دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٦٨
جلالزاده مصطفی چلبی ، دولتمرد و مورخ عثمانی در قرن دهم، معروف به قوجه نِشانْجی [ = طغرایی كبیر ]. وی در حدود ٨٩٦ در قصبه طوسیه قَسطَمونی تركیه بهدنیا آمد. بزرگترین پسر از سه پسر عالم و صاحب قلم قاضی جلال طوسیهلی (متوفی ٩٣٥) بود. در زادگاه خود و نیز در استانبول تحصیل كرد و در ٩٢٢ كاتبِ دیوان همایون (مجلس عالی مشورتی) شد ( د.ا.ترك ، ج٣، ص٦١؛ د.ا.د.ترك ، ذیل مادّه؛ نیز رجوع کنید به جلالزاده، ستون٨ب، مقدمه كاپرت ، ص٤). او، به سبب حسن كتابت و ابراز لیاقت، محلّ توجه و اعتماد سلطان سلیم اول (حك: ٩١٨ـ٩٢٦) قرار گرفت و عهدهدار نگارش بعضی از فرمانها و بروات محرمانه سلطان شد (اوزون چارشیلی ، ج٢، ص٦٧١). وظیفه تذكرهنویسی پیری محمدپاشا*، صدراعظم، را نیز شش سال برعهده داشت ( د.ا.د.ترك ، همانجا). ابراهیمپاشا هم كه در ٩٢٩ جانشین پیریمحمدپاشا شد، به توصیه سلطان سلیمان قانونی (حك: ٩٢٦ـ٩٧٤)، جلالزاده را در مقام خود ابقا كرد و جلالزاده، به سبب كمكهایش در امور دیوانی به صدراعظم كمتجربه، بیش از پیش موردتوجه قرار گرفت (همانجا)، چنانكه در ٩٣١، كه ابراهیمپاشا برای آرام كردن شورشی در مصر، به آنجا رفت، وی را نیز بهعنوان كاتبالسّرّ همراه خود برد (یوجل و سویم ، ج٢، ص٢٦٥). جلالزاده در رتق و فتق امور، بهویژه تدوین قانوننامه مصر، چنان خدماتی كرد كه بلافاصله پس از بازگشت از مصر، به مقام رئیسالكُتّابی ارتقا یافت (همانجا؛ بروسهلی، ج٣، ص٣٧؛ عطائی، ص١١٣؛ د.ا.ترك ، همانجا) و ده سال در این مقام بود (اوزون چارشیلی، ج٢، ص٦٧٢). در لشكركشی سلطانسلیمان به ایران ــكه بهمناسبت تصرف عراق عجم و عراق عرب به «سفر عراقین» معروف شد (رجوع کنید به مطراقچی، ص٣٨ـ٥٢)ــ سه روز پس از فتح بغداد در آخر جمادیالاولی ٩٤١، با درگذشت سیدیبیگ نشانجی، جلالزاده به مقام نشانجیگری ارتقا یافت (عطائی، همانجا؛ عالی، ص٢٧٨؛ فریدونبیگ، ج١، ص٥٩٢؛ هامرـ پورگشتال، ج٣، ص١٤٩) كه از مقامهای عالی و حساس دربار عثمانی و مانند كار مستشاران حقوقی و معتمدان دولت بود (پچوی ، ج١، ص٣٠).
در همان ایامی كه سلطان سلیمان در بغداد حضور داشت، فضولی بغدادی (متوفی ٩٦٣) «قصیده قلمیه در مدح مصطفی چلبی» را سرود و به جلالزاده تقدیم كرد كه در كتاب كلیات او (ص٤٧ـ٤٩) مندرج است. همچنین «شكایتنامه»ای «بهخدمت حضرت نشانجیپاشا» جلالزاده تقدیم كرد كه متن آن در كلیاتش (ص١٠٠ـ١٠٣) آمده است (نیز رجوع کنید به د.ا.ترك ، ج٤، ص٦٩٦؛ قرهخان، ص٨٨، ٢١٤، ٢٧٦). جلالزاده در راه بازگشتِ قشون عثمانی از طریق آذربایجان به استانبول، فرصت یافت قصایدی را كه شعرای ایران در مدح سلطان سلیمان گفته بودند، جمعآوری كند و در تاریخ وقایع عهدسلیمان، بهنام طبقات الممالك و درجات المسالك ، ثبت نماید (هامرـ پورگشتال، ج٣، ص١٥٨ـ١٥٩).
