دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٠٧
جوشِقان و كامو (نام دیگر آن: جوشقان قالی یا جوشِقان) ، شهری در بخش قمصرِ شهرستان كاشان در استان اصفهان. این شهر در ارتفاع حدود ٢٧٠ ، ٢ متری، در حدود هجده كیلومتری شمال شهر مِیمه، حدود ١٠٢ كیلومتری جنوبغربی شهر كاشان و هفده كیلومتری مشرق راه اصفهان ـ قم قرار دارد. كوههای كَركَس (بلندترین قله ٨٩٥ ، ٣ متر) از شمال، كَمَر خَرونْجِن از شمالشرقی، كَمَر سیاه (ارتفاع ٦٣٠ ، ٣ متر) از مشرق، كَمَر سفید (ارتفاع ٩٥٠ ، ٢ متر) و قُرُقْچی از مغرب و چال و پارَند/ پَرَند از شمالغربی آن را احاطه كرده است (جعفری، ج ١، ص ٤٢٧؛ زرگری، ص ١٤ـ ١٥). رود فصلی جوشقان یا جوشقان قالی، به طول حدود ٤٤ كیلومتر، پس از عبور از جوشقان، در جنوب روستای قاسمآباد به رود رباط میریزد. روی رود جوشقان نُه پل ساخته شده است (جعفری، ج ٢، ص ١٧١؛ زرگری، ص ١٥). آب و هوای جوشقان سرد و میانگین بارش سالانه آن حدود ١٤٦ میلیمتر است (سازمان هواشناسی كشور، ص ٥٧٦).
جوشقان با راه اصلی، از طریق شهر میمه به شهرهای اصفهان و قم و از طریق شهر قمصر به كاشان متصل میشود.
معادن سنگ سفید در حدود پنج كیلومتری شمالغربی، سنگ مرمر در حدود سه كیلومتری جنوبغربی و معدن مرمریت در حدود شش كیلومتری جنوبغربی جوشقان قرار دارد. از معدن اخیر، سنگ مرمر برج میدان آزادی تهران تأمین شده است (زرگری، ص ٣٦ـ٣٧؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج٦٠، ص ٣١).
جوشقان یكی از مراكز مهم قالیبافی ایران و قالیهای آن با طرح جوشقانی معروف است. قدمت قالیبافی آن به سده دهم میرسد، اما قدیمترین قالی جوشقان متعلق به سده دوازدهم است كه در موزه ویكتوریا و آلبرت، در لندن، نگهداری میشود. در دیگر موزههای اروپا و امریكا نیز بافتههایی از جوشقان وجود دارد (تناولی، ص ١١؛ پوپ، ج ١٢، ص ١٢١٨، ١٢١٩ و جاهای دیگر). در كامو قالیبافی با طرح كاشانی و بافت سفره و كرباس و چادرشب رواج دارد ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٦٠، ص ٩٦؛ تناولی، ص ١١، ١٧).
در قسمت جنوبی جوشقان پرورش گلمحمدی و گلابگیری رایج است (زرگری، ص ٢٥).
در سرشماری ١٣٧٥ ش، جمعیت جوشقان ٧٧٦ ، ٣ تن و جمعیت كامو ٧٢٨ ، ١ تن بوده است (مركز آمار ایران، ص ٢، ٦).
در ١٣٢٣ ش آبادی جوشقان، با ضبط جوشقان قالی، در دهستان جوشقان (مشتمل بر ٢٣ آبادی كه آبادی كامو نیز جزو آن بود) از توابع شهرستان كاشان و جزو استان دوم (مازندران) بود (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ١، ص ٣٠٤). پس از آن، دهستان جوشقان با دوازده آبادی، به مركزیت آبادی جوشقان، جزو بخش میمه شهرستان كاشان شد (رزمآرا، ج ٣، ص ٨٥). در ١٣٤٠ ش، شهرستان كاشان (به همراه جوشقان) تابع استان مركزی گردید ( دایره المعارف فارسی ، ذیل «تقسیمات كشوری»). در شهریور ١٣٦٦، جوشقان با نام جوشقان قالی دهستانی شد به مركزیت آبادی جوشقان قالی در بخش قمصر شهرستان كاشان (ایران. قوانین و احكام، ص ٧١٦). در تیر ١٣٧٩، آبادی جوشقان و آبادی كامو به شهر جوشقان و كامو تبدیل شد (رجوع کنید به ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ص ١٧).
