دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢١٨
جونپور ، سلاطین (یا سلاطین شرقی)، سلسلهای مسلمان و مستقل از پادشاهان دهلی، كه از ٧٩٦ تا ٨٨٣ حكومت كردند.
سلاطین جونپور در منطقهای در شمالشرقی شبهقاره حكومت مستقل تشكیل دادند كه از مشرق تا بِهار و از مغرب تا دهلی میرسید. مركز حكومت آنها شهر جونپور*بود. این منطقه تا پیش از آن، جزء قلمرو سلسله تغلقیه *و ایالت شرقی این پادشاهی بود؛ ازاینرو، این سلسله را پادشاهان یا سلاطین شرقی خواندهاند (فرشته، ج ٢، ص ٣٠٤؛ ماجومدار، ص ١٨٧؛ حسنی، ص ٢٤٢). سلاطین این سلسله عبارت بودند از: ملكسرور، مباركشاه، ابراهیمشاه، محمودشاه، محمدشاه و حسینشاه.
١) ملك سَروَر، نخستین فرد این سلسله (حك: ٧٩٦ـ ٨٠٢)، از غلامانی بود كه از طرف فیروزشاه تغلقی (متوفی ٧٩٠) شحنه دهلی شد ( د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل «ملك سرور»). پس از مرگ فیروزشاه، ملكسرور از محمدشاه، فرزند كوچك فیروزشاه،برای رسیدن او به پادشاهی حمایت كرد. در ٧٩١، محمدشاه به ملكسرور، مقام وزارت و لقب خواجه جهان داد (سرهندی، ص ١٤٥ـ١٤٧؛ فرشته؛ حسنی، همانجاها؛ قس د. اسلام ، همانجا). چون محمدشاه درگذشت (٧٩٦)، ملك سرور از سلطنت ناصرالدین محمود شاه تغلقی، پسر خردسال محمدشاه، نیزحمایت و مقام وزارت را حفظ كرد و لقب ملك شرق و حكومت كنوج/ قنوج تا بهار* را به دست آورد (سرهندی، ص ١٥٦؛ فرشته؛ د. اسلام، همانجاها). سپس به جونپور رفت و بدینگونه از سمت غرب تا اقطاع كنوج، و از سمت شرق تا بِهار را تصرف كرد و بر آگره، اَوَد، سندیه (سندیله)، دَلمَو، بهروچ و تِرهوت مستولی شد. وی استحكامات ویران شده آنجا را بازسازی كرد و تمام شاهزادگانِ آن حدود را مطیع خود ساخت. حاكمان لكهنویی و جاجنگر و بنگاله اطاعتِ او را پذیرفتند و هدایایی را كه قبلاً به دربار دهلی میفرستادند، روانه دربار ملك سرور در جونپور كردند (سرهندی، ص ١٥٦ـ١٥٧؛ هروی، ج ١، ص ٢٥٧؛ فرشته؛ ماجومدار؛ د. اسلام، همانجاها). از این پس، چون قدرت محمودشاه رو به ضعف نهاد، ملكسرور به استقلال حكومت كرد و در قلمروش به نام او خطبه خواندند و سكه زدند (فرشته، همانجا؛ طباطبائی، ج ١، ص ١٣٩؛ ماجومدار، همانجا). در ٨٠١ كه امیر تیمور به هند حمله كرد و دهلی را گرفت، ملك سرور هیچ نیروی كمكی به دهلی نفرستاد (ماجومدار، همانجا). وی در ٨٠٢ وفات یافت. دوران كوتاه حكومت او با اقتدار سیاسی و اداری توأم بود (همانجا). پس از مرگ او، منطقهای از مشرق دهلی تا حوالی بنگال، به عنوان متصرفات ملكسرور بر جایماند و بعدها در زمان جانشینان وی شهر جونپور، پایتخت شاهان جونپور، یكی از مراكز مهم فرهنگی مسلمانان هند شد (رجوع کنید به همانجا؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
٢) مباركشاه (حك: ٨٠٢ـ٨٠٤). قَرَنْفُل، پسر خوانده ملك سرور، كه به عقیده برخیمحققان، بردهای سیاه و حبشی بود(رجوع کنید به د.اسلام،چاپ دوم؛ذیل«ابراهیمشاهشرقی»،«شرقیها»). بنا بر وصیت ملك سرور، جانشین او شد. قرنفل، به اتفاق اشراف و سرداران، خود را مباركشاه خواند و به استقلال حكومت كرد و به نام خود خطبه خواند و سكه زد. وی در ٨٠٤ درگذشت (سرهندی، ص ١٦٩ـ١٧١؛ فرشته، ج ٢، ص ٣٠٤ـ ٣٠٥؛ حسنی؛ ماجومدار، همانجاها).
