را در ذیحجه‌ 1243/ ژوئن‌ 1828، چند ماه‌ پس‌ از انعقاد عهدنامه‌ تركمان‌ چای‌ * (5 شعبان‌ 1243)، در قفقاز جنوبی‌ منتشر كرد. سردبیر آن‌ پ‌.س‌. سانكوفسكی‌ (متوفی‌ 1832/ 1247)، از دوستان‌ پوشكین‌، شاعر و نویسنده‌ نامدار روس‌، بود. پس‌ از انتشار این‌ روزنامه‌، حكومت‌ روسیه‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌، برای‌ ایجاد ارتباط‌ با مردم‌ منطقه‌، ضمیمه‌هایی‌ به‌ زبانهای‌ محلی‌ برای‌ همان‌ روزنامه‌ منتشر سازد. نخست‌ ضمیمه‌ گرجی‌ منتشر شد و پس‌ از تأسیس‌ چاپخانه‌ای‌ كه‌ حروف‌ فارسی‌ و عربی‌ داشت‌ در جمادی‌الا´خره‌ 1244/ دسامبر 1828 در تفلیس‌، ضمیمه‌ای‌ نیز به‌ زبان‌ فارسی‌ در 1245/1829 منتشر گردید (آخوندوف‌ ، ص‌ 4، 8). دلیل‌ انتشار دومین‌ ضمیمه‌ به‌ فارسی‌، این‌ بود كه‌ از صدها سال‌ پیش‌ از استیلای‌ روسیه‌ بر قفقاز و چندین‌ دهه‌ پس‌ از آن‌، زبان‌ فارسی‌ زبان‌ فرهنگی‌ و مذهبی‌ اقوام‌ مسلمان‌ قفقاز به‌ شمار می‌رفت‌ و از همین‌رو، از میان‌ انبوه‌ زبانهای‌ متداول‌ در میان‌ مسلمانان‌ امپراتوری‌ تزاری‌، فارسی‌ انتخاب‌ شد (پروین‌، ج‌ 1، ص‌ 326). روزن‌ ــ كه‌ از ربیع‌الا´خر 1247/ سپتامبر 1831 به‌ فرماندهی‌ كل‌ قوای‌ قفقاز منصوب‌ گردیده‌ بود (< دایرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروی‌ >، ج‌ 11، ص‌ 202ـ203) در نامه‌ای‌ به‌ وزارت‌ معارف‌ روسیه‌ (در اواسط‌ 1247/ پایان‌ 1831)، نوشت‌ كه‌ بر اساس‌ دستور سَلَف‌ خودش‌، ژنرال‌ پاسكویچ‌ ، ضمیمه‌ < اخبار تفلیس‌> به‌زبان‌ فارسی‌ منتشر می‌شود، اما بهتر است‌ این‌ ضمیمه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ (تركی آذربایجانی‌) منتشر گردد. ظاهراً به‌ علت‌ همین‌ پیشنهاد، ضمیمه‌ تركی آذربایجانی به نام در 1248/1832 جانشین‌ ضمیمه‌ فارسی‌ شد (آخوندوف‌، ص‌ 6ـ7). عباسقلی‌آقا قدسی‌، معروف‌ به‌ باكیخانوف‌ (متوفی‌ 1263/ 1847)، كه‌ در آن‌ سالها مترجم‌ زبانهای‌ شرقی‌ در دفترخانه‌ فرمانداری‌ كل‌ قفقاز بود (رئیس‌نیا، ص‌ 191)، ضمن‌ همكاری‌ با < اخبار تفلیس‌ > (آخوندوف‌، ص‌ 17)، به‌ انتشار ضمیمه‌ تركی آذربایجانی‌ نیز كمك‌ می‌كرد (همان‌، ص‌ 5) و حتی‌ به‌ احتمالی‌ سردبیر آن‌ بود (رجوع کنید به < تاریخ‌ آذربایجان‌ > ، ص‌ 759). در پرونده‌ همین‌ ضمیمه‌ها، نامه‌ای‌ از میرزا بزك‌ (مباشر امور سفارت‌ و كنسولگری‌ روسیه‌) به‌ دفترخانه‌ دیپلماتیك‌، به‌ تاریخ‌ رمضان‌ 1246/ مارس‌ 1831، وجود دارد كه‌ در آن‌ پیشنهاد شده‌ است‌ نسخه‌ای‌ از < اخبار تفلیس‌ > به ‌طور مرتب‌ برای‌ محمدخان‌ زنگنه‌، رئیس‌ قشون‌ و پیشكار و والی‌ آذربایجان‌ در زمان‌ سلطنت‌ فتحعلی‌شاه‌ و محمدشاه‌ قاجار، فرستاده‌ شود، زیرا وی‌ شاه‌ را با مطالب‌ و مضامین‌ آن‌ آشنا خواهد كرد (آخوندوف‌، ص‌ 5). هیئتی‌ نظامی‌ تمام‌ مطالب‌ این‌ روزنامه‌ و ضمیمه‌های‌ آن‌ را ــ كه‌ غالباً ترجمه‌ مطالب‌ و مقالات‌ مندرج‌ در اصل‌ روزنامه‌ بود تهیه‌ و بررسی‌ و ممیزی‌ می‌كرد. این‌ مطالب‌ مشتمل‌ بود بر: اخبار عطایای‌ تزاری‌ به‌ مسلمانان‌ ماورای‌ قفقاز، امریه‌ها و ابلاغها، اعلانهای‌ مربوط‌ به‌ ولایت‌ قفقاز، اخبار داخلی‌ و خارجی‌، اخبار و گزارشهای‌ جنگی‌، و اخبار و اطلاعاتی‌ كه‌ قفقازیها، و به‌ویژه‌ مسلمانان‌آن‌ منطقه‌، را برای‌ اخذ فرهنگ ‌و تمدن‌ اروپایی‌ تشویق‌ می‌كرد (همان‌، ص‌ 7، 9). روزنامه‌ < اخبار تفلیس‌ > و ضمیمه‌هایش‌ اندكی‌ پس‌ از درگذشت‌ سانكوفسكی‌، تعطیل‌ شد (همان‌، ص‌ 8). باتوجه‌ به‌ مطالب‌ این‌ روزنامه‌ و ضمیمه‌هایش‌ و ممیزی اعمال‌ شده‌ بر آنها، باید آن‌ را نشریه‌ای‌ رسمی‌ و دولتی‌ قلمداد كرد ( < تاریخ‌ آذربایجان> ، ص‌760). روزنامۀ < پیک ماورای قفقاز> هم، که در فاصلۀ سالهای 1257 تا 1262/1841- 1846 به زبان تاتاری‌ (تركی‌ آذربایجانی‌) داشت‌ كه‌ در آن‌ برخی‌ اخبار حكومتی‌ و نوشته‌های‌ اجتماعی‌ و نیز اطلاعات‌ تجاری‌ درج‌ می‌گردید؛ اما، این‌ ضمیمه‌ یك‌ ورقی‌ را، كه‌ ناشیانه‌ ترجمه‌ و تدوین‌ می‌شد، نمی‌توان‌ نشریه‌ای‌ معتبر به‌شمار آورد (همانجا). پس‌ از تعطیل‌ ضمیمه‌های‌ < اخبار تفلیس‌ > و حتی‌ ورقه‌ پیوستی < پیك‌ ماورای‌ قفقاز >، سالها در سراسر روسیه‌ هیچ‌ روزنامه‌ و نشریه‌ای‌ به‌ زبانهای‌ مسلمانان‌ آنجا منتشر نشد، تا آنكه‌ روزنامه‌ < اخبار تركستان‌ > به‌ زبان‌ روسی‌، با ضمیمه‌ای‌ به‌ نام‌ تركستان‌ ولایتی‌ نینگ‌گزیتی‌ (روزنامه‌ ولایت‌تركستان‌)، از طرف‌ دفتر كنستانتین‌ پتروویچ‌ كاوفمان‌، فرماندار كل‌ تركستان‌، و به‌فرمان‌ وی‌ در ژوئیه‌ 1870/ ربیع‌الا´خر 1287 در تاشكند منتشر شد ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ د. تاجیكی‌ ، ج‌ 7، ص‌ 447). این‌ ضمیمه‌ هم‌ دارای‌ دو چاپ‌ بود؛ یك‌ هفته‌ به‌ زبان‌ سارتی‌ و هفته‌ دیگر به‌ زبان‌ قزاقی‌ انتشار می‌یافت‌. زبان‌ سارتی‌ از عناصر تركی‌ و فارسی‌ تشكیل‌ شده‌ كه‌ البته‌ عناصر تركی‌، به‌ویژه‌ ازبكی‌، در آن‌ غلبه‌ دارد و زبان‌ گروهی‌ از جمعیت‌ یكجانشین‌ ماوراءالنهر است‌ (خالد، ص‌199ـ 201؛ كستنكو، ص‌109ـ110؛ گاسپرالی‌، ص‌246، پانویس‌؛ د.تاجیكی‌ ، ج‌ 6، ص‌609). ضمیمه‌ قزاقی‌ چندان‌ دوام‌ نیاورد و پس‌ از تعطیل‌ شدن‌ آن‌ در 1300/ 1883، انتشار ضمیمه‌ سارتی‌ به‌طور هفتگی‌ ادامه‌ یافت‌ و تا انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌، كه‌ آغاز دوره‌ نشر مطبوعات‌ ملی‌ در آسیای‌ مركزی‌ به‌شمار می‌رود، تنها روزنامه‌ به‌زبان‌ محلی‌ در آنجا بود. سردبیر این‌ ضمیمه‌ ابتدا شاه‌ مردان‌ ابراهیموف‌، از تاتارهای‌ اورنبورگ‌، بود كه‌ به‌عنوان‌ مترجم‌ در فرمانداری‌كل‌ تركستان‌ كار می‌كرد. هدف‌ از انتشار این‌ روزنامه‌، مانند روزنامه‌های‌رسمی‌ منتشرشده‌ در دیگر مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌، آن‌ بود كه‌ مضمون‌ فرمانها و مقررات‌ و اعلانها و نیز گزارشهای‌ فتوحات‌ جدید به‌ اطلاع‌ مأموران‌ و قشرهایی‌ از مردم‌ محلی‌ برسد. این‌ مطالبِ رسمی خشك‌ و خسته‌كننده‌، معمولاً با چاپ‌ افسانه‌هایی‌ از هزار و یك‌ شب‌ و اخبار جسته‌ و گریخته‌ای‌ از مطبوعات‌ روسی‌ تلطیف‌ می‌شد. < روزنامه‌ولایت‌ تركستان‌ > ، حتی‌ از اوایل‌ دهه‌ 1290/ اواسط‌ دهه‌ 1870، درج‌ نوشته‌های‌ خوانندگان‌ و نیز چاپ‌ اطلاعات‌ مفیدی‌ در باره‌ جغرافیای‌ جهان‌ و دولتهای‌ بزرگ‌، اختراعات‌ جدید و معرفی‌ جلوه‌های‌ جهان‌ نو را آغاز كرد. ابراهیموف‌، كه‌ در 1297/ 1879 به‌ اروپا سفر كرده‌ بود، سفرنامه‌ خود را در این‌ نشریه‌ به‌ چاپ‌ رساند و بدین‌ترتیب‌، برای‌ خوانندگان‌ امكان‌ آشنایی‌ نسبی‌ با تمدن‌ و فرهنگ‌ و زندگی‌ اروپایی‌ را فراهم‌ آورد. خوانندگان‌ هم‌ معمولاً درباره‌ نارساییهای‌ محیط‌ زندگیشان‌ می‌نوشتند و مطالبشان‌ هشداردهنده‌ و بیدار كننده‌ بود (خالد، ص‌ 85 86). در 1300/1883، محمدحسن‌چانیشِف‌، به‌جای‌ ابراهیموف‌، سردبیر < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > شد كه‌ او نیز در اواسط‌ همین‌ سال‌ جای‌ خود را به‌ نیكلای‌ پتروویچ‌ آسترائوموف‌ داد ( د. ازبكستان‌ شوروی‌ ، ج‌ 11، ص‌370). آسترائوموف‌ از شاگردان‌ ایلمینسكی‌ (رجوع کنید به جدیدها، نهضت‌ * ) در دانشگاه‌ قازان‌ بود و از 1294/ 1877 بازرس‌ مدارس‌ و مدیر كالج‌ معلمان‌ تركستان‌ و گیمنازیای‌ (دبیرستان‌) تاشكند شده‌ بود و با زبانهای‌ عربی‌ و تركی‌ و نیز دین‌ اسلام‌ آشنایی‌ داشت‌. او از مبلّغان‌ مسیحی‌ بود و انجیل‌ را به‌ زبان‌ تركی‌ جغتایی‌ چاپ‌ كرده‌ بود (خالد، ص‌87). < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > برای‌ آسترائوموف‌ ابزار پیشبرد اهداف‌ سیاسی‌اش‌ بود. از نظر او، بهتر بود كه‌ مردم‌، به‌جای‌ آنكه‌ در باره‌ مسائل‌ خویش‌ در خفا بحث‌ كنند، زیرنظر شخص‌ او بحث‌ نمایند (همان‌، ص‌ 88). وی‌ تلاش‌ می‌كرد نویسندگان‌ تازه‌كار محلی‌ را جلب‌ و آنها را به‌سویی‌ هدایت‌ كند كه‌ می‌توان‌ آن‌ را «روشنگری‌ محتاطانه‌» و نظارت‌ شده‌ خواند (همانجا). او ارتباطات‌ گسترده‌ای‌ با بسیاری‌ از روشنفكران‌ آسیای‌ مركزی‌ و خارج‌ از آن‌ داشت‌، چنانكه‌ برخی‌ از نوشته‌های‌ اولیه‌ محمودخواجه‌ بهبودی‌ * ، از سران‌ جدیدیه‌، را در این‌ روزنامه‌ منتشر می‌كرد (همان‌، ص‌80) و مكاتبات‌ دوستانه‌اش‌ با اسماعیل‌ گاسپرالی‌ * / گاسپرینسكی‌ ، رهبر جنبش‌ جدیدیه‌ ــ كه‌ هم‌زمان‌ با انتصاب‌ وی‌ به‌ سردبیری‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > انتشار روزنامه‌ ترجمان‌ را آغاز كرده‌ بود سالها ادامه‌ یافت‌ (همان‌، ص‌ 89). سرانجام‌، جدیدیها اداره‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > را در اواسط‌ مارس‌ 1917، اندكی‌ پس‌ از وقوع‌ انقلاب‌ در روسیه‌، در دست‌ گرفتند (همان‌، ص‌ 249). منوّرقاری‌، از جدیدیهای‌ معروف‌ آسیای‌ مركزی‌، به‌ سردبیری‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > ــ كه‌ از آن‌ پس‌ نجات‌ نامیده‌ شد انتخاب‌ گردید (همانجا). این‌ جریده‌ اگرچه‌ ترجمان‌ فرمانداری‌ كل‌ تركستان‌ و ابزار پیشبرد سیاست‌ استعماری‌ حكومت‌ تزاری‌ بود، در ترویج‌ تمدن‌ و فرهنگ‌ و صنایع‌ و فنّاوری‌ جدید و نیز ترجمه‌ و انتشار و معرفی‌ آثار نمایندگان‌ ادبیات‌ جدید روس‌، چون‌ كریلوف‌ ، پوشكین‌، گوگول‌، تورگنیف‌ و تولستوی‌، نقش‌ مهمی‌ داشت‌ ( د. ازبكستان‌ شوروی‌ ، همانجا). ضمیمه‌های‌ جراید روسی پیش‌ گفته‌ را، چون‌ وابسته‌ به‌ جراید رسمی‌ و حكومتی‌ روسیه‌ بودند و سردبیری‌ و ویرایش‌ و ممیزی‌ آنها را كارگزاران‌ دولتی‌ روسیه‌ برعهده‌ داشتند، نمی‌توان‌ جراید مردم‌ مسلمان‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ به‌شمار آورد. جریده‌نگاری‌ در مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌، به‌ سبب‌ همانندی‌ سیاست‌ حاكمیت‌ در آن‌ نواحی‌ و اوضاع‌ كمابیش‌ یكسان‌ و تأثیر رویدادهای‌ مهمی‌ چون‌ انقلابهای‌ 1905ـ1907 و فوریه‌ و اكتبر 1917 و حوادث‌ پس‌ از آن‌ در سرنوشت‌ نظام‌ حاكم‌ بر روسیه‌ و مناسبات‌ بین‌ حاكمان‌ و مردم‌، روی‌ هم‌ رفته‌ مراحل‌ مشابهی‌ داشته‌ است‌ بدین‌ قرار: 1) مرحله‌ نخست‌، كه‌ تا انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌ ادامه‌ یافت‌ و دوره‌ خفقان‌ و ركود بود. در این‌ مرحله‌، علاوه‌ بر جراید دولتی‌ یاد شده‌، مسلمانان‌ روسیه‌ تنها هشت‌ روزنامه‌ غیروابسته‌ شایان‌ ذكر را منتشر كردند: پنج‌ جریده‌ اكینچی‌ ، ضیاء ، ضیاء قافقاسیه‌ ، كشكول‌ ، شرق‌ روس‌ به‌ زبان‌ تركی‌ آذربایجانی‌؛ ترجمان‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌؛ دالاولایتی‌ ، به‌زبان‌ قزاقی‌ (قرقیزی‌) و نور به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا). 2) مرحله‌ بین‌ انقلاب‌ مشروطه‌ 1905/ 1323 تا انقلاب‌ فوریه‌ 1917/ جمادی‌الاولی‌ 1335. در این‌ دوره‌، به‌ویژه‌ پس‌ از انتشار بیانیه‌ اكتبر 1905/ شعبان‌ 1323، كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ برای‌ همه‌ مردم‌ روسیه‌ آزادی‌ بیان‌ و قلم‌ و مطبوعات‌ به‌رسمیت‌ شناخته‌ شد، نشریات‌ ادواری‌ بسیاری‌ با عقاید سیاسی‌ مختلف‌، از محافظه‌كار دست‌ راستی‌ تا سوسیالیست‌ دست‌ چپی‌، منتشر شد. این‌ دوره‌ كوتاه‌ اما آكنده‌ از تحولات‌ ــ كه‌ رحمتی‌آرات‌ آن‌ را دوره‌ ملی‌ اجتماعی‌ نامیده‌ است‌ (رجوع کنید به د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌380) بر مطبوعات‌ روسیه‌ و از جمله‌ بر جراید مسلمانان‌ آن‌ منطقه‌ تأثیر عمیق‌ گذاشت‌ (رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌). بنا به‌ برآوردی‌، در این‌ دوره‌ حدود 160 نشریه‌ ادواری‌ به‌ زبانهای‌ رایج‌ در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ منتشر شده‌ است‌: 62 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ قازانی‌، 61 نشریه‌ به‌ تركی‌ آذربایجانی‌، 3 نشریه‌ به‌ فارسی‌ (كه‌ البته‌ تنها یكی‌ از آنها به‌ طور كامل‌ فارسی‌ بود)، 17 نشریه‌ به‌ ازبكی‌، 8 نشریه‌ به‌ قزاقی‌ (قرقیزی‌)، 6 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌، 2 نشریه‌ به‌ تركمنی‌، 2 نشریه‌ به‌ عربی‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ عاشورف‌، ص‌ 21ـ 25). اما، با فروكش‌ كردن‌ موج‌ انقلاب‌ و تجدید حیات‌ حاكمیت‌ خودكامه‌ تزاری‌ و برقراری‌ ممیزی‌، شمار مطبوعات‌ رو به‌ كاهش‌ گذاشت‌ و مطبوعاتی‌ كه‌ توقیف‌ و تعطیل‌ نشده‌ بودند نیز، خواه‌ناخواه‌، بیش‌ از پیش‌ احتیاط‌ كردند و از سیاست‌ دوری‌ گزیدند (رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌). 3) مرحله‌ پس‌ از انقلاب‌ فوریه‌ 1917 و سرنگونی‌ نظام‌ تزاری‌. در این‌ دوره‌، مطبوعات‌ دیگری‌، كه‌ نیرومندتر از مطبوعات‌ پس‌ از انقلاب‌ 1905 بود، رشد كرد و مطبوعاتِ «متعهد»، كه‌ عقاید گروههای‌ سیاسی‌ گوناگون‌ جامعه‌ مسلمانان‌ را منعكس‌ می‌كردند، عموماً جای‌ نشریه‌های‌ ادواری‌ اغلب‌ غیرسیاسی‌ را گرفتند. گروههای‌ مذكور غالباً به‌تدریج‌ پس‌ از انقلاب‌ اكتبر، داوطلبانه‌ یا به‌اجبار، به‌ كشمكشهای‌ انقلاب‌ و جنگهای‌ داخلی‌ كشیده‌ شدند. طبق‌ برآوردی‌، از جمادی‌الاولی‌ 1335 تا ربیع‌الا´خر 1339/ فوریه‌ 1917 ـ پایان‌ 1920، 256 نشریه‌ ادواری‌ مسلمانان‌، در بیش‌ از پنجاه‌ شهر و روستای‌ بزرگ‌ روسیه‌، انتشار یافت‌ كه‌ 139 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ قازانی‌، 39 نشریه‌ به‌ تركی‌ آذربایجانی‌، 37 نشریه‌ به‌ ازبكی‌، 21 نشریه‌ به‌ قزاقی‌ و 7 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌ بود ( د. اسلام‌ ، همانجا). با پیروزی‌ ارتش‌ سرخ‌ در جنگ‌ داخلی‌ و حاكم‌ شدن‌ نظام‌ تك‌حزبی‌ كمونیستی‌، مطبوعات‌ ملی‌ در سراسر روسیه‌ تحت‌ فشار قرار گرفتند. بنا بر فرمان‌ استالین‌ در 1300 ش‌/ 1921، هیچ‌ نشریه‌ یا ترجمه‌ای‌ نباید پیش‌ از تصویب‌ هیئت‌ مسئول‌ چاپ‌ می‌شد (حائری‌، ص‌ 335). بدین‌ترتیب‌، مطبوعاتی‌ به‌ كار خود ادامه‌ دادند كه‌ سخنگوی‌ كارگزاران‌ محلی‌ نظام‌ حاكم‌ شدند ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). در مطبوعات‌ این‌ دوره‌، كه‌ با شمارگان‌ زیاد منتشر می‌شدند، زبانهای‌ ادبی‌ جدید به‌ كار رفت‌. استفاده‌ از الفبای‌ لاتینی‌ (از 1307 تا 1309 ش‌/ 1928ـ1930) و سپس‌ الفبای‌ سیریلی‌ (از 1317 تا 1319 ش‌/ 1938ـ1940) برای‌ نوشتن‌ به‌ این‌ زبانها اجباری‌ شد و بنابراین‌، در دو دهه‌ پس‌ از استقرار حاكمیت‌ شوروی‌، مطبوعاتی‌ در سرزمینهای‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ شكل‌ گرفت‌ كه‌ با مطبوعات‌ دوره‌ پیش‌ از استقرار حاكمیت‌ شوروی‌ تفاوت‌ بسیار داشت‌ (رجوع کنید به د. اسلام‌ ، همانجا). جراید ملی‌ و مستقل‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ در ادوار پیش‌ از استقرار نظام‌ شوروی‌ و سالهای‌ نخستین‌ استقرار آن‌، از مغرب‌ به‌ مشرق‌، بدین‌قرار بودند: 1) تاتاری‌ قازانی‌. نخستین‌ بار، در 1249/1834 یكی‌ از دانشجویان‌ دانشكده‌ زبانهای‌ شرقی‌ دانشگاه‌ قازان‌ برای‌ انتشار جریده‌ای‌ به‌ نام‌ بحرالاخبار به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ اقدام‌ كرد، اما این‌ اقدام‌ و اقدامات‌ بسیار دیگری‌ كه‌ بعدها صورت‌ گرفت‌، با مخالفت‌ اداره‌ ممیزی‌ حكومت‌ تزاری‌، به‌ نتیجه‌ای‌ نرسید (رجوع کنید بهد.ا.ترك‌ ، همانجا). در قازان‌، افزون‌ بر نهادهای‌ علمی‌ چون‌ فرهنگستان‌ دوحوونی‌ (تأسیس‌ در حدود 1212/1797) و دانشگاه‌ قازان‌ (تأسیس‌ در 1219/1804)، نهادهای‌ فرهنگی‌ و آموزشی‌ دیگری‌ (چون‌ تئاتر، دانشسرا، دبیرستان‌ دخترانه‌ و كتابخانه‌های‌ عمومی‌) كه‌ به‌تدریج‌ از اوایل‌ قرن‌ سیزدهم‌/ اواخر قرن‌ هجدهم‌ تأسیس‌ شدند، فضای‌ فرهنگی‌ مساعدی‌ برای‌ انتشار روزنامه‌ و مجله‌ پدید آوردند. نخستین‌ چاپخانه‌ با حروف‌ عربی‌، به‌نام‌ آزیاتیسكی‌ تیپوگرافی‌، در 1215/1800 تأسیس‌ شد. از دهه‌ نخستین‌ سده‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ به‌بعد، چاپخانه‌های‌ دیگری‌ نیز در قازان‌ تأسیس‌ گردید، از جمله‌ ییلدیز، اخبار، الاصلاح‌، الدین‌ و الادب‌، برادران‌ كریموف‌، شرق‌، بیان‌الحق‌ و ملت‌، كه‌ غالباً هر كدام‌ مخصوص‌ چاپ‌ روزنامه‌ یا مجله‌ای‌ بودند (د.ا.د.ترك‌ ، ج‌25، ص‌ 135)؛ اما، با وجود زمینه‌ فرهنگی‌ مساعد، فشار سیاسی‌ سالها مانع‌ انتشار مطبوعات‌ به‌ زبان‌ مردم‌ مسلمان‌ روسیه‌ بود. در آستانه‌ وقوع‌ انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌، فقط‌ یك‌ روزنامه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌، آن‌ هم‌ در پترزبورگ‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌ هفتگی‌ نور ــ كه‌ عطاءاللّه‌ بایزیداُف‌، مفتی‌ پترزبورگ‌، آن‌ را در رجب‌ 1323/ سپتامبر 1905، انتشار داد به‌علت‌ محافظه‌كاری‌ و پاسداری‌ از حكومت‌ تزاری‌ و پاسخ‌ ندادن‌ به‌ خواستهای‌ روحانیان‌ و طلاب‌ و دانشجویان‌ و بازرگانان‌ و روشنفكران‌ و نیز انتشار در شهری‌ كه‌ شمار قلیلی‌ از تاتارها در آنجا پراكنده‌ بودند، شمارگان‌ كمی‌ داشت‌ و پس‌ از انتشار چند شماره‌، تعطیل‌ گردید (دولت‌ ، ص‌ 168). به‌ نظر عبداللّه‌ بَطال‌ ــ تایماس‌، این‌ روزنامه‌ را كه‌ نخستین‌ جریده‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ است‌، نمی‌توان‌ نخستین‌ روزنامه‌ ملی‌ آنان‌ به‌ شمار آورد، زیرا صاحب‌ امتیازش‌ از نظر اهداف‌ و منافع‌ ملی‌ شخص‌ معتمدی‌ نبود و خود روزنامه‌ هم‌ مطالب‌ مفیدی‌ نداشت‌ (ص‌ 170). پس‌ از تسلیم‌ شدن‌ تزار در برابر خواستهای‌ انقلابیون‌، صدور بیانیه‌ 17 اكتبر 1905 و دادن‌ وعده‌ آزادیهای‌ دموكراتیك‌ از جمله‌ آزادی‌ بیان‌ و قلم‌، تشكیل‌ دومای‌ دولتی‌ (پارلمان‌) با صلاحیت‌ قانونگذاری‌، و برقراری‌ حكومت‌ مشروطه‌، در سراسر روسیه‌ و از جمله‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ آنجا، به‌ویژه‌ قازان‌، مطبوعاتی‌ با عقاید و مواضع‌ سیاسی‌ گوناگون‌ منتشر شد ( د. اسلام‌ ، همانجا). پس‌ از اعلان‌ بیانیه‌ مذكور تا انقلاب‌ 1917، دست‌كم‌ 62 نشریه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ منتشر گردید (همانجا) و تا 1325/ پایان‌ 1907 در منطقه‌ ولگا ـ اورال‌، در شهرهای‌ قازان‌، آستاراخان‌ (حاجی‌طرخان‌، هشترخان‌)، اورنبورگ‌، اوفا، اورالسك‌ و نیز پترزبورگ‌، جمعاً 21 روزنامه‌ و 12 مجله‌ منتشر شد (دولت‌، ص‌ 169). نخستین‌ روزنامه‌ معتبری‌ كه‌ در شعبان‌ 1323/ اكتبر 1905 در قازان‌ منتشر شد، قزانْ مخبری(مخبر قازان‌) بود. این‌ روزنامه‌ ــ كه‌ به‌همت‌ سیدگری‌ میرزاآلكین‌(متوفی‌ 1337/1919) و با همكاری‌ یوسف‌ آقچورا * (متوفی‌ 1314 ش‌/ 1935) تا 20 ذیحجه‌ 1329/ 12 دسامبر 1911 (416 شماره‌) منتشر می‌شد (< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 236) نخستین‌ روزنامه‌ ملی‌ قازان‌ به‌شمار آمده‌ است‌ ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). این‌ روزنامه‌ افزون‌ بر آنكه‌ با استقبال‌ تاتارهای‌ قازان‌ مواجه‌ شد، به‌ سبب‌ پرداختن‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ و ملی‌ و اجتماعی‌، مورد توجه‌ مسلمانان‌ مناطق‌ دیگر نیز قرار گرفت‌ (دولت‌، ص‌ 168). این‌ روزنامه‌ ناشر افكار حزب‌ اتفاق‌المسلمین‌ به‌شمار آمده‌ است‌ (< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، همانجا). از روزنامه‌های‌ مهم‌ تاتاری‌زبان‌ پس‌ از انقلاب‌ مشروطه‌ 1905 روسیه‌، الفت‌ بود كه‌ به‌ همت‌ عبدالرشید ابراهیموف‌ * (متوفی‌ 1323 ش‌/ 1944)، در شوال‌ 1323/ دسامبر 1905 در پترزبورگ‌ انتشار یافت‌. ابراهیموف‌ مبلّغ‌ اتحاد اسلامی‌ در حوزه‌ پهناوری‌، از روسیه‌ گرفته‌ تا ژاپن‌ و چین‌ و هندوستان‌ و عثمانی‌، بود (رجوع کنید به ماراش‌، ص‌ 104ـ106). همكار اصلی‌ وی‌ در این‌ روزنامه‌، موسی‌ جاراللّه‌ * (متوفی‌ 1328 ش‌/ 1949) بود. این‌ روزنامه‌ كه‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ اهمیت‌ خاصی‌ می‌داد و به‌ عثمانی‌، كه‌ قرارگاه‌ خلیفه‌ بود، و به‌ فعالیتهای‌ فرهنگی‌ و سیاسی‌ مسلمانان‌ عثمانی‌ توجه‌ ویژه‌ داشت‌ و گزارشها و اطلاعات‌ جالب‌ توجهی‌ در باره‌ همایشهای‌ مسلمانان‌ سراسر روسیه‌ درج‌ می‌كرد و مسلمانان‌ روسیه‌ را، برای‌ احقاق‌ حق‌ خود و رسیدن‌ به‌ خودمختاری‌ ملی‌، به‌ اتحاد و مبارزه‌ فرا می‌خواند، از مدتها پیش‌ توجه‌ پلیس‌ تزاری‌ را جلب‌ كرده‌ بود، چنانكه‌ با تمدید قوای‌ حكومت‌ و تقویت‌ استبداد در 1325/ 1907، پس‌ از انتشار شماره‌ 85 (9 ژوئن‌ 1907) توقیف‌ و مدیرش‌ محاكمه‌ گردید (قانلی‌دره‌ ، ص‌ 37ـ39). ابراهیموف‌ و موسی‌ جاراللّه‌، جریده‌ التلمیذ را نیز به‌ زبان‌ عربی‌، به‌منظور فراخواندن‌ مسلمانان‌ جهان‌ به‌ اتحاد، در 1324/1906 در پترزبورگ‌ انتشار دادند كه‌ تنها سی‌ شماره‌ از آن‌ به‌ دست‌ خوانندگان‌ رسید ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381). الاصلاح‌ ، جریده‌ای‌ علمی‌ ـ ادبی‌ و پیرو اصلاح‌ مدارس‌، یكی‌ از نخستین‌ روزنامه‌های‌ تاتاری‌ بود. بیشتر نویسندگان‌ آن‌ جوانان‌ جدیدی‌، همچون‌ موسی‌ جاراللّه‌ بودند كه‌ با قدیمیها مخالفت‌ می‌كردند. این‌ روزنامه‌ نخست‌ در 1323/1905 با دست‌ تكثیر می‌شد ولی‌ از رمضان‌ 1325/ اكتبر 1907 تا پایان‌ انتشار آن‌ در شعبان‌ 1327/ ژوئیه‌ 1909 در قازان‌ به‌ چاپ‌ می‌رسید (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 38؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 5، ص‌ 23ـ 25). العالم‌ الاسلامی‌ ، كه‌ در 1324ـ 1325/ 1906ـ1907 در شهر اوفا، مركز اداره‌ امور دینی‌ تاتارستان‌، منتشر می‌شد، روزنامه‌ای‌ مذهبی‌ به‌ شمار می‌آمد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). ییلدیز (ستاره‌) یكی‌ دیگر از جرایدی‌ بود كه‌ در ذیحجه‌ 1323/ ژانویه‌ 1906 (بطال‌ ـ تایماس‌، ص‌ 171)، به‌همت‌ احمد هادی‌ مقصودی‌ (متوفی‌ 1320ش‌/ 1941؛ رجوع کنید به ماراش‌، ص‌110ـ 111)، در قازان‌ منتشر شد و در اندك‌ مدتی‌ كسب‌ اعتبار كرد و انتشارش‌ تا 1335/ 1917 ادامه‌ یافت‌. با این‌ روزنامه‌، كه‌ هفته‌ای‌ سه‌ بار منتشر می‌شد، مورخانی‌ چون‌ عبداللّه‌ بطال‌ ـ تایماس‌، هادی‌ اطلسی‌، احمد زكی‌ولیدی‌طوغان‌، و شاعرانی‌ چون‌ ابراهیم‌ قلی‌، شاهد احمد، ضیاء ناصری‌، مجید غفوری‌ و انقلابیونِ بعدی‌ چون‌ فتحی‌ سیفی‌ قزانلی‌ و عالمجان‌ ابراهیموف‌ همكاری‌ می‌كردند (دولت‌، ص‌ 168). یكی‌ از جراید مهم‌ تاتارهای‌ قازان‌، روزنامه‌ وقت‌ بود كه‌ با سرمایه‌ دو برادر، شاكر و ذاكر رمی‌یف‌ ، و سردبیری‌ فاتح‌ كریموف‌، نویسنده‌ و مترجم‌ جدیدی‌ (رجوع کنید به فاتح‌ كریموف‌، مقدمه‌ گوكچك‌ ، ص‌ IX ـ XIV ؛ ماراش‌، ص‌ 101ـ102)، از ذیحجه‌ 1323 تا ربیع‌الا´خر 1336/ فوریه‌ 1906 ـ ژانویه‌ 1918، ابتدا در هر هفته‌ سه‌ شماره‌ و از 1331/1913 به‌ بعد به‌طور روزانه‌ در اورنبورگ‌ منتشر می‌شد و در این‌ دوره‌ دوازده‌ ساله‌، 309 ، 2 شماره‌ از آن‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌ وقت‌ ، كه‌ از نظر شكل‌ در ردیف‌ روزنامه‌های‌ نو قرار داشت‌، به‌ زبان‌ تركی‌ مبتنی‌ بر تركی‌ عثمانی‌ و به‌ شیوه‌ روزنامه‌ ترجمان‌ گاسپرالی‌ (رجوع کنید بهادامه‌ مقاله‌) منتشر می‌شد و یكی‌ از جراید پرخواننده‌ در میان‌ تركان‌ روسیه‌ به‌شمار می‌رفت‌ (دولت‌، ص‌ 169). نویسندگان‌ نوگرای‌ بسیاری‌ در این‌ روزنامه‌ گرد آمده‌ بودند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381). فاتح‌ كریموف‌، كه‌ گرداننده‌ اصلی‌ آن‌ بود، بسیاری‌ از ستونهای‌ آن‌ را با نوشته‌ها و ترجمه‌های‌ خود از زبانهای‌ مختلف‌ پر می‌كرد. از جمله‌ نوشته‌های‌ درخور ذكر وی‌، سلسله‌ گزارشهایی‌ بود كه‌ در دوره‌ جنگ‌ بالكان‌ (رجوع کنید به تدین‌ و احمدی‌، ج‌ 1، ص‌ 247ـ 248؛ د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 5، ص‌ 23ـ25) به‌ مدت‌ چهار ماه‌ (در 1330ـ 1331/ 1912ـ1913) از استانبول‌ به‌ اورنبورگ‌ می‌فرستاد و با عنوان‌ «استانبول‌ مكتوبلاری‌» (نامه‌های‌ استانبول‌) به‌ صورت‌ پاورقی‌ در وقت‌ به‌چاپ‌ می‌رسید. این‌ نامه‌ها در همان‌ سال‌ در اورنبورگ‌ به‌صورت‌ كتاب‌ چاپ‌ شد كه‌ در بردارنده‌ گزارشهای‌ گویایی‌ از برهه‌ای‌ از دوره‌ حاكمیت‌ اتحاد و ترقی‌ در عثمانی‌ است‌ (رجوع کنید بهمنابع‌). كریموف‌ در 1335/1917 از وقت‌ انشعاب‌ كرد و ینگی‌ وقت‌ (وقت‌ جدید) را در اورنبورگ‌ منتشر نمود ( د.ا.ترك‌ ، همانجا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 685). در 18 مه‌ 1906/ 24 ربیع‌الاولی‌ 1324، روزنامه‌ای‌ به‌نام‌ تان‌ییلدیزی‌ (ستاره‌ سحری‌) در قازان‌ منتشر شد كه‌ گروهی‌ از جوانان‌ انقلابی‌، چون‌ آیاز اسحاقی‌، فؤاد توقتاروف (متوفی‌ 1317ش‌/ 1938) و شاكر محمدیاروف‌، در آن‌ مقاله‌ می‌نوشتند. این‌ روزنامه‌، به‌علت‌ درج‌ مطالب‌ و مقالات‌ انتقادی‌ تند، نُه‌ بار توقیف‌ گردید و سرانجام‌، پس‌ از انتشار شماره‌ 64، در 14 نوامبر 1906/ 27 رمضان‌ 1324 (قس‌ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 556 كه‌ به‌ شماره‌ 65، در 16 نوامبر 1906، اشاره‌ كرده‌ است‌) تعطیل‌ شد (دولت‌، ص‌ 169). اَیاز اسحاقی‌، كه‌ دارای‌ تمایلات‌ جدیدی چپ‌ و متمایل‌ به‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ بود (ماراش‌، ص‌ 111)، با همكاری‌ موسی‌ جاراللّه‌ بیگی‌یف‌، روزنامه‌ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌ ایل (وطن‌) را از 1331/ 1913 منتشر كرد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 221). انتشار این‌ جریده‌ ترك‌گرا در پترزبورگ‌، با استقبال‌ ترك‌ یوردو ، هوادار تورك‌ یوردی‌ درنگی‌ (جمعیت‌ میهن‌ ترك‌) در استانبول‌، مواجه‌ شد (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 73). محل‌ انتشار ایل‌ در 1332/ 1914 از پترزبورگ‌ به‌ مسكو انتقال‌ یافت‌ و نویسندگانی‌ چون‌ یوسف‌ آقچورا، موسی‌ جاراللّه‌، ایاز اسحاقی‌، احمد زكی‌ولیدی‌ طوغان‌ و شاكر محمد یاروف‌ با آن‌ همكاری‌ می‌كردند (همانجا). این‌ روزنامه‌، پس‌ از انتشار 89 شماره‌، در 1333/ 1915 تعطیل‌ گردید و جای‌ خود را به‌ روزنامه‌ سوز (سخن‌) داد و آن‌ هم‌ در 1334/1916 جای‌ خود را به‌ بیزنینگ‌ ایل‌ (وطن‌ ما) سپرد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). روزنامه‌ اخیر ــ كه‌ به‌ سردبیری‌ شاكر محمدیاروف‌، وكیل‌ دعاوی‌ تاتار، منتشر می‌شد پس‌ از به‌ حاكمیت‌ رسیدن‌ بلشویكها، توقیف‌ گردید (بنیگسن‌ و لومرسیه‌ كلكژه‌ ، ص‌95؛ دولت‌، ص‌169). افزون‌بر روزنامه‌های‌یادشده‌، تاویش (صدا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ >، ص‌ 552)، ایدیل (نام‌ رود ولگا در تاتاری‌؛ همان‌، ص‌ 217) و حمیت‌ (همان‌، ص‌ 627) از مهم‌ترین‌ نشریات‌ تاتاری‌ قازانی‌ هستند كه‌ از 1323 تا 1325/ 1905ـ1907 منتشر شدند. قورولتای، به‌ سردبیری‌ توقتاروف‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 587) و با همكاری‌ شماری‌ از نویسندگان‌ خواهان‌ خودمختاری‌ ملی‌ ـ مدنی‌، در قازان‌ منتشر می‌شد كه‌ پس‌ از انتشار 67 شماره‌، توقیف‌ گردید (همان‌، ص‌ 311). روزنامه‌ اورال‌ ، به‌ سردبیری‌ حسین‌ یاماشف‌ (متوفی‌ 1330/1912)، از نخستین‌ سوسیال‌ ـ دموكراتهای‌ تاتار، نخستین‌ روزنامه‌ سوسیالیستی‌ تاتاری‌ بود و پس‌ از انتشار 29 شماره‌، توقیف‌ گردید (دولت‌، ص‌169ـ 170). روزنامه‌ قویاش‌ (خورشید)، به‌مدیریت‌ فاتح‌ امیرخان‌ و همكاری‌ عبداللّه‌ توقای‌ (متوفی‌ 1331/1913؛ رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌>، ص‌ 586)، نیز از ذیحجه‌ 1329 تا 1336/ دسامبر 1911ـ 1918 منتشر می‌شد (دولت‌، ص‌ 170). در دوره‌ مورد بحث‌ (1323ـ 1335/ 1905ـ1917)، عمدتاً به‌ سبب‌ مشكلات‌ مالی‌ و تشدید ممیزی‌ پس‌ از استیلای‌ دو باره‌ استبداد در روسیه‌، عمر بیشتر جراید كوتاه‌ بود ( د. اسلام‌ ، همانجا). سرنگونی‌ سلطنت‌ تزاری‌ در فوریه‌ 1917، فصل‌ تازه‌ای‌ در تاریخ‌ مطبوعات‌ مسلمانان‌ روسیه‌ پدید آورد. از جمادی‌الاولی‌ 1335 تا 1339/ فوریه‌ 1917 ـ پایان‌ 1920، تاتارهای‌ قازان‌ 139 عنوان‌ نشریه‌ منتشر می‌كردند (همانجا). افزون‌ بر روزنامه‌هایی‌ چون‌ ییلدیز و قویاش در قازان‌، وقت‌ و ینگی‌وقت‌ در اورنبورگ‌، و طورمش‌ (زندگی‌) در اوفا، ــ كه‌ از پیش‌ منتشر می‌شدند روزنامه‌ اتفاق‌ در 1336/ 1918 در قازان‌ منتشر شد. اَیاز اسحاقی‌ هم‌ ایل‌ را دوباره‌ در مسكو انتشار داد. این‌ روزنامه‌ سه‌بار در هفته‌ منتشر می‌شد و مجموعاً 137 شماره‌ از آن‌ انتشار یافت‌. حُر ملت‌ (ملت‌ آزاد) در ترویتسك؛ اورنبورغ‌ مخبری‌ (مخبر اورنبورگ‌) در اورنبورگ‌، و هفته‌نامه‌ المنبر، به‌ مدیریت‌ موسی‌ جاراللّه‌، در پترزبورگ‌ منتشر می‌شد. چند روزنامه‌ روسی‌ زبان‌ (از جمله‌ < خبر > ، < زمان‌ > ، < مسلمان‌ > ) را نیز مركز موقتی‌ مسلمانان‌ روسیه‌ در 1336/ 1918 در پترزبورگ‌ منتشر می‌كرد. آزاد خلق‌ (خلق‌ آزاد) و قیزیل‌سونگو (نیزه‌ سرخ‌) در آستاراخان‌، جمهوریت‌ در سیمبیرسك‌ (اولیانوفسك‌)، و خبرلر (اخبار) در اورالسك‌ انتشار می‌یافتند. نام‌ بسیاری‌ از جراید دوره‌ مورد بحث‌، گویای‌ بینش‌ و تمایلات‌ سیاسی‌ سازمانها و گروههای‌ ناشر آنهاست‌. قیزیل‌ بایراق‌ (بیرق‌ سرخ‌)، كه‌ در اواخر 1917 در قازان‌ منتشر می‌شد، هوادار سوسیالیستهای‌ مسلمان‌ بود. روزنامه‌ هفتگی‌ ایدیل‌ ـ اورال‌ اولكه‌سی‌ (مملكت‌ ولگا ـ اورال‌) را نیز كمیسری‌ خلق‌ مسلمان‌ كه‌ به‌منظور تأسیس‌ دولت‌ ایدیل‌ ـ اورال‌ تشكیل‌ یافته‌ بود، منتشر می‌كرد. جرایدی‌ هم‌ كه‌ هركدام‌ ناشر افكار و عقاید احزابی‌ چون‌ سوسیال‌ ـ دموكرات‌ و سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ بودند، در شهرهای‌ گوناگون‌ انتشار می‌یافتند. در دوره‌ جنگهای‌ داخلی‌ روسیه‌، در هر یك‌ از مناطق‌ نفوذ سفیدها و سرخها جراید طرفدار آنها منتشر می‌شد. در دوره‌ استقرار حكومت‌ شوروی‌ (1336ـ1344 ( 1304 ش‌ ) / 1918ـ 1925)، در چهل‌ شهر منطقه‌ ولگا اورال‌ در حدود پنجاه‌ روزنامه‌ تبلیغی‌ حزبی‌ منتشر می‌شد كه‌ از آن‌ میان‌ تاتارستان‌ خبرلری‌ (اخبار تاتارستان‌) شایان‌ ذكر است‌. این‌ روزنامه‌ از شماره‌ 476 به‌بعد تاتارستان‌ و از شماره‌ 006 ، 1 به‌بعد قیزیل‌ تاتارستان‌ (تاتارستان‌ سرخ‌) نامیده‌ شد. بیزنینگ‌ بایراق‌ (بیرق‌ ما) نیز، چه‌ از حیث‌ مندرجات‌ و چه‌ از حیث‌ نویسندگان‌، دارای‌ اهمیت‌ بود. ینگی‌ فكر (فكر نو) در اورالسك‌، و قیزیل‌ ایل‌ (میهن‌ سرخ‌) در آستاراخان‌، با همكاری‌ تاتارهای‌ قازان‌ و قزاقها مشتركاً منتشر می‌شدند. در باشقیرستان‌ هم‌ در همین‌ دوره‌ هجده‌ جریده‌، غالباً به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌، انتشار یافت‌ (رجوع کنید بهد.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381ـ382). افزون‌ بر روزنامه‌ها، كه‌ به‌ سبب‌ انعكاس‌ اخبار داخلی‌ و خارجی‌ و پرداختن‌ به‌ مسائل‌ روز مورد توجه‌ عمومی‌ بودند، مجلات‌ نیز به‌مناسبت‌ طرح‌ مباحث‌ گوناگون‌ اختصاصی‌، مخاطبان‌ خاصی‌ را جذب‌ می‌كردند و از حیث‌ آگاهی‌دهی‌ و بالابردن‌ سطح‌ فرهنگ‌ جامعه‌ ارزش‌ داشتند. پس‌ از تقویمهایی‌ كه‌ قیوم‌ ناصری‌ از 1288 تا 1315/ 1871ـ1897 سالانه‌ منتشر می‌كرد و در آنها افزون‌ بر اطلاعات‌ عمومی‌ راجع‌ به‌ تقویم‌، مقالاتی‌ در باره‌ تاریخ‌، جغرافیا، فرهنگ‌ عامه‌ و موضوعاتی‌ از این‌ دست‌ درج‌ می‌نمود ( د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 109)، نخستین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ مرآت‌ یا كوزْگی‌ (آیینه‌) بود كه‌ آن‌ را عبدالرشید ابراهیموف‌ از 1318 تا 1321/1900ـ1903 در پترزبورگ‌ و از 1321 تا 1327/ 1903 تا 1909 در قازان‌ منتشر می‌كرد. از این‌ مجله‌ جمعاً 22 شماره‌ انتشار یافته‌ است‌. ابراهیم‌ ماراش‌ (ص‌ 106) آن‌ را رساله‌ای‌ 22 جزوی‌ به‌شمار آورده‌، اما نادر دولت‌ (ص‌170) بر آن‌ است‌ كه‌ مرآت‌ (یا كوزْگی‌ )، بیشتر به‌ روزنامه‌ شبیه‌ بوده‌ است‌ تا مجله‌. دومین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ اصلاح‌ بود كه‌ فقط‌ چند شماره‌ از آن‌ در 1324ـ 1325/ 1906ـ1907 در آستاراخان‌ انتشار یافت‌ و كم‌وبیش‌ دارای‌ همان‌ حال‌ و هوای‌ مرآت‌ بود (همانجا). نخستین‌ مجله‌ فكری (ادبی‌ ـ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌) تاتارهای‌ ولگا ـ اورال‌، العصرالجدید بود كه‌ كامل‌ مطیعی‌ تحفة‌اللّه‌ آن‌ را از ذیحجه‌ 1323/ ژانویه‌ 1906 به‌طور ماهانه‌ در اورالسك‌ منتشر كرد و در ذیحجه‌ 1324/ ژانویه‌ 1907، بر اثر تشدید فشار، تعطیل‌ شد (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 38). مجله‌ شورا نیز از ذیحجه‌ 1325/ ژانویه‌ 1908، با سرمایه‌ ذاكر و شاكر رمی‌یف‌، در اورنبورگ‌ انتشار یافت‌، اما در ربیع‌الا´خر 1336/ ژانویه‌ 1918، و با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ بلشویكها، از انتشار بازماند. این‌ مجله‌ 32 صفحه‌ای‌ هر پانزده‌ روز یك‌بار و با مدیریت‌ رضاالدین‌ فخرالدین‌ * (متوفی‌ 1315 ش‌/ 1936)، عالم‌ و متفكر متجدد برجسته‌ تاتار (رجوع کنید به ماراش‌، ص‌ 89 91؛ طوغان‌، ص‌ 57)، و همكاری‌ نزدیك‌ فاتح‌ كریموف‌ و نویسندگانی‌ چون‌ موسی‌ جاراللّه‌، برهان‌ شرف‌ (رجوع کنید به دولت‌، ص‌ 171) و هادی‌ اطلسی‌ (همانجا) منتشر می‌شد و یكی‌ از موفق‌ترین‌ و پرخواننده‌ترین‌ مجلات‌ تاتارهای‌ منطقه‌ ولگا ـ اورال‌ بود، چنانكه‌ چاپ‌ شدن‌ مطلبی‌ در آن‌ مایه‌ افتخار نویسنده‌ آن‌ به‌شمار می‌آمد. مقالات‌ دینی‌، ادبی‌، فلسفی‌، علمی‌، فنی‌، اخلاقی‌، تربیتی‌ و تاریخی آن‌، علاوه‌ بر تاتارستان‌، در مناطق‌ ترك‌نشین‌ دیگر، روسیه‌ و حتی‌ عثمانی‌ خوانندگانی‌ داشت‌. از جمله‌ علل‌ گستردگی‌ قلمرو آن‌، افزون‌ بر اهمیت‌ مقالاتش‌، به‌كارگیری‌ زبان‌ متمایل‌ به‌ تركی‌ عمومی‌، ضمن‌ حفظ‌ هویت‌ تاتاری‌، بود و گاهی‌ هم‌ مقالاتی‌ به‌ زبانهای‌ دیگر تركی‌ در آن‌ درج‌ می‌گردید (همانجا). در مقاله‌ای‌ كه‌ در شماره‌ 3 ربیع‌الاول‌ 1331/ 10 فوریه‌ 1913 روزنامه‌ طنین‌ ، چاپ‌ استانبول‌، درج‌ گردیده‌، از مجله‌ شورا به‌عنوان‌ مجله‌ مفید كم‌نظیری‌ سخن‌ رفته‌ است‌ (ن‌. كریموف‌، ص‌ 331). افزون‌ بر مقالات‌ تألیفی‌، به‌ویژه‌ سلسله‌ مقالات‌ تحقیقی‌ خود رضاالدین‌ در باره‌ متفكران‌ و علمای‌ اسلامی‌ ترك‌، ترجمه‌هایی‌ از مطبوعات‌ گوناگون‌، به‌ویژه‌ مطبوعات‌ عربی‌زبانی‌ چون‌ عروة‌الوثقی‌* و المنار و اللواء ، در آن‌ به‌چاپ‌ می‌رسید (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 34). سروده‌های‌ ذاكر رمی‌یف‌ نیز در آن‌ طبع‌ می‌گردید (طوغان‌، ص‌ 58). در شهر اورنبورگ‌، از 1324 تا 1336/ 1906ـ 1918 مجله‌ دیگری‌ منتشر شد كه‌ نامش‌ ابتدا دنیا و معیشت‌ بود و سپس‌ به‌ دین‌ و معیشت‌ تغییر كرد و از نظر مشی‌ در نقطه‌ مقابل‌ مجله‌ شورا قرار داشت‌ ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 384). این‌ مجله‌ منعكس‌كننده‌ دیدگاه‌ علمای‌ سنّتی‌ بود و بیشتر نویسندگانش‌ از علمای‌ قدیمی‌ بودند. در این‌ مجله‌، جدیدیها (رجوع کنید بهجدیدها * ، نهضت‌)، «جوانان‌»، «معلمان‌ بی‌دین‌»، «ترقی‌چیها»، و «فسادانگیزها به‌ بهانه‌ ترقی‌» نامیده‌ می‌شدند (قانلی‌دره‌، 2004، ص‌ 152). مجله‌ یاد شده‌ معمولاً با مطبوعات‌ تاتاری‌ طرفدار اصلاحات‌، همچون‌ شورا، الدین‌ و الادب، العصر الجدید و وقت‌ ، مناظراتی‌ داشت‌ (رجوع کنید به همو، 2005، ص‌ 55 57، 63؛ ماراش‌، ص‌ 22ـ23، 156، 182، 191ـ193). الدین‌ و الادب‌ را عالمجان‌بارودی‌ * (متوفی‌1300ش‌/1921؛ رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 63) از 1324 تا 1335/ 1906ـ1917 به‌طور نامرتب‌ در قازان‌ منتشر می‌كرد (ماراش‌، ص‌ 83 85). از دیگر مطبوعات‌ معتبر منطقه‌ ولگا ـ اورال‌، مجله‌ ادبی‌ انتقادی‌ آنغ‌ (درك‌) بود كه‌ از 1330 تا 1336/ اواخر 1912 ـ اواسط‌ 1918، به‌مدیریت‌ احمدگری‌ حسنی‌ و با همكاری‌ قلمی‌ مورخانی‌ چون‌ عالمجان‌ ابراهیموف‌، هادی‌ اطلسی‌ و عزیز عبیدولّین‌، شاعرانی‌ چون‌ عبداللّه‌ توقای‌، فاتح‌ امیرخان‌، شیخ‌زاده‌بابچ‌ و مجید غفوری‌، كریم‌تنچورین‌ (نمایشنامه‌نویس‌) و برهان‌ شرف‌ (روزنامه‌نگار) با شمارگانی‌ بین‌ 000 ، 2 تا 500 ، 2 نسخه‌ منتشر می‌شد (دولت‌، ص‌ 171ـ172). از مجلات‌ فكاهی‌ و طنز نیز تاتارهای‌ ولگا ـ اورال‌ استقبال‌ می‌كردند. از ده‌ مجله‌ای‌ كه‌ در این‌ زمینه‌ منتشر گردید، این‌ مجلات‌ شایان‌ ذكرند: سارانچا ـ چیكیرتكه‌ (ملخ‌)، مجله‌ای‌ دو زبانه‌ و عمدتاً به‌ زبان‌ روسی‌ كه‌ از 36 صفحه‌ آن‌ تنها 6 صفحه‌اش‌ به‌ تاتاری‌ بود، این‌ مجله‌ در 1324/ 1906 در اورنبورگ‌ به‌چاپ‌ می‌رسید و در مجموع‌، فقط‌ پنج‌ شماره‌ از آن‌ منتشر شد (رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 648)؛ چوقیچ‌ (چكش‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 652)، قاچیرگا (مرغ‌ نوروزی‌)، و یاز(بهار) كه‌ از 1324 تا 1328/ 1906ـ1910، از اولی‌ 78 شماره‌، از دومی‌ شش‌، و از سومی‌ فقط‌ دو شماره‌ انتشار یافت‌ و محل‌ نشر هر سه‌ شهر اورنبورگ‌ بود؛ یالت‌ ـ یولت (درخشش‌) كه‌ به‌ تعداد 123 شماره‌، از 1328 تا 1336/ 1910ـ 1918، در قازان‌ منتشر شد (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 684) و اثرگذارترین‌ مجله‌ فكاهی‌ و طنز این‌ منطقه‌ بود (رجوع کنید به دولت‌، ص‌ 174ـ175). گذشته‌ از مجلات‌ مذكور، این‌ مجلات‌ اختصاصی‌ در منطقه‌ ولگا ـ اورال‌ منتشر می‌شدند: كودكان‌، مانند تربیۀ‌ اطفال‌ (رجوع کنید به> دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ < ، ص‌ 556)، آق‌یول‌ (راه‌ سفید؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 19)، بالالار دنیاسی‌ (دنیای‌ كودكان‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌60)؛ جوانان‌، مانند یش‌ كوچ‌ (نیروی‌ جوان‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 689)، قیزیل‌ یشلر اوجاغی‌ (كانون‌ جوانان‌ سرخ‌)، قیزیل‌ شرق‌ یشلری‌ (جوانان‌ شرق‌ سرخ‌)؛ تعلیم‌ و تربیت‌، مانند تربیه، معارف‌، مكتب‌، معلم‌، اوقوتوجو (معلم‌)، خلق‌ معارفی‌ (معارف‌ خلق‌)؛ زنان‌، مانند سویوم‌ بیكه‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 551)، آزاد خانم‌ (خانم‌ آزاد)، و شرق‌ قیزی‌ (دختر شرق‌؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 382ـ384). در دهه‌ 1370 ش‌/1990، حدود دویست‌ نشریه‌ به‌ زبانهای‌ تاتاری‌، روسی‌ و چوواشی‌ در قازان‌ منتشر می‌شد كه‌ برخی‌ از آنها عبارت‌ بودند از: شهر قزان‌ ، وطنیم‌ تاتارستان‌ (وطنم‌ تاتارستان‌)، رسپوبلیكا تاتارستان‌(جمهوری‌ تاتارستان‌)، معارف‌ ، میراث‌ و ایدیل‌ (د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 136). 2) تاتاری‌ كریمه‌. در میان‌ جراید تاتارهای‌ كریمه‌، ترجمان‌ احوال‌ زمان پروودچیك‌ (كه‌ با عنوان‌ اختصاری‌ ترجمان‌ شناخته‌ می‌شد) از حیث‌ طول‌ مدت‌ انتشار، رهبری‌ جریان‌ جدیدیه‌، گستردگی‌ توزیع‌، و كثرت‌ شمارگان‌، در بین‌ جراید مسلمان‌ روسیه‌ ممتاز و یگانه‌ بود. گاسپرالی‌، مؤسس‌ آن‌، در 1299/1882 اجازه‌ نشر این‌ روزنامه‌ دو زبانه‌ را از وزارت‌ امور داخله‌ روسیه‌ دریافت‌ كرد (گاسپرالی‌، مقدمه‌ آق‌پینار، ص‌ 21ـ 22). بنا بر مفاد این‌ اجازه‌، انتشار روزنامه‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌، به‌ داشتن‌ ضمیمه‌ای‌ به‌ زبان‌ روسی‌ مشروط‌ بود كه‌ در واقع‌، ترجمه‌ روسی‌ نسخه‌ تاتاری‌ و وسیله‌ نظارت‌ بر مطالب‌ مندرج‌ در آن‌ بود (خالد، ص‌ 236؛ سارای‌، ص‌ 23). گاسپرالی‌، پیش‌ از انتشار ترجمان‌ ، برای‌ روزنامه‌ روسی‌ زبان‌ تاوریدا (چاپ‌ در سیمفروپل‌ 1298/ 1881) مقاله‌ می‌نوشت‌ (دولت‌، ص‌ 18). وی‌ مجموعه‌های‌ چهار یا هشت‌ صفحه‌ای‌ روزنامه‌گونه‌ای‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ نیز انتشار داده‌ بود كه‌ نخستین‌ تجاربش‌ در زمینه‌ روزنامه‌نگاری‌ به‌شمار می‌آمد. نخستین‌ مجموعه‌ از مجموعه‌های‌ مورد بحث‌، كه‌ تونغوچ‌ (فرزند ارشد) نام‌ دارد، در صفر 1298/ ژانویه‌ 1881 در پانصد نسخه‌ چاپ‌ سنگی‌ شد و در جمادی‌الا´خره‌/ مه‌ همان‌ سال‌، در چاپخانه‌ نشریه‌ ضیای‌ قافقاسیه‌ در تفلیس‌، چاپ‌ حروفی‌ شد. مجموعه‌های‌ دیگر، به‌ نام‌ شفق‌، قمر، آی‌ (ماه‌)، ییلدیز (ستاره‌)، گونَش‌ (آفتاب‌)، حقیقت، و لاطائل، تا زمانی‌ كه‌ به‌ علت‌ نداشتن‌ اجازه‌ نشر از انتشارشان‌ جلوگیری‌ می‌شد، هرچند گاه‌ منتشر می‌گردیدند (گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 13ـ 18). نخستین‌ شماره‌ ترجمان‌، كه‌ در دو صفحه‌ بود، در جمادی‌الا´خره‌ 1300/ آوریل‌ 1883 در شهر باغچه‌سرای‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ 22). این‌ نشریه‌، كه‌ ابتدا هفتگی‌ بود، از 1321/1903 دو یا سه‌ بار در هفته‌ و از 1330/ 1912 به‌ بعد، روزانه‌ انتشار می‌یافت‌ (د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 388). مطالب‌ هر شماره‌ روزنامه‌، نخست‌ برای‌ بررسی‌ به‌ پترزبورگ‌ فرستاده‌ می‌شد و پس‌ از تأیید، چاپ‌ می‌گردید. از ذیحجه‌ 1301/ سپتامبر 1884 وظیفه‌ بررسی‌ و ممیزی‌ آن‌ به‌ الیاس‌ ایلیچ‌ كازاز سپرده‌ شد كه‌ مفتش‌ دارالمعلمین‌ سیمفروپل‌ و مؤلف‌ چند كتاب‌ درسی‌ برای‌ مدارس‌ تاتاری‌ كریمه‌ بود (گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 28). وی‌ تا انقلاب‌ 1905/ 1323 این‌ وظیفه‌ را داشت‌ و از شوال‌ 1323/ دسامبر 1905، ترجمان‌ بدون‌ ممیزی‌ و ضمیمه‌ روسی‌، انتشار یافت‌ (همان‌، ص‌ 28ـ29؛ عینی‌، ص‌ 801). گاسپرالی‌ با انتشار ترجمان‌ ــ كه‌ به‌قولی‌ همراه‌ افراد خانواده‌اش‌ نویسندگی‌، حروفچینی‌ و توزیع‌ آن‌ را انجام‌ می‌داد و برای‌ عرضه‌ آن‌ و جلب‌ خواننده‌ از كریمه‌ تا قازان‌ و قفقاز و آسیای‌ مركزی‌ سفر می‌كرد (رجوع کنید به گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 27) می‌كوشید مسلمانان‌ سراسر روسیه‌ را، كه‌ غالباً به‌ زبانهای‌ مختلف‌ تركی‌ سخن‌ می‌گفتند، از دنیای‌ نو و هویت‌ خودشان‌ آگاه‌ كند و زمینه‌ فرهنگی‌ لازم‌ را برای‌ اتحاد و ترقی‌ آنان‌ فراهم‌ آورد؛ از این‌رو، ضمن‌ دادن‌ شعار «اتحاد در زبان‌، فكر و عمل‌» كه‌ از ذیقعده‌ 1330/ اكتبر 1912 بر سرلوحه‌ آن‌ افزوده‌ شد (همان‌، ص‌ 29)، از همان‌ سالهای‌ نخست‌ انتشار، از ایجاد زبان‌ ادبی‌ مشترك‌ جدیدی‌، كه‌ برای‌ همه‌ ترك‌زبانان‌ مفهوم‌ باشد، دفاع‌ می‌كرد (رجوع کنید به شیسلر، ص‌ 167، 205). این‌ زبان‌ كه‌ می‌بایست‌ برای‌ اقوام‌ گوناگون‌ ترك‌، از شبه‌جزیره‌ بالكان‌ تا چین‌، مفهوم‌ می‌بود، در ترجمان‌ شكل‌ گرفت‌. این‌ زبان‌ ــ كه‌ مبتنی‌ بر تركی‌ استانبولی‌ و تصفیه‌ شده‌ از عناصر فراوان‌ عربی‌ و فارسی‌ بود، و در قالب‌ جملات‌ كوتاه‌ و ساده‌ ارائه‌ می‌شد برای‌ افراد تحصیل‌كرده‌ در بیشتر سرزمینهای‌ ترك‌نشین‌ نامفهوم‌ بود و تنها خوانندگان‌ ترك‌ اغوز كریمه‌ و آذربایجان‌، كه‌ سواد متوسط‌ داشتند، آن‌ را به‌آسانی‌ در می‌یافتند (فیشر، ص‌ 103). تاتارهای‌ ولگا آن‌ را به‌زحمت‌ می‌فهمیدند و بسیاری‌ از تركان‌ شرقی‌ و شمالی‌ آن‌ را دشوار می‌یافتند (اشوینتوخوفسكی‌، 1995، ص‌ 33؛ همو، 1985، ص‌ 51). اگرچه‌ گاسپرالی‌، برای‌ در امان‌ ماندن‌ از ممیزی‌، سعی‌ در بیان‌ پوشیده‌ افكار و اهداف‌ خود داشت‌، گزارش‌ ایلمینسكی‌ به‌ مقامات‌ تزاری‌ حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ از همان‌ اوایل‌ انتشار ترجمان‌ متوجه‌ شده‌ بوده‌ كه‌ گاسپرالی‌ قصد دارد «زبان‌ عثمانی‌ را زبان‌ مشترك‌ كلیه‌ مسلمانان‌ ترك‌تبار بكند» (رجوع کنید به دولت‌، ص‌20ـ21). از پژوهندگان‌ جدید، لاندو انتشار ترجمان‌ را نخستین‌ حادثه‌ مهم‌ تاریخ‌ پان‌تركیسم‌ دانسته‌ و بر آن‌ است‌ كه‌ اندیشه‌ وحدت‌ تركها به‌واسطه‌ آن‌ در میان‌ اقلیتهای‌ ترك‌تبار روسیه‌ گسترش‌ پیدا كرد (رجوع کنید به ص‌10). ترجمان‌ به‌تدریج‌ یكی‌ از پرطرفدارترین‌ جراید جهان‌ اسلام‌ شد (بنیگسن‌ و براكس‌آپ‌ ، ص‌ 154؛ خالد، ص‌ 134). این‌ روزنامه‌ در 1302/ 1885 در حدود هزار مشترك‌ داشت‌، كه‌ از آن‌ میان‌ سیصد نفر در كریمه‌ و سیصد نفر از مسلمانان‌ منطقه‌ ولگا بودند. شمار مشتركان‌ آن‌ در 1325/1907 به‌ پنج‌هزار تن‌ ارتقا یافت‌. در 1330/1912، این‌ روزنامه‌ نه‌ تنها در امپراتوری‌ روسیه‌، بلكه‌ در استانبول‌، قاهره‌، كاشغر و هندوستان‌ نیز خواننده‌ داشت‌ (فیشر، ص‌ 103؛ دولت‌، ص‌ 189). شیسلر آن‌ را مؤثرترین‌ روزنامه‌ در میان‌ جرایدِ منتشر شده‌ در میان‌ تركان‌ به‌ شمار آورده‌ است‌ (ص‌ 167، 205) و بنا به‌ نظر بنیگسن‌ و براكس‌آپ‌، حلقه‌ رابط‌ مسلمانان‌ روسیه‌ با دیگر نقاط‌ دارالاسلام‌ بود (ص‌ 155). اخباری‌ از ترجمان‌ در بعضی‌ از جراید ایران‌، همچون‌ روزنامه‌ ناصری‌ (س‌ 4، ش‌ 4 [20 ذیقعده‌ 1314 (، ص‌ 5 6) و عدالت‌ (س‌ 2، ش‌ 31 ) 23 ذیقعده‌ 1324 ] )، هر دو چاپ‌ تبریز، نقل‌ می‌شد. میرزاحسن‌ رشدیه‌ * نیز دو مطلب‌ ترجمان‌ را ترجمه‌ كرد كه‌ در شماره‌ 341 (23 رمضان‌ 1322/ اول‌ دسامبر 1904) روزنامه‌ تربیت‌ ذكاءالملك‌ به‌چاپ‌ رسید. انتشار ترجمان‌ در قفقاز جنوبی‌، بر گرایش‌ مطبوعات‌ مسلمانان‌ این‌ منطقه‌ به‌ زبان‌ تركی‌ عثمانی‌ تأثیر بارزی‌ نهاد. حسن‌بیگ‌ زردابی‌، ناشر اكینچی‌ (نخستین‌ روزنامه‌ تركی‌زبان‌ مستقل‌ مسلمانان‌ روسیه‌)، از این‌ جریان‌ به‌ سبب‌ تصنعی‌ كردن‌ زبان‌، انتقاد كرده‌ است‌ (اشوینتوخوفسكی‌، 1995، ص‌ 33؛ همو، 1985، ص‌ 51). شیسلر (ص‌ 168) از كمك‌ مالی‌ حاجی‌ زین‌العابدین‌ تقی‌یف‌ برای‌ انتشار ترجمان‌ ، سخن‌ گفته‌ و از آقچورا نقل‌ كرده‌ كه‌ تقی‌یف‌ پیرو گاسپرالی‌ بوده‌ است‌. از تأثیر مطبوعات‌ تاتاری‌، به‌ویژه‌ ترجمان‌ ، بر نهضت‌ جدیدها و روزنامه‌نگاری‌ و ادبیات‌ و مسائل‌ روشنفكری‌ در آسیای‌ مركزی‌ نشانه‌هایی‌ در دست‌ است‌. ادیب‌ خالد، با اشاره‌ به‌ این‌ نكته‌ كه‌ در 1302/ 1885 ترجمان‌ دویست‌ خواننده‌ در آسیای‌ مركزی‌ داشته‌، بر انعكاس‌ تأثیر آن‌ بر روشنفكران‌ و جدیدیهای‌ برجسته‌ آن‌ خطه‌ تأكید كرده‌ است‌ (ص‌ 90، 121). وی‌ از تأثیر این‌ روزنامه‌ بر شخصیتهای‌ سیاسی‌ و ادبی‌ آسیای‌ مركزی‌، همچون‌ محمود خواجه‌ بهبودی‌ (ص‌80)، عبداللّه‌ اولانی‌ ؛ ص‌ 96) و حمزه‌ حكیم‌زاده‌ نیازی‌ * (متوفی‌ 1308 ش‌/ 1929؛ ص‌97)، سخن‌ گفته‌ است‌. صدرالدین‌ عینی‌ * ، می‌نویسد هنگامی‌ كه‌ در مدرسه‌ای‌ در بخارا تحصیل‌ می‌كرده‌ (اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ اواخر قرن‌ نوزدهم‌)، روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ ترجمان‌ را دیده‌ كه‌ چون‌ خود به‌ زبان‌ تاتاری‌ كریمه‌ آشنایی‌ نداشته‌، آن‌ را به‌كمك‌ یكی‌ از همدرسانش‌ خوانده‌ است‌ (رجوع کنید به عینی‌، ص‌ 369ـ370). در كنار ترجمان‌ سه‌ مجله‌ نیز، كه‌ به‌نوعی‌ وابسته‌ به‌ آن‌ بودند، انتشار یافتند: 1) مجله‌ مصور عالم‌ نسوان‌ كه‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ و حقوق‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ آنان‌ و مسائل‌ خانوادگی‌ می‌پرداخت‌. این‌ مجله‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1325ـ 1328/ 1907ـ1910 به‌ مدیریت‌ شفیقه‌خانم‌، دختر گاسپرالی‌، منتشر می‌شد (گاسپرالی‌، مقدمه‌ آق‌پینار، ص‌ 36)، نخستین‌ مجله‌ زنان‌ در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ بود ( د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 13، ص‌ 393)؛ 2) مجله‌ عالم‌ صبیان‌ كه‌ نخستین‌ مجله‌ كودكان‌ در میان‌ مسلمانان‌ روسیه‌ بود و از 1324 تا 1333/ 1906ـ 1915 هر پانزده‌ روز یك‌ بار انتشار می‌یافت‌؛ 3) مجله‌ ها!ها!ها! ، نخستین‌ مجله‌ فكاهی‌ در كریمه‌، كه‌ به‌همت‌ گاسپرالی‌ منتشر می‌گردید و با درج‌ طنزهای‌ تصویری‌ (كاریكاتور) و مطالب‌ منثور و منظوم‌ فكاهی‌ و طنز، قدیمیان‌ محافظه‌كار را به‌ سخره‌ می‌گرفت‌ (دولت‌، ص‌ 191). ظاهراً از این‌ مجله‌ بیش‌ از پنج‌ شماره‌، در 1324/1906، منتشر نشده‌ است‌ (گاسپرالی‌، همانجا). گاسپرالی‌ روزنامه‌ای‌ نیز به‌نام‌ ملت‌ در 1324/1906 منتشر كرد. وی‌ در مقابل‌ روزنامه‌ وطنْ خادمی‌ (خادم‌ وطن‌)، كه‌ ناشر افكار سازمان‌ گنج‌ تاتارلر (تاتارهای‌ جوان‌) بود، ملت‌ را منتشر كرد. شعار روزنامه‌ وطن‌ خادمی‌ ، «حب‌الوطن‌ من‌ الایمان‌» بود (فیشر، ص‌ 106). گنج‌ تاتارلر متشكل‌ بود از گروهی‌ از جوانان‌ روشنفكر تاتار كریمه‌ كه‌ برخی‌ شیوه‌های‌ مبارزاتی‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ روس‌ را پذیرفته‌ و به‌ حكومت‌ تزاری‌ اعلان‌ جنگ‌ داده‌ بودند و گاسپرالی‌ را متهم‌ به‌ محافظه‌كاری‌ می‌كردند (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 105؛ گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 34؛ د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 459). شعار روزنامه‌ ملت‌ بعدها «اتحاد در زبان‌، فكر و عمل‌» شد. گفتنی‌ است‌ كه‌ حسن‌ صبری‌ عیوضوف‌ (متوفی‌ 1315 ش‌/ 1936)، كه‌ سردبیر وطن‌ خادمی‌ بود، در 1326/1908 از آن‌ كناره‌گیری‌ كرد و سردبیر ملت‌ شد. ملت‌ در 1328/1910 توقیف‌ گردید (رجوع کنید به دولت‌، ص‌189ـ 190)، ولی‌ همكاری‌ عیوضوف‌ با گاسپرالی‌ ادامه‌ یافت‌ و پس‌ از درگذشت‌ گاسپرالی‌ در 1332/ 1914، وی‌ ترجمان‌ را تا 1336/ 1918 منتشر كرد (همان‌، ص‌ 189؛ گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 33ـ 34). در 1335/1917، روزنامه‌ ملت‌ چندی‌ نیز ناشر افكار كمیته‌ اجرایی‌ مسلمانان‌ كریمه‌ شد. قریم‌اوجاغی‌ (اجاق‌ كریمه‌) و گولوس‌ تاتار (صدای‌ تاتار)، كه‌ نسخه‌ روسی‌ ملت‌ بود، هر دو در 1336/1918 منتشر شدند. ملت‌ایشی‌ (كار ملت‌) در 1336/ 1918 و آل‌بایراق‌، كه‌ ناشر افكار سوسیالیستهای‌ ملی‌گرای‌ تاتار بود، ظاهراً در همان‌ سال‌ انتشار یافت‌. ینی‌دنیا (دنیای‌ نو) كه‌ ابتدا، از طرف‌ كمیسری‌ امور مسلمانان‌، در مسكو منتشر می‌شد، به‌ كریمه‌ منتقل‌ گردید. قریم‌ مسلمانلاری‌ صداسی‌ (صدای‌ مسلمانان‌ كریمه‌) در 1338/1920 و یاش‌قوت‌ (نیروی‌ جوان‌) در 1301 ش‌/1922 انتشار یافتند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌388). منابع‌: (1) آلكساندر بنیگسن‌ و ماری‌ براكس‌آپ‌، مسلمانان‌ شوروی‌: گذشته‌، حال‌ و آینده‌ ، ترجمه‌ كاوه‌ بیات‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ (2) ناصرالدین‌ پروین‌، تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ ایرانیان‌ و دیگر پارسی‌نویسان‌ ، ج‌ 1، تهران‌ 1377 ش‌؛ (3) احمد تدین‌ و شهین‌ احمدی‌، فرهنگ‌ تاریخ‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ (4) عبدالهادی‌ حائری‌، «مفهوم‌ نوین‌ آزادیهای‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ در نوشته‌های‌ پارسی‌ آسیای‌ میانه‌»، فصلنامه‌ مطالعات‌ تاریخی‌ ، سال‌ 1، ش‌ 3 (پاییز 1368)؛ (5) رحیم‌ رئیس‌نیا، «گذری‌ بر اندیشه‌ها و آثار عباسقلی‌ آقاقدسی‌ (باكیخانوف‌)»، تاریخ‌ روابط‌ خارجی‌ ، سال‌ 3، ش‌ 12 (پاییز 1381)؛ (6) دوران‌ عاشورف‌، فرهنگ‌ روزنامه‌ها و مجله‌های‌ تاجیكستان‌ ، دوشنبه‌ 1999؛ (7) صدرالدین‌ عینی‌، یادداشت‌ها ، چاپ‌ سعیدی‌ سیرجانی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ (8) كستنكوكاپیتان‌ اتاماژور، شرح‌ آسیای‌ مركزی‌ و انتشار سیویلیزاسیون‌ روسی‌ در آن‌ با نقشه‌ ممالك‌ آسیای‌ مركزی‌ ، ترجمه‌ ماردروس‌ داود خانف‌، به‌ اهتمام‌ مؤتمن‌السلطان‌ صنیع‌الدوله‌، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ 1383 ش‌؛ (9) Nazim Akhundov, Sanadlarin diliila , Baku 1980; (10) Azarbayjan tarikhi , ed. Suleyman Alyarli, Baku 1996; (11) Abdullah Battal-Taymas, Kazan Turkleri: Turk tarihinin hazln yapraklari, Ankara 1988; (12) Alexandre Bennigsen and Chantal Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russie avant 1920, Paris 1964; (13) Nadir Devlet, Rusya turklerinin milli mucadele tarihi: 1905-1917 , Ankara 1990; (14) EI 2 , s.v. "Djarida. IV: Muslim press of Russia and the Soviet Union" (by Ch. Quelquejay); (15) Ensiklopediyayi Savetii Tajik , Dushanbe 1978-1988; (16) Alan Fisher, The Crimean Tatars , Stanford, Calif, 1987; (17) Ismail Gasprali, Secilmis eserleri , ed. y. Akpinar, Istanbul 2004; (18) Great Soviet encyclopedia , New York 1973-1983, s. v. "Caucasian War of 1817-64" (by A. G. Kavtaradze) ; (19) IA , s. v. "Matbuat. II: Tukler" (by R. Rahmeti Arat) ; (20) Ahmet Kanlidere, Kadimle cedid araslnda Musa Carullah, hayatl, eserleri, fikirleri , Istanbul 2005; (21) idem, "Sovet ve turk tarih yazicilignda Rusya musulmanlarinin dusunce tarihi", Turkiye arastlrmalarl literatur dergisi , vol.2, no.1 (2004); (22) N. Karimov, "XX asr bashlaridagi tarikhi vaziiat va jadidchilik harakatining vujudga kelishi", in Jadidchilik: islahat, yanqilanish, mustaqillik va taraqqyat uchun kurash , ed. D. A. Alimova et al ., Tashkant, Tashkant University, 1999; (23) Fatih Kerimov, Istanbul mektuplari, Istanbul 2001; (24) Adeeb Khalid, The politics of Muslim cultural reform: Jadidism in Central Asia , Berkeley 1998; (25) M. Jacob Landau, Pan- Turkism: from irredentism to cooperation , London 1995; (26) Ibrahim Maras, Turdunyaslnda dini yenilesme: 1850-1917 , Istanbul 2002; (27) Mehmed Saray, Gasplrali Ismail bey'den Ataturk'e Turk dunyaslnda dil ve Kultur birligi , Istanbul 2003; (28) Holly Shissler, Iki imparatorluk araslnda Ahmet Agaoglu ve yeni Turkiye , tr. Taciserulas Belge, Istanbul 2005; (29) Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: a borderland in transition , New York 1995; (30) idem, Russian Azarbaijan, 1905-1920: the shaping of national identity in a Muslim community , Cambridge 1985; (31) Tatarskiy Ensiklopedicheskiy slovar , ed. M. H. Hasanov, Kazan 1999 ; (32) Ahmed Zeki Velidi Togan, Hatiralarim , Istanbul 1969; (33) TDVI A , s. vv. "Balkan savasi " (by Cevdet Kucuk), "Gaspirali, Ismail Bey" (by Hakan Kiriml), "Kayyum Nasiri" (by Ismail Turkoglu-Ibrahim Maras), "Kazan" (by Isamil Turkoglu), "Kirim. Rus idaresi donemi" (by Hakan Kirimli); (34) Uzbek Savet Ensiklopediyasl, Tashkent 1971- 1980. / رحیم‌ رئیس‌نیا / تصاویر این مدخل:ترکستان ولایتی نینگ گزیتی (ش28، 15 آوریل 1912)نخستین شماره ترجمان (جمادی الآخره 1300/آوریل 1883) منبع: A.Bennigsen & Ch.Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russic avant 1920, paris 1964,p.38 "> را در ذیحجه‌ 1243/ ژوئن‌ 1828، چند ماه‌ پس‌ از انعقاد عهدنامه‌ تركمان‌ چای‌ * (5 شعبان‌ 1243)، در قفقاز جنوبی‌ منتشر كرد. سردبیر آن‌ پ‌.س‌. سانكوفسكی‌ (متوفی‌ 1832/ 1247)، از دوستان‌ پوشكین‌، شاعر و نویسنده‌ نامدار روس‌، بود. پس‌ از انتشار این‌ روزنامه‌، حكومت‌ روسیه‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌، برای‌ ایجاد ارتباط‌ با مردم‌ منطقه‌، ضمیمه‌هایی‌ به‌ زبانهای‌ محلی‌ برای‌ همان‌ روزنامه‌ منتشر سازد. نخست‌ ضمیمه‌ گرجی‌ منتشر شد و پس‌ از تأسیس‌ چاپخانه‌ای‌ كه‌ حروف‌ فارسی‌ و عربی‌ داشت‌ در جمادی‌الا´خره‌ 1244/ دسامبر 1828 در تفلیس‌، ضمیمه‌ای‌ نیز به‌ زبان‌ فارسی‌ در 1245/1829 منتشر گردید (آخوندوف‌ ، ص‌ 4، 8). دلیل‌ انتشار دومین‌ ضمیمه‌ به‌ فارسی‌، این‌ بود كه‌ از صدها سال‌ پیش‌ از استیلای‌ روسیه‌ بر قفقاز و چندین‌ دهه‌ پس‌ از آن‌، زبان‌ فارسی‌ زبان‌ فرهنگی‌ و مذهبی‌ اقوام‌ مسلمان‌ قفقاز به‌ شمار می‌رفت‌ و از همین‌رو، از میان‌ انبوه‌ زبانهای‌ متداول‌ در میان‌ مسلمانان‌ امپراتوری‌ تزاری‌، فارسی‌ انتخاب‌ شد (پروین‌، ج‌ 1، ص‌ 326). روزن‌ ــ كه‌ از ربیع‌الا´خر 1247/ سپتامبر 1831 به‌ فرماندهی‌ كل‌ قوای‌ قفقاز منصوب‌ گردیده‌ بود (< دایرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروی‌ >، ج‌ 11، ص‌ 202ـ203) در نامه‌ای‌ به‌ وزارت‌ معارف‌ روسیه‌ (در اواسط‌ 1247/ پایان‌ 1831)، نوشت‌ كه‌ بر اساس‌ دستور سَلَف‌ خودش‌، ژنرال‌ پاسكویچ‌ ، ضمیمه‌ < اخبار تفلیس‌> به‌زبان‌ فارسی‌ منتشر می‌شود، اما بهتر است‌ این‌ ضمیمه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ (تركی آذربایجانی‌) منتشر گردد. ظاهراً به‌ علت‌ همین‌ پیشنهاد، ضمیمه‌ تركی آذربایجانی به نام در 1248/1832 جانشین‌ ضمیمه‌ فارسی‌ شد (آخوندوف‌، ص‌ 6ـ7). عباسقلی‌آقا قدسی‌، معروف‌ به‌ باكیخانوف‌ (متوفی‌ 1263/ 1847)، كه‌ در آن‌ سالها مترجم‌ زبانهای‌ شرقی‌ در دفترخانه‌ فرمانداری‌ كل‌ قفقاز بود (رئیس‌نیا، ص‌ 191)، ضمن‌ همكاری‌ با < اخبار تفلیس‌ > (آخوندوف‌، ص‌ 17)، به‌ انتشار ضمیمه‌ تركی آذربایجانی‌ نیز كمك‌ می‌كرد (همان‌، ص‌ 5) و حتی‌ به‌ احتمالی‌ سردبیر آن‌ بود (رجوع کنید به < تاریخ‌ آذربایجان‌ > ، ص‌ 759). در پرونده‌ همین‌ ضمیمه‌ها، نامه‌ای‌ از میرزا بزك‌ (مباشر امور سفارت‌ و كنسولگری‌ روسیه‌) به‌ دفترخانه‌ دیپلماتیك‌، به‌ تاریخ‌ رمضان‌ 1246/ مارس‌ 1831، وجود دارد كه‌ در آن‌ پیشنهاد شده‌ است‌ نسخه‌ای‌ از < اخبار تفلیس‌ > به ‌طور مرتب‌ برای‌ محمدخان‌ زنگنه‌، رئیس‌ قشون‌ و پیشكار و والی‌ آذربایجان‌ در زمان‌ سلطنت‌ فتحعلی‌شاه‌ و محمدشاه‌ قاجار، فرستاده‌ شود، زیرا وی‌ شاه‌ را با مطالب‌ و مضامین‌ آن‌ آشنا خواهد كرد (آخوندوف‌، ص‌ 5). هیئتی‌ نظامی‌ تمام‌ مطالب‌ این‌ روزنامه‌ و ضمیمه‌های‌ آن‌ را ــ كه‌ غالباً ترجمه‌ مطالب‌ و مقالات‌ مندرج‌ در اصل‌ روزنامه‌ بود تهیه‌ و بررسی‌ و ممیزی‌ می‌كرد. این‌ مطالب‌ مشتمل‌ بود بر: اخبار عطایای‌ تزاری‌ به‌ مسلمانان‌ ماورای‌ قفقاز، امریه‌ها و ابلاغها، اعلانهای‌ مربوط‌ به‌ ولایت‌ قفقاز، اخبار داخلی‌ و خارجی‌، اخبار و گزارشهای‌ جنگی‌، و اخبار و اطلاعاتی‌ كه‌ قفقازیها، و به‌ویژه‌ مسلمانان‌آن‌ منطقه‌، را برای‌ اخذ فرهنگ ‌و تمدن‌ اروپایی‌ تشویق‌ می‌كرد (همان‌، ص‌ 7، 9). روزنامه‌ < اخبار تفلیس‌ > و ضمیمه‌هایش‌ اندكی‌ پس‌ از درگذشت‌ سانكوفسكی‌، تعطیل‌ شد (همان‌، ص‌ 8). باتوجه‌ به‌ مطالب‌ این‌ روزنامه‌ و ضمیمه‌هایش‌ و ممیزی اعمال‌ شده‌ بر آنها، باید آن‌ را نشریه‌ای‌ رسمی‌ و دولتی‌ قلمداد كرد ( < تاریخ‌ آذربایجان> ، ص‌760). روزنامۀ < پیک ماورای قفقاز> هم، که در فاصلۀ سالهای 1257 تا 1262/1841- 1846 به زبان تاتاری‌ (تركی‌ آذربایجانی‌) داشت‌ كه‌ در آن‌ برخی‌ اخبار حكومتی‌ و نوشته‌های‌ اجتماعی‌ و نیز اطلاعات‌ تجاری‌ درج‌ می‌گردید؛ اما، این‌ ضمیمه‌ یك‌ ورقی‌ را، كه‌ ناشیانه‌ ترجمه‌ و تدوین‌ می‌شد، نمی‌توان‌ نشریه‌ای‌ معتبر به‌شمار آورد (همانجا). پس‌ از تعطیل‌ ضمیمه‌های‌ < اخبار تفلیس‌ > و حتی‌ ورقه‌ پیوستی < پیك‌ ماورای‌ قفقاز >، سالها در سراسر روسیه‌ هیچ‌ روزنامه‌ و نشریه‌ای‌ به‌ زبانهای‌ مسلمانان‌ آنجا منتشر نشد، تا آنكه‌ روزنامه‌ < اخبار تركستان‌ > به‌ زبان‌ روسی‌، با ضمیمه‌ای‌ به‌ نام‌ تركستان‌ ولایتی‌ نینگ‌گزیتی‌ (روزنامه‌ ولایت‌تركستان‌)، از طرف‌ دفتر كنستانتین‌ پتروویچ‌ كاوفمان‌، فرماندار كل‌ تركستان‌، و به‌فرمان‌ وی‌ در ژوئیه‌ 1870/ ربیع‌الا´خر 1287 در تاشكند منتشر شد ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ د. تاجیكی‌ ، ج‌ 7، ص‌ 447). این‌ ضمیمه‌ هم‌ دارای‌ دو چاپ‌ بود؛ یك‌ هفته‌ به‌ زبان‌ سارتی‌ و هفته‌ دیگر به‌ زبان‌ قزاقی‌ انتشار می‌یافت‌. زبان‌ سارتی‌ از عناصر تركی‌ و فارسی‌ تشكیل‌ شده‌ كه‌ البته‌ عناصر تركی‌، به‌ویژه‌ ازبكی‌، در آن‌ غلبه‌ دارد و زبان‌ گروهی‌ از جمعیت‌ یكجانشین‌ ماوراءالنهر است‌ (خالد، ص‌199ـ 201؛ كستنكو، ص‌109ـ110؛ گاسپرالی‌، ص‌246، پانویس‌؛ د.تاجیكی‌ ، ج‌ 6، ص‌609). ضمیمه‌ قزاقی‌ چندان‌ دوام‌ نیاورد و پس‌ از تعطیل‌ شدن‌ آن‌ در 1300/ 1883، انتشار ضمیمه‌ سارتی‌ به‌طور هفتگی‌ ادامه‌ یافت‌ و تا انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌، كه‌ آغاز دوره‌ نشر مطبوعات‌ ملی‌ در آسیای‌ مركزی‌ به‌شمار می‌رود، تنها روزنامه‌ به‌زبان‌ محلی‌ در آنجا بود. سردبیر این‌ ضمیمه‌ ابتدا شاه‌ مردان‌ ابراهیموف‌، از تاتارهای‌ اورنبورگ‌، بود كه‌ به‌عنوان‌ مترجم‌ در فرمانداری‌كل‌ تركستان‌ كار می‌كرد. هدف‌ از انتشار این‌ روزنامه‌، مانند روزنامه‌های‌رسمی‌ منتشرشده‌ در دیگر مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌، آن‌ بود كه‌ مضمون‌ فرمانها و مقررات‌ و اعلانها و نیز گزارشهای‌ فتوحات‌ جدید به‌ اطلاع‌ مأموران‌ و قشرهایی‌ از مردم‌ محلی‌ برسد. این‌ مطالبِ رسمی خشك‌ و خسته‌كننده‌، معمولاً با چاپ‌ افسانه‌هایی‌ از هزار و یك‌ شب‌ و اخبار جسته‌ و گریخته‌ای‌ از مطبوعات‌ روسی‌ تلطیف‌ می‌شد. < روزنامه‌ولایت‌ تركستان‌ > ، حتی‌ از اوایل‌ دهه‌ 1290/ اواسط‌ دهه‌ 1870، درج‌ نوشته‌های‌ خوانندگان‌ و نیز چاپ‌ اطلاعات‌ مفیدی‌ در باره‌ جغرافیای‌ جهان‌ و دولتهای‌ بزرگ‌، اختراعات‌ جدید و معرفی‌ جلوه‌های‌ جهان‌ نو را آغاز كرد. ابراهیموف‌، كه‌ در 1297/ 1879 به‌ اروپا سفر كرده‌ بود، سفرنامه‌ خود را در این‌ نشریه‌ به‌ چاپ‌ رساند و بدین‌ترتیب‌، برای‌ خوانندگان‌ امكان‌ آشنایی‌ نسبی‌ با تمدن‌ و فرهنگ‌ و زندگی‌ اروپایی‌ را فراهم‌ آورد. خوانندگان‌ هم‌ معمولاً درباره‌ نارساییهای‌ محیط‌ زندگیشان‌ می‌نوشتند و مطالبشان‌ هشداردهنده‌ و بیدار كننده‌ بود (خالد، ص‌ 85 86). در 1300/1883، محمدحسن‌چانیشِف‌، به‌جای‌ ابراهیموف‌، سردبیر < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > شد كه‌ او نیز در اواسط‌ همین‌ سال‌ جای‌ خود را به‌ نیكلای‌ پتروویچ‌ آسترائوموف‌ داد ( د. ازبكستان‌ شوروی‌ ، ج‌ 11، ص‌370). آسترائوموف‌ از شاگردان‌ ایلمینسكی‌ (رجوع کنید به جدیدها، نهضت‌ * ) در دانشگاه‌ قازان‌ بود و از 1294/ 1877 بازرس‌ مدارس‌ و مدیر كالج‌ معلمان‌ تركستان‌ و گیمنازیای‌ (دبیرستان‌) تاشكند شده‌ بود و با زبانهای‌ عربی‌ و تركی‌ و نیز دین‌ اسلام‌ آشنایی‌ داشت‌. او از مبلّغان‌ مسیحی‌ بود و انجیل‌ را به‌ زبان‌ تركی‌ جغتایی‌ چاپ‌ كرده‌ بود (خالد، ص‌87). < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > برای‌ آسترائوموف‌ ابزار پیشبرد اهداف‌ سیاسی‌اش‌ بود. از نظر او، بهتر بود كه‌ مردم‌، به‌جای‌ آنكه‌ در باره‌ مسائل‌ خویش‌ در خفا بحث‌ كنند، زیرنظر شخص‌ او بحث‌ نمایند (همان‌، ص‌ 88). وی‌ تلاش‌ می‌كرد نویسندگان‌ تازه‌كار محلی‌ را جلب‌ و آنها را به‌سویی‌ هدایت‌ كند كه‌ می‌توان‌ آن‌ را «روشنگری‌ محتاطانه‌» و نظارت‌ شده‌ خواند (همانجا). او ارتباطات‌ گسترده‌ای‌ با بسیاری‌ از روشنفكران‌ آسیای‌ مركزی‌ و خارج‌ از آن‌ داشت‌، چنانكه‌ برخی‌ از نوشته‌های‌ اولیه‌ محمودخواجه‌ بهبودی‌ * ، از سران‌ جدیدیه‌، را در این‌ روزنامه‌ منتشر می‌كرد (همان‌، ص‌80) و مكاتبات‌ دوستانه‌اش‌ با اسماعیل‌ گاسپرالی‌ * / گاسپرینسكی‌ ، رهبر جنبش‌ جدیدیه‌ ــ كه‌ هم‌زمان‌ با انتصاب‌ وی‌ به‌ سردبیری‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > انتشار روزنامه‌ ترجمان‌ را آغاز كرده‌ بود سالها ادامه‌ یافت‌ (همان‌، ص‌ 89). سرانجام‌، جدیدیها اداره‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > را در اواسط‌ مارس‌ 1917، اندكی‌ پس‌ از وقوع‌ انقلاب‌ در روسیه‌، در دست‌ گرفتند (همان‌، ص‌ 249). منوّرقاری‌، از جدیدیهای‌ معروف‌ آسیای‌ مركزی‌، به‌ سردبیری‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > ــ كه‌ از آن‌ پس‌ نجات‌ نامیده‌ شد انتخاب‌ گردید (همانجا). این‌ جریده‌ اگرچه‌ ترجمان‌ فرمانداری‌ كل‌ تركستان‌ و ابزار پیشبرد سیاست‌ استعماری‌ حكومت‌ تزاری‌ بود، در ترویج‌ تمدن‌ و فرهنگ‌ و صنایع‌ و فنّاوری‌ جدید و نیز ترجمه‌ و انتشار و معرفی‌ آثار نمایندگان‌ ادبیات‌ جدید روس‌، چون‌ كریلوف‌ ، پوشكین‌، گوگول‌، تورگنیف‌ و تولستوی‌، نقش‌ مهمی‌ داشت‌ ( د. ازبكستان‌ شوروی‌ ، همانجا). ضمیمه‌های‌ جراید روسی پیش‌ گفته‌ را، چون‌ وابسته‌ به‌ جراید رسمی‌ و حكومتی‌ روسیه‌ بودند و سردبیری‌ و ویرایش‌ و ممیزی‌ آنها را كارگزاران‌ دولتی‌ روسیه‌ برعهده‌ داشتند، نمی‌توان‌ جراید مردم‌ مسلمان‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ به‌شمار آورد. جریده‌نگاری‌ در مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌، به‌ سبب‌ همانندی‌ سیاست‌ حاكمیت‌ در آن‌ نواحی‌ و اوضاع‌ كمابیش‌ یكسان‌ و تأثیر رویدادهای‌ مهمی‌ چون‌ انقلابهای‌ 1905ـ1907 و فوریه‌ و اكتبر 1917 و حوادث‌ پس‌ از آن‌ در سرنوشت‌ نظام‌ حاكم‌ بر روسیه‌ و مناسبات‌ بین‌ حاكمان‌ و مردم‌، روی‌ هم‌ رفته‌ مراحل‌ مشابهی‌ داشته‌ است‌ بدین‌ قرار: 1) مرحله‌ نخست‌، كه‌ تا انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌ ادامه‌ یافت‌ و دوره‌ خفقان‌ و ركود بود. در این‌ مرحله‌، علاوه‌ بر جراید دولتی‌ یاد شده‌، مسلمانان‌ روسیه‌ تنها هشت‌ روزنامه‌ غیروابسته‌ شایان‌ ذكر را منتشر كردند: پنج‌ جریده‌ اكینچی‌ ، ضیاء ، ضیاء قافقاسیه‌ ، كشكول‌ ، شرق‌ روس‌ به‌ زبان‌ تركی‌ آذربایجانی‌؛ ترجمان‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌؛ دالاولایتی‌ ، به‌زبان‌ قزاقی‌ (قرقیزی‌) و نور به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا). 2) مرحله‌ بین‌ انقلاب‌ مشروطه‌ 1905/ 1323 تا انقلاب‌ فوریه‌ 1917/ جمادی‌الاولی‌ 1335. در این‌ دوره‌، به‌ویژه‌ پس‌ از انتشار بیانیه‌ اكتبر 1905/ شعبان‌ 1323، كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ برای‌ همه‌ مردم‌ روسیه‌ آزادی‌ بیان‌ و قلم‌ و مطبوعات‌ به‌رسمیت‌ شناخته‌ شد، نشریات‌ ادواری‌ بسیاری‌ با عقاید سیاسی‌ مختلف‌، از محافظه‌كار دست‌ راستی‌ تا سوسیالیست‌ دست‌ چپی‌، منتشر شد. این‌ دوره‌ كوتاه‌ اما آكنده‌ از تحولات‌ ــ كه‌ رحمتی‌آرات‌ آن‌ را دوره‌ ملی‌ اجتماعی‌ نامیده‌ است‌ (رجوع کنید به د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌380) بر مطبوعات‌ روسیه‌ و از جمله‌ بر جراید مسلمانان‌ آن‌ منطقه‌ تأثیر عمیق‌ گذاشت‌ (رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌). بنا به‌ برآوردی‌، در این‌ دوره‌ حدود 160 نشریه‌ ادواری‌ به‌ زبانهای‌ رایج‌ در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ منتشر شده‌ است‌: 62 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ قازانی‌، 61 نشریه‌ به‌ تركی‌ آذربایجانی‌، 3 نشریه‌ به‌ فارسی‌ (كه‌ البته‌ تنها یكی‌ از آنها به‌ طور كامل‌ فارسی‌ بود)، 17 نشریه‌ به‌ ازبكی‌، 8 نشریه‌ به‌ قزاقی‌ (قرقیزی‌)، 6 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌، 2 نشریه‌ به‌ تركمنی‌، 2 نشریه‌ به‌ عربی‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ عاشورف‌، ص‌ 21ـ 25). اما، با فروكش‌ كردن‌ موج‌ انقلاب‌ و تجدید حیات‌ حاكمیت‌ خودكامه‌ تزاری‌ و برقراری‌ ممیزی‌، شمار مطبوعات‌ رو به‌ كاهش‌ گذاشت‌ و مطبوعاتی‌ كه‌ توقیف‌ و تعطیل‌ نشده‌ بودند نیز، خواه‌ناخواه‌، بیش‌ از پیش‌ احتیاط‌ كردند و از سیاست‌ دوری‌ گزیدند (رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌). 3) مرحله‌ پس‌ از انقلاب‌ فوریه‌ 1917 و سرنگونی‌ نظام‌ تزاری‌. در این‌ دوره‌، مطبوعات‌ دیگری‌، كه‌ نیرومندتر از مطبوعات‌ پس‌ از انقلاب‌ 1905 بود، رشد كرد و مطبوعاتِ «متعهد»، كه‌ عقاید گروههای‌ سیاسی‌ گوناگون‌ جامعه‌ مسلمانان‌ را منعكس‌ می‌كردند، عموماً جای‌ نشریه‌های‌ ادواری‌ اغلب‌ غیرسیاسی‌ را گرفتند. گروههای‌ مذكور غالباً به‌تدریج‌ پس‌ از انقلاب‌ اكتبر، داوطلبانه‌ یا به‌اجبار، به‌ كشمكشهای‌ انقلاب‌ و جنگهای‌ داخلی‌ كشیده‌ شدند. طبق‌ برآوردی‌، از جمادی‌الاولی‌ 1335 تا ربیع‌الا´خر 1339/ فوریه‌ 1917 ـ پایان‌ 1920، 256 نشریه‌ ادواری‌ مسلمانان‌، در بیش‌ از پنجاه‌ شهر و روستای‌ بزرگ‌ روسیه‌، انتشار یافت‌ كه‌ 139 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ قازانی‌، 39 نشریه‌ به‌ تركی‌ آذربایجانی‌، 37 نشریه‌ به‌ ازبكی‌، 21 نشریه‌ به‌ قزاقی‌ و 7 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌ بود ( د. اسلام‌ ، همانجا). با پیروزی‌ ارتش‌ سرخ‌ در جنگ‌ داخلی‌ و حاكم‌ شدن‌ نظام‌ تك‌حزبی‌ كمونیستی‌، مطبوعات‌ ملی‌ در سراسر روسیه‌ تحت‌ فشار قرار گرفتند. بنا بر فرمان‌ استالین‌ در 1300 ش‌/ 1921، هیچ‌ نشریه‌ یا ترجمه‌ای‌ نباید پیش‌ از تصویب‌ هیئت‌ مسئول‌ چاپ‌ می‌شد (حائری‌، ص‌ 335). بدین‌ترتیب‌، مطبوعاتی‌ به‌ كار خود ادامه‌ دادند كه‌ سخنگوی‌ كارگزاران‌ محلی‌ نظام‌ حاكم‌ شدند ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). در مطبوعات‌ این‌ دوره‌، كه‌ با شمارگان‌ زیاد منتشر می‌شدند، زبانهای‌ ادبی‌ جدید به‌ كار رفت‌. استفاده‌ از الفبای‌ لاتینی‌ (از 1307 تا 1309 ش‌/ 1928ـ1930) و سپس‌ الفبای‌ سیریلی‌ (از 1317 تا 1319 ش‌/ 1938ـ1940) برای‌ نوشتن‌ به‌ این‌ زبانها اجباری‌ شد و بنابراین‌، در دو دهه‌ پس‌ از استقرار حاكمیت‌ شوروی‌، مطبوعاتی‌ در سرزمینهای‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ شكل‌ گرفت‌ كه‌ با مطبوعات‌ دوره‌ پیش‌ از استقرار حاكمیت‌ شوروی‌ تفاوت‌ بسیار داشت‌ (رجوع کنید به د. اسلام‌ ، همانجا). جراید ملی‌ و مستقل‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ در ادوار پیش‌ از استقرار نظام‌ شوروی‌ و سالهای‌ نخستین‌ استقرار آن‌، از مغرب‌ به‌ مشرق‌، بدین‌قرار بودند: 1) تاتاری‌ قازانی‌. نخستین‌ بار، در 1249/1834 یكی‌ از دانشجویان‌ دانشكده‌ زبانهای‌ شرقی‌ دانشگاه‌ قازان‌ برای‌ انتشار جریده‌ای‌ به‌ نام‌ بحرالاخبار به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ اقدام‌ كرد، اما این‌ اقدام‌ و اقدامات‌ بسیار دیگری‌ كه‌ بعدها صورت‌ گرفت‌، با مخالفت‌ اداره‌ ممیزی‌ حكومت‌ تزاری‌، به‌ نتیجه‌ای‌ نرسید (رجوع کنید بهد.ا.ترك‌ ، همانجا). در قازان‌، افزون‌ بر نهادهای‌ علمی‌ چون‌ فرهنگستان‌ دوحوونی‌ (تأسیس‌ در حدود 1212/1797) و دانشگاه‌ قازان‌ (تأسیس‌ در 1219/1804)، نهادهای‌ فرهنگی‌ و آموزشی‌ دیگری‌ (چون‌ تئاتر، دانشسرا، دبیرستان‌ دخترانه‌ و كتابخانه‌های‌ عمومی‌) كه‌ به‌تدریج‌ از اوایل‌ قرن‌ سیزدهم‌/ اواخر قرن‌ هجدهم‌ تأسیس‌ شدند، فضای‌ فرهنگی‌ مساعدی‌ برای‌ انتشار روزنامه‌ و مجله‌ پدید آوردند. نخستین‌ چاپخانه‌ با حروف‌ عربی‌، به‌نام‌ آزیاتیسكی‌ تیپوگرافی‌، در 1215/1800 تأسیس‌ شد. از دهه‌ نخستین‌ سده‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ به‌بعد، چاپخانه‌های‌ دیگری‌ نیز در قازان‌ تأسیس‌ گردید، از جمله‌ ییلدیز، اخبار، الاصلاح‌، الدین‌ و الادب‌، برادران‌ كریموف‌، شرق‌، بیان‌الحق‌ و ملت‌، كه‌ غالباً هر كدام‌ مخصوص‌ چاپ‌ روزنامه‌ یا مجله‌ای‌ بودند (د.ا.د.ترك‌ ، ج‌25، ص‌ 135)؛ اما، با وجود زمینه‌ فرهنگی‌ مساعد، فشار سیاسی‌ سالها مانع‌ انتشار مطبوعات‌ به‌ زبان‌ مردم‌ مسلمان‌ روسیه‌ بود. در آستانه‌ وقوع‌ انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌، فقط‌ یك‌ روزنامه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌، آن‌ هم‌ در پترزبورگ‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌ هفتگی‌ نور ــ كه‌ عطاءاللّه‌ بایزیداُف‌، مفتی‌ پترزبورگ‌، آن‌ را در رجب‌ 1323/ سپتامبر 1905، انتشار داد به‌علت‌ محافظه‌كاری‌ و پاسداری‌ از حكومت‌ تزاری‌ و پاسخ‌ ندادن‌ به‌ خواستهای‌ روحانیان‌ و طلاب‌ و دانشجویان‌ و بازرگانان‌ و روشنفكران‌ و نیز انتشار در شهری‌ كه‌ شمار قلیلی‌ از تاتارها در آنجا پراكنده‌ بودند، شمارگان‌ كمی‌ داشت‌ و پس‌ از انتشار چند شماره‌، تعطیل‌ گردید (دولت‌ ، ص‌ 168). به‌ نظر عبداللّه‌ بَطال‌ ــ تایماس‌، این‌ روزنامه‌ را كه‌ نخستین‌ جریده‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ است‌، نمی‌توان‌ نخستین‌ روزنامه‌ ملی‌ آنان‌ به‌ شمار آورد، زیرا صاحب‌ امتیازش‌ از نظر اهداف‌ و منافع‌ ملی‌ شخص‌ معتمدی‌ نبود و خود روزنامه‌ هم‌ مطالب‌ مفیدی‌ نداشت‌ (ص‌ 170). پس‌ از تسلیم‌ شدن‌ تزار در برابر خواستهای‌ انقلابیون‌، صدور بیانیه‌ 17 اكتبر 1905 و دادن‌ وعده‌ آزادیهای‌ دموكراتیك‌ از جمله‌ آزادی‌ بیان‌ و قلم‌، تشكیل‌ دومای‌ دولتی‌ (پارلمان‌) با صلاحیت‌ قانونگذاری‌، و برقراری‌ حكومت‌ مشروطه‌، در سراسر روسیه‌ و از جمله‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ آنجا، به‌ویژه‌ قازان‌، مطبوعاتی‌ با عقاید و مواضع‌ سیاسی‌ گوناگون‌ منتشر شد ( د. اسلام‌ ، همانجا). پس‌ از اعلان‌ بیانیه‌ مذكور تا انقلاب‌ 1917، دست‌كم‌ 62 نشریه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ منتشر گردید (همانجا) و تا 1325/ پایان‌ 1907 در منطقه‌ ولگا ـ اورال‌، در شهرهای‌ قازان‌، آستاراخان‌ (حاجی‌طرخان‌، هشترخان‌)، اورنبورگ‌، اوفا، اورالسك‌ و نیز پترزبورگ‌، جمعاً 21 روزنامه‌ و 12 مجله‌ منتشر شد (دولت‌، ص‌ 169). نخستین‌ روزنامه‌ معتبری‌ كه‌ در شعبان‌ 1323/ اكتبر 1905 در قازان‌ منتشر شد، قزانْ مخبری(مخبر قازان‌) بود. این‌ روزنامه‌ ــ كه‌ به‌همت‌ سیدگری‌ میرزاآلكین‌(متوفی‌ 1337/1919) و با همكاری‌ یوسف‌ آقچورا * (متوفی‌ 1314 ش‌/ 1935) تا 20 ذیحجه‌ 1329/ 12 دسامبر 1911 (416 شماره‌) منتشر می‌شد (< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 236) نخستین‌ روزنامه‌ ملی‌ قازان‌ به‌شمار آمده‌ است‌ ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). این‌ روزنامه‌ افزون‌ بر آنكه‌ با استقبال‌ تاتارهای‌ قازان‌ مواجه‌ شد، به‌ سبب‌ پرداختن‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ و ملی‌ و اجتماعی‌، مورد توجه‌ مسلمانان‌ مناطق‌ دیگر نیز قرار گرفت‌ (دولت‌، ص‌ 168). این‌ روزنامه‌ ناشر افكار حزب‌ اتفاق‌المسلمین‌ به‌شمار آمده‌ است‌ (< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، همانجا). از روزنامه‌های‌ مهم‌ تاتاری‌زبان‌ پس‌ از انقلاب‌ مشروطه‌ 1905 روسیه‌، الفت‌ بود كه‌ به‌ همت‌ عبدالرشید ابراهیموف‌ * (متوفی‌ 1323 ش‌/ 1944)، در شوال‌ 1323/ دسامبر 1905 در پترزبورگ‌ انتشار یافت‌. ابراهیموف‌ مبلّغ‌ اتحاد اسلامی‌ در حوزه‌ پهناوری‌، از روسیه‌ گرفته‌ تا ژاپن‌ و چین‌ و هندوستان‌ و عثمانی‌، بود (رجوع کنید به ماراش‌، ص‌ 104ـ106). همكار اصلی‌ وی‌ در این‌ روزنامه‌، موسی‌ جاراللّه‌ * (متوفی‌ 1328 ش‌/ 1949) بود. این‌ روزنامه‌ كه‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ اهمیت‌ خاصی‌ می‌داد و به‌ عثمانی‌، كه‌ قرارگاه‌ خلیفه‌ بود، و به‌ فعالیتهای‌ فرهنگی‌ و سیاسی‌ مسلمانان‌ عثمانی‌ توجه‌ ویژه‌ داشت‌ و گزارشها و اطلاعات‌ جالب‌ توجهی‌ در باره‌ همایشهای‌ مسلمانان‌ سراسر روسیه‌ درج‌ می‌كرد و مسلمانان‌ روسیه‌ را، برای‌ احقاق‌ حق‌ خود و رسیدن‌ به‌ خودمختاری‌ ملی‌، به‌ اتحاد و مبارزه‌ فرا می‌خواند، از مدتها پیش‌ توجه‌ پلیس‌ تزاری‌ را جلب‌ كرده‌ بود، چنانكه‌ با تمدید قوای‌ حكومت‌ و تقویت‌ استبداد در 1325/ 1907، پس‌ از انتشار شماره‌ 85 (9 ژوئن‌ 1907) توقیف‌ و مدیرش‌ محاكمه‌ گردید (قانلی‌دره‌ ، ص‌ 37ـ39). ابراهیموف‌ و موسی‌ جاراللّه‌، جریده‌ التلمیذ را نیز به‌ زبان‌ عربی‌، به‌منظور فراخواندن‌ مسلمانان‌ جهان‌ به‌ اتحاد، در 1324/1906 در پترزبورگ‌ انتشار دادند كه‌ تنها سی‌ شماره‌ از آن‌ به‌ دست‌ خوانندگان‌ رسید ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381). الاصلاح‌ ، جریده‌ای‌ علمی‌ ـ ادبی‌ و پیرو اصلاح‌ مدارس‌، یكی‌ از نخستین‌ روزنامه‌های‌ تاتاری‌ بود. بیشتر نویسندگان‌ آن‌ جوانان‌ جدیدی‌، همچون‌ موسی‌ جاراللّه‌ بودند كه‌ با قدیمیها مخالفت‌ می‌كردند. این‌ روزنامه‌ نخست‌ در 1323/1905 با دست‌ تكثیر می‌شد ولی‌ از رمضان‌ 1325/ اكتبر 1907 تا پایان‌ انتشار آن‌ در شعبان‌ 1327/ ژوئیه‌ 1909 در قازان‌ به‌ چاپ‌ می‌رسید (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 38؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 5، ص‌ 23ـ 25). العالم‌ الاسلامی‌ ، كه‌ در 1324ـ 1325/ 1906ـ1907 در شهر اوفا، مركز اداره‌ امور دینی‌ تاتارستان‌، منتشر می‌شد، روزنامه‌ای‌ مذهبی‌ به‌ شمار می‌آمد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). ییلدیز (ستاره‌) یكی‌ دیگر از جرایدی‌ بود كه‌ در ذیحجه‌ 1323/ ژانویه‌ 1906 (بطال‌ ـ تایماس‌، ص‌ 171)، به‌همت‌ احمد هادی‌ مقصودی‌ (متوفی‌ 1320ش‌/ 1941؛ رجوع کنید به ماراش‌، ص‌110ـ 111)، در قازان‌ منتشر شد و در اندك‌ مدتی‌ كسب‌ اعتبار كرد و انتشارش‌ تا 1335/ 1917 ادامه‌ یافت‌. با این‌ روزنامه‌، كه‌ هفته‌ای‌ سه‌ بار منتشر می‌شد، مورخانی‌ چون‌ عبداللّه‌ بطال‌ ـ تایماس‌، هادی‌ اطلسی‌، احمد زكی‌ولیدی‌طوغان‌، و شاعرانی‌ چون‌ ابراهیم‌ قلی‌، شاهد احمد، ضیاء ناصری‌، مجید غفوری‌ و انقلابیونِ بعدی‌ چون‌ فتحی‌ سیفی‌ قزانلی‌ و عالمجان‌ ابراهیموف‌ همكاری‌ می‌كردند (دولت‌، ص‌ 168). یكی‌ از جراید مهم‌ تاتارهای‌ قازان‌، روزنامه‌ وقت‌ بود كه‌ با سرمایه‌ دو برادر، شاكر و ذاكر رمی‌یف‌ ، و سردبیری‌ فاتح‌ كریموف‌، نویسنده‌ و مترجم‌ جدیدی‌ (رجوع کنید به فاتح‌ كریموف‌، مقدمه‌ گوكچك‌ ، ص‌ IX ـ XIV ؛ ماراش‌، ص‌ 101ـ102)، از ذیحجه‌ 1323 تا ربیع‌الا´خر 1336/ فوریه‌ 1906 ـ ژانویه‌ 1918، ابتدا در هر هفته‌ سه‌ شماره‌ و از 1331/1913 به‌ بعد به‌طور روزانه‌ در اورنبورگ‌ منتشر می‌شد و در این‌ دوره‌ دوازده‌ ساله‌، 309 ، 2 شماره‌ از آن‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌ وقت‌ ، كه‌ از نظر شكل‌ در ردیف‌ روزنامه‌های‌ نو قرار داشت‌، به‌ زبان‌ تركی‌ مبتنی‌ بر تركی‌ عثمانی‌ و به‌ شیوه‌ روزنامه‌ ترجمان‌ گاسپرالی‌ (رجوع کنید بهادامه‌ مقاله‌) منتشر می‌شد و یكی‌ از جراید پرخواننده‌ در میان‌ تركان‌ روسیه‌ به‌شمار می‌رفت‌ (دولت‌، ص‌ 169). نویسندگان‌ نوگرای‌ بسیاری‌ در این‌ روزنامه‌ گرد آمده‌ بودند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381). فاتح‌ كریموف‌، كه‌ گرداننده‌ اصلی‌ آن‌ بود، بسیاری‌ از ستونهای‌ آن‌ را با نوشته‌ها و ترجمه‌های‌ خود از زبانهای‌ مختلف‌ پر می‌كرد. از جمله‌ نوشته‌های‌ درخور ذكر وی‌، سلسله‌ گزارشهایی‌ بود كه‌ در دوره‌ جنگ‌ بالكان‌ (رجوع کنید به تدین‌ و احمدی‌، ج‌ 1، ص‌ 247ـ 248؛ د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 5، ص‌ 23ـ25) به‌ مدت‌ چهار ماه‌ (در 1330ـ 1331/ 1912ـ1913) از استانبول‌ به‌ اورنبورگ‌ می‌فرستاد و با عنوان‌ «استانبول‌ مكتوبلاری‌» (نامه‌های‌ استانبول‌) به‌ صورت‌ پاورقی‌ در وقت‌ به‌چاپ‌ می‌رسید. این‌ نامه‌ها در همان‌ سال‌ در اورنبورگ‌ به‌صورت‌ كتاب‌ چاپ‌ شد كه‌ در بردارنده‌ گزارشهای‌ گویایی‌ از برهه‌ای‌ از دوره‌ حاكمیت‌ اتحاد و ترقی‌ در عثمانی‌ است‌ (رجوع کنید بهمنابع‌). كریموف‌ در 1335/1917 از وقت‌ انشعاب‌ كرد و ینگی‌ وقت‌ (وقت‌ جدید) را در اورنبورگ‌ منتشر نمود ( د.ا.ترك‌ ، همانجا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 685). در 18 مه‌ 1906/ 24 ربیع‌الاولی‌ 1324، روزنامه‌ای‌ به‌نام‌ تان‌ییلدیزی‌ (ستاره‌ سحری‌) در قازان‌ منتشر شد كه‌ گروهی‌ از جوانان‌ انقلابی‌، چون‌ آیاز اسحاقی‌، فؤاد توقتاروف (متوفی‌ 1317ش‌/ 1938) و شاكر محمدیاروف‌، در آن‌ مقاله‌ می‌نوشتند. این‌ روزنامه‌، به‌علت‌ درج‌ مطالب‌ و مقالات‌ انتقادی‌ تند، نُه‌ بار توقیف‌ گردید و سرانجام‌، پس‌ از انتشار شماره‌ 64، در 14 نوامبر 1906/ 27 رمضان‌ 1324 (قس‌ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 556 كه‌ به‌ شماره‌ 65، در 16 نوامبر 1906، اشاره‌ كرده‌ است‌) تعطیل‌ شد (دولت‌، ص‌ 169). اَیاز اسحاقی‌، كه‌ دارای‌ تمایلات‌ جدیدی چپ‌ و متمایل‌ به‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ بود (ماراش‌، ص‌ 111)، با همكاری‌ موسی‌ جاراللّه‌ بیگی‌یف‌، روزنامه‌ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌ ایل (وطن‌) را از 1331/ 1913 منتشر كرد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 221). انتشار این‌ جریده‌ ترك‌گرا در پترزبورگ‌، با استقبال‌ ترك‌ یوردو ، هوادار تورك‌ یوردی‌ درنگی‌ (جمعیت‌ میهن‌ ترك‌) در استانبول‌، مواجه‌ شد (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 73). محل‌ انتشار ایل‌ در 1332/ 1914 از پترزبورگ‌ به‌ مسكو انتقال‌ یافت‌ و نویسندگانی‌ چون‌ یوسف‌ آقچورا، موسی‌ جاراللّه‌، ایاز اسحاقی‌، احمد زكی‌ولیدی‌ طوغان‌ و شاكر محمد یاروف‌ با آن‌ همكاری‌ می‌كردند (همانجا). این‌ روزنامه‌، پس‌ از انتشار 89 شماره‌، در 1333/ 1915 تعطیل‌ گردید و جای‌ خود را به‌ روزنامه‌ سوز (سخن‌) داد و آن‌ هم‌ در 1334/1916 جای‌ خود را به‌ بیزنینگ‌ ایل‌ (وطن‌ ما) سپرد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). روزنامه‌ اخیر ــ كه‌ به‌ سردبیری‌ شاكر محمدیاروف‌، وكیل‌ دعاوی‌ تاتار، منتشر می‌شد پس‌ از به‌ حاكمیت‌ رسیدن‌ بلشویكها، توقیف‌ گردید (بنیگسن‌ و لومرسیه‌ كلكژه‌ ، ص‌95؛ دولت‌، ص‌169). افزون‌بر روزنامه‌های‌یادشده‌، تاویش (صدا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ >، ص‌ 552)، ایدیل (نام‌ رود ولگا در تاتاری‌؛ همان‌، ص‌ 217) و حمیت‌ (همان‌، ص‌ 627) از مهم‌ترین‌ نشریات‌ تاتاری‌ قازانی‌ هستند كه‌ از 1323 تا 1325/ 1905ـ1907 منتشر شدند. قورولتای، به‌ سردبیری‌ توقتاروف‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 587) و با همكاری‌ شماری‌ از نویسندگان‌ خواهان‌ خودمختاری‌ ملی‌ ـ مدنی‌، در قازان‌ منتشر می‌شد كه‌ پس‌ از انتشار 67 شماره‌، توقیف‌ گردید (همان‌، ص‌ 311). روزنامه‌ اورال‌ ، به‌ سردبیری‌ حسین‌ یاماشف‌ (متوفی‌ 1330/1912)، از نخستین‌ سوسیال‌ ـ دموكراتهای‌ تاتار، نخستین‌ روزنامه‌ سوسیالیستی‌ تاتاری‌ بود و پس‌ از انتشار 29 شماره‌، توقیف‌ گردید (دولت‌، ص‌169ـ 170). روزنامه‌ قویاش‌ (خورشید)، به‌مدیریت‌ فاتح‌ امیرخان‌ و همكاری‌ عبداللّه‌ توقای‌ (متوفی‌ 1331/1913؛ رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌>، ص‌ 586)، نیز از ذیحجه‌ 1329 تا 1336/ دسامبر 1911ـ 1918 منتشر می‌شد (دولت‌، ص‌ 170). در دوره‌ مورد بحث‌ (1323ـ 1335/ 1905ـ1917)، عمدتاً به‌ سبب‌ مشكلات‌ مالی‌ و تشدید ممیزی‌ پس‌ از استیلای‌ دو باره‌ استبداد در روسیه‌، عمر بیشتر جراید كوتاه‌ بود ( د. اسلام‌ ، همانجا). سرنگونی‌ سلطنت‌ تزاری‌ در فوریه‌ 1917، فصل‌ تازه‌ای‌ در تاریخ‌ مطبوعات‌ مسلمانان‌ روسیه‌ پدید آورد. از جمادی‌الاولی‌ 1335 تا 1339/ فوریه‌ 1917 ـ پایان‌ 1920، تاتارهای‌ قازان‌ 139 عنوان‌ نشریه‌ منتشر می‌كردند (همانجا). افزون‌ بر روزنامه‌هایی‌ چون‌ ییلدیز و قویاش در قازان‌، وقت‌ و ینگی‌وقت‌ در اورنبورگ‌، و طورمش‌ (زندگی‌) در اوفا، ــ كه‌ از پیش‌ منتشر می‌شدند روزنامه‌ اتفاق‌ در 1336/ 1918 در قازان‌ منتشر شد. اَیاز اسحاقی‌ هم‌ ایل‌ را دوباره‌ در مسكو انتشار داد. این‌ روزنامه‌ سه‌بار در هفته‌ منتشر می‌شد و مجموعاً 137 شماره‌ از آن‌ انتشار یافت‌. حُر ملت‌ (ملت‌ آزاد) در ترویتسك؛ اورنبورغ‌ مخبری‌ (مخبر اورنبورگ‌) در اورنبورگ‌، و هفته‌نامه‌ المنبر، به‌ مدیریت‌ موسی‌ جاراللّه‌، در پترزبورگ‌ منتشر می‌شد. چند روزنامه‌ روسی‌ زبان‌ (از جمله‌ < خبر > ، < زمان‌ > ، < مسلمان‌ > ) را نیز مركز موقتی‌ مسلمانان‌ روسیه‌ در 1336/ 1918 در پترزبورگ‌ منتشر می‌كرد. آزاد خلق‌ (خلق‌ آزاد) و قیزیل‌سونگو (نیزه‌ سرخ‌) در آستاراخان‌، جمهوریت‌ در سیمبیرسك‌ (اولیانوفسك‌)، و خبرلر (اخبار) در اورالسك‌ انتشار می‌یافتند. نام‌ بسیاری‌ از جراید دوره‌ مورد بحث‌، گویای‌ بینش‌ و تمایلات‌ سیاسی‌ سازمانها و گروههای‌ ناشر آنهاست‌. قیزیل‌ بایراق‌ (بیرق‌ سرخ‌)، كه‌ در اواخر 1917 در قازان‌ منتشر می‌شد، هوادار سوسیالیستهای‌ مسلمان‌ بود. روزنامه‌ هفتگی‌ ایدیل‌ ـ اورال‌ اولكه‌سی‌ (مملكت‌ ولگا ـ اورال‌) را نیز كمیسری‌ خلق‌ مسلمان‌ كه‌ به‌منظور تأسیس‌ دولت‌ ایدیل‌ ـ اورال‌ تشكیل‌ یافته‌ بود، منتشر می‌كرد. جرایدی‌ هم‌ كه‌ هركدام‌ ناشر افكار و عقاید احزابی‌ چون‌ سوسیال‌ ـ دموكرات‌ و سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ بودند، در شهرهای‌ گوناگون‌ انتشار می‌یافتند. در دوره‌ جنگهای‌ داخلی‌ روسیه‌، در هر یك‌ از مناطق‌ نفوذ سفیدها و سرخها جراید طرفدار آنها منتشر می‌شد. در دوره‌ استقرار حكومت‌ شوروی‌ (1336ـ1344 ( 1304 ش‌ ) / 1918ـ 1925)، در چهل‌ شهر منطقه‌ ولگا اورال‌ در حدود پنجاه‌ روزنامه‌ تبلیغی‌ حزبی‌ منتشر می‌شد كه‌ از آن‌ میان‌ تاتارستان‌ خبرلری‌ (اخبار تاتارستان‌) شایان‌ ذكر است‌. این‌ روزنامه‌ از شماره‌ 476 به‌بعد تاتارستان‌ و از شماره‌ 006 ، 1 به‌بعد قیزیل‌ تاتارستان‌ (تاتارستان‌ سرخ‌) نامیده‌ شد. بیزنینگ‌ بایراق‌ (بیرق‌ ما) نیز، چه‌ از حیث‌ مندرجات‌ و چه‌ از حیث‌ نویسندگان‌، دارای‌ اهمیت‌ بود. ینگی‌ فكر (فكر نو) در اورالسك‌، و قیزیل‌ ایل‌ (میهن‌ سرخ‌) در آستاراخان‌، با همكاری‌ تاتارهای‌ قازان‌ و قزاقها مشتركاً منتشر می‌شدند. در باشقیرستان‌ هم‌ در همین‌ دوره‌ هجده‌ جریده‌، غالباً به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌، انتشار یافت‌ (رجوع کنید بهد.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381ـ382). افزون‌ بر روزنامه‌ها، كه‌ به‌ سبب‌ انعكاس‌ اخبار داخلی‌ و خارجی‌ و پرداختن‌ به‌ مسائل‌ روز مورد توجه‌ عمومی‌ بودند، مجلات‌ نیز به‌مناسبت‌ طرح‌ مباحث‌ گوناگون‌ اختصاصی‌، مخاطبان‌ خاصی‌ را جذب‌ می‌كردند و از حیث‌ آگاهی‌دهی‌ و بالابردن‌ سطح‌ فرهنگ‌ جامعه‌ ارزش‌ داشتند. پس‌ از تقویمهایی‌ كه‌ قیوم‌ ناصری‌ از 1288 تا 1315/ 1871ـ1897 سالانه‌ منتشر می‌كرد و در آنها افزون‌ بر اطلاعات‌ عمومی‌ راجع‌ به‌ تقویم‌، مقالاتی‌ در باره‌ تاریخ‌، جغرافیا، فرهنگ‌ عامه‌ و موضوعاتی‌ از این‌ دست‌ درج‌ می‌نمود ( د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 109)، نخستین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ مرآت‌ یا كوزْگی‌ (آیینه‌) بود كه‌ آن‌ را عبدالرشید ابراهیموف‌ از 1318 تا 1321/1900ـ1903 در پترزبورگ‌ و از 1321 تا 1327/ 1903 تا 1909 در قازان‌ منتشر می‌كرد. از این‌ مجله‌ جمعاً 22 شماره‌ انتشار یافته‌ است‌. ابراهیم‌ ماراش‌ (ص‌ 106) آن‌ را رساله‌ای‌ 22 جزوی‌ به‌شمار آورده‌، اما نادر دولت‌ (ص‌170) بر آن‌ است‌ كه‌ مرآت‌ (یا كوزْگی‌ )، بیشتر به‌ روزنامه‌ شبیه‌ بوده‌ است‌ تا مجله‌. دومین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ اصلاح‌ بود كه‌ فقط‌ چند شماره‌ از آن‌ در 1324ـ 1325/ 1906ـ1907 در آستاراخان‌ انتشار یافت‌ و كم‌وبیش‌ دارای‌ همان‌ حال‌ و هوای‌ مرآت‌ بود (همانجا). نخستین‌ مجله‌ فكری (ادبی‌ ـ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌) تاتارهای‌ ولگا ـ اورال‌، العصرالجدید بود كه‌ كامل‌ مطیعی‌ تحفة‌اللّه‌ آن‌ را از ذیحجه‌ 1323/ ژانویه‌ 1906 به‌طور ماهانه‌ در اورالسك‌ منتشر كرد و در ذیحجه‌ 1324/ ژانویه‌ 1907، بر اثر تشدید فشار، تعطیل‌ شد (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 38). مجله‌ شورا نیز از ذیحجه‌ 1325/ ژانویه‌ 1908، با سرمایه‌ ذاكر و شاكر رمی‌یف‌، در اورنبورگ‌ انتشار یافت‌، اما در ربیع‌الا´خر 1336/ ژانویه‌ 1918، و با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ بلشویكها، از انتشار بازماند. این‌ مجله‌ 32 صفحه‌ای‌ هر پانزده‌ روز یك‌بار و با مدیریت‌ رضاالدین‌ فخرالدین‌ * (متوفی‌ 1315 ش‌/ 1936)، عالم‌ و متفكر متجدد برجسته‌ تاتار (رجوع کنید به ماراش‌، ص‌ 89 91؛ طوغان‌، ص‌ 57)، و همكاری‌ نزدیك‌ فاتح‌ كریموف‌ و نویسندگانی‌ چون‌ موسی‌ جاراللّه‌، برهان‌ شرف‌ (رجوع کنید به دولت‌، ص‌ 171) و هادی‌ اطلسی‌ (همانجا) منتشر می‌شد و یكی‌ از موفق‌ترین‌ و پرخواننده‌ترین‌ مجلات‌ تاتارهای‌ منطقه‌ ولگا ـ اورال‌ بود، چنانكه‌ چاپ‌ شدن‌ مطلبی‌ در آن‌ مایه‌ افتخار نویسنده‌ آن‌ به‌شمار می‌آمد. مقالات‌ دینی‌، ادبی‌، فلسفی‌، علمی‌، فنی‌، اخلاقی‌، تربیتی‌ و تاریخی آن‌، علاوه‌ بر تاتارستان‌، در مناطق‌ ترك‌نشین‌ دیگر، روسیه‌ و حتی‌ عثمانی‌ خوانندگانی‌ داشت‌. از جمله‌ علل‌ گستردگی‌ قلمرو آن‌، افزون‌ بر اهمیت‌ مقالاتش‌، به‌كارگیری‌ زبان‌ متمایل‌ به‌ تركی‌ عمومی‌، ضمن‌ حفظ‌ هویت‌ تاتاری‌، بود و گاهی‌ هم‌ مقالاتی‌ به‌ زبانهای‌ دیگر تركی‌ در آن‌ درج‌ می‌گردید (همانجا). در مقاله‌ای‌ كه‌ در شماره‌ 3 ربیع‌الاول‌ 1331/ 10 فوریه‌ 1913 روزنامه‌ طنین‌ ، چاپ‌ استانبول‌، درج‌ گردیده‌، از مجله‌ شورا به‌عنوان‌ مجله‌ مفید كم‌نظیری‌ سخن‌ رفته‌ است‌ (ن‌. كریموف‌، ص‌ 331). افزون‌ بر مقالات‌ تألیفی‌، به‌ویژه‌ سلسله‌ مقالات‌ تحقیقی‌ خود رضاالدین‌ در باره‌ متفكران‌ و علمای‌ اسلامی‌ ترك‌، ترجمه‌هایی‌ از مطبوعات‌ گوناگون‌، به‌ویژه‌ مطبوعات‌ عربی‌زبانی‌ چون‌ عروة‌الوثقی‌* و المنار و اللواء ، در آن‌ به‌چاپ‌ می‌رسید (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 34). سروده‌های‌ ذاكر رمی‌یف‌ نیز در آن‌ طبع‌ می‌گردید (طوغان‌، ص‌ 58). در شهر اورنبورگ‌، از 1324 تا 1336/ 1906ـ 1918 مجله‌ دیگری‌ منتشر شد كه‌ نامش‌ ابتدا دنیا و معیشت‌ بود و سپس‌ به‌ دین‌ و معیشت‌ تغییر كرد و از نظر مشی‌ در نقطه‌ مقابل‌ مجله‌ شورا قرار داشت‌ ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 384). این‌ مجله‌ منعكس‌كننده‌ دیدگاه‌ علمای‌ سنّتی‌ بود و بیشتر نویسندگانش‌ از علمای‌ قدیمی‌ بودند. در این‌ مجله‌، جدیدیها (رجوع کنید بهجدیدها * ، نهضت‌)، «جوانان‌»، «معلمان‌ بی‌دین‌»، «ترقی‌چیها»، و «فسادانگیزها به‌ بهانه‌ ترقی‌» نامیده‌ می‌شدند (قانلی‌دره‌، 2004، ص‌ 152). مجله‌ یاد شده‌ معمولاً با مطبوعات‌ تاتاری‌ طرفدار اصلاحات‌، همچون‌ شورا، الدین‌ و الادب، العصر الجدید و وقت‌ ، مناظراتی‌ داشت‌ (رجوع کنید به همو، 2005، ص‌ 55 57، 63؛ ماراش‌، ص‌ 22ـ23، 156، 182، 191ـ193). الدین‌ و الادب‌ را عالمجان‌بارودی‌ * (متوفی‌1300ش‌/1921؛ رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 63) از 1324 تا 1335/ 1906ـ1917 به‌طور نامرتب‌ در قازان‌ منتشر می‌كرد (ماراش‌، ص‌ 83 85). از دیگر مطبوعات‌ معتبر منطقه‌ ولگا ـ اورال‌، مجله‌ ادبی‌ انتقادی‌ آنغ‌ (درك‌) بود كه‌ از 1330 تا 1336/ اواخر 1912 ـ اواسط‌ 1918، به‌مدیریت‌ احمدگری‌ حسنی‌ و با همكاری‌ قلمی‌ مورخانی‌ چون‌ عالمجان‌ ابراهیموف‌، هادی‌ اطلسی‌ و عزیز عبیدولّین‌، شاعرانی‌ چون‌ عبداللّه‌ توقای‌، فاتح‌ امیرخان‌، شیخ‌زاده‌بابچ‌ و مجید غفوری‌، كریم‌تنچورین‌ (نمایشنامه‌نویس‌) و برهان‌ شرف‌ (روزنامه‌نگار) با شمارگانی‌ بین‌ 000 ، 2 تا 500 ، 2 نسخه‌ منتشر می‌شد (دولت‌، ص‌ 171ـ172). از مجلات‌ فكاهی‌ و طنز نیز تاتارهای‌ ولگا ـ اورال‌ استقبال‌ می‌كردند. از ده‌ مجله‌ای‌ كه‌ در این‌ زمینه‌ منتشر گردید، این‌ مجلات‌ شایان‌ ذكرند: سارانچا ـ چیكیرتكه‌ (ملخ‌)، مجله‌ای‌ دو زبانه‌ و عمدتاً به‌ زبان‌ روسی‌ كه‌ از 36 صفحه‌ آن‌ تنها 6 صفحه‌اش‌ به‌ تاتاری‌ بود، این‌ مجله‌ در 1324/ 1906 در اورنبورگ‌ به‌چاپ‌ می‌رسید و در مجموع‌، فقط‌ پنج‌ شماره‌ از آن‌ منتشر شد (رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 648)؛ چوقیچ‌ (چكش‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 652)، قاچیرگا (مرغ‌ نوروزی‌)، و یاز(بهار) كه‌ از 1324 تا 1328/ 1906ـ1910، از اولی‌ 78 شماره‌، از دومی‌ شش‌، و از سومی‌ فقط‌ دو شماره‌ انتشار یافت‌ و محل‌ نشر هر سه‌ شهر اورنبورگ‌ بود؛ یالت‌ ـ یولت (درخشش‌) كه‌ به‌ تعداد 123 شماره‌، از 1328 تا 1336/ 1910ـ 1918، در قازان‌ منتشر شد (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 684) و اثرگذارترین‌ مجله‌ فكاهی‌ و طنز این‌ منطقه‌ بود (رجوع کنید به دولت‌، ص‌ 174ـ175). گذشته‌ از مجلات‌ مذكور، این‌ مجلات‌ اختصاصی‌ در منطقه‌ ولگا ـ اورال‌ منتشر می‌شدند: كودكان‌، مانند تربیۀ‌ اطفال‌ (رجوع کنید به> دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ < ، ص‌ 556)، آق‌یول‌ (راه‌ سفید؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 19)، بالالار دنیاسی‌ (دنیای‌ كودكان‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌60)؛ جوانان‌، مانند یش‌ كوچ‌ (نیروی‌ جوان‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 689)، قیزیل‌ یشلر اوجاغی‌ (كانون‌ جوانان‌ سرخ‌)، قیزیل‌ شرق‌ یشلری‌ (جوانان‌ شرق‌ سرخ‌)؛ تعلیم‌ و تربیت‌، مانند تربیه، معارف‌، مكتب‌، معلم‌، اوقوتوجو (معلم‌)، خلق‌ معارفی‌ (معارف‌ خلق‌)؛ زنان‌، مانند سویوم‌ بیكه‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 551)، آزاد خانم‌ (خانم‌ آزاد)، و شرق‌ قیزی‌ (دختر شرق‌؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 382ـ384). در دهه‌ 1370 ش‌/1990، حدود دویست‌ نشریه‌ به‌ زبانهای‌ تاتاری‌، روسی‌ و چوواشی‌ در قازان‌ منتشر می‌شد كه‌ برخی‌ از آنها عبارت‌ بودند از: شهر قزان‌ ، وطنیم‌ تاتارستان‌ (وطنم‌ تاتارستان‌)، رسپوبلیكا تاتارستان‌(جمهوری‌ تاتارستان‌)، معارف‌ ، میراث‌ و ایدیل‌ (د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 136). 2) تاتاری‌ كریمه‌. در میان‌ جراید تاتارهای‌ كریمه‌، ترجمان‌ احوال‌ زمان پروودچیك‌ (كه‌ با عنوان‌ اختصاری‌ ترجمان‌ شناخته‌ می‌شد) از حیث‌ طول‌ مدت‌ انتشار، رهبری‌ جریان‌ جدیدیه‌، گستردگی‌ توزیع‌، و كثرت‌ شمارگان‌، در بین‌ جراید مسلمان‌ روسیه‌ ممتاز و یگانه‌ بود. گاسپرالی‌، مؤسس‌ آن‌، در 1299/1882 اجازه‌ نشر این‌ روزنامه‌ دو زبانه‌ را از وزارت‌ امور داخله‌ روسیه‌ دریافت‌ كرد (گاسپرالی‌، مقدمه‌ آق‌پینار، ص‌ 21ـ 22). بنا بر مفاد این‌ اجازه‌، انتشار روزنامه‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌، به‌ داشتن‌ ضمیمه‌ای‌ به‌ زبان‌ روسی‌ مشروط‌ بود كه‌ در واقع‌، ترجمه‌ روسی‌ نسخه‌ تاتاری‌ و وسیله‌ نظارت‌ بر مطالب‌ مندرج‌ در آن‌ بود (خالد، ص‌ 236؛ سارای‌، ص‌ 23). گاسپرالی‌، پیش‌ از انتشار ترجمان‌ ، برای‌ روزنامه‌ روسی‌ زبان‌ تاوریدا (چاپ‌ در سیمفروپل‌ 1298/ 1881) مقاله‌ می‌نوشت‌ (دولت‌، ص‌ 18). وی‌ مجموعه‌های‌ چهار یا هشت‌ صفحه‌ای‌ روزنامه‌گونه‌ای‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ نیز انتشار داده‌ بود كه‌ نخستین‌ تجاربش‌ در زمینه‌ روزنامه‌نگاری‌ به‌شمار می‌آمد. نخستین‌ مجموعه‌ از مجموعه‌های‌ مورد بحث‌، كه‌ تونغوچ‌ (فرزند ارشد) نام‌ دارد، در صفر 1298/ ژانویه‌ 1881 در پانصد نسخه‌ چاپ‌ سنگی‌ شد و در جمادی‌الا´خره‌/ مه‌ همان‌ سال‌، در چاپخانه‌ نشریه‌ ضیای‌ قافقاسیه‌ در تفلیس‌، چاپ‌ حروفی‌ شد. مجموعه‌های‌ دیگر، به‌ نام‌ شفق‌، قمر، آی‌ (ماه‌)، ییلدیز (ستاره‌)، گونَش‌ (آفتاب‌)، حقیقت، و لاطائل، تا زمانی‌ كه‌ به‌ علت‌ نداشتن‌ اجازه‌ نشر از انتشارشان‌ جلوگیری‌ می‌شد، هرچند گاه‌ منتشر می‌گردیدند (گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 13ـ 18). نخستین‌ شماره‌ ترجمان‌، كه‌ در دو صفحه‌ بود، در جمادی‌الا´خره‌ 1300/ آوریل‌ 1883 در شهر باغچه‌سرای‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ 22). این‌ نشریه‌، كه‌ ابتدا هفتگی‌ بود، از 1321/1903 دو یا سه‌ بار در هفته‌ و از 1330/ 1912 به‌ بعد، روزانه‌ انتشار می‌یافت‌ (د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 388). مطالب‌ هر شماره‌ روزنامه‌، نخست‌ برای‌ بررسی‌ به‌ پترزبورگ‌ فرستاده‌ می‌شد و پس‌ از تأیید، چاپ‌ می‌گردید. از ذیحجه‌ 1301/ سپتامبر 1884 وظیفه‌ بررسی‌ و ممیزی‌ آن‌ به‌ الیاس‌ ایلیچ‌ كازاز سپرده‌ شد كه‌ مفتش‌ دارالمعلمین‌ سیمفروپل‌ و مؤلف‌ چند كتاب‌ درسی‌ برای‌ مدارس‌ تاتاری‌ كریمه‌ بود (گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 28). وی‌ تا انقلاب‌ 1905/ 1323 این‌ وظیفه‌ را داشت‌ و از شوال‌ 1323/ دسامبر 1905، ترجمان‌ بدون‌ ممیزی‌ و ضمیمه‌ روسی‌، انتشار یافت‌ (همان‌، ص‌ 28ـ29؛ عینی‌، ص‌ 801). گاسپرالی‌ با انتشار ترجمان‌ ــ كه‌ به‌قولی‌ همراه‌ افراد خانواده‌اش‌ نویسندگی‌، حروفچینی‌ و توزیع‌ آن‌ را انجام‌ می‌داد و برای‌ عرضه‌ آن‌ و جلب‌ خواننده‌ از كریمه‌ تا قازان‌ و قفقاز و آسیای‌ مركزی‌ سفر می‌كرد (رجوع کنید به گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 27) می‌كوشید مسلمانان‌ سراسر روسیه‌ را، كه‌ غالباً به‌ زبانهای‌ مختلف‌ تركی‌ سخن‌ می‌گفتند، از دنیای‌ نو و هویت‌ خودشان‌ آگاه‌ كند و زمینه‌ فرهنگی‌ لازم‌ را برای‌ اتحاد و ترقی‌ آنان‌ فراهم‌ آورد؛ از این‌رو، ضمن‌ دادن‌ شعار «اتحاد در زبان‌، فكر و عمل‌» كه‌ از ذیقعده‌ 1330/ اكتبر 1912 بر سرلوحه‌ آن‌ افزوده‌ شد (همان‌، ص‌ 29)، از همان‌ سالهای‌ نخست‌ انتشار، از ایجاد زبان‌ ادبی‌ مشترك‌ جدیدی‌، كه‌ برای‌ همه‌ ترك‌زبانان‌ مفهوم‌ باشد، دفاع‌ می‌كرد (رجوع کنید به شیسلر، ص‌ 167، 205). این‌ زبان‌ كه‌ می‌بایست‌ برای‌ اقوام‌ گوناگون‌ ترك‌، از شبه‌جزیره‌ بالكان‌ تا چین‌، مفهوم‌ می‌بود، در ترجمان‌ شكل‌ گرفت‌. این‌ زبان‌ ــ كه‌ مبتنی‌ بر تركی‌ استانبولی‌ و تصفیه‌ شده‌ از عناصر فراوان‌ عربی‌ و فارسی‌ بود، و در قالب‌ جملات‌ كوتاه‌ و ساده‌ ارائه‌ می‌شد برای‌ افراد تحصیل‌كرده‌ در بیشتر سرزمینهای‌ ترك‌نشین‌ نامفهوم‌ بود و تنها خوانندگان‌ ترك‌ اغوز كریمه‌ و آذربایجان‌، كه‌ سواد متوسط‌ داشتند، آن‌ را به‌آسانی‌ در می‌یافتند (فیشر، ص‌ 103). تاتارهای‌ ولگا آن‌ را به‌زحمت‌ می‌فهمیدند و بسیاری‌ از تركان‌ شرقی‌ و شمالی‌ آن‌ را دشوار می‌یافتند (اشوینتوخوفسكی‌، 1995، ص‌ 33؛ همو، 1985، ص‌ 51). اگرچه‌ گاسپرالی‌، برای‌ در امان‌ ماندن‌ از ممیزی‌، سعی‌ در بیان‌ پوشیده‌ افكار و اهداف‌ خود داشت‌، گزارش‌ ایلمینسكی‌ به‌ مقامات‌ تزاری‌ حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ از همان‌ اوایل‌ انتشار ترجمان‌ متوجه‌ شده‌ بوده‌ كه‌ گاسپرالی‌ قصد دارد «زبان‌ عثمانی‌ را زبان‌ مشترك‌ كلیه‌ مسلمانان‌ ترك‌تبار بكند» (رجوع کنید به دولت‌، ص‌20ـ21). از پژوهندگان‌ جدید، لاندو انتشار ترجمان‌ را نخستین‌ حادثه‌ مهم‌ تاریخ‌ پان‌تركیسم‌ دانسته‌ و بر آن‌ است‌ كه‌ اندیشه‌ وحدت‌ تركها به‌واسطه‌ آن‌ در میان‌ اقلیتهای‌ ترك‌تبار روسیه‌ گسترش‌ پیدا كرد (رجوع کنید به ص‌10). ترجمان‌ به‌تدریج‌ یكی‌ از پرطرفدارترین‌ جراید جهان‌ اسلام‌ شد (بنیگسن‌ و براكس‌آپ‌ ، ص‌ 154؛ خالد، ص‌ 134). این‌ روزنامه‌ در 1302/ 1885 در حدود هزار مشترك‌ داشت‌، كه‌ از آن‌ میان‌ سیصد نفر در كریمه‌ و سیصد نفر از مسلمانان‌ منطقه‌ ولگا بودند. شمار مشتركان‌ آن‌ در 1325/1907 به‌ پنج‌هزار تن‌ ارتقا یافت‌. در 1330/1912، این‌ روزنامه‌ نه‌ تنها در امپراتوری‌ روسیه‌، بلكه‌ در استانبول‌، قاهره‌، كاشغر و هندوستان‌ نیز خواننده‌ داشت‌ (فیشر، ص‌ 103؛ دولت‌، ص‌ 189). شیسلر آن‌ را مؤثرترین‌ روزنامه‌ در میان‌ جرایدِ منتشر شده‌ در میان‌ تركان‌ به‌ شمار آورده‌ است‌ (ص‌ 167، 205) و بنا به‌ نظر بنیگسن‌ و براكس‌آپ‌، حلقه‌ رابط‌ مسلمانان‌ روسیه‌ با دیگر نقاط‌ دارالاسلام‌ بود (ص‌ 155). اخباری‌ از ترجمان‌ در بعضی‌ از جراید ایران‌، همچون‌ روزنامه‌ ناصری‌ (س‌ 4، ش‌ 4 [20 ذیقعده‌ 1314 (، ص‌ 5 6) و عدالت‌ (س‌ 2، ش‌ 31 ) 23 ذیقعده‌ 1324 ] )، هر دو چاپ‌ تبریز، نقل‌ می‌شد. میرزاحسن‌ رشدیه‌ * نیز دو مطلب‌ ترجمان‌ را ترجمه‌ كرد كه‌ در شماره‌ 341 (23 رمضان‌ 1322/ اول‌ دسامبر 1904) روزنامه‌ تربیت‌ ذكاءالملك‌ به‌چاپ‌ رسید. انتشار ترجمان‌ در قفقاز جنوبی‌، بر گرایش‌ مطبوعات‌ مسلمانان‌ این‌ منطقه‌ به‌ زبان‌ تركی‌ عثمانی‌ تأثیر بارزی‌ نهاد. حسن‌بیگ‌ زردابی‌، ناشر اكینچی‌ (نخستین‌ روزنامه‌ تركی‌زبان‌ مستقل‌ مسلمانان‌ روسیه‌)، از این‌ جریان‌ به‌ سبب‌ تصنعی‌ كردن‌ زبان‌، انتقاد كرده‌ است‌ (اشوینتوخوفسكی‌، 1995، ص‌ 33؛ همو، 1985، ص‌ 51). شیسلر (ص‌ 168) از كمك‌ مالی‌ حاجی‌ زین‌العابدین‌ تقی‌یف‌ برای‌ انتشار ترجمان‌ ، سخن‌ گفته‌ و از آقچورا نقل‌ كرده‌ كه‌ تقی‌یف‌ پیرو گاسپرالی‌ بوده‌ است‌. از تأثیر مطبوعات‌ تاتاری‌، به‌ویژه‌ ترجمان‌ ، بر نهضت‌ جدیدها و روزنامه‌نگاری‌ و ادبیات‌ و مسائل‌ روشنفكری‌ در آسیای‌ مركزی‌ نشانه‌هایی‌ در دست‌ است‌. ادیب‌ خالد، با اشاره‌ به‌ این‌ نكته‌ كه‌ در 1302/ 1885 ترجمان‌ دویست‌ خواننده‌ در آسیای‌ مركزی‌ داشته‌، بر انعكاس‌ تأثیر آن‌ بر روشنفكران‌ و جدیدیهای‌ برجسته‌ آن‌ خطه‌ تأكید كرده‌ است‌ (ص‌ 90، 121). وی‌ از تأثیر این‌ روزنامه‌ بر شخصیتهای‌ سیاسی‌ و ادبی‌ آسیای‌ مركزی‌، همچون‌ محمود خواجه‌ بهبودی‌ (ص‌80)، عبداللّه‌ اولانی‌ ؛ ص‌ 96) و حمزه‌ حكیم‌زاده‌ نیازی‌ * (متوفی‌ 1308 ش‌/ 1929؛ ص‌97)، سخن‌ گفته‌ است‌. صدرالدین‌ عینی‌ * ، می‌نویسد هنگامی‌ كه‌ در مدرسه‌ای‌ در بخارا تحصیل‌ می‌كرده‌ (اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ اواخر قرن‌ نوزدهم‌)، روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ ترجمان‌ را دیده‌ كه‌ چون‌ خود به‌ زبان‌ تاتاری‌ كریمه‌ آشنایی‌ نداشته‌، آن‌ را به‌كمك‌ یكی‌ از همدرسانش‌ خوانده‌ است‌ (رجوع کنید به عینی‌، ص‌ 369ـ370). در كنار ترجمان‌ سه‌ مجله‌ نیز، كه‌ به‌نوعی‌ وابسته‌ به‌ آن‌ بودند، انتشار یافتند: 1) مجله‌ مصور عالم‌ نسوان‌ كه‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ و حقوق‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ آنان‌ و مسائل‌ خانوادگی‌ می‌پرداخت‌. این‌ مجله‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1325ـ 1328/ 1907ـ1910 به‌ مدیریت‌ شفیقه‌خانم‌، دختر گاسپرالی‌، منتشر می‌شد (گاسپرالی‌، مقدمه‌ آق‌پینار، ص‌ 36)، نخستین‌ مجله‌ زنان‌ در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ بود ( د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 13، ص‌ 393)؛ 2) مجله‌ عالم‌ صبیان‌ كه‌ نخستین‌ مجله‌ كودكان‌ در میان‌ مسلمانان‌ روسیه‌ بود و از 1324 تا 1333/ 1906ـ 1915 هر پانزده‌ روز یك‌ بار انتشار می‌یافت‌؛ 3) مجله‌ ها!ها!ها! ، نخستین‌ مجله‌ فكاهی‌ در كریمه‌، كه‌ به‌همت‌ گاسپرالی‌ منتشر می‌گردید و با درج‌ طنزهای‌ تصویری‌ (كاریكاتور) و مطالب‌ منثور و منظوم‌ فكاهی‌ و طنز، قدیمیان‌ محافظه‌كار را به‌ سخره‌ می‌گرفت‌ (دولت‌، ص‌ 191). ظاهراً از این‌ مجله‌ بیش‌ از پنج‌ شماره‌، در 1324/1906، منتشر نشده‌ است‌ (گاسپرالی‌، همانجا). گاسپرالی‌ روزنامه‌ای‌ نیز به‌نام‌ ملت‌ در 1324/1906 منتشر كرد. وی‌ در مقابل‌ روزنامه‌ وطنْ خادمی‌ (خادم‌ وطن‌)، كه‌ ناشر افكار سازمان‌ گنج‌ تاتارلر (تاتارهای‌ جوان‌) بود، ملت‌ را منتشر كرد. شعار روزنامه‌ وطن‌ خادمی‌ ، «حب‌الوطن‌ من‌ الایمان‌» بود (فیشر، ص‌ 106). گنج‌ تاتارلر متشكل‌ بود از گروهی‌ از جوانان‌ روشنفكر تاتار كریمه‌ كه‌ برخی‌ شیوه‌های‌ مبارزاتی‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ روس‌ را پذیرفته‌ و به‌ حكومت‌ تزاری‌ اعلان‌ جنگ‌ داده‌ بودند و گاسپرالی‌ را متهم‌ به‌ محافظه‌كاری‌ می‌كردند (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 105؛ گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 34؛ د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 459). شعار روزنامه‌ ملت‌ بعدها «اتحاد در زبان‌، فكر و عمل‌» شد. گفتنی‌ است‌ كه‌ حسن‌ صبری‌ عیوضوف‌ (متوفی‌ 1315 ش‌/ 1936)، كه‌ سردبیر وطن‌ خادمی‌ بود، در 1326/1908 از آن‌ كناره‌گیری‌ كرد و سردبیر ملت‌ شد. ملت‌ در 1328/1910 توقیف‌ گردید (رجوع کنید به دولت‌، ص‌189ـ 190)، ولی‌ همكاری‌ عیوضوف‌ با گاسپرالی‌ ادامه‌ یافت‌ و پس‌ از درگذشت‌ گاسپرالی‌ در 1332/ 1914، وی‌ ترجمان‌ را تا 1336/ 1918 منتشر كرد (همان‌، ص‌ 189؛ گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 33ـ 34). در 1335/1917، روزنامه‌ ملت‌ چندی‌ نیز ناشر افكار كمیته‌ اجرایی‌ مسلمانان‌ كریمه‌ شد. قریم‌اوجاغی‌ (اجاق‌ كریمه‌) و گولوس‌ تاتار (صدای‌ تاتار)، كه‌ نسخه‌ روسی‌ ملت‌ بود، هر دو در 1336/1918 منتشر شدند. ملت‌ایشی‌ (كار ملت‌) در 1336/ 1918 و آل‌بایراق‌، كه‌ ناشر افكار سوسیالیستهای‌ ملی‌گرای‌ تاتار بود، ظاهراً در همان‌ سال‌ انتشار یافت‌. ینی‌دنیا (دنیای‌ نو) كه‌ ابتدا، از طرف‌ كمیسری‌ امور مسلمانان‌، در مسكو منتشر می‌شد، به‌ كریمه‌ منتقل‌ گردید. قریم‌ مسلمانلاری‌ صداسی‌ (صدای‌ مسلمانان‌ كریمه‌) در 1338/1920 و یاش‌قوت‌ (نیروی‌ جوان‌) در 1301 ش‌/1922 انتشار یافتند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌388). منابع‌: (1) آلكساندر بنیگسن‌ و ماری‌ براكس‌آپ‌، مسلمانان‌ شوروی‌: گذشته‌، حال‌ و آینده‌ ، ترجمه‌ كاوه‌ بیات‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ (2) ناصرالدین‌ پروین‌، تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ ایرانیان‌ و دیگر پارسی‌نویسان‌ ، ج‌ 1، تهران‌ 1377 ش‌؛ (3) احمد تدین‌ و شهین‌ احمدی‌، فرهنگ‌ تاریخ‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ (4) عبدالهادی‌ حائری‌، «مفهوم‌ نوین‌ آزادیهای‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ در نوشته‌های‌ پارسی‌ آسیای‌ میانه‌»، فصلنامه‌ مطالعات‌ تاریخی‌ ، سال‌ 1، ش‌ 3 (پاییز 1368)؛ (5) رحیم‌ رئیس‌نیا، «گذری‌ بر اندیشه‌ها و آثار عباسقلی‌ آقاقدسی‌ (باكیخانوف‌)»، تاریخ‌ روابط‌ خارجی‌ ، سال‌ 3، ش‌ 12 (پاییز 1381)؛ (6) دوران‌ عاشورف‌، فرهنگ‌ روزنامه‌ها و مجله‌های‌ تاجیكستان‌ ، دوشنبه‌ 1999؛ (7) صدرالدین‌ عینی‌، یادداشت‌ها ، چاپ‌ سعیدی‌ سیرجانی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ (8) كستنكوكاپیتان‌ اتاماژور، شرح‌ آسیای‌ مركزی‌ و انتشار سیویلیزاسیون‌ روسی‌ در آن‌ با نقشه‌ ممالك‌ آسیای‌ مركزی‌ ، ترجمه‌ ماردروس‌ داود خانف‌، به‌ اهتمام‌ مؤتمن‌السلطان‌ صنیع‌الدوله‌، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ 1383 ش‌؛ (9) Nazim Akhundov, Sanadlarin diliila , Baku 1980; (10) Azarbayjan tarikhi , ed. Suleyman Alyarli, Baku 1996; (11) Abdullah Battal-Taymas, Kazan Turkleri: Turk tarihinin hazln yapraklari, Ankara 1988; (12) Alexandre Bennigsen and Chantal Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russie avant 1920, Paris 1964; (13) Nadir Devlet, Rusya turklerinin milli mucadele tarihi: 1905-1917 , Ankara 1990; (14) EI 2 , s.v. "Djarida. IV: Muslim press of Russia and the Soviet Union" (by Ch. Quelquejay); (15) Ensiklopediyayi Savetii Tajik , Dushanbe 1978-1988; (16) Alan Fisher, The Crimean Tatars , Stanford, Calif, 1987; (17) Ismail Gasprali, Secilmis eserleri , ed. y. Akpinar, Istanbul 2004; (18) Great Soviet encyclopedia , New York 1973-1983, s. v. "Caucasian War of 1817-64" (by A. G. Kavtaradze) ; (19) IA , s. v. "Matbuat. II: Tukler" (by R. Rahmeti Arat) ; (20) Ahmet Kanlidere, Kadimle cedid araslnda Musa Carullah, hayatl, eserleri, fikirleri , Istanbul 2005; (21) idem, "Sovet ve turk tarih yazicilignda Rusya musulmanlarinin dusunce tarihi", Turkiye arastlrmalarl literatur dergisi , vol.2, no.1 (2004); (22) N. Karimov, "XX asr bashlaridagi tarikhi vaziiat va jadidchilik harakatining vujudga kelishi", in Jadidchilik: islahat, yanqilanish, mustaqillik va taraqqyat uchun kurash , ed. D. A. Alimova et al ., Tashkant, Tashkant University, 1999; (23) Fatih Kerimov, Istanbul mektuplari, Istanbul 2001; (24) Adeeb Khalid, The politics of Muslim cultural reform: Jadidism in Central Asia , Berkeley 1998; (25) M. Jacob Landau, Pan- Turkism: from irredentism to cooperation , London 1995; (26) Ibrahim Maras, Turdunyaslnda dini yenilesme: 1850-1917 , Istanbul 2002; (27) Mehmed Saray, Gasplrali Ismail bey'den Ataturk'e Turk dunyaslnda dil ve Kultur birligi , Istanbul 2003; (28) Holly Shissler, Iki imparatorluk araslnda Ahmet Agaoglu ve yeni Turkiye , tr. Taciserulas Belge, Istanbul 2005; (29) Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: a borderland in transition , New York 1995; (30) idem, Russian Azarbaijan, 1905-1920: the shaping of national identity in a Muslim community , Cambridge 1985; (31) Tatarskiy Ensiklopedicheskiy slovar , ed. M. H. Hasanov, Kazan 1999 ; (32) Ahmed Zeki Velidi Togan, Hatiralarim , Istanbul 1969; (33) TDVI A , s. vv. "Balkan savasi " (by Cevdet Kucuk), "Gaspirali, Ismail Bey" (by Hakan Kiriml), "Kayyum Nasiri" (by Ismail Turkoglu-Ibrahim Maras), "Kazan" (by Isamil Turkoglu), "Kirim. Rus idaresi donemi" (by Hakan Kirimli); (34) Uzbek Savet Ensiklopediyasl, Tashkent 1971- 1980. / رحیم‌ رئیس‌نیا / تصاویر این مدخل:ترکستان ولایتی نینگ گزیتی (ش28، 15 آوریل 1912)نخستین شماره ترجمان (جمادی الآخره 1300/آوریل 1883) منبع: A.Bennigsen & Ch.Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russic avant 1920, paris 1964,p.38 "> را در ذیحجه‌ 1243/ ژوئن‌ 1828، چند ماه‌ پس‌ از انعقاد عهدنامه‌ تركمان‌ چای‌ * (5 شعبان‌ 1243)، در قفقاز جنوبی‌ منتشر كرد. سردبیر آن‌ پ‌.س‌. سانكوفسكی‌ (متوفی‌ 1832/ 1247)، از دوستان‌ پوشكین‌، شاعر و نویسنده‌ نامدار روس‌، بود. پس‌ از انتشار این‌ روزنامه‌، حكومت‌ روسیه‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌، برای‌ ایجاد ارتباط‌ با مردم‌ منطقه‌، ضمیمه‌هایی‌ به‌ زبانهای‌ محلی‌ برای‌ همان‌ روزنامه‌ منتشر سازد. نخست‌ ضمیمه‌ گرجی‌ منتشر شد و پس‌ از تأسیس‌ چاپخانه‌ای‌ كه‌ حروف‌ فارسی‌ و عربی‌ داشت‌ در جمادی‌الا´خره‌ 1244/ دسامبر 1828 در تفلیس‌، ضمیمه‌ای‌ نیز به‌ زبان‌ فارسی‌ در 1245/1829 منتشر گردید (آخوندوف‌ ، ص‌ 4، 8). دلیل‌ انتشار دومین‌ ضمیمه‌ به‌ فارسی‌، این‌ بود كه‌ از صدها سال‌ پیش‌ از استیلای‌ روسیه‌ بر قفقاز و چندین‌ دهه‌ پس‌ از آن‌، زبان‌ فارسی‌ زبان‌ فرهنگی‌ و مذهبی‌ اقوام‌ مسلمان‌ قفقاز به‌ شمار می‌رفت‌ و از همین‌رو، از میان‌ انبوه‌ زبانهای‌ متداول‌ در میان‌ مسلمانان‌ امپراتوری‌ تزاری‌، فارسی‌ انتخاب‌ شد (پروین‌، ج‌ 1، ص‌ 326). روزن‌ ــ كه‌ از ربیع‌الا´خر 1247/ سپتامبر 1831 به‌ فرماندهی‌ كل‌ قوای‌ قفقاز منصوب‌ گردیده‌ بود (< دایرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروی‌ >، ج‌ 11، ص‌ 202ـ203) در نامه‌ای‌ به‌ وزارت‌ معارف‌ روسیه‌ (در اواسط‌ 1247/ پایان‌ 1831)، نوشت‌ كه‌ بر اساس‌ دستور سَلَف‌ خودش‌، ژنرال‌ پاسكویچ‌ ، ضمیمه‌ < اخبار تفلیس‌> به‌زبان‌ فارسی‌ منتشر می‌شود، اما بهتر است‌ این‌ ضمیمه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ (تركی آذربایجانی‌) منتشر گردد. ظاهراً به‌ علت‌ همین‌ پیشنهاد، ضمیمه‌ تركی آذربایجانی به نام در 1248/1832 جانشین‌ ضمیمه‌ فارسی‌ شد (آخوندوف‌، ص‌ 6ـ7). عباسقلی‌آقا قدسی‌، معروف‌ به‌ باكیخانوف‌ (متوفی‌ 1263/ 1847)، كه‌ در آن‌ سالها مترجم‌ زبانهای‌ شرقی‌ در دفترخانه‌ فرمانداری‌ كل‌ قفقاز بود (رئیس‌نیا، ص‌ 191)، ضمن‌ همكاری‌ با < اخبار تفلیس‌ > (آخوندوف‌، ص‌ 17)، به‌ انتشار ضمیمه‌ تركی آذربایجانی‌ نیز كمك‌ می‌كرد (همان‌، ص‌ 5) و حتی‌ به‌ احتمالی‌ سردبیر آن‌ بود (رجوع کنید به < تاریخ‌ آذربایجان‌ > ، ص‌ 759). در پرونده‌ همین‌ ضمیمه‌ها، نامه‌ای‌ از میرزا بزك‌ (مباشر امور سفارت‌ و كنسولگری‌ روسیه‌) به‌ دفترخانه‌ دیپلماتیك‌، به‌ تاریخ‌ رمضان‌ 1246/ مارس‌ 1831، وجود دارد كه‌ در آن‌ پیشنهاد شده‌ است‌ نسخه‌ای‌ از < اخبار تفلیس‌ > به ‌طور مرتب‌ برای‌ محمدخان‌ زنگنه‌، رئیس‌ قشون‌ و پیشكار و والی‌ آذربایجان‌ در زمان‌ سلطنت‌ فتحعلی‌شاه‌ و محمدشاه‌ قاجار، فرستاده‌ شود، زیرا وی‌ شاه‌ را با مطالب‌ و مضامین‌ آن‌ آشنا خواهد كرد (آخوندوف‌، ص‌ 5). هیئتی‌ نظامی‌ تمام‌ مطالب‌ این‌ روزنامه‌ و ضمیمه‌های‌ آن‌ را ــ كه‌ غالباً ترجمه‌ مطالب‌ و مقالات‌ مندرج‌ در اصل‌ روزنامه‌ بود تهیه‌ و بررسی‌ و ممیزی‌ می‌كرد. این‌ مطالب‌ مشتمل‌ بود بر: اخبار عطایای‌ تزاری‌ به‌ مسلمانان‌ ماورای‌ قفقاز، امریه‌ها و ابلاغها، اعلانهای‌ مربوط‌ به‌ ولایت‌ قفقاز، اخبار داخلی‌ و خارجی‌، اخبار و گزارشهای‌ جنگی‌، و اخبار و اطلاعاتی‌ كه‌ قفقازیها، و به‌ویژه‌ مسلمانان‌آن‌ منطقه‌، را برای‌ اخذ فرهنگ ‌و تمدن‌ اروپایی‌ تشویق‌ می‌كرد (همان‌، ص‌ 7، 9). روزنامه‌ < اخبار تفلیس‌ > و ضمیمه‌هایش‌ اندكی‌ پس‌ از درگذشت‌ سانكوفسكی‌، تعطیل‌ شد (همان‌، ص‌ 8). باتوجه‌ به‌ مطالب‌ این‌ روزنامه‌ و ضمیمه‌هایش‌ و ممیزی اعمال‌ شده‌ بر آنها، باید آن‌ را نشریه‌ای‌ رسمی‌ و دولتی‌ قلمداد كرد ( < تاریخ‌ آذربایجان> ، ص‌760). روزنامۀ < پیک ماورای قفقاز> هم، که در فاصلۀ سالهای 1257 تا 1262/1841- 1846 به زبان تاتاری‌ (تركی‌ آذربایجانی‌) داشت‌ كه‌ در آن‌ برخی‌ اخبار حكومتی‌ و نوشته‌های‌ اجتماعی‌ و نیز اطلاعات‌ تجاری‌ درج‌ می‌گردید؛ اما، این‌ ضمیمه‌ یك‌ ورقی‌ را، كه‌ ناشیانه‌ ترجمه‌ و تدوین‌ می‌شد، نمی‌توان‌ نشریه‌ای‌ معتبر به‌شمار آورد (همانجا). پس‌ از تعطیل‌ ضمیمه‌های‌ < اخبار تفلیس‌ > و حتی‌ ورقه‌ پیوستی < پیك‌ ماورای‌ قفقاز >، سالها در سراسر روسیه‌ هیچ‌ روزنامه‌ و نشریه‌ای‌ به‌ زبانهای‌ مسلمانان‌ آنجا منتشر نشد، تا آنكه‌ روزنامه‌ < اخبار تركستان‌ > به‌ زبان‌ روسی‌، با ضمیمه‌ای‌ به‌ نام‌ تركستان‌ ولایتی‌ نینگ‌گزیتی‌ (روزنامه‌ ولایت‌تركستان‌)، از طرف‌ دفتر كنستانتین‌ پتروویچ‌ كاوفمان‌، فرماندار كل‌ تركستان‌، و به‌فرمان‌ وی‌ در ژوئیه‌ 1870/ ربیع‌الا´خر 1287 در تاشكند منتشر شد ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ د. تاجیكی‌ ، ج‌ 7، ص‌ 447). این‌ ضمیمه‌ هم‌ دارای‌ دو چاپ‌ بود؛ یك‌ هفته‌ به‌ زبان‌ سارتی‌ و هفته‌ دیگر به‌ زبان‌ قزاقی‌ انتشار می‌یافت‌. زبان‌ سارتی‌ از عناصر تركی‌ و فارسی‌ تشكیل‌ شده‌ كه‌ البته‌ عناصر تركی‌، به‌ویژه‌ ازبكی‌، در آن‌ غلبه‌ دارد و زبان‌ گروهی‌ از جمعیت‌ یكجانشین‌ ماوراءالنهر است‌ (خالد، ص‌199ـ 201؛ كستنكو، ص‌109ـ110؛ گاسپرالی‌، ص‌246، پانویس‌؛ د.تاجیكی‌ ، ج‌ 6، ص‌609). ضمیمه‌ قزاقی‌ چندان‌ دوام‌ نیاورد و پس‌ از تعطیل‌ شدن‌ آن‌ در 1300/ 1883، انتشار ضمیمه‌ سارتی‌ به‌طور هفتگی‌ ادامه‌ یافت‌ و تا انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌، كه‌ آغاز دوره‌ نشر مطبوعات‌ ملی‌ در آسیای‌ مركزی‌ به‌شمار می‌رود، تنها روزنامه‌ به‌زبان‌ محلی‌ در آنجا بود. سردبیر این‌ ضمیمه‌ ابتدا شاه‌ مردان‌ ابراهیموف‌، از تاتارهای‌ اورنبورگ‌، بود كه‌ به‌عنوان‌ مترجم‌ در فرمانداری‌كل‌ تركستان‌ كار می‌كرد. هدف‌ از انتشار این‌ روزنامه‌، مانند روزنامه‌های‌رسمی‌ منتشرشده‌ در دیگر مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌، آن‌ بود كه‌ مضمون‌ فرمانها و مقررات‌ و اعلانها و نیز گزارشهای‌ فتوحات‌ جدید به‌ اطلاع‌ مأموران‌ و قشرهایی‌ از مردم‌ محلی‌ برسد. این‌ مطالبِ رسمی خشك‌ و خسته‌كننده‌، معمولاً با چاپ‌ افسانه‌هایی‌ از هزار و یك‌ شب‌ و اخبار جسته‌ و گریخته‌ای‌ از مطبوعات‌ روسی‌ تلطیف‌ می‌شد. < روزنامه‌ولایت‌ تركستان‌ > ، حتی‌ از اوایل‌ دهه‌ 1290/ اواسط‌ دهه‌ 1870، درج‌ نوشته‌های‌ خوانندگان‌ و نیز چاپ‌ اطلاعات‌ مفیدی‌ در باره‌ جغرافیای‌ جهان‌ و دولتهای‌ بزرگ‌، اختراعات‌ جدید و معرفی‌ جلوه‌های‌ جهان‌ نو را آغاز كرد. ابراهیموف‌، كه‌ در 1297/ 1879 به‌ اروپا سفر كرده‌ بود، سفرنامه‌ خود را در این‌ نشریه‌ به‌ چاپ‌ رساند و بدین‌ترتیب‌، برای‌ خوانندگان‌ امكان‌ آشنایی‌ نسبی‌ با تمدن‌ و فرهنگ‌ و زندگی‌ اروپایی‌ را فراهم‌ آورد. خوانندگان‌ هم‌ معمولاً درباره‌ نارساییهای‌ محیط‌ زندگیشان‌ می‌نوشتند و مطالبشان‌ هشداردهنده‌ و بیدار كننده‌ بود (خالد، ص‌ 85 86). در 1300/1883، محمدحسن‌چانیشِف‌، به‌جای‌ ابراهیموف‌، سردبیر < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > شد كه‌ او نیز در اواسط‌ همین‌ سال‌ جای‌ خود را به‌ نیكلای‌ پتروویچ‌ آسترائوموف‌ داد ( د. ازبكستان‌ شوروی‌ ، ج‌ 11، ص‌370). آسترائوموف‌ از شاگردان‌ ایلمینسكی‌ (رجوع کنید به جدیدها، نهضت‌ * ) در دانشگاه‌ قازان‌ بود و از 1294/ 1877 بازرس‌ مدارس‌ و مدیر كالج‌ معلمان‌ تركستان‌ و گیمنازیای‌ (دبیرستان‌) تاشكند شده‌ بود و با زبانهای‌ عربی‌ و تركی‌ و نیز دین‌ اسلام‌ آشنایی‌ داشت‌. او از مبلّغان‌ مسیحی‌ بود و انجیل‌ را به‌ زبان‌ تركی‌ جغتایی‌ چاپ‌ كرده‌ بود (خالد، ص‌87). < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > برای‌ آسترائوموف‌ ابزار پیشبرد اهداف‌ سیاسی‌اش‌ بود. از نظر او، بهتر بود كه‌ مردم‌، به‌جای‌ آنكه‌ در باره‌ مسائل‌ خویش‌ در خفا بحث‌ كنند، زیرنظر شخص‌ او بحث‌ نمایند (همان‌، ص‌ 88). وی‌ تلاش‌ می‌كرد نویسندگان‌ تازه‌كار محلی‌ را جلب‌ و آنها را به‌سویی‌ هدایت‌ كند كه‌ می‌توان‌ آن‌ را «روشنگری‌ محتاطانه‌» و نظارت‌ شده‌ خواند (همانجا). او ارتباطات‌ گسترده‌ای‌ با بسیاری‌ از روشنفكران‌ آسیای‌ مركزی‌ و خارج‌ از آن‌ داشت‌، چنانكه‌ برخی‌ از نوشته‌های‌ اولیه‌ محمودخواجه‌ بهبودی‌ * ، از سران‌ جدیدیه‌، را در این‌ روزنامه‌ منتشر می‌كرد (همان‌، ص‌80) و مكاتبات‌ دوستانه‌اش‌ با اسماعیل‌ گاسپرالی‌ * / گاسپرینسكی‌ ، رهبر جنبش‌ جدیدیه‌ ــ كه‌ هم‌زمان‌ با انتصاب‌ وی‌ به‌ سردبیری‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > انتشار روزنامه‌ ترجمان‌ را آغاز كرده‌ بود سالها ادامه‌ یافت‌ (همان‌، ص‌ 89). سرانجام‌، جدیدیها اداره‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > را در اواسط‌ مارس‌ 1917، اندكی‌ پس‌ از وقوع‌ انقلاب‌ در روسیه‌، در دست‌ گرفتند (همان‌، ص‌ 249). منوّرقاری‌، از جدیدیهای‌ معروف‌ آسیای‌ مركزی‌، به‌ سردبیری‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > ــ كه‌ از آن‌ پس‌ نجات‌ نامیده‌ شد انتخاب‌ گردید (همانجا). این‌ جریده‌ اگرچه‌ ترجمان‌ فرمانداری‌ كل‌ تركستان‌ و ابزار پیشبرد سیاست‌ استعماری‌ حكومت‌ تزاری‌ بود، در ترویج‌ تمدن‌ و فرهنگ‌ و صنایع‌ و فنّاوری‌ جدید و نیز ترجمه‌ و انتشار و معرفی‌ آثار نمایندگان‌ ادبیات‌ جدید روس‌، چون‌ كریلوف‌ ، پوشكین‌، گوگول‌، تورگنیف‌ و تولستوی‌، نقش‌ مهمی‌ داشت‌ ( د. ازبكستان‌ شوروی‌ ، همانجا). ضمیمه‌های‌ جراید روسی پیش‌ گفته‌ را، چون‌ وابسته‌ به‌ جراید رسمی‌ و حكومتی‌ روسیه‌ بودند و سردبیری‌ و ویرایش‌ و ممیزی‌ آنها را كارگزاران‌ دولتی‌ روسیه‌ برعهده‌ داشتند، نمی‌توان‌ جراید مردم‌ مسلمان‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ به‌شمار آورد. جریده‌نگاری‌ در مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌، به‌ سبب‌ همانندی‌ سیاست‌ حاكمیت‌ در آن‌ نواحی‌ و اوضاع‌ كمابیش‌ یكسان‌ و تأثیر رویدادهای‌ مهمی‌ چون‌ انقلابهای‌ 1905ـ1907 و فوریه‌ و اكتبر 1917 و حوادث‌ پس‌ از آن‌ در سرنوشت‌ نظام‌ حاكم‌ بر روسیه‌ و مناسبات‌ بین‌ حاكمان‌ و مردم‌، روی‌ هم‌ رفته‌ مراحل‌ مشابهی‌ داشته‌ است‌ بدین‌ قرار: 1) مرحله‌ نخست‌، كه‌ تا انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌ ادامه‌ یافت‌ و دوره‌ خفقان‌ و ركود بود. در این‌ مرحله‌، علاوه‌ بر جراید دولتی‌ یاد شده‌، مسلمانان‌ روسیه‌ تنها هشت‌ روزنامه‌ غیروابسته‌ شایان‌ ذكر را منتشر كردند: پنج‌ جریده‌ اكینچی‌ ، ضیاء ، ضیاء قافقاسیه‌ ، كشكول‌ ، شرق‌ روس‌ به‌ زبان‌ تركی‌ آذربایجانی‌؛ ترجمان‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌؛ دالاولایتی‌ ، به‌زبان‌ قزاقی‌ (قرقیزی‌) و نور به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا). 2) مرحله‌ بین‌ انقلاب‌ مشروطه‌ 1905/ 1323 تا انقلاب‌ فوریه‌ 1917/ جمادی‌الاولی‌ 1335. در این‌ دوره‌، به‌ویژه‌ پس‌ از انتشار بیانیه‌ اكتبر 1905/ شعبان‌ 1323، كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ برای‌ همه‌ مردم‌ روسیه‌ آزادی‌ بیان‌ و قلم‌ و مطبوعات‌ به‌رسمیت‌ شناخته‌ شد، نشریات‌ ادواری‌ بسیاری‌ با عقاید سیاسی‌ مختلف‌، از محافظه‌كار دست‌ راستی‌ تا سوسیالیست‌ دست‌ چپی‌، منتشر شد. این‌ دوره‌ كوتاه‌ اما آكنده‌ از تحولات‌ ــ كه‌ رحمتی‌آرات‌ آن‌ را دوره‌ ملی‌ اجتماعی‌ نامیده‌ است‌ (رجوع کنید به د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌380) بر مطبوعات‌ روسیه‌ و از جمله‌ بر جراید مسلمانان‌ آن‌ منطقه‌ تأثیر عمیق‌ گذاشت‌ (رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌). بنا به‌ برآوردی‌، در این‌ دوره‌ حدود 160 نشریه‌ ادواری‌ به‌ زبانهای‌ رایج‌ در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ منتشر شده‌ است‌: 62 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ قازانی‌، 61 نشریه‌ به‌ تركی‌ آذربایجانی‌، 3 نشریه‌ به‌ فارسی‌ (كه‌ البته‌ تنها یكی‌ از آنها به‌ طور كامل‌ فارسی‌ بود)، 17 نشریه‌ به‌ ازبكی‌، 8 نشریه‌ به‌ قزاقی‌ (قرقیزی‌)، 6 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌، 2 نشریه‌ به‌ تركمنی‌، 2 نشریه‌ به‌ عربی‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ عاشورف‌، ص‌ 21ـ 25). اما، با فروكش‌ كردن‌ موج‌ انقلاب‌ و تجدید حیات‌ حاكمیت‌ خودكامه‌ تزاری‌ و برقراری‌ ممیزی‌، شمار مطبوعات‌ رو به‌ كاهش‌ گذاشت‌ و مطبوعاتی‌ كه‌ توقیف‌ و تعطیل‌ نشده‌ بودند نیز، خواه‌ناخواه‌، بیش‌ از پیش‌ احتیاط‌ كردند و از سیاست‌ دوری‌ گزیدند (رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌). 3) مرحله‌ پس‌ از انقلاب‌ فوریه‌ 1917 و سرنگونی‌ نظام‌ تزاری‌. در این‌ دوره‌، مطبوعات‌ دیگری‌، كه‌ نیرومندتر از مطبوعات‌ پس‌ از انقلاب‌ 1905 بود، رشد كرد و مطبوعاتِ «متعهد»، كه‌ عقاید گروههای‌ سیاسی‌ گوناگون‌ جامعه‌ مسلمانان‌ را منعكس‌ می‌كردند، عموماً جای‌ نشریه‌های‌ ادواری‌ اغلب‌ غیرسیاسی‌ را گرفتند. گروههای‌ مذكور غالباً به‌تدریج‌ پس‌ از انقلاب‌ اكتبر، داوطلبانه‌ یا به‌اجبار، به‌ كشمكشهای‌ انقلاب‌ و جنگهای‌ داخلی‌ كشیده‌ شدند. طبق‌ برآوردی‌، از جمادی‌الاولی‌ 1335 تا ربیع‌الا´خر 1339/ فوریه‌ 1917 ـ پایان‌ 1920، 256 نشریه‌ ادواری‌ مسلمانان‌، در بیش‌ از پنجاه‌ شهر و روستای‌ بزرگ‌ روسیه‌، انتشار یافت‌ كه‌ 139 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ قازانی‌، 39 نشریه‌ به‌ تركی‌ آذربایجانی‌، 37 نشریه‌ به‌ ازبكی‌، 21 نشریه‌ به‌ قزاقی‌ و 7 نشریه‌ به‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌ بود ( د. اسلام‌ ، همانجا). با پیروزی‌ ارتش‌ سرخ‌ در جنگ‌ داخلی‌ و حاكم‌ شدن‌ نظام‌ تك‌حزبی‌ كمونیستی‌، مطبوعات‌ ملی‌ در سراسر روسیه‌ تحت‌ فشار قرار گرفتند. بنا بر فرمان‌ استالین‌ در 1300 ش‌/ 1921، هیچ‌ نشریه‌ یا ترجمه‌ای‌ نباید پیش‌ از تصویب‌ هیئت‌ مسئول‌ چاپ‌ می‌شد (حائری‌، ص‌ 335). بدین‌ترتیب‌، مطبوعاتی‌ به‌ كار خود ادامه‌ دادند كه‌ سخنگوی‌ كارگزاران‌ محلی‌ نظام‌ حاكم‌ شدند ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). در مطبوعات‌ این‌ دوره‌، كه‌ با شمارگان‌ زیاد منتشر می‌شدند، زبانهای‌ ادبی‌ جدید به‌ كار رفت‌. استفاده‌ از الفبای‌ لاتینی‌ (از 1307 تا 1309 ش‌/ 1928ـ1930) و سپس‌ الفبای‌ سیریلی‌ (از 1317 تا 1319 ش‌/ 1938ـ1940) برای‌ نوشتن‌ به‌ این‌ زبانها اجباری‌ شد و بنابراین‌، در دو دهه‌ پس‌ از استقرار حاكمیت‌ شوروی‌، مطبوعاتی‌ در سرزمینهای‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ شكل‌ گرفت‌ كه‌ با مطبوعات‌ دوره‌ پیش‌ از استقرار حاكمیت‌ شوروی‌ تفاوت‌ بسیار داشت‌ (رجوع کنید به د. اسلام‌ ، همانجا). جراید ملی‌ و مستقل‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ در ادوار پیش‌ از استقرار نظام‌ شوروی‌ و سالهای‌ نخستین‌ استقرار آن‌، از مغرب‌ به‌ مشرق‌، بدین‌قرار بودند: 1) تاتاری‌ قازانی‌. نخستین‌ بار، در 1249/1834 یكی‌ از دانشجویان‌ دانشكده‌ زبانهای‌ شرقی‌ دانشگاه‌ قازان‌ برای‌ انتشار جریده‌ای‌ به‌ نام‌ بحرالاخبار به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ اقدام‌ كرد، اما این‌ اقدام‌ و اقدامات‌ بسیار دیگری‌ كه‌ بعدها صورت‌ گرفت‌، با مخالفت‌ اداره‌ ممیزی‌ حكومت‌ تزاری‌، به‌ نتیجه‌ای‌ نرسید (رجوع کنید بهد.ا.ترك‌ ، همانجا). در قازان‌، افزون‌ بر نهادهای‌ علمی‌ چون‌ فرهنگستان‌ دوحوونی‌ (تأسیس‌ در حدود 1212/1797) و دانشگاه‌ قازان‌ (تأسیس‌ در 1219/1804)، نهادهای‌ فرهنگی‌ و آموزشی‌ دیگری‌ (چون‌ تئاتر، دانشسرا، دبیرستان‌ دخترانه‌ و كتابخانه‌های‌ عمومی‌) كه‌ به‌تدریج‌ از اوایل‌ قرن‌ سیزدهم‌/ اواخر قرن‌ هجدهم‌ تأسیس‌ شدند، فضای‌ فرهنگی‌ مساعدی‌ برای‌ انتشار روزنامه‌ و مجله‌ پدید آوردند. نخستین‌ چاپخانه‌ با حروف‌ عربی‌، به‌نام‌ آزیاتیسكی‌ تیپوگرافی‌، در 1215/1800 تأسیس‌ شد. از دهه‌ نخستین‌ سده‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ به‌بعد، چاپخانه‌های‌ دیگری‌ نیز در قازان‌ تأسیس‌ گردید، از جمله‌ ییلدیز، اخبار، الاصلاح‌، الدین‌ و الادب‌، برادران‌ كریموف‌، شرق‌، بیان‌الحق‌ و ملت‌، كه‌ غالباً هر كدام‌ مخصوص‌ چاپ‌ روزنامه‌ یا مجله‌ای‌ بودند (د.ا.د.ترك‌ ، ج‌25، ص‌ 135)؛ اما، با وجود زمینه‌ فرهنگی‌ مساعد، فشار سیاسی‌ سالها مانع‌ انتشار مطبوعات‌ به‌ زبان‌ مردم‌ مسلمان‌ روسیه‌ بود. در آستانه‌ وقوع‌ انقلاب‌ 1905/ 1323 روسیه‌، فقط‌ یك‌ روزنامه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌، آن‌ هم‌ در پترزبورگ‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌ هفتگی‌ نور ــ كه‌ عطاءاللّه‌ بایزیداُف‌، مفتی‌ پترزبورگ‌، آن‌ را در رجب‌ 1323/ سپتامبر 1905، انتشار داد به‌علت‌ محافظه‌كاری‌ و پاسداری‌ از حكومت‌ تزاری‌ و پاسخ‌ ندادن‌ به‌ خواستهای‌ روحانیان‌ و طلاب‌ و دانشجویان‌ و بازرگانان‌ و روشنفكران‌ و نیز انتشار در شهری‌ كه‌ شمار قلیلی‌ از تاتارها در آنجا پراكنده‌ بودند، شمارگان‌ كمی‌ داشت‌ و پس‌ از انتشار چند شماره‌، تعطیل‌ گردید (دولت‌ ، ص‌ 168). به‌ نظر عبداللّه‌ بَطال‌ ــ تایماس‌، این‌ روزنامه‌ را كه‌ نخستین‌ جریده‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ است‌، نمی‌توان‌ نخستین‌ روزنامه‌ ملی‌ آنان‌ به‌ شمار آورد، زیرا صاحب‌ امتیازش‌ از نظر اهداف‌ و منافع‌ ملی‌ شخص‌ معتمدی‌ نبود و خود روزنامه‌ هم‌ مطالب‌ مفیدی‌ نداشت‌ (ص‌ 170). پس‌ از تسلیم‌ شدن‌ تزار در برابر خواستهای‌ انقلابیون‌، صدور بیانیه‌ 17 اكتبر 1905 و دادن‌ وعده‌ آزادیهای‌ دموكراتیك‌ از جمله‌ آزادی‌ بیان‌ و قلم‌، تشكیل‌ دومای‌ دولتی‌ (پارلمان‌) با صلاحیت‌ قانونگذاری‌، و برقراری‌ حكومت‌ مشروطه‌، در سراسر روسیه‌ و از جمله‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ آنجا، به‌ویژه‌ قازان‌، مطبوعاتی‌ با عقاید و مواضع‌ سیاسی‌ گوناگون‌ منتشر شد ( د. اسلام‌ ، همانجا). پس‌ از اعلان‌ بیانیه‌ مذكور تا انقلاب‌ 1917، دست‌كم‌ 62 نشریه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ منتشر گردید (همانجا) و تا 1325/ پایان‌ 1907 در منطقه‌ ولگا ـ اورال‌، در شهرهای‌ قازان‌، آستاراخان‌ (حاجی‌طرخان‌، هشترخان‌)، اورنبورگ‌، اوفا، اورالسك‌ و نیز پترزبورگ‌، جمعاً 21 روزنامه‌ و 12 مجله‌ منتشر شد (دولت‌، ص‌ 169). نخستین‌ روزنامه‌ معتبری‌ كه‌ در شعبان‌ 1323/ اكتبر 1905 در قازان‌ منتشر شد، قزانْ مخبری(مخبر قازان‌) بود. این‌ روزنامه‌ ــ كه‌ به‌همت‌ سیدگری‌ میرزاآلكین‌(متوفی‌ 1337/1919) و با همكاری‌ یوسف‌ آقچورا * (متوفی‌ 1314 ش‌/ 1935) تا 20 ذیحجه‌ 1329/ 12 دسامبر 1911 (416 شماره‌) منتشر می‌شد (< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 236) نخستین‌ روزنامه‌ ملی‌ قازان‌ به‌شمار آمده‌ است‌ ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). این‌ روزنامه‌ افزون‌ بر آنكه‌ با استقبال‌ تاتارهای‌ قازان‌ مواجه‌ شد، به‌ سبب‌ پرداختن‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ و ملی‌ و اجتماعی‌، مورد توجه‌ مسلمانان‌ مناطق‌ دیگر نیز قرار گرفت‌ (دولت‌، ص‌ 168). این‌ روزنامه‌ ناشر افكار حزب‌ اتفاق‌المسلمین‌ به‌شمار آمده‌ است‌ (< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، همانجا). از روزنامه‌های‌ مهم‌ تاتاری‌زبان‌ پس‌ از انقلاب‌ مشروطه‌ 1905 روسیه‌، الفت‌ بود كه‌ به‌ همت‌ عبدالرشید ابراهیموف‌ * (متوفی‌ 1323 ش‌/ 1944)، در شوال‌ 1323/ دسامبر 1905 در پترزبورگ‌ انتشار یافت‌. ابراهیموف‌ مبلّغ‌ اتحاد اسلامی‌ در حوزه‌ پهناوری‌، از روسیه‌ گرفته‌ تا ژاپن‌ و چین‌ و هندوستان‌ و عثمانی‌، بود (رجوع کنید به ماراش‌، ص‌ 104ـ106). همكار اصلی‌ وی‌ در این‌ روزنامه‌، موسی‌ جاراللّه‌ * (متوفی‌ 1328 ش‌/ 1949) بود. این‌ روزنامه‌ كه‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ اهمیت‌ خاصی‌ می‌داد و به‌ عثمانی‌، كه‌ قرارگاه‌ خلیفه‌ بود، و به‌ فعالیتهای‌ فرهنگی‌ و سیاسی‌ مسلمانان‌ عثمانی‌ توجه‌ ویژه‌ داشت‌ و گزارشها و اطلاعات‌ جالب‌ توجهی‌ در باره‌ همایشهای‌ مسلمانان‌ سراسر روسیه‌ درج‌ می‌كرد و مسلمانان‌ روسیه‌ را، برای‌ احقاق‌ حق‌ خود و رسیدن‌ به‌ خودمختاری‌ ملی‌، به‌ اتحاد و مبارزه‌ فرا می‌خواند، از مدتها پیش‌ توجه‌ پلیس‌ تزاری‌ را جلب‌ كرده‌ بود، چنانكه‌ با تمدید قوای‌ حكومت‌ و تقویت‌ استبداد در 1325/ 1907، پس‌ از انتشار شماره‌ 85 (9 ژوئن‌ 1907) توقیف‌ و مدیرش‌ محاكمه‌ گردید (قانلی‌دره‌ ، ص‌ 37ـ39). ابراهیموف‌ و موسی‌ جاراللّه‌، جریده‌ التلمیذ را نیز به‌ زبان‌ عربی‌، به‌منظور فراخواندن‌ مسلمانان‌ جهان‌ به‌ اتحاد، در 1324/1906 در پترزبورگ‌ انتشار دادند كه‌ تنها سی‌ شماره‌ از آن‌ به‌ دست‌ خوانندگان‌ رسید ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381). الاصلاح‌ ، جریده‌ای‌ علمی‌ ـ ادبی‌ و پیرو اصلاح‌ مدارس‌، یكی‌ از نخستین‌ روزنامه‌های‌ تاتاری‌ بود. بیشتر نویسندگان‌ آن‌ جوانان‌ جدیدی‌، همچون‌ موسی‌ جاراللّه‌ بودند كه‌ با قدیمیها مخالفت‌ می‌كردند. این‌ روزنامه‌ نخست‌ در 1323/1905 با دست‌ تكثیر می‌شد ولی‌ از رمضان‌ 1325/ اكتبر 1907 تا پایان‌ انتشار آن‌ در شعبان‌ 1327/ ژوئیه‌ 1909 در قازان‌ به‌ چاپ‌ می‌رسید (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 38؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 5، ص‌ 23ـ 25). العالم‌ الاسلامی‌ ، كه‌ در 1324ـ 1325/ 1906ـ1907 در شهر اوفا، مركز اداره‌ امور دینی‌ تاتارستان‌، منتشر می‌شد، روزنامه‌ای‌ مذهبی‌ به‌ شمار می‌آمد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). ییلدیز (ستاره‌) یكی‌ دیگر از جرایدی‌ بود كه‌ در ذیحجه‌ 1323/ ژانویه‌ 1906 (بطال‌ ـ تایماس‌، ص‌ 171)، به‌همت‌ احمد هادی‌ مقصودی‌ (متوفی‌ 1320ش‌/ 1941؛ رجوع کنید به ماراش‌، ص‌110ـ 111)، در قازان‌ منتشر شد و در اندك‌ مدتی‌ كسب‌ اعتبار كرد و انتشارش‌ تا 1335/ 1917 ادامه‌ یافت‌. با این‌ روزنامه‌، كه‌ هفته‌ای‌ سه‌ بار منتشر می‌شد، مورخانی‌ چون‌ عبداللّه‌ بطال‌ ـ تایماس‌، هادی‌ اطلسی‌، احمد زكی‌ولیدی‌طوغان‌، و شاعرانی‌ چون‌ ابراهیم‌ قلی‌، شاهد احمد، ضیاء ناصری‌، مجید غفوری‌ و انقلابیونِ بعدی‌ چون‌ فتحی‌ سیفی‌ قزانلی‌ و عالمجان‌ ابراهیموف‌ همكاری‌ می‌كردند (دولت‌، ص‌ 168). یكی‌ از جراید مهم‌ تاتارهای‌ قازان‌، روزنامه‌ وقت‌ بود كه‌ با سرمایه‌ دو برادر، شاكر و ذاكر رمی‌یف‌ ، و سردبیری‌ فاتح‌ كریموف‌، نویسنده‌ و مترجم‌ جدیدی‌ (رجوع کنید به فاتح‌ كریموف‌، مقدمه‌ گوكچك‌ ، ص‌ IX ـ XIV ؛ ماراش‌، ص‌ 101ـ102)، از ذیحجه‌ 1323 تا ربیع‌الا´خر 1336/ فوریه‌ 1906 ـ ژانویه‌ 1918، ابتدا در هر هفته‌ سه‌ شماره‌ و از 1331/1913 به‌ بعد به‌طور روزانه‌ در اورنبورگ‌ منتشر می‌شد و در این‌ دوره‌ دوازده‌ ساله‌، 309 ، 2 شماره‌ از آن‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌ وقت‌ ، كه‌ از نظر شكل‌ در ردیف‌ روزنامه‌های‌ نو قرار داشت‌، به‌ زبان‌ تركی‌ مبتنی‌ بر تركی‌ عثمانی‌ و به‌ شیوه‌ روزنامه‌ ترجمان‌ گاسپرالی‌ (رجوع کنید بهادامه‌ مقاله‌) منتشر می‌شد و یكی‌ از جراید پرخواننده‌ در میان‌ تركان‌ روسیه‌ به‌شمار می‌رفت‌ (دولت‌، ص‌ 169). نویسندگان‌ نوگرای‌ بسیاری‌ در این‌ روزنامه‌ گرد آمده‌ بودند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381). فاتح‌ كریموف‌، كه‌ گرداننده‌ اصلی‌ آن‌ بود، بسیاری‌ از ستونهای‌ آن‌ را با نوشته‌ها و ترجمه‌های‌ خود از زبانهای‌ مختلف‌ پر می‌كرد. از جمله‌ نوشته‌های‌ درخور ذكر وی‌، سلسله‌ گزارشهایی‌ بود كه‌ در دوره‌ جنگ‌ بالكان‌ (رجوع کنید به تدین‌ و احمدی‌، ج‌ 1، ص‌ 247ـ 248؛ د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 5، ص‌ 23ـ25) به‌ مدت‌ چهار ماه‌ (در 1330ـ 1331/ 1912ـ1913) از استانبول‌ به‌ اورنبورگ‌ می‌فرستاد و با عنوان‌ «استانبول‌ مكتوبلاری‌» (نامه‌های‌ استانبول‌) به‌ صورت‌ پاورقی‌ در وقت‌ به‌چاپ‌ می‌رسید. این‌ نامه‌ها در همان‌ سال‌ در اورنبورگ‌ به‌صورت‌ كتاب‌ چاپ‌ شد كه‌ در بردارنده‌ گزارشهای‌ گویایی‌ از برهه‌ای‌ از دوره‌ حاكمیت‌ اتحاد و ترقی‌ در عثمانی‌ است‌ (رجوع کنید بهمنابع‌). كریموف‌ در 1335/1917 از وقت‌ انشعاب‌ كرد و ینگی‌ وقت‌ (وقت‌ جدید) را در اورنبورگ‌ منتشر نمود ( د.ا.ترك‌ ، همانجا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 685). در 18 مه‌ 1906/ 24 ربیع‌الاولی‌ 1324، روزنامه‌ای‌ به‌نام‌ تان‌ییلدیزی‌ (ستاره‌ سحری‌) در قازان‌ منتشر شد كه‌ گروهی‌ از جوانان‌ انقلابی‌، چون‌ آیاز اسحاقی‌، فؤاد توقتاروف (متوفی‌ 1317ش‌/ 1938) و شاكر محمدیاروف‌، در آن‌ مقاله‌ می‌نوشتند. این‌ روزنامه‌، به‌علت‌ درج‌ مطالب‌ و مقالات‌ انتقادی‌ تند، نُه‌ بار توقیف‌ گردید و سرانجام‌، پس‌ از انتشار شماره‌ 64، در 14 نوامبر 1906/ 27 رمضان‌ 1324 (قس‌ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 556 كه‌ به‌ شماره‌ 65، در 16 نوامبر 1906، اشاره‌ كرده‌ است‌) تعطیل‌ شد (دولت‌، ص‌ 169). اَیاز اسحاقی‌، كه‌ دارای‌ تمایلات‌ جدیدی چپ‌ و متمایل‌ به‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ بود (ماراش‌، ص‌ 111)، با همكاری‌ موسی‌ جاراللّه‌ بیگی‌یف‌، روزنامه‌ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌ ایل (وطن‌) را از 1331/ 1913 منتشر كرد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 221). انتشار این‌ جریده‌ ترك‌گرا در پترزبورگ‌، با استقبال‌ ترك‌ یوردو ، هوادار تورك‌ یوردی‌ درنگی‌ (جمعیت‌ میهن‌ ترك‌) در استانبول‌، مواجه‌ شد (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 73). محل‌ انتشار ایل‌ در 1332/ 1914 از پترزبورگ‌ به‌ مسكو انتقال‌ یافت‌ و نویسندگانی‌ چون‌ یوسف‌ آقچورا، موسی‌ جاراللّه‌، ایاز اسحاقی‌، احمد زكی‌ولیدی‌ طوغان‌ و شاكر محمد یاروف‌ با آن‌ همكاری‌ می‌كردند (همانجا). این‌ روزنامه‌، پس‌ از انتشار 89 شماره‌، در 1333/ 1915 تعطیل‌ گردید و جای‌ خود را به‌ روزنامه‌ سوز (سخن‌) داد و آن‌ هم‌ در 1334/1916 جای‌ خود را به‌ بیزنینگ‌ ایل‌ (وطن‌ ما) سپرد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). روزنامه‌ اخیر ــ كه‌ به‌ سردبیری‌ شاكر محمدیاروف‌، وكیل‌ دعاوی‌ تاتار، منتشر می‌شد پس‌ از به‌ حاكمیت‌ رسیدن‌ بلشویكها، توقیف‌ گردید (بنیگسن‌ و لومرسیه‌ كلكژه‌ ، ص‌95؛ دولت‌، ص‌169). افزون‌بر روزنامه‌های‌یادشده‌، تاویش (صدا؛ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ >، ص‌ 552)، ایدیل (نام‌ رود ولگا در تاتاری‌؛ همان‌، ص‌ 217) و حمیت‌ (همان‌، ص‌ 627) از مهم‌ترین‌ نشریات‌ تاتاری‌ قازانی‌ هستند كه‌ از 1323 تا 1325/ 1905ـ1907 منتشر شدند. قورولتای، به‌ سردبیری‌ توقتاروف‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 587) و با همكاری‌ شماری‌ از نویسندگان‌ خواهان‌ خودمختاری‌ ملی‌ ـ مدنی‌، در قازان‌ منتشر می‌شد كه‌ پس‌ از انتشار 67 شماره‌، توقیف‌ گردید (همان‌، ص‌ 311). روزنامه‌ اورال‌ ، به‌ سردبیری‌ حسین‌ یاماشف‌ (متوفی‌ 1330/1912)، از نخستین‌ سوسیال‌ ـ دموكراتهای‌ تاتار، نخستین‌ روزنامه‌ سوسیالیستی‌ تاتاری‌ بود و پس‌ از انتشار 29 شماره‌، توقیف‌ گردید (دولت‌، ص‌169ـ 170). روزنامه‌ قویاش‌ (خورشید)، به‌مدیریت‌ فاتح‌ امیرخان‌ و همكاری‌ عبداللّه‌ توقای‌ (متوفی‌ 1331/1913؛ رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌>، ص‌ 586)، نیز از ذیحجه‌ 1329 تا 1336/ دسامبر 1911ـ 1918 منتشر می‌شد (دولت‌، ص‌ 170). در دوره‌ مورد بحث‌ (1323ـ 1335/ 1905ـ1917)، عمدتاً به‌ سبب‌ مشكلات‌ مالی‌ و تشدید ممیزی‌ پس‌ از استیلای‌ دو باره‌ استبداد در روسیه‌، عمر بیشتر جراید كوتاه‌ بود ( د. اسلام‌ ، همانجا). سرنگونی‌ سلطنت‌ تزاری‌ در فوریه‌ 1917، فصل‌ تازه‌ای‌ در تاریخ‌ مطبوعات‌ مسلمانان‌ روسیه‌ پدید آورد. از جمادی‌الاولی‌ 1335 تا 1339/ فوریه‌ 1917 ـ پایان‌ 1920، تاتارهای‌ قازان‌ 139 عنوان‌ نشریه‌ منتشر می‌كردند (همانجا). افزون‌ بر روزنامه‌هایی‌ چون‌ ییلدیز و قویاش در قازان‌، وقت‌ و ینگی‌وقت‌ در اورنبورگ‌، و طورمش‌ (زندگی‌) در اوفا، ــ كه‌ از پیش‌ منتشر می‌شدند روزنامه‌ اتفاق‌ در 1336/ 1918 در قازان‌ منتشر شد. اَیاز اسحاقی‌ هم‌ ایل‌ را دوباره‌ در مسكو انتشار داد. این‌ روزنامه‌ سه‌بار در هفته‌ منتشر می‌شد و مجموعاً 137 شماره‌ از آن‌ انتشار یافت‌. حُر ملت‌ (ملت‌ آزاد) در ترویتسك؛ اورنبورغ‌ مخبری‌ (مخبر اورنبورگ‌) در اورنبورگ‌، و هفته‌نامه‌ المنبر، به‌ مدیریت‌ موسی‌ جاراللّه‌، در پترزبورگ‌ منتشر می‌شد. چند روزنامه‌ روسی‌ زبان‌ (از جمله‌ < خبر > ، < زمان‌ > ، < مسلمان‌ > ) را نیز مركز موقتی‌ مسلمانان‌ روسیه‌ در 1336/ 1918 در پترزبورگ‌ منتشر می‌كرد. آزاد خلق‌ (خلق‌ آزاد) و قیزیل‌سونگو (نیزه‌ سرخ‌) در آستاراخان‌، جمهوریت‌ در سیمبیرسك‌ (اولیانوفسك‌)، و خبرلر (اخبار) در اورالسك‌ انتشار می‌یافتند. نام‌ بسیاری‌ از جراید دوره‌ مورد بحث‌، گویای‌ بینش‌ و تمایلات‌ سیاسی‌ سازمانها و گروههای‌ ناشر آنهاست‌. قیزیل‌ بایراق‌ (بیرق‌ سرخ‌)، كه‌ در اواخر 1917 در قازان‌ منتشر می‌شد، هوادار سوسیالیستهای‌ مسلمان‌ بود. روزنامه‌ هفتگی‌ ایدیل‌ ـ اورال‌ اولكه‌سی‌ (مملكت‌ ولگا ـ اورال‌) را نیز كمیسری‌ خلق‌ مسلمان‌ كه‌ به‌منظور تأسیس‌ دولت‌ ایدیل‌ ـ اورال‌ تشكیل‌ یافته‌ بود، منتشر می‌كرد. جرایدی‌ هم‌ كه‌ هركدام‌ ناشر افكار و عقاید احزابی‌ چون‌ سوسیال‌ ـ دموكرات‌ و سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ بودند، در شهرهای‌ گوناگون‌ انتشار می‌یافتند. در دوره‌ جنگهای‌ داخلی‌ روسیه‌، در هر یك‌ از مناطق‌ نفوذ سفیدها و سرخها جراید طرفدار آنها منتشر می‌شد. در دوره‌ استقرار حكومت‌ شوروی‌ (1336ـ1344 ( 1304 ش‌ ) / 1918ـ 1925)، در چهل‌ شهر منطقه‌ ولگا اورال‌ در حدود پنجاه‌ روزنامه‌ تبلیغی‌ حزبی‌ منتشر می‌شد كه‌ از آن‌ میان‌ تاتارستان‌ خبرلری‌ (اخبار تاتارستان‌) شایان‌ ذكر است‌. این‌ روزنامه‌ از شماره‌ 476 به‌بعد تاتارستان‌ و از شماره‌ 006 ، 1 به‌بعد قیزیل‌ تاتارستان‌ (تاتارستان‌ سرخ‌) نامیده‌ شد. بیزنینگ‌ بایراق‌ (بیرق‌ ما) نیز، چه‌ از حیث‌ مندرجات‌ و چه‌ از حیث‌ نویسندگان‌، دارای‌ اهمیت‌ بود. ینگی‌ فكر (فكر نو) در اورالسك‌، و قیزیل‌ ایل‌ (میهن‌ سرخ‌) در آستاراخان‌، با همكاری‌ تاتارهای‌ قازان‌ و قزاقها مشتركاً منتشر می‌شدند. در باشقیرستان‌ هم‌ در همین‌ دوره‌ هجده‌ جریده‌، غالباً به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌، انتشار یافت‌ (رجوع کنید بهد.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 381ـ382). افزون‌ بر روزنامه‌ها، كه‌ به‌ سبب‌ انعكاس‌ اخبار داخلی‌ و خارجی‌ و پرداختن‌ به‌ مسائل‌ روز مورد توجه‌ عمومی‌ بودند، مجلات‌ نیز به‌مناسبت‌ طرح‌ مباحث‌ گوناگون‌ اختصاصی‌، مخاطبان‌ خاصی‌ را جذب‌ می‌كردند و از حیث‌ آگاهی‌دهی‌ و بالابردن‌ سطح‌ فرهنگ‌ جامعه‌ ارزش‌ داشتند. پس‌ از تقویمهایی‌ كه‌ قیوم‌ ناصری‌ از 1288 تا 1315/ 1871ـ1897 سالانه‌ منتشر می‌كرد و در آنها افزون‌ بر اطلاعات‌ عمومی‌ راجع‌ به‌ تقویم‌، مقالاتی‌ در باره‌ تاریخ‌، جغرافیا، فرهنگ‌ عامه‌ و موضوعاتی‌ از این‌ دست‌ درج‌ می‌نمود ( د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 109)، نخستین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ مرآت‌ یا كوزْگی‌ (آیینه‌) بود كه‌ آن‌ را عبدالرشید ابراهیموف‌ از 1318 تا 1321/1900ـ1903 در پترزبورگ‌ و از 1321 تا 1327/ 1903 تا 1909 در قازان‌ منتشر می‌كرد. از این‌ مجله‌ جمعاً 22 شماره‌ انتشار یافته‌ است‌. ابراهیم‌ ماراش‌ (ص‌ 106) آن‌ را رساله‌ای‌ 22 جزوی‌ به‌شمار آورده‌، اما نادر دولت‌ (ص‌170) بر آن‌ است‌ كه‌ مرآت‌ (یا كوزْگی‌ )، بیشتر به‌ روزنامه‌ شبیه‌ بوده‌ است‌ تا مجله‌. دومین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ اصلاح‌ بود كه‌ فقط‌ چند شماره‌ از آن‌ در 1324ـ 1325/ 1906ـ1907 در آستاراخان‌ انتشار یافت‌ و كم‌وبیش‌ دارای‌ همان‌ حال‌ و هوای‌ مرآت‌ بود (همانجا). نخستین‌ مجله‌ فكری (ادبی‌ ـ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌) تاتارهای‌ ولگا ـ اورال‌، العصرالجدید بود كه‌ كامل‌ مطیعی‌ تحفة‌اللّه‌ آن‌ را از ذیحجه‌ 1323/ ژانویه‌ 1906 به‌طور ماهانه‌ در اورالسك‌ منتشر كرد و در ذیحجه‌ 1324/ ژانویه‌ 1907، بر اثر تشدید فشار، تعطیل‌ شد (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 38). مجله‌ شورا نیز از ذیحجه‌ 1325/ ژانویه‌ 1908، با سرمایه‌ ذاكر و شاكر رمی‌یف‌، در اورنبورگ‌ انتشار یافت‌، اما در ربیع‌الا´خر 1336/ ژانویه‌ 1918، و با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ بلشویكها، از انتشار بازماند. این‌ مجله‌ 32 صفحه‌ای‌ هر پانزده‌ روز یك‌بار و با مدیریت‌ رضاالدین‌ فخرالدین‌ * (متوفی‌ 1315 ش‌/ 1936)، عالم‌ و متفكر متجدد برجسته‌ تاتار (رجوع کنید به ماراش‌، ص‌ 89 91؛ طوغان‌، ص‌ 57)، و همكاری‌ نزدیك‌ فاتح‌ كریموف‌ و نویسندگانی‌ چون‌ موسی‌ جاراللّه‌، برهان‌ شرف‌ (رجوع کنید به دولت‌، ص‌ 171) و هادی‌ اطلسی‌ (همانجا) منتشر می‌شد و یكی‌ از موفق‌ترین‌ و پرخواننده‌ترین‌ مجلات‌ تاتارهای‌ منطقه‌ ولگا ـ اورال‌ بود، چنانكه‌ چاپ‌ شدن‌ مطلبی‌ در آن‌ مایه‌ افتخار نویسنده‌ آن‌ به‌شمار می‌آمد. مقالات‌ دینی‌، ادبی‌، فلسفی‌، علمی‌، فنی‌، اخلاقی‌، تربیتی‌ و تاریخی آن‌، علاوه‌ بر تاتارستان‌، در مناطق‌ ترك‌نشین‌ دیگر، روسیه‌ و حتی‌ عثمانی‌ خوانندگانی‌ داشت‌. از جمله‌ علل‌ گستردگی‌ قلمرو آن‌، افزون‌ بر اهمیت‌ مقالاتش‌، به‌كارگیری‌ زبان‌ متمایل‌ به‌ تركی‌ عمومی‌، ضمن‌ حفظ‌ هویت‌ تاتاری‌، بود و گاهی‌ هم‌ مقالاتی‌ به‌ زبانهای‌ دیگر تركی‌ در آن‌ درج‌ می‌گردید (همانجا). در مقاله‌ای‌ كه‌ در شماره‌ 3 ربیع‌الاول‌ 1331/ 10 فوریه‌ 1913 روزنامه‌ طنین‌ ، چاپ‌ استانبول‌، درج‌ گردیده‌، از مجله‌ شورا به‌عنوان‌ مجله‌ مفید كم‌نظیری‌ سخن‌ رفته‌ است‌ (ن‌. كریموف‌، ص‌ 331). افزون‌ بر مقالات‌ تألیفی‌، به‌ویژه‌ سلسله‌ مقالات‌ تحقیقی‌ خود رضاالدین‌ در باره‌ متفكران‌ و علمای‌ اسلامی‌ ترك‌، ترجمه‌هایی‌ از مطبوعات‌ گوناگون‌، به‌ویژه‌ مطبوعات‌ عربی‌زبانی‌ چون‌ عروة‌الوثقی‌* و المنار و اللواء ، در آن‌ به‌چاپ‌ می‌رسید (قانلی‌دره‌، 2005، ص‌ 34). سروده‌های‌ ذاكر رمی‌یف‌ نیز در آن‌ طبع‌ می‌گردید (طوغان‌، ص‌ 58). در شهر اورنبورگ‌، از 1324 تا 1336/ 1906ـ 1918 مجله‌ دیگری‌ منتشر شد كه‌ نامش‌ ابتدا دنیا و معیشت‌ بود و سپس‌ به‌ دین‌ و معیشت‌ تغییر كرد و از نظر مشی‌ در نقطه‌ مقابل‌ مجله‌ شورا قرار داشت‌ ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 384). این‌ مجله‌ منعكس‌كننده‌ دیدگاه‌ علمای‌ سنّتی‌ بود و بیشتر نویسندگانش‌ از علمای‌ قدیمی‌ بودند. در این‌ مجله‌، جدیدیها (رجوع کنید بهجدیدها * ، نهضت‌)، «جوانان‌»، «معلمان‌ بی‌دین‌»، «ترقی‌چیها»، و «فسادانگیزها به‌ بهانه‌ ترقی‌» نامیده‌ می‌شدند (قانلی‌دره‌، 2004، ص‌ 152). مجله‌ یاد شده‌ معمولاً با مطبوعات‌ تاتاری‌ طرفدار اصلاحات‌، همچون‌ شورا، الدین‌ و الادب، العصر الجدید و وقت‌ ، مناظراتی‌ داشت‌ (رجوع کنید به همو، 2005، ص‌ 55 57، 63؛ ماراش‌، ص‌ 22ـ23، 156، 182، 191ـ193). الدین‌ و الادب‌ را عالمجان‌بارودی‌ * (متوفی‌1300ش‌/1921؛ رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 63) از 1324 تا 1335/ 1906ـ1917 به‌طور نامرتب‌ در قازان‌ منتشر می‌كرد (ماراش‌، ص‌ 83 85). از دیگر مطبوعات‌ معتبر منطقه‌ ولگا ـ اورال‌، مجله‌ ادبی‌ انتقادی‌ آنغ‌ (درك‌) بود كه‌ از 1330 تا 1336/ اواخر 1912 ـ اواسط‌ 1918، به‌مدیریت‌ احمدگری‌ حسنی‌ و با همكاری‌ قلمی‌ مورخانی‌ چون‌ عالمجان‌ ابراهیموف‌، هادی‌ اطلسی‌ و عزیز عبیدولّین‌، شاعرانی‌ چون‌ عبداللّه‌ توقای‌، فاتح‌ امیرخان‌، شیخ‌زاده‌بابچ‌ و مجید غفوری‌، كریم‌تنچورین‌ (نمایشنامه‌نویس‌) و برهان‌ شرف‌ (روزنامه‌نگار) با شمارگانی‌ بین‌ 000 ، 2 تا 500 ، 2 نسخه‌ منتشر می‌شد (دولت‌، ص‌ 171ـ172). از مجلات‌ فكاهی‌ و طنز نیز تاتارهای‌ ولگا ـ اورال‌ استقبال‌ می‌كردند. از ده‌ مجله‌ای‌ كه‌ در این‌ زمینه‌ منتشر گردید، این‌ مجلات‌ شایان‌ ذكرند: سارانچا ـ چیكیرتكه‌ (ملخ‌)، مجله‌ای‌ دو زبانه‌ و عمدتاً به‌ زبان‌ روسی‌ كه‌ از 36 صفحه‌ آن‌ تنها 6 صفحه‌اش‌ به‌ تاتاری‌ بود، این‌ مجله‌ در 1324/ 1906 در اورنبورگ‌ به‌چاپ‌ می‌رسید و در مجموع‌، فقط‌ پنج‌ شماره‌ از آن‌ منتشر شد (رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ 648)؛ چوقیچ‌ (چكش‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 652)، قاچیرگا (مرغ‌ نوروزی‌)، و یاز(بهار) كه‌ از 1324 تا 1328/ 1906ـ1910، از اولی‌ 78 شماره‌، از دومی‌ شش‌، و از سومی‌ فقط‌ دو شماره‌ انتشار یافت‌ و محل‌ نشر هر سه‌ شهر اورنبورگ‌ بود؛ یالت‌ ـ یولت (درخشش‌) كه‌ به‌ تعداد 123 شماره‌، از 1328 تا 1336/ 1910ـ 1918، در قازان‌ منتشر شد (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 684) و اثرگذارترین‌ مجله‌ فكاهی‌ و طنز این‌ منطقه‌ بود (رجوع کنید به دولت‌، ص‌ 174ـ175). گذشته‌ از مجلات‌ مذكور، این‌ مجلات‌ اختصاصی‌ در منطقه‌ ولگا ـ اورال‌ منتشر می‌شدند: كودكان‌، مانند تربیۀ‌ اطفال‌ (رجوع کنید به> دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ < ، ص‌ 556)، آق‌یول‌ (راه‌ سفید؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 19)، بالالار دنیاسی‌ (دنیای‌ كودكان‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌60)؛ جوانان‌، مانند یش‌ كوچ‌ (نیروی‌ جوان‌؛ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 689)، قیزیل‌ یشلر اوجاغی‌ (كانون‌ جوانان‌ سرخ‌)، قیزیل‌ شرق‌ یشلری‌ (جوانان‌ شرق‌ سرخ‌)؛ تعلیم‌ و تربیت‌، مانند تربیه، معارف‌، مكتب‌، معلم‌، اوقوتوجو (معلم‌)، خلق‌ معارفی‌ (معارف‌ خلق‌)؛ زنان‌، مانند سویوم‌ بیكه‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 551)، آزاد خانم‌ (خانم‌ آزاد)، و شرق‌ قیزی‌ (دختر شرق‌؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 382ـ384). در دهه‌ 1370 ش‌/1990، حدود دویست‌ نشریه‌ به‌ زبانهای‌ تاتاری‌، روسی‌ و چوواشی‌ در قازان‌ منتشر می‌شد كه‌ برخی‌ از آنها عبارت‌ بودند از: شهر قزان‌ ، وطنیم‌ تاتارستان‌ (وطنم‌ تاتارستان‌)، رسپوبلیكا تاتارستان‌(جمهوری‌ تاتارستان‌)، معارف‌ ، میراث‌ و ایدیل‌ (د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 136). 2) تاتاری‌ كریمه‌. در میان‌ جراید تاتارهای‌ كریمه‌، ترجمان‌ احوال‌ زمان پروودچیك‌ (كه‌ با عنوان‌ اختصاری‌ ترجمان‌ شناخته‌ می‌شد) از حیث‌ طول‌ مدت‌ انتشار، رهبری‌ جریان‌ جدیدیه‌، گستردگی‌ توزیع‌، و كثرت‌ شمارگان‌، در بین‌ جراید مسلمان‌ روسیه‌ ممتاز و یگانه‌ بود. گاسپرالی‌، مؤسس‌ آن‌، در 1299/1882 اجازه‌ نشر این‌ روزنامه‌ دو زبانه‌ را از وزارت‌ امور داخله‌ روسیه‌ دریافت‌ كرد (گاسپرالی‌، مقدمه‌ آق‌پینار، ص‌ 21ـ 22). بنا بر مفاد این‌ اجازه‌، انتشار روزنامه‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌، به‌ داشتن‌ ضمیمه‌ای‌ به‌ زبان‌ روسی‌ مشروط‌ بود كه‌ در واقع‌، ترجمه‌ روسی‌ نسخه‌ تاتاری‌ و وسیله‌ نظارت‌ بر مطالب‌ مندرج‌ در آن‌ بود (خالد، ص‌ 236؛ سارای‌، ص‌ 23). گاسپرالی‌، پیش‌ از انتشار ترجمان‌ ، برای‌ روزنامه‌ روسی‌ زبان‌ تاوریدا (چاپ‌ در سیمفروپل‌ 1298/ 1881) مقاله‌ می‌نوشت‌ (دولت‌، ص‌ 18). وی‌ مجموعه‌های‌ چهار یا هشت‌ صفحه‌ای‌ روزنامه‌گونه‌ای‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ نیز انتشار داده‌ بود كه‌ نخستین‌ تجاربش‌ در زمینه‌ روزنامه‌نگاری‌ به‌شمار می‌آمد. نخستین‌ مجموعه‌ از مجموعه‌های‌ مورد بحث‌، كه‌ تونغوچ‌ (فرزند ارشد) نام‌ دارد، در صفر 1298/ ژانویه‌ 1881 در پانصد نسخه‌ چاپ‌ سنگی‌ شد و در جمادی‌الا´خره‌/ مه‌ همان‌ سال‌، در چاپخانه‌ نشریه‌ ضیای‌ قافقاسیه‌ در تفلیس‌، چاپ‌ حروفی‌ شد. مجموعه‌های‌ دیگر، به‌ نام‌ شفق‌، قمر، آی‌ (ماه‌)، ییلدیز (ستاره‌)، گونَش‌ (آفتاب‌)، حقیقت، و لاطائل، تا زمانی‌ كه‌ به‌ علت‌ نداشتن‌ اجازه‌ نشر از انتشارشان‌ جلوگیری‌ می‌شد، هرچند گاه‌ منتشر می‌گردیدند (گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 13ـ 18). نخستین‌ شماره‌ ترجمان‌، كه‌ در دو صفحه‌ بود، در جمادی‌الا´خره‌ 1300/ آوریل‌ 1883 در شهر باغچه‌سرای‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ 22). این‌ نشریه‌، كه‌ ابتدا هفتگی‌ بود، از 1321/1903 دو یا سه‌ بار در هفته‌ و از 1330/ 1912 به‌ بعد، روزانه‌ انتشار می‌یافت‌ (د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 388). مطالب‌ هر شماره‌ روزنامه‌، نخست‌ برای‌ بررسی‌ به‌ پترزبورگ‌ فرستاده‌ می‌شد و پس‌ از تأیید، چاپ‌ می‌گردید. از ذیحجه‌ 1301/ سپتامبر 1884 وظیفه‌ بررسی‌ و ممیزی‌ آن‌ به‌ الیاس‌ ایلیچ‌ كازاز سپرده‌ شد كه‌ مفتش‌ دارالمعلمین‌ سیمفروپل‌ و مؤلف‌ چند كتاب‌ درسی‌ برای‌ مدارس‌ تاتاری‌ كریمه‌ بود (گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 28). وی‌ تا انقلاب‌ 1905/ 1323 این‌ وظیفه‌ را داشت‌ و از شوال‌ 1323/ دسامبر 1905، ترجمان‌ بدون‌ ممیزی‌ و ضمیمه‌ روسی‌، انتشار یافت‌ (همان‌، ص‌ 28ـ29؛ عینی‌، ص‌ 801). گاسپرالی‌ با انتشار ترجمان‌ ــ كه‌ به‌قولی‌ همراه‌ افراد خانواده‌اش‌ نویسندگی‌، حروفچینی‌ و توزیع‌ آن‌ را انجام‌ می‌داد و برای‌ عرضه‌ آن‌ و جلب‌ خواننده‌ از كریمه‌ تا قازان‌ و قفقاز و آسیای‌ مركزی‌ سفر می‌كرد (رجوع کنید به گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 27) می‌كوشید مسلمانان‌ سراسر روسیه‌ را، كه‌ غالباً به‌ زبانهای‌ مختلف‌ تركی‌ سخن‌ می‌گفتند، از دنیای‌ نو و هویت‌ خودشان‌ آگاه‌ كند و زمینه‌ فرهنگی‌ لازم‌ را برای‌ اتحاد و ترقی‌ آنان‌ فراهم‌ آورد؛ از این‌رو، ضمن‌ دادن‌ شعار «اتحاد در زبان‌، فكر و عمل‌» كه‌ از ذیقعده‌ 1330/ اكتبر 1912 بر سرلوحه‌ آن‌ افزوده‌ شد (همان‌، ص‌ 29)، از همان‌ سالهای‌ نخست‌ انتشار، از ایجاد زبان‌ ادبی‌ مشترك‌ جدیدی‌، كه‌ برای‌ همه‌ ترك‌زبانان‌ مفهوم‌ باشد، دفاع‌ می‌كرد (رجوع کنید به شیسلر، ص‌ 167، 205). این‌ زبان‌ كه‌ می‌بایست‌ برای‌ اقوام‌ گوناگون‌ ترك‌، از شبه‌جزیره‌ بالكان‌ تا چین‌، مفهوم‌ می‌بود، در ترجمان‌ شكل‌ گرفت‌. این‌ زبان‌ ــ كه‌ مبتنی‌ بر تركی‌ استانبولی‌ و تصفیه‌ شده‌ از عناصر فراوان‌ عربی‌ و فارسی‌ بود، و در قالب‌ جملات‌ كوتاه‌ و ساده‌ ارائه‌ می‌شد برای‌ افراد تحصیل‌كرده‌ در بیشتر سرزمینهای‌ ترك‌نشین‌ نامفهوم‌ بود و تنها خوانندگان‌ ترك‌ اغوز كریمه‌ و آذربایجان‌، كه‌ سواد متوسط‌ داشتند، آن‌ را به‌آسانی‌ در می‌یافتند (فیشر، ص‌ 103). تاتارهای‌ ولگا آن‌ را به‌زحمت‌ می‌فهمیدند و بسیاری‌ از تركان‌ شرقی‌ و شمالی‌ آن‌ را دشوار می‌یافتند (اشوینتوخوفسكی‌، 1995، ص‌ 33؛ همو، 1985، ص‌ 51). اگرچه‌ گاسپرالی‌، برای‌ در امان‌ ماندن‌ از ممیزی‌، سعی‌ در بیان‌ پوشیده‌ افكار و اهداف‌ خود داشت‌، گزارش‌ ایلمینسكی‌ به‌ مقامات‌ تزاری‌ حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ از همان‌ اوایل‌ انتشار ترجمان‌ متوجه‌ شده‌ بوده‌ كه‌ گاسپرالی‌ قصد دارد «زبان‌ عثمانی‌ را زبان‌ مشترك‌ كلیه‌ مسلمانان‌ ترك‌تبار بكند» (رجوع کنید به دولت‌، ص‌20ـ21). از پژوهندگان‌ جدید، لاندو انتشار ترجمان‌ را نخستین‌ حادثه‌ مهم‌ تاریخ‌ پان‌تركیسم‌ دانسته‌ و بر آن‌ است‌ كه‌ اندیشه‌ وحدت‌ تركها به‌واسطه‌ آن‌ در میان‌ اقلیتهای‌ ترك‌تبار روسیه‌ گسترش‌ پیدا كرد (رجوع کنید به ص‌10). ترجمان‌ به‌تدریج‌ یكی‌ از پرطرفدارترین‌ جراید جهان‌ اسلام‌ شد (بنیگسن‌ و براكس‌آپ‌ ، ص‌ 154؛ خالد، ص‌ 134). این‌ روزنامه‌ در 1302/ 1885 در حدود هزار مشترك‌ داشت‌، كه‌ از آن‌ میان‌ سیصد نفر در كریمه‌ و سیصد نفر از مسلمانان‌ منطقه‌ ولگا بودند. شمار مشتركان‌ آن‌ در 1325/1907 به‌ پنج‌هزار تن‌ ارتقا یافت‌. در 1330/1912، این‌ روزنامه‌ نه‌ تنها در امپراتوری‌ روسیه‌، بلكه‌ در استانبول‌، قاهره‌، كاشغر و هندوستان‌ نیز خواننده‌ داشت‌ (فیشر، ص‌ 103؛ دولت‌، ص‌ 189). شیسلر آن‌ را مؤثرترین‌ روزنامه‌ در میان‌ جرایدِ منتشر شده‌ در میان‌ تركان‌ به‌ شمار آورده‌ است‌ (ص‌ 167، 205) و بنا به‌ نظر بنیگسن‌ و براكس‌آپ‌، حلقه‌ رابط‌ مسلمانان‌ روسیه‌ با دیگر نقاط‌ دارالاسلام‌ بود (ص‌ 155). اخباری‌ از ترجمان‌ در بعضی‌ از جراید ایران‌، همچون‌ روزنامه‌ ناصری‌ (س‌ 4، ش‌ 4 [20 ذیقعده‌ 1314 (، ص‌ 5 6) و عدالت‌ (س‌ 2، ش‌ 31 ) 23 ذیقعده‌ 1324 ] )، هر دو چاپ‌ تبریز، نقل‌ می‌شد. میرزاحسن‌ رشدیه‌ * نیز دو مطلب‌ ترجمان‌ را ترجمه‌ كرد كه‌ در شماره‌ 341 (23 رمضان‌ 1322/ اول‌ دسامبر 1904) روزنامه‌ تربیت‌ ذكاءالملك‌ به‌چاپ‌ رسید. انتشار ترجمان‌ در قفقاز جنوبی‌، بر گرایش‌ مطبوعات‌ مسلمانان‌ این‌ منطقه‌ به‌ زبان‌ تركی‌ عثمانی‌ تأثیر بارزی‌ نهاد. حسن‌بیگ‌ زردابی‌، ناشر اكینچی‌ (نخستین‌ روزنامه‌ تركی‌زبان‌ مستقل‌ مسلمانان‌ روسیه‌)، از این‌ جریان‌ به‌ سبب‌ تصنعی‌ كردن‌ زبان‌، انتقاد كرده‌ است‌ (اشوینتوخوفسكی‌، 1995، ص‌ 33؛ همو، 1985، ص‌ 51). شیسلر (ص‌ 168) از كمك‌ مالی‌ حاجی‌ زین‌العابدین‌ تقی‌یف‌ برای‌ انتشار ترجمان‌ ، سخن‌ گفته‌ و از آقچورا نقل‌ كرده‌ كه‌ تقی‌یف‌ پیرو گاسپرالی‌ بوده‌ است‌. از تأثیر مطبوعات‌ تاتاری‌، به‌ویژه‌ ترجمان‌ ، بر نهضت‌ جدیدها و روزنامه‌نگاری‌ و ادبیات‌ و مسائل‌ روشنفكری‌ در آسیای‌ مركزی‌ نشانه‌هایی‌ در دست‌ است‌. ادیب‌ خالد، با اشاره‌ به‌ این‌ نكته‌ كه‌ در 1302/ 1885 ترجمان‌ دویست‌ خواننده‌ در آسیای‌ مركزی‌ داشته‌، بر انعكاس‌ تأثیر آن‌ بر روشنفكران‌ و جدیدیهای‌ برجسته‌ آن‌ خطه‌ تأكید كرده‌ است‌ (ص‌ 90، 121). وی‌ از تأثیر این‌ روزنامه‌ بر شخصیتهای‌ سیاسی‌ و ادبی‌ آسیای‌ مركزی‌، همچون‌ محمود خواجه‌ بهبودی‌ (ص‌80)، عبداللّه‌ اولانی‌ ؛ ص‌ 96) و حمزه‌ حكیم‌زاده‌ نیازی‌ * (متوفی‌ 1308 ش‌/ 1929؛ ص‌97)، سخن‌ گفته‌ است‌. صدرالدین‌ عینی‌ * ، می‌نویسد هنگامی‌ كه‌ در مدرسه‌ای‌ در بخارا تحصیل‌ می‌كرده‌ (اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ اواخر قرن‌ نوزدهم‌)، روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ ترجمان‌ را دیده‌ كه‌ چون‌ خود به‌ زبان‌ تاتاری‌ كریمه‌ آشنایی‌ نداشته‌، آن‌ را به‌كمك‌ یكی‌ از همدرسانش‌ خوانده‌ است‌ (رجوع کنید به عینی‌، ص‌ 369ـ370). در كنار ترجمان‌ سه‌ مجله‌ نیز، كه‌ به‌نوعی‌ وابسته‌ به‌ آن‌ بودند، انتشار یافتند: 1) مجله‌ مصور عالم‌ نسوان‌ كه‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ و حقوق‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ آنان‌ و مسائل‌ خانوادگی‌ می‌پرداخت‌. این‌ مجله‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1325ـ 1328/ 1907ـ1910 به‌ مدیریت‌ شفیقه‌خانم‌، دختر گاسپرالی‌، منتشر می‌شد (گاسپرالی‌، مقدمه‌ آق‌پینار، ص‌ 36)، نخستین‌ مجله‌ زنان‌ در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ بود ( د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 13، ص‌ 393)؛ 2) مجله‌ عالم‌ صبیان‌ كه‌ نخستین‌ مجله‌ كودكان‌ در میان‌ مسلمانان‌ روسیه‌ بود و از 1324 تا 1333/ 1906ـ 1915 هر پانزده‌ روز یك‌ بار انتشار می‌یافت‌؛ 3) مجله‌ ها!ها!ها! ، نخستین‌ مجله‌ فكاهی‌ در كریمه‌، كه‌ به‌همت‌ گاسپرالی‌ منتشر می‌گردید و با درج‌ طنزهای‌ تصویری‌ (كاریكاتور) و مطالب‌ منثور و منظوم‌ فكاهی‌ و طنز، قدیمیان‌ محافظه‌كار را به‌ سخره‌ می‌گرفت‌ (دولت‌، ص‌ 191). ظاهراً از این‌ مجله‌ بیش‌ از پنج‌ شماره‌، در 1324/1906، منتشر نشده‌ است‌ (گاسپرالی‌، همانجا). گاسپرالی‌ روزنامه‌ای‌ نیز به‌نام‌ ملت‌ در 1324/1906 منتشر كرد. وی‌ در مقابل‌ روزنامه‌ وطنْ خادمی‌ (خادم‌ وطن‌)، كه‌ ناشر افكار سازمان‌ گنج‌ تاتارلر (تاتارهای‌ جوان‌) بود، ملت‌ را منتشر كرد. شعار روزنامه‌ وطن‌ خادمی‌ ، «حب‌الوطن‌ من‌ الایمان‌» بود (فیشر، ص‌ 106). گنج‌ تاتارلر متشكل‌ بود از گروهی‌ از جوانان‌ روشنفكر تاتار كریمه‌ كه‌ برخی‌ شیوه‌های‌ مبارزاتی‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ روس‌ را پذیرفته‌ و به‌ حكومت‌ تزاری‌ اعلان‌ جنگ‌ داده‌ بودند و گاسپرالی‌ را متهم‌ به‌ محافظه‌كاری‌ می‌كردند (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 105؛ گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 34؛ د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ 25، ص‌ 459). شعار روزنامه‌ ملت‌ بعدها «اتحاد در زبان‌، فكر و عمل‌» شد. گفتنی‌ است‌ كه‌ حسن‌ صبری‌ عیوضوف‌ (متوفی‌ 1315 ش‌/ 1936)، كه‌ سردبیر وطن‌ خادمی‌ بود، در 1326/1908 از آن‌ كناره‌گیری‌ كرد و سردبیر ملت‌ شد. ملت‌ در 1328/1910 توقیف‌ گردید (رجوع کنید به دولت‌، ص‌189ـ 190)، ولی‌ همكاری‌ عیوضوف‌ با گاسپرالی‌ ادامه‌ یافت‌ و پس‌ از درگذشت‌ گاسپرالی‌ در 1332/ 1914، وی‌ ترجمان‌ را تا 1336/ 1918 منتشر كرد (همان‌، ص‌ 189؛ گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 33ـ 34). در 1335/1917، روزنامه‌ ملت‌ چندی‌ نیز ناشر افكار كمیته‌ اجرایی‌ مسلمانان‌ كریمه‌ شد. قریم‌اوجاغی‌ (اجاق‌ كریمه‌) و گولوس‌ تاتار (صدای‌ تاتار)، كه‌ نسخه‌ روسی‌ ملت‌ بود، هر دو در 1336/1918 منتشر شدند. ملت‌ایشی‌ (كار ملت‌) در 1336/ 1918 و آل‌بایراق‌، كه‌ ناشر افكار سوسیالیستهای‌ ملی‌گرای‌ تاتار بود، ظاهراً در همان‌ سال‌ انتشار یافت‌. ینی‌دنیا (دنیای‌ نو) كه‌ ابتدا، از طرف‌ كمیسری‌ امور مسلمانان‌، در مسكو منتشر می‌شد، به‌ كریمه‌ منتقل‌ گردید. قریم‌ مسلمانلاری‌ صداسی‌ (صدای‌ مسلمانان‌ كریمه‌) در 1338/1920 و یاش‌قوت‌ (نیروی‌ جوان‌) در 1301 ش‌/1922 انتشار یافتند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌388). منابع‌: (1) آلكساندر بنیگسن‌ و ماری‌ براكس‌آپ‌، مسلمانان‌ شوروی‌: گذشته‌، حال‌ و آینده‌ ، ترجمه‌ كاوه‌ بیات‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ (2) ناصرالدین‌ پروین‌، تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ ایرانیان‌ و دیگر پارسی‌نویسان‌ ، ج‌ 1، تهران‌ 1377 ش‌؛ (3) احمد تدین‌ و شهین‌ احمدی‌، فرهنگ‌ تاریخ‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ (4) عبدالهادی‌ حائری‌، «مفهوم‌ نوین‌ آزادیهای‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ در نوشته‌های‌ پارسی‌ آسیای‌ میانه‌»، فصلنامه‌ مطالعات‌ تاریخی‌ ، سال‌ 1، ش‌ 3 (پاییز 1368)؛ (5) رحیم‌ رئیس‌نیا، «گذری‌ بر اندیشه‌ها و آثار عباسقلی‌ آقاقدسی‌ (باكیخانوف‌)»، تاریخ‌ روابط‌ خارجی‌ ، سال‌ 3، ش‌ 12 (پاییز 1381)؛ (6) دوران‌ عاشورف‌، فرهنگ‌ روزنامه‌ها و مجله‌های‌ تاجیكستان‌ ، دوشنبه‌ 1999؛ (7) صدرالدین‌ عینی‌، یادداشت‌ها ، چاپ‌ سعیدی‌ سیرجانی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ (8) كستنكوكاپیتان‌ اتاماژور، شرح‌ آسیای‌ مركزی‌ و انتشار سیویلیزاسیون‌ روسی‌ در آن‌ با نقشه‌ ممالك‌ آسیای‌ مركزی‌ ، ترجمه‌ ماردروس‌ داود خانف‌، به‌ اهتمام‌ مؤتمن‌السلطان‌ صنیع‌الدوله‌، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ 1383 ش‌؛ (9) Nazim Akhundov, Sanadlarin diliila , Baku 1980; (10) Azarbayjan tarikhi , ed. Suleyman Alyarli, Baku 1996; (11) Abdullah Battal-Taymas, Kazan Turkleri: Turk tarihinin hazln yapraklari, Ankara 1988; (12) Alexandre Bennigsen and Chantal Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russie avant 1920, Paris 1964; (13) Nadir Devlet, Rusya turklerinin milli mucadele tarihi: 1905-1917 , Ankara 1990; (14) EI 2 , s.v. "Djarida. IV: Muslim press of Russia and the Soviet Union" (by Ch. Quelquejay); (15) Ensiklopediyayi Savetii Tajik , Dushanbe 1978-1988; (16) Alan Fisher, The Crimean Tatars , Stanford, Calif, 1987; (17) Ismail Gasprali, Secilmis eserleri , ed. y. Akpinar, Istanbul 2004; (18) Great Soviet encyclopedia , New York 1973-1983, s. v. "Caucasian War of 1817-64" (by A. G. Kavtaradze) ; (19) IA , s. v. "Matbuat. II: Tukler" (by R. Rahmeti Arat) ; (20) Ahmet Kanlidere, Kadimle cedid araslnda Musa Carullah, hayatl, eserleri, fikirleri , Istanbul 2005; (21) idem, "Sovet ve turk tarih yazicilignda Rusya musulmanlarinin dusunce tarihi", Turkiye arastlrmalarl literatur dergisi , vol.2, no.1 (2004); (22) N. Karimov, "XX asr bashlaridagi tarikhi vaziiat va jadidchilik harakatining vujudga kelishi", in Jadidchilik: islahat, yanqilanish, mustaqillik va taraqqyat uchun kurash , ed. D. A. Alimova et al ., Tashkant, Tashkant University, 1999; (23) Fatih Kerimov, Istanbul mektuplari, Istanbul 2001; (24) Adeeb Khalid, The politics of Muslim cultural reform: Jadidism in Central Asia , Berkeley 1998; (25) M. Jacob Landau, Pan- Turkism: from irredentism to cooperation , London 1995; (26) Ibrahim Maras, Turdunyaslnda dini yenilesme: 1850-1917 , Istanbul 2002; (27) Mehmed Saray, Gasplrali Ismail bey'den Ataturk'e Turk dunyaslnda dil ve Kultur birligi , Istanbul 2003; (28) Holly Shissler, Iki imparatorluk araslnda Ahmet Agaoglu ve yeni Turkiye , tr. Taciserulas Belge, Istanbul 2005; (29) Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: a borderland in transition , New York 1995; (30) idem, Russian Azarbaijan, 1905-1920: the shaping of national identity in a Muslim community , Cambridge 1985; (31) Tatarskiy Ensiklopedicheskiy slovar , ed. M. H. Hasanov, Kazan 1999 ; (32) Ahmed Zeki Velidi Togan, Hatiralarim , Istanbul 1969; (33) TDVI A , s. vv. "Balkan savasi " (by Cevdet Kucuk), "Gaspirali, Ismail Bey" (by Hakan Kiriml), "Kayyum Nasiri" (by Ismail Turkoglu-Ibrahim Maras), "Kazan" (by Isamil Turkoglu), "Kirim. Rus idaresi donemi" (by Hakan Kirimli); (34) Uzbek Savet Ensiklopediyasl, Tashkent 1971- 1980. / رحیم‌ رئیس‌نیا / تصاویر این مدخل:ترکستان ولایتی نینگ گزیتی (ش28، 15 آوریل 1912)نخستین شماره ترجمان (جمادی الآخره 1300/آوریل 1883) منبع: A.Bennigsen & Ch.Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russic avant 1920, paris 1964,p.38 ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٨٧

