دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢١٨٧
بَهار شَروانی (یا شِروانی / شیروانی ) ، میرزا نصرالله ، فرزند ابوالقاسم ، غزل سرای نیمة دوم قرن سیزدهم . در ١٢٤٧ در شَماخی ، شهری در جمهوری آذربایجان ، زاده شد (تربیت ، ص ٧١). از کودکی به سرودن شعر و غزل میل وافر داشت و با استعداد شگفت خود غزلهای فارسی را به صورت منظوم به ترکی برمی گرداند (کوچرلی ، ج ٢، بخش ١، ص ٤). رضاقلی خان هدایت (متوفی ١٢٨٨)، او را در ١٢٧٥ در تهران دیده و شعرش را ستوده است (ج ٤، ص ١٧٩ـ١٨٠). دیوان بیگی نیز ضمن اشاره به سیر و سیاحت او در هندوستان ، گفته است که برخی او را در قصاید و مسمط مانند متقدّمان می دانند (ج ١، ص ٢٧٢ـ٢٧٣).
بهار در سیر و سیاحتهای خود به خدمت دانشمندان و شاعران نامی دوران خود رسید؛ در اصفهان با غلامحسین صدرالشّعرا، پدر ایرج میرزا، در تبریز با ادیب ناصر دیلمی و در مشهد با ملک الشّعراء صبوری ، پدر محمّدتقی بهار، دوستی و آمیزش داشت (برقعی ، ج ١، ص ٥٨٠؛ دایرة المعارف فارسی ، ذیل «بهار شیروانی »). هنگام اقامتش در تهران ، میرزا احمدخان وکیل الرّعایا او را با خود به ساوجبلاغ برد و دو فرزند خود، میرزاعلی خان حیدری و میرزا عبدالله خان مصباح دیوان ، را برای تعلیم و تربیت به او سپرد ( ارمغان ، ص ٧١) و چون بهار به تبریز بازگشت ، مدتی منشیِ کنسولگری فرانسه شد (رجوع کنید به برقعی ، همانجا؛ محمدزاده ، ص ٨٨). به نوشتة عبرت نائینی * (متوفی ١٣٢١ ش )، بهار واژه نامه ای فارسی ـ فرانسه تألیف کرده بود که کنسول فرانسه آن را از وی خرید و به نام «لغت نیکلا» و به اسم خود به چاپ رساند (ج ١، ص ٤٧٦). درستی این سخن معلوم نیست ، و همچنان این که می گوید (همانجا) بهار دیوان خود را در خانة صبوری گذاشت و پسر صبوری (ملک الشعراء بهار)، برخی از اشعار بهار شروانی را به نام خود کرد. محمود فرّخ خراسانی (متوفی ١٣٦٠ ش ) در یادداشتی که به نسخة خطی مدینة الادب ضمیمه کرده است (رجوع کنید به همانجا) از ملک الشعراء دفاع کرده و این سخن را تهمتی ناروا دانسته است .
بهار ظاهراً دو دیوان به زبانهای فارسی و ترکی داشته (مدرس تبریزی ، ج ١، ص ٢٩٦) که مفقود شده است . آقابزرگ طهرانی (ج ٩، قسم اول ، ص ١٤٦) از دیوان فارسی او یاد کرده است . مجموعه ای از اشعار فارسی او، احتمالاً به خط خودش ، در موزة نظامی جمهوری آذربایجان محفوظ است (ش ١٠١٧) که عنوان «مسوّده » دارد و شاید بهار آن را در جوانی خود فراهم کرده باشد. این مجموعه ، در ٣٩ ورق ، و شامل غزلیات ، قصیده ای در مدح امام رضا علیه السلام ، و مثنوی تُحفة الاَحِبّاء است که برخی (مثلاً مدرس تبریزی ، ج ١، ص ٢٩٧) به اشتباه نام آن را تحفة العراقین ذکر کرده اند. مثنوی دیگری هم به نام نرگس و گل سروده که تنها چند بیت از آن باقی مانده است . او حدود ١٣٠٠ در تبریز درگذشت و همانجا مدفون شد (رجوع کنید به تربیت ، همانجا).
منابع :
(١) محمد محسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) ارمغان ، سال ١٣، ش ١ (فروردین ١٣١١)؛
(٣) محمد باقر برقعی ، سخنوران نامی معاصر ایران ، قم ١٣٧٣ ش ؛
(٤) محمدعلی تربیت ، دانشمندان آذربایجان ، تهران ١٣١٤ ش ؛
(٥) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(٦) احمدعلی دیوان بیگی ، حدیقة الشعراء ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٤ـ١٣٦٦ ش ؛
(٧) محمدعلی عبرت نائینی ، مدینة الادب ، نسخة خطی کتابخانة مجلس شورای اسلامی ، ش ٩٦٧؛
(٨) حمید محمدزاده ، «زندگی و آثار بهار شیروانی »، وارلیق ، ش ٩ـ١٠ (١٣٦١ ش )؛
(٩) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٠) رضاقلی بن محمد هادی هدایت ، مجمع الفصحا ، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٣٦ـ١٣٤٠ ش ؛
(١١) Fer ¦âdun Bey Kخc §arl ¦â, A ¦zarba ¦yja ¦n adabiya ¦t i ¦tarixi materiallar i ¦, vol. ٢, pt. ١, Baku ١٩٢٦.
/ حمید محمّدزاده /