٣) ابراهیم شاه (حك: ٨٠٤ ـ٨٤٤). وی برادر كهتر مباركشاه بود و جانشین او شد. محمود شاه از مقابله با او ناتوان بود (سرهندی، ص ١٧١، ١٧٥؛ هروی، ج ١، ص ٢٥٨ـ٢٦١؛فرشته، ج ٢، ص ٣٠٥) و بنابراین، ابراهیم شاه در ٨٤١ برخی نواحی را تصرف كرد (رجوع کنید به هروی، ج ١، ص ٢٩١) و بزرگترین قدرت شمال هند شد ( د.اسلام، چاپ دوم، ذیل «ابراهیم شاه شرقی»). وی در ٨٤٤ براثر بیماری درگذشت (فرشته، ج ٢، ص ٣٠٦).
از او به نیكی یاد شده است. در دوره سلطنت وی، جونپور به دارالعلم و دهلی ثانی و شیراز هند یا شیراز شرق مشهور شد و علما، مشایخ، سادات، نویسندگان و هنرمندان از ولایات گوناگون راهی جونپور شدند. همچنین كتابهای مهمی در ادبیات و فقه و كلام در این شهر نوشته شد و مدارس بسیاری در آنجا دایر گردید. بهدستور ابراهیم شاه بناهای زیبایی در جونپور ساخته شد. مهمترین بنای برجای مانده از وی، مسجد اتلا است (همانجا؛ ساهای، ص ٦٣؛ حسنی، ص ٢٤٣؛ سبحانی، ص ١٥٣؛ اكرام، ص١٣٠ـ١٣١؛ د. اسلام، همانجا).
٤) محمود شاه. وی فرزند ابراهیم شاه بود و در ٨٤٤ به پادشاهی رسید. وی در دوره حكومت خود به نواحی اُریسه حمله و آنجا را تاراج كرد و بتخانهها را ویران نمود. در ٨٥٦، با هم فكری همسرش، بیبی راجی، و به دعوت برخی از اعیان كه از رفتار افغانها به ستوه آمده بودند، قصد تصرف دهلی را كرد. بُهلولِ لودی *برای كمك به پسرش، خواجه بایزید، كه زمام دهلی را به وی سپرده بود، از دیبالپور با لشكر بسیار عازم دهلی شد و با لشكر اعزامی محمودشاه جنگید و بر آن پیروز شد. محمودشاه ناگزیر به جونپور بازگشت. پس از آن بهلول لودی به متصرفات محمودشاه، از جمله اتاوه و شمسآباد، حمله كرد و جنگ میان آن دو همچنان ادامه یافت تا آنكه محمودشاه در ٨٦٢ بیمار شد و درگذشت (فرشته، ج ٢، ص ٣٠٨؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «محمودشاه شرقی»).
محمود شاه پادشاهی قدرتمند بود. به معماری علاقه وافر داشت و مسجد مشهور لال/ لعل دروازه و قصری كه برای همسرش در نزدیكی آن ساخت، از بناهای زمان اوست ( د. اسلام، همانجا).
