دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٨٧
جراید مسلمانان روسیه و تاتارستان ، جراید در بین مسلمانان روسیه دیرتر از كشورهای اسلامی منتشر شد و سبب اصلی آن، مخالفت مقامات روسی با جنبشهای احیای فرهنگی در میان اتباع غیرروس امپراتوری تزاری بود، چنان كه اقدامات زاپولسكی، استاد دانشگاه قازان، در ١٢٢٣/ ١٨٠٨ برای انتشار هفتهنامهای دوزبانه (روسی ـ تاتاری) بهعلت كارشكنیهایی به نتیجه نرسید ( د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل .IV "Djari da). حكومت نظامی تازه مستقر شده روسیه، روزنامه هفتگی رسمی < اخبار تفلیس > را در ذیحجه ١٢٤٣/ ژوئن ١٨٢٨، چند ماه پس از انعقاد عهدنامه تركمان چای * (٥ شعبان ١٢٤٣)، در قفقاز جنوبی منتشر كرد. سردبیر آن پ.س. سانكوفسكی (متوفی ١٨٣٢/ ١٢٤٧)، از دوستان پوشكین، شاعر و نویسنده نامدار روس، بود. پس از انتشار این روزنامه، حكومت روسیه به این نتیجه رسید كه، برای ایجاد ارتباط با مردم منطقه، ضمیمههایی به زبانهای محلی برای همان روزنامه منتشر سازد. نخست ضمیمه گرجی منتشر شد و پس از تأسیس چاپخانهای كه حروف فارسی و عربی داشت در جمادیالا´خره ١٢٤٤/ دسامبر ١٨٢٨ در تفلیس، ضمیمهای نیز به زبان فارسی در ١٢٤٥/١٨٢٩ منتشر گردید (آخوندوف ، ص ٤، ٨).
دلیل انتشار دومین ضمیمه به فارسی، این بود كه از صدها سال پیش از استیلای روسیه بر قفقاز و چندین دهه پس از آن، زبان فارسی زبان فرهنگی و مذهبی اقوام مسلمان قفقاز به شمار میرفت و از همینرو، از میان انبوه زبانهای متداول در میان مسلمانان امپراتوری تزاری، فارسی انتخاب شد (پروین، ج ١، ص ٣٢٦). روزن ــ كه از ربیعالا´خر ١٢٤٧/ سپتامبر ١٨٣١ به فرماندهی كل قوای قفقاز منصوب گردیده بود (< دایرةالمعارف بزرگ شوروی >، ج ١١، ص ٢٠٢ـ٢٠٣) در نامهای به وزارت معارف روسیه (در اواسط ١٢٤٧/ پایان ١٨٣١)، نوشت كه بر اساس دستور سَلَف خودش، ژنرال پاسكویچ ، ضمیمه < اخبار تفلیس> بهزبان فارسی منتشر میشود، اما بهتر است این ضمیمه بهزبان تاتاری (تركی آذربایجانی) منتشر گردد. ظاهراً به علت همین پیشنهاد، ضمیمه تركی آذربایجانی به نام <اخبار تاتار > در ١٢٤٨/١٨٣٢ جانشین ضمیمه فارسی شد (آخوندوف، ص ٦ـ٧). عباسقلیآقا قدسی، معروف به باكیخانوف (متوفی ١٢٦٣/ ١٨٤٧)، كه در آن سالها مترجم زبانهای شرقی در دفترخانه فرمانداری كل قفقاز بود (رئیسنیا، ص ١٩١)، ضمن همكاری با < اخبار تفلیس > (آخوندوف، ص ١٧)، به انتشار ضمیمه تركی آذربایجانی نیز كمك میكرد (همان، ص ٥) و حتی به احتمالی سردبیر آن بود (رجوع کنید به < تاریخ آذربایجان > ، ص ٧٥٩). در پرونده همین ضمیمهها، نامهای از میرزا بزك (مباشر امور سفارت و كنسولگری روسیه) به دفترخانه دیپلماتیك، به تاریخ رمضان ١٢٤٦/ مارس ١٨٣١، وجود دارد كه در آن پیشنهاد شده است نسخهای از < اخبار تفلیس > به طور مرتب برای محمدخان زنگنه، رئیس قشون و پیشكار و والی آذربایجان در زمان سلطنت فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار، فرستاده شود، زیرا وی شاه را با مطالب و مضامین آن آشنا خواهد كرد (آخوندوف، ص ٥).
هیئتی نظامی تمام مطالب این روزنامه و ضمیمههای آن را ــ كه غالباً ترجمه مطالب و مقالات مندرج در اصل روزنامه بود تهیه و بررسی و ممیزی میكرد. این مطالب مشتمل بود بر: اخبار عطایای تزاری به مسلمانان ماورای قفقاز، امریهها و ابلاغها، اعلانهای مربوط به ولایت قفقاز، اخبار داخلی و خارجی، اخبار و گزارشهای جنگی، و اخبار و اطلاعاتی كه قفقازیها، و بهویژه مسلمانانآن منطقه، را برای اخذ فرهنگ و تمدن اروپایی تشویق میكرد (همان، ص ٧، ٩). روزنامه < اخبار تفلیس > و ضمیمههایش اندكی پس از درگذشت سانكوفسكی، تعطیل شد (همان، ص ٨). باتوجه به مطالب این روزنامه و ضمیمههایش و ممیزی اعمال شده بر آنها، باید آن را نشریهای رسمی و دولتی قلمداد كرد ( < تاریخ آذربایجان> ، ص٧٦٠).
روزنامۀ < پیک ماورای قفقاز> هم، که در فاصلۀ سالهای ١٢٥٧ تا ١٢٦٢/١٨٤١- ١٨٤٦ به زبان تاتاری (تركی آذربایجانی) داشت كه در آن برخی اخبار حكومتی و نوشتههای اجتماعی و نیز اطلاعات تجاری درج میگردید؛ اما، این ضمیمه یك ورقی را، كه ناشیانه ترجمه و تدوین میشد، نمیتوان نشریهای معتبر بهشمار آورد (همانجا).
پس از تعطیل ضمیمههای < اخبار تفلیس > و حتی ورقه پیوستی < پیك ماورای قفقاز >، سالها در سراسر روسیه هیچ روزنامه و نشریهای به زبانهای مسلمانان آنجا منتشر نشد، تا آنكه روزنامه < اخبار تركستان > به زبان روسی، با ضمیمهای به نام تركستان ولایتی نینگگزیتی (روزنامه ولایتتركستان)، از طرف دفتر كنستانتین پتروویچ كاوفمان، فرماندار كل تركستان، و بهفرمان وی در ژوئیه ١٨٧٠/ ربیعالا´خر ١٢٨٧ در تاشكند منتشر شد ( د. اسلام ، همانجا؛ د. تاجیكی ، ج ٧، ص ٤٤٧). این ضمیمه هم دارای دو چاپ بود؛ یك هفته به زبان سارتی و هفته دیگر به زبان قزاقی انتشار مییافت. زبان سارتی از عناصر تركی و فارسی تشكیل شده كه البته عناصر تركی، بهویژه ازبكی، در آن غلبه دارد و زبان گروهی از جمعیت یكجانشین ماوراءالنهر است (خالد، ص١٩٩ـ ٢٠١؛ كستنكو، ص١٠٩ـ١١٠؛ گاسپرالی، ص٢٤٦، پانویس؛ د.تاجیكی ، ج ٦، ص٦٠٩). ضمیمه قزاقی چندان دوام نیاورد و پس از تعطیل شدن آن در ١٣٠٠/ ١٨٨٣، انتشار ضمیمه سارتی بهطور هفتگی ادامه یافت و تا انقلاب ١٩٠٥/ ١٣٢٣ روسیه، كه آغاز دوره نشر مطبوعات ملی در آسیای مركزی بهشمار میرود، تنها روزنامه بهزبان محلی در آنجا بود. سردبیر این ضمیمه ابتدا شاه مردان ابراهیموف، از تاتارهای اورنبورگ، بود كه بهعنوان مترجم در فرمانداریكل تركستان كار میكرد. هدف از انتشار این روزنامه، مانند روزنامههایرسمی منتشرشده در دیگر مناطق مسلماننشین روسیه، آن بود كه مضمون فرمانها و مقررات و اعلانها و نیز گزارشهای فتوحات جدید به اطلاع مأموران و قشرهایی از مردم محلی برسد. این مطالبِ رسمی خشك و خستهكننده، معمولاً با چاپ افسانههایی از هزار و یك شب و اخبار جسته و گریختهای از مطبوعات روسی تلطیف میشد. < روزنامهولایت تركستان > ، حتی از اوایل دهه ١٢٩٠/ اواسط دهه ١٨٧٠، درج نوشتههای خوانندگان و نیز چاپ اطلاعات مفیدی در باره جغرافیای جهان و دولتهای بزرگ، اختراعات جدید و معرفی جلوههای جهان نو را آغاز كرد. ابراهیموف، كه در ١٢٩٧/ ١٨٧٩ به اروپا سفر كرده بود، سفرنامه خود را در این نشریه به چاپ رساند و بدینترتیب، برای خوانندگان امكان آشنایی نسبی با تمدن و فرهنگ و زندگی اروپایی را فراهم آورد. خوانندگان هم معمولاً درباره نارساییهای محیط زندگیشان مینوشتند و مطالبشان هشداردهنده و بیدار كننده بود (خالد، ص ٨٥ ٨٦).
