دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٩٨
جبهه آزادیبخش ملی الجزایر (جبهة التحریر الوطنی الجزائری ) ،
تشکلی که جنگ استقلال الجزایر برضد استعمار فرانسه را سازماندهی کرد و پس از استقلال ، تنها حزب حاکم در این کشور شد. با آغاز استعمار الجزایر و اشغال این کشور به دست فرانسویان در ١٣ محرّم ١٢٤٦/ ٥ ژوئیة ١٨٣٠، قیامهای گسترده ای برضد استعمار فرانسه شکل گرفت که از آن جمله قیام بزرگ عبدالقادرِ الجزایری * در ١٢٤٩ـ١٢٦٣/ ١٨٣٣ـ ١٨٤٧ بود (بوحوش ، ص ١٠٨، ١٢٠). در اواخر ١٣٣٨/١٩٢٠، به تدریج نهضتهای ملی گرایانه در قالب تشکلهای سیاسی و منسجم گسترش یافتند. در ٢٤ خرداد ١٣٠٥/ ١٥ ژوئن ١٩٢٦، حزب ستارة شمال افریقا (حزب نجم شمال افریقیا) تأسیس شد (سعداللّه ، ج ٢، ص ٣٧٢؛ بوحوش ، ص ٢٨٨) و در ٣١ مرداد ١٣٠٦/ ٢٣ اوت ١٩٢٧ مِصالی الحاج * ، رهبری آن را پذیرفت . این حزب ، که با اوضاع نامناسب کار برای کارگران کشورهای شمال افریقا مبارزه می کرد، در ٩ آبان ١٣٠٨/ ٣١ اکتبر ١٩٢٩ منحل شد ولی در ١٣١٥ ش / ١٩٣٧ با عنوان حزب خلق الجزایر (حزب الشعب الجزائری ) مجدداً شروع به فعالیت کرد (سعداللّه ، همانجا؛ آژرون ، ص ١١٢؛ نیز رجوع کنید بهبوحوش ، ص ٢٨٩ـ٣٠١). در ١٤ اردیبهشت ١٣١٠/ ٥ مه ١٩٣١، شیخ عبدالحمیدبن بادیس ، جمعیت العلماءالمسلمین * را برای دفاع از فرهنگ عربی و اسلامی سازماندهی کرد.
جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ ١٩٤٥) و تحولات پس از آن ،
جایگاه فرانسه را در کشورهای افریقای شمالی متزلزل کرد و موجب تحریک جنبشهای آزادیبخش ملی در این کشورها
شد. در ١٣٢١ ش / فوریة ١٩٤٣، سه تن از سران احزاب الجزایر، بیانیة خلق الجزایر (مشهور به «بیانیة دوم »، البیان الثانی ) را برای استقلال کشور صادر کردند. در این بیانیه آمده بود که الجزایر باید مجدداً کشوری اسلامی و مستقل شود و همة شهروندان آن از حقوق مساوی برخوردار گردند. بی نتیجه
ماندن این بیانیه سبب شد که در ٢٣ اسفند ١٣٢٢/ ١٤ مارس ١٩٤٤، جنبش «دوستداران بیانیة و آزادی » (اصدقاءالبیان و الحریه ) برای کسب خودمختاری ، مبارزة استقلال طلبانة
خود را آغاز کند (بوحوش ، ص ٣٠٧ـ ٣٠٨؛ براگینسکی ، ص ٤٩ـ ٥٠؛ شیخ نوری ، ص ١٥٤ـ ١٥٥). در ١٨ اردیبهشت ١٣٢٤/ ٨ مه ١٩٤٥، الجزایریها به رهبری خالد الجزایری ، یکی از نوادگان امیرعبدالقادر الجزایری ، در منطقة سطیف در اقلیم قُسَنْطینه / قُسْطَنطینه برضد استعمار فرانسه قیام کردند. در این قیام در حدود ٠٠٠ ، ٤٥ الجزایری کشته شدند. جنبش «دوستداران بیانیه و آزادی » نیز، که فرحات عباس آن را
به منظور ایجاد جمهوری مستقل و خودمختار الجزایر تشکیل داده بود، بر اثر سیاست خشن استعمار فرانسه و به دستور آن منحل شد (بوحوش ، ص ٣٠٨؛ مرل ، ص ٤، ٦١، ٩٢). در فروردین ١٣٢٥/ مارس ١٩٤٦، فرحات عباس حزب دیگری را با عنوان اتحادیة دموکراتیک بیانیة الجزایر (الاتحاد الدیمقراطی للبیان الجزائری ) برای استقلال الجزایر بنیان گذاشت ، ولی به رغم موفقیتهای چشمگیر حزب در انتخابات ، به هیچ یک از