 

جراید مسلمانان‌ روسیه‌ و تاتارستان‌ ، جراید در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ دیرتر از كشورهای‌ اسلامی‌ منتشر شد و سبب‌ اصلی‌ آن‌، مخالفت‌ مقامات‌ روسی‌ با جنبشهای‌ احیای‌ فرهنگی‌ در میان‌ اتباع‌ غیرروس‌ امپراتوری‌ تزاری‌ بود، چنان‌ كه‌ اقدامات‌ زاپولسكی‌، استاد دانشگاه‌ قازان‌، در ١٢٢٣/ ١٨٠٨ برای‌ انتشار هفته‌نامه‌ای‌ دوزبانه‌ (روسی‌ ـ تاتاری‌) به‌علت‌ كارشكنیهایی‌ به‌ نتیجه‌ نرسید ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ .IV "Djari da). حكومت‌ نظامی تازه‌ مستقر شده‌ روسیه‌، روزنامه‌ هفتگی‌ رسمی‌ < اخبار تفلیس‌ > را در ذیحجه‌ ١٢٤٣/ ژوئن‌ ١٨٢٨، چند ماه‌ پس‌ از انعقاد عهدنامه‌ تركمان‌ چای‌ * (٥ شعبان‌ ١٢٤٣)، در قفقاز جنوبی‌ منتشر كرد. سردبیر آن‌ پ‌.س‌. سانكوفسكی‌ (متوفی‌ ١٨٣٢/ ١٢٤٧)، از دوستان‌ پوشكین‌، شاعر و نویسنده‌ نامدار روس‌، بود. پس‌ از انتشار این‌ روزنامه‌، حكومت‌ روسیه‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌، برای‌ ایجاد ارتباط‌ با مردم‌ منطقه‌، ضمیمه‌هایی‌ به‌ زبانهای‌ محلی‌ برای‌ همان‌ روزنامه‌ منتشر سازد. نخست‌ ضمیمه‌ گرجی‌ منتشر شد و پس‌ از تأسیس‌ چاپخانه‌ای‌ كه‌ حروف‌ فارسی‌ و عربی‌ داشت‌ در جمادی‌الا´خره‌ ١٢٤٤/ دسامبر ١٨٢٨ در تفلیس‌، ضمیمه‌ای‌ نیز به‌ زبان‌ فارسی‌ در ١٢٤٥/١٨٢٩ منتشر گردید (آخوندوف‌ ، ص‌ ٤، ٨).

