانی و سماوی اییجه در تاریخ معماری متخصص بودند. شریف ماردین ، جامعه شناس و مورخ ترک ، تاریخ تفکر اواخر دورة عثمانی و اوایل جمهوری و کمال کارپات تاریخ سیاسی و اجتماعی پس از 1215 را نوشته اند. / ک . وودهد ، تلخیص از ( د. اسلام ) / 10) تاریخ نگاری در هند دورة اسلامی . برخی بر این باورند که تاریخ همراه با مسلمانان به هند وارد شده است ( محققانی همچون آلن ، فلیت و اشپرنگر به تاریخ نگاری واقعی در هند باستان باور ندارند (آفتاب اصغر، ص 2) ) ، ولی برخی از مورخان وجود کتیبه های پرسستیس متعلق به سدة چهارم میلادی و هرشچریتا تألیف بانا متعلق به قرن اول و راج ترنگنی تألیف کلهنه در قرن ششم را نشانه هایی از آثار تاریخی پیش از اسلام در هند معرفی می کنند. این آثار که عمدتاً به زبان سنسکریت اند،نفوذمشخص و محسوسی بر تاریخ نگاری هند در دورة اسلامی نداشته اند. ] به طور کلی می توان ادعا کرد که شروع تاریخ نگاری در شبه قارة هند متأثر از تاریخ نگاری ایرانی و به زبان فارسی بوده است ، زیرا زبان فارسی قرنها زبان فرهنگ و ادب در شبه قاره به شمار می رفت . یکی از علل رواج زبان فارسی و تأثیر مستقیم آن بخصوص بر تاریخ نگاری در هند، مهاجرت برخی از محققان و ادیبان ایرانی به هند بود. این تأثیر تا حدی بود که برخی مورخان هندو نیز آثار خود را به فارسی می نوشتند. تاریخ نگاری در هند را می توان به دو دورة پیش از تیموریان و دورة تیموریان تقسیم کرد [ . الف ) پیش از تیموریان . نخستین اثر به جا مانده از این دوران چچ نامه * است که علی بن حمید کوفی در حدود 613 آن را از متنی عربی ، بدون نام مؤلف و عنوان ، به فارسی ترجمه کرد؛ متن عربی باقی نیست . این اثر شامل دو بخش است : بخش نخست گزارشی از خاندانی برهمن در سند پیش از فتوحات اعراب است که تاریخ محلی محسوب می شود، بخش دوم و مفصّلتر کتاب ذکر فتوحات اعراب در 92ـ95 است و شامل مجموعه ای از روایتهایی همانند روایتهای تاریخ طبری است . تاج المآثر * نوشتة پُرتکلف حسن نظامی ( نیشابوری ) نخستین تاریخِ فارسی هند است که رویدادهای سلطنت دو سلطان نخست دهلی را شرح می دهد. مهمترین اثر این دوره طبقات ناصری ابوعمرو جوزجانی * ، مشهور به منهاج سراج ، است که در 657 تدوین شده است . این اثر در بارة تاریخ سلسله های اسلامی است و در بارة سلسلة غوریان ، نخستین سلاطین هند و جانشینان آنان و دورة استیلای مغول در این سرزمین مطالب باارزشی دارد. مجموعه ای از آثار تاریخی امیرخسرو دهلوی (متوفی 725) اطلاعاتی در بارة تاریخ این دوره به دست می دهد، از جمله قِران السعدین (تألیف در 688) ( رویدادهای زمان غیاث الدین بَلبَن در هند ) ؛ مفتاح الفتوح (690) ( جنگهای مهم سلطان جلال الدین خلجی ، مؤسس سلسلة خلجیان ) ؛ خزائن الفتوح (711) ( یا تاریخ علائی ، در بارة پانزده سال نخست حکومت علاءالدین خلجی ) ؛ نُه سپهر (718) ( شرح رویدادهای سلطنت قطب الدین مبارک خلجی ) ؛ دِوَلْرانی خضرخان (715) ( وقایع سلطنت خضرخان و چگونگی قتل او ) و تُغلق نامه (720) ( در بارة چگونگی روی کارآمدن تغلقیان ) . مؤلف در تدوین این آثار از اشعار پیچیده و واژه های مجازی و مغلق استفاده کرده است . اثر مهم این دوره تاریخ فیروزشاهی ، نوشتة ضیاءالدین بَرنی * است . این کتاب در 758 تألیف شده و در بارة تاریخ سلطان نشین دهلی (از به تخت نشستن بلبن در 664 تا سالهای اولیة حکومت فیروزِ تُغلق ) است . از دیدگاه برنی ، ثبات سیاسی باید مبتنی بر احترام به مقام و جایگاه موروثی باشد. وی به دلیل توصیف استادانة شخصیت افراد و اوضاع و احوال پیچیدة سیاسی و اقتصادی و همچنین دوری جستن از هرگونه تکلف در تألیف ، یکی از بزرگترین استادان نثر پارسی هند محسوب می شود. در مقایسه با تاریخ فیروزشاهی ، دو تاریخ دیگر در بارة سلاطین دهلی ، منظومة فتوح السلاطین (750) تألیف عصامی * و تاریخ مبارکْ شاهی * (838) یحیی سرهندی ، اعتبار کمتری دارند. شمس سراج عفیف ، تاریخی در بارة فیروزشاه (حک : 752ـ790) نوشته که به رغم نثر متکلف بر حقایق و رویدادهای واقعی متکی است . در سدة نهم و اوایل سدة دهم ، تاریخهایی در بارة دودمانهای محلی تألیف شد، از جمله : تاریخ مظفرشاهی ، مجهول المؤلف (تألیف در 889)، ضمیمة مآثر محمودشاهی (تألیف در 916) در بارة تاریخ گجرات و مآثر محمودشاهی شهاب حکیم (تألیف پیش از 906). جای بسی شگفتی است که در دوران حکومت دو خاندان افغانیِ لودی (854ـ932) و سوری (945ـ962) تاریخی در بارة آنها نوشته نشده است . رِزق اللّه مُشتاقی (متوفی 989) در کتابش ، واقعات مشتاقی که اثری حکایت گونه است ، به شرح رویدادهای سلسلة لودی پرداخته و عباس سروانی در تحفة اکبرشاهی (تألیف پس از 987) به رخدادهای زمان سوریان اشاره کرده است ( در بارة ملاحظات کلی تاریخ نگاری و سبک نویسندگی در دورة پیش از تیموریان رجوع کنید به آفتاب اصغر، ص 11ـ13 ) . ب ) پس از تیموریان . پیروزی بابر در پانی پت * (932) سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ نگاری هند بود. این دوره یکی از غنیترین دوره های تاریخ نگاری فارسی محسوب می شود. ( در این دوره برخی از مورخان ایرانی مانند زین الدین خوافی ، خواندمیر، میرزاحیدر که به دلایلی از ایران به هند مهاجرت کرده بودند، بنیانگذار تاریخ نگاری فارسی در دورة تیموریان هند به شمار می روند؛ افزون بر این گروه ، مورخان محلی در هند، که متأثر از شیوه فارسی نویسی تاریخ نگاری ایرانی بودند، تواریخی به این شیوه تدوین کردند. از این گروه می توان به ابوالفضل دکنی ، ملااحمد تتّوی ، ملاعبدالقادر بداؤنی و شیخ فیضی سرهندی اشاره کرد (آفتاب اصغر، ص 26ـ27) ) . تاریخ نگاری دورة تیموریان با خاطرات مکتوب بابر (متوفی 937) به زبان ترکی ( جغتایی ) آغاز شد. این نوشته ها گزارشی از هند و شرح صادقانة رویدادهای مهم حکومت چهارسالة بابر است . ] زین الدین خوافی ، خاطرات بابر را به فارسی ترجمه کرد و حوادثی را که شخصاً شاهد بود به آن افزود و آن را طبقات بابری نامید. در زمان همایون (937ـ947، 962ـ963) به دلیل نابسامانی سیاسی ، جز دو اثر تاریخی با ارزش ، اثر مهمی تألیف نشد. این دو اثر عبارت اند از: تاریخ رشیدی * تألیف میرزا حیدر کاشغری در 953 و تاریخ همایونی تألیف ابراهیم بن جریر در 958. دورة اکبری (963ـ1014) را می توان دورة شکوفایی تاریخ نگاری فارسی هند به شمار آورد. حمایت و تشویق اکبر از نویسندگان و برقراری ثبات سیاسی به رونق تاریخ نگاری انجامید. تاریخ نگاری پیش از دورة اکبری تنوع چندانی نداشت و مشتمل بر سه شیوه بود: تاریخ عمومی ، تاریخ دودمانی و تاریخ منظوم . اما در دورة اکبری تاریخ نگاری محلی ، رسمی ، مذهبی ، خاطرات و تذکره ها نیز پدید آمد (آفتاب اصغر، ص 124). یکی از نخستین تواریخی که در این دوره نوشته شد، تاریخ اکبری بود که محمدعارف قندهاری آن را در 987 تألیف کرد. نثر آن اگرچه گاه متملقانه است ، به دلیل شرح رویدادهای زمان شاهزادگی و 25 سال نخست سلطنت اکبر و اطلاع از سرنوشت بیرم خان ، از تواریخ مفید محسوب می شود [ . مفصّلترین اثر تاریخی این دوره اکبرنامه * تألیف ابوالفضل دکنی است که تألیف آن در 1004 به اتمام رسیده است . این اثر که متأثر از ظفرنامة یزدی است به شرح رویدادهای زمان بابر و همایون و اکبر می پردازد. ابوالفضل دکنی تاریخ را فقط واقعه نویسی نمی دانست ، ازینرو به تاریخش مطالبی در بارة اوضاع مالی و اداری و نظامی و جغرافیایی هند افزود و آن را آیین اکبری * نامید. ( نوآوری در نثر این کتاب که از تکلفات منشیانه عاری است تا آنجاست که برخی آن را «سبک ابوالفضل » نامیده اند ) . از آثار باارزش دیگر این زمان طبقات اکبری است که خواجه نظام الدین احمدِ ( هروی در 1002 با نثری ساده و روان نوشت و نخستین تاریخ مدون سلاطین مسلمان هند است ) . قاسم هندوشاه مشهور به فرشته ، در گلشن ابراهیمی (تألیف 1015) از وی پیروی کرد و تاریخ هند را مفصّلتر نوشت . عبدالقادر بداؤنی * ، منتخب التواریخ ( یا تاریخ بداؤنی ) را در 1004 به پایان رساند. ( این اثر نخستین تاریخ فارسی هند است که رویدادها را با دید انتقادی بررسی کرده است . از تواریخ عمومی این دوره می توان از تاریخِ الفی * (تألیف ح 1000) یاد کرد که گروهی از مورخان از جمله عبدالقادر بداؤنی و ملااحمد تتوی ، به دستور اکبر، تألیف کردند. محمدشریف وقوعی نیشابوری نیز مجامع الاخبار را که تاریخی عمومی است در سال 1000 به اتمام رساند. از تواریخ محلی این دوره می توان از تاریخ سند یا تاریخ معصومی تألیف میرمحمد معصوم بکَّری / بَهکَری در 1009 و تاریخ کشمیر از شاه محمد شاه آبادی یاد کرد. این تاریخ ترجمة فارسیِ راج ترنگنی است (برای تواریخ متفرقة دورة اکبری رجوع کنید به آفتاب اصغر، ص 193ـ 198) ) . ] در دورة جهانگیری (1014ـ1037) به دلیل حمایت و توجه جهانگیر از مورخان ، تاریخ نگاری پیشرفت بسیار کرد و مورخان این دوره نسبت به مورخان پیشین درک بهتر و منطقیتری از تاریخ داشتند و در انتخاب منابع دقت می کردند. از مهمترین کتابهای تاریخ این دوره جهانگیرنامه نوشتة جهانگیر است . وی در این کتاب ، خاطراتش را تا 1034، و به نثری ساده و ادبی و صادقانه نوشته است . یکی از کتابهای تاریخ عمومی فارسی ، روضة الطاهرین یا تاریخ طاهری است که خواجه طاهر محمد سبزواری در 1015 آن را به نثری ساده و روان نوشته است . اقبالنامة جهانگیری ، تألیف مورخ رسمی دربار معتمدخان نیز از آثار تاریخی مشهور این دوره است که در 1031 به پایان رسیده و پس از اکبرنامه نخستین تاریخ رسمی امپراتوری هند است ؛ زیرا متمم اکبرنامه و نیز متمم جهانگیرنامه در شرح رویدادهای شش سال آخر سلطنت اوست . یکی از ویژگیهای تاریخ نگاری دورة جهانگیر، نوشتن تک نگاری در بارة امیران مقتدر و مشهور زمان بود. از جملة این آثار تاریخ خانجهانی نوشتة نعمت اللّه هروی * است که در 1024 نوشته شده است . وی وقایع نویس رسمی دربار و رئیس کتابخانة عبدالرحیم خانخانان بود و به همین سبب کتاب او دارای ارزش خاصی است . خواجه عبدالباقی نهاوندی نیز در 1025 شرح حال عبدالرحیم خانخانان را تدوین کرد که با وجود تعریفها و تمجیدهای نامتعارف او از خانخانان از حقایق تاریخی دور نیست (رجوع کنید به باقی نهاوندی * ). در این دوره به تواریخ محلی نیز توجه می شد. از تواریخ محلی شایان ذکر، مرآة سکندری در بارة تاریخ گجرات ، بیگلرنامه (تاریخ سند) و تاریخ حیدرملک (تاریخ کشمیر) است ( ((ر.ک.ب))آفتاب اصغر، ص 213ـ282) [ . ( در دورة شاه جهان (1037ـ 1068) به سبب برقراری امنیت و رفاه ، زمینه برای شکوفایی آثار علمی و تاریخی مهیا شد و دورة درخشانتری برای مورخان این عهد فراهم آمد ) . در این زمان بعضی مورخان به تألیف مجموعه ای از تاریخهای رسمی ، همت گماشتند ( هرچند تاریخهای غیررسمی و مستقل نیز تألیف می شد ) . محمدامین قزوینی بر اساس اسناد و مدارک رسمی ، پادشاه نامه را تألیف کرد که گزارش ده سال نخست حکومت شاه جهان است . به سبب تغییر تقویم خورشیدی به قمری ، و شاید به دلایل دیگر، شاه جهان از عبدالحمید لاهوری خواست تا تاریخ این ده سال را بار دیگر بنویسد. لاهوری نیز شرح مفصّلی از بیست سال (قمری ) حکومت شاه جهان تهیه کرد و نام آن را همان پادشاه نامه گذاشت . محمد وارث ، شاگرد لاهوری ، در ادامة این تاریخ ، تاریخ سومین دهه را تألیف کرد. ( برخی از آثار تاریخی مهم این دوره عبارت اند از: مآثر جهانگیری تألیف خواجه کامگار حسینی ، ملخص یا شاه جهان نامه تألیف محمدطاهر آشنا، مجالس السلاطین نوشتة محمدشریف دکنی ، منتخب التواریخ تألیف محمدیوسف اتکی ، تاریخ سلاطین افاغنه یا تاریخ شاهی تألیف احمد یادگار و ذخیرة الخوانین نوشتة شیخ فرید بکَّری / بَهکَری که تذکرة رجال سیاسی و نظامی دوره های اکبری و جهانگیری و شاه جهانی است . در این دوره تاریخهای منظوم و مذهبی و شرح حال نیز نوشته شد ( ((ر.ک.