دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٨٢٦
پنجاه وسه نفر ، گروهی سیاسی با گرایشهای مارکسیستی به رهبری دکتر تقی ارانی ؛ نیز معروف به گروه ارانی . نام این گروه از شمار اعضای آن گرفته شده است ، هر چند که پس از گذشت سالها هنوز هم شمار دقیق آنها مسجل نیست عدة دیگری که با سران این گروه پیوستگیهایی داشته اند، یا به دام پلیس نیفتادند یا از این دام جستند. به گفتة یکی از اعضای گروه ، در دو ماه اول ١٣١٦ ش حدود ٣٠٠ تن مورد سوءظنّ، تعقیب و بازجویی مأموران شهربانی رضاشاهی قرار گرفتند و عدة زیادی با اعمال نفوذ و رشوه و اقدامات دیگر آزاد شدند (گرگانی ، ص ١٢٢). در سطر اول ادّعانامة دادستان علیه این گروه ، عبارت «عده ای بالغ بر ٥٣ نفر» ذکر شده و چند سطر بعد، عبارت «فرقة مزبور» به کار رفته است ( رجوع کنید به پروندة پنجاه وسه نفر ، ص ٤٨٣). در همان ادّعانامه و در رأی دادگاه عالی جنایی در پایان محاکمة گروه ، بتناوب به این گروه «فرقه »، «فرقة اشتراکی » و «تشکیلات » اطلاق شده و رأی دادگاه هم سرانجام فقط در حق ٤٧ تن صادر شده است . دکتر ارانی در آخرین دفاع خود در دادگاه ، عبارت «دستة پنجاه وچندنفری » را به کار برده است (همان ، ص ٥١٥). اعضای صاحب قلم این گروه با نامهای مختلف از گروه خود یاد کرده اند؛ انور خامه ای : «حزب » (ص ٨٣)؛ احسان طبری : «سازمان مخفی حزب کمونیست » ( کژراهه ، ص ٢٠) و «سازمان نوین حزب کمونیست » (کامبخش ، پیش سخن طبری ، ص ٨)؛ بزرگ علوی : بتناوب «دسته » و «گروه » (١٣٧٧ ش ، جاهای متعدد)؛ و عبدالصمد کامبخش : «سازمان نوین » (ص ٣٧).
در ١٣١٠ ش قانونی دایر بر ممنوعیّت عضویّت در سازمانهای دارای مرام اشتراکی (= مارکسیستی / کمونیستی ) به تصویب رسید. در ١٣١٦ ش دایرة آگاهی شهربانی وقت به فعالیت چندتن ظنین شد، آنان را تحت مراقبت قرار داد، سپس دستگیر کرد و از طریق بازجوییهایی که با همه گونه ارعاب ، فشار و شکنجه های جسمی و روحی همراه بود (برای تفصیل رجوع کنید به علوی ، ١٣٥٧ ش ، جاهای متعدد)، این اتهامات را برای جمعی از آنان مطرح کرد: تشکیل فرقة غیرقانونی ، ترویج مرام اشتراکی و فلسفة مادیگری از طریق انتشار مجلة دنیا ، اعزام غیرقانونی افراد به اتّحاد شوروی برای کسب دستور، مداخله در اعتصابهای کارگری و دانشجویی ، توزیع بیانیّه و گرفتن کمک مالی از کمینترن یا بین الملل سوم ( پروندة پنجاه وسه نفر ، ص ٤٨٣ـ٤٨٥؛ برای آگاهی از نام و مشخصات دستگیرشدگان رجوع کنید به آبراهامیان ، ص ١٩٦ـ ١٩٧؛ برای آگاهی تفصیلی تر دربارة آنان رجوع کنید به پروندة پنجاه وسه نفر ، ص ١٣١ـ ١٣٢، ٤٨٥ـ٥١٤).