٥) محمد شاه. وی پسر بزرگ محمودشاه بود كه با صوابدید مادرش، در ٨٦٢ به حكومت انتخاب شد.او در آغاز با بهلول لودی صلح كرد. مقرر شد محمدشاه متصرفات پدر را در اختیار داشته باشد و متصرفات بهلول لودی در دست خود او باقیبماند. پس از مدتی، امرا و بیبی راجی، به دلیل بیكفایتی و خونریز بودن محمدشاه، از وی ناراضی شدند. بهلول لودی، به بهانه آزاد كردن پسرعمویش قطبخان لودی، كه در جنگ با محمودشاه اسیر شده بود، به سوی جونپور حركت كرد و در سَرَسْتی، نزدیك رابِری، با محمدشاه جنگید. سرانجام محمدشاه كه حمایت امیران و خاندانش را از دست داده بود، پس از پنج ماه سلطنت در جنگ با حسینخان، برادرش، در ٨٦٢ كشته شد (فرشته، ج ٢، ص ٣٠٨ـ٣٠٩).
٦) حسین شاه، آخرین سلطان جونپور. نخست او و بهلوللودی باهم صلح كردند و عهد بستند كه تا چهار سال، هر كدام به ولایت دیگری تعرض نكند. حسینشاه برخی سرداران و مدعیان را دستگیر كرد. پس از مدتی، با سپاهی به اریسه حمله برد و به قتل و تاراج پرداخت و در ترهت ویرانی بهبار آورد و راجای اریسه را به اطاعت واداشت (هروی، ج ١، ص ٣٠٦ـ ٣٠٧؛ فرشته، ج ٢، ص ٣٠٩ـ٣١٠؛ حسنی، ص ٢٤٤؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «حسین شاه»).
حسینشاه در ٨٧١، قلعه بنارس را بازسازی كرد. او سپس لشكری به گُوالیار فرستاد و حاكم آنجا خراجگزار وی شد (فرشته، ج ٢، ص٣١٠؛ قس حسنی؛ د. اسلام، همانجاها)، اما در جنگ با بهلول لودی شكست خورد (هروی، ج ٢، ص ٣٠٨ـ٣١٠؛ فرشته؛ حسنی؛ د. اسلام، همانجاها). بهلول لودی، كانپلی (كنبل) و پَتیالی و شهرهای دیگری را در ناحیه دوآب از تسلط حسینشاه بیرون آورد و پس از تسلط بر جونپور، حسین شاه به منطقهای دور از متصرفاتش در بِهار رفت و به ولایتی كوچك، كه محصول آن پنج كرور بود، قناعت كرد و بهلول متعرض او نشد (هروی، ج ٢، ص٣١٠ـ٣١٢؛ فرشته؛ حسنی؛ د. اسلام، همانجاها). با سقوط جونپور در ٨٨٣ حكومت سلاطین جونپور پایان یافت (رجوع کنید به فرشته، همانجا؛ نیز رجوع کنید به حسنی؛ د. اسلام، همانجاها).
حسینشاه در زمان سكندر لودی نیز تحریكاتی كرد، اما پساز تعقیب سكندر نزد علاءالدین شاه، پادشاه بنگال، رفت و همانجا ماند تا اینكه در ٩٠٥ درگذشت (فرشته، همانجا).
وی به هنر اهمیت بسیار میداد. او بنیانگذار مكتب خیال در موسیقی هندی (تركیبی از موسیقی هندی، عربی و ایرانی) است. او آهنگ نیز میساخت و مهارتش در آهنگسازی و نواختن ساز او را یكی از بزرگان موسیقی هند كرده است ( د. اسلام، همانجا؛ اكرام، ص ٢٢٠ـ٢٢١).