ب))آفتاب اصغر، ص 358ـ382) ) . ( در دورة اورنگ زیب عالمگیر ( 1068ـ 1118)، با اینکه وی به سبب جنگهای داخلی و علل دیگر چندان از مورخان حمایت نمی کرد، تاریخ نگاری فارسی همچنان پررونق بود ) . به درخواست او محمدکاظم تاریخ ده سال نخست سلطنت وی را به نام عالمگیرنامه تدوین کرد ( و پس از چندی ، به دستور اورنگ زیب از ادامة تألیف دست کشید و بدین ترتیب بساط تاریخ نگاری رسمی برچیده شد. ظاهراً دلیل این کار متدین بودن و امتناع اورنگ زیب از تظاهر و خودنمایی بود (آفتاب اصغر، ص 411). ) در این زمان مورخان شروع به نوشتن تاریخهای غیررسمی کردند. مهمترین این آثار، نوشتة بدون عنوانِ ابوالفضل معموری است که تقریباً به طور کامل در منتخب اللُباب (1144) خوافی خان درج شده است . بهیم سین ، فرمانده هندو، از رویکرد انتقادی معموری پیروی کرد و نسخة دلگشا را نوشت (در 1120) که تلفیقی از تاریخ و خاطرات است . ساقی مستعدخان در 1122 مآثر عالمگیری را به شیوة تاریخهای رسمی اما مختصرتر از آنها تألیف کرد. ( در دوره اورنگ زیب ، کتابهای تاریخی دیگری نیز تألیف شد. صادق خان یزدی تاریخ شاه جهانی را پس از کناره گیری شاه جهان از سلطنت نوشت (ح 1068) که نثری روان و ساده دارد. محمدصالح کَنْبو لاهوری ، عمل صالح یا شاه جهان نامه را در 1070 تدوین کرد. این اثر یکی از مشهورترین و معتبرترین تاریخهای عهد شاه جهان است . میرمحمد معصوم در 1070 تاریخ شاه شجاعی را نوشت که در بارة جنگهای داخلی میان پسران شاه جهان است . در 1073 عاقل خان خوافی (اورنگ آبادی ) واقعات عالمگیری را به نثری ادبی و روان تألیف کرد. تاریخ آشام یا فتحیة عبریه ، تألیف شهاب الدین طالش در 1073، در بارة اوضاع سیاسی و اجتماعی و جغرافیایی سرزمین بنگال در زمان اورنگ زیب و روابط آن با راجه نشینهای مجاور آن است و از این لحاظ ارزشمند است . مرآة العالم ، اثر خواجه بختاورخان ، تاریخ عمومی و یکی از معروفترین تاریخهای زمان اورنگ زیب است که دارای نثری روان و مطالبی سودمند در بارة شاهان محلی است . در زمان اورنگ زیب بسیاری از مورخان هندو کتابهای تاریخی به زبان فارسی نوشتند. از جملة آنان می توان از ایشور داس یاد کرد که فتوحات عالمگیری را حدود 1101 تألیف کرد. رای بَنْدْرا بِن ، لب التواریخ را در 1106 نوشت که شامل خلاصه ای از تاریخ عمومی شبه قارة هند از زمان شهاب الدین محمد غوری تا دورة اورنگ زیب است . سبحان رای تبالوی در 1107 خلاصة التواریخ را نوشت که یکی از معروفترین کتابهای تاریخی مورخان هندوی عهد تیموریان هند است (آفتاب اصغر، ص 422ـ514) ) . تألیف آثار تاریخی به زبان فارسی در سدة دوازدهم بیشتر شد. در این زمان افزون بر تاریخ خوافی خان ، تاریخ شیواجی ِ مجهول المؤلف ، آرای مراتهه را در بارة شیواجی شرح می دهد. از جالبترین آثار تاریخی این دوره سِیَرالمتأخرین تألیف غلامحسین خان طباطبایی است که در 1195 به پایان رسیده و در آن رویدادهای پس از 1118 بتفصیل شرح داده شده و اطلاعات آن در بارة فتوحات و حکومت کمپانی هند شرقی انگلیس سودمند است . تاریخ نگاری جدید در قرن سیزدهم آغاز شد. سیداحمدخان کتاب آثارالصنادید را در بارة بناهای دهلی در 1263 به زبان اردو نوشت . ذکاءاللّه نخستین تاریخ هند به زبان اردو را تألیف کرد که در 1316 انتشار یافت . شاهنوازخان ، آزاد بلگرامی و عبدالحی بخش عمده ای از ذخیرة الخوانینِ بکَّری را همراه با مجموعه ای از مطالب تاریخی پراکنده و مکاتبات و گزارشها، در مآثرالامراء گردآوردند که شامل بیش از 730 شرح حال است (و در 1194 به پایان رسیده است ). کیول رام در 1140 تذکرة الامراء را در همین زمینه اما بسیار مختصرتر نوشت . شرح حال نویسی اولیای مذهبی با سِیَر الاولیاء تألیف میرخورْد (تألیف پیش از 790) آغاز شد که اثری نسبتاً مفصّل و معتبر در شرح حال اولیای چِشتی هند از معین الدین چشتی (متوفی 628) به بعد است . سیرالعارفین شیخ جمالی (متوفی 942) در بارة چهارده تن از اولیای چشتی است که اعتبار کمتر اما شهرت بیشتری دارد. سنّت تألیف فرهنگهای شرح حالِ اولیا و بزرگان هند، صرف نظر از تعلقات عرفانی آنان ، با کتاب اخبارالاخیار (999) نوشتة عبدالحق آغاز شد. غوثی شَطّاری با اثری مشابه اما جامعتر به نام گلزار ابرار شرح حال اولیای قرن هفتم را نوشت . لباب الالباب سدیدالدین عوفی با شرح حال حدود سیصد شاعر، در دوران ناصرالدین قُباچه حکمران سند، و به سبک آثار هندی روزگار او تألیف شده است (618). نخستین اثر مهم در این زمینه نفائس المآثر علاءالدوله کامی است که تألیف آن در 973 در دوران اکبر آغاز شد و در بارة حدود 350 شاعر هم روزگار اکبر است . ازدیگر تذکره های شعرا می توان از مرآت الخیال شیرخان لودی (1102)، سفینة خوشگو (1147) تألیف بَنْدْرا بِن داس و سرو آزاد نوشتة آزاد بلگرامی (1166) و آتشکدة لطفعلی بیگ آذر (آغاز در 1174) یاد کرد. محمدحسین آزاد، آب حیات (1296) را بر اساس فرهنگهای مذکور به زبان اردو تألیف کرد. یکی از باارزشترین کتابهای شرح حال ، طبقات شاه جهانی (1046) است که به زندگی و شرح حال حدود 871 تن از محققان و عرفا و متکلمان و شعرا می پردازد. میرزامحمد، تاریخ محمدی (1190) را که شرح حال افراد برجسته و سرشناس است به ترتیب تاریخ درگذشت آنان تألیف کرده است . ج ) تاریخ نگاری هندی ـ اسلامی معاصر. دستاوردهای هندشناسان و شرق شناسان معاصر در بارة تاریخ نگاری در هند نشان می دهد که میان روند تاریخ نگاری در جنوب آسیا و تاریخ نگاری هندی ـ اسلامی تفاوت چندانی نمی توان قایل شد؛ با اینهمه ، می توان دو نوع گرایش در تاریخ نگاری تمیز داد: ملی گرایی هندی است که بر مشارکت مسلمانان در ایجاد فرهنگ ترکیبی هندی تأکید دارد، و جدایی طلبی که بر بررسی جامعة اسلامی به عنوان یک مقولة سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مستقل تأکید می ورزد. دیدگاه ملی گرایی نخستین بار در محمود غزنین تألیف محمدحبیب (1303 ش ) و در نفوذ اسلام در فرهنگ هند (1301 ش ) اثر تاراچند منعکس شد، اما آرای آنان در کتاب > مسلمانان هند < تألیف م . مُجیب (1345 ش ) به کاملترین نحو مطرح شد. نوشته های اشتیاق حسین قُرَشی ، بویژه > جامعة مسلمانان شبه قارة هند و پاکستان (610ـ 1947) < که در 1341ش /1962 به چاپ رسیده ، آرای گروه مخالف را مطرح کرده است . این بحث به اشکال گوناگون در نوشته های تاریخی در هند و پاکستان و بنگلادش ادامه دارد و در این میان مکتب تاریخ نگاری علیگره دارای سهم ویژه و مهمی است . منابع : (105) ( آفتاب اصغر، تاریخ نویسی فارسی در هند و پاکستان ، لاهور 1364ش ) ؛ کتابِ H.M. Elliot and J. Dowson, History of India as told by its own historians , London 1867-1877 که مشتمل بر گزیده هایی از آثار تاریخی هند و اسلامی است ، هنوز هم اثری اصلی محسوب می شود. منابع فارسی در Charles Ambrose Storey, Persian literature : a bio - bibliographical survey , London 1927-, vol. 1, Pt. 3-4 (106) بررسی شده است . سایر آثار مربوط عبارت اند از: (107) P. Hardy, Historians of medieval India , London 1960; (108) Mohibbul Hasan, ed., Historians of medieval India , Meerut 1983; (109) Harbans Mukhia, Historians and historiography during the reign of Akbar , New Delhi 1976. نیز رجوع کنید به (110) M. Athar Ali, " The use of sources in Mughal historiography ", JRAS , 3rd series, v/3 (1995) 361-373. (111) / اطهرعلی ، تلخیص از ( د. اسلام ) ؛ با اضافاتی از ( د. ج . اسلام ) / 11) تاریخ نگاری اندونزی و مالزی . در میان زبانهای محلی متعدد، آثار ادبی مهم اندونزی و مالزی به زبانهای جاوه ای و مالایایی است . با اینکه جاوه ای قدیمتر و آراسته تر است ، مالایایی زبان عمدة تألیفات اسلامی و منشأ زبانهای ملی جدید اندونزی و مالزی شده است . تاریخ نگاری در جاوه در دورة پیش از ورود اسلام (قرن دوم تا نهم ) بازتاب فرهنگ هندی دربارهاست ، به این معنا که تاریخ را به صورت توالی ادواری چهار دورة انحطاط اخلاقی در نظر می گیرد و شاهان را برطبق آن ارزیابی می کند. توالی سلسله های سلطنتی مهمترین موضوع است ، مثلاً در کتاب پاراراتن (کتاب شاهان ، تألیف در قرن نهم )، حکایتی از حاکمان جاوة شرقی برحسب مبدأ تاریخ سکایی هندی تعیین شده است . ظهور مراکز تجاری اسلامی مانند دماک در ساحل شمالی جاوه در قرن دهم ، علاقه به تاریخ نگاری را برانگیخت . تغییرات زیاد در نظام اجتماعی ، ورود اسلام و از بین رفتن مالکیتِ ارضیِ قدمتدار ماجاپاهیت (امپراتوری هند و جاوه ) به تبیین تاریخی نیاز داشت . با ورود اسلام گنجینة تاریخی جدیدی نیز وارد شد: داستانهایی از پیامبران با نام سیرت انبیا ، مجموعة امیرحمزه (مناک ، شبیه افسانه های حماسی ـ عاشقانة قدیمتر در مجموعة پنجی که خود به یک نوع مستقل ادبی و نمایشی تبدیل شد)، روایتهای عامیانه در بارة حضرت یوسف ، و شرح زندگی پیامبراکرم که در مولودیها خوانده می شد. افسانه های راجع به اسکندر، که برای توجیه مشروعیت سیاسی رواج بسیار داشت ، در جاوه به داستانهای مبارزات اسکندر با هلندیها تبدیل شد. این ساختار تاریخی تازه ، در قرن یازدهم با نوع جدیدی از تاریخ جهانی ، معروف به «سیرت کَنْضه » (حکایات )، مواجه شد. در این مرحله سنّتهای اسلامی با عناصر اسطوره ای هندی و بومی درآمیخت و مجموعاً اساس تواریخ دودمانی جاوه گردید. داستانهای کرامات حکمرانان پیشین ــ که نامشان در پاراراتن آمده است ــ در این زمان در بارة اولیای نُه گانه (ولی سنگا) گفته می شد که مؤسس اسلام در جاوه شمرده می شدند و برخی ، حکمران امیرنشینهای شمال جاوه بودند. زندگی و تبار آنان موضوع اصلی این تاریخهای جدید شد؛ ازینرو، این نوشته ها هرچند عناصر جدید را در خود جای دادند، تقریباً بتمامی ، همچنان کانون توجهشان جاوه بود. اوج این نوع تاریخ نگاری ، ببد تنه جاوی (به معنای «سرزمین جاوه »)، مجموعه متونی در تجلیل از سلسلة ماتارام ، است که در دورة سلطان اگونگ در اوایل قرن یازدهم ، بیشترِ جاوه را متحد ساختند. در این متون ، حضرت آدم ، نخستین حاکم جاوه قلمداد می شود، اما پس از گذشت چهار نسل ، اخلاف او به عده ای از قهرمانان فرهنگی جاوه ای تبدیل می شوند که با خدایان هندو درهم می آمیزند. نفوذ عمیق اسلام در جاوه ، که بخش جدایی ناپذیر این تاریخ نگاری است ، در تقویم جاوه ای نمایان می شود که پس از 1043، ماههای اسلامی و سال قمری را اتخاذ کرد، اما در شمارش سالها و بیان تاریخها در گاه شماریها، مبدأ تاریخ سکایی مقتبس از هندی حفظ شد. از سایر تاریخ نگاریهای محلی می توان از تاریخ نگاریهای بالیها و سونداییها یاد کرد که متعلق به دورة پیش از اسلام اند و بعدها بترتیب در زمرة آثار جاوه ای قرار گرفتند. سنّت مستقل و مهمی در میان اهالی بوگیس و ماکاسار در سولاوسی (سلب ) جنوبی شکل گرفت که بر اساس ثبت دقیق رویدادهای تاریخی با به کارگیری تقویم مسیحی و اسلامی بود، اما استفاده از تقویم مسیحی رواج بیشتری داشت . تمامی این آثار به خطوط ماقبل اسلامی نوشته شده اند. تاریخ نگاری مالایایی در مقایسه با تاریخ نگاری جاوه ای به طور مشخصی صورت و محتوای اسلامی دارد. هیچیک از آثار تاریخی و در واقع هیچیک از انواع آثار ادبی مالایایی ، پیش از پذیرش اسلام وجود نداشته است ؛ بنابراین ، مالایایی ابزار اصلی راه یافتن تمدن اسلامی به مجمع الجزایر شد و زبان ادبی و فکری جوامع اسلامی گردید و ازینرو، مجموعه ای از تاریخهای محلی یافت می شود که با خصوصیات بسیارمتنوع ، تمامی قلمرو ساحلی مجمع الجزایر ــ از آچه تا ترناته ، شامل ساحل جاوة شمالی ــ را دربر می گیرند. پیش از قرن سیزدهم / نوزدهم ، کلیة این تاریخها به خط عربی بود و در آنها تقویم اسلامی به کار می رفت . رایجترین این تاریخهای محلی ، تاریخ سلطان نشین قدرتمند مالاکا بود که سلالة السلاطین یا سجره ملایو (شجره نامة مالایا) نام داشت . این کتاب که در حدود 1021 تألیف شده ، شجره نامة مالایایی و حکایات تاریخی را در قالبی اسلامی گذارده و افسانة ایرانی ـ هندی اسکندر را با آن درآمیخته است . سجره ملایو ، مانند ببد تنه جاوی ، منشأ تألیف تواریخ محلی دیگری گردید که به توصیف تاریخ نیاکان خاندان سلطنتی می پرداختند. سایر تاریخهای محلی شایان ذکر عبارت اند از حکایت اسکندر موده که احتمالاً تقلیدی از شاهنامة فردوسی است و حکایت مرونگ مهاونگسه که افسانة اسکندر را با رامایانا ترکیب کرده است . این تاریخهای محلی گرچه به هیچ وجه در زمرة آثار تحلیلی یا ملتزم به طرفداری از ارزشهای معنوی قرار نمی گیرند، نوعاً مشتمل بر گزارشی از پذیرش اسلام در این مناطق اند و بسی بیشتر از تاریخهای جاوه ای ، اسلام را به عنوان اساس رشد حکومت و جامعه می پذیرند. افزون بر این تاریخهای دودمانی سنّتی ، تاریخ نگاری بر اساس تحلیل شخصی نیز به چشم می خورد. قدیمترین نمونه از این تواریخ ، بستان السلاطین نورالدین رانیری است که در 1048ـ1053 در هفت مجلد در آچه نوشته شده و فصلهایی در بارة مالاکا و آچه در چارچوب کلی تاریخ تمدن اسلامی دارد. هرچند، چون بخشهایی از مجلدات منسجم کتاب رانیری به نسخه های خطیِ جدا از هم تبدیل شد، تأثیر این تلفیق از بین رفت . خواجه علی حاجی با نوشتن تاریخهای ریائو پیشرفت عمده ای در روش تاریخ نگاری ایجاد کرد. تاریخ تلفیقی او با عنوان سلاسله ملایو دان بوگیس (سلسله های مالایا و بوگیس ؛ 1282/ 1865)، روش جدیدی در نقد منابع عرضه می کند که در آن اصول توثیق احادیث برای داوری در بارة گزارشهای تاریخیِ متعارض به کار گرفته شده است . کتاب سجره امت اسلام (تاریخ امت اسلام ) تألیف حمکا (حاجی عبدالملک کریم امراللّه )، فرزند یکی از علمای سرشناس مسلمان ، توانست جانشین تاریخ عمومی رانیری شود. این اثر در 1340ش / 1961 در چهار مجلد منتشر شد و بارها در اندونزی و مالزی به چاپ رسید. تاریخ اسلام حمکا با زندگی پیامبر اکرم آغاز می شود و با شرح مقاومت شاهان مسلمان اندونزی در برابر هجوم اروپاییان در قرن یازدهم / هفدهم پایان می پذیرد. این اثر آشکارا به منابع غربی حرمت می نهد، اظهارات اروپاییان را در بارة عظمت پیامبر اکرم ذکر می کند، در بارة اسلام در اندونزی به پژوهشهای دورة استعمار بسیار استناد می کند و برای بررسی اطلاعات اساطیر و افسانه ها روشهای استقرایی آنها را به کار می گیرد. تاریخ حمکا، واکنشی به تاریخهای ملی گرایانة جاوه محور، مانند نوشته های محمد یمین ، بود که از روزگار باستانِ پیش از اسلام اندونزی تجلیل می کرد. در 1353ش / 1974 دولتِ تقریباً غیردینی اندونزی ، تاریخ ملی رسمی و فراگیر اندونزی به نام سجره ناسیونال اندونزی را منتشر کرد. در این اثر هفت جلدی هرچند کمابیش اذعان می شود که اسلام آوردن بیشتر اهالی اندونزی گامی به سمت پیشرفت اجتماعی و فرهنگی این قوم بوده است ، نقش اسلام به عنوان نیروی سیاسی متحدکننده کم اهمیت جلوه داده می شود و پذیرش اسلام فقط مقدمه ای برای تعیین هویت ملی اندونزی ، یعنی مقاومت قهرمانانه در برابر حکومت استعماری ، تلقی می گردد. منابع : (112) Ann Kumar and J. McGlynn, ed., Illuminations: the writing traditions of Indonesia , New York 1966; (113) Th. Pigeaud, Literature of Java . The Hague 1967; (114) Soedjatmoko, ed, An introduction to Indonesian historiography , Ithaca 1965. / ای . پرود فوت ، با اندکی تلخیص از ( د.اسلام ) / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٠٦٠