دلیل‌ انتشار دومین‌ ضمیمه‌ به‌ فارسی‌، این‌ بود كه‌ از صدها سال‌ پیش‌ از استیلای‌ روسیه‌ بر قفقاز و چندین‌ دهه‌ پس‌ از آن‌، زبان‌ فارسی‌ زبان‌ فرهنگی‌ و مذهبی‌ اقوام‌ مسلمان‌ قفقاز به‌ شمار می‌رفت‌ و از همین‌رو، از میان‌ انبوه‌ زبانهای‌ متداول‌ در میان‌ مسلمانان‌ امپراتوری‌ تزاری‌، فارسی‌ انتخاب‌ شد (پروین‌، ج‌ ١، ص‌ ٣٢٦). روزن‌ ــ كه‌ از ربیع‌الا´خر ١٢٤٧/ سپتامبر ١٨٣١ به‌ فرماندهی‌ كل‌ قوای‌ قفقاز منصوب‌ گردیده‌ بود (< دایرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروی‌ >، ج‌ ١١، ص‌ ٢٠٢ـ٢٠٣) در نامه‌ای‌ به‌ وزارت‌ معارف‌ روسیه‌ (در اواسط‌ ١٢٤٧/ پایان‌ ١٨٣١)، نوشت‌ كه‌ بر اساس‌ دستور سَلَف‌ خودش‌، ژنرال‌ پاسكویچ‌ ، ضمیمه‌ < اخبار تفلیس‌> به‌زبان‌ فارسی‌ منتشر می‌شود، اما بهتر است‌ این‌ ضمیمه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ (تركی آذربایجانی‌) منتشر گردد. ظاهراً به‌ علت‌ همین‌ پیشنهاد، ضمیمه‌ تركی آذربایجانی به نام <اخبار تاتار > در ١٢٤٨/١٨٣٢ جانشین‌ ضمیمه‌ فارسی‌ شد (آخوندوف‌، ص‌ ٦ـ٧). عباسقلی‌آقا قدسی‌، معروف‌ به‌ باكیخانوف‌ (متوفی‌ ١٢٦٣/ ١٨٤٧)، كه‌ در آن‌ سالها مترجم‌ زبانهای‌ شرقی‌ در دفترخانه‌ فرمانداری‌ كل‌ قفقاز بود (رئیس‌نیا، ص‌ ١٩١)، ضمن‌ همكاری‌ با < اخبار تفلیس‌ > (آخوندوف‌، ص‌ ١٧)، به‌ انتشار ضمیمه‌ تركی آذربایجانی‌ نیز كمك‌ می‌كرد (همان‌، ص‌ ٥) و حتی‌ به‌ احتمالی‌ سردبیر آن‌ بود (رجوع کنید به < تاریخ‌ آذربایجان‌ > ، ص‌ ٧٥٩). در پرونده‌ همین‌ ضمیمه‌ها، نامه‌ای‌ از میرزا بزك‌ (مباشر امور سفارت‌ و كنسولگری‌ روسیه‌) به‌ دفترخانه‌ دیپلماتیك‌، به‌ تاریخ‌ رمضان‌ ١٢٤٦/ مارس‌ ١٨٣١، وجود دارد كه‌ در آن‌ پیشنهاد شده‌ است‌ نسخه‌ای‌ از < اخبار تفلیس‌ > به ‌طور مرتب‌ برای‌ محمدخان‌ زنگنه‌، رئیس‌ قشون‌ و پیشكار و والی‌ آذربایجان‌ در زمان‌ سلطنت‌ فتحعلی‌شاه‌ و محمدشاه‌ قاجار، فرستاده‌ شود، زیرا وی‌ شاه‌ را با مطالب‌ و مضامین‌ آن‌ آشنا خواهد كرد (آخوندوف‌، ص‌ ٥).