معماری. پادشاهان جونپور در طول حكومت خود سبك یا مكتب جونپور را در معماریایجاد كردند كه در سه مرحله رشد كرد: شكلگیری، جدا شدن از سبك دهلی، و بلوغ هنری. سبك تغلقی در سبك جونپور نفوذ دارد و برخی عناصر بومی و محلی نیز همراه آن است. بخش مهمی از بناهای باقیمانده از این سلسله متعلق به دوره ابراهیم شاه است (آلفیهری، ص ٩٥). با هجوم سكندرشاه لودی به جونپور، بسیاری از این بناها تخریب شدند و امروزه فقط پنج مسجد از این دوره باقیمانده است (همانجا؛ مخفی، ٢٠٠٦).
مسجد اتلا از مهمترین بناها و نمونه برجسته معماری این دوره است و در ساخت دیگر مساجد این دوره از آن الگوبرداری شده است. این مسجد را ابراهیم شرقی در ٨١١ روی شالوده معبد هندویی بنا كرد كه در ٧٧٨ فیروزشاه تغلقی ویران كرده بود (ساهای، ص ٦٣؛ آلفیهری، ص ٩٦). از ویژگیهای مهم ساختمان این مسجد، درِ بزرگ آن است كه نمای مسجد را دربرگرفته و گذرگاهی ایوان مانند است كه با طاقچهها و طاقهای كوچكی زینت یافته است. گنبد مسجد ٢٥ متر بلندی دارد. تالار مسجد دارای سه محراب در دیوارِ سمت قبله است. تیرهایتالار به طرز باشكوهی با بنمایههای گل نیلوفر و طرحهای هندسی ظریف مزین شدهاند (آلفیهری، ص ٩٨؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «جونپور»).
مسجد خالص مخلص و مسجد جَهنجَهری(جَنجَری) از دیگر مساجد باقیمانده از این دورهاند. مسجد خالص مخلص، كه همچون مسجد جهنجهری، قسمت اعظم آن تخریب شده، در سالهای ٨٢٩ تا ٨٣٣ به دستور دو تن از حكام شهر، ملك خالص و ملك مخلص، بر روی خرابههای معبدی هندو ساخته شد. از مسجد جهنجهری تنها بخش مركزی پیشانی سردر باقیمانده، كه چون تزیینات بسیاری در آن به كار رفته است، از مساجدی به سادگی خالص مخلص متمایز میشود (همانجاها).
مسجد لال/ لعل دروازه در حدود ٨٥١، به همراه قصر بیبیراجی، ساخته شد. این مسجد كوچكتر از مسجد اتلا است. به نظر میرسد این مسجد نمازخانه قصر سلطنتی بوده كه بعدها خراب شده است. نام مسجد از ورودی بزرگ قصر گرفته شده كه از سنگهای قرمز رنگِ شَنْگَرف ساخته شده بوده است (آلفیهری، همانجا؛ مخفی، ٢٠٠٦). بیبی راجی در مجموعه لال دروازه مدرسهای دینی بنا كرد كه تاكنون دایر است (مخفی، ٢٠٠٦).
بزرگترین و آخرین مسجدِ سلاطین جونپور، مسجدجامع است كه بنای آن در زمان حسینشاه بهپایان رسید. شبستان نسبتاً بزرگ آن بر هیچ ستونی تكیه ندارد (همانجا). ارزش مسجدجامع به تزیینات آن است كه در سبك معماری جونپور ابداع شد. برای نمونه، طاقچههای محراب به طرزی استادانه با اشكال هندسی و بنمایههای گیاهی و سقفها با گلهای نیلوفر و طرح اسلیمی تزیین شدهاند (آلفیهری، ص ١٠٠). در كنوج (در حدود نود كیلومتری جونپور) نیز مسجدی از دوران شاهان جونپور باقی مانده كه امروزه ظاهرش تفاوت كرده است. این بنا شبستانی (به ابعاد ٩*٣٦ متر)، شصت ستون در چهار ردیف و سقفی مسطح و در قسمت مركزی گنبدهایی به سبك هندویی دارد. طبق كتیبه مسجد، در ٨٠٩ به دستور ابراهیم شاه، در شكل مسجد، كه به روایتی اصلاً بنایی هندویی بود، تغییراتی داده شده، اما سبك هندویی آن حفظ شده است (همان، ص ١٠٢).