از جمله آثار قدیمی آنجاست: كوزههای سفالی كه به همراه مردگان در قبرستان قدیمی جوشقان دفن شده بودند؛ اشیای فلزی، چند قبر قدیمی و قلعه نیمه ویرانی در راوَنج بالا؛ قبرهای قدیمی در مكانی معروف به بیخ گَنجابه، در حدود هشت كیلومتری جنوبغربی جوشقان (زرگری، ص ١٦٠، ١٧٨)؛ زیارتگاه امامزاده قاسم و محمد، از فرزندان حسینبن طاهربن زیدبن علی علیهالسلام، بنای این زیارتگاه متعلق به دوره سلجوقیان و تاریخ ضریح چوبی آن ٧٣٠ است (زرگری، ص ١٨٣ـ ١٨٥؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٦٠، ص ٣١)؛ مقبره میر علاءالدین، عارف دوره صفوی، و صندوقچه چوبی روی قبر به تاریخ ٩٥٠ (زرگری، ص ١٨٦ـ١٨٧)؛ تا قبل از ١٣٤٧ ش دو برج قدیمی در محلههای تكیه و دردشت وجود داشت، كه در این سال تخریب شد؛ شیرسنگی قدیمی در قسمت جنوبی قبرستان قدیمی جوشقان كه تا ١٣٥١ ش وجود داشت و در این سال ربوده شد؛ زیارتگاههای محمد اوسط، شاهزاده احمد و عبداللّه (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٦٠، ص ٩٦؛ سلمانی آرانی، ص ٢٣٠؛ زرگری، ص ١٨٦ـ ١٨٧).
از بزرگان جوشقان بودهاند: میرعلاءالدین (عارف دوره صفوی)، میرشاه تقی جوشقانی (فاضل و خوشنویس دوره صفوی)،خواجه شعیب جوشقانی(از دیوانیان شاه عباس اول صفوی، حك: ٩٩٦ـ ١٠٣٥)، نیاز جوشقانی یا نیاز اصفهانی (شاعر سده سیزدهم)، میرسیداحمد كرمانی یا امیرآقا (متوفی ١٣٢٩ ش) از علمای جوشقان، و سیدحسن مروّجی (یا شهلا جوشقانی) شاعر مدیحه سرای معاصر (زرگری، ص ١٨٧، ١٨٩ـ١٩٠، ١٩٢؛ اسكندر منشی، ج ٢، ص ٨٣٧).
پیشینه. نام جوشقان در منابع به صورتهای خونجان، كوشكان، كوسكان، جوشقانِ قالی، جوشقان غالی و كوشیان آمده است كه نباید آنها را با جوشقانهای دیگر ایران یكی دانست (رجوع کنید به مركز آمار ایران، ص١٠؛
زرگری، ص١٢؛
نیز رجوع کنید به رزمآرا، ج ١، ص ٥٥). نام جوشقان در اصل كوشَكان (به زبان محلی: كوشْكون) بوده كه از كوشك به معنای قصر و كاخ گرفته شده است و چون دو كوشك، یكی در قسمت جنوبی (محله كوشكه امروزی) و دیگری در قسمت شمالی (محله چاله كوشك امروزی) جوشقان واقع بوده، آن را كوشكان خواندهاند (زرگری، ص ١٣). همچنین برای آنكه با جوشقانهای دیگر ناحیه كاشان اشتباه نشود و نیز به سبب شهرتش در قالیبافی آن را جوشقان قالی هم خواندهاند ( دایره المعارف فارسی ، ذیل مادّه؛
ادواردز، ص ٣٥٠).