 

تاریخ / تاریخ نگاری (بخش پنجم) ، ٨) تاریخ نگاری اندلس . نخستین بار مورخان مصری برای تدوین تاریخ شبه جزیرة ایبری (اندلس )، که در سال

٩٢ جزو قلمرو اسلام گردید، تلاش کردند (سزگین ، ج ١، جزء ٢، ص ٢٤٧). سعیدبن کثیربن عُفَیر مصری (متوفی ٢٢٦) از نخستین مورخانی است که کتابی مستقل در تاریخ اندلس به نام کتاب أخبارالاندلس نوشت که مورخان بعدی بخشهایی از آن را اقتباس کردند ( ((ر.ک.ب))ابن عبدالحکم ، ص ١٩ـ ٢٠، ٥٨، ٦٣؛ مالکی ، ج ١، ص ١٩؛ ابن ماکولا، ج ١، ص ١١، ج ٢، ص ٢٧٢، ج ٣، ص ٢٩١، ج ٤، ص ٦٤، ٣٥٦، ٥٣٤؛ اشبیلی ، ص ٢٢٨).

در کتابهای تراجم ، نامهای افرادی چون شَبیب اندلسی (ابن فَرَضی ، قسم ١، ص ١٩٩؛ حُمَیدی ، ص ٢٣٩) و ابراهیم بن اَبان بن عبدالملک بن عمربن مروان اندلسی (حُمیدی ، ص ١٥٣) به عنوان راویان حوادث و تاریخ اندلس آمده است ، بی آنکه کتابهایشان ذکر شود (سزگین ، همانجا). در بارة نخستین مورخ اندلسی و میزان تأثر وی از میراث شرق اسلامی ، اختلاف نظر وجود دارد (ذنون طه ، ص ٩١). به نظر اکثر مورخان ، عبدالملک بن حبیب بن سلیمان بن مرداس سُلَمی البیری قُرطبی (متوفی ٢٣٨ یا ٢٣٩؛ ابن فرضی ، قسم ١، ص ٢٦٩ـ٢٧٢؛ ابن عِذاری ، ج ٢، ص ١١٠) نخستین مورخ اندلسی است که به تاریخ اندلس پرداخته است (سزگین ، ج ١، جزء ٢، ص ٢٤٨ـ ٢٤٩؛ پالنثیا، ص ١٩٣). کتاب التاریخ وی شامل تاریخ عمومی جهان و بخشی راجع به تاریخ فتح اندلس ، همراه با فصلی در بارة فرمانروایان اندلس تا ٢٧٥ است (ابن حبیب ، ص ١٩٦ـ٢٠٠). از آنجا که تاریخ فوت ابن حبیب پیش از تاریخ برخی از مطالب کتاب ، از جمله ذکر نام فرمانروایان اندلس است (همان ، ص ١٣٥ـ١٣٧)، تعدادی از مورخان در انتساب کتاب یا حداقل همین بخش به وی تشکیک کرده اند و معتقدند که این کتاب را ابن ابی رَقّاع ، شاگرد ابن حبیب ، به نقل از استادش نوشته و بخشهایی نیز به آن اضافه کرده است (ذنون طه ، ص ٩٢؛ پالنثیا، ص ١٩٥). این دیدگاه کاملاً منطقی به نظر می رسد، اما سزگین ( ((ر.ک.ب))ج ١، جزء ٢، ص ٢٤٩) آن را رد کرده است بی آنکه توجیهی برای آن ذکر کند.

ابن حبیب بیشتر مطالب را از استادان مصری خویش نقل می کند که نشان می دهد تدوین تاریخی در اوایل سدة سوم بشدت متأثر از راویان و فقیهان مشرق جهان اسلام ، بویژه مصر، بوده است (ذنون طه ؛ پالنثیا، همانجاها؛ مؤنس ، ص ٢٧).

از دیگر مورخان پیشگام اندلسی در قرن سوم ، مُعارک بن مروان (متوفی ح ٢٥٠)، نوادة موسی بن نُصَیر فاتح اندلس است . وی در کتاب فتوح اندلس حوادث فتح اندلس و اخبار موسی بن نصیر را همراه شمه ای از عجایب اندلس ، که بیشتر جنبة افسانه ای دارد، ذکر کرده است (حُمیدی ، ص ٣٣٨؛ مؤنس ، همانجا). به نظر برخی مورخان معاصر، آن بخش از زندگینامة موسی بن نصیر که در الامامة والسیاسة ابن قتیبه (متوفی ٢٧٦؛ ج ٢، ص ٥٩ ـ١٠٣) آمده ، از همین کتاب گرفته شده است (ذنون طه ، ص ٩٣؛ مؤنس ، همانجا).

خاندان ایرانی الاصل رازی ، بویژه احمدبن محمدبن موسی رازی (متوفی ٣٤٤)، برای پایه گذاری علم تاریخ در اندلس تلاش کردند و سهم بسزایی در تدوین تاریخ اندلس داشتند (ابن حیّان ، ص ٢٦٩؛ ذنون طه ، ص ٩٥).

مورخان این خاندان عبارت اند از: ١) محمدبن موسی بن بشیربن جَنّاد بن لَقیط رازی (متوفی ٢٧٧)، نخستین مورخ این خاندان که در اندلس به شهرت رسید و کتاب الرایات را تألیف کرد. این کتاب در بارة ورود موسی بن نُصَیر به اندلس و پرچمهای قبایل عرب همراه وی است که بخشهایی از آن در کتابهای دیگران به طور پراکنده دیده می شود (مقَّری ، ج ٣، ص ١١١؛ ذنون طه ، ص ٩٦؛ پالنثیا، ص ١٩٦؛ مؤنس ، ص ٢٨ـ ٢٩). ٢) احمدبن محمدبن موسی رازی (ابن فرضی ، قسم ١، ص ٤٢؛ ابن حَیّان ، همانجا) که پدر تاریخ و جغرافیای اندلس به شمار می رود و به «تاریخی » شهرت دارد. وی در تاریخ صاحب مکتب بوده است و مورخان بعدی تا پایان حکومت اسلامی در اندلس از او الهام می گرفته اند (مؤنس ، ص ٥٦؛ یاقوت حموی ، ج ٤، ص ٢٣٤ـ٢٣٦؛ مقّری ، ج ٣، ص ١١١، ١٦٠، ١٧٣؛ ذنون طه ، ص ٩٩). مهمترین کتاب او اخبار ملوک الاندلس و الاستیعاب فی انساب مشاهیر اهل الاندلس در پنج مجلد است که مورخان بعدی از آنها استفاده کرده اند (ضَبّی ، ص ١٥١؛ ابن ابّار، ج ١، ص ٢٤٥ و پانویس ٤، ج ٢، ص ٣٦٦؛ یاقوت حموی ، همانجا؛ مقّری ، ج ٣، ص ١٧٣ـ١٧٤). تمام آثار وی از بین رفته و فقط بخشی از ترجمة اسپانیایی اخبار ملوک الاندلس موجود است (ذنون طه ، ص ١٠٥؛ پالنثیا، ص ١٩٧؛ مؤنس ، ص ٧١ـ٧٢). شیوة وی در تدوین تاریخ ، بنابر آنچه ابن حیّان در المقتبس فی تاریخ رجال الاندلس از او نقل کرده است ، احتمالاً بر اساس دودمانها بوده ، هرچند که گاه به سال رویدادها نیز اشاره کرده است (ذنون طه ، ص ١٠٤). ٣) عیسی بن احمدبن محمد رازی (متوفی ٣٧٩) که کار پدرش را در تدوین تاریخ اندلس ادامه داده و کتاب تاریخ وی نیز از بین رفته است (ابن ابّار، ج ١، ص ١٣٨؛ پالنثیا، ص ١٩٨؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، ج ١٠، ص ٢٨٣). ابن حیّان در موارد متعددی از عیسی بن احمد رازی نقل قول کرده و از تاریخش نام برده است (ابن حیّان ، ص ٢٦٥، ٢٩٥، ٣٢٠، ٣٢٩).

از دیگر مورخان اندلسی قرن چهارم عبداللّه بن عبیداللّه اَزدی ، ملقب به حُکَیِّم (متوفی ٣٤١)، است که کتابی به نام انساب الداخلین الی الاندلس من العرب و غیرهم (انساب مردم عرب و دیگر کسانی که وارد اندلس شدند) نوشت و در ٣٣٠ آن را به خلیفة اموی اندلس ، عبدالرحمان سوم (حک : ٣٠٠ـ٣٥٠)، اهدا کرد (زبیدی ، ص ٣٢٧). این کتاب در دسترس نیست ، اما از روی بخشهای اندکی که دیگر مورخان نقل کرده اند و با توجه به تأثیر عظیم احمدبن محمد رازی بر تاریخ نگاری اندلس و معاصر بودن حُکَیِّم با وی ، می توان گفت که حکیّم از شیوة احمدبن محمد رازی پیروی کرده است (محمد مراکشی ، سفر اول ، قسم ١، ص ٢١٣).

در کتاب تاریخی أخبار مجموعه ، که مؤلف آن شناخته شده نیست ، حوادث بر اساس سیر تاریخی اما به طور پراکنده و از هم گسسته از فتح اندلس تا اواسط حکومت عبدالرحمان سوم اموی تدوین شده است ( أخبار مجموعة ، ص ٩، ١٥ به بعد، ١٣٥ به بعد). این کتاب که از اساطیر و افسانه ها به دور است ، نوعی تاریخ درباری به شمار می رود (پالنثیا، ص ١٩٨، ٢٠٢). بنا بر پراکندگی مطالب و بی ارتباطی مباحث کتاب ، برخی مورخان معاصر معتقدند که مؤلف آن بیش از یک تن بوده و احتمالاً یکی از مؤلفان از خاندان اموی اندلس بوده است (همان ، ص ١٩٩ـ٢٠٠).

تاریخ افتتاح الاندلس اثر ابوبکرمحمدبن عمربن عبدالعزیزبن ابراهیم بن عیسی بن مزاحم اندلسی قرطبی ، معروف به ابن قوطیه (متوفی ٣٦٧؛ ابن فرضی ، قسم ٢، ص ٧٦ـ٧٧)، می تواند مکمل أخبار مجموعه باشد. ابن قوطیه که از نسل سارة گوتی مسیحی بوده ، توجه خاصی به موالی و مولَّدون داشته و از طرفداران متعصب بنی امیه بوده و در گزارش او از حوادث تاریخی ، این هواداری بوضوح دیده می شود (شکعه ، ص ٦١٦ـ٦١٧؛ ابن قوطیه ، ص ٥٨ ـ٥٩، مقدمة اَبیاری ، ص ٢٢). باتوجه به برخی قراین و شواهد (رجوع کنید به ابن قوطیه ، ص ٢٩، ٣٢) و اینکه ابن فرضی ، شاگرد ابن قوطیه ، در ذکر آثار استادش ، نامی از این اثر نیاورده است (رجوع کنید به ابن فرضی ، قسم ٢، ص ٧٦ـ٧٧)، برخی مورخان معاصر اعتقاد یافته اند که این اثر را یکی از شاگردان ابن قوطیه از زبان وی و با اضافاتی تدوین کرده است (پالنثیا، ص ٢٠٣).

عریب بن سعد قرطبی (متوفی ٣٧٠) که تاریخ طبری را خلاصه کرده و حوادث سالهای ٢٩١ تا ٣٢٠ را به عنوان صلة تاریخ الطبری نگاشته ، ظاهراً فصلی هم در بارة تاریخ مغرب و اندلس تألیف کرده است که از آن اطلاعی نیست (پالنثیا، ص ٢٠٦؛ ابن شبّاط ، مقدمة عبّادی ، ص ٢٢ـ٢٣؛ شَکْعَه ، ص ٦١٨).

ابوعامربن شهید (متوفی ٣٩٢) تاریخ بزرگی متجاوز از یکصد جلد به شیوة سالشمار از سال چهل تا روزگار خویش نوشته بوده که از بین رفته است (پالنثیا، ص ٢٠٧).

ابوعبداللّه محمدبن حارث بن اسد قیروانی (متوفی ٣٦١)، معروف به خُشَنی (ضبّی ، ص ٧١)، پیشگام تدوین کتب تراجم و طبقات و سرگذشت بزرگان اسلام در اندلس بوده است . خُشَنی در کنار تألیفات متعدد تاریخی ، از جمله دو کتاب اخبارالقضاة بالاندلس و اخبارالفقهاء و المحدثین ، کتاب مهمی در طبقات به نام قضاة قرطبه نوشته است که اهمیت و ارزش بسیاری در شناخت شخصیتهای اسلامی و علمی و ادبی اندلس تا اواسط قرن چهارم دارد (خشنی ، مقدمه ، ص ط ـ ل ؛ عبّادی ، ص ٣١٨ـ٣١٩).

پس از خشنی تراجم نویسانی ظهور کردند و کتابهای مهمی در زمینة طبقات نوشتند که در سیر تاریخ نگاری اندلس اهمیت بسیار دارد. بعضی از اینان عبارت اند از: ابوالولید عبداللّه بن محمدبن یوسف ازدی ، معروف به ابن فَرَضی (متوفی ٤٠٣)، مؤلف تاریخ علماءالاندلس ؛ ابن صاعد اندلسی طُلَیْطِلی (متوفی ٤٦٢)، مؤلف طبقات الامم ؛ ابوعبداللّه محمدبن ابی نصر فتّوح بن عبداللّه ازدی ، معروف به حُمَیدی (متوفی ٤٨٨)، مؤلف جَذْوة المُقتبس فی ذکر وُلاة الاندلس ؛ ابوالقاسم خلف بن عبدالملک بن مسعود انصاری ، معروف به ابن بَشکَوال (متوفی ٥٧٨)، مؤلف کتاب الصّلة (ابن خلّکان ، ج ٢، ص ٢٤٠ـ٢٤١)؛ احمدبن یحیی بن احمدبن عُمَیره ، معروف به ضَبّی (متوفی ٥٩٩)، مؤلف بُغیة الملتَمِس فی تاریخ رجال اهل الاندلس که در واقع منقولاتی از جذوة المقتبس حمیدی است و شرح حال رجالی که در تألیف حمیدی نیامده ، برآن افزوده شده است (مقرّی ، ج ٤، ص ٢٠٧)؛ محمدبن عبداللّه بن ابی بکر قضاعی ، معروف به ابن ابّار (متوفی ٦٥٨)، مؤلف التکملة لکتاب الصّلة که تراجم به جای الفبا برحسب قرون تدوین شده است ؛ و ابن سعید مغربی (متوفی ٦٧٣)، مؤلف المُغْرِب فی حُلیِّ المَغْرب .

تاریخ نگاری در نیمة دوم قرن پنجم در اندلس به اوج خود رسید و گروهی از بزرگترین مورخان اندلسی تدوین تاریخ را به کمال رساندند و آثاری به جا گذاشتند که مورخان بعدی از آنها استفاده کردند.

ابومحمدعلی بن احمدبن سعیدبن حَزم اندلسی (متوفی ٤٥٦)، فیلسوف معروف اندلس ، جزو نخستین مورخان اندلس است که در علم انساب و تبارشناسی تألیف ارزشمند جَمْهَرة أنساب العرب را نوشته (ابن حزم ، مقدمة هارون ، ص ١٣ـ١٤؛ عبّادی ، ص ٣٢٣ـ٣٢٤) و در آن به انساب اعراب و بربرهای مستقر در اندلس پرداخته است (ابن حزم ، ص ٤٩٥ به بعد؛ پالنثیا، ص ٢٢٠).

ابوبکر احمدبن سعیدبن محمدبن عبداللّه بن ابی فیاض (متوفی ٤٥٩)، معروف به ابن قشّاء (ابن بشکوال ، قسم ١، ص ٦٠)، کتاب العِبَر/ کتاب العبرة را نوشته که سند بسیار مهمی در تاریخ فتح اندلس است (ابن ابّار، ج ٢، ص ٣١٢؛ ابن شبّاط ، ص ١٦٤؛ مقّری ، ج ٣، ص ١٨٢). ابن فیاض همانند سایر مورخان اندلس کتابش را به دو بخش تقسیم کرده بود: بخش نخست آن ــ که باقی نمانده ــ به احتمال قوی در جغرافیای اندلس بوده (عبدالواحد مراکشی ، ص ٣٤٦؛ مؤنس ، ص ١٠٦ـ ١٠٧) و بخش دوم در بارة تاریخ اندلس تا قرن پنجم است (عبدالواحد مراکشی ، ص ٤٥٦ـ٤٥٧؛ ابن شبّاط ، ص ١٢٢، ١٣٢، ١٦٦، ١٦٨). ابن فیاض در جاهای مختلف کتابش از سالهای میلادی در کنار سالهای هجری استفاده کرده که این شیوه را کمتر مورخی به کار گرفته است (رجوع کنید به ابن ابّار، ج ٢، ص ٣١٢ و پانویس ٣).

ابومروان حیّان بن خلف بن حیّان (متوفی ٤٦٩) از مورخان بزرگ جهان اسلام و اندلس به شمار می رود (ابن حیّان ، مقدمة مکی ، ص ٧؛ عبّادی ، ص ٣١٩؛ ذنون طه ، ص ١٩٨). نوشته های وی از دقت زیاد و تحلیل درست حوادث تاریخی و عبارتهای شیوا برخوردار است و نثر و سبک تاریخ نگاری مخصوصی دارد (عبّادی ، ص ٣٢٠). ابن حیّان چهار کتاب مهم در تاریخ و حوادث اندلس دارد که مورخان بعدی اصطلاحاً مجموع آنها را تاریخ ابن حیّان یا التاریخ الکبیر خوانده اند (ابن حیّان ، همان مقدمه ، ص ٨٢). این کتابها عبارت اند از: ١) المُقتَبَس فی تاریخ رجال الاندلس ، شامل حوادث اندلس از ٩١ تا ٣٦٦ (ابن حیّان ، همان مقدمه ، ص ٦٨، ٨٠؛ عبّادی ، همانجا؛ پالنثیا، ص ٢٠٨ـ ٢٠٩)، که تنها اثر به جا مانده از ابن حیّان است . عنوان آن به صورتهای دیگری نیز آمده (ابن حیّان ، همان مقدمه ، ص ٦٦ـ٦٧)، ولی به المقتبس معروف است . ابن حیّان این کتاب را در ده مجلد تألیف کرد که مایة مباهات ابن حزم اندلسی شد (مقَّری ، ج ٣، ص ١٧٤). ٢) أخبار الدولة العامریة در بارة حوادث اندلس از ٣٦٦ تا ٣٩٩ (ابن حیّان ، همان مقدمه ، ص ٧٦ـ٧٩). ٣) المتین در بارة حوادث اندلس از ٣٩٩ تا ٤٦٣ در شصت مجلد که اصل آن از بین رفته ، اما بخش اعظم آن در الذخیرة فی محاسن أهل الجزیرة اثر ابن بسام شَنترینی و چند کتاب دیگر آمده است (همان مقدمه ، ص ٦٨ـ٦٩). ٤) البَطشَة الکبری در بارة سرکوب بنی جَهْوَر (حک : ٤٢٢ـ٤٦٣؛ همان ، ص ٨٢).

ابن حیّان از تمام سبکهای تاریخی پیشینیان ، چون سالشماری و موضوعی ، بهره برده و با دیدی عالمانه برای هر دورة تاریخی شیوة نگارشی مناسب آن به کار گرفته است (همان ، ص ٨٧ ـ ٨٨). از ویژگیهای تاریخ نگاری وی ، درستی و دقت فوق العاده در ثبت وقایع با دید نقادانه ، کنار گذاشتن داستانهای اساطیری ، و شرح رویدادها با تمام جزئیات ارزشمند آنهاست (همان ، ص ١٠٧ـ ١٠٨؛ پالنثیا، ص ٢١١). مورخان بعدی اندلس مطالب بسیاری از ابن حیّان نقل کرده اند و همواره به وی استناد و اعتماد داشته اند (ابن حیّان ، همان مقدمه ، ص ١٤٤).