هیئتی‌ نظامی‌ تمام‌ مطالب‌ این‌ روزنامه‌ و ضمیمه‌های‌ آن‌ را ــ كه‌ غالباً ترجمه‌ مطالب‌ و مقالات‌ مندرج‌ در اصل‌ روزنامه‌ بود تهیه‌ و بررسی‌ و ممیزی‌ می‌كرد. این‌ مطالب‌ مشتمل‌ بود بر: اخبار عطایای‌ تزاری‌ به‌ مسلمانان‌ ماورای‌ قفقاز، امریه‌ها و ابلاغها، اعلانهای‌ مربوط‌ به‌ ولایت‌ قفقاز، اخبار داخلی‌ و خارجی‌، اخبار و گزارشهای‌ جنگی‌، و اخبار و اطلاعاتی‌ كه‌ قفقازیها، و به‌ویژه‌ مسلمانان‌آن‌ منطقه‌، را برای‌ اخذ فرهنگ ‌و تمدن‌ اروپایی‌ تشویق‌ می‌كرد (همان‌، ص‌ ٧، ٩). روزنامه‌ < اخبار تفلیس‌ > و ضمیمه‌هایش‌ اندكی‌ پس‌ از درگذشت‌ سانكوفسكی‌، تعطیل‌ شد (همان‌، ص‌ ٨). باتوجه‌ به‌ مطالب‌ این‌ روزنامه‌ و ضمیمه‌هایش‌ و ممیزی اعمال‌ شده‌ بر آنها، باید آن‌ را نشریه‌ای‌ رسمی‌ و دولتی‌ قلمداد كرد ( < تاریخ‌ آذربایجان> ، ص‌٧٦٠).