در منابع تاریخی، ظاهراً نخستینبار اصطخری در ٣٣٣ در ذكر مسافت شهرهای جبال، نام آن را با ضبط خُونَجان/ حومحان در سی فرسخی شهر اصفهان ضبط كرده است (ص ١٩٦ـ ١٩٧). در ٣٧٨، حسنبن محمدقمی (ص ١١٧) جوشقان را در رستاق قاسان (كاشان) ذكر كرده است. در سدههای هشتم و نهم، جوشقان آبادیای با ٥٥٦ تن، دارای محصولاتی مانند گندم و جو و پنبه و انار و انجیر سرخ و جوزق، و مالیات ٣٩٨ ، ٢ تومان و ٧٧٠ ، ٥ دینار معرفی شده است ( كتابچه حالات و كیفیت، ص ٣٠٩ـ٣١٠). در دوره صفوی، جوشقان محل استقرار كارگاههای سلطنتی بافت قالی در ایران بود (رجوع کنید به پوپ، همانجا)، چنانكه در ٩٥٠ شاه طهماسب اول صفوی برای پذیرایی از همایونشاه بابری، قالیچهای مخمل و طلاباف و سه جفت قالی از جوشقان به وی هدیه كرد (نراقی، ١٣٧٤ ش، ص ٣٧٩). حكیم ركنالدوله مسیح كاشانی، شاعر دوره صفوی (متوفی ١٠٦٦)، در باره قالی زربفت جوشقان شعر سروده است (رجوع کنید به همان، ص ٢٦٣). شاه عباس اول صفوی املاك شخصی خود را در جوشقان وقف كرد (روربورن، ص ١٧٤ـ ١٧٥). شاه سلیمان صفوی در ١٠٨٢ چهارده قطعه فرش را، كه نعمتاللّه جوشقانی در جوشقان بافته بود، برای مقبره شاه عباس دوم در قم تهیه كرد (نراقی، ١٣٧٤ ش، ص ٢٦٥).
در سده سیزدهم، ضرابی در تاریخ كاشان (ص ٢٣ـ٢٤، ٤٠، ٤٩)، جوشقان را به صورتهای «دشت قریه جوشقان»، «دشت جوشقان» و «قصبه و محال جوشقان قالی» در حومه كاشان یاد كرده است. در ١٢٦٠ جوشقان از زمین لرزه آسیب دید (امبرسز و ملویل، ص ٦١). در ١٢٧٨ معادن زغال سنگ، گوگرد، مس و زرنیخ در قریه جوشقان كشف شد (اعتماد السلطنه، ١٣٦٣ـ ١٣٦٧ ش، ج ٣، ص ١٨٤). در دوره ناصرالدین شاه (حك: ١٢٦٤ـ١٣١٣)، جوشقان از قرای خمسه كاشان بود (همو، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش، ج ٤، ص ٢٢٨٨ـ٢٢٨٩؛
ارباب اصفهانی، ص ٣٣٦). در ١٣٠٤، حكومت جوشقان به ظلالسلطان، فرزند ناصرالدین شاه، واگذار شد (كرزن، ج ١، ص ٤١٦). در ١٣٠٦ـ١٣٠٧ درآمد حاصله از گمرك و مالیاتهای جوشقان، ٩٦ خروار گندم و جو و ١٢٠ قران بود (همان، ج ٢، ص ٤٨٠ـ٤٨٣). از ١٣٢٧ و به مدت ده سال نایب حسین كاشی آبادیهای بزرگ كاشان، از جمله جوشقان، را غارت میكرد. سرانجام، چراغعلی خان از سوی مستوفیالممالك، رئیسالوزرا، او را در حوالی جوشقان سركوب كرد (رجوع کنید به نراقی، ١٣٦٥ ش، ص ٣١٢ـ٣١٣). در حدود ١٣٢٩ ش جوشقان قصبهای با هفت رشته قنات، دارای محصولاتی مانندِ غلات، حبوبات، انگور، سیبزمینی، میوههای سردسیری، و از صنایعدستی دارای قالیبافی با نقش جوشقانی و كرباس بافی بود (رزمآرا، ج ٣، ص ٨٥) و ویرانهای از برجی قدیمی داشت و مزارع چوگان و راونجِ بالا جزو آن بود. در ١٣٣٧ ش، جوشقان دارای شهرداری شد و در همین سال با ٠٠٠ ، ٦ جمعیت، همچنان جزو آبادیهای كاشان به شمار میآمد (زرگری، ص ١٨٣).