اهداف خود دست نیافت ( رجوع کنید به بوحوش ، ص ٣١٠ـ٣١١). از طرفی دولت فرانسه نیز می کوشید الجزایر را حفظ کند، زیرا منابع غنی نفت و کانی در این کشور سبب شده بود تا فرانسه با استقلال و خودمختاری الجزایر به شدت مخالفت کند (دژاردن ، ص ٣٣١؛
براگینسکی ، ص ٥٠ ـ٥١). این عوامل سبب شد تا بسیاری از رهبران ملی گرای الجزایر، برای پیشبرد اهداف خود، به زور متوسل شوند و در اوایل ١٣٢٦ ش /١٩٤٧ گروهی از جوانان در جنبش پیروزی آزادیهای دموکراتیک (حرکة إنتصار الحریّات الدیمقراطیة ) ــ که در ١٣٢٥ ش / ١٩٤٦، مصالی الحاج به منظور خروج نظامیان اشغالگر فرانسه و استقلال کشور آن را تشکیل داده بود ــ تشکیلاتی به نام سازمان مخفی (المنظّمة السرّیة )، برای فراهم نمودن مقدمات قیام مسلحانه و تأسیس حکومت انقلابی الجزایر به وجود آورند (آژرون ، ص ١٢٧ـ ١٢٨؛
بوحوش ، ص ٣١٢ـ٣١٣، ٣٢٠ـ٣٢٤؛
شریط و میلی ، ص ٢٨٢). به دنبال موجودیت این سازمان ، دولت فرانسه در ٢٧ اسفند ١٣٢٨/ ١٨ مارس ١٩٥٠، بن بلا و چند تن از اعضای فعال آن را زندانی کرد، ولی بن بلا در ١٣٣١ ش / ١٩٥٢ از زندان گریخت و در مصر مبارزات خود را ادامه داد. در ١٣٣٣ ش /١٩٥٤، در گردهمایی اعضای فعال سازمان مخفی در سوئیس توافق شد تا قیام گسترده ای را برضد استعمار فرانسه سازماندهی کنند (بوحوش ، ص ٣٤٦؛
عسلی ، ص ١٩؛
ازغندی ، ص ٦٤). آنان در ٣ فروردین ١٣٣٣/ ٢٣ مارس ١٩٥٤ برای پیشبرد اهداف انقلابی خود تشکلی با ٢٢ عضو، با عنوان کمیتة انقلابی برای اتحاد و اقدام (اللَّجْنة الثوریة للوحدة و العمل )، ایجاد کردند. با آغاز شدن انقلاب الجزایر، این کمیته به جبهة آزادیبخش ملی الجزایر (جبهة التحریر الوطنی الجزائری ) تغییر نام داد و ارتش آزادیبخش ملی الجزایر (جیش التحریر الوطنی الجزائری ) برای انجام دادن عملیات نظامی پایه گذاری شد (حربی ، ص ١٣٥؛
آژرون ، ص ١٣١ـ١٣٢؛
بوحوش ، ص ٣٥١ـ ٣٥٦، ٣٥٩ـ٣٦١؛
عسلی ، ص ١٧، ١٩، ٢٠٢ـ ٢٠٣).
جبهة آزادیبخش ملی در ١٠ آبان ١٣٣٣/ اول نوامبر ١٩٥٤، در بیانیه ای ، اهداف داخلی و خارجی خود را اعلام کرد. اهداف داخلی عبارت بودند از: برپایی حکومت دموکراتیک برطبق مبانی اسلامی و برقراری استقلال ملی ، احترام به تمام آزادیهای اساسی بدون هیچ گونه تبعیض نژادی یا مذهبی ، زدودن فساد و تباهی از چهرة انقلاب ، و گسترش انقلاب الجزایر. در عرصة بین المللی نیز اتحاد کشورهای شمالی افریقا با محوریت اسلامی ـ عربی و پیوند نزدیک با حامیان انقلاب الجزایر در جامعة بین المللی ، به ویژه در سازمان ملل متحد، از مهم ترین اهداف خارجی جبهه بود. در این بیانیه همچنین نوشته شده بود که در صورت پذیرش حق تعیین سرنوشت مردم الجزایر و استقلال کشور، جبهه نیز آماده است تا بحران الجزایر را به روشهای دموکراتیک و مسالمت آمیز رفع نماید (رودی ، ص ١٥٩ـ١٦٠؛
بوحوش ، ص ٥٧٦ ـ٥٧٩؛
شیخ نوری ، ص ١٥٩ـ ١٦٠). فرانسوا میتران ، وزیر کشور وقت فرانسه ، در پاسخ به این بیانیه گفت الجزایر جزئی از فرانسه است و این کشور حاکمیتی جز حاکمیت خود را بر الجزایر به رسمیت نمی شناسد (بوحوش ، ص ٤٠٥؛
دژاردن ، ص ٣٣١).