در ١٣٠٠/١٨٨٣، محمدحسنچانیشِف، بهجای ابراهیموف، سردبیر < روزنامه ولایت تركستان > شد كه او نیز در اواسط همین سال جای خود را به نیكلای پتروویچ آسترائوموف داد ( د. ازبكستان شوروی ، ج ١١، ص٣٧٠). آسترائوموف از شاگردان ایلمینسكی (رجوع کنید به جدیدها، نهضت * ) در دانشگاه قازان بود و از ١٢٩٤/ ١٨٧٧ بازرس مدارس و مدیر كالج معلمان تركستان و گیمنازیای (دبیرستان) تاشكند شده بود و با زبانهای عربی و تركی و نیز دین اسلام آشنایی داشت. او از مبلّغان مسیحی بود و انجیل را به زبان تركی جغتایی چاپ كرده بود (خالد، ص٨٧). < روزنامه ولایت تركستان > برای آسترائوموف ابزار پیشبرد اهداف سیاسیاش بود. از نظر او، بهتر بود كه مردم، بهجای آنكه در باره مسائل خویش در خفا بحث كنند، زیرنظر شخص او بحث نمایند (همان، ص ٨٨). وی تلاش میكرد نویسندگان تازهكار محلی را جلب و آنها را بهسویی هدایت كند كه میتوان آن را «روشنگری محتاطانه» و نظارت شده خواند (همانجا). او ارتباطات گستردهای با بسیاری از روشنفكران آسیای مركزی و خارج از آن داشت، چنانكه برخی از نوشتههای اولیه محمودخواجه بهبودی * ، از سران جدیدیه، را در این روزنامه منتشر میكرد (همان، ص٨٠) و مكاتبات دوستانهاش با اسماعیل گاسپرالی * / گاسپرینسكی ، رهبر جنبش جدیدیه ــ كه همزمان با انتصاب وی به سردبیری < روزنامه ولایت تركستان > انتشار روزنامه ترجمان را آغاز كرده بود سالها ادامه یافت (همان، ص ٨٩). سرانجام، جدیدیها اداره < روزنامه ولایت تركستان > را در اواسط مارس ١٩١٧، اندكی پس از وقوع انقلاب در روسیه، در دست گرفتند (همان، ص ٢٤٩). منوّرقاری، از جدیدیهای معروف آسیای مركزی، به سردبیری < روزنامه ولایت تركستان > ــ كه از آن پس نجات نامیده شد انتخاب گردید (همانجا). این جریده اگرچه ترجمان فرمانداری كل تركستان و ابزار پیشبرد سیاست استعماری حكومت تزاری بود، در ترویج تمدن و فرهنگ و صنایع و فنّاوری جدید و نیز ترجمه و انتشار و معرفی آثار نمایندگان ادبیات جدید روس، چون كریلوف ، پوشكین، گوگول، تورگنیف و تولستوی، نقش مهمی داشت ( د. ازبكستان شوروی ، همانجا).
ضمیمههای جراید روسی پیش گفته را، چون وابسته به جراید رسمی و حكومتی روسیه بودند و سردبیری و ویرایش و ممیزی آنها را كارگزاران دولتی روسیه برعهده داشتند، نمیتوان جراید مردم مسلمان مناطق مسلماننشین بهشمار آورد. جریدهنگاری در مناطق مسلماننشین روسیه، به سبب همانندی سیاست حاكمیت در آن نواحی و اوضاع كمابیش یكسان و تأثیر رویدادهای مهمی چون انقلابهای ١٩٠٥ـ١٩٠٧ و فوریه و اكتبر ١٩١٧ و حوادث پس از آن در سرنوشت نظام حاكم بر روسیه و مناسبات بین حاكمان و مردم، روی هم رفته مراحل مشابهی داشته است بدین قرار:
١) مرحله نخست، كه تا انقلاب ١٩٠٥/ ١٣٢٣ روسیه ادامه یافت و دوره خفقان و ركود بود. در این مرحله، علاوه بر جراید دولتی یاد شده، مسلمانان روسیه تنها هشت روزنامه غیروابسته شایان ذكر را منتشر كردند: پنج جریده اكینچی ، ضیاء ، ضیاء قافقاسیه ، كشكول ، شرق روس به زبان تركی آذربایجانی؛ ترجمان به زبان تاتاری كریمهای؛ دالاولایتی ، بهزبان قزاقی (قرقیزی) و نور بهزبان تاتاری قازانی ( د. اسلام ، همانجا).
٢) مرحله بین انقلاب مشروطه ١٩٠٥/ ١٣٢٣ تا انقلاب فوریه ١٩١٧/ جمادیالاولی ١٣٣٥. در این دوره، بهویژه پس از انتشار بیانیه اكتبر ١٩٠٥/ شعبان ١٣٢٣، كه به موجب آن برای همه مردم روسیه آزادی بیان و قلم و مطبوعات بهرسمیت شناخته شد، نشریات ادواری بسیاری با عقاید سیاسی مختلف، از محافظهكار دست راستی تا سوسیالیست دست چپی، منتشر شد. این دوره كوتاه اما آكنده از تحولات ــ كه رحمتیآرات آن را دوره ملی اجتماعی نامیده است (رجوع کنید به د.ا.ترك ، ج ٧، ص٣٨٠) بر مطبوعات روسیه و از جمله بر جراید مسلمانان آن منطقه تأثیر عمیق گذاشت (رجوع کنید به ادامه مقاله). بنا به برآوردی، در این دوره حدود ١٦٠ نشریه ادواری به زبانهای رایج در بین مسلمانان روسیه منتشر شده است: ٦٢ نشریه به تاتاری قازانی، ٦١ نشریه به تركی آذربایجانی، ٣ نشریه به فارسی (كه البته تنها یكی از آنها به طور كامل فارسی بود)، ١٧ نشریه به ازبكی، ٨ نشریه به قزاقی (قرقیزی)، ٦ نشریه به تاتاری كریمهای، ٢ نشریه به تركمنی، ٢ نشریه به عربی ( د. اسلام ، همانجا؛ عاشورف، ص ٢١ـ ٢٥). اما، با فروكش كردن موج انقلاب و تجدید حیات حاكمیت خودكامه تزاری و برقراری ممیزی، شمار مطبوعات رو به كاهش گذاشت و مطبوعاتی كه توقیف و تعطیل نشده بودند نیز، خواهناخواه، بیش از پیش احتیاط كردند و از سیاست دوری گزیدند (رجوع کنید به ادامه مقاله).
٣) مرحله پس از انقلاب فوریه ١٩١٧ و سرنگونی نظام تزاری. در این دوره، مطبوعات دیگری، كه نیرومندتر از مطبوعات پس از انقلاب ١٩٠٥ بود، رشد كرد و مطبوعاتِ «متعهد»، كه عقاید گروههای سیاسی گوناگون جامعه مسلمانان را منعكس میكردند، عموماً جای نشریههای ادواری اغلب غیرسیاسی را گرفتند. گروههای مذكور غالباً بهتدریج پس از انقلاب اكتبر، داوطلبانه یا بهاجبار، به كشمكشهای انقلاب و جنگهای داخلی كشیده شدند. طبق برآوردی، از جمادیالاولی ١٣٣٥ تا ربیعالا´خر ١٣٣٩/ فوریه ١٩١٧ ـ پایان ١٩٢٠، ٢٥٦ نشریه ادواری مسلمانان، در بیش از پنجاه شهر و روستای بزرگ روسیه، انتشار یافت كه ١٣٩ نشریه به تاتاری قازانی، ٣٩ نشریه به تركی آذربایجانی، ٣٧ نشریه به ازبكی، ٢١ نشریه به قزاقی و ٧ نشریه به تاتاری كریمهای بود ( د. اسلام ، همانجا). با پیروزی ارتش سرخ در جنگ داخلی و حاكم شدن نظام تكحزبی كمونیستی، مطبوعات ملی در سراسر روسیه تحت فشار قرار گرفتند. بنا بر فرمان استالین در ١٣٠٠ ش/ ١٩٢١، هیچ نشریه یا ترجمهای نباید پیش از تصویب هیئت مسئول چاپ میشد (حائری، ص ٣٣٥). بدینترتیب، مطبوعاتی به كار خود ادامه دادند كه سخنگوی كارگزاران محلی نظام حاكم شدند ( د.ا.ترك ، همانجا). در مطبوعات این دوره، كه با شمارگان زیاد منتشر میشدند، زبانهای ادبی جدید به كار رفت. استفاده از الفبای لاتینی (از ١٣٠٧ تا ١٣٠٩ ش/ ١٩٢٨ـ١٩٣٠) و سپس الفبای سیریلی (از ١٣١٧ تا ١٣١٩ ش/ ١٩٣٨ـ١٩٤٠) برای نوشتن به این زبانها اجباری شد و بنابراین، در دو دهه پس از استقرار حاكمیت شوروی، مطبوعاتی در سرزمینهای مسلماننشین روسیه شكل گرفت كه با مطبوعات دوره پیش از استقرار حاكمیت شوروی تفاوت بسیار داشت (رجوع کنید به د. اسلام ، همانجا).