پروندة بازجوییهای پنجاه وسه نفر فعلاً در دست نیست و شایع است که با مداخلة ایادی حزب توده * و بنا به ملاحظات حزبی از بایگانی دادگستری ربوده و معدوم شده است (همان ، مقدمة فرزانه ، ص ٧). در بازجویی شهربانی از رهبران اصلی و سران این گروه (تقی ارانی ، عبدالصمد کامبخش ، محمد بهرامی ، بزرگ علوی ، ایرج اسکندری ، مرتضی یزدی و عده ای دیگر) که متن سؤال و جوابها در کتاب پروندة پنجاه وسه نفر ( رجوع کنید به منابع مقاله ) ضبط است ، همگی به مجموع یا بخشی از اتهامات اعتراف کرده اند، اما در محضر دادگاه جملگی همة اعترافات خود را که در بازجوییهای اولیه انجام شده بود و هرگونه فعالیّت و عضویّت در فرقة کمونیستی را بکلّی انکار کرده اند (همان ، مقدمة فرزانه ، ص ٢٩). آخرین دفاع دکتر ارانی در دادگاه ، متن نسبتاً بلندی است با بیانی صریح ، بدون ابهام و شجاعانه در دفاع از اصول آزادی و حقوق مردم محروم ، محکومیت فساد حکومت و اعمال غیرقانونی مأموران شهربانی رضاشاه ، از جمله شکنجه ، تهمت ، افترا، جعل اکاذیب ، پرونده سازی و، در ضمن ، انکار ارتکاب هرگونه جرم و عمل خلاف قانون خود و درخواست برائت برای خود و همة اعضای گروه (برای متن کامل آخرین دفاع رجوع کنید به همان ، ص ٥١٥ ـ٥٤٠). البته لحن و تعابیر کاملاً مارکسیستی دکتر ارانی در آخرین دفاعیات او صریح و آشکار است .
مأموران اعضای گروه را ظرف مدتی بسیار کوتاه ، بدون هیچ گونه مقاومتی از جانب آنان ، دستگیر کردند و پس از هشت ماه بازجویی پرونده های آنان را همراه با گزارش مفصّلی در دی ١٣١٦ به دادگستری فرستادند. به رغم پرونده سازی و بزرگنمایی شهربانی ، و با اینکه برای مسؤولان حکومت مسلّم بود که بازماندگانی از تشکیلات کمونیستی قبلی در این گروه بوده اند و مجلة دنیا نیز در پس ظاهر علمی و غیرسیاسی اش ناشر افکار گروه و مروّج جهان بینی مادّیگرایانه و اندیشه های مارکسیستی بوده است ، همچنین روابطی که میان برخی از سران و کمینترن وجود داشته است ؛
مسؤولان دولت ، ظاهراً بنا به مصالح سیاسی و بین المللی ، نخواستند تشکیلات پنجاه وسه نفر را با اتّهاماتی چون جاسوسی یا وابستگی به نیروهای خارجی در دادگاه نظامی محاکمه کنند. علی اصغر حکمت ، وزیر معارف وقت ، می گوید که پروندة پنجاه وسه نفر را برای اطلاع از ماوقع به وی سپرده اند و او سرپاس مختاری ، رئیس شهربانی ، را از تندروی جدّاً برحذر داشته است . او به جلسة هیئت وزیران در حضور رضاشاه و «تأسف و تألّم » شاه از دستگیری این عده اشاره می کند و از زبان وی این عبارت را نقل می کند: «همین قدر تنبیه آنها کفایت است . البته باید آنها را اندک گوشمالی داد، بعدهم آنها را آزاد کرد بلکه مصدر خدمت شوند» ( سی خاطره ، به نقل مکّی ، ج ٦، ص ٣٧٢ـ ٣٧٥، ٣٨٣).