با انتشار بیانیة جبهة آزادیبخش الجزایر، بسیاری از سازمانها و گروههای سیاسی فعال در الجزایر، در ١٣٣٥ش / آوریل ١٩٥٦ به جبهه ملحق شدند، از جمله جمعیت العلماءالمسلمین ، اتحادیة کارگران مسلمان ، سازمان دانشجویان مسلمان شمال افریقا، و اتحادیة دموکراتیک بیانیة الجزایر (اوزگان ، ص ١٩٩ـ٢٠٠؛
عسلی ، ص ٢١؛
آژرون ، ص ١٣١). با اتحاد و ائتلاف دیگر تشکلهای انقلابی الجزایر به رهبری احمدبن بلا، در ٢٩ مرداد ١٣٣٥/ ٢٠ اوت ١٩٥٦ همایش مخفی جبهه در منطقة صومام شکل گرفت . همچنین کمیتة اجرایی و شورای ملی انقلاب الجزایر از نمایندگان سراسر الجزایر تشکیل شد تا به عنوان عالی ترین مرجع اجرایی انقلاب ، ادارة امور را برعهده گیرد (اوزگان ، همانجا؛
بوحوش ، ص ٣٩١ـ٣٩٧؛
آژرون ، ص ١٣١ـ ١٣٢). دولت فرانسه نیز برای سرکوب قیام الجزایر تلاش نمود تا کمکهای خارجی به جبهه را قطع کند. در آبان ١٣٣٥/ اکتبر ١٩٥٦، منازعة فرانسه ، انگلیس و اسرائیل با جمال عبدالناصر * ــ که از حامیان جبهة آزادیبخش ملی الجزایر به شمار می آمد ــ در قطع ارتباط جبهه با کشورهای خارجی ، بی نتیجه بود و حتی بحران سوئز سبب شد تا حمایت دیگر دولتهای تازه استقلال یافته و غیرمتعهد، از جبهه بیشتر شود (بیل و لیدن ، ص ١٤٨ـ٢٤٢؛
شریط و میلی ، ص ٢٩١ـ٢٩٢؛
صدر، ص ٢٢؛
سوئز * ).
پس از برگزاری همایش مخفی جبهه در صومام ، برنامة تشکیل جمهوری الجزایر سازماندهی شد. این برنامه در چارچوب اصول پیشنهادی رهبران جبهه و با هدف مبارزة مسلحانه با اشغالگران تعیین گردید و تأسیس جمهوری سوسیال دموکرات الجزایر در دستور کار آن بود. در پی برگزاری این همایش در ١٣٣٥ ش / اکتبر ١٩٥٦، با مقامات فرانسه در مغرب مذاکراتی شد و در ٣٠ مهر /٢٢ اکتبر همان سال نیروی هوایی فرانسه ، بن بلا و چهار تن از رهبران اصلی جبهه را در راه بازگشت از رباط به تونس ربودند (حربی ، ص ١٥٩؛
اسعدی ، ج ١، ص ١٤٦؛
آژرون ، ص ١٣٢). فرحات عباس و دوستانش
در غیاب بن بلا، رهبری تشکیلات جبهه را به عهده گرفتند. آنان با صدور اعلامیه ، دستگیری پنج تن از رهبران سیاسی ـ نظامی جبهه را محکوم و تأکید کردند تا کسب استقلال و آزادی به مبارزة خود ادامه خواهند داد. ژنرال دوگل پس از روی کار آمدن (١٣٣٧ ش / ١٩٥٨) در فرانسه ، به سبب تشدید ناآرامیها در الجزایر، به اقدام نظامی متوسل شد و حدود پانصد هزار تن از نظامیان فرانسه را علیه جبهة آزادیبخش ملی به کار گرفت (بوحوش ، ص ٤٢٩ـ٤٣١؛
اسعدی ، ج ١، ص ١٤٦ـ١٤٧).