جلالزاده مصطفی چلبی ٢٣ سال در مقام نشانجیگری بود ( د.ا.د.ترك ، همانجا). وظایف عمده نشانجی ــكه كموبیش معادل و مترادف «صاحب دیوان انشا»، «صاحب قلم اعلی'»، «مُوَقِّع»، «توقیعی»، «طغرایی»، «طغرانویس» و «طغراكش احكام» بودــ عبارت بود از شركت در وضع قوانین و تحریرِ نامهها، منشورها، عهدنامهها، احكام، فرمانها و بروات پادشاه و وزرا (پاكالین، ذیل "Nisanci" )؛ از اینرو، چیرهدستی در نگارش منشآت و آگاهی بر جزئیات قوانین عرفی و شرعی از لوازم دارنده این مقام بود. جلالزاده در هر دو زمینه از سرآمدان روزگار خود محسوب میشد و شیوه نگارش، اصطلاحات و تعابیر و القاب خاص ابداعی وی، دستكم تا دهههای نخست قرن یازدهم در منشآت و مراسلات دیوان همایون رایج بود (پچوی، ج١، ص٣١؛ اوزون چارشیلی، ج٢، ص٦٧٣؛ د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه)، ولی در زمان تألیف حدائقالحقایق در دهه پایانی نیمه اول قرن یازدهم صور منشآت وی، دستورالعمل برای كاتبان دیوان بود (عطائی، ص١١٤). بعدها، در تدوین قانوننامهها به قانوننامه جلالزاده، بهعنوان «واضع قانون»، در دیوان همایونی استناد میشد ( د.ا.ترك ، ج٣، ص٦٢). وی نه تنها برای هماهنگ كردن قوانین عرفی عثمانی با یكدیگر، بلكه برای تطبیق قوانین عرفی با اصول و قوانین شرعی نیز از هیچ كوششی فروگذار نكرد. در این كار بهویژه از نظریات و راهنماییهای ابوالسعود افندی (متوفی ٩٨٢) ــكه از ٩٥٢ تا پایان حیاتش مسندنشین باب مشیخت بود (عطائی، ص١٨٤)ــ برخوردار بود. جلالزاده در توسعه و تكامل قوانین عثمانی، برای تبدیل شدن آن به نظام حقوقی اجرا شدنی و كارا و افزایش اعتبار آن، سهم مهمی داشت. اقدامات او باعث اعطای لقب «قانونی» به سلطان سلیمان دوم شد. جلالزاده از آن پس با القابی چون «مفتی قانون»، «قوجه نشانجی» ( د.ا.د.ترك ، همانجا؛ اوزون چارشیلی، ج٢، ص٦٧٢) و «مشكلگشای قانون عثمانی» (عطائی، ص١١٣) خوانده میشد و اِقطاعی معادل سیصدهزار آقچه، كه تا آن زمان به هیچ نشانجی داده نشده بود، به وی اختصاص یافت (همانجا؛ د.ا.د. ترك ، همانجا).