از دیگر مورخان قرن پنجم که سهم بسزایی در تاریخ نگاری اندلس داشت ، احمدبن عمربن اُنس عُذری دَلائی مری (متوفی ٤٧٨؛ ضبّی ، ص ١٩٥ـ١٩٧؛ ابن بشکوال ، قسم ١، ص ٦٦ـ٦٧)، مؤلف ترصیع الاخبار و تنویع الا´ثار ، و البستان فی غرائب البلدان ، و المسالک الی جمیع الممالک بود. وی در کتاب خود، همانند سایر مورخان اندلس ، تاریخ و جغرافیا را درهم آمیخته و به تاریخ اندلس از فتح آن تا زمان خود به صورت موضوعی و گاه سالشمار پرداخته است (ذنون طه ، ص ١٦٠). ابن عذری در ذکر تواریخ رویدادها بسیار دقیق بوده و بعضاً سالهای مسیحی را نیز ثبت کرده و همانند اکثر مورخان آن عصر طرفدار خاندان اموی اندلس بوده است (ابن عُذری ، ص ٢٦ـ٢٧، ٣٠، ٣٣، ٣٧). ترصیع الاخبار ابن عذری که فقط یک دهم آن در دست است (ذنون طه ، ص ١٥٠)، جزو مهمترین منابع در بارة اقامت عربها و بربرها در اندلس است (ابن عذری ، ص ١٥ـ١٦).

در اواخر قرن پنجم شاهزاده عبداللّه بن بُلُقِ ّین بن بادیس بن حَبوس بن زیری ، آخرین فرمانروای غرناطه (متوفی ٤٨٣)، خاطراتش را با عنوان التبیان عن الحادثة الکائنة بِدولة بنی زیری فی غرناطة نوشت که شامل عظیمترین مجموعة اسناد تاریخ ملوک الطوایف اندلس است و ازینرو در سیر تاریخ نگاری اندلس اهمیت بسزایی دارد (ابن بلقّین ، مقدمة لوی ـ پرووانسال ، ص ٨). التبیان جزو تاریخهای دودمانی به شمار می رود و مؤلف در مسائل راجع به خود و خاندانش بی طرفی را رعایت نکرده است (ابن بلقّین ، ص ١٤٧ـ١٥٣)، اما به هرحال جزو معدودترین منابع اصیل دورة آشوب اندلس و ورود مرابطون به آنجاست (عبّادی ، ص ٣٢٧).

در اواخر قرن پنجم ، اندلس تابع مغرب شد و درنتیجة بی توجهی مغربیان به تاریخ اندلس ، تاریخ نگاری در این دوره رو به اضمحلال گذاشت و تابع محض مورخان مغرب و شمال افریقا شد. از مورخان اندلسی این دوره که آثارشان تماماً از بین رفته است ، می توان به این افراد اشاره کرد: ابوبکر یحیی بن محمدبن یوسف انصاری غرناطی ، معروف به ابن صَیْرَفی (متوفی ٥٥٧)، مؤلف أخبار دولة لَمْتونَة ؛
ابوالحسن سالمی ، مؤلف اخبار الفتنة الثانیة بالاندلس که حوادث ٥٣٩ تا ٥٤٧ را به صورت سالشمار آورده و ابن ابّار به کتاب وی اشارات بسیار کرده است ؛
اَلْیَسَعِبن عیسی بن حزم غافقی (متوفی ٥٧٥) که در ٥٦٠ از اندلس به مصر رفت و در آنجا المُعْرِب فی محاسن المَغرب را برای صلاح الدین ایوبی نوشت و در آن تاریخ اندلس را تدوین و خطر مسیحیان را گوشزد کرد (پالنثیا، ص ٢٤١ـ٢٤٢). به گفتة پالنثیا (ص ٢٤٢) آثار این دسته از مورخان گمنام ، اهمیت تاریخی ندارد و صرفاً تقلید کار پیشینیان است .

در دورة تسلط حاکمان مغرب بر اندلس ، آثار مورخان شامل تاریخ مغرب و اندلس گردید و استقلال در تاریخ نگاری منطقه ای از بین رفت . از مهمترین مورخان مغربی ـ اندلسی این دوره اند: ابن صاحب الصلاة (متوفی ٥٧٧)، مؤلف اَلْمَنُّ بالامامة ؛
عبدالملک بن کَرْدَبوس توزَری (متوفی اواخر قرن ششم )، مؤلف الاکتفاء فی أخبار الخلفاء ؛
عبدالواحد مراکشی ، مؤلف المُعجِب فی تلخیص أخبار المغرب ؛
ابن ابّار، مؤلف الحُلَّة السّیراء که در آن به شرح حال شعرا و بزرگان سرشناس شمال افریقا و اندلس بر اساس قرون هجری و با استناد به التاریخ الکبیر ابن حیّان پرداخته است (ابن ابّار، ج ١، ص ٣٦، ١٥٦، ج ٢، ص ٣٤)؛
محمدبن علی بن شَباط مصری توزری (متوفی ٦٨١)، مؤلف صِلة السَمْط و سِمَة المَرْط (ابن شبّاط ، مقدمة عبّادی ، ص ٨، پانویس ٣)؛
ابن سعید مغربی (متوفی ٦٨٥)، مؤلف المُغْرِب فی حُلیِّ المَغرب .

در آغاز قرن هشتم مورخانی ظهور کردند، چون محمدبن عبدالملک مراکشی (متوفی ٧٠٣)، مؤلف الذیل والتکملة لکتابَیِ الموصول والصلة که در واقع ذیلی بر تاریخ علماء الاندلس ابن فَرضی است ؛
و ابن عِذاری مراکشی (متوفی بعد از ٧١٢)، صاحب کتاب بسیار باارزش البیان المُغرِب فی أخبارالاندلس و المَغرب که در آن با استفاده از بسیاری منابع اندلسی که امروزه در دست نیست ، به تاریخ اندلس از زمان فتح تا اواخر قرن پنجم پرداخته است (ذنون طه ، ص ١٨١ـ١٨٣).

واپسین مورخ بزرگ اندلس ، لسان الدین ابوعبداللّه محمدبن عبداللّه بن سعید سلمانی ، مشهور به لسان الدین ابن خطیب (متوفی ٧٧٦) است . وی دهها تألیف تاریخی دارد (پالنثیا، ص ٢٥٩) که الاحاطة فی أخبار غرناطة از مهمترین آنهاست . نام این کتاب دایرة المعارف گونه ، به صورتهای دیگری چون الاحاطة بتاریخ ( فی تاریخ ) غرناطة نیز آمده است (عنان ، ١٣٨٨، ص ٢٣٠؛
ابن خطیب ، ج ١، مقدمة عنان ، ص ٣). در الاحاطة زندگینامة تعداد زیادی از بزرگان و مشاهیر اندلس بدون درنظر گرفتن ترتیب تاریخی حوادث و صرفاً بر اساس حروف الفبا ذکر می شود (ابن خطیب ، همان مقدمه ، ص ٤ـ ٥).

از دیگر کتابهای تاریخی لسان الدین ابن خطیب است : التاج المُحَلّی ' فی مُساجَلة القَدَح المُعلّی ' که خلاصه ای از تاریخ غرناطه و سرگذشت بزرگان آن در قرن هشتم است ؛
الکتیبة الکامنة فیمن لَقِیتُهُ بالاندلس من شعراء المائة الثامنة ، در تراجم و شرح حال شعرای اندلس در قرن هشتم ؛
اللَّمْحَة البَدریة فی الدولة النصریة که خلاصة تاریخ بنی احمر (حک : ٦٣٥ـ٨٩٧) از آغاز تا اوایل ٧٦٥ می باشد؛
نفاضة الجراب فی علالة الاءغتراب که جزو باارزشترین کتابهای لسان الدین ابن خطیب به شمار می رود، او در آن خاطرات خود را از ٧٦١ تا ٧٦٣ نوشته است ؛
أعمال الاعلام فیمن بوُیِـعَ قبل الاحتلام من ملوک الاسلام ، در بارة تاریخ اندلس از حکومت امویان تا آغاز دولت بنی احمر در غرناطه ، که به سبب کشته شدن ابن خطیب ناتمام ماند (ابن خطیب ، همان مقدمه ، ص ٥٧؛
عنان ، ١٣٨٨، ص ٢٤٧ـ ٢٤٨).

لسان الدین ابن خطیب ــ که مانند سایر مورخان تاریخ را وسیله ای برای تدوین سیرت و روایت می دانسته ــ در تاریخ نگاری خود به جوانب اجتماعی و اقتصادی با دید انتقادی و تحقیقی توجه داشته است (عنان ، ١٣٨٨، ص ٢٢٠؛
همو، ١٩٨٨، ص ٧٧).

اوضاع سیاسی اندلس در قرن نهم و سقوط شهرهای اسلامی یکی پس از دیگری ، از لحاظ علمی و فرهنگی و اجتماعی تأثیر بسیار داشت ، تا حدی که در این قرن و تا سقوط نهایی اندلس در ٨٩٧ به دست اسپانیاییها، مورخی ظهور نکرد و می توان گفت که سیر تاریخ نگاری اندلس با مرگ لسان الدین ابن خطیب به پایان رسید.

در خاتمه نباید از کتاب نَفْحُ الطیب من غُصْنِ الاندلس الرَطیب و ذکر وزیرها لسان الدین ابن الخطیب تألیف ابوالعباس احمدبن محمدبن احمد مقَّری تِلمسانی قرشی (متوفی ١٠٤١) غافل ماند. هرچند مؤلف این دایرة المعارف تاریخی و ادبی اهل مغرب بوده است ، اما چون این کتاب در بارة تاریخ اندلس و زندگینامة لسان الدین ابن خطیب است ، امروزه جزو مهمترین منابع تاریخ اندلس به شمار می رود (عبّادی ، ص ٣٥٥). نفح الطیب به دو بخش عمده تقسیم می شود: بخش اول در بارة تاریخ و جغرافیای اندلس ، بخش دوم در بارة زندگینامة لسان الدین ابن خطیب است (مقَّری ، مقدمة احسان عباس ، ص ١٥).


منابع :
(١) ابن ابّار، کتاب الحُلة السیراء ، چاپ حسین مؤنس ، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤؛
(٢) ابن بشکوال ، کتاب الصلة ، قاهره ١٩٦٦؛
(٣) ابن بلقّین ، مذکرات الامیر عبداللّه ، المسمّاة بکتاب التبیان ، چاپ لوی ـ پرووانسال ، قاهره ?( ١٩٥٥ ) ؛
(٤) ابن حبیب ، کتاب التاریخ ، بیروت ١٩٩٩؛
(٥) ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قاهره ?( ١٣٨٢/١٩٦٢ ) ؛
(٦) ابن حیّان ، المقتبس من انباء اهل اندلس ، چاپ محمودعلی مکی ، بیروت ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٧) ابن خطیب ، الاحاطة فی اخبار غرناطة ، چاپ محمد عبداللّه عنان ، قاهره ١٣٩٣ـ١٣٩٧/ ١٩٧٣ـ١٩٧٧؛
(٨) ابن خلّکان ؛
(٩) ابن شبّاط ، تاریخ الاندلس لابن الکردبوس ، چاپ احمدمختار عبّادی ، مادرید ١٩٧١؛
(١٠) ابن عبدالحکم ، فتوح مصر و اخبارها ، قاهره ١٤١١/١٩٩١؛
(١١) ابن عذاری ، البیان المغرب فی اخبار الاندلس و المغرب ، ج ٢، چاپ کولن و لوی ـ پرووانسال ، بیروت ١٩٨٣؛
(١٢) ابن عذری ، ترصیع الاخبار و تنویع الا´ثار و البستان فی غرائب البلدان و المسالک الی الممالک ، مادرید ١٩٦٥؛
(١٣) ابن فرضی ، تاریخ علماء الاندلس ، قاهره ١٩٦٦؛
(١٤) ابن قتیبه ، الامامة و السیاسة ، المعروف بتاریخ الخلفاء ، قاهره ١٣٨٨/ ١٩٦٩، چاپ افست قم ١٣٦٣ش ؛
(١٥) ابن قوطیه ، تاریخ افتتاح الاندلس ، چاپ ابراهیم ابیاری ، قاهره ١٤١٠/١٩٨٩؛
(١٦) ابن ماکولا، الاکمال ، چاپ عبدالرحمان بن یحیی معلمی یمانی ، حیدرآباد دکن ١٣٨١ـ١٣٨٦؛
(١٧) اخبار مجموعة فی فتح الاندلس ، چاپ ابراهیم ابیاری ، قاهره ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٨) محمدبن خیر اشبیلی ، فهرسة مارواه عن شیوخه من الدّواوین المصنفة فی ضروب العلم و انواع المعارف ، چاپ فرانسیسکو کودرا و ریبرا تاراگو، ساراگوسا ١٨٩٣، چاپ افست بیروت ١٣٩٩/ ١٩٧٩؛
(١٩) آنخل گونثالث پالنثیا، تاریخ الفکر الاندلسی ، نقله عن الاسپانیة حسین مؤنس ، قاهره ١٩٥٥؛
(٢٠) محمدبن فتوح حمیدی ، جذوة المقتبس فی ذکر ولاة الاندلس ، قاهره ١٩٦٦؛
(٢١) محمدبن حارث خشنی ، قضاة قرطبة ، قاهره ١٩٦٦؛
(٢٢) عبدالواحد ذنون طه ، دراسات فی التاریخ الاندلسی ، موصل ١٩٨٧؛
(٢٣) محمدبن حسن زبیدی ، طبقات النحویّین و اللغویّین ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤؛
(٢٤) فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج ١، جزء ٢، نقله الی العربیة محمود فهمی حجازی ، ریاض ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٢٥) مصطفی شکعه ، مناهج التألیف عندالعلماء العرب : قسم الادب ، بیروت ١٩٨٢؛
(٢٦) احمدبن یحیی ضبّی ، بغیة الملتمس فی تاریخ رجال اهل الاندلس ، قاهره ١٩٦٧؛
احمدمختار عبّادی ، فی تاریخ المغرب و الاندلس ،



(٢٧) بیروت ١٩٧٨؛
(٢٨) محمد عبداللّه عنان ، اندلسیات ، کویت ١٩٨٨؛
(٢٩) همو، لسان الدّین بن الخطیب : حیاتة و تراثه الفکری ، قاهره ١٣٨٨/ ١٩٦٨؛
(٣٠) عبداللّه بن محمد مالکی ، کتاب ریاض النفوس ، چاپ بشیر بکوش ، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٣/ ١٩٨١ـ١٩٨٣؛
(٣١) عبدالواحدبن علی مراکشی ، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب ، چاپ محمدسعید عریان ، قاهره ١٣٦٨/ ١٩٤٩؛
(٣٢) محمدبن محمد مراکشی ، الذیل و التکملة لکتابی الموصول و الصـّلة ، سفر اول ، چاپ محمدبن شریفه ، بیروت : دارالثقافه ، ( بی تا. ) ؛
(٣٣) احمدبن محمد مقَّری ، نفح الطیب ، چاپ احسان عباس ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛
(٣٤) حسین مؤنس ، تاریخ الجغرافیة و الجغرافیّین فی الاندلس ، قاهره ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٣٥) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، بیروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛


(٣٦) EI ٢ , s.v. " Ta ف r ¦âk ¢h ¢. II: Historical writing.١. In the Arab world. (f ) Muslim Spain" (by Manuela Marin).

/ ستار عودی /

٩) تاریخ نگاری عثمانی و ترکیه .

سیر تحول تاریخ نگاری در امپراتوری عثمانی و ترکیة امروزی به طور تقریبی به چهار دورة اصلی تقسیم می شود: الف ) از آغاز تا حدود ٩٠٥؛
ب ) مرحلة دودمانی / حکومتی تاحدود ١١١٢؛
ج ) مرحلة اواخر امپراتوری که تاریخ نگاری در سیطرة وقعه نویس (مورخ رسمی ) بود؛
د) تاریخ نگاری معاصر از حدود ١٣٢٧/١٩٠٩ به بعد.

الف ) از آغاز تا حدود ٩٠٥. نخستین گزارش تاریخی به جا مانده در بارة عثمانیها داستان است که قطعه ای است کوتاه و منظوم در ستایش این دودمان از احمدی * شاعر (متوفی ٨١٥) که آن را در سالهای ٧٩٣ـ٨٠٢ سروده است . بعدها این قطعه به شعر مفصّلتر آموزشی او اسکندرنامه ضمیمه شد. باقی ماندن این اشعار امری اتفاقی بوده ، زیرا هیچ تاریخ دیگری از قرن نهم و نیمة نخست سدة دهم باقی نمانده است . دلیل آن ، احتمالاً بی ثباتی سیاسی دیرپای دولت درنتیجة جنگ داخلی میان پسران بایزید اول (حک : ٧٩١ـ٨٠٤) بوده است . با وجود این ، از اواخر سلطنت مراد دوم (٨٢٤ ـ ٨٤٨ ،٨٥٠ ـ ٨٥٥) به بعد، سه نوع اصلی تاریخ نگاری پدیدار شد: سالنامه های ساده ، گاه شماریهای توصیفیتر و سرگرم کننده تر و تاریخهای عالمانه تر سرشار از صناعات لفظی که به سفارش بایزید دوم (حک : ٨٨٦ ـ ٩١٨) تدوین می شد. از اواسط قرن دهم به بعد آثاری تاریخی به جا مانده است که از مهمترین آنهاست : به زبان ترکی عثمانی آثار عاشق پاشازاده * ، روحی * ، نِشری * ، اُروج * و تواریخ آل عثمان (به اصطلاح تواریخ مجهول المؤلف )؛
به زبان فارسی ، تاریخ عمومی نوشتة شکراللّه که بخش پایانی آن در بارة عثمانیهاست ؛
و به زبان عربی ، گزارش کوتاهی از تاریخ آل عثمان تألیف محمدپاشا نِشانجی * .