ارتش آزادیبخش ملی الجزایر نیز به دو بخش درون مرزی و برون مرزی تقسیم شد. ارتش درون مرزی متشکل از گروههای نظامی بود که به طور نامنظم و پراکنده در داخل کشور مبارزه می کردند و ارتش برون مرزی در مراکش و تونس دارای فرماندهی واحد و تشکیلات منسجم و مجهز به سلاحهای جدید بود و رهبری آن را هُواری بومِدیَن * برعهده داشت . در مجموع ، ٩٠% از کل نیروهای نظامی را دهقانان و کشاورزان تشکیل می دادند (روآ ، ص ١٠٢؛
ازغندی ، ص ٧١ـ٧٣). در ١٣ تیر ١٣٣٧/ ٤ ژوئن ١٩٥٨، ژنرال دوگل به الجزایر رفت و در سخنرانی خود در مقابل کاخ دولت در الجزایر، خواستار مصالحه شد و بر وجود ملت الجزایر و حق آنان برای تعیین سرنوشت خویش تأکید نمود (بوحوش ، ص ٤٣٢؛
آژرون ، ص ١٣٦ـ١٣٧). در ٢٨ شهریور ١٣٣٧/ ١٩ سپتامبر ١٩٥٨، جبهة آزادیبخش الجزایر، دولت موقت در تبعید را تشکیل داد و شورای ملی انقلاب و اعضای دولت موقت جمهوری الجزایر نیز انتخاب شدند. فرحات عباس نخست وزیر یا رئیس دولت و کریم بِلْقاسم نایب رئیس یا معاون اول نخست وزیر شد (بوحوش ، ص ٤٧٥ـ٤٧٦؛
ازغندی ، ص ٧٩ـ٨٠). در ١٣ آبان ١٣٣٩/ ٤ نوامبر ١٩٦٠، ژنرال دوگل در یک سخنرانی تاریخی تولد الجزایر را اعلام ، و تأکید نمود که در راه صلح در الجزایر کوشش خواهد کرد (بوحوش ، ص ٥٢٣ ـ٥٢٤).
در ١٩ـ٢٤ آذر ١٣٣٩/ ١٠ـ ١٥ دسامبر ١٩٦٠، میلیونها تن از مردم الجزایر در حمایت از جبهة آزادیبخش ، تظاهرات کردند و صدها تن از آنان کشته شدند (بوحوش ، ص ٤٤٩؛
رودی ، ص ١٧٤؛
ازغندی ، ص ٨١). در پی کشتار مردم الجزایر، سازمان ملل متحد حق استقلال مردم الجزایر را به رسمیت شناخت ، ولی حکومت فرانسه بر حفظ حاکمیت خویش در الجزایر پافشاری می کرد. در فرانسه نیز در بارهجنگ با الجزایریها اختلافات بالا گرفته بود. حزب کمونیست فرانسه نیز که از ١٣٣٣ ش /١٩٥٤ نسبت به انقلاب الجزایر موضعی انتقادی داشت ، ادامة فعالیتهای استعماری دولت فرانسه را علیه الجزایر محکوم نموده و شرکت اعضای خود را در هر نوع فعالیت برضد الجزایر ممنوع کرد. نیروهای چپگرا و روشنفکر و خانواده های سربازان فرانسوی در الجزایر نیز از ژنرال دوگل به شدت انتقاد می کردند. جنگ الجزایر سبب بی ثباتی سیاسی و بروز بحرانهای اقتصادی و مالی در فرانسه گردیده بود. (براگینسکی ، ص ٥٦؛
ازغندی ، ص ١١٩ـ ١٢٥؛
مجیدی سورکی ، ص ٨٩، ٩٢؛
نیز رجوع کنید بهصدر، ص ٣١ـ٣٢).