جراید ملی و مستقل مناطق مسلماننشین روسیه در ادوار پیش از استقرار نظام شوروی و سالهای نخستین استقرار آن، از مغرب به مشرق، بدینقرار بودند:
١) تاتاری قازانی. نخستین بار، در ١٢٤٩/١٨٣٤ یكی از دانشجویان دانشكده زبانهای شرقی دانشگاه قازان برای انتشار جریدهای به نام بحرالاخبار به زبان تاتاری قازانی اقدام كرد، اما این اقدام و اقدامات بسیار دیگری كه بعدها صورت گرفت، با مخالفت اداره ممیزی حكومت تزاری، به نتیجهای نرسید (رجوع کنید بهد.ا.ترك ، همانجا).
در قازان، افزون بر نهادهای علمی چون فرهنگستان دوحوونی (تأسیس در حدود ١٢١٢/١٧٩٧) و دانشگاه قازان (تأسیس در ١٢١٩/١٨٠٤)، نهادهای فرهنگی و آموزشی دیگری (چون تئاتر، دانشسرا، دبیرستان دخترانه و كتابخانههای عمومی) كه بهتدریج از اوایل قرن سیزدهم/ اواخر قرن هجدهم تأسیس شدند، فضای فرهنگی مساعدی برای انتشار روزنامه و مجله پدید آوردند. نخستین چاپخانه با حروف عربی، بهنام آزیاتیسكی تیپوگرافی، در ١٢١٥/١٨٠٠ تأسیس شد. از دهه نخستین سده چهاردهم/ بیستم بهبعد، چاپخانههای دیگری نیز در قازان تأسیس گردید، از جمله ییلدیز، اخبار، الاصلاح، الدین و الادب، برادران كریموف، شرق، بیانالحق و ملت، كه غالباً هر كدام مخصوص چاپ روزنامه یا مجلهای بودند (د.ا.د.ترك ، ج٢٥، ص ١٣٥)؛ اما، با وجود زمینه فرهنگی مساعد، فشار سیاسی سالها مانع انتشار مطبوعات به زبان مردم مسلمان روسیه بود.
در آستانه وقوع انقلاب ١٩٠٥/ ١٣٢٣ روسیه، فقط یك روزنامه بهزبان تاتاری قازانی، آن هم در پترزبورگ انتشار یافت. روزنامه هفتگی نور ــ كه عطاءاللّه بایزیداُف، مفتی پترزبورگ، آن را در رجب ١٣٢٣/ سپتامبر ١٩٠٥، انتشار داد بهعلت محافظهكاری و پاسداری از حكومت تزاری و پاسخ ندادن به خواستهای روحانیان و طلاب و دانشجویان و بازرگانان و روشنفكران و نیز انتشار در شهری كه شمار قلیلی از تاتارها در آنجا پراكنده بودند، شمارگان كمی داشت و پس از انتشار چند شماره، تعطیل گردید (دولت ، ص ١٦٨). به نظر عبداللّه بَطال ــ تایماس، این روزنامه را كه نخستین جریده به زبان تاتاری قازانی است، نمیتوان نخستین روزنامه ملی آنان به شمار آورد، زیرا صاحب امتیازش از نظر اهداف و منافع ملی شخص معتمدی نبود و خود روزنامه هم مطالب مفیدی نداشت (ص ١٧٠). پس از تسلیم شدن تزار در برابر خواستهای انقلابیون، صدور بیانیه ١٧ اكتبر ١٩٠٥ و دادن وعده آزادیهای دموكراتیك از جمله آزادی بیان و قلم، تشكیل دومای دولتی (پارلمان) با صلاحیت قانونگذاری، و برقراری حكومت مشروطه، در سراسر روسیه و از جمله مناطق مسلماننشین آنجا، بهویژه قازان، مطبوعاتی با عقاید و مواضع سیاسی گوناگون منتشر شد ( د. اسلام ، همانجا). پس از اعلان بیانیه مذكور تا انقلاب ١٩١٧، دستكم ٦٢ نشریه بهزبان تاتاری قازانی منتشر گردید (همانجا) و تا ١٣٢٥/ پایان ١٩٠٧ در منطقه ولگا ـ اورال، در شهرهای قازان، آستاراخان (حاجیطرخان، هشترخان)، اورنبورگ، اوفا، اورالسك و نیز پترزبورگ، جمعاً ٢١ روزنامه و ١٢ مجله منتشر شد (دولت، ص ١٦٩).
نخستین روزنامه معتبری كه در شعبان ١٣٢٣/ اكتبر ١٩٠٥ در قازان منتشر شد، قزانْ مخبری(مخبر قازان) بود. این روزنامه ــ كه بههمت سیدگری میرزاآلكین(متوفی ١٣٣٧/١٩١٩) و با همكاری یوسف آقچورا * (متوفی ١٣١٤ ش/ ١٩٣٥) تا ٢٠ ذیحجه ١٣٢٩/ ١٢ دسامبر ١٩١١ (٤١٦ شماره) منتشر میشد (< دایرةالمعارف تاتارستان > ، ص ٢٣٦) نخستین روزنامه ملی قازان بهشمار آمده است ( د.ا.ترك ، همانجا). این روزنامه افزون بر آنكه با استقبال تاتارهای قازان مواجه شد، به سبب پرداختن به مسائل دینی و ملی و اجتماعی، مورد توجه مسلمانان مناطق دیگر نیز قرار گرفت (دولت، ص ١٦٨). این روزنامه ناشر افكار حزب اتفاقالمسلمین بهشمار آمده است (< دایرةالمعارف تاتارستان > ، همانجا).
از روزنامههای مهم تاتاریزبان پس از انقلاب مشروطه ١٩٠٥ روسیه، الفت بود كه به همت عبدالرشید ابراهیموف * (متوفی ١٣٢٣ ش/ ١٩٤٤)، در شوال ١٣٢٣/ دسامبر ١٩٠٥ در پترزبورگ انتشار یافت. ابراهیموف مبلّغ اتحاد اسلامی در حوزه پهناوری، از روسیه گرفته تا ژاپن و چین و هندوستان و عثمانی، بود (رجوع کنید به ماراش، ص ١٠٤ـ١٠٦). همكار اصلی وی در این روزنامه، موسی جاراللّه * (متوفی ١٣٢٨ ش/ ١٩٤٩) بود. این روزنامه كه به مسائل دینی اهمیت خاصی میداد و به عثمانی، كه قرارگاه خلیفه بود، و به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی مسلمانان عثمانی توجه ویژه داشت و گزارشها و اطلاعات جالب توجهی در باره همایشهای مسلمانان سراسر روسیه درج میكرد و مسلمانان روسیه را، برای احقاق حق خود و رسیدن به خودمختاری ملی، به اتحاد و مبارزه فرا میخواند، از مدتها پیش توجه پلیس تزاری را جلب كرده بود، چنانكه با تمدید قوای حكومت و تقویت استبداد در ١٣٢٥/ ١٩٠٧، پس از انتشار شماره ٨٥ (٩ ژوئن ١٩٠٧) توقیف و مدیرش محاكمه گردید (قانلیدره ، ص ٣٧ـ٣٩). ابراهیموف و موسی جاراللّه، جریده التلمیذ را نیز به زبان عربی، بهمنظور فراخواندن مسلمانان جهان به اتحاد، در ١٣٢٤/١٩٠٦ در پترزبورگ انتشار دادند كه تنها سی شماره از آن به دست خوانندگان رسید ( د.ا.ترك ، ج ٧، ص ٣٨١). الاصلاح ، جریدهای علمی ـ ادبی و پیرو اصلاح مدارس، یكی از نخستین روزنامههای تاتاری بود. بیشتر نویسندگان آن جوانان جدیدی، همچون موسی جاراللّه بودند كه با قدیمیها مخالفت میكردند. این روزنامه نخست در ١٣٢٣/١٩٠٥ با دست تكثیر میشد ولی از رمضان ١٣٢٥/ اكتبر ١٩٠٧ تا پایان انتشار آن در شعبان ١٣٢٧/ ژوئیه ١٩٠٩ در قازان به چاپ میرسید (قانلیدره، ٢٠٠٥، ص ٣٨؛ د.ا.ترك ، ج ٥، ص ٢٣ـ ٢٥).