جلالزاده در ٩٦٤، احتمالاً به نیرنگ رستمپاشا، صدراعظم وقت، از نشانجیگری معزول شد (عالی؛ د. اسلام ، همانجاها؛ نیز رجوع کنید به اوزونچارشیلی، همانجا)، ولی ده سال بعد، با درگذشت جانشینش، محمدبیگ عبدیزاده، و به تصویب دیوان بزرگ ــكه به مناسبت مرگ سلیمان قانونی، در اواسط ربیعالاول ٩٧٤ برگزار گردیدــ مقام از دست داده را بازیافت (یوجل و سویم، ج٢، ص٣٠٢ـ٣٠٣؛ هامر ـ پورگشتال، ج٣، ص٤٥٣) و آن را تا هنگام مرگش (ربیعالا´خر ٩٧٥) حفظ كرد (عطائی، ص١١٤). «الهی رحمتایله مصطفییه» مادّه تاریخ فوت اوست (بروسهلی، همانجا). او در حیاط مسجدی كه خود در محله نشانجی بنا كرده بود، در كنار قبر برادرش، جلالزاده صالح، كه از نظر فضل و كتابت تالی خودش بود، دفن شد (همان، ج٣، ص٣٨؛ د.ا.د.ترك ، همانجا).
جلالزاده مصطفی چلبی مؤلف آثاری در زمینه تاریخ و دین و اخلاق است كه از آن جمله است: ١) طبقات الممالك و درجات المسالك ، درباره حوادث دوران سلطنت سلطان سلیمان قانونی تا ٩٦٤. این اثر، كه در حدود ٩٤١ به پایان رسیده بود، بعدها در دوره بركناری جلالزاده از نشانجیگری تكمیل شد. طبقات ، با آنكه به نثری مصنوع و آمیخته به نظم نوشته شده، به سبب در برداشتن آگاهیهای دست اول و دقیق، از منابع مورخان بعدی عثمانی بوده است ( د. ا. ترك، ج٣، ص٦٢). چاپ عكسی این اثر به همت پترا كاپرت در ١٣٦٠ش/١٩٨١ در ویسبادنِ آلمان انتشار یافت. ٢) مآثر سلیمخانی یا سلیمنامه ، كه پس از طبقات الممالك تألیف گردید و درباره سلطنت سلیم اول است. این اثر نیز، به سبب نزدیك بودن مؤلف به سلطان سلیم و وقوف بر امور محرمانه دربار، در بردارنده اطلاعات دست اول است و مانند طبقات به نثری آمیخته به نظم و البته جانبدارانه نوشته شده، چنانكه منكر قیام سلیم بر ضد پدرش گردیده و از رقبا و مخالفان سلیم انتقاد كرده است. سیلیاكارزلیك ، متن انتقادی مقدمه و سیزده فصل اول آن را، كه درباره دوره پیش از سلطنت سلیم است، با ترجمه انگلیسی، در ١٣٥٤ش/ ١٩٧٥ بهعنوان رساله دكتری فراهم آورده است. احمد اوغور و مصطفی چوخادار نیز متن آن را به زبان اصلی، همراه با ترجمهاش بهزبان تركی امروزی، در ١٣٦٩ش/ ١٩٩٠ در آنكارا منتشر كردهاند ( د.ا.د.ترك ، همانجا).
آثار دینی و اخلاقی جلالزاده به این قرار است: مواهب الخلاّق فی مراتب الاخلاق یا انیسالسلاطین و جلیس الخواقین ، مشتمل بر ٥٤ باب در موضوعات اخلاقی، وی آن را در اواخر عمر خود تألیف كرده است ( د.ا.ترك ، ج٣، ص٦٢ـ٦٣؛
اوزون چارشیلی، ج٢، ص٦٧٣؛
عطائی، همانجا)؛
دلائل نبوت محمدی و شمائل فتوت احمدی ، كه ترجمه معارج النبوة فی مدارج الفتوة اثر ملامسكین فراهی یا هروی ملقب به معینالدین (حاجیخلیفه، ج٢، ستون ١٧٢٤؛
د. اسلام ، همانجا) از فارسی به تركی است (بروسهلی، ج٣، ص٣٩)؛
هدیة المؤمنین، كه رساله كوچكی است مشتمل بر موضوعات گوناگون دینی؛
جواهر الاخبار فی خصائل الاخیار ، كه ترجمه زَهْرالكمام ابوحفص سراجالدینعمربن ابراهیم انصاری از عربی به تركی و درباره قصه حضرت یوسف در قرآن است (حاجیخلیفه، ج٢، ستون ٩٦١؛
د.ا.ترك ، ج٣، ص٦٣)؛
تاریخ قلعه استانبول و معبد ایاصوفیه ، كه از فارسی به تركی ترجمه شده است؛
و ترجمه شاهنامه به نثر تركی (بروسهلی، همانجا).