در ١٣٤٠ ش / ١٩٦١، تظاهرات گسترده ای در مغرب ، لیبی ، سودان ، مصر، سوریه و عراق انجام شد که در اعلام آمادگی دولت دوگل برای پذیرش مذاکره جهت خاتمه دادن به جنگ تأثیر به سزایی داشت (مرل ، ص ٢٣٦ـ٢٤٤؛
ازغندی ، ص ١١٣). دوگل ، برای بر طرف شدن بحران الجزایر، سه راه حل پیشنهاد کرد: وابستگی کامل الجزایر به فرانسه ولی با حکومتی ظاهراً خودمختار، تقسیم و تجزیة الجزایر به دو بخش اروپایی و عرب مسلمان ، و تشکیل دولتی تحت قیمومت فرانسه (صدر، ص ٣٤ـ ٣٨؛
مرل ، ص ١٣ـ١٤؛
براگینسکی ، ص ٥٤). دولت فرانسه در ١٨ دی ١٣٣٩/ ٨ ژانویة ١٩٦١ مسئلة لزوم تعیین سرنوشت مردم الجزایر را به همه پرسی گذاشت که در حدود ٦٠% در رأی گیری شرکت کردند (آژرون ، ص ١٤١؛
بوحوش ، ص ٥٢٥). پس از آن دولت فرانسه کوشید تا از طریق سوئیس با دولت موقت الجزایر در بارهتشکیل دولت مستقل ولی وابسته به حکومت مرکزی مذاکره کند، ولی نظامیان عالی رتبة فرانسه در الجزایر در ٢ـ٦ اردیبهشت ١٣٤٠/٢٢ـ٢٦ آوریل ١٩٦١ اعتراض نموده و اقدام به کودتا کردند، اما اکثر قوای ارتش از آن حمایت نکردند و کودتا شکست خورد (بوحوش ، ص ٥٢٩). پس از آن نیروهای تندرو در ارتش فرانسه سازمان ارتش سرّی را پایه گذاری کردند و درصدد قتل عام مردم الجزایر بر آمدند. آنها با اقدامات تروریستی مصمم بودند مذاکرات صلح بین جمهوری پنجم فرانسه و دولت موقت جمهوری الجزایر را به بن بست بکشانند (خسروشاهی ، ص ٣٩ـ٤١؛
مرل ، ص ١٩؛
شریط و میلی ، ص ٣٠٨ـ٣١٣؛
آژرون ، ص ١٤٢)؛
اما در ٢٨ اردیبهشت ١٣٤١/ ١٨ مارس ١٩٦٢ نمایندگان دولت موقت جمهوری الجزایر (کریم بلقاسم و بن یوسف بن خدّه ) و نمایندة رئیس جمهور فرانسه (لوئی ژوکس ) قرارداد اویان را امضا کردند. بخش اول این قرارداد شامل آتش بس می شد که از ٢٩ اردیبهشت ١٣٤١/ ١٩ مارس ١٩٦٢ قابل اجرا بود. براساس مفاد دیگر این قرارداد، الجزایر حقوق سیاسی و اقتصادی مهاجران اروپایی را به رسمیت می شناخت و در مقابل فرانسه را
متعهد می کرد به الجزایر استقلال دهد به شرط اینکه الجزایر مناسبات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود را با فرانسه تنظیم کند و دولت فرانسه نیز متعهد شد در بازسازی اقتصادی
الجزایر مشارکت کند (بوحوش ، ص ٥٣٨ ـ٥٣٩؛
شریط و میلی ، ص ٢٩٤؛
آژرون ، ص ١٤٣ـ ١٤٤) ولی تعهداتی که الجزایر در قبال وضع حقوقی و سیاسی اقلیت اروپایی مقیم این کشور می پذیرفت و همچنین ادامة استخراج منابع زیرزمینی منطقة صحرا و استفاده از کلیة پایگاههای نظامی این کشور، در حقیقت سازشی در جهت منافع دولت استعماری فرانسه بود (دژاردن ، ص ٣٢٧؛
ازغندی ، ص ٨٧؛
مرل ، ص ٢٢).