در كنوج آرامگاهی از دوران حسین شاه باقیمانده كه در ٨٧٥ ساخته شده است. این آرامگاه، كه جهانجی نام دارد، مقبره سید شیخ مخدوم جهانیه جهانگشت است (همانجا). این بنای مربع شكل دیوارهایی به طول تقریباً دوازده متر دارد و از سنگهای قرمز رنگِ یكاندازه ساخته شده است. در بالای بنا، گنبدی روی ساقهای هشت ضلعی قرار دارد و اطراف آن را چهار طاقی چتری شكل احاطه كرده است. هر طاقی روی چهار ستون باریك قرار گرفته است. تنها تزیین جالبتوجه آرامگاه لوحهای كوچكی است كه از سقف آویزان شدهاند و روی آنها اسم جلاله اللّه نقش شده است. این بنا بر اثر زلزلهای آسیب دید و به گواهی كتیبهای فارسی، در ١٢٠٨ به دست شخصی بهنام عباس علی تعمیر شد (همان، ص ١٠٢ـ١٠٣).
منابع:
(١) عبدالحی حسنی، الهند فی العهد الاسلامی، چاپ عبدالعلی حسنی و ابوالحسن علی حسنی ندوی، حیدرآباد، دكن ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٢) توفیق ه. سبحانی، نگاهی به تاریخ ادب فارسی در هند، تهران ١٣٧٧ ش؛
(٣) یحییبن احمد سرهندی، تاریخ مباركشاهی، چاپ محمدهدایت حسین، كلكته ١٩٣١؛
(٤) غلامحسینبن هدایتاللّه طباطبائی، سیرالمتأخرین، چاپ سنگی لكهنو ١٣١٤؛
(٥) محمد قاسمبن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته ( گلشن ابراهیمی )، [لكهنو(: مطبع منشی نولكشور، )بیتا.(؛
(٦) احمدبن محمد مقیمهروی، طبقات اكبری، چاپ بی.دی و محمدهدایت حسین، كلكته ١٩٢٧ـ )١٩٣٥]؛
Bianca Maria Alfieri, Islamic architecture of the Indian subcontinent,
(٧) photographs by Federico Borromeo, London ٢٠٠٠;
(٨) EI ٢, s.vv."Dj awnpur" (by J.Burton-Page), "H usayn Sh ah (٢)"(by A.S.Bazmee Ansari), "Ibrahim Sh ah Sh arki" (by J. Burton-Page), "Mah mud Sh ah Sh arki" (by Mohibbul Hasan), "Malik Sarwar" (by R.M. Eaton), "Sh arkis" (by K.A. Nizami);
(٩) S.M. Ikram, History of Muslim civilisation in India and Pakistan [ ٩٣-١٢٧٣/٧١١-١٨٥٦ (: a political and cultural history , Karachi ١٩٩٥;
(١٠) A.K. Majumdar, "The succession states of the Delhi sultanate. D: Jaunpur", in The Delhi sultanate , ed. R.C. Majumdar, Bombay: Bharatiya Vidya Bhavan, ١٩٦٧;
Shahid Akhter Makhfi, "Legacy of the Sharqi Kingdom of Jaunpur", Victory News Magazine, ٢٠٠٦. )Online(. Available: http://www. victorynews magazine. com/Legacy of Sharqi Kingdom Jaunpur. htm. )٩Aug. ٢٠٠٦];
Surendra Sahai, Indian architecture: Islamic period, ١١٩٢-١٨٥٧ , New Delhi ٢٠٠٤.
/ محمدمهدی توسلی/