العالم الاسلامی ، كه در ١٣٢٤ـ ١٣٢٥/ ١٩٠٦ـ١٩٠٧ در شهر اوفا، مركز اداره امور دینی تاتارستان، منتشر میشد، روزنامهای مذهبی به شمار میآمد ( د.ا.ترك ، همانجا).
ییلدیز (ستاره) یكی دیگر از جرایدی بود كه در ذیحجه ١٣٢٣/ ژانویه ١٩٠٦ (بطال ـ تایماس، ص ١٧١)، بههمت احمد هادی مقصودی (متوفی ١٣٢٠ش/ ١٩٤١؛ رجوع کنید به ماراش، ص١١٠ـ ١١١)، در قازان منتشر شد و در اندك مدتی كسب اعتبار كرد و انتشارش تا ١٣٣٥/ ١٩١٧ ادامه یافت. با این روزنامه، كه هفتهای سه بار منتشر میشد، مورخانی چون عبداللّه بطال ـ تایماس، هادی اطلسی، احمد زكیولیدیطوغان، و شاعرانی چون ابراهیم قلی، شاهد احمد، ضیاء ناصری، مجید غفوری و انقلابیونِ بعدی چون فتحی سیفی قزانلی و عالمجان ابراهیموف همكاری میكردند (دولت، ص ١٦٨).
یكی از جراید مهم تاتارهای قازان، روزنامه وقت بود كه با سرمایه دو برادر، شاكر و ذاكر رمییف ، و سردبیری فاتح كریموف، نویسنده و مترجم جدیدی (رجوع کنید به فاتح كریموف، مقدمه گوكچك ، ص IX ـ XIV ؛ ماراش، ص ١٠١ـ١٠٢)، از ذیحجه ١٣٢٣ تا ربیعالا´خر ١٣٣٦/ فوریه ١٩٠٦ ـ ژانویه ١٩١٨، ابتدا در هر هفته سه شماره و از ١٣٣١/١٩١٣ به بعد بهطور روزانه در اورنبورگ منتشر میشد و در این دوره دوازده ساله، ٣٠٩ ، ٢ شماره از آن انتشار یافت. روزنامه وقت ، كه از نظر شكل در ردیف روزنامههای نو قرار داشت، به زبان تركی مبتنی بر تركی عثمانی و به شیوه روزنامه ترجمان گاسپرالی (رجوع کنید بهادامه مقاله) منتشر میشد و یكی از جراید پرخواننده در میان تركان روسیه بهشمار میرفت (دولت، ص ١٦٩). نویسندگان نوگرای بسیاری در این روزنامه گرد آمده بودند ( د.ا.ترك ، ج ٧، ص ٣٨١). فاتح كریموف، كه گرداننده اصلی آن بود، بسیاری از ستونهای آن را با نوشتهها و ترجمههای خود از زبانهای مختلف پر میكرد. از جمله نوشتههای درخور ذكر وی، سلسله گزارشهایی بود كه در دوره جنگ بالكان (رجوع کنید به تدین و احمدی، ج ١، ص ٢٤٧ـ ٢٤٨؛ د.ا.د.ترك ، ج ٥، ص ٢٣ـ٢٥) به مدت چهار ماه (در ١٣٣٠ـ ١٣٣١/ ١٩١٢ـ١٩١٣) از استانبول به اورنبورگ میفرستاد و با عنوان «استانبول مكتوبلاری» (نامههای استانبول) به صورت پاورقی در وقت بهچاپ میرسید. این نامهها در همان سال در اورنبورگ بهصورت كتاب چاپ شد كه در بردارنده گزارشهای گویایی از برههای از دوره حاكمیت اتحاد و ترقی در عثمانی است (رجوع کنید بهمنابع). كریموف در ١٣٣٥/١٩١٧ از وقت انشعاب كرد و ینگی وقت (وقت جدید) را در اورنبورگ منتشر نمود ( د.ا.ترك ، همانجا؛
< دایرةالمعارف تاتارستان > ، ص ٦٨٥).
در ١٨ مه ١٩٠٦/ ٢٤ ربیعالاولی ١٣٢٤، روزنامهای بهنام تانییلدیزی (ستاره سحری) در قازان منتشر شد كه گروهی از جوانان انقلابی، چون آیاز اسحاقی، فؤاد توقتاروف (متوفی ١٣١٧ش/ ١٩٣٨) و شاكر محمدیاروف، در آن مقاله مینوشتند. این روزنامه، بهعلت درج مطالب و مقالات انتقادی تند، نُه بار توقیف گردید و سرانجام، پس از انتشار شماره ٦٤، در ١٤ نوامبر ١٩٠٦/ ٢٧ رمضان ١٣٢٤ (قس < دایرةالمعارف تاتارستان > ، ص ٥٥٦ كه به شماره ٦٥، در ١٦ نوامبر ١٩٠٦، اشاره كرده است) تعطیل شد (دولت، ص ١٦٩). اَیاز اسحاقی، كه دارای تمایلات جدیدی چپ و متمایل به سوسیالیستهای انقلابی بود (ماراش، ص ١١١)، با همكاری موسی جاراللّه بیگییف، روزنامه اجتماعی ـ سیاسی ایل (وطن) را از ١٣٣١/ ١٩١٣ منتشر كرد ( د.ا.ترك ، همانجا؛
< دایرةالمعارف تاتارستان > ، ص ٢٢١). انتشار این جریده تركگرا در پترزبورگ، با استقبال ترك یوردو ، هوادار تورك یوردی درنگی (جمعیت میهن ترك) در استانبول، مواجه شد (قانلیدره، ٢٠٠٥، ص ٧٣). محل انتشار ایل در ١٣٣٢/ ١٩١٤ از پترزبورگ به مسكو انتقال یافت و نویسندگانی چون یوسف آقچورا، موسی جاراللّه، ایاز اسحاقی، احمد زكیولیدی طوغان و شاكر محمد یاروف با آن همكاری میكردند (همانجا). این روزنامه، پس از انتشار ٨٩ شماره، در ١٣٣٣/ ١٩١٥ تعطیل گردید و جای خود را به روزنامه سوز (سخن) داد و آن هم در ١٣٣٤/١٩١٦ جای خود را به بیزنینگ ایل (وطن ما) سپرد ( د.ا.ترك ، همانجا). روزنامه اخیر ــ كه به سردبیری شاكر محمدیاروف، وكیل دعاوی تاتار، منتشر میشد پس از به حاكمیت رسیدن بلشویكها، توقیف گردید (بنیگسن و لومرسیه كلكژه ، ص٩٥؛
دولت، ص١٦٩).
افزونبر روزنامههاییادشده، تاویش (صدا؛
< دایرةالمعارف تاتارستان >، ص ٥٥٢)، ایدیل (نام رود ولگا در تاتاری؛
همان، ص ٢١٧) و حمیت (همان، ص ٦٢٧) از مهمترین نشریات تاتاری قازانی هستند كه از ١٣٢٣ تا ١٣٢٥/ ١٩٠٥ـ١٩٠٧ منتشر شدند.
قورولتای، به سردبیری توقتاروف (رجوع کنید به همان، ص ٥٨٧) و با همكاری شماری از نویسندگان خواهان خودمختاری ملی ـ مدنی، در قازان منتشر میشد كه پس از انتشار ٦٧ شماره، توقیف گردید (همان، ص ٣١١). روزنامه اورال ، به سردبیری حسین یاماشف (متوفی ١٣٣٠/١٩١٢)، از نخستین سوسیال ـ دموكراتهای تاتار، نخستین روزنامه سوسیالیستی تاتاری بود و پس از انتشار ٢٩ شماره، توقیف گردید (دولت، ص١٦٩ـ ١٧٠). روزنامه قویاش (خورشید)، بهمدیریت فاتح امیرخان و همكاری عبداللّه توقای (متوفی ١٣٣١/١٩١٣؛
رجوع کنید به < دایرةالمعارف تاتارستان>، ص ٥٨٦)، نیز از ذیحجه ١٣٢٩ تا ١٣٣٦/ دسامبر ١٩١١ـ ١٩١٨ منتشر میشد (دولت، ص ١٧٠).