از این پس ادارة الجزایر تا برگزاری همه پرسی و تشکیل دولت جدید، به یک هیئت اجرایی موقت واگذار شد که ریاست آن را عبدالرحمان فارس ، رئیس سابق مجلس الجزایر، به عنوان مسلمانی ملی گرا و میانه رو، برعهده داشت (ازغندی ، ص ٩١). در ٢٩ اردیبهشت ١٣٤١/ ١٩ مارس ١٩٦٢، بن بلا و همراهانش پس از شش سال از زندان آزاد شدند. او از هیئت نمایندگی دولت موقت انتقاد نمود و معتقد بود دولت فرانسه ، استقلال الجزایر را تنها به شکل ظاهری به رسمیت شناخته است (همان ، ص ٩١ـ٩٢؛
مرل ، ص ٢٢، ١٢٥ـ١٢٦). در تیر ـ مرداد / ژوئیة همان سال اعضای شورای ملی انقلاب (المجلس الوطنی للثورة ) در طرابلس (پایتخت لیبی ) گرد آمدند و به اعمال سازشکارانة دولت موقت اعتراض کردند (ازغندی ، ص ٩٢؛
رودی ، ص ١٩١؛
بوحوش ، ص ٥٣٨). در همه پرسی که در تیر ١٣٤١/ اول ژوئیة ١٩٦٢ برگزار شد، مردم الجزایر با ٥٨١ ، ٩٥١ ، ٥ رأی موافق ، در مقابل ٥٣٤ ، ١٦ رأی مخالف ، به استقلال رسیدند (بوحوش ، ص ٥٤٠؛
براگینسکی ، ص ٦١). دولت موقت ، در پی اعتراض اعضای جبهة آزادیبخش به اقدامات سازشکارانة دولت موقت در قرارداد اویان ، مبارزان معروف ارتش آزادیبخش ملی را بازداشت کرد و هواری بومدین و دو تن از فرماندهان ارتش و معاونان او را برکنار نمود. دولت موقت کوشید تا مردم الجزایر را علیه بن بلا تحریک کند، از این رو بن بلا به قاهره و سپس به مراکش رفت . او در ٢٠ تیر/ ١١ ژوئیة همان سال به الجزایر بازگشت . به عقیدة بن بلا جبهه می توانست حمایت مردمی را در جهت سیاستهای دولت سازماندهی کند و از این طریق نقش خود را در رهبری کشور تقویت نماید؛
از این رو، وی در فروردین ١٣٤٢/ آوریل ١٩٦٣ بن خیضر را به دبیرکلی جبهه بر گزید. در مرداد ١٣٤٢/ اوت ١٩٦٣، قانون اساسی تحت نظارت جبهه پس از همه پرسی ، به تصویب مجلس الجزایر رسید. بر اساس قانون اساسی جدید، جبهة آزادیبخش به عنوان تنها حزب سیاسی تعیین گردید و بن بلا نیز برای پنج سال به ریاست جمهوری انتخاب شد (اسعدی ، ج ١، ص ١٥٣؛
میتکیس ، ص ٢٧؛
>
«بن بلا و جبهة آزادیبخش ملی » <
، ٢٠٠٣). نخستین کنگرة جبهه در ١٣٤٣ ش /١٩٦٤ در الجزیره تشکیل شد و در آن آیین نامه و برنامة حزب ــ که به منشور الجزیره شهرت یافت ــ تصویب گردید. در این منشور، بر هدایت جبهه در مسیر تغییرات عمیق دموکراتیک ، مبارزه با امپریالیسم و حرکت در مسیر سوسیالیسم تأکید شد. حزب کمونیست الجزایر نیز منشور الجزیره را مبنای همکاریهای مشترک با جبهه قرار داد و در خرداد ١٣٤٣/ ژوئن ١٩٦٤ اعضای حزب کمونیست الجزایر به جبهه پیوستند(دخانیاتی ، ص ٣٨٠ـ٣٨١). در ١٣٥٥ش / ١٩٧٦، «منشور ملی » پس از انتشار و همه پرسی تصویب شد و دوباره در آن نقش مسلط جبهة آزادیبخش ملی احیا گردید. در آبان / نوامبر همان سال ، اصول مندرج در منشور ملی مجدداً به عنوان قانون اساسی جدید به همه پرسی گذاشته و تصویب شد. بر اساس قانون اساسی جدید، ارتش ملی و خلقی وارث ارتش ملی آزادیبخش و حافظ انقلاب دانسته شد و جبهة آزادیبخش نیز نیروی پیشاهنگی تلقی شد که خلق را برای برپایی نظام سوسیالیسم هدایت می نمود. همچنین بر اساس قانون اساسی جدید، مقرر شد مناصب و مقامات حساس و اساسی دولتی در اختیار اعضای رهبری حزب قرار گیرد (رودی ، ص ٢١٠؛
مجیدی سورکی ، ص ٧٣؛
نیز رجوع کنید بهبومدین * ، هواری ). از لحاظ تشکیلاتی نیز، براساس اساسنامه های حزبی مصوبة دی ١٣٥٧/ژانویة ١٩٧٩ در همایش جبهة آزادیبخش ملی ، مقرر گردید کمیتة مرکزی این حزب ــ که همایش حزب آن را انتخاب می کند ــ دبیر کلی برای حزب برگزیند که دبیرکل نامزد ریاست جمهوری نیز بشود. این حزب را دبیرخانه ای اجرایی ، متشکل از پنج عضو، اداره می کند. این حزب به ١٧ فدراسیون ، ١٠٩ بخش (دایره ) و ١١٢ ، ١ کمون (بلدیه ) تقسیم گردیده است (اسعدی ، ج ١، ص ١٦٦).