روزنامۀ < پیک ماورای قفقاز> هم، که در فاصلۀ سالهای ١٢٥٧ تا ١٢٦٢/١٨٤١- ١٨٤٦ به زبان تاتاری‌ (تركی‌ آذربایجانی‌) داشت‌ كه‌ در آن‌ برخی‌ اخبار حكومتی‌ و نوشته‌های‌ اجتماعی‌ و نیز اطلاعات‌ تجاری‌ درج‌ می‌گردید؛ اما، این‌ ضمیمه‌ یك‌ ورقی‌ را، كه‌ ناشیانه‌ ترجمه‌ و تدوین‌ می‌شد، نمی‌توان‌ نشریه‌ای‌ معتبر به‌شمار آورد (همانجا).

پس‌ از تعطیل‌ ضمیمه‌های‌ < اخبار تفلیس‌ > و حتی‌ ورقه‌ پیوستی < پیك‌ ماورای‌ قفقاز >، سالها در سراسر روسیه‌ هیچ‌ روزنامه‌ و نشریه‌ای‌ به‌ زبانهای‌ مسلمانان‌ آنجا منتشر نشد، تا آنكه‌ روزنامه‌ < اخبار تركستان‌ > به‌ زبان‌ روسی‌، با ضمیمه‌ای‌ به‌ نام‌ تركستان‌ ولایتی‌ نینگ‌گزیتی‌ (روزنامه‌ ولایت‌تركستان‌)، از طرف‌ دفتر كنستانتین‌ پتروویچ‌ كاوفمان‌، فرماندار كل‌ تركستان‌، و به‌فرمان‌ وی‌ در ژوئیه‌ ١٨٧٠/ ربیع‌الا´خر ١٢٨٧ در تاشكند منتشر شد ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ د. تاجیكی‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٤٤٧). این‌ ضمیمه‌ هم‌ دارای‌ دو چاپ‌ بود؛ یك‌ هفته‌ به‌ زبان‌ سارتی‌ و هفته‌ دیگر به‌ زبان‌ قزاقی‌ انتشار می‌یافت‌. زبان‌ سارتی‌ از عناصر تركی‌ و فارسی‌ تشكیل‌ شده‌ كه‌ البته‌ عناصر تركی‌، به‌ویژه‌ ازبكی‌، در آن‌ غلبه‌ دارد و زبان‌ گروهی‌ از جمعیت‌ یكجانشین‌ ماوراءالنهر است‌ (خالد، ص‌١٩٩ـ ٢٠١؛ كستنكو، ص‌١٠٩ـ١١٠؛ گاسپرالی‌، ص‌٢٤٦، پانویس‌؛ د.تاجیكی‌ ، ج‌ ٦، ص‌٦٠٩). ضمیمه‌ قزاقی‌ چندان‌ دوام‌ نیاورد و پس‌ از تعطیل‌ شدن‌ آن‌ در ١٣٠٠/ ١٨٨٣، انتشار ضمیمه‌ سارتی‌ به‌طور هفتگی‌ ادامه‌ یافت‌ و تا انقلاب‌ ١٩٠٥/ ١٣٢٣ روسیه‌، كه‌ آغاز دوره‌ نشر مطبوعات‌ ملی‌ در آسیای‌ مركزی‌ به‌شمار می‌رود، تنها روزنامه‌ به‌زبان‌ محلی‌ در آنجا بود. سردبیر این‌ ضمیمه‌ ابتدا شاه‌ مردان‌ ابراهیموف‌، از تاتارهای‌ اورنبورگ‌، بود كه‌ به‌عنوان‌ مترجم‌ در فرمانداری‌كل‌ تركستان‌ كار می‌كرد. هدف‌ از انتشار این‌ روزنامه‌، مانند روزنامه‌های‌رسمی‌ منتشرشده‌ در دیگر مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌، آن‌ بود كه‌ مضمون‌ فرمانها و مقررات‌ و اعلانها و نیز گزارشهای‌ فتوحات‌ جدید به‌ اطلاع‌ مأموران‌ و قشرهایی‌ از مردم‌ محلی‌ برسد. این‌ مطالبِ رسمی خشك‌ و خسته‌كننده‌، معمولاً با چاپ‌ افسانه‌هایی‌ از هزار و یك‌ شب‌ و اخبار جسته‌ و گریخته‌ای‌ از مطبوعات‌ روسی‌ تلطیف‌ می‌شد. < روزنامه‌ولایت‌ تركستان‌ > ، حتی‌ از اوایل‌ دهه‌ ١٢٩٠/ اواسط‌ دهه‌ ١٨٧٠، درج‌ نوشته‌های‌ خوانندگان‌ و نیز چاپ‌ اطلاعات‌ مفیدی‌ در باره‌ جغرافیای‌ جهان‌ و دولتهای‌ بزرگ‌، اختراعات‌ جدید و معرفی‌ جلوه‌های‌ جهان‌ نو را آغاز كرد. ابراهیموف‌، كه‌ در ١٢٩٧/ ١٨٧٩ به‌ اروپا سفر كرده‌ بود، سفرنامه‌ خود را در این‌ نشریه‌ به‌ چاپ‌ رساند و بدین‌ترتیب‌، برای‌ خوانندگان‌ امكان‌ آشنایی‌ نسبی‌ با تمدن‌ و فرهنگ‌ و زندگی‌ اروپایی‌ را فراهم‌ آورد. خوانندگان‌ هم‌ معمولاً درباره‌ نارساییهای‌ محیط‌ زندگیشان‌ می‌نوشتند و مطالبشان‌ هشداردهنده‌ و بیدار كننده‌ بود (خالد، ص‌ ٨٥ ٨٦).

در ١٣٠٠/١٨٨٣، محمدحسن‌چانیشِف‌، به‌جای‌ ابراهیموف‌، سردبیر < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > شد كه‌ او نیز در اواسط‌ همین‌ سال‌ جای‌ خود را به‌ نیكلای‌ پتروویچ‌ آسترائوموف‌ داد ( د. ازبكستان‌ شوروی‌ ، ج‌ ١١، ص‌٣٧٠). آسترائوموف‌ از شاگردان‌ ایلمینسكی‌ (رجوع کنید به جدیدها، نهضت‌ * ) در دانشگاه‌ قازان‌ بود و از ١٢٩٤/ ١٨٧٧ بازرس‌ مدارس‌ و مدیر كالج‌ معلمان‌ تركستان‌ و گیمنازیای‌ (دبیرستان‌) تاشكند شده‌ بود و با زبانهای‌ عربی‌ و تركی‌ و نیز دین‌ اسلام‌ آشنایی‌ داشت‌. او از مبلّغان‌ مسیحی‌ بود و انجیل‌ را به‌ زبان‌ تركی‌ جغتایی‌ چاپ‌ كرده‌ بود (خالد، ص‌٨٧). < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > برای‌ آسترائوموف‌ ابزار پیشبرد اهداف‌ سیاسی‌اش‌ بود. از نظر او، بهتر بود كه‌ مردم‌، به‌جای‌ آنكه‌ در باره‌ مسائل‌ خویش‌ در خفا بحث‌ كنند، زیرنظر شخص‌ او بحث‌ نمایند (همان‌، ص‌ ٨٨). وی‌ تلاش‌ می‌كرد نویسندگان‌ تازه‌كار محلی‌ را جلب‌ و آنها را به‌سویی‌ هدایت‌ كند كه‌ می‌توان‌ آن‌ را «روشنگری‌ محتاطانه‌» و نظارت‌ شده‌ خواند (همانجا). او ارتباطات‌ گسترده‌ای‌ با بسیاری‌ از روشنفكران‌ آسیای‌ مركزی‌ و خارج‌ از آن‌ داشت‌، چنانكه‌ برخی‌ از نوشته‌های‌ اولیه‌ محمودخواجه‌ بهبودی‌ * ، از سران‌ جدیدیه‌، را در این‌ روزنامه‌ منتشر می‌كرد (همان‌، ص‌٨٠) و مكاتبات‌ دوستانه‌اش‌ با اسماعیل‌ گاسپرالی‌ * / گاسپرینسكی‌ ، رهبر جنبش‌ جدیدیه‌ ــ كه‌ هم‌زمان‌ با انتصاب‌ وی‌ به‌ سردبیری‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > انتشار روزنامه‌ ترجمان‌ را آغاز كرده‌ بود سالها ادامه‌ یافت‌ (همان‌، ص‌ ٨٩). سرانجام‌، جدیدیها اداره‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > را در اواسط‌ مارس‌ ١٩١٧، اندكی‌ پس‌ از وقوع‌ انقلاب‌ در روسیه‌، در دست‌ گرفتند (همان‌، ص‌ ٢٤٩). منوّرقاری‌، از جدیدیهای‌ معروف‌ آسیای‌ مركزی‌، به‌ سردبیری‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > ــ كه‌ از آن‌ پس‌ نجات‌ نامیده‌ شد انتخاب‌ گردید (همانجا). این‌ جریده‌ اگرچه‌ ترجمان‌ فرمانداری‌ كل‌ تركستان‌ و ابزار پیشبرد سیاست‌ استعماری‌ حكومت‌ تزاری‌ بود، در ترویج‌ تمدن‌ و فرهنگ‌ و صنایع‌ و فنّاوری‌ جدید و نیز ترجمه‌ و انتشار و معرفی‌ آثار نمایندگان‌ ادبیات‌ جدید روس‌، چون‌ كریلوف‌ ، پوشكین‌، گوگول‌، تورگنیف‌ و تولستوی‌، نقش‌ مهمی‌ داشت‌ ( د. ازبكستان‌ شوروی‌ ، همانجا).

ضمیمه‌های‌ جراید روسی پیش‌ گفته‌ را، چون‌ وابسته‌ به‌ جراید رسمی‌ و حكومتی‌ روسیه‌ بودند و سردبیری‌ و ویرایش‌ و ممیزی‌ آنها را كارگزاران‌ دولتی‌ روسیه‌ برعهده‌ داشتند، نمی‌توان‌ جراید مردم‌ مسلمان‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ به‌شمار آورد. جریده‌نگاری‌ در مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌، به‌ سبب‌ همانندی‌ سیاست‌ حاكمیت‌ در آن‌ نواحی‌ و اوضاع‌ كمابیش‌ یكسان‌ و تأثیر رویدادهای‌ مهمی‌ چون‌ انقلابهای‌ ١٩٠٥ـ١٩٠٧ و فوریه‌ و اكتبر ١٩١٧ و حوادث‌ پس‌ از آن‌ در سرنوشت‌ نظام‌ حاكم‌ بر روسیه‌ و مناسبات‌ بین‌ حاكمان‌ و مردم‌، روی‌ هم‌ رفته‌ مراحل‌ مشابهی‌ داشته‌ است‌ بدین‌ قرار:

١) مرحله‌ نخست‌، كه‌ تا انقلاب‌ ١٩٠٥/ ١٣٢٣ روسیه‌ ادامه‌ یافت‌ و دوره‌ خفقان‌ و ركود بود. در این‌ مرحله‌، علاوه‌ بر جراید دولتی‌ یاد شده‌، مسلمانان‌ روسیه‌ تنها هشت‌ روزنامه‌ غیروابسته‌ شایان‌ ذكر را منتشر كردند: پنج‌ جریده‌ اكینچی‌ ، ضیاء ، ضیاء قافقاسیه‌ ، كشكول‌ ، شرق‌ روس‌ به‌ زبان‌ تركی‌ آذربایجانی‌؛ ترجمان‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌؛ دالاولایتی‌ ، به‌زبان‌ قزاقی‌ (قرقیزی‌) و نور به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا).

٢) مرحله‌ بین‌ انقلاب‌ مشروطه‌ ١٩٠٥/ ١٣٢٣ تا انقلاب‌ فوریه‌ ١٩١٧/ جمادی‌الاولی‌ ١٣٣٥. در این‌ دوره‌، به‌ویژه‌ پس‌ از انتشار بیانیه‌ اكتبر ١٩٠٥/ شعبان‌ ١٣٢٣، كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ برای‌ همه‌ مردم‌ روسیه‌ آزادی‌ بیان‌ و قلم‌ و مطبوعات‌ به‌رسمیت‌ شناخته‌ شد، نشریات‌ ادواری‌ بسیاری‌ با عقاید سیاسی‌ مختلف‌، از محافظه‌كار دست‌ راستی‌ تا سوسیالیست‌ دست‌ چپی‌، منتشر شد. این‌ دوره‌ كوتاه‌ اما آكنده‌ از تحولات‌ ــ كه‌ رحمتی‌آرات‌ آن‌ را دوره‌ ملی‌ اجتماعی‌ نامیده‌ است‌ (رجوع کنید به د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌٣٨٠) بر مطبوعات‌ روسیه‌ و از جمله‌ بر جراید مسلمانان‌ آن‌ منطقه‌ تأثیر عمیق‌ گذاشت‌ (رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌). بنا به‌ برآوردی‌، در این‌ دوره‌ حدود ١٦٠ نشریه‌ ادواری‌ به‌ زبانهای‌ رایج‌ در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ منتشر شده‌ است‌: ٦٢ نشریه‌ به‌ تاتاری‌ قازانی‌، ٦١ نشریه‌ به‌ تركی‌ آذربایجانی‌، ٣ نشریه‌ به‌ فارسی‌ (كه‌ البته‌ تنها یكی‌ از آنها به‌ طور كامل‌ فارسی‌ بود)، ١٧ نشریه‌ به‌ ازبكی‌، ٨ نشریه‌ به‌ قزاقی‌ (قرقیزی‌)، ٦ نشریه‌ به‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌، ٢ نشریه‌ به‌ تركمنی‌، ٢ نشریه‌ به‌ عربی‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ عاشورف‌، ص‌ ٢١ـ ٢٥). اما، با فروكش‌ كردن‌ موج‌ انقلاب‌ و تجدید حیات‌ حاكمیت‌ خودكامه‌ تزاری‌ و برقراری‌ ممیزی‌، شمار مطبوعات‌ رو به‌ كاهش‌ گذاشت‌ و مطبوعاتی‌ كه‌ توقیف‌ و تعطیل‌ نشده‌ بودند نیز، خواه‌ناخواه‌، بیش‌ از پیش‌ احتیاط‌ كردند و از سیاست‌ دوری‌ گزیدند (رجوع کنید به ادامه‌ مقاله‌).

٣) مرحله‌ پس‌ از انقلاب‌ فوریه‌ ١٩١٧ و سرنگونی‌ نظام‌ تزاری‌. در این‌ دوره‌، مطبوعات‌ دیگری‌، كه‌ نیرومندتر از مطبوعات‌ پس‌ از انقلاب‌ ١٩٠٥ بود، رشد كرد و مطبوعاتِ «متعهد»، كه‌ عقاید گروههای‌ سیاسی‌ گوناگون‌ جامعه‌ مسلمانان‌ را منعكس‌ می‌كردند، عموماً جای‌ نشریه‌های‌ ادواری‌ اغلب‌ غیرسیاسی‌ را گرفتند. گروههای‌ مذكور غالباً به‌تدریج‌ پس‌ از انقلاب‌ اكتبر، داوطلبانه‌ یا به‌اجبار، به‌ كشمكشهای‌ انقلاب‌ و جنگهای‌ داخلی‌ كشیده‌ شدند. طبق‌ برآوردی‌، از جمادی‌الاولی‌ ١٣٣٥ تا ربیع‌الا´خر ١٣٣٩/ فوریه‌ ١٩١٧ ـ پایان‌ ١٩٢٠، ٢٥٦ نشریه‌ ادواری‌ مسلمانان‌، در بیش‌ از پنجاه‌ شهر و روستای‌ بزرگ‌ روسیه‌، انتشار یافت‌ كه‌ ١٣٩ نشریه‌ به‌ تاتاری‌ قازانی‌، ٣٩ نشریه‌ به‌ تركی‌ آذربایجانی‌، ٣٧ نشریه‌ به‌ ازبكی‌، ٢١ نشریه‌ به‌ قزاقی‌ و ٧ نشریه‌ به‌ تاتاری‌ كریمه‌ای‌ بود ( د. اسلام‌ ، همانجا). با پیروزی‌ ارتش‌ سرخ‌ در جنگ‌ داخلی‌ و حاكم‌ شدن‌ نظام‌ تك‌حزبی‌ كمونیستی‌، مطبوعات‌ ملی‌ در سراسر روسیه‌ تحت‌ فشار قرار گرفتند. بنا بر فرمان‌ استالین‌ در ١٣٠٠ ش‌/ ١٩٢١، هیچ‌ نشریه‌ یا ترجمه‌ای‌ نباید پیش‌ از تصویب‌ هیئت‌ مسئول‌ چاپ‌ می‌شد (حائری‌، ص‌ ٣٣٥). بدین‌ترتیب‌، مطبوعاتی‌ به‌ كار خود ادامه‌ دادند كه‌ سخنگوی‌ كارگزاران‌ محلی‌ نظام‌ حاكم‌ شدند ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). در مطبوعات‌ این‌ دوره‌، كه‌ با شمارگان‌ زیاد منتشر می‌شدند، زبانهای‌ ادبی‌ جدید به‌ كار رفت‌. استفاده‌ از الفبای‌ لاتینی‌ (از ١٣٠٧ تا ١٣٠٩ ش‌/ ١٩٢٨ـ١٩٣٠) و سپس‌ الفبای‌ سیریلی‌ (از ١٣١٧ تا ١٣١٩ ش‌/ ١٩٣٨ـ١٩٤٠) برای‌ نوشتن‌ به‌ این‌ زبانها اجباری‌ شد و بنابراین‌، در دو دهه‌ پس‌ از استقرار حاكمیت‌ شوروی‌، مطبوعاتی‌ در سرزمینهای‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ شكل‌ گرفت‌ كه‌ با مطبوعات‌ دوره‌ پیش‌ از استقرار حاكمیت‌ شوروی‌ تفاوت‌ بسیار داشت‌ (رجوع کنید به د. اسلام‌ ، همانجا).

جراید ملی‌ و مستقل‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ در ادوار پیش‌ از استقرار نظام‌ شوروی‌ و سالهای‌ نخستین‌ استقرار آن‌، از مغرب‌ به‌ مشرق‌، بدین‌قرار بودند:

١) تاتاری‌ قازانی‌. نخستین‌ بار، در ١٢٤٩/١٨٣٤ یكی‌ از دانشجویان‌ دانشكده‌ زبانهای‌ شرقی‌ دانشگاه‌ قازان‌ برای‌ انتشار جریده‌ای‌ به‌ نام‌ بحرالاخبار به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ اقدام‌ كرد، اما این‌ اقدام‌ و اقدامات‌ بسیار دیگری‌ كه‌ بعدها صورت‌ گرفت‌، با مخالفت‌ اداره‌ ممیزی‌ حكومت‌ تزاری‌، به‌ نتیجه‌ای‌ نرسید (رجوع کنید بهد.ا.ترك‌ ، همانجا).

در قازان‌، افزون‌ بر نهادهای‌ علمی‌ چون‌ فرهنگستان‌ دوحوونی‌ (تأسیس‌ در حدود ١٢١٢/١٧٩٧) و دانشگاه‌ قازان‌ (تأسیس‌ در ١٢١٩/١٨٠٤)، نهادهای‌ فرهنگی‌ و آموزشی‌ دیگری‌ (چون‌ تئاتر، دانشسرا، دبیرستان‌ دخترانه‌ و كتابخانه‌های‌ عمومی‌) كه‌ به‌تدریج‌ از اوایل‌ قرن‌ سیزدهم‌/ اواخر قرن‌ هجدهم‌ تأسیس‌ شدند، فضای‌ فرهنگی‌ مساعدی‌ برای‌ انتشار روزنامه‌ و مجله‌ پدید آوردند. نخستین‌ چاپخانه‌ با حروف‌ عربی‌، به‌نام‌ آزیاتیسكی‌ تیپوگرافی‌، در ١٢١٥/١٨٠٠ تأسیس‌ شد. از دهه‌ نخستین‌ سده‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ به‌بعد، چاپخانه‌های‌ دیگری‌ نیز در قازان‌ تأسیس‌ گردید، از جمله‌ ییلدیز، اخبار، الاصلاح‌، الدین‌ و الادب‌، برادران‌ كریموف‌، شرق‌، بیان‌الحق‌ و ملت‌، كه‌ غالباً هر كدام‌ مخصوص‌ چاپ‌ روزنامه‌ یا مجله‌ای‌ بودند (د.ا.د.ترك‌ ، ج‌٢٥، ص‌ ١٣٥)؛ اما، با وجود زمینه‌ فرهنگی‌ مساعد، فشار سیاسی‌ سالها مانع‌ انتشار مطبوعات‌ به‌ زبان‌ مردم‌ مسلمان‌ روسیه‌ بود.

در آستانه‌ وقوع‌ انقلاب‌ ١٩٠٥/ ١٣٢٣ روسیه‌، فقط‌ یك‌ روزنامه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌، آن‌ هم‌ در پترزبورگ‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌ هفتگی‌ نور ــ كه‌ عطاءاللّه‌ بایزیداُف‌، مفتی‌ پترزبورگ‌، آن‌ را در رجب‌ ١٣٢٣/ سپتامبر ١٩٠٥، انتشار داد به‌علت‌ محافظه‌كاری‌ و پاسداری‌ از حكومت‌ تزاری‌ و پاسخ‌ ندادن‌ به‌ خواستهای‌ روحانیان‌ و طلاب‌ و دانشجویان‌ و بازرگانان‌ و روشنفكران‌ و نیز انتشار در شهری‌ كه‌ شمار قلیلی‌ از تاتارها در آنجا پراكنده‌ بودند، شمارگان‌ كمی‌ داشت‌ و پس‌ از انتشار چند شماره‌، تعطیل‌ گردید (دولت‌ ، ص‌ ١٦٨). به‌ نظر عبداللّه‌ بَطال‌ ــ تایماس‌، این‌ روزنامه‌ را كه‌ نخستین‌ جریده‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ است‌، نمی‌توان‌ نخستین‌ روزنامه‌ ملی‌ آنان‌ به‌ شمار آورد، زیرا صاحب‌ امتیازش‌ از نظر اهداف‌ و منافع‌ ملی‌ شخص‌ معتمدی‌ نبود و خود روزنامه‌ هم‌ مطالب‌ مفیدی‌ نداشت‌ (ص‌ ١٧٠). پس‌ از تسلیم‌ شدن‌ تزار در برابر خواستهای‌ انقلابیون‌، صدور بیانیه‌ ١٧ اكتبر ١٩٠٥ و دادن‌ وعده‌ آزادیهای‌ دموكراتیك‌ از جمله‌ آزادی‌ بیان‌ و قلم‌، تشكیل‌ دومای‌ دولتی‌ (پارلمان‌) با صلاحیت‌ قانونگذاری‌، و برقراری‌ حكومت‌ مشروطه‌، در سراسر روسیه‌ و از جمله‌ مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ آنجا، به‌ویژه‌ قازان‌، مطبوعاتی‌ با عقاید و مواضع‌ سیاسی‌ گوناگون‌ منتشر شد ( د. اسلام‌ ، همانجا). پس‌ از اعلان‌ بیانیه‌ مذكور تا انقلاب‌ ١٩١٧، دست‌كم‌ ٦٢ نشریه‌ به‌زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ منتشر گردید (همانجا) و تا ١٣٢٥/ پایان‌ ١٩٠٧ در منطقه‌ ولگا ـ اورال‌، در شهرهای‌ قازان‌، آستاراخان‌ (حاجی‌طرخان‌، هشترخان‌)، اورنبورگ‌، اوفا، اورالسك‌ و نیز پترزبورگ‌، جمعاً ٢١ روزنامه‌ و ١٢ مجله‌ منتشر شد (دولت‌، ص‌ ١٦٩).

نخستین‌ روزنامه‌ معتبری‌ كه‌ در شعبان‌ ١٣٢٣/ اكتبر ١٩٠٥ در قازان‌ منتشر شد، قزانْ مخبری(مخبر قازان‌) بود. این‌ روزنامه‌ ــ كه‌ به‌همت‌ سیدگری‌ میرزاآلكین‌(متوفی‌ ١٣٣٧/١٩١٩) و با همكاری‌ یوسف‌ آقچورا * (متوفی‌ ١٣١٤ ش‌/ ١٩٣٥) تا ٢٠ ذیحجه‌ ١٣٢٩/ ١٢ دسامبر ١٩١١ (٤١٦ شماره‌) منتشر می‌شد (< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ ٢٣٦) نخستین‌ روزنامه‌ ملی‌ قازان‌ به‌شمار آمده‌ است‌ ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). این‌ روزنامه‌ افزون‌ بر آنكه‌ با استقبال‌ تاتارهای‌ قازان‌ مواجه‌ شد، به‌ سبب‌ پرداختن‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ و ملی‌ و اجتماعی‌، مورد توجه‌ مسلمانان‌ مناطق‌ دیگر نیز قرار گرفت‌ (دولت‌، ص‌ ١٦٨). این‌ روزنامه‌ ناشر افكار حزب‌ اتفاق‌المسلمین‌ به‌شمار آمده‌ است‌ (< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، همانجا).

از روزنامه‌های‌ مهم‌ تاتاری‌زبان‌ پس‌ از انقلاب‌ مشروطه‌ ١٩٠٥ روسیه‌، الفت‌ بود كه‌ به‌ همت‌ عبدالرشید ابراهیموف‌ * (متوفی‌ ١٣٢٣ ش‌/ ١٩٤٤)، در شوال‌ ١٣٢٣/ دسامبر ١٩٠٥ در پترزبورگ‌ انتشار یافت‌. ابراهیموف‌ مبلّغ‌ اتحاد اسلامی‌ در حوزه‌ پهناوری‌، از روسیه‌ گرفته‌ تا ژاپن‌ و چین‌ و هندوستان‌ و عثمانی‌، بود (رجوع کنید به ماراش‌، ص‌ ١٠٤ـ١٠٦). همكار اصلی‌ وی‌ در این‌ روزنامه‌، موسی‌ جاراللّه‌ * (متوفی‌ ١٣٢٨ ش‌/ ١٩٤٩) بود. این‌ روزنامه‌ كه‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ اهمیت‌ خاصی‌ می‌داد و به‌ عثمانی‌، كه‌ قرارگاه‌ خلیفه‌ بود، و به‌ فعالیتهای‌ فرهنگی‌ و سیاسی‌ مسلمانان‌ عثمانی‌ توجه‌ ویژه‌ داشت‌ و گزارشها و اطلاعات‌ جالب‌ توجهی‌ در باره‌ همایشهای‌ مسلمانان‌ سراسر روسیه‌ درج‌ می‌كرد و مسلمانان‌ روسیه‌ را، برای‌ احقاق‌ حق‌ خود و رسیدن‌ به‌ خودمختاری‌ ملی‌، به‌ اتحاد و مبارزه‌ فرا می‌خواند، از مدتها پیش‌ توجه‌ پلیس‌ تزاری‌ را جلب‌ كرده‌ بود، چنانكه‌ با تمدید قوای‌ حكومت‌ و تقویت‌ استبداد در ١٣٢٥/ ١٩٠٧، پس‌ از انتشار شماره‌ ٨٥ (٩ ژوئن‌ ١٩٠٧) توقیف‌ و مدیرش‌ محاكمه‌ گردید (قانلی‌دره‌ ، ص‌ ٣٧ـ٣٩). ابراهیموف‌ و موسی‌ جاراللّه‌، جریده‌ التلمیذ را نیز به‌ زبان‌ عربی‌، به‌منظور فراخواندن‌ مسلمانان‌ جهان‌ به‌ اتحاد، در ١٣٢٤/١٩٠٦ در پترزبورگ‌ انتشار دادند كه‌ تنها سی‌ شماره‌ از آن‌ به‌ دست‌ خوانندگان‌ رسید ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٣٨١). الاصلاح‌ ، جریده‌ای‌ علمی‌ ـ ادبی‌ و پیرو اصلاح‌ مدارس‌، یكی‌ از نخستین‌ روزنامه‌های‌ تاتاری‌ بود. بیشتر نویسندگان‌ آن‌ جوانان‌ جدیدی‌، همچون‌ موسی‌ جاراللّه‌ بودند كه‌ با قدیمیها مخالفت‌ می‌كردند. این‌ روزنامه‌ نخست‌ در ١٣٢٣/١٩٠٥ با دست‌ تكثیر می‌شد ولی‌ از رمضان‌ ١٣٢٥/ اكتبر ١٩٠٧ تا پایان‌ انتشار آن‌ در شعبان‌ ١٣٢٧/ ژوئیه‌ ١٩٠٩ در قازان‌ به‌ چاپ‌ می‌رسید (قانلی‌دره‌، ٢٠٠٥، ص‌ ٣٨؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٥، ص‌ ٢٣ـ ٢٥).

العالم‌ الاسلامی‌ ، كه‌ در ١٣٢٤ـ ١٣٢٥/ ١٩٠٦ـ١٩٠٧ در شهر اوفا، مركز اداره‌ امور دینی‌ تاتارستان‌، منتشر می‌شد، روزنامه‌ای‌ مذهبی‌ به‌ شمار می‌آمد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا).

ییلدیز (ستاره‌) یكی‌ دیگر از جرایدی‌ بود كه‌ در ذیحجه‌ ١٣٢٣/ ژانویه‌ ١٩٠٦ (بطال‌ ـ تایماس‌، ص‌ ١٧١)، به‌همت‌ احمد هادی‌ مقصودی‌ (متوفی‌ ١٣٢٠ش‌/ ١٩٤١؛ رجوع کنید به ماراش‌، ص‌١١٠ـ ١١١)، در قازان‌ منتشر شد و در اندك‌ مدتی‌ كسب‌ اعتبار كرد و انتشارش‌ تا ١٣٣٥/ ١٩١٧ ادامه‌ یافت‌. با این‌ روزنامه‌، كه‌ هفته‌ای‌ سه‌ بار منتشر می‌شد، مورخانی‌ چون‌ عبداللّه‌ بطال‌ ـ تایماس‌، هادی‌ اطلسی‌، احمد زكی‌ولیدی‌طوغان‌، و شاعرانی‌ چون‌ ابراهیم‌ قلی‌، شاهد احمد، ضیاء ناصری‌، مجید غفوری‌ و انقلابیونِ بعدی‌ چون‌ فتحی‌ سیفی‌ قزانلی‌ و عالمجان‌ ابراهیموف‌ همكاری‌ می‌كردند (دولت‌، ص‌ ١٦٨).

یكی‌ از جراید مهم‌ تاتارهای‌ قازان‌، روزنامه‌ وقت‌ بود كه‌ با سرمایه‌ دو برادر، شاكر و ذاكر رمی‌یف‌ ، و سردبیری‌ فاتح‌ كریموف‌، نویسنده‌ و مترجم‌ جدیدی‌ (رجوع کنید به فاتح‌ كریموف‌، مقدمه‌ گوكچك‌ ، ص‌ IX ـ XIV ؛ ماراش‌، ص‌ ١٠١ـ١٠٢)، از ذیحجه‌ ١٣٢٣ تا ربیع‌الا´خر ١٣٣٦/ فوریه‌ ١٩٠٦ ـ ژانویه‌ ١٩١٨، ابتدا در هر هفته‌ سه‌ شماره‌ و از ١٣٣١/١٩١٣ به‌ بعد به‌طور روزانه‌ در اورنبورگ‌ منتشر می‌شد و در این‌ دوره‌ دوازده‌ ساله‌، ٣٠٩ ، ٢ شماره‌ از آن‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌ وقت‌ ، كه‌ از نظر شكل‌ در ردیف‌ روزنامه‌های‌ نو قرار داشت‌، به‌ زبان‌ تركی‌ مبتنی‌ بر تركی‌ عثمانی‌ و به‌ شیوه‌ روزنامه‌ ترجمان‌ گاسپرالی‌ (رجوع کنید بهادامه‌ مقاله‌) منتشر می‌شد و یكی‌ از جراید پرخواننده‌ در میان‌ تركان‌ روسیه‌ به‌شمار می‌رفت‌ (دولت‌، ص‌ ١٦٩). نویسندگان‌ نوگرای‌ بسیاری‌ در این‌ روزنامه‌ گرد آمده‌ بودند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٣٨١). فاتح‌ كریموف‌، كه‌ گرداننده‌ اصلی‌ آن‌ بود، بسیاری‌ از ستونهای‌ آن‌ را با نوشته‌ها و ترجمه‌های‌ خود از زبانهای‌ مختلف‌ پر می‌كرد. از جمله‌ نوشته‌های‌ درخور ذكر وی‌، سلسله‌ گزارشهایی‌ بود كه‌ در دوره‌ جنگ‌ بالكان‌ (رجوع کنید به تدین‌ و احمدی‌، ج‌ ١، ص‌ ٢٤٧ـ ٢٤٨؛ د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ ٥، ص‌ ٢٣ـ٢٥) به‌ مدت‌ چهار ماه‌ (در ١٣٣٠ـ ١٣٣١/ ١٩١٢ـ١٩١٣) از استانبول‌ به‌ اورنبورگ‌ می‌فرستاد و با عنوان‌ «استانبول‌ مكتوبلاری‌» (نامه‌های‌ استانبول‌) به‌ صورت‌ پاورقی‌ در وقت‌ به‌چاپ‌ می‌رسید. این‌ نامه‌ها در همان‌ سال‌ در اورنبورگ‌ به‌صورت‌ كتاب‌ چاپ‌ شد كه‌ در بردارنده‌ گزارشهای‌ گویایی‌ از برهه‌ای‌ از دوره‌ حاكمیت‌ اتحاد و ترقی‌ در عثمانی‌ است‌ (رجوع کنید بهمنابع‌). كریموف‌ در ١٣٣٥/١٩١٧ از وقت‌ انشعاب‌ كرد و ینگی‌ وقت‌ (وقت‌ جدید) را در اورنبورگ‌ منتشر نمود ( د.ا.ترك‌ ، همانجا؛
< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ ٦٨٥).

در ١٨ مه‌ ١٩٠٦/ ٢٤ ربیع‌الاولی‌ ١٣٢٤، روزنامه‌ای‌ به‌نام‌ تان‌ییلدیزی‌ (ستاره‌ سحری‌) در قازان‌ منتشر شد كه‌ گروهی‌ از جوانان‌ انقلابی‌، چون‌ آیاز اسحاقی‌، فؤاد توقتاروف (متوفی‌ ١٣١٧ش‌/ ١٩٣٨) و شاكر محمدیاروف‌، در آن‌ مقاله‌ می‌نوشتند. این‌ روزنامه‌، به‌علت‌ درج‌ مطالب‌ و مقالات‌ انتقادی‌ تند، نُه‌ بار توقیف‌ گردید و سرانجام‌، پس‌ از انتشار شماره‌ ٦٤، در ١٤ نوامبر ١٩٠٦/ ٢٧ رمضان‌ ١٣٢٤ (قس‌ < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ ٥٥٦ كه‌ به‌ شماره‌ ٦٥، در ١٦ نوامبر ١٩٠٦، اشاره‌ كرده‌ است‌) تعطیل‌ شد (دولت‌، ص‌ ١٦٩). اَیاز اسحاقی‌، كه‌ دارای‌ تمایلات‌ جدیدی چپ‌ و متمایل‌ به‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ بود (ماراش‌، ص‌ ١١١)، با همكاری‌ موسی‌ جاراللّه‌ بیگی‌یف‌، روزنامه‌ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌ ایل (وطن‌) را از ١٣٣١/ ١٩١٣ منتشر كرد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا؛
< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ ٢٢١). انتشار این‌ جریده‌ ترك‌گرا در پترزبورگ‌، با استقبال‌ ترك‌ یوردو ، هوادار تورك‌ یوردی‌ درنگی‌ (جمعیت‌ میهن‌ ترك‌) در استانبول‌، مواجه‌ شد (قانلی‌دره‌، ٢٠٠٥، ص‌ ٧٣). محل‌ انتشار ایل‌ در ١٣٣٢/ ١٩١٤ از پترزبورگ‌ به‌ مسكو انتقال‌ یافت‌ و نویسندگانی‌ چون‌ یوسف‌ آقچورا، موسی‌ جاراللّه‌، ایاز اسحاقی‌، احمد زكی‌ولیدی‌ طوغان‌ و شاكر محمد یاروف‌ با آن‌ همكاری‌ می‌كردند (همانجا). این‌ روزنامه‌، پس‌ از انتشار ٨٩ شماره‌، در ١٣٣٣/ ١٩١٥ تعطیل‌ گردید و جای‌ خود را به‌ روزنامه‌ سوز (سخن‌) داد و آن‌ هم‌ در ١٣٣٤/١٩١٦ جای‌ خود را به‌ بیزنینگ‌ ایل‌ (وطن‌ ما) سپرد ( د.ا.ترك‌ ، همانجا). روزنامه‌ اخیر ــ كه‌ به‌ سردبیری‌ شاكر محمدیاروف‌، وكیل‌ دعاوی‌ تاتار، منتشر می‌شد پس‌ از به‌ حاكمیت‌ رسیدن‌ بلشویكها، توقیف‌ گردید (بنیگسن‌ و لومرسیه‌ كلكژه‌ ، ص‌٩٥؛
دولت‌، ص‌١٦٩).

افزون‌بر روزنامه‌های‌یادشده‌، تاویش (صدا؛
< دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ >، ص‌ ٥٥٢)، ایدیل (نام‌ رود ولگا در تاتاری‌؛
همان‌، ص‌ ٢١٧) و حمیت‌ (همان‌، ص‌ ٦٢٧) از مهم‌ترین‌ نشریات‌ تاتاری‌ قازانی‌ هستند كه‌ از ١٣٢٣ تا ١٣٢٥/ ١٩٠٥ـ١٩٠٧ منتشر شدند.

قورولتای، به‌ سردبیری‌ توقتاروف‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ ٥٨٧) و با همكاری‌ شماری‌ از نویسندگان‌ خواهان‌ خودمختاری‌ ملی‌ ـ مدنی‌، در قازان‌ منتشر می‌شد كه‌ پس‌ از انتشار ٦٧ شماره‌، توقیف‌ گردید (همان‌، ص‌ ٣١١). روزنامه‌ اورال‌ ، به‌ سردبیری‌ حسین‌ یاماشف‌ (متوفی‌ ١٣٣٠/١٩١٢)، از نخستین‌ سوسیال‌ ـ دموكراتهای‌ تاتار، نخستین‌ روزنامه‌ سوسیالیستی‌ تاتاری‌ بود و پس‌ از انتشار ٢٩ شماره‌، توقیف‌ گردید (دولت‌، ص‌١٦٩ـ ١٧٠). روزنامه‌ قویاش‌ (خورشید)، به‌مدیریت‌ فاتح‌ امیرخان‌ و همكاری‌ عبداللّه‌ توقای‌ (متوفی‌ ١٣٣١/١٩١٣؛
رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌>، ص‌ ٥٨٦)، نیز از ذیحجه‌ ١٣٢٩ تا ١٣٣٦/ دسامبر ١٩١١ـ ١٩١٨ منتشر می‌شد (دولت‌، ص‌ ١٧٠).

در دوره‌ مورد بحث‌ (١٣٢٣ـ ١٣٣٥/ ١٩٠٥ـ١٩١٧)، عمدتاً به‌ سبب‌ مشكلات‌ مالی‌ و تشدید ممیزی‌ پس‌ از استیلای‌ دو باره‌ استبداد در روسیه‌، عمر بیشتر جراید كوتاه‌ بود ( د. اسلام‌ ، همانجا).

سرنگونی‌ سلطنت‌ تزاری‌ در فوریه‌ ١٩١٧، فصل‌ تازه‌ای‌ در تاریخ‌ مطبوعات‌ مسلمانان‌ روسیه‌ پدید آورد. از جمادی‌الاولی‌ ١٣٣٥ تا ١٣٣٩/ فوریه‌ ١٩١٧ ـ پایان‌ ١٩٢٠، تاتارهای‌ قازان‌ ١٣٩ عنوان‌ نشریه‌ منتشر می‌كردند (همانجا).