در دوره مورد بحث (١٣٢٣ـ ١٣٣٥/ ١٩٠٥ـ١٩١٧)، عمدتاً به سبب مشكلات مالی و تشدید ممیزی پس از استیلای دو باره استبداد در روسیه، عمر بیشتر جراید كوتاه بود ( د. اسلام ، همانجا).
سرنگونی سلطنت تزاری در فوریه ١٩١٧، فصل تازهای در تاریخ مطبوعات مسلمانان روسیه پدید آورد. از جمادیالاولی ١٣٣٥ تا ١٣٣٩/ فوریه ١٩١٧ ـ پایان ١٩٢٠، تاتارهای قازان ١٣٩ عنوان نشریه منتشر میكردند (همانجا).
افزون بر روزنامههایی چون ییلدیز و قویاش در قازان، وقت و ینگیوقت در اورنبورگ، و طورمش (زندگی) در اوفا، ــ كه از پیش منتشر میشدند روزنامه اتفاق در ١٣٣٦/ ١٩١٨ در قازان منتشر شد. اَیاز اسحاقی هم ایل را دوباره در مسكو انتشار داد. این روزنامه سهبار در هفته منتشر میشد و مجموعاً ١٣٧ شماره از آن انتشار یافت. حُر ملت (ملت آزاد) در ترویتسك؛
اورنبورغ مخبری (مخبر اورنبورگ) در اورنبورگ، و هفتهنامه المنبر، به مدیریت موسی جاراللّه، در پترزبورگ منتشر میشد. چند روزنامه روسی زبان (از جمله < خبر > ، < زمان > ، < مسلمان > ) را نیز مركز موقتی مسلمانان روسیه در ١٣٣٦/ ١٩١٨ در پترزبورگ منتشر میكرد. آزاد خلق (خلق آزاد) و قیزیلسونگو (نیزه سرخ) در آستاراخان، جمهوریت در سیمبیرسك (اولیانوفسك)، و خبرلر (اخبار) در اورالسك انتشار مییافتند. نام بسیاری از جراید دوره مورد بحث، گویای بینش و تمایلات سیاسی سازمانها و گروههای ناشر آنهاست. قیزیل بایراق (بیرق سرخ)، كه در اواخر ١٩١٧ در قازان منتشر میشد، هوادار سوسیالیستهای مسلمان بود. روزنامه هفتگی ایدیل ـ اورال اولكهسی (مملكت ولگا ـ اورال) را نیز كمیسری خلق مسلمان كه بهمنظور تأسیس دولت ایدیل ـ اورال تشكیل یافته بود، منتشر میكرد. جرایدی هم كه هركدام ناشر افكار و عقاید احزابی چون سوسیال ـ دموكرات و سوسیالیستهای انقلابی بودند، در شهرهای گوناگون انتشار مییافتند. در دوره جنگهای داخلی روسیه، در هر یك از مناطق نفوذ سفیدها و سرخها جراید طرفدار آنها منتشر میشد. در دوره استقرار حكومت شوروی (١٣٣٦ـ١٣٤٤ ( ١٣٠٤ ش ) / ١٩١٨ـ ١٩٢٥)، در چهل شهر منطقه ولگا اورال در حدود پنجاه روزنامه تبلیغی حزبی منتشر میشد كه از آن میان تاتارستان خبرلری (اخبار تاتارستان) شایان ذكر است. این روزنامه از شماره ٤٧٦ بهبعد تاتارستان و از شماره ٠٠٦ ، ١ بهبعد قیزیل تاتارستان (تاتارستان سرخ) نامیده شد. بیزنینگ بایراق (بیرق ما) نیز، چه از حیث مندرجات و چه از حیث نویسندگان، دارای اهمیت بود. ینگی فكر (فكر نو) در اورالسك، و قیزیل ایل (میهن سرخ) در آستاراخان، با همكاری تاتارهای قازان و قزاقها مشتركاً منتشر میشدند. در باشقیرستان هم در همین دوره هجده جریده، غالباً به زبان تاتاری قازانی، انتشار یافت (رجوع کنید بهد.ا.ترك ، ج ٧، ص ٣٨١ـ٣٨٢).
افزون بر روزنامهها، كه به سبب انعكاس اخبار داخلی و خارجی و پرداختن به مسائل روز مورد توجه عمومی بودند، مجلات نیز بهمناسبت طرح مباحث گوناگون اختصاصی، مخاطبان خاصی را جذب میكردند و از حیث آگاهیدهی و بالابردن سطح فرهنگ جامعه ارزش داشتند.
پس از تقویمهایی كه قیوم ناصری از ١٢٨٨ تا ١٣١٥/ ١٨٧١ـ١٨٩٧ سالانه منتشر میكرد و در آنها افزون بر اطلاعات عمومی راجع به تقویم، مقالاتی در باره تاریخ، جغرافیا، فرهنگ عامه و موضوعاتی از این دست درج مینمود ( د.ا.د.ترك ، ج ٢٥، ص ١٠٩)، نخستین مجله به زبان تاتاری قازانی مرآت یا كوزْگی (آیینه) بود كه آن را عبدالرشید ابراهیموف از ١٣١٨ تا ١٣٢١/١٩٠٠ـ١٩٠٣ در پترزبورگ و از ١٣٢١ تا ١٣٢٧/ ١٩٠٣ تا ١٩٠٩ در قازان منتشر میكرد. از این مجله جمعاً ٢٢ شماره انتشار یافته است. ابراهیم ماراش (ص ١٠٦) آن را رسالهای ٢٢ جزوی بهشمار آورده، اما نادر دولت (ص١٧٠) بر آن است كه مرآت (یا كوزْگی )، بیشتر به روزنامه شبیه بوده است تا مجله. دومین مجله به زبان تاتاری قازانی اصلاح بود كه فقط چند شماره از آن در ١٣٢٤ـ ١٣٢٥/ ١٩٠٦ـ١٩٠٧ در آستاراخان انتشار یافت و كموبیش دارای همان حال و هوای مرآت بود (همانجا).
نخستین مجله فكری (ادبی ـ اجتماعی ـ سیاسی) تاتارهای ولگا ـ اورال، العصرالجدید بود كه كامل مطیعی تحفةاللّه آن را از ذیحجه ١٣٢٣/ ژانویه ١٩٠٦ بهطور ماهانه در اورالسك منتشر كرد و در ذیحجه ١٣٢٤/ ژانویه ١٩٠٧، بر اثر تشدید فشار، تعطیل شد (قانلیدره، ٢٠٠٥، ص ٣٨). مجله شورا نیز از ذیحجه ١٣٢٥/ ژانویه ١٩٠٨، با سرمایه ذاكر و شاكر رمییف، در اورنبورگ انتشار یافت، اما در ربیعالا´خر ١٣٣٦/ ژانویه ١٩١٨، و با به قدرت رسیدن بلشویكها، از انتشار بازماند. این مجله ٣٢ صفحهای هر پانزده روز یكبار و با مدیریت رضاالدین فخرالدین * (متوفی ١٣١٥ ش/ ١٩٣٦)، عالم و متفكر متجدد برجسته تاتار (رجوع کنید به ماراش، ص ٨٩ ٩١؛
طوغان، ص ٥٧)، و همكاری نزدیك فاتح كریموف و نویسندگانی چون موسی جاراللّه، برهان شرف (رجوع کنید به دولت، ص ١٧١) و هادی اطلسی (همانجا) منتشر میشد و یكی از موفقترین و پرخوانندهترین مجلات تاتارهای منطقه ولگا ـ اورال بود، چنانكه چاپ شدن مطلبی در آن مایه افتخار نویسنده آن بهشمار میآمد. مقالات دینی، ادبی، فلسفی، علمی، فنی، اخلاقی، تربیتی و تاریخی آن، علاوه بر تاتارستان، در مناطق تركنشین دیگر، روسیه و حتی عثمانی خوانندگانی داشت. از جمله علل گستردگی قلمرو آن، افزون بر اهمیت مقالاتش، بهكارگیری زبان متمایل به تركی عمومی، ضمن حفظ هویت تاتاری، بود و گاهی هم مقالاتی به زبانهای دیگر تركی در آن درج میگردید (همانجا). در مقالهای كه در شماره ٣ ربیعالاول ١٣٣١/ ١٠ فوریه ١٩١٣ روزنامه طنین ، چاپ استانبول، درج گردیده، از مجله شورا بهعنوان مجله مفید كمنظیری سخن رفته است (ن. كریموف، ص ٣٣١). افزون بر مقالات تألیفی، بهویژه سلسله مقالات تحقیقی خود رضاالدین در باره متفكران و علمای اسلامی ترك، ترجمههایی از مطبوعات گوناگون، بهویژه مطبوعات عربیزبانی چون عروةالوثقی* و المنار و اللواء ، در آن بهچاپ میرسید (قانلیدره، ٢٠٠٥، ص ٣٤). سرودههای ذاكر رمییف نیز در آن طبع میگردید (طوغان، ص ٥٨).