اطلاعات چنین آثاری از تقویمها ، مَناقبنامه ها و غزانامه ها و خاطرات شخصی برگرفته می شد. قدیمترین تقویم برجای ماندة عثمانی متعلق به سال ٨٢٤ است ، اما مبنای آن فهرستهای قدیمتر است . مناقبنامه ها و غزانامه ها مکتوب یا شفاهی بودند. مناقب «یَخشی فقیه »، یکی از قدیمترین نمونه های مناقبنامه های عثمانی است که در اواخر سدة هشتم و اوایل سدة نهم تألیف شده و به طور مستقیم یا غیرمستقیم مورد استفادة شماری از وقایعنامه نویسان بوده است . امروزه اثری از این متن بر جا نمانده است . هر چند غزانامه ها در آغاز به سبب ماهیتشان شفاهی بودند، با افزایش تأکید بر تداوم موفقیتهای نظامی و تداوم نقش رهبری سلطان در دوران سلطان محمد دوم (سدة نهم ) و بعدها در دوران سلطان سلیم اول (نیمة نخست سدة دهم ) و سلیمان قانونی (سدة دهم ) تألیف غزانامه ها به یک گونة تثبیت شدة ادبی ـ تاریخی درآمد. یکی از نخستین متون شاخص در این زمینه کتاب مجهول المؤلف غزوات سلطان مرادبن محمدخان است که گزارشی مستند از نبرد مراد دوم در وارناست (٨٤٨).

تألیف کتابهای ادبی ـ تاریخی در زمان سلطنت محمد دوم رونق گرفت . نویسندگان این دوره که تحت تأثیر زبان و ادبیات فارسی بودند، آثاری به سیاق شاهنامة فردوسی و در مدح سلطان تدوین کردند. زبان فارسی و نیز تاریخهایی همچون تاریخ جهانگشای * جوینی و تاریخ وصاف * ، تا قرن دهم بشدت بر تاریخ نگاران دربار عثمانی نفوذ داشت . در اواخر قرن نهم نثرنویسی پر از لفاظی عثمانی به نام «انشاء» جایگزین زبان فارسی شد. طورسون بیگ * مؤلف کتاب تاریخی در بارة زندگی محمد دوم ، نمایندة این شیوة تاریخ نگاری است .

تاریخ نگاری در دورة حکومت بایزید دوم رونق تازه ای گرفت . در این زمان به دستور وی متونی به زبان ترکی و به نثری روان برای تودة مردم و متونی نیز به نثر پیچیده تر به منظور استفادة نخبگانِ دربار نوشته شد؛
همچنین به فرمان وی ، ادریس بدلیسی * کتاب هشت بهشت را به فارسی تألیف کرد که مورخان بعدی از آن استفاده کردند. شیخ الاسلام کمال پاشازاده * نیز کتابی به نثر «انشای عثمانی » نوشت که با اقبال مواجه نشد.


منابع :
(٣٧) غزوات سلطان مرادبن محمدخان ، چاپ اینالجق و اُغز، آنکارا ١٩٧٨؛


(٣٨) C.H. Imber, " The Ottoman dynastic myth ", Turcica , XIX (١٩٨٧), ٧-٢٧;
(٣٩) idem, The Ottoman empire ١٣٠٠-١٤٨١ , Istanbul ١٩٩٠, ١-٤ and passim;
(٤٠) H. I nalc âk, " The rise of O ¤ttoman historiography ", in B. Lewis and P.M. Holt, eds., Historians of the Middle East , London ١٩٦٢, ١٥٢-٦٧;
(٤١) V.L. Mإnage, "The beginnings of Ottoman historiography", in ibid., ١٦٨-١٧٩;
(٤٢) O. Turan, I stanbul'un fethinden خnce yaz i lm i ítarih i ªtakvimler , Ankara ١٩٥٤.

(٤٣) ب ) مرحلة دودمانی / حکومتی تا حدود ١١١٢. در این دوره تاریخ نگاری رونقی تازه گرفت و ادبیاتی متنوع و غنی پدید آمد که از برجسته ترین دستاوردهای فرهنگی عثمانی است . از مشهورترین تاریخهای عمومی این دوره کنه الاخبار مصطفی عالی است که برای مورخان بعدی منبع اصلی به شمار می آمد ( ((ر.ک.ب))اشمیت ، ١٩٩١؛
(٤٤) فلایشر ، ١٩٨٦)؛
(٤٥) همچنین صحائف الاخبار منجم باشی (متوفی ١١١٤) که به عربی نوشته شده بود، اما در همان زمان به ترکی ترجمه شد. جنابی (متوفی ٩٩٨) کتابی در تاریخ عمومی به عربی تدوین کرد که اثر تاریخی کاتب چلبی معروف به حاجی خلیفه (متوفی ١٠٦٧) ( با عنوان تقویم التواریخ ) مبتنی بر کتاب اوست . از کتابهایی که به زبان ترکی تألیف شده است زبدة التواریخ لقمان (متوفی ١٠١٠) و آثار محمدبن محمد (متوفی ١٠٥٠) و قره چلبی زاده عبدالعزیز (متوفی ١٠٦٨) و حسین هزارفنّ (متوفی ١١٠٢) و به زبان فارسی آثار لاری (متوفی ٩٨٠) شایان ذکرند.

(٤٦) پیروزیهای نظامی و سیاسی سلطان سلیم اول و سلطان سلیمان دستمایة تازه ای برای تألیفات تاریخی به وجود آورد؛
(٤٧) رواج تاریخچه های این سلسله ، از عثمان تا دوران خود مؤلف ، نظیر آنچه به لطفی پاشا (متوفی ٩٧١) نسبت داده می شد و نیز، آنهایی که رمضان زاده (متوفی ٩٧٩) و صولاق زاده (متوفی ١٠٦٨) تألیف کردند، ادامه یافت . تاج التواریخ تألیف خواجه سعدالدین (متوفی ١٠٠٨) که به سبب سبک تألیف تحسین شده ، بازنویسی تاریخ عثمانی تا آخر حکومت سلطان سلیم اول است . طبقات الممالک و درجات المسالک نوشتة جلال زاده مصطفی چلبی (متوفی ٩٧٥)، «نشانجی » در دورة حکومت سلطان سلیمان ، به شیوة نثر «انشای عثمانی » تألیف شد و از معتبرترین و مشروحترین گزارشها از دوران ٩٢٦ تا ٩٦٤ است (کاپر ، ١٩٨١). مجموعه ای از آثار تاریخی در بارة سلطان سلیم اول ، معروف به «سلیم نامه »، در دست است که به طور عمده به فرمان سلیمان تدوین شده و هدف آنها تبرئة سلیم اول از اتهامات خودکامگی و بی کفایتی در حکومت است (قس اوغور، ١٩٨٥؛
(٤٨) تکین داغ ، ص ١٩٧ـ٢٣٠). در زمان حکومت سلیمان کتابهایی به شیوة غزانامه ها و در مدح فتوحات نظامی وی تألیف شد. بیان منازل سفر عراقین تألیف مَطراقچی نصوح (متوفی ح ٩٧١) حاوی گزارش تفصیلی جنگ عراق در ٩٤٢ـ٩٤٤، از مشهورترین کتابهای این دوره است . همچنین است سلیمان نامة عارف (یا عارفی ، متوفی ٩٦٩) که به نظم فارسی و بر اساس شاهنامه و در مدح سلطان سروده شده است ، و سلیمان نامه تألیف شیخ الاسلام قره چلبی که به مراد چهارم (حک : ١٠٣٢ـ١٠٤٩) تقدیم شده است ( ((ر.ک.ب))اوزکان ، ص ١٦٧ـ٢٢٢). در سدة دهم حمایت سلطان سلیمان و سلیم دوم و مراد سوم (حک : ٩٨٢ـ١٠٠٣) از تاریخ نگاران ، به تدوین آثاری به شیوه ای مطنطن در مدح سلاطین و وابستگی تاریخ نگاری به دربار انجامید. از ٩٥٧ تا ٩٦٧ سلیمان ، منصبی به نام شاهنامه جی ، «کاتب شاهنامه ها»، ایجاد کرد. از مورخانی که این منصب را داشتند عارف ، لقمان و تعلیقی زاده درخور یادآوری اند که به شرح رویدادهای ٩٢٦ـ١٠٠٣ پرداخته اند. این آثار با ارزش ، بویژه شاهنشاه نامة لقمان که اثری مصور در سه جلد و به نظم فارسی است ، سزاوار بررسی جدّی اند.

(٤٩) در دوران پیش از معاصر که بسیاری از «مورخان » شعر نیز می سرودند، غالباً تاریخ نگاری تحت الشعاع سبک ادبی قرار داشت و تاریخهای منظوم و نثر «انشاء» نیز رایج بود. بسیاری از تاریخهای درباری به نقاشیهای مینیاتور مزیّن بودند. تألیف تاریخهای عمومی و سلسله ها مرسوم بود، درعین حال مؤلفان به ذکر رویدادهایی که خود شاهد بودند، می پرداختند ( ((ر.ک.ب))آتاسوی و چاغمان ، ١٩٧٤).

(٥٠) از اواخر سدة دهم به بعد تغییرات مهمی در شیوة تاریخ نگاری به وجود آمد. نابسامانیهای سیاسی اواخر سدة دهم و اوایل سدة یازدهم که به کاهش حمایت سلاطین از تاریخ نگاران انجامید رویکرد آنان را به اوضاع دگرگون کرد و رویکردی «حکومتی » جایگزین نگرش «دودمانی » شد. مورخان بیشتر به شرح کارهای مقامات نظامی و قضایی پرداختند و سلطان چندان مورد توجه آنان نبود؛
(٥١) مؤلفان متعدد، بویژه مصطفی عالی و تعلیقی زاده ، آثاری به صورت نصیحتنامه نوشتند که انتقادات صریح سیاسی داشت .

(٥٢) برخی از تاریخهای درباری سدة یازدهم از دگرگونی و تغییراتی که در عثمانی روی می داد و از ناامنی سلطان نشین حکایت می کند. از این دوره کتاب نصرت نامه تألیف فِنْدِقْلیلی محمدآغا سلاحدار (متوفی ١١٣٥) باقی مانده که در بارة دوران سلطنت پرآشوب مصطفی دوم (١١٠٦ـ ١١١٥) و دورة پس از اوست . همچنین باید از اثر طوغی در بارة خلع عثمان دوم (١٠٢٧ـ١٠٣١) یاد کرد (عز، ص ١١٩ـ١٦٤).

(٥٣) بخش عمدة تاریخ نگاریهای سدة یازدهم از آنِ طبقة متوسط کاتبان است . در تاریخ سِلانیکی (متوفی ١٠٠٨) که در بارة دیوانِهمایون * است ، ارجاعات متعدد به افراد ردة پایین دیده می شود. کنه الاخبار مصطفی عالی راجع به شرح حال وزرا و علما و شیوخ و شعراست . ابراهیم پَچَوی و حسن بیگ زاده تاریخ عثمانی را از ٩٢٦ نوشته اند که بویژه به دلیل ضبط مشاهدات شخصی آن دو از ١٠١٠ به بعد باارزش است . پَچَوی * ، نخستین مورخ عثمانی بود که با دید انتقادی از منابع غیرعثمانی استفاده کرد (لویس ، ص ١٨٥ـ١٨٦). وجیهی رویدادهای ١٠٤٨ تا ١٠٧١ را وقایع نگاری کرد. فذلکة کاتب چلبی (شامل شرح رخدادهای ٩٩٩ تا ١٠٦٦) و تاریخی که سلاحدار نوشت (مشتمل بر رویدادهای ١٠٦٥ تا ١١٠٦) بر روی هم شرح وقایع قرن یازدهم / هفدهم اند و وقایعنامة نشانجی عبدی پاشا که به وقایع ١٠٥٨ تا ١٠٩٣ پرداخته ، مکمل این کتابهاست .

(٥٤) از آثاری که از ٩٠٦ تا ١١١٢ رایج بود می توان از انواع غزانامه ها و سورنامه ها نام برد. سورنامه ها شرح عروسیها و ختنه سوریهای دربار بود و سورنامة همایون در بارة ولیعهد، سلطان محمد سوم ، از مشهورترین آنهاست .

(٥٥) آثاری که منحصراً به تاریخ غیرعثمانی پرداخته باشند نادرند، به استثنای آثاری که از عربی یا فارسی ترجمه شده و به دوران اولیة تاریخ اسلام پرداخته اند. آثار جغرافیایی ، مانند کتاب بحریه تألیف پیری رئیس * و تألیفات جغرافیایی و دریایی کاتب چلبی از برخی منابع غیراسلامی استفاده کرده و فراتر از جهان اسلام را کانون توجه خود قرار داده اند. سیاحتنامة اولیا چلبی ، مجموعه ای غنی از مطالب و حکایات متفرقه از منابع عثمانی و غیرعثمانی است . سیفی (متوفی پس از ٩٩٨) شرح مبسوطی از حکام سدة دهم آسیای مرکزی و هند آورده است . از سالهای ٩٨٨ ـ ٩٩٨، دو ترجمه از تاریخ هند غربی و تاریخی از فرانسه در دست است . حسین هزارفنّ برای تألیف تاریخ جهان خود از منابع یونانی و لاتینی استفاده کرد. بجز این موارد، توجه جدّی تاریخی به جهان غیراسلام فقط از سدة دوازدهم به بعد ظاهر شد.

(٥٦) در این مرحله از تکامل تاریخ نگاری در عثمانی ، برخی از مؤلفان به تدوین کتابهای تذکره و مرجع مانند پرداختند؛
(٥٧) تذکرة شعرای سهی (تألیف در ٩٤٥) و شقایق نعمانیـّه تألیف طاش کوپری زاده در ٩٦٥، در بارة زندگی علمای عثمانی ، از دستاوردهای دوران سلطنت سلیمان است و آثار بسیاری بر پایة آنها تألیف شده است (استوارت ـ رابینسون ، ص ٥٧ ـ ٧٤؛
رپ ، جاهای متعدد). کتاب مناقب هنروران تألیف مصطفی عالی در بارة نقاشان و خوش نویسان است . منبع اصلی کتاب شناسی عثمانی ، کشف الظنون کاتب چلبی ( حاجی خلیفه ) است که حدود ٥٠٠ ، ١٤ اثر عربی و فارسی و ترکی را به زبان عربی فهرست کرده است . منشآت السلاطین تألیف فریدون بیگ ، مجموعه ای از مکاتبات و فرمانهای سلاطین عثمانی تا زمان سلطان سلیم دوم ، از کتابهای مهم و مرجع تاریخی است .

(٥٨) در اواخر قرن یازدهم بیشتر آثار تاریخی ، تاریخ محلی بود. انیس المُسامرین تألیف حِبری (متوفی ١٠٨٧) به توصیف شهر ادرنه ، بناهای اصلی آن و شهروندان برجستة آن در دورة عثمانی (٧٦٠ـ١٠٤٣) پرداخته است . کتاب گلشن خلفاء ، تألیف نظمی زاده (متوفی ح ١١٣٥) در بارة تاریخ بغداد تا ١١٣٠ است که برای بررسی دوران حکومت عثمانی ارزشمند است .


منابع :


(٥٩) N. Atasoy and F. ´ag §man, Turkish miniature painting , Istanbul ١٩٧٤;
(٦٠) C.H. Fleischer, Bureaucrat and intellectual in the Ottoman empire: the historian Mustafa Ali, ١٥٤١-١٦٠٠ , Princeton ١٩٨٦;
(٦١) F.I z, " Hدseyin Tu ªg ªâ§: Vak ¤ Üa- âSultan Osman Han", Tدrk Dili Ara ít i rmalar i Y i ll i g § i Belleten (١٩٦٧);
(٦٢) P. Kappert, ed., Geschichte Sultan Suleyman Kanunis von ١٥٢٠ bis ١٥٥٧..., Wiesbaden ١٩٨١;
(٦٣) B. Lewis, "The use by Ottoman historians of non- Ottoman sources ", in B. Lewis and P.M. Holt, eds., "Historians of the Middle East , London ١٩٦٢;
(٦٤) A. عzcan, Historiography in the reign of Sدleyman the Magnificent", in The Ottoman empire in the reign of Sدleyman the Magnificent , II , Ankara: Ministry of Culture and Tourism, ١٩٨٨;
(٦٥) R.C. Repp, The mufti of Istanbul , London ١٩٨٦;
(٦٦) J. Schmidt, Pure water for thirsty Muslims: a study of Mus ¤t ¤afa ¦ ـ A ¦l i ¦of Gallipoli's Kدnhد ف lah §ba ¦r , Leiden ١٩٩١;
(٦٧) J.R. Stewart-Robinson, "The Ottoman biographies of poets", JNES , XXIV (١٩٦٥);
(٦٨) M. C. ìehabeddin Tekindag §, " Selim-nameler ", Tarih Enstitدsد Dergisi , I (١٩٧٠);
(٦٩) A . Ug §ur, The reign of Sel i ¦m I in the light of the Sel i ¦mna ¦me literature , Berlin ١٩٨٥.

(٧٠) ج ) مرحلة اواخر امپراتوری . در اوایل سدة دوازدهم / پایان سدة هفدهم ، ناکامیهای عثمانی در اروپا و شکست محاصرة وین در ١٠٩٤/١٦٨٣ و نیاز به تدوین تاریخی معتبر از امپراتوری عثمانی پس از هزارة هجرت ، به ظهور منصب وقعه نویسی (مورخ رسمی ) انجامید که تا ١٣٠١ش /١٩٢٢ وجود داشت .

(٧١) ١. تاریخهای رسمی . نعیما (متوفی ١١٢٨) را نخستین وقعه نویس دانسته اند، و آثار جانشینان او راشد (متوفی ١١٤٨) و کوچوک چلبی زاده اسماعیل عاصم افندی (متوفی ١١٧٣) از معدود انتشارات اولیة مطبوعات متفرقه ( ((ر.ک.ب))چاپ و چاپخانه * ) به شمار می آیند. سامی (متوفی ١١٤٦)، شاکر (متوفی ١١٥٧)، صبحی (متوفی ١١٨٣) و عزّی (متوفی ١١٦٨) در تداوم تاریخ نگاری رسمی تا ١١٦٥ سهم بسزایی داشتند (سامی ـ شاکر ـ صبحی ، ١١٩٨؛
(٧٢) عزّی ، ١١٩٩). نعیما، تاریخش را «راهنمای عمل » برای دولتمردان عثمانی می دانست و در مقدمة اثرش به بحث در ماهیت تاریخ نگاری پرداخت (قس توماس ، ١٩٧٢)؛
(٧٣) لیکن برخی از جانشینان او در قرن دوازدهم صرفاً به گردآوری شواهد مستند اهتمام داشتند. در زمان سلطان سلیم سوم (١٢٠٣ـ١٢٢٢)، منصب وقعه نویسی اعتبارش را از دست داد. حاج سعداللّه انوری (متوفی ١٢٠٨) و احمد واصف (متوفی ١٢٢١) از مورخان رسمی بودند که رویدادهای ١١٦٥ تا ١٢٢٠ را تدوین کردند. در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، تاریخ نگاران رسمی مانند عاصم (متوفی ١٢٣٤)، شانی زاده (متوفی ١٢٤٢) و اسعد افندی به تألیف تاریخهای رایج و متعارف پرداختند. اسعد افندی به درخواست محمود دوم (حک : ١٢٢٣ـ ١٢٥٥) اُس ظفر را تألیف کرد که گزارش رسمی از نابودی سپاه ینی چریها در ١٢٤١ است .