منابع:
(١) آرتور سسیل ادواردز، قالی ایران، ترجمه مهیندخت صبا، تهران: انجمن دوستداران كتاب، [بیتا.(؛
(٢) محمدمهدیبن محمدرضا ارباب اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٤٠ ش؛
(٣) اسكندر منشی؛
(٤) اصطخری؛
(٥) اطلس راههای ایران، تهران: گیتاشناسی، ١٣٦٩ ش؛
(٦) محمدحسنبن علی اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری،چاپ محمداسماعیل رضوانی، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش؛
(٧) همو، مرآه البلدان، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش؛
(٨) ایران. قوانین و احكام ، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ١٣٦٩، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٩) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب اسامی دهات كشور، ج ١، تهران ١٣٢٩ ش؛
(١٠) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨٠ ش؛
(١١) پرویز تناولی، سفرههای كامو ، تهران ١٣٧٦ ش؛
(١٢) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ ش؛
(١٣) دایرهالمعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش؛
(١٤) رزمآرا؛
(١٥) كلاوس میشائیل روربورن، نظام ایالات در دوره صفویه، ترجمه كیكاوس جهانداری، تهران ١٣٥٧ ش؛
(١٦) رحمتاللّه زرگری، تاریخ، فرهنگ، هنر جوشقان قالی، )تهران( ١٣٧٤ ش؛
(١٧) سازمان هواشناسی كشور، سالنامه آماری هواشناسی: ٧٦ـ ١٣٧٥، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٨) حبیباللّه سلمانی آرانی، سیمای كاشان، قم ١٣٧٥ ش؛
(١٩) عبدالرحیم ضرابی، تاریخ كاشان، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٦ ش؛
(٢٠) ابوالحسن غفاری كاشانی، گلشنمراد، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٢١) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران، ج ٦٠: كاشان، تهران: اداره جغرافیائی ارتش، ١٣٦٦ ش؛
(٢٢) حسنبن محمد قمی، كتاب تاریخ قم، ترجمه حسنبن علی قمی، چاپ جلالالدین طهرانی، تهران ١٣٦١ ش؛
(٢٣) كتابچه حالات و كیفیت بلده و بلوكات و مزارع دار المؤمنین كاشان، در قمنامه: مجموعه مقالات و متون در باره قم، )گردآوری] حسین مدرسی طباطبائی، قم: كتابخانه آیه اللّه مرعشی نجفی، ١٣٦٤ ش؛
(٢٤) مركز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: شناسنامه آبادیهای كشور، استان اصفهان، شهرستان كاشان، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٢٥) حسن نراقی، آثار تاریخی شهرستانهای كاشان و نطنز، تهران ١٣٧٤ ش؛
(٢٦) همو، تاریخ اجتماعی كاشان، تهران ١٣٦٥ ش؛
(٢٧) Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes , Cambridge ١٩٨٢;
(٢٨) G. N. Curzon, Persia and the Persian question , London ١٨٩٢;
(٢٩) Arthur Upham Pope, ed., A Survey of Persian art , Tehran ١٩٧٧.
/ معصومه بادنج /