محاکمة گروه با شرکت وکیلان مدافع و حضور بظاهر آزادانة مردم و تحت مراقبتهای امنیتی از ١١ تا ٢٢ آبان ١٣١٧ در بنایی قدیمی ، جنب سردر الماسیّه ، محل کنونی وزارت دارایی ، تشکیل شد. حسینقلی خان وحید، ابوالفضل رجاء و محمود دره قضات ، و فرهت دادستان دادگاه بودند. ادّعانامة دادستان را احمدی بختیاری ، دادیار، قرائت کرد. عده ای مأمور مسلّح در جلسات دادگاه بین تماشاگرانی که ظاهراً بیشتر مأمور بودند، حضور داشتند (گرگانی ، ص ١٢٤ـ ١٢٥؛
خامه ای ، ص ١٤٢ـ ١٤٩؛
برای جزئیات رجوع کنید به علوی ، ١٣٥٧ ش ، قسمت مربوط به دادگاه ). متهمّان در جلسات دادگاه به جرایم و نحوة بازجوییها اعتراض کردند و دفاعیّاتی را که شخصاً یا به کمک وکیلانشان آماده ساخته بودند ایراد کردند. از مجموع آنان ، سی ونه تن سابقة سیاسی نداشتند و نه تن در جنبش جنگل و فعالیتهای کمونیستی قبلی شرکت داشتند. ده نفر، از جمله دکتر ارانی ، به ده سال زندان ، هشت نفر به شش تا هشت سال ، هفده نفر به پنج سال ، ده نفر به دو تا چهارسال زندان محکوم و سه تن دیگر تبرئه اما از تهران تبعید شدند (آبراهامیان ، ص ١٩٤ـ١٩٧). رأی دادگاه در ٢٤ آبان ١٣١٧ خوانده شد و حدود یک سال بعد دکتر ارانی به طرز مشکوکی در زندان درگذشت ( رجوع کنید به ارانی ، تقی ). بقیة محکومان در اوضاع آشفتة ناشی از حملة متفقین و اشغال کشور در شهریور ١٣٢٠، پس از استعفا و کناره گیری رضاشاه از سلطنت و به موجب فرمان عفو عمومی که روز ٢٨ شهریور ١٣٢٠ رسماً ابلاغ گردید، از زندان آزاد شدند ( رجوع کنید به اطلاّعات ، ش ٤٦٥١، ص ١، ش ٤٦٥٤، ص ١).
چند روز بعد، نخستین جلسه برای تأسیس حزب تودة ایران در منزل سلیمان میرزا اسکندری برگزار شد و شماری از گروه پنجاه وسه نفر در این جلسه شرکت کردند (اسکندری ، ص ٣٢٠ به بعد؛
خامه ای ، ص ٢٥١ و بعد). از محکوم شدگان هفده نفر از فعالیتهای سیاسی بکلّی کناره گرفتند، بیست وهشت تن به حزب توده پیوستند و به سلک سازماندهان و فعّالان آن حزب درآمدند که دوتن از آنها، رضا رادمنش و ایرج اسکندری ، بعدها به دبیرکلّی حزب رسیدند (آبراهامیان ، ص ١٩٦ـ١٩٧). به رغم اینکه اکثریت گروه پنجاه وسه نفر به حزب توده پیوستند و حتی انعقاد نطفة این حزب را در زندان ، در میان برخی اعضای پنجاه وسه نفر و به گونه ای در تداوم تشکیلات کمونیستی قبلی می دانند (از جمله رجوع کنید به کولائی ، ص ٨٤)، پیوسته انگاشتن همة این جریانها به عنوان تداومی فکری ـ تشکیلاتی ، محل بحث است . بویژه آن دسته از سازمانهای سیاسی چپگرا که خواسته اند سابقة فعالیّت سیاسی خود را مستمر و منسجم تصویر کنند، نظیر حزب توده ، سازمان انقلابی (بعدها: حزب رنجبران ) و گروههای سیاسی همانند آنان ، برعنصر استمرار و تداوم ، گاه تا سرحدّ تحریف رویدادهای تاریخی یا تعبیر کردن آنها به زعم خود، بیش از حدّ تأکید کرده اند. گروه پنجاه وسه نفر نه اساسنامه و مرامنامه داشت و نه ارتباط منظّم و تعریف شدة تشکیلاتی ؛
حتی میان اعضای آن سنخیّت و همفکری کامل نبود. حسین فرزانه ( نام مستعار ) اعضای گروه را به سه دسته تقسیم می کند: ١) مطلقاً از همه جا بی خبر و فاقد ارتباط تشکیلاتی ؛
٢) دارای سنخیّت فکری ، اما فاقد ارتباط تشکیلاتی ؛
٣) کاملاً آگاه به تشکیلات ( پروندة پنجاه وسه نفر ، مقدمه ،ص ٦٠ـ٦١). این گروه نامنسجم ، یا به قولی «محفل بی انسجام و درهم » (بیات ، ص ٢٠٣) پیش از آنکه بتواند هیئت فکری مشخصی به خود بگیرد و جنبش چپگرایی را در فضای اختناق و پلیسی عصر رضاشاه احیا یا ایجاد کند، در دام پلیس سیاسی گرفتار و سرکوب شد. تأکیدهای مبالغه آمیز بر فعالیت گروه از هرسو، چه گزارش پلیس و ادّعانامة دادستان چه تعبیر و تفسیرهای برخی از خود اعضا طی سالهای بعد، به ابهامات راجع به ماهیّت و دامنة فعالیت آن دامن زده است (برای بحث پیرامون هماهنگی این گروه با جنبشهای چپگرای تحت نظارت کمینترن رجوع کنید به کامبخش ؛