(٧٤) مهمترین تاریخ عثمانی سدة سیزدهم ، تاریخ احمد جِوْدَت پاشا (متوفی ١٣١٣)، وقعه نویس ١٢٧١ـ١٢٨٣، است که در دوازده جلد تدوین شده و رویدادهای ١١٨٨ـ١٢٤٠ را بررسی می کند. جودت پاشا کتاب خود را با استفاده از منابع متنوع از جمله تاریخهای رسمی پیش از وی و برخی منابع غربی با رویکردی انتقادی و غیرمتعارف تألیف کرد و در فاصلة سالهای ١٢٧١ تا ١٣٠١ آن را به چاپ رساند (قس دانشگاه استانبول . دانشکدة ادبیات ، ١٩٨٦). لطفی افندی (متوفی ١٣٢٥)، جانشین او که رویدادهای ١٢٤٢ـ١٢٩٦ را بررسی کرد، به دلیل فقدان بررسی تحلیلی و اتکا به مطالب نشریة رسمی تقویم وقایع در معرض انتقاد قرار گرفت . عبدالرحمان شرف ، آخرین تاریخ نگار رسمی عثمانی (متوفی ١٣٤٤)، تاریخ مهمی منتشر نساخت ، اما در رواج علم تاریخ ، از طریق تألیف متون درسی پرمغز، و در امروزی کردن پژوهشهای تاریخی دانشگاهی در ترکیه سهم بسزایی داشت ( د. ا. ترک ، ذیل «وقعه نویس »).

(٧٥) ٢. تاریخ نگاران غیررسمی . تاریخ نگاران غیررسمی سده های دوازدهم و سیزدهم ، پیش از دورة تنظیمات ، گرایشی به نوشتن تاریخهای حکایت گونه بویژه تاریخ معاصر نداشتند، اما در این مورد استثناهایی وجود داشت : تاریخهای عمومی تألیف شمعدانی زاده (متوفی ١١٩٣) و فرائضی زاده ( فرائضجی زاده ) (متوفی ١٢٥١)؛
(٧٦) غزانامة عمر نوویلی (اهل نووی ) در بارة نبردهای ١١٤٩ـ١١٥٢ حکیم اوغلی علی پاشا با بوسنیاییها؛
(٧٧) گزارش احمد رسمی (متوفی ١١٩٧) از جنگ روسیه و عثمانی در ١١٨٢ـ ١١٨٨/ ١٧٦٨ـ١٧٧٤ ( ((ر.ک.ب))اکسان ، ١٩٩٥)؛
(٧٨) تاریخهای خانات کریمه نوشتة سیدمحمدرضا (متوفی ١١٦٩) و حلیم گرای (متوفی ١٢٣٨)؛
(٧٩) و سورنامة وهْبی (متوفی ١١٤٩).

(٨٠) از این دوره ، مجموعه تذکره هایی در بارة شعرا موجود است . عشاقی زاده (متوفی ١١٣٥) و مستقیم زاده (متوفی ١٢٠١) تذکره ای در بارة علما دارند؛
(٨١) افزون بر این آثار، عثمان زاده احمد تائب (متوفی ١١٣٦) در حدیقة الوزراء به شرح حال وزیران اعظم پرداخته و احمد جاوید (متوفی ١٢١٨) ذیلی بر آن نوشته است . احمد رسمی کتابی به نام سفینة الرؤسا در بارة «رئیس الکتّاب »ها نوشت و مصطفی ثاقب (متوفی ١١٤٨) در سفینة مولویه به شرح شیوخ مولوی پرداخت . محمد اسعد (متوفی ١١٤٨) در تذکرة خوانندگان به شرح حال موسیقیدانان و جمال الدین محمد قارْصلی زاده (متوفی ١٢٦٢) در آیینة ظرفاء به شرح حال تاریخ نگاران پرداختند (این اثر به نام عثمانلی تاریخ و مورّخلَری ( = تاریخ و مورخان عثمانی ) و با تکملة جودت پاشا در ١٣١٤/ ١٨٩٦ تجدید چاپ شد). حدیقة الجوامعِ حسین بن اسماعیل ( ایوانسرایی ) (متوفی ١٢٠١)، در بارة تاریخ معماری مساجد و دیگر بناهای مذهبی استانبول و اطراف آن ، اثر مهم دیگر از اینگونه است . در این دوره ، پیری زاده محمدصاحب افندی (متوفی ١١٦٢) برای نخستین بار به ترجمة قسمتی از مقدمة ابن خلدون همت گماشت که بعدها جودت پاشا آن را تکمیل کرد و در ١٢٧٤ـ١٢٧٦ به چاپ رساند.

(٨٢) در اوایل قرن چهاردهم ، دو مجموعه تذکره پدیدار شد: سجلّ عثمانی (چاپ ١٣٠٧ـ١٣١٧) تألیف محمد ثریا و عثمانلی مؤلفلری (چاپ ١٣٣٤ـ١٣٤٢) نوشتة بروسه لی محمدطاهر. در دورة جمهوری ، ابن الامین محمود کمال اینال (١٢٤٩ـ١٣٣٦ش )، آثاری به نام صون عصر ترک شاعرلری ( = شعرای قرن اخیر ) (چاپ ١٣٠٩ـ١٣٢٠ ش ) و عثمانلی دولتینده صون صدراعظم لر ( = صدراعظمهای متأخر دولت عثمانی ) (چاپ ١٣١٩ـ١٣٣٢ ش ) نوشت که در واقع ذیلهایی بر آثار پیشین در بارة شعرا و صدراعظمها به شمار می آمدند.

(٨٣) ٣. تاریخ نگاری تنظیمات . از اواسط سدة سیزدهم ، بر اثر اصلاحات داخلی در عثمانی و امکان سفر به اروپا و یادگیری زبانهای خارجی ، عثمانیان توانستند مجموعه ای از آثار تاریخی ، از متون درسی گرفته تا داستانهای تاریخی و متنهای تحقیقی ، پدید آورند (قس اینانچ ، ص ٥٧٣ ـ ٥٩٥).

(٨٤) از معروفترین آثاری که از متون اروپایی ترجمه و اقتباس شده ، تاریخ عمومی شش جلدی احمد حلمی (متوفی ١٢٩٥) است که در ١٢٨٣ آن را بر اساس > تاریخ عمومی < چمبرز تدوین کرده است ؛
(٨٥) همچنین است کتاب چهارده جلدی تاریخ کشورهای اروپایی که احمد مِدحَت (١٢٦٠ـ١٣٣١) از متن فرانسه برگرفته و تلخیص کرده است . نویسندگان اواخر دورة عثمانی از روش تاریخ نگاری غرب متأثر بودند. اثر تاریخی خیراللّه (متوفی ١٢٨٣) متأثر از تاریخ امپراتوری عثمانی نوشتة هامر ـ پورگشتال است (پست ، ١٢٤٣ـ١٢٥١؛
(٨٦) بعدها محمدعطا آن را به ترکی ترجمه کرد که در ده مجلد از ١٣٣٠ به بعد منتشر شد). وی در این اثر کوشیده است تا قالب گاه شماری را درهم بشکند. مصطفی نوری پاشا (١٢٣٩ـ١٣٠٧) در نتائج الوقوعات ، تاریخ عثمانی را به پنج دوره تقسیم کرده که هر بخش شامل مطالبی در بارة نهادهای نظامی ، مالی و دیگر نهادهای دولتی است . در این دوره توجه به جای مضامین ادبی و اسناد، به شواهد تاریخی از قبیل سکه ها و مهرها و تهیة نمایه هایی از این مجموعه ها معطوف شد (کوران ، ص ٤٢٢ـ ٤٢٥).

(٨٧) با تأکید محققان ترک شناس اروپایی برمیراث تاریخی و زبانی ترکها پیش و پس از امپراتوری عثمانی ، مطالعات تاریخی عثمانی به مرحلة جدیدی وارد شد. ترک تاریخی ( = تاریخ ترک ) ترجمة نجیب عاصم (متوفی ١٣١٤ش ) در بارة تاریخ ترکهای آسیای مرکزی است ، که اصل آن به زبان فرانسه بود و در تاریخ نگاری ملی گرای ترک جایگاه خاصی یافت (لویس ، ص ٢٢١ به بعد).

(٨٨)
منابع :
سامی ، تاریخ . شاکر، تاریخ . صبحی ، تاریخ ، استانبول ١١٩٨/١٧٨٣؛
(٨٩) عزّی ، تاریخ ، استانبول ١١٩٩/١٧٨٤؛


(٩٠) V. Aksan, An Ottoman statesman in war and peace: Ahmed Resmi Efendi, ١٧٠٠-١٧٨٣ , Leiden ١٩٩٥;
(٩١) I A , s.v. "Veka ¦yinدvis" (by Bekir Kدtدkog §lu);
(٩٢) I stanbul غniversitesi. Edebiyat Fakدltesi, Ahmed Cevdet Pa ía semineri ٢٧- ٢٨ May i s ١٩٨٥ , Istanbul ١٩٨٦;
(٩٣) E. Kuran, "Ottoman historiography of the Tanzimat period", in B. Lewis and P.M. Holt, eds., Historians of the Middle East , London ١٩٦٢;
(٩٤) B. Lewis, " History and national revival in Turkey ", Middle Eastern Affairs , IV /٦-٧ (١٩٥٣);
(٩٥) Lewis Victor Thomas, A study of Naima , ed. Norman Itzkowitz, NewYork ١٩٧٢;
(٩٦) M.H. Y ânan µ, Tanzimattan me írutiyete kadar bizde tarih µilik , in Tanzimat , I , Istanbul ١٩٤٠.

(٩٧) د) دورة معاصر. تأسیس «انجمن تاریخ عثمانی » در ١٣٢٧/ ١٩٠٩، برچیده شدن بساط ممیّزیِ دورة حکومت عبدالحمید، انتشار نخستین مجلة تاریخ ترکی ـ عثمانی ، تاریخ عثمانی انجمنی مجموعه سی ( = مجلة انجمن تاریخ عثمانی ) در هجده مجلد از ١٢٨٩ تا ١٣١٠ش ، رونق تازه ای به تاریخ نگاری ترکی معاصر بخشید. در جریان جنگ جهانی اول و در دهة ١٣٠٠ش / دهة ١٩٢٠ توجه به تاریخ پیش از عثمانی ترکها افزایش یافت و آتاتورک * نیز به عنوان عامل تقویت هویت ملی جدید برای ترکها، این توجه را ترویج کرد. وی تاریخ نویسان را به بررسی تاریخ پیش از عثمانی آناطولی تشویق کرد. در اواخر این دوره «انجمن تاریخ عثمانی » (از ١٣٠٢ ش / ١٩٢٣ به نام «انجمن تاریخ ترک ») به دلایل سیاسی برچیده شد و در ١٣١١ ش / ١٩٣٢ «ترک تاریخ کورومو» ( = نهاد تاریخ ترک ) با تأکید بر باستان شناسی آناطولی (رجوع کنید به مجله بَلَّتَن ، ١٩٣٧ـ ) و آناطولی در دورة سلجوقیان که از حمایت آتاتورک برخوردار بود، تأسیس شد. خلیل ادهم الدم (١٢٤٠ـ١٣١٧ش )، رئیس موزة باستان شناسی استانبول ، با انتشار مطالب بسیاری در بارة سکه ها و مهرها و نقوش معماری پیش از عثمانی ، سهم مهمی در روند تاریخ نگاری این دوره داشت . آرای محمد فؤاد کوپرولو / کوپْریلی (١٢٦٩ـ ١٣٤٥ ش / ١٨٩٠ـ ١٩٦٩)، مورخ برجسته ، در بارة ماهیت جامعة آناطولی در قرون وسطا مشوق و راهنمای جدیدی برای مورخان ترک در دورة جمهوری بود. او در > خاستگاه امپراتوری عثمانی < (پاریس ١٩٣٥؛
(٩٨) ترجمة ترکی ، آنکارا ١٩٥٤؛
(٩٩) ترجمة انگلیسی ، نیویورک ١٩٩٢) امیرنشینهای ترک آناطولی را عامل اصلی موفقیت عثمانی در اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی سده های هفتم و هشتم دانست و بدین طریق به مقابلة شدید با نظریة غرب پرداخت که قدرت عثمانیها را به طور عمده به دلیل تسلط آنان بر بالکان می دانستند.

(١٠٠) مورخانی که از موضوعات راجع به «عصر آتاتورک » الهام گرفته اند عبارت اند از: مُکرمین خلیل اینانچ (١٢٧٧ـ١٣٤٠ ش / ١٨٩٨ـ١٩٦١)، عثمان توران (١٢٩٣ـ١٣٥٦ش /١٩١٤ـ١٩٧٧)، ابراهیم قفس اوغلو (١٢٩٣ـ١٣٦٣ش / ١٩١٤ـ١٩٨٤) که در بارة سلجوقیان روم و دیگر ترکهای آناطولی به تحقیق پرداختند؛
(١٠١) و زکی ولیدی طوغان که آثاری در بارة تاریخ ترکهای آسیای مرکزی و روش تاریخی نوشته است . عبدالحق عدنان آدیوار (١٢٦١ـ ١٣٣٤ش / ١٨٨٢ـ١٩٥٥) کتاب > علم در میان ترکان عثمانی < را در بارة تاریخ تفکر عثمانی در ١٣١٩ش / ١٩٤٠ منتشر کرد. وی نخستین سر ویراستار چاپ ترکی اسلام آنسیکلوپدیسی بود.

(١٠٢) پس از درگذشت آتاتورک ، تأکید بر ملی گرایی ترکی و تاریخ آناطولی کاهش یافت و مورخان به موضوعات تاریخی دیگر پرداختند. اسماعیل حقی اوزون چارشیلی (١٢٦٧ـ١٣٥٦ش / ١٨٨٨ـ ١٩٧٧) در عثمانلی تاریخی ، به نهادهای اداری عثمانی (از نیمة دهة ١٣٢٠ش / ١٩٤٠ به بعد) پرداخت . با آزادتر شدن فضای سیاسی در دهة ١٣٤٠ش / ١٩٦٠، محققان توانستند با رویکردی انتقادی به نوشته های تاریخی بپردازند. استفادة بیشتر از بایگانیهای عثمانی و توجه روزافزون پژوهشگران غربی این امر را تقویت کرد. در دهة ١٣٧٠ش / ١٩٩٠ بررسی تاریخ «قرون تاریک » یازدهم و دوازدهم / هفدهم و هجدهم رایج شد. بیشتر نوشته های تاریخی ترکی معاصر در بارة موضوعات عثمانی ـ ترکی ـ اسلامی است .

(١٠٣) عمر لطفی بارکان (١٢٨١ـ ١٣٥٨ش / ١٢٦٠ـ١٣٣٧ش ) از پیشگامان مطالعات جدید در بارة تاریخ اجتماعی ـ اقتصادی عثمانی است . این نوع تاریخ نگاری بر تاریخ نگاریهای اخیر در ترکیه غلبه یافت و منجر به بررسی ماهیت «فئودالیسم » عثمانی شد. بارکان در بارة مجموعة قوانین ، قانون زمین ، نظام تیمار، نظام استعماری ، وقف و مانند آن به تحقیق پرداخت . وی کتابی دو جلدی در بارة احداث مسجد سلیمانیه نوشت که از ارزش خاصی برخوردار است و بین ١٣٥١ش /١٩٧٢ تا ١٣٥٨ش / ١٩٧٩ در آنکارا انتشار یافته است . از دیگر محققان بنام سدة چهاردهم / بیستم ، خلیل اینالجق (متولد ١٣٣٥/ ١٩١٦) است . وی در کلیة زمینه ها و دوره های تاریخ عثمانی ، بویژه در مسائل اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی امپراتوری عثمانی پیش از سدة چهاردهم / بیستم ، پژوهش کرده است . بیشتر آثار او به زبان انگلیسی منتشر شده و نفوذ و اعتبار ویژه ای دارد. اثر برجستة او به نام > امپراتوری عثمانی : عصر کلاسیک ، ١٣٠٠ـ ١٦٠٠ < در ١٣٥٢ش /١٩٧٣ در لندن چاپ شده است . اکثر آثار متأخر او در بخش اول کتابِ > تاریخ اقتصادی و اجتماعی امپراتوری عثمانی ، ١٣٠٠ـ١٩١٤ < جای دارد (چاپ خ . اینالجق و د. کواتارت ، کیمبریج ، ١٩٩٤، ص ١١ـ٤٠٩).

(١٠٤) مورخان برجسته ای که در بارة اوایل امپراتوری تحقیق کرده اند عبارت اند از: م . ج . شهاب الدین تکین داغ (١٢٩٧ـ ١٣٦٢ش / ١٩١٨ـ١٩٨٣)، م . طیّب گوک بیلگین (١٢٨٦ـ ١٣٦٠ش / ١٩٠٧ـ١٩٨١)، و چنگیز اورخونلو (١٣٠٦ـ ١٣٥٤ش / ١٩٢٧ـ١٩٧٥). محققان صاحب نامی که به بررسی رویدادهای سدة سیزدهم / نوزدهم پرداخته اند عبارت اند از: م . جاوید بایسون (١٢٧٨ـ١٣٤٦ش / ١٨٩٩ـ ١٩٦٨) و منیر آق تپه . بکر کوتوک اوغلو در زمینة تاریخ نگاری عثمانی و سماوی اییجه در تاریخ معماری متخصص بودند. شریف ماردین ، جامعه شناس و مورخ ترک ، تاریخ تفکر اواخر دورة عثمانی و اوایل جمهوری و کمال کارپات تاریخ سیاسی و اجتماعی پس از ١٢١٥ را نوشته اند.