از اواسط دهة ١٣٦٠ ش /١٩٨٠، الجزایر با وخامت اوضاع اقتصادی و شکست سیاستهای صنعتی و توسعة ملی مواجه شد. دراین دهه رشد اسلام گرایی از یک سو و افزایش انحصارطلبی جبهة آزادیبخش ملی از سوی دیگر، به عنوان تنها حزب حاکم در کشور، سبب گسترش ناآرامیها و درگیریهایی در الجزایر شد و دولت حاکم مجبور گردید در ١٤ اسفند ١٣٦٧/ ٢٣ فوریة ١٩٨٩، با برگزاری همه پرسی ، در قانون اساسی بازنگری کند. بر اساس قانون اساسی جدید، کثرت گرایی حزبی به رسمیت شناخته شد و همین امر، سبب اعتراض رهبران سنّتی و قدیمی جبهه گردید. جبهة نجات اسلامی نیز در این فضای باز سیاسی ،
با اخذ مجوز رسمی از وزارت کشور، به عنوان رقیب اصلی جبهة آزادیبخش ملی فعالیت خود را آغاز کرد ( >
دائرة المعارف جهان اسلام آکسفورد <
، ذیل "Islamic Salvation Front" ؛
کسرایی ، ص ١٩ـ٢٦، ٣١ـ ٣٥، ٦٨؛
نیز رجوع کنید به جبهة نجات اسلامی الجزایر * ) و در انتخابات شوراهای شهرداری و شوراهای شهر (ایالتی ) الجزایر در ٢٢ خرداد ١٣٦٢/ ١٢ ژوئن ١٩٩٠، و انتخابات مجلس در ٥ دی ١٣٧٠/ ٢٦ دسامبر ١٩٩١ به طور شگفت انگیزی بر جبهة آزادیبخش ملی الجزایر پیروز شد، ولی کودتای نظامیان در ٢٢ دی ١٣٧٠/ ١٢ ژانویة ١٩٩٢ و انحلال جبهه در ١٤ اسفند/ ٤ مارس همان سال ، زمینه را برای افزایش انحصارطلبی حزب حاکم فراهم کرد (کسرایی ، ص ٧١، ٧٤، ١٣٧، ١٦٧ـ١٦٩؛
رمضان قرنی محمد، ص ٢١٣ـ٢١٧).
الیامین رِزوال نیز در دورة ریاست جمهوری خود تلاش کرد تا سازمان حزبی جدیدی را جانشین جبهة آزادیبخش نماید، از این رو حزب التجمع الوطنی الدیمقراطی را تأسیس کرد، که از اعضای پایین رتبة جبهه تشکیل شده بود. حزب مذکور، در انتخابات مجلس در ١٥ خرداد ١٣٧٦/ ٥ ژوئن ١٩٩٧ بر جبهة آزادیبخش ملی پیروز شد اما، در ٢٠ شهریور ١٣٧٧/ ١١ سپتامبر ١٩٩٨ ژنرال زروال ، تحت فشار سیاسی نظامیان ، از قدرت کناره گرفت (صیداوی ، ص ٤٠؛
میتکیس ، ص ٣٤ـ٣٥؛
باسل ، ص ٢٠٠؛
مهابه ، ١٩٩٧، ص ١٣٦). پس از او در ١٦ فروردین ١٣٧٨/ ٥ آوریل ١٩٩٩، عبدالعزیز بوتفلیقه که از ١٣٥٦ش /١٩٧٧ در ارتش جبهة آزادیبخش ملی حضور داشت ، با حمایت کمیتة مرکزی جبهه و پشتیبانی نظامیان ، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد. برخی از رهبران سنّتی و قدیمی جبهة
آزادیبخش ، با نامزدی وی مخالف بودند؛
با این همه ، بوتفلیقه با کسب ٧٩ر٧٣% آرا به ریاست جمهوری الجزایر رسید (مهابه ، ١٩٩٩، ص ١٧٨ـ١٧٩؛
صیداوی ، ص ٤٠ـ٤١).
