دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٤١
خازن، على ، خازن، على بن محمدبن ابراهيم شيحى، مفسر، فقيه، محدّث و صوفى قرن هفتم و هشتم. وى در ٦٧٨ در بغداد متولد شد (داوودى، ج ١، ص ٤٢٧). كنيه او را ابوالحسن و لقبش را علاءالدين ذكر كردهاند (رجوع کنید به سلامى، ص ١٥١ـ١٥٢؛ ابنعماد، ج ٦، ص ١٣١). سلامى (همانجا) او را به سبب انتساب به شهر شيحه، در نزديكى حلب، شيحى خوانده است. شهرت او به خازن بهسبب آن است كه كتابدار خانقاه سُميساط (منسوب به ابوالقاسم علىبن محمد سُميساطى) بود (ابنقاضىشهبه، ج ٣، ص ٥٤؛ ابنعماد، همانجا). شرححالنگاران جزئيات زندگى وى را ذكر نكردهاند، جز آنكه او را از زمره اهل علم و نويسندگان و صوفيان دانستهاند (رجوع کنید به سلامى، ص ١٥١ـ١٥٢؛ ابنقاضى شهبه، ج ٣، ص ٥٣ـ٥٤؛ داوودى، ج ١، ص ٤٢٦ـ٤٢٧).
خازن از محيىالدين عبدالمحسنبن محمد معروف به ابندَواليبى، واعظ و محدّث مستنصريه بغداد، حديث فراگرفت (ابنحجر عسقلانى، ج ٣، ص ٩٧). سپس به دمشق رفت و در آنجا از عالمانى مانند تقىالدين سليمانبن حمزه حنبلى مقدسى (متوفى ٧١٥)، قاسمبن مظفربن محمدبن عساكر (متوفى ٧٢٣)، عيسىبن مطعم (متوفى ٧١٩) و احمدبن ابىطالب معروف به ابنشحنه (متوفى ٧٣٠) حديث شنيد (سلامى؛ ابنحجر عسقلانى، همانجاها؛ براى مشايخ ديگر حديثى او رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، همانجا؛ داوودى، ج ١، ص ٤٢٧). او در ٧٤١ در حلب درگذشت (ابنحجر عسقلانى، ج ٣، ص ٩٧ـ٩٨؛ نيز رجوع کنید به ابنقاضى شهبه، ج ٣، ص ٥٤).
خازن در زمينههاى فقه، حديث، تاريخ و تفسير آثارى داشته است كه ظاهراً جز تفسير، باقى آثار وى موجود نيستند. او در فقه بر مذهب شافعى بود (رجوع کنید به ذهبى، ج ١، ص ٢٩٢) و شرحى بر كتاب عمدةالاحكامِ عبدالغنى مقدسى با عنوان عُدّةالاَفهام فى شرح عمدة الاحكام نگاشت (داوودى، همانجا؛ زركلى، ج ٥، ص ٥). خازن در حوزه حديث، كتاب مقبولالمنقول مِنْ عِلمى الجَدل والاصول را در ده جلد تأليف كرد (بغدادى، ج ١، ستون ٧١٨). او در اين كتاب احاديث كتب ستّه، مُسند احمدبن حنبل، مُوطّأ مالك و سننِ دارْقُطنى را جمعآورى كرده است (ابن قاضىشهبه، ج ٣، ص ٥٤؛ ابنعماد، همانجا). به نوشته داوودى (همانجا)، خازن كتاب مفصّلى در سيره نبوى تأليف كرده كه ظاهرآ همان الروض و الحدائق فى تهذيب سيرة خيرالخلائق است (رجوع کنید به بغدادى، همانجا) و احتمالا در دست محمدبن يوسف شامى صالحى (متوفى ٩٤٢) بوده است (رجوع کنید به شمس شامى، ج ٢، ص ٢٢٩). مهمترين كتاب خازن در تفسير قرآن، لباب التأويل فى معانى التنزيل است (رجوع کنید به خازن، ج ١، ص ٤). برخى نام اين تفسير را التأويل لمعالمالتنزيل ذكر كردهاند (رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى؛ داوودى، همانجاها). تدوين اين تفسير كه به نظر ذهبى (ج ١، ص٢٧٥) در شمار تفاسير به رأىِ جايز است، در سال ٧٢٥ خاتمه يافته است (سركيس، ج ١، ستون ٨٠٩). به گفته خازن (ج ١، ص٣)، لبابالتأويل گزيده تفسير معالمالتنزيل بغوى فرّاء* است.