/ ک . وودهد ، تلخیص از ( د. اسلام ) /

١٠) تاریخ نگاری در هند دورة اسلامی .

برخی بر این باورند که تاریخ همراه با مسلمانان به هند وارد شده است ( محققانی همچون آلن ، فلیت و اشپرنگر به تاریخ نگاری واقعی در هند باستان باور ندارند (آفتاب اصغر، ص ٢) ) ، ولی برخی از مورخان وجود کتیبه های پرسستیس متعلق به سدة چهارم میلادی و هرشچریتا تألیف بانا متعلق به قرن اول و راج ترنگنی تألیف کلهنه در قرن ششم را نشانه هایی از آثار تاریخی پیش از اسلام در هند معرفی می کنند. این آثار که عمدتاً به زبان سنسکریت اند،نفوذمشخص و محسوسی بر تاریخ نگاری هند در دورة اسلامی نداشته اند. ] به طور کلی می توان ادعا کرد که شروع تاریخ نگاری در شبه قارة هند متأثر از تاریخ نگاری ایرانی و به زبان فارسی بوده است ، زیرا زبان فارسی قرنها زبان فرهنگ و ادب در شبه قاره به شمار می رفت .

یکی از علل رواج زبان فارسی و تأثیر مستقیم آن بخصوص بر تاریخ نگاری در هند، مهاجرت برخی از محققان و ادیبان ایرانی به هند بود. این تأثیر تا حدی بود که برخی مورخان هندو نیز آثار خود را به فارسی می نوشتند. تاریخ نگاری در هند را می توان به دو دورة پیش از تیموریان و دورة تیموریان تقسیم کرد [ .

الف ) پیش از تیموریان . نخستین اثر به جا مانده از این دوران چچ نامه * است که علی بن حمید کوفی در حدود ٦١٣ آن را از متنی عربی ، بدون نام مؤلف و عنوان ، به فارسی ترجمه کرد؛
متن عربی باقی نیست . این اثر شامل دو بخش است : بخش نخست گزارشی از خاندانی برهمن در سند پیش از فتوحات اعراب است که تاریخ محلی محسوب می شود، بخش دوم و مفصّلتر کتاب ذکر فتوحات اعراب در ٩٢ـ٩٥ است و شامل مجموعه ای از روایتهایی همانند روایتهای تاریخ طبری است .

تاج المآثر * نوشتة پُرتکلف حسن نظامی ( نیشابوری ) نخستین تاریخِ فارسی هند است که رویدادهای سلطنت دو سلطان نخست دهلی را شرح می دهد. مهمترین اثر این دوره طبقات ناصری ابوعمرو جوزجانی * ، مشهور به منهاج سراج ، است که در ٦٥٧ تدوین شده است . این اثر در بارة تاریخ سلسله های اسلامی است و در بارة سلسلة غوریان ، نخستین سلاطین هند و جانشینان آنان و دورة استیلای مغول در این سرزمین مطالب باارزشی دارد.

مجموعه ای از آثار تاریخی امیرخسرو دهلوی (متوفی ٧٢٥) اطلاعاتی در بارة تاریخ این دوره به دست می دهد، از جمله قِران السعدین (تألیف در ٦٨٨) ( رویدادهای زمان غیاث الدین بَلبَن در هند ) ؛
مفتاح الفتوح (٦٩٠) ( جنگهای مهم سلطان جلال الدین خلجی ، مؤسس سلسلة خلجیان ) ؛
خزائن الفتوح (٧١١) ( یا تاریخ علائی ، در بارة پانزده سال نخست حکومت علاءالدین خلجی ) ؛
نُه سپهر (٧١٨) ( شرح رویدادهای سلطنت قطب الدین مبارک خلجی ) ؛
دِوَلْرانی خضرخان (٧١٥) ( وقایع سلطنت خضرخان و چگونگی قتل او ) و تُغلق نامه (٧٢٠) ( در بارة چگونگی روی کارآمدن تغلقیان ) . مؤلف در تدوین این آثار از اشعار پیچیده و واژه های مجازی و مغلق استفاده کرده است .

اثر مهم این دوره تاریخ فیروزشاهی ، نوشتة ضیاءالدین بَرنی * است . این کتاب در ٧٥٨ تألیف شده و در بارة تاریخ سلطان نشین دهلی (از به تخت نشستن بلبن در ٦٦٤ تا سالهای اولیة حکومت فیروزِ تُغلق ) است . از دیدگاه برنی ، ثبات سیاسی باید مبتنی بر احترام به مقام و جایگاه موروثی باشد. وی به دلیل توصیف استادانة شخصیت افراد و اوضاع و احوال پیچیدة سیاسی و اقتصادی و همچنین دوری جستن از هرگونه تکلف در تألیف ، یکی از بزرگترین استادان نثر پارسی هند محسوب می شود.

در مقایسه با تاریخ فیروزشاهی ، دو تاریخ دیگر در بارة سلاطین دهلی ، منظومة فتوح السلاطین (٧٥٠) تألیف عصامی * و تاریخ مبارکْ شاهی * (٨٣٨) یحیی سرهندی ، اعتبار کمتری دارند. شمس سراج عفیف ، تاریخی در بارة فیروزشاه (حک : ٧٥٢ـ٧٩٠) نوشته که به رغم نثر متکلف بر حقایق و رویدادهای واقعی متکی است .

در سدة نهم و اوایل سدة دهم ، تاریخهایی در بارة دودمانهای محلی تألیف شد، از جمله : تاریخ مظفرشاهی ، مجهول المؤلف (تألیف در ٨٨٩)، ضمیمة مآثر محمودشاهی (تألیف در ٩١٦) در بارة تاریخ گجرات و مآثر محمودشاهی شهاب حکیم (تألیف پیش از ٩٠٦). جای بسی شگفتی است که در دوران حکومت دو خاندان افغانیِ لودی (٨٥٤ـ٩٣٢) و سوری (٩٤٥ـ٩٦٢) تاریخی در بارة آنها نوشته نشده است . رِزق اللّه مُشتاقی (متوفی ٩٨٩) در کتابش ، واقعات مشتاقی که اثری حکایت گونه است ، به شرح رویدادهای سلسلة لودی پرداخته و عباس سروانی در تحفة اکبرشاهی (تألیف پس از ٩٨٧) به رخدادهای زمان سوریان اشاره کرده است ( در بارة ملاحظات کلی تاریخ نگاری و سبک نویسندگی در دورة پیش از تیموریان رجوع کنید به آفتاب اصغر، ص ١١ـ١٣ ) .

ب ) پس از تیموریان . پیروزی بابر در پانی پت * (٩٣٢) سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ نگاری هند بود. این دوره یکی از غنیترین دوره های تاریخ نگاری فارسی محسوب می شود. ( در این دوره برخی از مورخان ایرانی مانند زین الدین خوافی ، خواندمیر، میرزاحیدر که به دلایلی از ایران به هند مهاجرت کرده بودند، بنیانگذار تاریخ نگاری فارسی در دورة تیموریان هند به شمار می روند؛
افزون بر این گروه ، مورخان محلی در هند، که متأثر از شیوه فارسی نویسی تاریخ نگاری ایرانی بودند، تواریخی به این شیوه تدوین کردند. از این گروه می توان به ابوالفضل دکنی ، ملااحمد تتّوی ، ملاعبدالقادر بداؤنی و شیخ فیضی سرهندی اشاره کرد (آفتاب اصغر، ص ٢٦ـ٢٧) ) .

تاریخ نگاری دورة تیموریان با خاطرات مکتوب بابر (متوفی ٩٣٧) به زبان ترکی ( جغتایی ) آغاز شد. این نوشته ها گزارشی از هند و شرح صادقانة رویدادهای مهم حکومت چهارسالة بابر است . ] زین الدین خوافی ، خاطرات بابر را به فارسی ترجمه کرد و حوادثی را که شخصاً شاهد بود به آن افزود و آن را طبقات بابری نامید. در زمان همایون (٩٣٧ـ٩٤٧، ٩٦٢ـ٩٦٣) به دلیل نابسامانی سیاسی ، جز دو اثر تاریخی با ارزش ، اثر مهمی تألیف نشد. این دو اثر عبارت اند از: تاریخ رشیدی * تألیف میرزا حیدر کاشغری در ٩٥٣ و تاریخ همایونی تألیف ابراهیم بن جریر در ٩٥٨.

دورة اکبری (٩٦٣ـ١٠١٤) را می توان دورة شکوفایی تاریخ نگاری فارسی هند به شمار آورد. حمایت و تشویق اکبر از نویسندگان و برقراری ثبات سیاسی به رونق تاریخ نگاری انجامید.

تاریخ نگاری پیش از دورة اکبری تنوع چندانی نداشت و مشتمل بر سه شیوه بود: تاریخ عمومی ، تاریخ دودمانی و تاریخ منظوم . اما در دورة اکبری تاریخ نگاری محلی ، رسمی ، مذهبی ، خاطرات و تذکره ها نیز پدید آمد (آفتاب اصغر، ص ١٢٤). یکی از نخستین تواریخی که در این دوره نوشته شد، تاریخ اکبری بود که محمدعارف قندهاری آن را در ٩٨٧ تألیف کرد. نثر آن اگرچه گاه متملقانه است ، به دلیل شرح رویدادهای زمان شاهزادگی و ٢٥ سال نخست سلطنت اکبر و اطلاع از سرنوشت بیرم خان ، از تواریخ مفید محسوب می شود [ . مفصّلترین اثر تاریخی این دوره اکبرنامه * تألیف ابوالفضل دکنی است که تألیف آن در ١٠٠٤ به اتمام رسیده است . این اثر که متأثر از ظفرنامة یزدی است به شرح رویدادهای زمان بابر و همایون و اکبر می پردازد. ابوالفضل دکنی تاریخ را فقط واقعه نویسی نمی دانست ، ازینرو به تاریخش مطالبی در بارة اوضاع مالی و اداری و نظامی و جغرافیایی هند افزود و آن را آیین اکبری * نامید. ( نوآوری در نثر این کتاب که از تکلفات منشیانه عاری است تا آنجاست که برخی آن را «سبک ابوالفضل » نامیده اند ) . از آثار باارزش دیگر این زمان طبقات اکبری است که خواجه نظام الدین احمدِ ( هروی در ١٠٠٢ با نثری ساده و روان نوشت و نخستین تاریخ مدون سلاطین مسلمان هند است ) . قاسم هندوشاه مشهور به فرشته ، در گلشن ابراهیمی (تألیف ١٠١٥) از وی پیروی کرد و تاریخ هند را مفصّلتر نوشت . عبدالقادر بداؤنی * ، منتخب التواریخ ( یا تاریخ بداؤنی ) را در ١٠٠٤ به پایان رساند. ( این اثر نخستین تاریخ فارسی هند است که رویدادها را با دید انتقادی بررسی کرده است . از تواریخ عمومی این دوره می توان از تاریخِ الفی * (تألیف ح ١٠٠٠) یاد کرد که گروهی از مورخان از جمله عبدالقادر بداؤنی و ملااحمد تتوی ، به دستور اکبر، تألیف کردند. محمدشریف وقوعی نیشابوری نیز مجامع الاخبار را که تاریخی عمومی است در سال ١٠٠٠ به اتمام رساند. از تواریخ محلی این دوره می توان از تاریخ سند یا تاریخ معصومی تألیف میرمحمد معصوم بکَّری / بَهکَری در ١٠٠٩ و تاریخ کشمیر از شاه محمد شاه آبادی یاد کرد. این تاریخ ترجمة فارسیِ راج ترنگنی است (برای تواریخ متفرقة دورة اکبری رجوع کنید به آفتاب اصغر، ص ١٩٣ـ ١٩٨) ) .

] در دورة جهانگیری (١٠١٤ـ١٠٣٧) به دلیل حمایت و توجه جهانگیر از مورخان ، تاریخ نگاری پیشرفت بسیار کرد و مورخان این دوره نسبت به مورخان پیشین درک بهتر و منطقیتری از تاریخ داشتند و در انتخاب منابع دقت می کردند. از مهمترین کتابهای تاریخ این دوره جهانگیرنامه نوشتة جهانگیر است . وی در این کتاب ، خاطراتش را تا ١٠٣٤، و به نثری ساده و ادبی و صادقانه نوشته است . یکی از کتابهای تاریخ عمومی فارسی ، روضة الطاهرین یا تاریخ طاهری است که خواجه طاهر محمد سبزواری در ١٠١٥ آن را به نثری ساده و روان نوشته است . اقبالنامة جهانگیری ، تألیف مورخ رسمی دربار معتمدخان نیز از آثار تاریخی مشهور این دوره است که در ١٠٣١ به پایان رسیده و پس از اکبرنامه نخستین تاریخ رسمی امپراتوری هند است ؛
زیرا متمم اکبرنامه و نیز متمم جهانگیرنامه در شرح رویدادهای شش سال آخر سلطنت اوست .

یکی از ویژگیهای تاریخ نگاری دورة جهانگیر، نوشتن تک نگاری در بارة امیران مقتدر و مشهور زمان بود. از جملة این آثار تاریخ خانجهانی نوشتة نعمت اللّه هروی * است که در ١٠٢٤ نوشته شده است . وی وقایع نویس رسمی دربار و رئیس کتابخانة عبدالرحیم خانخانان بود و به همین سبب کتاب او دارای ارزش خاصی است . خواجه عبدالباقی نهاوندی نیز در ١٠٢٥ شرح حال عبدالرحیم خانخانان را تدوین کرد که با وجود تعریفها و تمجیدهای نامتعارف او از خانخانان از حقایق تاریخی دور نیست (رجوع کنید به باقی نهاوندی * ). در این دوره به تواریخ محلی نیز توجه می شد. از تواریخ محلی شایان ذکر، مرآة سکندری در بارة تاریخ گجرات ، بیگلرنامه (تاریخ سند) و تاریخ حیدرملک (تاریخ کشمیر) است ( ((ر.ک.ب))آفتاب اصغر، ص ٢١٣ـ٢٨٢) [ .

( در دورة شاه جهان (١٠٣٧ـ ١٠٦٨) به سبب برقراری امنیت و رفاه ، زمینه برای شکوفایی آثار علمی و تاریخی مهیا شد و دورة درخشانتری برای مورخان این عهد فراهم آمد ) . در این زمان بعضی مورخان به تألیف مجموعه ای از تاریخهای رسمی ، همت گماشتند ( هرچند تاریخهای غیررسمی و مستقل نیز تألیف می شد ) . محمدامین قزوینی بر اساس اسناد و مدارک رسمی ، پادشاه نامه را تألیف کرد که گزارش ده سال نخست حکومت شاه جهان است . به سبب تغییر تقویم خورشیدی به قمری ، و شاید به دلایل دیگر، شاه جهان از عبدالحمید لاهوری خواست تا تاریخ این ده سال را بار دیگر بنویسد. لاهوری نیز شرح مفصّلی از بیست سال (قمری ) حکومت شاه جهان تهیه کرد و نام آن را همان پادشاه نامه گذاشت . محمد وارث ، شاگرد لاهوری ، در ادامة این تاریخ ، تاریخ سومین دهه را تألیف کرد. ( برخی از آثار تاریخی مهم این دوره عبارت اند از: مآثر جهانگیری تألیف خواجه کامگار حسینی ، ملخص یا شاه جهان نامه تألیف محمدطاهر آشنا، مجالس السلاطین نوشتة محمدشریف دکنی ، منتخب التواریخ تألیف محمدیوسف اتکی ، تاریخ سلاطین افاغنه یا تاریخ شاهی تألیف احمد یادگار و ذخیرة الخوانین نوشتة شیخ فرید بکَّری / بَهکَری که تذکرة رجال سیاسی و نظامی دوره های اکبری و جهانگیری و شاه جهانی است . در این دوره تاریخهای منظوم و مذهبی و شرح حال نیز نوشته شد ( ((ر.ک.ب))آفتاب اصغر، ص ٣٥٨ـ٣٨٢) ) .

( در دورة اورنگ زیب عالمگیر ( ١٠٦٨ـ ١١١٨)، با اینکه وی به سبب جنگهای داخلی و علل دیگر چندان از مورخان حمایت نمی کرد، تاریخ نگاری فارسی همچنان پررونق بود ) . به درخواست او محمدکاظم تاریخ ده سال نخست سلطنت وی را به نام عالمگیرنامه تدوین کرد ( و پس از چندی ، به دستور اورنگ زیب از ادامة تألیف دست کشید و بدین ترتیب بساط تاریخ نگاری رسمی برچیده شد. ظاهراً دلیل این کار متدین بودن و امتناع اورنگ زیب از تظاهر و خودنمایی بود (آفتاب اصغر، ص ٤١١). ) در این زمان مورخان شروع به نوشتن تاریخهای غیررسمی کردند. مهمترین این آثار، نوشتة بدون عنوانِ ابوالفضل معموری است که تقریباً به طور کامل در منتخب اللُباب (١١٤٤) خوافی خان درج شده است . بهیم سین ، فرمانده هندو، از رویکرد انتقادی معموری پیروی کرد و نسخة دلگشا را نوشت (در ١١٢٠) که تلفیقی از تاریخ و خاطرات است . ساقی مستعدخان در ١١٢٢ مآثر عالمگیری را به شیوة تاریخهای رسمی اما مختصرتر از آنها تألیف کرد.