افزون‌ بر روزنامه‌هایی‌ چون‌ ییلدیز و قویاش در قازان‌، وقت‌ و ینگی‌وقت‌ در اورنبورگ‌، و طورمش‌ (زندگی‌) در اوفا، ــ كه‌ از پیش‌ منتشر می‌شدند روزنامه‌ اتفاق‌ در ١٣٣٦/ ١٩١٨ در قازان‌ منتشر شد. اَیاز اسحاقی‌ هم‌ ایل‌ را دوباره‌ در مسكو انتشار داد. این‌ روزنامه‌ سه‌بار در هفته‌ منتشر می‌شد و مجموعاً ١٣٧ شماره‌ از آن‌ انتشار یافت‌. حُر ملت‌ (ملت‌ آزاد) در ترویتسك؛
اورنبورغ‌ مخبری‌ (مخبر اورنبورگ‌) در اورنبورگ‌، و هفته‌نامه‌ المنبر، به‌ مدیریت‌ موسی‌ جاراللّه‌، در پترزبورگ‌ منتشر می‌شد. چند روزنامه‌ روسی‌ زبان‌ (از جمله‌ < خبر > ، < زمان‌ > ، < مسلمان‌ > ) را نیز مركز موقتی‌ مسلمانان‌ روسیه‌ در ١٣٣٦/ ١٩١٨ در پترزبورگ‌ منتشر می‌كرد. آزاد خلق‌ (خلق‌ آزاد) و قیزیل‌سونگو (نیزه‌ سرخ‌) در آستاراخان‌، جمهوریت‌ در سیمبیرسك‌ (اولیانوفسك‌)، و خبرلر (اخبار) در اورالسك‌ انتشار می‌یافتند. نام‌ بسیاری‌ از جراید دوره‌ مورد بحث‌، گویای‌ بینش‌ و تمایلات‌ سیاسی‌ سازمانها و گروههای‌ ناشر آنهاست‌. قیزیل‌ بایراق‌ (بیرق‌ سرخ‌)، كه‌ در اواخر ١٩١٧ در قازان‌ منتشر می‌شد، هوادار سوسیالیستهای‌ مسلمان‌ بود. روزنامه‌ هفتگی‌ ایدیل‌ ـ اورال‌ اولكه‌سی‌ (مملكت‌ ولگا ـ اورال‌) را نیز كمیسری‌ خلق‌ مسلمان‌ كه‌ به‌منظور تأسیس‌ دولت‌ ایدیل‌ ـ اورال‌ تشكیل‌ یافته‌ بود، منتشر می‌كرد. جرایدی‌ هم‌ كه‌ هركدام‌ ناشر افكار و عقاید احزابی‌ چون‌ سوسیال‌ ـ دموكرات‌ و سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ بودند، در شهرهای‌ گوناگون‌ انتشار می‌یافتند. در دوره‌ جنگهای‌ داخلی‌ روسیه‌، در هر یك‌ از مناطق‌ نفوذ سفیدها و سرخها جراید طرفدار آنها منتشر می‌شد. در دوره‌ استقرار حكومت‌ شوروی‌ (١٣٣٦ـ١٣٤٤ ( ١٣٠٤ ش‌ ) / ١٩١٨ـ ١٩٢٥)، در چهل‌ شهر منطقه‌ ولگا اورال‌ در حدود پنجاه‌ روزنامه‌ تبلیغی‌ حزبی‌ منتشر می‌شد كه‌ از آن‌ میان‌ تاتارستان‌ خبرلری‌ (اخبار تاتارستان‌) شایان‌ ذكر است‌. این‌ روزنامه‌ از شماره‌ ٤٧٦ به‌بعد تاتارستان‌ و از شماره‌ ٠٠٦ ، ١ به‌بعد قیزیل‌ تاتارستان‌ (تاتارستان‌ سرخ‌) نامیده‌ شد. بیزنینگ‌ بایراق‌ (بیرق‌ ما) نیز، چه‌ از حیث‌ مندرجات‌ و چه‌ از حیث‌ نویسندگان‌، دارای‌ اهمیت‌ بود. ینگی‌ فكر (فكر نو) در اورالسك‌، و قیزیل‌ ایل‌ (میهن‌ سرخ‌) در آستاراخان‌، با همكاری‌ تاتارهای‌ قازان‌ و قزاقها مشتركاً منتشر می‌شدند. در باشقیرستان‌ هم‌ در همین‌ دوره‌ هجده‌ جریده‌، غالباً به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌، انتشار یافت‌ (رجوع کنید بهد.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٣٨١ـ٣٨٢).

افزون‌ بر روزنامه‌ها، كه‌ به‌ سبب‌ انعكاس‌ اخبار داخلی‌ و خارجی‌ و پرداختن‌ به‌ مسائل‌ روز مورد توجه‌ عمومی‌ بودند، مجلات‌ نیز به‌مناسبت‌ طرح‌ مباحث‌ گوناگون‌ اختصاصی‌، مخاطبان‌ خاصی‌ را جذب‌ می‌كردند و از حیث‌ آگاهی‌دهی‌ و بالابردن‌ سطح‌ فرهنگ‌ جامعه‌ ارزش‌ داشتند.

پس‌ از تقویمهایی‌ كه‌ قیوم‌ ناصری‌ از ١٢٨٨ تا ١٣١٥/ ١٨٧١ـ١٨٩٧ سالانه‌ منتشر می‌كرد و در آنها افزون‌ بر اطلاعات‌ عمومی‌ راجع‌ به‌ تقویم‌، مقالاتی‌ در باره‌ تاریخ‌، جغرافیا، فرهنگ‌ عامه‌ و موضوعاتی‌ از این‌ دست‌ درج‌ می‌نمود ( د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ ٢٥، ص‌ ١٠٩)، نخستین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ مرآت‌ یا كوزْگی‌ (آیینه‌) بود كه‌ آن‌ را عبدالرشید ابراهیموف‌ از ١٣١٨ تا ١٣٢١/١٩٠٠ـ١٩٠٣ در پترزبورگ‌ و از ١٣٢١ تا ١٣٢٧/ ١٩٠٣ تا ١٩٠٩ در قازان‌ منتشر می‌كرد. از این‌ مجله‌ جمعاً ٢٢ شماره‌ انتشار یافته‌ است‌. ابراهیم‌ ماراش‌ (ص‌ ١٠٦) آن‌ را رساله‌ای‌ ٢٢ جزوی‌ به‌شمار آورده‌، اما نادر دولت‌ (ص‌١٧٠) بر آن‌ است‌ كه‌ مرآت‌ (یا كوزْگی‌ )، بیشتر به‌ روزنامه‌ شبیه‌ بوده‌ است‌ تا مجله‌. دومین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ اصلاح‌ بود كه‌ فقط‌ چند شماره‌ از آن‌ در ١٣٢٤ـ ١٣٢٥/ ١٩٠٦ـ١٩٠٧ در آستاراخان‌ انتشار یافت‌ و كم‌وبیش‌ دارای‌ همان‌ حال‌ و هوای‌ مرآت‌ بود (همانجا).

نخستین‌ مجله‌ فكری (ادبی‌ ـ اجتماعی‌ ـ سیاسی‌) تاتارهای‌ ولگا ـ اورال‌، العصرالجدید بود كه‌ كامل‌ مطیعی‌ تحفة‌اللّه‌ آن‌ را از ذیحجه‌ ١٣٢٣/ ژانویه‌ ١٩٠٦ به‌طور ماهانه‌ در اورالسك‌ منتشر كرد و در ذیحجه‌ ١٣٢٤/ ژانویه‌ ١٩٠٧، بر اثر تشدید فشار، تعطیل‌ شد (قانلی‌دره‌، ٢٠٠٥، ص‌ ٣٨). مجله‌ شورا نیز از ذیحجه‌ ١٣٢٥/ ژانویه‌ ١٩٠٨، با سرمایه‌ ذاكر و شاكر رمی‌یف‌، در اورنبورگ‌ انتشار یافت‌، اما در ربیع‌الا´خر ١٣٣٦/ ژانویه‌ ١٩١٨، و با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ بلشویكها، از انتشار بازماند. این‌ مجله‌ ٣٢ صفحه‌ای‌ هر پانزده‌ روز یك‌بار و با مدیریت‌ رضاالدین‌ فخرالدین‌ * (متوفی‌ ١٣١٥ ش‌/ ١٩٣٦)، عالم‌ و متفكر متجدد برجسته‌ تاتار (رجوع کنید به ماراش‌، ص‌ ٨٩ ٩١؛
طوغان‌، ص‌ ٥٧)، و همكاری‌ نزدیك‌ فاتح‌ كریموف‌ و نویسندگانی‌ چون‌ موسی‌ جاراللّه‌، برهان‌ شرف‌ (رجوع کنید به دولت‌، ص‌ ١٧١) و هادی‌ اطلسی‌ (همانجا) منتشر می‌شد و یكی‌ از موفق‌ترین‌ و پرخواننده‌ترین‌ مجلات‌ تاتارهای‌ منطقه‌ ولگا ـ اورال‌ بود، چنانكه‌ چاپ‌ شدن‌ مطلبی‌ در آن‌ مایه‌ افتخار نویسنده‌ آن‌ به‌شمار می‌آمد. مقالات‌ دینی‌، ادبی‌، فلسفی‌، علمی‌، فنی‌، اخلاقی‌، تربیتی‌ و تاریخی آن‌، علاوه‌ بر تاتارستان‌، در مناطق‌ ترك‌نشین‌ دیگر، روسیه‌ و حتی‌ عثمانی‌ خوانندگانی‌ داشت‌. از جمله‌ علل‌ گستردگی‌ قلمرو آن‌، افزون‌ بر اهمیت‌ مقالاتش‌، به‌كارگیری‌ زبان‌ متمایل‌ به‌ تركی‌ عمومی‌، ضمن‌ حفظ‌ هویت‌ تاتاری‌، بود و گاهی‌ هم‌ مقالاتی‌ به‌ زبانهای‌ دیگر تركی‌ در آن‌ درج‌ می‌گردید (همانجا). در مقاله‌ای‌ كه‌ در شماره‌ ٣ ربیع‌الاول‌ ١٣٣١/ ١٠ فوریه‌ ١٩١٣ روزنامه‌ طنین‌ ، چاپ‌ استانبول‌، درج‌ گردیده‌، از مجله‌ شورا به‌عنوان‌ مجله‌ مفید كم‌نظیری‌ سخن‌ رفته‌ است‌ (ن‌. كریموف‌، ص‌ ٣٣١). افزون‌ بر مقالات‌ تألیفی‌، به‌ویژه‌ سلسله‌ مقالات‌ تحقیقی‌ خود رضاالدین‌ در باره‌ متفكران‌ و علمای‌ اسلامی‌ ترك‌، ترجمه‌هایی‌ از مطبوعات‌ گوناگون‌، به‌ویژه‌ مطبوعات‌ عربی‌زبانی‌ چون‌ عروة‌الوثقی‌* و المنار و اللواء ، در آن‌ به‌چاپ‌ می‌رسید (قانلی‌دره‌، ٢٠٠٥، ص‌ ٣٤). سروده‌های‌ ذاكر رمی‌یف‌ نیز در آن‌ طبع‌ می‌گردید (طوغان‌، ص‌ ٥٨).

در شهر اورنبورگ‌، از ١٣٢٤ تا ١٣٣٦/ ١٩٠٦ـ ١٩١٨ مجله‌ دیگری‌ منتشر شد كه‌ نامش‌ ابتدا دنیا و معیشت‌ بود و سپس‌ به‌ دین‌ و معیشت‌ تغییر كرد و از نظر مشی‌ در نقطه‌ مقابل‌ مجله‌ شورا قرار داشت‌ ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٣٨٤). این‌ مجله‌ منعكس‌كننده‌ دیدگاه‌ علمای‌ سنّتی‌ بود و بیشتر نویسندگانش‌ از علمای‌ قدیمی‌ بودند. در این‌ مجله‌، جدیدیها (رجوع کنید بهجدیدها * ، نهضت‌)، «جوانان‌»، «معلمان‌ بی‌دین‌»، «ترقی‌چیها»، و «فسادانگیزها به‌ بهانه‌ ترقی‌» نامیده‌ می‌شدند (قانلی‌دره‌، ٢٠٠٤، ص‌ ١٥٢). مجله‌ یاد شده‌ معمولاً با مطبوعات‌ تاتاری‌ طرفدار اصلاحات‌، همچون‌ شورا، الدین‌ و الادب، العصر الجدید و وقت‌ ، مناظراتی‌ داشت‌ (رجوع کنید به همو، ٢٠٠٥، ص‌ ٥٥ ٥٧، ٦٣؛
ماراش‌، ص‌ ٢٢ـ٢٣، ١٥٦، ١٨٢، ١٩١ـ١٩٣). الدین‌ و الادب‌ را عالمجان‌بارودی‌ * (متوفی‌١٣٠٠ش‌/١٩٢١؛
رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ ٦٣) از ١٣٢٤ تا ١٣٣٥/ ١٩٠٦ـ١٩١٧ به‌طور نامرتب‌ در قازان‌ منتشر می‌كرد (ماراش‌، ص‌ ٨٣ ٨٥).

از دیگر مطبوعات‌ معتبر منطقه‌ ولگا ـ اورال‌، مجله‌ ادبی‌ انتقادی‌ آنغ‌ (درك‌) بود كه‌ از ١٣٣٠ تا ١٣٣٦/ اواخر ١٩١٢ ـ اواسط‌ ١٩١٨، به‌مدیریت‌ احمدگری‌ حسنی‌ و با همكاری‌ قلمی‌ مورخانی‌ چون‌ عالمجان‌ ابراهیموف‌، هادی‌ اطلسی‌ و عزیز عبیدولّین‌، شاعرانی‌ چون‌ عبداللّه‌ توقای‌، فاتح‌ امیرخان‌، شیخ‌زاده‌بابچ‌ و مجید غفوری‌، كریم‌تنچورین‌ (نمایشنامه‌نویس‌) و برهان‌ شرف‌ (روزنامه‌نگار) با شمارگانی‌ بین‌ ٠٠٠ ، ٢ تا ٥٠٠ ، ٢ نسخه‌ منتشر می‌شد (دولت‌، ص‌ ١٧١ـ١٧٢).

از مجلات‌ فكاهی‌ و طنز نیز تاتارهای‌ ولگا ـ اورال‌ استقبال‌ می‌كردند. از ده‌ مجله‌ای‌ كه‌ در این‌ زمینه‌ منتشر گردید، این‌ مجلات‌ شایان‌ ذكرند: سارانچا ـ چیكیرتكه‌ (ملخ‌)، مجله‌ای‌ دو زبانه‌ و عمدتاً به‌ زبان‌ روسی‌ كه‌ از ٣٦ صفحه‌ آن‌ تنها ٦ صفحه‌اش‌ به‌ تاتاری‌ بود، این‌ مجله‌ در ١٣٢٤/ ١٩٠٦ در اورنبورگ‌ به‌چاپ‌ می‌رسید و در مجموع‌، فقط‌ پنج‌ شماره‌ از آن‌ منتشر شد (رجوع کنید به < دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ > ، ص‌ ٦٤٨)؛
چوقیچ‌ (چكش‌؛
رجوع کنید به همان‌، ص‌ ٦٥٢)، قاچیرگا (مرغ‌ نوروزی‌)، و یاز(بهار) كه‌ از ١٣٢٤ تا ١٣٢٨/ ١٩٠٦ـ١٩١٠، از اولی‌ ٧٨ شماره‌، از دومی‌ شش‌، و از سومی‌ فقط‌ دو شماره‌ انتشار یافت‌ و محل‌ نشر هر سه‌ شهر اورنبورگ‌ بود؛
یالت‌ ـ یولت (درخشش‌) كه‌ به‌ تعداد ١٢٣ شماره‌، از ١٣٢٨ تا ١٣٣٦/ ١٩١٠ـ ١٩١٨، در قازان‌ منتشر شد (رجوع کنید به همان‌، ص‌ ٦٨٤) و اثرگذارترین‌ مجله‌ فكاهی‌ و طنز این‌ منطقه‌ بود (رجوع کنید به دولت‌، ص‌ ١٧٤ـ١٧٥).

گذشته‌ از مجلات‌ مذكور، این‌ مجلات‌ اختصاصی‌ در منطقه‌ ولگا ـ اورال‌ منتشر می‌شدند: كودكان‌، مانند تربیۀ‌ اطفال‌ (رجوع کنید به> دایرة‌المعارف‌ تاتارستان‌ < ، ص‌ ٥٥٦)، آق‌یول‌ (راه‌ سفید؛
رجوع کنید به همان‌، ص‌ ١٩)، بالالار دنیاسی‌ (دنیای‌ كودكان‌؛
رجوع کنید به همان‌، ص‌٦٠)؛
جوانان‌، مانند یش‌ كوچ‌ (نیروی‌ جوان‌؛
رجوع کنید به همان‌، ص‌ ٦٨٩)، قیزیل‌ یشلر اوجاغی‌ (كانون‌ جوانان‌ سرخ‌)، قیزیل‌ شرق‌ یشلری‌ (جوانان‌ شرق‌ سرخ‌)؛
تعلیم‌ و تربیت‌، مانند تربیه، معارف‌، مكتب‌، معلم‌، اوقوتوجو (معلم‌)، خلق‌ معارفی‌ (معارف‌ خلق‌)؛
زنان‌، مانند سویوم‌ بیكه‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ ٥٥١)، آزاد خانم‌ (خانم‌ آزاد)، و شرق‌ قیزی‌ (دختر شرق‌؛
د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٣٨٢ـ٣٨٤).

در دهه‌ ١٣٧٠ ش‌/١٩٩٠، حدود دویست‌ نشریه‌ به‌ زبانهای‌ تاتاری‌، روسی‌ و چوواشی‌ در قازان‌ منتشر می‌شد كه‌ برخی‌ از آنها عبارت‌ بودند از: شهر قزان‌ ، وطنیم‌ تاتارستان‌ (وطنم‌ تاتارستان‌)، رسپوبلیكا تاتارستان‌(جمهوری‌ تاتارستان‌)، معارف‌ ، میراث‌ و ایدیل‌ (د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ ٢٥، ص‌ ١٣٦).

٢) تاتاری‌ كریمه‌. در میان‌ جراید تاتارهای‌ كریمه‌، ترجمان‌ احوال‌ زمان پروودچیك‌ (كه‌ با عنوان‌ اختصاری‌ ترجمان‌ شناخته‌ می‌شد) از حیث‌ طول‌ مدت‌ انتشار، رهبری‌ جریان‌ جدیدیه‌، گستردگی‌ توزیع‌، و كثرت‌ شمارگان‌، در بین‌ جراید مسلمان‌ روسیه‌ ممتاز و یگانه‌ بود. گاسپرالی‌، مؤسس‌ آن‌، در ١٢٩٩/١٨٨٢ اجازه‌ نشر این‌ روزنامه‌ دو زبانه‌ را از وزارت‌ امور داخله‌ روسیه‌ دریافت‌ كرد (گاسپرالی‌، مقدمه‌ آق‌پینار، ص‌ ٢١ـ ٢٢). بنا بر مفاد این‌ اجازه‌، انتشار روزنامه‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌، به‌ داشتن‌ ضمیمه‌ای‌ به‌ زبان‌ روسی‌ مشروط‌ بود كه‌ در واقع‌، ترجمه‌ روسی‌ نسخه‌ تاتاری‌ و وسیله‌ نظارت‌ بر مطالب‌ مندرج‌ در آن‌ بود (خالد، ص‌ ٢٣٦؛
سارای‌، ص‌ ٢٣). گاسپرالی‌، پیش‌ از انتشار ترجمان‌ ، برای‌ روزنامه‌ روسی‌ زبان‌ تاوریدا (چاپ‌ در سیمفروپل‌ ١٢٩٨/ ١٨٨١) مقاله‌ می‌نوشت‌ (دولت‌، ص‌ ١٨). وی‌ مجموعه‌های‌ چهار یا هشت‌ صفحه‌ای‌ روزنامه‌گونه‌ای‌ به‌ زبان‌ تاتاری‌ نیز انتشار داده‌ بود كه‌ نخستین‌ تجاربش‌ در زمینه‌ روزنامه‌نگاری‌ به‌شمار می‌آمد. نخستین‌ مجموعه‌ از مجموعه‌های‌ مورد بحث‌، كه‌ تونغوچ‌ (فرزند ارشد) نام‌ دارد، در صفر ١٢٩٨/ ژانویه‌ ١٨٨١ در پانصد نسخه‌ چاپ‌ سنگی‌ شد و در جمادی‌الا´خره‌/ مه‌ همان‌ سال‌، در چاپخانه‌ نشریه‌ ضیای‌ قافقاسیه‌ در تفلیس‌، چاپ‌ حروفی‌ شد. مجموعه‌های‌ دیگر، به‌ نام‌ شفق‌، قمر، آی‌ (ماه‌)، ییلدیز (ستاره‌)، گونَش‌ (آفتاب‌)، حقیقت، و لاطائل، تا زمانی‌ كه‌ به‌ علت‌ نداشتن‌ اجازه‌ نشر از انتشارشان‌ جلوگیری‌ می‌شد، هرچند گاه‌ منتشر می‌گردیدند (گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ ١٣ـ ١٨).

نخستین‌ شماره‌ ترجمان‌، كه‌ در دو صفحه‌ بود، در جمادی‌الا´خره‌ ١٣٠٠/ آوریل‌ ١٨٨٣ در شهر باغچه‌سرای‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ ٢٢). این‌ نشریه‌، كه‌ ابتدا هفتگی‌ بود، از ١٣٢١/١٩٠٣ دو یا سه‌ بار در هفته‌ و از ١٣٣٠/ ١٩١٢ به‌ بعد، روزانه‌ انتشار می‌یافت‌ (د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٣٨٨). مطالب‌ هر شماره‌ روزنامه‌، نخست‌ برای‌ بررسی‌ به‌ پترزبورگ‌ فرستاده‌ می‌شد و پس‌ از تأیید، چاپ‌ می‌گردید. از ذیحجه‌ ١٣٠١/ سپتامبر ١٨٨٤ وظیفه‌ بررسی‌ و ممیزی‌ آن‌ به‌ الیاس‌ ایلیچ‌ كازاز سپرده‌ شد كه‌ مفتش‌ دارالمعلمین‌ سیمفروپل‌ و مؤلف‌ چند كتاب‌ درسی‌ برای‌ مدارس‌ تاتاری‌ كریمه‌ بود (گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ ٢٨). وی‌ تا انقلاب‌ ١٩٠٥/ ١٣٢٣ این‌ وظیفه‌ را داشت‌ و از شوال‌ ١٣٢٣/ دسامبر ١٩٠٥، ترجمان‌ بدون‌ ممیزی‌ و ضمیمه‌ روسی‌، انتشار یافت‌ (همان‌، ص‌ ٢٨ـ٢٩؛
عینی‌، ص‌ ٨٠١). گاسپرالی‌ با انتشار ترجمان‌ ــ كه‌ به‌قولی‌ همراه‌ افراد خانواده‌اش‌ نویسندگی‌، حروفچینی‌ و توزیع‌ آن‌ را انجام‌ می‌داد و برای‌ عرضه‌ آن‌ و جلب‌ خواننده‌ از كریمه‌ تا قازان‌ و قفقاز و آسیای‌ مركزی‌ سفر می‌كرد (رجوع کنید به گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ ٢٧) می‌كوشید مسلمانان‌ سراسر روسیه‌ را، كه‌ غالباً به‌ زبانهای‌ مختلف‌ تركی‌ سخن‌ می‌گفتند، از دنیای‌ نو و هویت‌ خودشان‌ آگاه‌ كند و زمینه‌ فرهنگی‌ لازم‌ را برای‌ اتحاد و ترقی‌ آنان‌ فراهم‌ آورد؛
از این‌رو، ضمن‌ دادن‌ شعار «اتحاد در زبان‌، فكر و عمل‌» كه‌ از ذیقعده‌ ١٣٣٠/ اكتبر ١٩١٢ بر سرلوحه‌ آن‌ افزوده‌ شد (همان‌، ص‌ ٢٩)، از همان‌ سالهای‌ نخست‌ انتشار، از ایجاد زبان‌ ادبی‌ مشترك‌ جدیدی‌، كه‌ برای‌ همه‌ ترك‌زبانان‌ مفهوم‌ باشد، دفاع‌ می‌كرد (رجوع کنید به شیسلر، ص‌ ١٦٧، ٢٠٥). این‌ زبان‌ كه‌ می‌بایست‌ برای‌ اقوام‌ گوناگون‌ ترك‌، از شبه‌جزیره‌ بالكان‌ تا چین‌، مفهوم‌ می‌بود، در ترجمان‌ شكل‌ گرفت‌. این‌ زبان‌ ــ كه‌ مبتنی‌ بر تركی‌ استانبولی‌ و تصفیه‌ شده‌ از عناصر فراوان‌ عربی‌ و فارسی‌ بود، و در قالب‌ جملات‌ كوتاه‌ و ساده‌ ارائه‌ می‌شد برای‌ افراد تحصیل‌كرده‌ در بیشتر سرزمینهای‌ ترك‌نشین‌ نامفهوم‌ بود و تنها خوانندگان‌ ترك‌ اغوز كریمه‌ و آذربایجان‌، كه‌ سواد متوسط‌ داشتند، آن‌ را به‌آسانی‌ در می‌یافتند (فیشر، ص‌ ١٠٣). تاتارهای‌ ولگا آن‌ را به‌زحمت‌ می‌فهمیدند و بسیاری‌ از تركان‌ شرقی‌ و شمالی‌ آن‌ را دشوار می‌یافتند (اشوینتوخوفسكی‌، ١٩٩٥، ص‌ ٣٣؛
همو، ١٩٨٥، ص‌ ٥١). اگرچه‌ گاسپرالی‌، برای‌ در امان‌ ماندن‌ از ممیزی‌، سعی‌ در بیان‌ پوشیده‌ افكار و اهداف‌ خود داشت‌، گزارش‌ ایلمینسكی‌ به‌ مقامات‌ تزاری‌ حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ از همان‌ اوایل‌ انتشار ترجمان‌ متوجه‌ شده‌ بوده‌ كه‌ گاسپرالی‌ قصد دارد «زبان‌ عثمانی‌ را زبان‌ مشترك‌ كلیه‌ مسلمانان‌ ترك‌تبار بكند» (رجوع کنید به دولت‌، ص‌٢٠ـ٢١). از پژوهندگان‌ جدید، لاندو انتشار ترجمان‌ را نخستین‌ حادثه‌ مهم‌ تاریخ‌ پان‌تركیسم‌ دانسته‌ و بر آن‌ است‌ كه‌ اندیشه‌ وحدت‌ تركها به‌واسطه‌ آن‌ در میان‌ اقلیتهای‌ ترك‌تبار روسیه‌ گسترش‌ پیدا كرد (رجوع کنید به ص‌١٠).

ترجمان‌ به‌تدریج‌ یكی‌ از پرطرفدارترین‌ جراید جهان‌ اسلام‌ شد (بنیگسن‌ و براكس‌آپ‌ ، ص‌ ١٥٤؛
خالد، ص‌ ١٣٤). این‌ روزنامه‌ در ١٣٠٢/ ١٨٨٥ در حدود هزار مشترك‌ داشت‌، كه‌ از آن‌ میان‌ سیصد نفر در كریمه‌ و سیصد نفر از مسلمانان‌ منطقه‌ ولگا بودند. شمار مشتركان‌ آن‌ در ١٣٢٥/١٩٠٧ به‌ پنج‌هزار تن‌ ارتقا یافت‌. در ١٣٣٠/١٩١٢، این‌ روزنامه‌ نه‌ تنها در امپراتوری‌ روسیه‌، بلكه‌ در استانبول‌، قاهره‌، كاشغر و هندوستان‌ نیز خواننده‌ داشت‌ (فیشر، ص‌ ١٠٣؛
دولت‌، ص‌ ١٨٩). شیسلر آن‌ را مؤثرترین‌ روزنامه‌ در میان‌ جرایدِ منتشر شده‌ در میان‌ تركان‌ به‌ شمار آورده‌ است‌ (ص‌ ١٦٧، ٢٠٥) و بنا به‌ نظر بنیگسن‌ و براكس‌آپ‌، حلقه‌ رابط‌ مسلمانان‌ روسیه‌ با دیگر نقاط‌ دارالاسلام‌ بود (ص‌ ١٥٥).

اخباری‌ از ترجمان‌ در بعضی‌ از جراید ایران‌، همچون‌ روزنامه‌ ناصری‌ (س‌ ٤، ش‌ ٤ [٢٠ ذیقعده‌ ١٣١٤ (، ص‌ ٥ ٦) و عدالت‌ (س‌ ٢، ش‌ ٣١ ) ٢٣ ذیقعده‌ ١٣٢٤ ] )، هر دو چاپ‌ تبریز، نقل‌ می‌شد. میرزاحسن‌ رشدیه‌ * نیز دو مطلب‌ ترجمان‌ را ترجمه‌ كرد كه‌ در شماره‌ ٣٤١ (٢٣ رمضان‌ ١٣٢٢/ اول‌ دسامبر ١٩٠٤) روزنامه‌ تربیت‌ ذكاءالملك‌ به‌چاپ‌ رسید.

انتشار ترجمان‌ در قفقاز جنوبی‌، بر گرایش‌ مطبوعات‌ مسلمانان‌ این‌ منطقه‌ به‌ زبان‌ تركی‌ عثمانی‌ تأثیر بارزی‌ نهاد. حسن‌بیگ‌ زردابی‌، ناشر اكینچی‌ (نخستین‌ روزنامه‌ تركی‌زبان‌ مستقل‌ مسلمانان‌ روسیه‌)، از این‌ جریان‌ به‌ سبب‌ تصنعی‌ كردن‌ زبان‌، انتقاد كرده‌ است‌ (اشوینتوخوفسكی‌، ١٩٩٥، ص‌ ٣٣؛
همو، ١٩٨٥، ص‌ ٥١). شیسلر (ص‌ ١٦٨) از كمك‌ مالی‌ حاجی‌ زین‌العابدین‌ تقی‌یف‌ برای‌ انتشار ترجمان‌ ، سخن‌ گفته‌ و از آقچورا نقل‌ كرده‌ كه‌ تقی‌یف‌ پیرو گاسپرالی‌ بوده‌ است‌.

از تأثیر مطبوعات‌ تاتاری‌، به‌ویژه‌ ترجمان‌ ، بر نهضت‌ جدیدها و روزنامه‌نگاری‌ و ادبیات‌ و مسائل‌ روشنفكری‌ در آسیای‌ مركزی‌ نشانه‌هایی‌ در دست‌ است‌. ادیب‌ خالد، با اشاره‌ به‌ این‌ نكته‌ كه‌ در ١٣٠٢/ ١٨٨٥ ترجمان‌ دویست‌ خواننده‌ در آسیای‌ مركزی‌ داشته‌، بر انعكاس‌ تأثیر آن‌ بر روشنفكران‌ و جدیدیهای‌ برجسته‌ آن‌ خطه‌ تأكید كرده‌ است‌ (ص‌ ٩٠، ١٢١). وی‌ از تأثیر این‌ روزنامه‌ بر شخصیتهای‌ سیاسی‌ و ادبی‌ آسیای‌ مركزی‌، همچون‌ محمود خواجه‌ بهبودی‌ (ص‌٨٠)، عبداللّه‌ اولانی‌ ؛
ص‌ ٩٦) و حمزه‌ حكیم‌زاده‌ نیازی‌ * (متوفی‌ ١٣٠٨ ش‌/ ١٩٢٩؛
ص‌٩٧)، سخن‌ گفته‌ است‌. صدرالدین‌ عینی‌ * ، می‌نویسد هنگامی‌ كه‌ در مدرسه‌ای‌ در بخارا تحصیل‌ می‌كرده‌ (اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ اواخر قرن‌ نوزدهم‌)، روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ ترجمان‌ را دیده‌ كه‌ چون‌ خود به‌ زبان‌ تاتاری‌ كریمه‌ آشنایی‌ نداشته‌، آن‌ را به‌كمك‌ یكی‌ از همدرسانش‌ خوانده‌ است‌ (رجوع کنید به عینی‌، ص‌ ٣٦٩ـ٣٧٠).

در كنار ترجمان‌ سه‌ مجله‌ نیز، كه‌ به‌نوعی‌ وابسته‌ به‌ آن‌ بودند، انتشار یافتند: ١) مجله‌ مصور عالم‌ نسوان‌ كه‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ و حقوق‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ آنان‌ و مسائل‌ خانوادگی‌ می‌پرداخت‌. این‌ مجله‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ ١٣٢٥ـ ١٣٢٨/ ١٩٠٧ـ١٩١٠ به‌ مدیریت‌ شفیقه‌خانم‌، دختر گاسپرالی‌، منتشر می‌شد (گاسپرالی‌، مقدمه‌ آق‌پینار، ص‌ ٣٦)، نخستین‌ مجله‌ زنان‌ در بین‌ مسلمانان‌ روسیه‌ بود ( د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ ١٣، ص‌ ٣٩٣)؛
٢) مجله‌ عالم‌ صبیان‌ كه‌ نخستین‌ مجله‌ كودكان‌ در میان‌ مسلمانان‌ روسیه‌ بود و از ١٣٢٤ تا ١٣٣٣/ ١٩٠٦ـ ١٩١٥ هر پانزده‌ روز یك‌ بار انتشار می‌یافت‌؛
٣) مجله‌ ها!ها!ها! ، نخستین‌ مجله‌ فكاهی‌ در كریمه‌، كه‌ به‌همت‌ گاسپرالی‌ منتشر می‌گردید و با درج‌ طنزهای‌ تصویری‌ (كاریكاتور) و مطالب‌ منثور و منظوم‌ فكاهی‌ و طنز، قدیمیان‌ محافظه‌كار را به‌ سخره‌ می‌گرفت‌ (دولت‌، ص‌ ١٩١). ظاهراً از این‌ مجله‌ بیش‌ از پنج‌ شماره‌، در ١٣٢٤/١٩٠٦، منتشر نشده‌ است‌ (گاسپرالی‌، همانجا).

گاسپرالی‌ روزنامه‌ای‌ نیز به‌نام‌ ملت‌ در ١٣٢٤/١٩٠٦ منتشر كرد. وی‌ در مقابل‌ روزنامه‌ وطنْ خادمی‌ (خادم‌ وطن‌)، كه‌ ناشر افكار سازمان‌ گنج‌ تاتارلر (تاتارهای‌ جوان‌) بود، ملت‌ را منتشر كرد. شعار روزنامه‌ وطن‌ خادمی‌ ، «حب‌الوطن‌ من‌ الایمان‌» بود (فیشر، ص‌ ١٠٦). گنج‌ تاتارلر متشكل‌ بود از گروهی‌ از جوانان‌ روشنفكر تاتار كریمه‌ كه‌ برخی‌ شیوه‌های‌ مبارزاتی‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ روس‌ را پذیرفته‌ و به‌ حكومت‌ تزاری‌ اعلان‌ جنگ‌ داده‌ بودند و گاسپرالی‌ را متهم‌ به‌ محافظه‌كاری‌ می‌كردند (رجوع کنید به همان‌، ص‌ ١٠٥؛
گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ ٣٤؛
د.ا.د.ترك‌ ، ج‌ ٢٥، ص‌ ٤٥٩). شعار روزنامه‌ ملت‌ بعدها «اتحاد در زبان‌، فكر و عمل‌» شد. گفتنی‌ است‌ كه‌ حسن‌ صبری‌ عیوضوف‌ (متوفی‌ ١٣١٥ ش‌/ ١٩٣٦)، كه‌ سردبیر وطن‌ خادمی‌ بود، در ١٣٢٦/١٩٠٨ از آن‌ كناره‌گیری‌ كرد و سردبیر ملت‌ شد. ملت‌ در ١٣٢٨/١٩١٠ توقیف‌ گردید (رجوع کنید به دولت‌، ص‌١٨٩ـ ١٩٠)، ولی‌ همكاری‌ عیوضوف‌ با گاسپرالی‌ ادامه‌ یافت‌ و پس‌ از درگذشت‌ گاسپرالی‌ در ١٣٣٢/ ١٩١٤، وی‌ ترجمان‌ را تا ١٣٣٦/ ١٩١٨ منتشر كرد (همان‌، ص‌ ١٨٩؛
گاسپرالی‌، همان‌ مقدمه‌، ص‌ ٣٣ـ ٣٤). در ١٣٣٥/١٩١٧، روزنامه‌ ملت‌ چندی‌ نیز ناشر افكار كمیته‌ اجرایی‌ مسلمانان‌ كریمه‌ شد. قریم‌اوجاغی‌ (اجاق‌ كریمه‌) و گولوس‌ تاتار (صدای‌ تاتار)، كه‌ نسخه‌ روسی‌ ملت‌ بود، هر دو در ١٣٣٦/١٩١٨ منتشر شدند. ملت‌ایشی‌ (كار ملت‌) در ١٣٣٦/ ١٩١٨ و آل‌بایراق‌، كه‌ ناشر افكار سوسیالیستهای‌ ملی‌گرای‌ تاتار بود، ظاهراً در همان‌ سال‌ انتشار یافت‌. ینی‌دنیا (دنیای‌ نو) كه‌ ابتدا، از طرف‌ كمیسری‌ امور مسلمانان‌، در مسكو منتشر می‌شد، به‌ كریمه‌ منتقل‌ گردید. قریم‌ مسلمانلاری‌ صداسی‌ (صدای‌ مسلمانان‌ كریمه‌) در ١٣٣٨/١٩٢٠ و یاش‌قوت‌ (نیروی‌ جوان‌) در ١٣٠١ ش‌/١٩٢٢ انتشار یافتند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌٣٨٨).


منابع‌:
(١) آلكساندر بنیگسن‌ و ماری‌ براكس‌آپ‌، مسلمانان‌ شوروی‌: گذشته‌، حال‌ و آینده‌ ، ترجمه‌ كاوه‌ بیات‌، تهران‌ ١٣٧٠ ش‌؛
(٢) ناصرالدین‌ پروین‌، تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ ایرانیان‌ و دیگر پارسی‌نویسان‌ ، ج‌ ١، تهران‌ ١٣٧٧ ش‌؛
(٣) احمد تدین‌ و شهین‌ احمدی‌، فرهنگ‌ تاریخ‌ ، تهران‌ ١٣٦٩ ش‌؛
(٤) عبدالهادی‌ حائری‌، «مفهوم‌ نوین‌ آزادیهای‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ در نوشته‌های‌ پارسی‌ آسیای‌ میانه‌»، فصلنامه‌ مطالعات‌ تاریخی‌ ، سال‌ ١، ش‌ ٣ (پاییز ١٣٦٨)؛
(٥) رحیم‌ رئیس‌نیا، «گذری‌ بر اندیشه‌ها و آثار عباسقلی‌ آقاقدسی‌ (باكیخانوف‌)»، تاریخ‌ روابط‌ خارجی‌ ، سال‌ ٣، ش‌ ١٢ (پاییز ١٣٨١)؛
(٦) دوران‌ عاشورف‌، فرهنگ‌ روزنامه‌ها و مجله‌های‌ تاجیكستان‌ ، دوشنبه‌ ١٩٩٩؛
(٧) صدرالدین‌ عینی‌، یادداشت‌ها ، چاپ‌ سعیدی‌ سیرجانی‌، تهران‌ ١٣٦٢ ش‌؛
(٨) كستنكوكاپیتان‌ اتاماژور، شرح‌ آسیای‌ مركزی‌ و انتشار سیویلیزاسیون‌ روسی‌ در آن‌ با نقشه‌ ممالك‌ آسیای‌ مركزی‌ ، ترجمه‌ ماردروس‌ داود خانف‌، به‌ اهتمام‌ مؤتمن‌السلطان‌ صنیع‌الدوله‌، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ١٣٨٣ ش‌؛


(٩) Nazim Akhundov, Sanadlarin diliila , Baku ١٩٨٠;
(١٠) Azarbayjan tarikhi , ed. Suleyman Alyarli, Baku ١٩٩٦;
(١١) Abdullah Battal-Taymas, Kazan Turkleri: Turk tarihinin hazln yapraklari, Ankara ١٩٨٨;
(١٢) Alexandre Bennigsen and Chantal Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russie avant ١٩٢٠, Paris ١٩٦٤;
(١٣) Nadir Devlet, Rusya turklerinin milli mucadele tarihi: ١٩٠٥-١٩١٧ , Ankara ١٩٩٠;
(١٤) EI ٢ , s.v. "Djarida. IV: Muslim press of Russia and the Soviet Union" (by Ch. Quelquejay);
(١٥) Ensiklopediyayi Savetii Tajik , Dushanbe ١٩٧٨-١٩٨٨;
(١٦) Alan Fisher, The Crimean Tatars , Stanford, Calif, ١٩٨٧;
(١٧) Ismail Gasprali, Secilmis eserleri , ed. y. Akpinar, Istanbul ٢٠٠٤;
(١٨) Great Soviet encyclopedia , New York ١٩٧٣-١٩٨٣, s. v. "Caucasian War of ١٨١٧-٦٤" (by A. G. Kavtaradze) ;
(١٩) IA , s. v. "Matbuat. II: Tukler" (by R. Rahmeti Arat) ;
(٢٠) Ahmet Kanlidere, Kadimle cedid araslnda Musa Carullah, hayatl, eserleri, fikirleri , Istanbul ٢٠٠٥;
(٢١) idem, "Sovet ve turk tarih yazicilignda Rusya musulmanlarinin dusunce tarihi", Turkiye arastlrmalarl literatur dergisi , vol.٢, no.١ (٢٠٠٤);
(٢٢) N. Karimov, "XX asr bashlaridagi tarikhi vaziiat va jadidchilik harakatining vujudga kelishi", in Jadidchilik: islahat, yanqilanish, mustaqillik va taraqqyat uchun kurash , ed. D. A. Alimova et al ., Tashkant, Tashkant University, ١٩٩٩;
(٢٣) Fatih Kerimov, Istanbul mektuplari, Istanbul ٢٠٠١;
(٢٤) Adeeb Khalid, The politics of Muslim cultural reform: Jadidism in Central Asia , Berkeley ١٩٩٨;
(٢٥) M. Jacob Landau, Pan- Turkism: from irredentism to cooperation , London ١٩٩٥;
(٢٦) Ibrahim Maras, Turdunyaslnda dini yenilesme: ١٨٥٠-١٩١٧ , Istanbul ٢٠٠٢;
(٢٧) Mehmed Saray, Gasplrali Ismail bey'den Ataturk'e Turk dunyaslnda dil ve Kultur birligi , Istanbul ٢٠٠٣;
(٢٨) Holly Shissler, Iki imparatorluk araslnda Ahmet Agaoglu ve yeni Turkiye , tr. Taciserulas Belge, Istanbul ٢٠٠٥;
(٢٩) Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: a borderland in transition , New York ١٩٩٥;
(٣٠) idem, Russian Azarbaijan, ١٩٠٥-١٩٢٠: the shaping of national identity in a Muslim community , Cambridge ١٩٨٥;
(٣١) Tatarskiy Ensiklopedicheskiy slovar , ed. M. H. Hasanov, Kazan ١٩٩٩ ;
(٣٢) Ahmed Zeki Velidi Togan, Hatiralarim , Istanbul ١٩٦٩;
(٣٣) TDVI A , s. vv. "Balkan savasi " (by Cevdet Kucuk), "Gaspirali, Ismail Bey" (by Hakan Kiriml), "Kayyum Nasiri" (by Ismail Turkoglu-Ibrahim Maras), "Kazan" (by Isamil Turkoglu), "Kirim. Rus idaresi donemi" (by Hakan Kirimli);
(٣٤) Uzbek Savet Ensiklopediyasl, Tashkent ١٩٧١- ١٩٨٠.

/ رحیم‌ رئیس‌نیا /

تصاویر این مدخل:
ترکستان ولایتی نینگ گزیتی (ش٢٨، ١٥ آوریل ١٩١٢)
نخستین شماره ترجمان (جمادی الآخره ١٣٠٠/آوریل ١٨٨٣) منبع: A.Bennigsen & Ch.Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russic avant ١٩٢٠, paris ١٩٦٤,p.٣٨