در شهر اورنبورگ، از ١٣٢٤ تا ١٣٣٦/ ١٩٠٦ـ ١٩١٨ مجله دیگری منتشر شد كه نامش ابتدا دنیا و معیشت بود و سپس به دین و معیشت تغییر كرد و از نظر مشی در نقطه مقابل مجله شورا قرار داشت ( د.ا.ترك ، ج ٧، ص ٣٨٤). این مجله منعكسكننده دیدگاه علمای سنّتی بود و بیشتر نویسندگانش از علمای قدیمی بودند. در این مجله، جدیدیها (رجوع کنید بهجدیدها * ، نهضت)، «جوانان»، «معلمان بیدین»، «ترقیچیها»، و «فسادانگیزها به بهانه ترقی» نامیده میشدند (قانلیدره، ٢٠٠٤، ص ١٥٢). مجله یاد شده معمولاً با مطبوعات تاتاری طرفدار اصلاحات، همچون شورا، الدین و الادب، العصر الجدید و وقت ، مناظراتی داشت (رجوع کنید به همو، ٢٠٠٥، ص ٥٥ ٥٧، ٦٣؛
ماراش، ص ٢٢ـ٢٣، ١٥٦، ١٨٢، ١٩١ـ١٩٣). الدین و الادب را عالمجانبارودی * (متوفی١٣٠٠ش/١٩٢١؛
رجوع کنید به < دایرةالمعارف تاتارستان > ، ص ٦٣) از ١٣٢٤ تا ١٣٣٥/ ١٩٠٦ـ١٩١٧ بهطور نامرتب در قازان منتشر میكرد (ماراش، ص ٨٣ ٨٥).
از دیگر مطبوعات معتبر منطقه ولگا ـ اورال، مجله ادبی انتقادی آنغ (درك) بود كه از ١٣٣٠ تا ١٣٣٦/ اواخر ١٩١٢ ـ اواسط ١٩١٨، بهمدیریت احمدگری حسنی و با همكاری قلمی مورخانی چون عالمجان ابراهیموف، هادی اطلسی و عزیز عبیدولّین، شاعرانی چون عبداللّه توقای، فاتح امیرخان، شیخزادهبابچ و مجید غفوری، كریمتنچورین (نمایشنامهنویس) و برهان شرف (روزنامهنگار) با شمارگانی بین ٠٠٠ ، ٢ تا ٥٠٠ ، ٢ نسخه منتشر میشد (دولت، ص ١٧١ـ١٧٢).
از مجلات فكاهی و طنز نیز تاتارهای ولگا ـ اورال استقبال میكردند. از ده مجلهای كه در این زمینه منتشر گردید، این مجلات شایان ذكرند: سارانچا ـ چیكیرتكه (ملخ)، مجلهای دو زبانه و عمدتاً به زبان روسی كه از ٣٦ صفحه آن تنها ٦ صفحهاش به تاتاری بود، این مجله در ١٣٢٤/ ١٩٠٦ در اورنبورگ بهچاپ میرسید و در مجموع، فقط پنج شماره از آن منتشر شد (رجوع کنید به < دایرةالمعارف تاتارستان > ، ص ٦٤٨)؛
چوقیچ (چكش؛
رجوع کنید به همان، ص ٦٥٢)، قاچیرگا (مرغ نوروزی)، و یاز(بهار) كه از ١٣٢٤ تا ١٣٢٨/ ١٩٠٦ـ١٩١٠، از اولی ٧٨ شماره، از دومی شش، و از سومی فقط دو شماره انتشار یافت و محل نشر هر سه شهر اورنبورگ بود؛
یالت ـ یولت (درخشش) كه به تعداد ١٢٣ شماره، از ١٣٢٨ تا ١٣٣٦/ ١٩١٠ـ ١٩١٨، در قازان منتشر شد (رجوع کنید به همان، ص ٦٨٤) و اثرگذارترین مجله فكاهی و طنز این منطقه بود (رجوع کنید به دولت، ص ١٧٤ـ١٧٥).
گذشته از مجلات مذكور، این مجلات اختصاصی در منطقه ولگا ـ اورال منتشر میشدند: كودكان، مانند تربیۀ اطفال (رجوع کنید به> دایرةالمعارف تاتارستان < ، ص ٥٥٦)، آقیول (راه سفید؛
رجوع کنید به همان، ص ١٩)، بالالار دنیاسی (دنیای كودكان؛
رجوع کنید به همان، ص٦٠)؛
جوانان، مانند یش كوچ (نیروی جوان؛
رجوع کنید به همان، ص ٦٨٩)، قیزیل یشلر اوجاغی (كانون جوانان سرخ)، قیزیل شرق یشلری (جوانان شرق سرخ)؛
تعلیم و تربیت، مانند تربیه، معارف، مكتب، معلم، اوقوتوجو (معلم)، خلق معارفی (معارف خلق)؛
زنان، مانند سویوم بیكه (رجوع کنید به همان، ص ٥٥١)، آزاد خانم (خانم آزاد)، و شرق قیزی (دختر شرق؛
د.ا.ترك ، ج ٧، ص ٣٨٢ـ٣٨٤).
در دهه ١٣٧٠ ش/١٩٩٠، حدود دویست نشریه به زبانهای تاتاری، روسی و چوواشی در قازان منتشر میشد كه برخی از آنها عبارت بودند از: شهر قزان ، وطنیم تاتارستان (وطنم تاتارستان)، رسپوبلیكا تاتارستان(جمهوری تاتارستان)، معارف ، میراث و ایدیل (د.ا.د.ترك ، ج ٢٥، ص ١٣٦).
٢) تاتاری كریمه. در میان جراید تاتارهای كریمه، ترجمان احوال زمان پروودچیك (كه با عنوان اختصاری ترجمان شناخته میشد) از حیث طول مدت انتشار، رهبری جریان جدیدیه، گستردگی توزیع، و كثرت شمارگان، در بین جراید مسلمان روسیه ممتاز و یگانه بود. گاسپرالی، مؤسس آن، در ١٢٩٩/١٨٨٢ اجازه نشر این روزنامه دو زبانه را از وزارت امور داخله روسیه دریافت كرد (گاسپرالی، مقدمه آقپینار، ص ٢١ـ ٢٢). بنا بر مفاد این اجازه، انتشار روزنامه به زبان تاتاری، به داشتن ضمیمهای به زبان روسی مشروط بود كه در واقع، ترجمه روسی نسخه تاتاری و وسیله نظارت بر مطالب مندرج در آن بود (خالد، ص ٢٣٦؛
سارای، ص ٢٣). گاسپرالی، پیش از انتشار ترجمان ، برای روزنامه روسی زبان تاوریدا (چاپ در سیمفروپل ١٢٩٨/ ١٨٨١) مقاله مینوشت (دولت، ص ١٨). وی مجموعههای چهار یا هشت صفحهای روزنامهگونهای به زبان تاتاری نیز انتشار داده بود كه نخستین تجاربش در زمینه روزنامهنگاری بهشمار میآمد. نخستین مجموعه از مجموعههای مورد بحث، كه تونغوچ (فرزند ارشد) نام دارد، در صفر ١٢٩٨/ ژانویه ١٨٨١ در پانصد نسخه چاپ سنگی شد و در جمادیالا´خره/ مه همان سال، در چاپخانه نشریه ضیای قافقاسیه در تفلیس، چاپ حروفی شد. مجموعههای دیگر، به نام شفق، قمر، آی (ماه)، ییلدیز (ستاره)، گونَش (آفتاب)، حقیقت، و لاطائل، تا زمانی كه به علت نداشتن اجازه نشر از انتشارشان جلوگیری میشد، هرچند گاه منتشر میگردیدند (گاسپرالی، همان مقدمه، ص ١٣ـ ١٨).