( در دوره اورنگ زیب ، کتابهای تاریخی دیگری نیز تألیف شد. صادق خان یزدی تاریخ شاه جهانی را پس از کناره گیری شاه جهان از سلطنت نوشت (ح ١٠٦٨) که نثری روان و ساده دارد. محمدصالح کَنْبو لاهوری ، عمل صالح یا شاه جهان نامه را در ١٠٧٠ تدوین کرد. این اثر یکی از مشهورترین و معتبرترین تاریخهای عهد شاه جهان است . میرمحمد معصوم در ١٠٧٠ تاریخ شاه شجاعی را نوشت که در بارة جنگهای داخلی میان پسران شاه جهان است . در ١٠٧٣ عاقل خان خوافی (اورنگ آبادی ) واقعات عالمگیری را به نثری ادبی و روان تألیف کرد. تاریخ آشام یا فتحیة عبریه ، تألیف شهاب الدین طالش در ١٠٧٣، در بارة اوضاع سیاسی و اجتماعی و جغرافیایی سرزمین بنگال در زمان اورنگ زیب و روابط آن با راجه نشینهای مجاور آن است و از این لحاظ ارزشمند است . مرآة العالم ، اثر خواجه بختاورخان ، تاریخ عمومی و یکی از معروفترین تاریخهای زمان اورنگ زیب است که دارای نثری روان و مطالبی سودمند در بارة شاهان محلی است . در زمان اورنگ زیب بسیاری از مورخان هندو کتابهای تاریخی به زبان فارسی نوشتند. از جملة آنان می توان از ایشور داس یاد کرد که فتوحات عالمگیری را حدود ١١٠١ تألیف کرد. رای بَنْدْرا بِن ، لب التواریخ را در ١١٠٦ نوشت که شامل خلاصه ای از تاریخ عمومی شبه قارة هند از زمان شهاب الدین محمد غوری تا دورة اورنگ زیب است . سبحان رای تبالوی در ١١٠٧ خلاصة التواریخ را نوشت که یکی از معروفترین کتابهای تاریخی مورخان هندوی عهد تیموریان هند است (آفتاب اصغر، ص ٤٢٢ـ٥١٤) ) .

تألیف آثار تاریخی به زبان فارسی در سدة دوازدهم بیشتر شد. در این زمان افزون بر تاریخ خوافی خان ، تاریخ شیواجی ِ مجهول المؤلف ، آرای مراتهه را در بارة شیواجی شرح می دهد.

از جالبترین آثار تاریخی این دوره سِیَرالمتأخرین تألیف غلامحسین خان طباطبایی است که در ١١٩٥ به پایان رسیده و در آن رویدادهای پس از ١١١٨ بتفصیل شرح داده شده و اطلاعات آن در بارة فتوحات و حکومت کمپانی هند شرقی انگلیس سودمند است .

تاریخ نگاری جدید در قرن سیزدهم آغاز شد. سیداحمدخان کتاب آثارالصنادید را در بارة بناهای دهلی در ١٢٦٣ به زبان اردو نوشت . ذکاءاللّه نخستین تاریخ هند به زبان اردو را تألیف کرد که در ١٣١٦ انتشار یافت . شاهنوازخان ، آزاد بلگرامی و عبدالحی بخش عمده ای از ذخیرة الخوانینِ بکَّری را همراه با مجموعه ای از مطالب تاریخی پراکنده و مکاتبات و گزارشها، در مآثرالامراء گردآوردند که شامل بیش از ٧٣٠ شرح حال است (و در ١١٩٤ به پایان رسیده است ). کیول رام در ١١٤٠ تذکرة الامراء را در همین زمینه اما بسیار مختصرتر نوشت .

شرح حال نویسی اولیای مذهبی با سِیَر الاولیاء تألیف میرخورْد (تألیف پیش از ٧٩٠) آغاز شد که اثری نسبتاً مفصّل و معتبر در شرح حال اولیای چِشتی هند از معین الدین چشتی (متوفی ٦٢٨) به بعد است . سیرالعارفین شیخ جمالی (متوفی ٩٤٢) در بارة چهارده تن از اولیای چشتی است که اعتبار کمتر اما شهرت بیشتری دارد. سنّت تألیف فرهنگهای شرح حالِ اولیا و بزرگان هند، صرف نظر از تعلقات عرفانی آنان ، با کتاب اخبارالاخیار (٩٩٩) نوشتة عبدالحق آغاز شد. غوثی شَطّاری با اثری مشابه اما جامعتر به نام گلزار ابرار شرح حال اولیای قرن هفتم را نوشت .

لباب الالباب سدیدالدین عوفی با شرح حال حدود سیصد شاعر، در دوران ناصرالدین قُباچه حکمران سند، و به سبک آثار هندی روزگار او تألیف شده است (٦١٨). نخستین اثر مهم در این زمینه نفائس المآثر علاءالدوله کامی است که تألیف آن در ٩٧٣ در دوران اکبر آغاز شد و در بارة حدود ٣٥٠ شاعر هم روزگار اکبر است . ازدیگر تذکره های شعرا می توان از مرآت الخیال شیرخان لودی (١١٠٢)، سفینة خوشگو (١١٤٧) تألیف بَنْدْرا بِن داس و سرو آزاد نوشتة آزاد بلگرامی (١١٦٦) و آتشکدة لطفعلی بیگ آذر (آغاز در ١١٧٤) یاد کرد. محمدحسین آزاد، آب حیات (١٢٩٦) را بر اساس فرهنگهای مذکور به زبان اردو تألیف کرد.

یکی از باارزشترین کتابهای شرح حال ، طبقات شاه جهانی (١٠٤٦) است که به زندگی و شرح حال حدود ٨٧١ تن از محققان و عرفا و متکلمان و شعرا می پردازد. میرزامحمد، تاریخ محمدی (١١٩٠) را که شرح حال افراد برجسته و سرشناس است به ترتیب تاریخ درگذشت آنان تألیف کرده است .

ج ) تاریخ نگاری هندی ـ اسلامی معاصر. دستاوردهای هندشناسان و شرق شناسان معاصر در بارة تاریخ نگاری در هند نشان می دهد که میان روند تاریخ نگاری در جنوب آسیا و تاریخ نگاری هندی ـ اسلامی تفاوت چندانی نمی توان قایل شد؛
با اینهمه ، می توان دو نوع گرایش در تاریخ نگاری تمیز داد: ملی گرایی هندی است که بر مشارکت مسلمانان در ایجاد فرهنگ ترکیبی هندی تأکید دارد، و جدایی طلبی که بر بررسی جامعة اسلامی به عنوان یک مقولة سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مستقل تأکید می ورزد. دیدگاه ملی گرایی نخستین بار در

محمود غزنین تألیف محمدحبیب (١٣٠٣ ش ) و در نفوذ اسلام در فرهنگ هند (١٣٠١ ش ) اثر تاراچند منعکس شد، اما آرای آنان در کتاب > مسلمانان هند < تألیف م . مُجیب (١٣٤٥ ش ) به کاملترین نحو مطرح شد. نوشته های اشتیاق حسین قُرَشی ، بویژه > جامعة مسلمانان شبه قارة هند و پاکستان (٦١٠ـ ١٩٤٧) < که در ١٣٤١ش /١٩٦٢ به چاپ رسیده ، آرای گروه مخالف را مطرح کرده است . این بحث به اشکال گوناگون در نوشته های تاریخی در هند و پاکستان و بنگلادش ادامه دارد و در این میان مکتب تاریخ نگاری علیگره دارای سهم ویژه و مهمی است .


منابع :
(١٠٥) ( آفتاب اصغر، تاریخ نویسی فارسی در هند و پاکستان ، لاهور ١٣٦٤ش ) ؛
کتابِ

H.M. Elliot and J. Dowson, History of India as told by its own historians , London ١٨٦٧-١٨٧٧

که مشتمل بر گزیده هایی از آثار تاریخی هند و اسلامی است ، هنوز هم اثری اصلی محسوب می شود. منابع فارسی در

Charles Ambrose Storey, Persian literature : a bio - bibliographical survey , London ١٩٢٧-, vol. ١, Pt. ٣-٤

(١٠٦) بررسی شده است .

سایر آثار مربوط عبارت اند از:

(١٠٧) P. Hardy, Historians of medieval India , London ١٩٦٠;
(١٠٨) Mohibbul Hasan, ed., Historians of medieval India , Meerut ١٩٨٣;
(١٠٩) Harbans Mukhia, Historians and historiography during the reign of Akbar , New Delhi ١٩٧٦.

نیز رجوع کنید به

(١١٠) M. Athar Ali, " The use of sources in Mughal historiography ", JRAS , ٣rd series, v/٣ (١٩٩٥) ٣٦١-٣٧٣.

(١١١) / اطهرعلی ، تلخیص از ( د. اسلام ) ؛
با اضافاتی از ( د. ج . اسلام ) /

١١) تاریخ نگاری اندونزی و مالزی . در میان زبانهای محلی متعدد، آثار ادبی مهم اندونزی و مالزی به زبانهای جاوه ای و مالایایی است . با اینکه جاوه ای قدیمتر و آراسته تر است ، مالایایی زبان عمدة تألیفات اسلامی و منشأ زبانهای ملی جدید اندونزی و مالزی شده است .

تاریخ نگاری در جاوه در دورة پیش از ورود اسلام (قرن دوم تا نهم ) بازتاب فرهنگ هندی دربارهاست ، به این معنا که تاریخ را به صورت توالی ادواری چهار دورة انحطاط اخلاقی در نظر می گیرد و شاهان را برطبق آن ارزیابی می کند. توالی سلسله های سلطنتی مهمترین موضوع است ، مثلاً در کتاب پاراراتن (کتاب شاهان ، تألیف در قرن نهم )، حکایتی از حاکمان جاوة شرقی برحسب مبدأ تاریخ سکایی هندی تعیین شده است . ظهور مراکز تجاری اسلامی مانند دماک در ساحل شمالی جاوه در قرن دهم ، علاقه به تاریخ نگاری را برانگیخت . تغییرات زیاد در نظام اجتماعی ، ورود اسلام و از بین رفتن مالکیتِ ارضیِ قدمتدار ماجاپاهیت (امپراتوری هند و جاوه ) به تبیین تاریخی نیاز داشت . با ورود اسلام گنجینة تاریخی جدیدی نیز وارد شد: داستانهایی از پیامبران با نام سیرت انبیا ، مجموعة امیرحمزه (مناک ، شبیه افسانه های حماسی ـ عاشقانة قدیمتر در مجموعة پنجی که خود به یک نوع مستقل ادبی و نمایشی تبدیل شد)، روایتهای عامیانه در بارة حضرت یوسف ، و شرح زندگی پیامبراکرم که در مولودیها خوانده می شد. افسانه های راجع به اسکندر، که برای توجیه مشروعیت سیاسی رواج بسیار داشت ، در جاوه به داستانهای مبارزات اسکندر با هلندیها تبدیل شد.

این ساختار تاریخی تازه ، در قرن یازدهم با نوع جدیدی از تاریخ جهانی ، معروف به «سیرت کَنْضه » (حکایات )، مواجه شد. در این مرحله سنّتهای اسلامی با عناصر اسطوره ای هندی و بومی درآمیخت و مجموعاً اساس تواریخ دودمانی جاوه گردید. داستانهای کرامات حکمرانان پیشین ــ که نامشان در پاراراتن آمده است ــ در این زمان در بارة اولیای نُه گانه (ولی سنگا) گفته می شد که مؤسس اسلام در جاوه شمرده می شدند و برخی ، حکمران امیرنشینهای شمال جاوه بودند. زندگی و تبار آنان موضوع اصلی این تاریخهای جدید شد؛
ازینرو، این نوشته ها هرچند عناصر جدید را در خود جای دادند، تقریباً بتمامی ، همچنان کانون توجهشان جاوه بود. اوج این نوع تاریخ نگاری ، ببد تنه جاوی (به معنای «سرزمین جاوه »)، مجموعه متونی در تجلیل از سلسلة ماتارام ، است که در دورة سلطان اگونگ در اوایل قرن یازدهم ، بیشترِ جاوه را متحد ساختند. در این متون ، حضرت آدم ، نخستین حاکم جاوه قلمداد می شود، اما پس از گذشت چهار نسل ، اخلاف او به عده ای از قهرمانان فرهنگی جاوه ای تبدیل می شوند که با خدایان هندو درهم می آمیزند. نفوذ عمیق اسلام در جاوه ، که بخش جدایی ناپذیر این تاریخ نگاری است ، در تقویم جاوه ای نمایان می شود که پس از ١٠٤٣، ماههای اسلامی و سال قمری را اتخاذ کرد، اما در شمارش سالها و بیان تاریخها در گاه شماریها، مبدأ تاریخ سکایی مقتبس از هندی حفظ شد.

از سایر تاریخ نگاریهای محلی می توان از تاریخ نگاریهای بالیها و سونداییها یاد کرد که متعلق به دورة پیش از اسلام اند و بعدها بترتیب در زمرة آثار جاوه ای قرار گرفتند. سنّت مستقل و مهمی در میان اهالی بوگیس و ماکاسار در سولاوسی (سلب ) جنوبی شکل گرفت که بر اساس ثبت دقیق رویدادهای تاریخی با به کارگیری تقویم مسیحی و اسلامی بود، اما استفاده از تقویم مسیحی رواج بیشتری داشت . تمامی این آثار به خطوط ماقبل اسلامی نوشته شده اند.

تاریخ نگاری مالایایی در مقایسه با تاریخ نگاری جاوه ای به طور مشخصی صورت و محتوای اسلامی دارد. هیچیک از آثار تاریخی و در واقع هیچیک از انواع آثار ادبی مالایایی ، پیش از پذیرش اسلام وجود نداشته است ؛
بنابراین ، مالایایی ابزار اصلی راه یافتن تمدن اسلامی به مجمع الجزایر شد و زبان ادبی و فکری جوامع اسلامی گردید و ازینرو، مجموعه ای از تاریخهای محلی یافت می شود که با خصوصیات بسیارمتنوع ، تمامی قلمرو ساحلی مجمع الجزایر ــ از آچه تا ترناته ، شامل ساحل جاوة شمالی ــ را دربر می گیرند. پیش از قرن سیزدهم / نوزدهم ، کلیة این تاریخها به خط عربی بود و در آنها تقویم اسلامی به کار می رفت . رایجترین این تاریخهای محلی ، تاریخ سلطان نشین قدرتمند مالاکا بود که سلالة السلاطین یا سجره ملایو (شجره نامة مالایا) نام داشت . این کتاب که در حدود ١٠٢١ تألیف شده ، شجره نامة مالایایی و حکایات تاریخی را در قالبی اسلامی گذارده و افسانة ایرانی ـ هندی اسکندر را با آن درآمیخته است . سجره ملایو ، مانند ببد تنه جاوی ، منشأ تألیف تواریخ محلی دیگری گردید که به توصیف تاریخ نیاکان خاندان سلطنتی می پرداختند. سایر تاریخهای محلی شایان ذکر عبارت اند از حکایت اسکندر موده که احتمالاً تقلیدی از شاهنامة فردوسی است و حکایت مرونگ مهاونگسه که افسانة اسکندر را با رامایانا ترکیب کرده است . این تاریخهای محلی گرچه به هیچ وجه در زمرة آثار تحلیلی یا ملتزم به طرفداری از ارزشهای معنوی قرار نمی گیرند، نوعاً مشتمل بر گزارشی از پذیرش اسلام در این مناطق اند و بسی بیشتر از تاریخهای جاوه ای ، اسلام را به عنوان اساس رشد حکومت و جامعه می پذیرند.

افزون بر این تاریخهای دودمانی سنّتی ، تاریخ نگاری بر اساس تحلیل شخصی نیز به چشم می خورد. قدیمترین نمونه از این تواریخ ، بستان السلاطین نورالدین رانیری است که در ١٠٤٨ـ١٠٥٣ در هفت مجلد در آچه نوشته شده و فصلهایی در بارة مالاکا و آچه در چارچوب کلی تاریخ تمدن اسلامی دارد. هرچند، چون بخشهایی از مجلدات منسجم کتاب رانیری به نسخه های خطیِ جدا از هم تبدیل شد، تأثیر این تلفیق از بین رفت . خواجه علی حاجی با نوشتن تاریخهای ریائو پیشرفت عمده ای در روش تاریخ نگاری ایجاد کرد. تاریخ تلفیقی او با عنوان سلاسله ملایو دان بوگیس (سلسله های مالایا و بوگیس ؛
١٢٨٢/ ١٨٦٥)، روش جدیدی در نقد منابع عرضه می کند که در آن اصول توثیق احادیث برای داوری در بارة گزارشهای تاریخیِ متعارض به کار گرفته شده است .

کتاب سجره امت اسلام (تاریخ امت اسلام ) تألیف حمکا (حاجی عبدالملک کریم امراللّه )، فرزند یکی از علمای سرشناس مسلمان ، توانست جانشین تاریخ عمومی رانیری شود. این اثر در ١٣٤٠ش / ١٩٦١ در چهار مجلد منتشر شد و بارها در اندونزی و مالزی به چاپ رسید. تاریخ اسلام حمکا با زندگی پیامبر اکرم آغاز می شود و با شرح مقاومت شاهان مسلمان اندونزی در برابر هجوم اروپاییان در قرن یازدهم / هفدهم پایان می پذیرد. این اثر آشکارا به منابع غربی حرمت می نهد، اظهارات اروپاییان را در بارة عظمت پیامبر اکرم ذکر می کند، در بارة اسلام در اندونزی به پژوهشهای دورة استعمار بسیار استناد می کند و برای بررسی اطلاعات اساطیر و افسانه ها روشهای استقرایی آنها را به کار می گیرد. تاریخ حمکا، واکنشی به تاریخهای ملی گرایانة جاوه محور، مانند نوشته های محمد یمین ، بود که از روزگار باستانِ پیش از اسلام اندونزی تجلیل می کرد.

در ١٣٥٣ش / ١٩٧٤ دولتِ تقریباً غیردینی اندونزی ، تاریخ ملی رسمی و فراگیر اندونزی به نام سجره ناسیونال اندونزی را منتشر کرد. در این اثر هفت جلدی هرچند کمابیش اذعان می شود که اسلام آوردن بیشتر اهالی اندونزی گامی به سمت پیشرفت اجتماعی و فرهنگی این قوم بوده است ، نقش اسلام به عنوان نیروی سیاسی متحدکننده کم اهمیت جلوه داده می شود و پذیرش اسلام فقط مقدمه ای برای تعیین هویت ملی اندونزی ، یعنی مقاومت قهرمانانه در برابر حکومت استعماری ، تلقی می گردد.


منابع :


(١١٢) Ann Kumar and J. McGlynn, ed., Illuminations: the writing traditions of Indonesia , New York ١٩٦٦;
(١١٣) Th. Pigeaud, Literature of Java . The Hague ١٩٦٧;
(١١٤) Soedjatmoko, ed, An introduction to Indonesian historiography , Ithaca ١٩٦٥.

/ ای . پرود فوت ، با اندکی تلخیص از ( د.اسلام ) /