جلالزاده شعر نیز میگفت و بههمین مناسبت، شرح حالش با عنوان تخلصش، «نشانی»، و نمونههایی از سرودههایش در تذكرههایی چون تذكره لطیفی ، گلشن شعرا ، مشاعرالشعرا ، تذكره قنالیزاده، تذكره بیانی، تذكره سالم (رجوع کنید به سرّیلوند ، ص٢٦٦، ٢٧١، ٢٧٨، ٢٨٥، ٢٩٠، ٣١١)، كنهالاخبار عالی (ص٢٧٨ـ٢٧٩) و تذكره سهیبیگ (ص٢٢ـ٢٣) آمده است. درباره اینكه آیا وی دیوانی داشته یا نه، اتفاقنظر وجود ندارد. پچوی (ج١، ص٣٠)، دیوان او را از جمله آثارش بهشمار آورده و طاهربیگ بروسهلی (همانجا) و بانارلی (ج١، ص٦٠٦) به وجود دیوانچه او اشاره كردهاند، ولی كارزلیك گفته است كه وی دیوان ندارد (رجوع کنید به د.ا.د.ترك ، همانجا).
منابع:
(١) محمد طاهر بروسه لی، عثمانلی مؤلفلری، استانبول ١٣٣٣ـ ١٣٤٢؛
(٢) مصطفی جلالزاده، طبقات الممالك و درجات المسالك، چاپ پتراكاپرت، چاپ عكسی ویسبادن ١٩٨١؛
(٣) حاجی خلیفه؛
(٤) محمدبن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تكملة الشقائق، در شقائق نعمانیه و ذیللری، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول: دارالدعوة، ١٩٨٩؛
(٥) احمد فریدونبیگپاشا، منشآتالسلاطین، [ استانبول ] ١٢٧٤ـ١٢٧٥؛
(٦) محمدبن سلیمان فضولی بغدادی، كلیات فضولی، استانبول ١٣٤٢؛
(٧) نصوح مطراقچی، بیان منازل ، ترجمه و تعلیق رحیم رئیسنیا، تهران ١٣٧٩ش؛
(٨) Mustafa bin Ahmet Ali, Kunhu'l-ahbar 'in tezkire kismi, ed. Mustafa Isen, Ankara ١٩٩٤;
(٩) Nihad Sami Banarli, Resimli Turk edebiyati tarihi , Istanbul ١٩٨٧;
(١٠) EI ٢ , s.v. "Djalalzade Mustafa Celebi" (by V.L. Menage);
(١١) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches , Graz ١٩٦٣;
(١٢) IA , s.v. "Celal-Zade" (by M. Tayyib Gokbilgin), "Fuzuli" (by M. Fuad Koprulu);
(١٣) Abdulkadir Karahan, Fuzuli muhiti, hayat ve sahsiyeti , Istanbul ١٩٤٩;
(١٤) Mehmet Zeki Pakalin, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu , Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(١٥) Ibrahim Peµevi, Pecevi tarihi , ed. Murat Uraz, Istanbul ١٩٦٨-١٩٦٩;
(١٦) Sehi Beg, Sehi Bey's tezkere , in Gesammelte Werke , ed. Oskar Rescher, pt.٤: Schriften zur turkischen Literature , vol.٢, Osnabruch ١٩٧٩;
(١٧) Agah Sirri Levend, Turk edebiyati tarihi , Ankara ١٩٨٨;
(١٨) TDVIA , s.v. "Celalzade Mustafa ´Celebi" (by Celia J. Kerslake);
(١٩) Ismail Hakki Uzunµarili, Osmanli tarihi , vol.٢, Ankara ١٩٨٣;
(٢٠) Yasar Yucel and Ali Sevim, Turkiye tarihi , vol.٢, Ankara ١٩٩٠.
/ رحیم رئیسنیا /