نخستین شماره ترجمان، كه در دو صفحه بود، در جمادیالا´خره ١٣٠٠/ آوریل ١٨٨٣ در شهر باغچهسرای منتشر شد (همان، ص ٢٢). این نشریه، كه ابتدا هفتگی بود، از ١٣٢١/١٩٠٣ دو یا سه بار در هفته و از ١٣٣٠/ ١٩١٢ به بعد، روزانه انتشار مییافت (د.ا.ترك ، ج ٧، ص ٣٨٨). مطالب هر شماره روزنامه، نخست برای بررسی به پترزبورگ فرستاده میشد و پس از تأیید، چاپ میگردید. از ذیحجه ١٣٠١/ سپتامبر ١٨٨٤ وظیفه بررسی و ممیزی آن به الیاس ایلیچ كازاز سپرده شد كه مفتش دارالمعلمین سیمفروپل و مؤلف چند كتاب درسی برای مدارس تاتاری كریمه بود (گاسپرالی، همان مقدمه، ص ٢٨). وی تا انقلاب ١٩٠٥/ ١٣٢٣ این وظیفه را داشت و از شوال ١٣٢٣/ دسامبر ١٩٠٥، ترجمان بدون ممیزی و ضمیمه روسی، انتشار یافت (همان، ص ٢٨ـ٢٩؛
عینی، ص ٨٠١). گاسپرالی با انتشار ترجمان ــ كه بهقولی همراه افراد خانوادهاش نویسندگی، حروفچینی و توزیع آن را انجام میداد و برای عرضه آن و جلب خواننده از كریمه تا قازان و قفقاز و آسیای مركزی سفر میكرد (رجوع کنید به گاسپرالی، همان مقدمه، ص ٢٧) میكوشید مسلمانان سراسر روسیه را، كه غالباً به زبانهای مختلف تركی سخن میگفتند، از دنیای نو و هویت خودشان آگاه كند و زمینه فرهنگی لازم را برای اتحاد و ترقی آنان فراهم آورد؛
از اینرو، ضمن دادن شعار «اتحاد در زبان، فكر و عمل» كه از ذیقعده ١٣٣٠/ اكتبر ١٩١٢ بر سرلوحه آن افزوده شد (همان، ص ٢٩)، از همان سالهای نخست انتشار، از ایجاد زبان ادبی مشترك جدیدی، كه برای همه تركزبانان مفهوم باشد، دفاع میكرد (رجوع کنید به شیسلر، ص ١٦٧، ٢٠٥). این زبان كه میبایست برای اقوام گوناگون ترك، از شبهجزیره بالكان تا چین، مفهوم میبود، در ترجمان شكل گرفت. این زبان ــ كه مبتنی بر تركی استانبولی و تصفیه شده از عناصر فراوان عربی و فارسی بود، و در قالب جملات كوتاه و ساده ارائه میشد برای افراد تحصیلكرده در بیشتر سرزمینهای تركنشین نامفهوم بود و تنها خوانندگان ترك اغوز كریمه و آذربایجان، كه سواد متوسط داشتند، آن را بهآسانی در مییافتند (فیشر، ص ١٠٣). تاتارهای ولگا آن را بهزحمت میفهمیدند و بسیاری از تركان شرقی و شمالی آن را دشوار مییافتند (اشوینتوخوفسكی، ١٩٩٥، ص ٣٣؛
همو، ١٩٨٥، ص ٥١). اگرچه گاسپرالی، برای در امان ماندن از ممیزی، سعی در بیان پوشیده افكار و اهداف خود داشت، گزارش ایلمینسكی به مقامات تزاری حاكی از آن است كه از همان اوایل انتشار ترجمان متوجه شده بوده كه گاسپرالی قصد دارد «زبان عثمانی را زبان مشترك كلیه مسلمانان تركتبار بكند» (رجوع کنید به دولت، ص٢٠ـ٢١). از پژوهندگان جدید، لاندو انتشار ترجمان را نخستین حادثه مهم تاریخ پانتركیسم دانسته و بر آن است كه اندیشه وحدت تركها بهواسطه آن در میان اقلیتهای تركتبار روسیه گسترش پیدا كرد (رجوع کنید به ص١٠).
ترجمان بهتدریج یكی از پرطرفدارترین جراید جهان اسلام شد (بنیگسن و براكسآپ ، ص ١٥٤؛
خالد، ص ١٣٤). این روزنامه در ١٣٠٢/ ١٨٨٥ در حدود هزار مشترك داشت، كه از آن میان سیصد نفر در كریمه و سیصد نفر از مسلمانان منطقه ولگا بودند. شمار مشتركان آن در ١٣٢٥/١٩٠٧ به پنجهزار تن ارتقا یافت. در ١٣٣٠/١٩١٢، این روزنامه نه تنها در امپراتوری روسیه، بلكه در استانبول، قاهره، كاشغر و هندوستان نیز خواننده داشت (فیشر، ص ١٠٣؛
دولت، ص ١٨٩). شیسلر آن را مؤثرترین روزنامه در میان جرایدِ منتشر شده در میان تركان به شمار آورده است (ص ١٦٧، ٢٠٥) و بنا به نظر بنیگسن و براكسآپ، حلقه رابط مسلمانان روسیه با دیگر نقاط دارالاسلام بود (ص ١٥٥).
اخباری از ترجمان در بعضی از جراید ایران، همچون روزنامه ناصری (س ٤، ش ٤ [٢٠ ذیقعده ١٣١٤ (، ص ٥ ٦) و عدالت (س ٢، ش ٣١ ) ٢٣ ذیقعده ١٣٢٤ ] )، هر دو چاپ تبریز، نقل میشد. میرزاحسن رشدیه * نیز دو مطلب ترجمان را ترجمه كرد كه در شماره ٣٤١ (٢٣ رمضان ١٣٢٢/ اول دسامبر ١٩٠٤) روزنامه تربیت ذكاءالملك بهچاپ رسید.
انتشار ترجمان در قفقاز جنوبی، بر گرایش مطبوعات مسلمانان این منطقه به زبان تركی عثمانی تأثیر بارزی نهاد. حسنبیگ زردابی، ناشر اكینچی (نخستین روزنامه تركیزبان مستقل مسلمانان روسیه)، از این جریان به سبب تصنعی كردن زبان، انتقاد كرده است (اشوینتوخوفسكی، ١٩٩٥، ص ٣٣؛
همو، ١٩٨٥، ص ٥١). شیسلر (ص ١٦٨) از كمك مالی حاجی زینالعابدین تقییف برای انتشار ترجمان ، سخن گفته و از آقچورا نقل كرده كه تقییف پیرو گاسپرالی بوده است.
از تأثیر مطبوعات تاتاری، بهویژه ترجمان ، بر نهضت جدیدها و روزنامهنگاری و ادبیات و مسائل روشنفكری در آسیای مركزی نشانههایی در دست است. ادیب خالد، با اشاره به این نكته كه در ١٣٠٢/ ١٨٨٥ ترجمان دویست خواننده در آسیای مركزی داشته، بر انعكاس تأثیر آن بر روشنفكران و جدیدیهای برجسته آن خطه تأكید كرده است (ص ٩٠، ١٢١). وی از تأثیر این روزنامه بر شخصیتهای سیاسی و ادبی آسیای مركزی، همچون محمود خواجه بهبودی (ص٨٠)، عبداللّه اولانی ؛
ص ٩٦) و حمزه حكیمزاده نیازی * (متوفی ١٣٠٨ ش/ ١٩٢٩؛
ص٩٧)، سخن گفته است. صدرالدین عینی * ، مینویسد هنگامی كه در مدرسهای در بخارا تحصیل میكرده (اوایل قرن چهاردهم/ اواخر قرن نوزدهم)، روزنامهای به نام ترجمان را دیده كه چون خود به زبان تاتاری كریمه آشنایی نداشته، آن را بهكمك یكی از همدرسانش خوانده است (رجوع کنید به عینی، ص ٣٦٩ـ٣٧٠).
در كنار ترجمان سه مجله نیز، كه بهنوعی وابسته به آن بودند، انتشار یافتند: ١) مجله مصور عالم نسوان كه به مسائل زنان و حقوق و تعلیم و تربیت آنان و مسائل خانوادگی میپرداخت. این مجله كه در فاصله سالهای ١٣٢٥ـ ١٣٢٨/ ١٩٠٧ـ١٩١٠ به مدیریت شفیقهخانم، دختر گاسپرالی، منتشر میشد (گاسپرالی، مقدمه آقپینار، ص ٣٦)، نخستین مجله زنان در بین مسلمانان روسیه بود ( د.ا.د.ترك ، ج ١٣، ص ٣٩٣)؛
٢) مجله عالم صبیان كه نخستین مجله كودكان در میان مسلمانان روسیه بود و از ١٣٢٤ تا ١٣٣٣/ ١٩٠٦ـ ١٩١٥ هر پانزده روز یك بار انتشار مییافت؛
٣) مجله ها!ها!ها! ، نخستین مجله فكاهی در كریمه، كه بههمت گاسپرالی منتشر میگردید و با درج طنزهای تصویری (كاریكاتور) و مطالب منثور و منظوم فكاهی و طنز، قدیمیان محافظهكار را به سخره میگرفت (دولت، ص ١٩١). ظاهراً از این مجله بیش از پنج شماره، در ١٣٢٤/١٩٠٦، منتشر نشده است (گاسپرالی، همانجا).