دربارة نقش خود کامبخش در ماجرا رجوع کنید به خامه ای ؛
طبری ؛
پروندة پنجاه وسه نفر ؛
کیانوری ، ١٣٧٢ ش ؛
ملکی ، جاهای متعدد؛
برای توصیفهای داستان گونه و عاطفی ـ احساسی رجوع کنید به علوی ، ١٣٥٧ ش ؛
راجع به تأکید بیش از حدّ معمول بر تأثیر این گروه بر جریانهای فکری معاصر رجوع کنید به خامه ای ؛
«افسانه و اساطیر»ی که عده ای از این ماجرا ساخته اند رجوع کنید به آل احمد). در ضمن ، از بررسی آثار سران حزب توده و انتشارات این حزب ، نظر رسمی و واحد و همگنی دربارة پنجاه وسه نفر به دست نمی آید. ماجرای پنجاه وسه نفر بر ادبیات چپگرای پس از شهریور ١٣٢٠ ایران ، بویژه بر برخی از آثار بزرگ علوی و اشعار شاعران نوپرداز چپگرا، و به طور کلّی بر اندیشه و جنبش چپ در ایران ، تأثیر گذاشته است .
منابع :
(١) یروانـد آبراهامیـان ، ایـران بیـن دو انقـلاب : درآمدی بـر جامعه شناسی سیاسی ایران معاصر ، ترجمة احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتّاحی ولی لایی ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٢) ع . آگاهی ( نام مستعار ) ، «دکتر تقی ارانی چهره ای تابان در تاریخ جنبش کارگری و کمونیستی ایران »، دنیا ، دورة ٤، سال ١، ش ٥ (دی ١٣٥٨)، ص ١٥٠ـ١٥٦؛
(٣) جلال آل احمد، در خدمت و خیانت روشنفکران ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٤) ایرج اسکندری ، خاطرات سیاسی ، چاپ علی دهباشی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٥) اطلاعات ، سال ١٦، ش ٤٦٥١، ٢٥ شهریور ١٣٢٠، ش ٤٦٥٤، ٢٨ شهریور ١٣٢٠؛
(٦) کاوه بیات ، « ( معرفی کتاب ) پرونده پنجاه وسه نفر »، گفتگو ، ش ٤ (تابستان ١٣٧٣)؛
(٧) پروندة پنجاه وسه نفر ، چاپ حسین فرزانه ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٨) انور خامه ای ، خاطرات سیاسی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٩) دنیا ، دورة ٤، سال ١ (مرداد ١٣٥٨ـ اسفند ١٣٥٨)؛
(١٠) احسان طبری ، کژراهه : خاطراتی از تاریخ حزب توده ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(١١) بزرگ علوی ، پنجاه وسه نفر ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٢) همو، خاطرات بزرگ علوی ، چاپ حمید احمدی ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١٣) عبدالصمد کامبخش ، شمه ای دربارة تاریخ جنبش کارگری ایران : سوسیال دمکراسی انقلابی ، حزب کمونیست ایران ، حزب تودة ایران ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(١٤) الهه کولائی ، استالینیسم و حزب تودة ایران ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٥) نورالدین کیانوری ، خاطرات نورالدین کیانوری ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(١٦) همو، گفتگو با تاریخ ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٧) فضل الله گرگانی ، «آن روی سکه : به مناسبت سالگرد شهادت دکتر تقی ارانی » دنیا ، دورة ٤، سال ١، ش ٦ (اسفند ١٣٥٨)؛
(١٨) حبیب لاجوردی ، اتحادیه های کارگری و خودکامگی در ایران ، ترجمة ضیاء صدقی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٩) افشین متین ، کنفدراسیون : تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ٥٧ ـ١٣٣٢، ترجمة ارسطو آذری ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٢٠) حسین مکّی ، تاریخ بیست سالة ایران ، ج ٦، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢١) خلیل ملکی ، خاطرات سیاسی خلیل ملکی ، با مقدمة محمدعلی کاتوزیان ، تهران ١٣٦٨ ش .
/ عبدالحسین آذرنگ /