دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٢٩
بِئرالسَّبْع (در عهدعتیق : بئر شَبَع ) ، از شهرهای قدیمی فلسطین ، مرکز شهرستان بئرالسبع در نَقَب شمالی . در ٧٥ کیلومتری مشرق آن بحرالمیت و در ٨٥ کیلومتری مغرب آن دریای مدیترانه قرار دارد. آب و هوای شهر شبه بیابانی است . بئرشبع ، در آغاز عصر مفرغ مسکونی شد. در کشفیات پرو ، آثاری از زندگی غارنشینی در آنجا به دست آمده است ( د.جودائیکا ، ذیل مادّه ). کنعانیان در این منطقه ساکن بوده اند و احتمالاً به دلیل وجود هفت چاه قدیمی ، این نام را به شهر خود داده اند. بنابر آنچه در عهدعتیق آمده ، بئرشبع در جنوبی ترین قسمت فلسطین ، و دان در شمالی ترین قسمت آن بوده ، و عبارتِ «از دان تا بئرشَبَع » (کتاب اول سموئیل ، باب ٣: ٢٠؛ کتاب داوران ، باب ٢٠:١) به مفهوم سراسر فلسطین به کار رفته است . نیز آمده است که چاه یا چاههای آن را ابراهیم علیه السلام به دست خود حفر کرد و در آنجا با، اَبیمَلَک ، فرمانروای فلسطینیان ، پیمان بست و ازینرو آنجا را بئرشَبَع (چاه سوگند) نامید (سفر پیدایش ، باب ٢١: ٣٠ـ٣١). محل بئرشبع در کتاب مقدس ، در تل السبع بوده است ( د.جودائیکا ، همانجا).
بئرالسبع پس از سال هفتاد میلادی ، جزو خطوط دفاعی رومیان در مقابل نَبَطیان شد و پس از پیوستن قلمرو نبطیان به امپراتوری روم ، ساخْلوی رومیان گردید. در عهد نبطیان و رومیان ، شهر بئرالسبع و منطقة آن گذرگاه حیاتی تجارت دنیا شد و مردم بئرالسبع و اطراف آن ثروتمند شدند. در قرن چهارم و پنجم میلادی ، بئرالسبع نخست جزو منطقة جراره بود و سپس به سرزمین فلسطین ملحق شد. پیش از اسلام ، اعراب به این منطقه رفت وآمد می کردند و قبایلی چون کلخم و جذام در آنجا مستقر شده بودند. در سال ٢٠، شهر به دست مسلمانان افتاد و بئرالسبع به شهر عمروبن عاص ـ که پس از عزل از حکومت مصر در زمان عثمان در آنجا اقامت گزیده بود ـ معروف شد. بئرالسبع در زمان بنی امیه نیز از شهرهای معروف فلسطین به شمار می آمد و روایت شده است که سلیمان بن عبدالملک (حک : ٩٦ـ٩٩) وقتی به خلافت رسید، در آنجا اقامت داشت . در این دوره نیز شهر همچنان اهمیت تجاری داشت . در قرنهای بعد، عواملی چون قحطی و تغییر راههای تجاری ، باعث از اهمیت افتادن شهر شد، به طوری که در جنگهای صلیبی اهمیت چندانی نداشت و سرانجام در قرن نهم /پانزدهم ساکنان شهر آنجا را ترک کردند؛ و آنجا به خرابه ای بی نام و نشان تبدیل شد.
بئرالسبع از قرن دهم / شانزدهم در قلمرو عثمانیها قرار گرفت و مدتهای مدید محل زندگی و دادوستد جزئی اقوام چادرنشین و بدوی نقب بود. در ١٣١٨/١٩٠٠، عثمانیها شهر را در سه مایلی جنوب غربی مکان قدیمی آن بازسازی و مرکز شهرستان بئرالسبع کردند، و شهر دارای تشکیلات دولتی و نظامی شد. این اقدام از دو امر ناشی می شد: ١) مشاجرات عثمانیها با دولت بریتانیا برسر مرزهای مصر و فلسطین ؛ ٢) نیاز شدید به تسلط بر قبایل جنوب . این تحوّل برتعداد ساکنان شهر افزود، به طوری که جمعیت آن در ١٣٢٠/١٩٠٢ به سیصدتن ، در ١٣٣٠/ ١٩١٢ به هشتصدتن و در ١٣٣٣/١٩١٥ به هزارتن رسید. در زمان آصف بیگِ دمشقی ، حاکم عثمانیِ بئرالسبع ، فعالیتهای عمرانی در شهر فزونی یافت . با شروع جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨) شهر به سبب موقعیتش ، برای ترکها اهمیت بیشتری یافت و به مرکز نیروهای عثمانی که به آبراه سوئز می رفتند، تبدیل شد. خط آهنی از شهر به ایستگاه وادی الصَّوار در مسیر خط آهن یافا ـ قدس ، و خط آهنی از شهر به وسط صحرای سینا کشیده شد. راههای میان بئرالسبع والخلیل والعوجا، هموار، و به این مسیر برق رسانی شد.