گاسپرالی روزنامهای نیز بهنام ملت در ١٣٢٤/١٩٠٦ منتشر كرد. وی در مقابل روزنامه وطنْ خادمی (خادم وطن)، كه ناشر افكار سازمان گنج تاتارلر (تاتارهای جوان) بود، ملت را منتشر كرد. شعار روزنامه وطن خادمی ، «حبالوطن من الایمان» بود (فیشر، ص ١٠٦). گنج تاتارلر متشكل بود از گروهی از جوانان روشنفكر تاتار كریمه كه برخی شیوههای مبارزاتی سوسیالیستهای انقلابی روس را پذیرفته و به حكومت تزاری اعلان جنگ داده بودند و گاسپرالی را متهم به محافظهكاری میكردند (رجوع کنید به همان، ص ١٠٥؛
گاسپرالی، همان مقدمه، ص ٣٤؛
د.ا.د.ترك ، ج ٢٥، ص ٤٥٩). شعار روزنامه ملت بعدها «اتحاد در زبان، فكر و عمل» شد. گفتنی است كه حسن صبری عیوضوف (متوفی ١٣١٥ ش/ ١٩٣٦)، كه سردبیر وطن خادمی بود، در ١٣٢٦/١٩٠٨ از آن كنارهگیری كرد و سردبیر ملت شد. ملت در ١٣٢٨/١٩١٠ توقیف گردید (رجوع کنید به دولت، ص١٨٩ـ ١٩٠)، ولی همكاری عیوضوف با گاسپرالی ادامه یافت و پس از درگذشت گاسپرالی در ١٣٣٢/ ١٩١٤، وی ترجمان را تا ١٣٣٦/ ١٩١٨ منتشر كرد (همان، ص ١٨٩؛
گاسپرالی، همان مقدمه، ص ٣٣ـ ٣٤). در ١٣٣٥/١٩١٧، روزنامه ملت چندی نیز ناشر افكار كمیته اجرایی مسلمانان كریمه شد. قریماوجاغی (اجاق كریمه) و گولوس تاتار (صدای تاتار)، كه نسخه روسی ملت بود، هر دو در ١٣٣٦/١٩١٨ منتشر شدند. ملتایشی (كار ملت) در ١٣٣٦/ ١٩١٨ و آلبایراق، كه ناشر افكار سوسیالیستهای ملیگرای تاتار بود، ظاهراً در همان سال انتشار یافت. ینیدنیا (دنیای نو) كه ابتدا، از طرف كمیسری امور مسلمانان، در مسكو منتشر میشد، به كریمه منتقل گردید. قریم مسلمانلاری صداسی (صدای مسلمانان كریمه) در ١٣٣٨/١٩٢٠ و یاشقوت (نیروی جوان) در ١٣٠١ ش/١٩٢٢ انتشار یافتند ( د.ا.ترك ، ج ٧، ص٣٨٨).
منابع:
(١) آلكساندر بنیگسن و ماری براكسآپ، مسلمانان شوروی: گذشته، حال و آینده ، ترجمه كاوه بیات، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٢) ناصرالدین پروین، تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و دیگر پارسینویسان ، ج ١، تهران ١٣٧٧ ش؛
(٣) احمد تدین و شهین احمدی، فرهنگ تاریخ ، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٤) عبدالهادی حائری، «مفهوم نوین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در نوشتههای پارسی آسیای میانه»، فصلنامه مطالعات تاریخی ، سال ١، ش ٣ (پاییز ١٣٦٨)؛
(٥) رحیم رئیسنیا، «گذری بر اندیشهها و آثار عباسقلی آقاقدسی (باكیخانوف)»، تاریخ روابط خارجی ، سال ٣، ش ١٢ (پاییز ١٣٨١)؛
(٦) دوران عاشورف، فرهنگ روزنامهها و مجلههای تاجیكستان ، دوشنبه ١٩٩٩؛
(٧) صدرالدین عینی، یادداشتها ، چاپ سعیدی سیرجانی، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٨) كستنكوكاپیتان اتاماژور، شرح آسیای مركزی و انتشار سیویلیزاسیون روسی در آن با نقشه ممالك آسیای مركزی ، ترجمه ماردروس داود خانف، به اهتمام مؤتمنالسلطان صنیعالدوله، چاپ غلامحسین زرگرینژاد، تهران ١٣٨٣ ش؛
(٩) Nazim Akhundov, Sanadlarin diliila , Baku ١٩٨٠;
(١٠) Azarbayjan tarikhi , ed. Suleyman Alyarli, Baku ١٩٩٦;
(١١) Abdullah Battal-Taymas, Kazan Turkleri: Turk tarihinin hazln yapraklari, Ankara ١٩٨٨;
(١٢) Alexandre Bennigsen and Chantal Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russie avant ١٩٢٠, Paris ١٩٦٤;
(١٣) Nadir Devlet, Rusya turklerinin milli mucadele tarihi: ١٩٠٥-١٩١٧ , Ankara ١٩٩٠;
(١٤) EI ٢ , s.v. "Djarida. IV: Muslim press of Russia and the Soviet Union" (by Ch. Quelquejay);
(١٥) Ensiklopediyayi Savetii Tajik , Dushanbe ١٩٧٨-١٩٨٨;
(١٦) Alan Fisher, The Crimean Tatars , Stanford, Calif, ١٩٨٧;
(١٧) Ismail Gasprali, Secilmis eserleri , ed. y. Akpinar, Istanbul ٢٠٠٤;
(١٨) Great Soviet encyclopedia , New York ١٩٧٣-١٩٨٣, s. v. "Caucasian War of ١٨١٧-٦٤" (by A. G. Kavtaradze) ;
(١٩) IA , s. v. "Matbuat. II: Tukler" (by R. Rahmeti Arat) ;
(٢٠) Ahmet Kanlidere, Kadimle cedid araslnda Musa Carullah, hayatl, eserleri, fikirleri , Istanbul ٢٠٠٥;
(٢١) idem, "Sovet ve turk tarih yazicilignda Rusya musulmanlarinin dusunce tarihi", Turkiye arastlrmalarl literatur dergisi , vol.٢, no.١ (٢٠٠٤);
(٢٢) N. Karimov, "XX asr bashlaridagi tarikhi vaziiat va jadidchilik harakatining vujudga kelishi", in Jadidchilik: islahat, yanqilanish, mustaqillik va taraqqyat uchun kurash , ed. D. A. Alimova et al ., Tashkant, Tashkant University, ١٩٩٩;
(٢٣) Fatih Kerimov, Istanbul mektuplari, Istanbul ٢٠٠١;
(٢٤) Adeeb Khalid, The politics of Muslim cultural reform: Jadidism in Central Asia , Berkeley ١٩٩٨;
(٢٥) M. Jacob Landau, Pan- Turkism: from irredentism to cooperation , London ١٩٩٥;
(٢٦) Ibrahim Maras, Turdunyaslnda dini yenilesme: ١٨٥٠-١٩١٧ , Istanbul ٢٠٠٢;
(٢٧) Mehmed Saray, Gasplrali Ismail bey'den Ataturk'e Turk dunyaslnda dil ve Kultur birligi , Istanbul ٢٠٠٣;
(٢٨) Holly Shissler, Iki imparatorluk araslnda Ahmet Agaoglu ve yeni Turkiye , tr. Taciserulas Belge, Istanbul ٢٠٠٥;
(٢٩) Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: a borderland in transition , New York ١٩٩٥;
(٣٠) idem, Russian Azarbaijan, ١٩٠٥-١٩٢٠: the shaping of national identity in a Muslim community , Cambridge ١٩٨٥;
(٣١) Tatarskiy Ensiklopedicheskiy slovar , ed. M. H. Hasanov, Kazan ١٩٩٩ ;
(٣٢) Ahmed Zeki Velidi Togan, Hatiralarim , Istanbul ١٩٦٩;
(٣٣) TDVI A , s. vv. "Balkan savasi " (by Cevdet Kucuk), "Gaspirali, Ismail Bey" (by Hakan Kiriml), "Kayyum Nasiri" (by Ismail Turkoglu-Ibrahim Maras), "Kazan" (by Isamil Turkoglu), "Kirim. Rus idaresi donemi" (by Hakan Kirimli);
(٣٤) Uzbek Savet Ensiklopediyasl, Tashkent ١٩٧١- ١٩٨٠.
/ رحیم رئیسنیا /
تصاویر این مدخل:
ترکستان ولایتی نینگ گزیتی (ش٢٨، ١٥ آوریل ١٩١٢)
نخستین شماره ترجمان (جمادی الآخره ١٣٠٠/آوریل ١٨٨٣) منبع: A.Bennigsen & Ch.Lemercier-Quelquejay, La presse et le mouvement national chez les musulmans de Russic avant ١٩٢٠, paris ١٩٦٤,p.٣٨