لبابالتأويل در بردارنده تفسير تمامى قرآن است. خازن در آغاز هر سوره به مكى و مدنى بودن، وجه تسميه و فضل آن، تعداد آيات، كلمات و حتى حروف آن اشاره كرده است (براى نمونه رجوع کنید به خازن، ج ١،ص ١٥، ٢٢). پس از آن، به معناى لغوى واژگان و سپس نقل احاديث پيامبر، صحابه و تابعين در تبيين مفاهيم آيات پرداخته است. خازن (ج ١، ص ٣ـ٤) چنانكه خود گفته، در گزينش مطالب تفسير معالمالتنزيل بغوى براى پرهيز از درازگويى، اَسناد روايات را حذف كرده و با ذكر علايمى براى جوامع حديثى از آنها نقل حديث كرده است. او (ج ١، ص ٤) افزون بر حذف اسناد احاديث به شرح واژههاى غريب آنها پرداخته است. همانند ديگر تفاسير روايى، در تفسير خازن اسرائيليات* به چشم مىخورد كه خازن اغلب بدون نقد، آنها را نقل كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ذيل كهف: ٩ـ١٠؛ نيز رجوع کنید به ابوشهبه، ص ١٣٩). در مواردى نيز به ضعيف يا جعلى بودن اين روايات اشاره كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ذيل ص٢٤:ـ٢٥؛ نيز رجوع کنید به ذهبى، ج ١، ص ٢٩٦). از ديگر مشخصههاى تفسير خازن، توجه وى به آيات ناظر به اخبار تاريخى و غزوات پيامبر صلىاللّهعليهوآلهوسلم است (براى نمونه رجوع کنید به ذيل احزاب: ٩، ٢٩؛ نيز رجوع کنید به ذهبى، ج ١، ص ٢٨٩). خازن به مباحث فقهى نيز توجه كرده و گاه به تفصيل از برخى مسائل فقهى سخن گفته است (براى نمونه رجوع کنید به ذيل بقره: ٢٣٤، ٢٧٥؛ نيز رجوع کنید به ذهبى، ج ١، ص ٢٩٨). در اينگونه موارد به هنگام انتخاب رأى برگزيده، كوشش كرده است تا با استناد به روايتى، انتخاب خود را مستدل سازد (رجوع کنید به ذيل بقره: ٢٢٩). اين تفسير بارها همراه با تفاسير ديگر چاپ شده و به طور مستقل نيز در بيروت (١٤١٥/ ١٩٩٥) و نيز با تصحيح عبدالسلام محمدعلى شاهين (بيروت ١٤٢٥/ ٢٠٠٤) منتشر شده است. محمدعلى قطب خلاصهاى از اين تفسير را با عنوان مختصر تفسير القرآنالكريم للخازن المسمّى لبابَ التأويل فى معانى التنزيل (بيروت ١٣٦٦ش/١٩٨٧) به چاپ رسانده است.
منابع:
(١) ابنحجر عسقلانى، الدرر الكامنة فى اعيان المائة الثامنة، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٢) ابنعماد؛
(٣) ابنقاضى شهبه، طبقاتالشافعية، چاپ حافظ عبدالعليمخان، حيدرآباد، دكن ١٣٩٨ـ١٤٠٠/ ١٩٧٨ـ١٩٨٠؛
(٤) محمد ابوشهبه، الاسرائيليات و الموضوعات فى كتبالتفسير، بيروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٥) اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج ١، در حاجى خليفه، كشفالظنون، ج ٥، بيروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٦) علىبن محمد خازن، تفسيرالخازن، المسمى لباب التأويل فى معانى التنزيل، چاپ عبدالسلام محمدعلى شاهين، بيروت ١٤٢٥/٢٠٠٤؛
(٧) محمدبن على داوودى، طبقاتالمفسرين، بيروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٨) محمدحسين ذهبى، التفسير و المفسرون، قاهره ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٩) خيرالدين زركلى، الاعلام، بيروت ١٩٨٩؛
(١٠) يوسف اليان سركيس، معجم المطبوعات العربية و المعربة، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(١١) محمدبن رافع سلامى، تاريخ علماء بغداد، المسمى منتخب المختار، چاپ عباس عزاوى، بغداد ١٣٥٧/١٩٣٨؛
(١٢) محمدبن يوسف شمس شامى، سبل الهدى و الرشاد فى سيرة خيرالعباد، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علىمحمد معوض، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣.
/ محسن قاسم پور/