در ١٣٣٥/١٩١٧، بئرالسبع به اشغال نیروهای انگلیسی درآمد. در دورة قیمومت انگلستان ، بخش بئرالسبع تقریباً نیمی از فلسطین را شامل می شد. سکنة آن چادرنشین بودند و جمعیت بخش هفتادوپنج هزار تا صدهزار تن تخمین زده می شد ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ). در این دوره نیز گسترش شهر ادامه یافت و جمعیت آن در ١٣٢٤ ش /١٩٤٥، به ٥٧٠ ، ٥ تن رسید. در ١٣٢٥ ش /١٩٤٧، سازمان ملل متحد، فلسطین را تقسیم کرد و بئرالسبع به عربها تعلق گرفت . بعد از اعلام خروج قوای انگلیس ، جمعیت دفاع از بئرالسبع متشکل از برخی افراد پلیس و افراد داوطلب تشکیل شد، و با شروع گسترش سیطرة صهیونیستها بر سرزمینهای فلسطین ، در برابر آنها مقاومت کرد. سرانجام بعد از نبرد نقب ، صهیونیستها در ١٨ اکتبر ١٩٤٨ به بئرالسبع حمله کردند و مقاومت آنها را درهم شکستند و در ٢٩ مهر ١٣٢٧/٢١ اکتبر ١٩٤٨، شهر را اشغال و ساکنان عرب آن را اخراج کردند و مهاجران یهودی جای آنان را گرفتند و پس از آن جمعیت شهر به سرعت افزایش یافت (بیرالسبع ، معرکة ١٩٤٨)، به طوری که در ١٣٥٢ ش /١٩٧٣ به ٤٠٠ ، ٩٠ تن رسید. براساس تخمین در ١٣٦٩ ش /١٩٩٠ شهر ٨٠٠ ، ١١٣ تن جمعیت داشته است ( بریتانیکا ، ذیل مادّه ).
امروزه شهر مرکز اداری ، فرهنگی ، صنعتی و تجاری نَقَب ، و یکی از بزرگترین شهرهای فلسطین اشغالی است . تولیدات اصلی آن صنایع شیمیایی ، ظروف چینی و سفالی ، و منسوجات است . در ١٣٤٤ ش /١٩٦٥، دانشگاه مهمی در آن تأسیس شد (همانجا).
منابع :
(١) علاوه برکتاب مقدس . عهد عتیق ؛
(٢) احمد ابوخوصه ، بیرالسبع والحیاة البدویة ، عمان ١٩٧٩؛
(٣) مصطفی مراد دباغ ، بلادنا فلسطین ، ج ١، قسم ٢، بیروت ١٩٦٦؛
(٤) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٩٦٠ـ١٩٧٠؛
(٥) عارف عارف ، تاریخ بیرالسبع وقبائلها ، قدس ١٩٣٤؛
(٦) عبدالمنعم ماجد، الاطلس التاریخی للعالم الاسلامی ، قاهره ؛
(٧) محمد سلامة نحال ، جغرافیة فلسطین ، بیروت ١٩٦٦؛
(٨) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، بیروت ١٩٥٥ـ١٩٥٧؛
(٩) Encyclopaedia Britannica, Chicago ١٩٩٨(computer disk), s.v."Beersheba";
(١٠) Encyclopaedia Judaica, Jerusalem ١٩٧٨- ١٩٨٢, s.v."Beersheba"(by Michael Avi-Yonah;
EI ,٢ s.v. "Bir A l-Sab ـ (" by E. Honigmann)
(١١) . / تلخیص از ( الموسوعة الفلسطینیة )؛
با اضافاتی از ( د.ج .اسلام ) /