دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٩١٨
جُناده هِرَوی ، ابواُسامه جنادة بن محمد اَزْدی هروی ، لغوی و نحوی مشهور. در باره تولد وی اطلاعی در دست نیست. با در نظر گرفتن طول زندگانی دوستانِ جناده، نظیر حافظ عبدالغنی (٣٣٢ـ٤٠٩) و هماهنگی آنان از نظر سن، و نیز زمان زندگی ابوسهل هروی (٣٧٢ـ٤٣٣) شاگرد جناده، شاید بتوان گفت كه جناده میان سالهای ٣٣٠ تا ٣٤٠ به دنیا آمده است (رجوع کنید به ادامه مقاله). جناده نزد دو تن از دانشمندان و ادیبان نامدار ایرانی، یعنی ابواحمد عسكری * (متوفی ٣٨٢) و ابومنصور أزهری *هروی (متوفی نیمه دوم قرن چهارم)، دانش آموخت و كتابهای عسكری را برای دیگران روایت كرد (یاقوت حموی، ج ٢، ص ٨٠٠). به نوشته صَفَدی (ج ١١، ص ١٩٢)، در آن زمان كسی مانند او در شناخت لغت وجود نداشت.
جناده در شیراز، با ظاهری پریشان، به مجلس صاحببن عبّاد * (متوفی ٣٨٥) رفت و در بدو امر با بیحرمتی روبهرو شد، اما پس از سخنانی كه بین او و صاحب ردّ و بدل شد، صاحب تكریمش كرد و او را نزد خود خواند (سیوطی، ج ١، ص ٤٨٩).
جناده به مصر نیز رفت و در آنجا با محمدبن حسین نحوی یمنی، حافظ عبدالغنیبن سعید مصری و ابوالحسنبن سلیمان مُقری نحوی كه از مردم انطاكیه بود، در دارالعلم قاهره همنشین شد و با آنان در باره ادبیات مباحثه میكرد، تا آنكه در ذیقعده ٣٩٩، به دستور الحاكم بامراللّه (حك : ٣٨٦ـ٤١١)، فرمانروای فاطمی مصر، جناده و ابوالحسن مقری انطاكی كشته شدند و حافظ عبدالغنی پس از قتل آن دو، از ترس، پنهان شد (یاقوت حموی، همانجا؛ قفطی، ج ٣، ص ١١٢؛ ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٢؛ سیوطی، همانجا).
در باره علت قتل جناده گفتهاند كه یك سال آب رود نیل چنانكه باید فزونی نگرفت. برخی به حاكم گفتند: جناده مردی شوم و نامبارك است و در محلّ اندازهگیری آب نیل مینشیند و درس نحو میگوید و رود نیل را طلسم میكند و به همین دلیل آب نیل بالا نیامده است. حاكم بر پایه همین گفته خرافی، فرمان قتل وی را صادر كرد (یاقوت حموی، ج ٢، ص ٨٠١؛ سیوطی، ج ١، ص ٤٨٨ـ٤٨٩). ابوسهل محمدبن علیبن محمد هروی، از نحویان بزرگ و رئیس مؤذنان در جامع مصر، از شاگردان جناده بود (یاقوت حموی، ج ٦، ص ٢٥٧٩).
آثاری به جناده نسبت دادهاند كه عبارت است از: كتابِ نظمالتفسیر در شرح معلقه امرؤالقیس، كه نسخهای از آن در كتابخانه موزه بریتانیا موجود است (سزگین، ج ٢، جزء ١، ص ٨٤) و الزهكال فی حصر الحروف و المصادر و الافعال ، كه موجود نیست (ابوحیان غرناطی، ص ٢٥). مصحح كتابِ مُغنیاللبیب نیز، به اشتباه، كتابِ الذخائر تألیف علیبن محمد هروی، پدر ابوسهل، را به جناده نسبت داده است (رجوع کنید به ابنهشام، ج ٣، فهرست ص ٢٦١).
منابع:
(١) ابنخلّكان؛
(٢) ابنهشام، مغنیاللبیب عن كتب الاعاریب، چاپ حسن حمد، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٨؛
(٣) محمدبن یوسف ابوحیان غرناطی، تذكرة النحاة، چاپ عفیف عبدالرحمان، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٤) فؤاد سزگین، تاریخ التراثالعربی ، ج ٢، جزء ١، نقله الیالعربیة محمود فهمی حجازی، [ ریاض ] ١٤٠٣/١٩٨٣، چاپ افست قم ١٤١٢؛
(٥) عبدالرحمانبنابیبكر سیوطی، بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین و النحاة، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٤؛
(٦) صفدی؛
(٧) علیبن یوسف قفطی، انباه الرواة علی انباه النحاة، چاپ ابوالفضل ابراهیم، ج ٣، قاهره ١٣٧٤/ ١٩٥٥؛
(٨) یاقوت حموی، معجمالادباء ، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٩٣.
/ سیدمحمد حسینی /