منابع :
(١) شارل روبر آژرون ، تاریخ معاصر الجزایر ، ترجمة منوچهر بیات مختاری ، مشهد ( ١٣٦٥ ش ) ؛
(٢) علیرضا ازغندی ، انقلاب الجزایر: بررسی اوضاع سیاسی و اقتصادی ـ اجتماعی الجزایر قبل و بعد از استقلال ( ١٩٦٥ـ١٩٥٤ )، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٣) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ ش ؛
(٤) عمار اوزگان ، افضل الجهاد ، ترجمة حسن حبیبی ، ( بی جا ) : نشر جهاد، ( ١٣٥٧ ش ) ؛
(٥) رجب باسل ، «ابعاد استقالة الرئیس الجزائری الامین زروال »، السیاسة الدولیة ، ش ١٣٥ (ژانویه ١٩٩٩)؛
(٦) م . براگینسکی ، بیداری آفریقا: بررسی جنبش های آزادیبخش ملی در آفریقای استعماری ، ترجمة ج . علوی نیا و ا. ح . رضوانی ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(٧) عمار بوحوش ، التاریخ السیاسی للجزائر: من البدایة و لغایة ١٩٦٢ ، بیروت ١٩٩٧؛
محمد حربی ، الجزائر ١٩٥٤ـ١٩٦٢: جبهة التحریر الوطنی ، الاسطورة و الواقع ، ترجمة کمیل قیصر داغر، بیروت
١٩٨٣؛
هادی خسروشاهی ، الجزایر: سرزمین قهرمانان اسلامی ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
علی دخانیاتی ، تاریخ افریقا ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
تیری دژاردن ، صد میلیون عرب : برداشتی نو از رویدادهای جهان عرب ، ترجمة حسین مهری ، تهران ١٣٥٧ش ؛
رمضان قرنی محمد، «الجزائر علی ابواب الانتخابات البرلمانیة »، السیاسة الدولیة ، ش ١٠٧ (ژانویه ١٩٩٢)؛
ژول روآ، جنگ الجزایر ، ترجمة اسداللّه مبشری ، تهران ١٣٦١ش ؛
ابوالقاسم سعداللّه ، الحرکة الوطنیة الجزائریة ، بیروت ١٩٩٢؛
عبداللّه شریط و محمد مبارک میلی ، مختصر تاریخ الجزائر: السیاسی و الثقافی والاجتماعی ، الجزائر ١٩٨٥؛
محمدامیر شیخ نوری ، پژوهشی در باره ی نهضت های رهایی بخش ( افریقا، امریکای لاتین و مسئله ی فلسطین )، تهران ١٣٧٨ ش ؛
حسن صدر، الجزایر و مردان مجاهد ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
ریاض صیداوی ، «الانتخابات و الدیمقراطیة و العنف فی الجزائر»، المستقبل العربی ، سال ٢٢، ش ٧ (ژوئیه ١٩٩٩)؛
بسام عسلی ، جبهة التحریر الوطنی الجزائری ، ( بی جا. ) : دارالنقائص ، ( بی تا. ) ؛
شاکر کسرایی ، اسلامگرایی در الجزایر ، تهران ١٣٨٠ش ؛
علی مجیدی سورکی ، الجزایر ، تهران : وزارت امورخارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٥ش ؛
روبر مرل ، بن بلا ، ترجمة خلیل کوشا، تهران ( ١٣٥٥ ش ) ؛
احمد مهابه ، «الجزائر بین المشکلات الداخلیة و التدخلات الخارجیة »، السیاسة الدولیة ، ش ١٢٨ (آوریل ١٩٩٧)؛
همو، «الجزائر و الانتخابات الرئاسیة »، همان ، ش ١٣٦ (آوریل ١٩٩٩)؛
هدی میتکیس ، «توازنات القوی فی الجزائر: اشکالیات الصراع علی السلطة فی اطار تعددی »، المستقبل العربی ، سال ١٦،ش ٦ (ژوئن ١٩٩٣)؛
"Ben Bella and the FLN", ٢٠٠٣. [Online(. Available: http://www. countrystudies. us/algeria/٣٧. htm )٧ May ٢٠٠٥];
James A. Bill and Carl Leiden, Middle East: government and politics , Boston ١٩٧٤;
The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Islamic Salvation Front" (by Peter von Sivers);
John Ruedy, Modern Algeria: the origins and development of a nation , Bloomington ١٩٩٢.
/ اصغر صادقی یکتا /