دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٩٣
تینْمَل (یا تینمَلَّل ) ، کوه و شهری در فلاتی واقع در رشته کوههای اطلس مرتفع ( در مغرب که فاصلة آن تا شهر مراکش سه فرسخ است و ساکنان آن بربرند ) (یاقوت حموی ، ذیل «تین مَلَّل »). تینمل ( که امروز روستای کوچکی است ) ( مَعْلمة المغرب ، ج ٨، ص ٢٧٦٥) بر سر راهی که به سمت
گردنة تیزین ـ تست می رود، قرار دارد و روزگاری پایگاهی برای توسعة موحدون * بوده است . تینمل در زبان بربری به معنای زمینهای پلکانی کشاورزی در نواحی کوهستانی است ، هرچند که در بارة ریشة آن نظرهای دیگری نیز مطرح شده است . تینمل که با قلل مرتفع (ح ٠٠٠ ، ٣ متر) احاطه شده و راههای دسترسی به آن شیب تُند دارند، تقریباً تسخیرناپذیر است . این منطقه از دیرباز مقدّس بوده است ؛
در آنجا قبایل کوهستانی با یکدیگر پیمان می بستند و سوگند می خوردند. این امر تا حدی انتخاب آنجا را توسط مهدی ، از امرای موحدون ( ابن تومَرت * ) ــ که تینمل با خاندان او پیوند نزدیکی داشت ــ توجیه می کند. این محل جزو قلمرو ( قبیلة ) هَزمیره که ابن تومرت را در طی مبارزاتش با مُرابطون پناه داده بود، شد.
ابن تومرت که پس از هجرتش در تینمل مستقر شده بود، بر گرد خود اجتماعی از قبایل گوناگون (از جمله تینمال هَرغه ، هِنتاتَه ، گَدمیوَه و گَنفیسه /کنفیسه ، صنهاجة و هسکورة ) به وجود آورد ( کتاب الحلل الموشیة ، ص ١٠٩). او که از قدرت میزبانانش می هراسید، بی رحمانه دستور قتل عام آنان را صادر کرد (نجّار، ص ١٣٩ـ١٤٠). در این زمان ، تینمل به دژ مستحکم اهل سوس بر ضد قدرت مراکش تبدیل شده بود. شهر محصور در دیوارهایی بود که بالای آنها برجهایی ساخته بودند ( کتاب الحلل الموشیة ، ص ١١٢). راه ورود به شهر یک پل بود. ادریسی تصریح می کند که چهار مرد می توانستند از شهر مرکزی ، تینمل ، دفاع کنند. خانه و مسجدِ متعلق به ابن تومرت هستة این دولت ابتدایی را تشکیل داد. جنگهای موحدون و سرازیر شدن غنایم جنگی و اسیران ، به این منطقه رونق و رفاه بسیار بخشید. پس از انهدام دژ تاسغیموتِ مرابطون در ٥٢٦ دروازه های آن را با شکوه و جلال فراوان برای تزئین باب الفخّارین به تینمل آوردند. احتمالاً تینمل در آن زمان ضرابخانه داشته است . در آنجا بود که ابن تومرت خط مشی اصلی نظم جدید را مشخص
کرد و سیاست نظامی خود را در برابر مرابطون کامل نمود (همان ، ص ١١٦).
پس از مرگ ابن تومرت در تینمل ، وارث و جانشینش ، عبدالمؤمن (نجار، ص ٤٠٣)، آنجا را به زیارتگاهی تبدیل کرد تا پیش از گرفتن تصمیمات بزرگ در مرقد ابن تومرت عبادت وهدایای خود را به آن اعطا کنند. در واقع ، آیین ابن تومرت پس از سقوط دودمان او باقی ماند. خلیفه به کارهای عمرانی گوناگون در تینمل ، از جمله ساختن یک مسجد، ادامه داد. او را پس از مرگ در کنار ابن تومرت دفن کردند ( کتاب الحلل الموشیة ، ص ١٥٧) و تینمل از آن پس مدفن رسمی خلفای موحدون شد؛ ازینروست که بقایای جسد ابویعقوب یوسف را ــ که در محاصرة شنترین (سانتارم ) کشته شد ــ به آنجا باز گرداندند (همان ، ص ١٥٨). در دورة موحدون اهمیت تبادل میان مراکش و تینمل حفظ شد و پس از سقوط مراکش و پیروزی مَرینیان ، باقیماندة موحدون دوباره در تینمل گرد آمدند. ابوعلی مِلیانی ، حاکم اَغمات ، در ٦٧٤ تینمل را گرفت و مرقد خلفای موحدون را غارت کرد اما منطقه حتی در این وضع نیز رونق و رفاهی داشت . لئوی آفریقایی در وصف افریقیا (ج ١، ص ١٤١) تینمل را شهری بسیار پرجمعیت با یک مسجد زیبا وصف کرده است . پس از چاپ کتاب زرهونی ، که اخیراً صورت گرفته ، در بارة این مکان در قرن دوازدهم اطلاعاتی به دست آمده است . در آن زمان مسجد جامع موحدون هنوز دایر بود اما اندکی بعد، به سبب نادرستی جهت قبله اش ، متروک شد. ( در بارة این مسجد رجوع کنید بهبخش دوم مقاله ) شهر همچنان مرکز زیارتی بود، هرچند تنها شصت خانوار در آن باقی مانده بودند. یاد مهدی هنوز زنده بود و سکه های موحدون ــ که بر اثر سیلابهای ناشی از آب باران از زیر خاک در آمده بودند ــ طلسمهایی با ارزش تلقی می شد اما مسجد متروک به ویرانه بدل شد و تینمل به ورطة فراموشی افتاد. قائدِ گُندافی ( منسوب به گُندافه ، از تیره های مصموده * ) در قرن سیزدهم / نوزدهم به تلاشی ناموفق برای احیای شهر دست زد.
حفاریهای باستان شناسان در قرن حاضر، اهمیت بناهای تینمل را در تاریخ هنر و معماری مغربی نشان داده است . عبدالمؤمن در کتابش ، رسالة الفصول ، از آغاز کار روی مسجد باشکوه خود که جای بنای کوچک ابن تومرت را می گرفت ، خبر داد. دیوارهای تینمل طبق سنّت مرابطون ساخته شده بود، اما مسجد سبک جدید موحدون را نشان می دهد: استفاده از ساروج به جای سنگ در ساخت آن و استفاده از آجر عمدتاً برای تزئین در گاهها، شَرَفه ها، حاشیة پنجره ها و دیوارهای تکیه گاه چهار گنبد. گچبری در بنا فراوان ، اما تزئینات خوشنویسی نسبتاً نادر بود. فضای داخلی گنبدها، مُقَرْنس کاری شده بود. بسیاری از ویژگیهای تزئینیِ مسجد، ابداعاتی بودند که در هنر مغرب به معیار تبدیل شدند. مرمت ادامه دارد، اما چون بخشی از بقایای این شهر زمین کشاورزی شده ، محدودة آن به هنگامی که در اوج خود به سر می برده ، ناشناخته است .
منابع :
(١) عبداللّه بن ابراهیم زرهونی ، رحلة الوافد ، چاپ علی صدقی ، قنیطره ١٩٩٢؛
(٢) کتاب الحلل الموشیة فی ذکر الأخبار المراکشیة ، چاپ سهیل زکّار و عبدالقادر زمامه ، دارالبیضاء ١٩٧٩؛
(٣) ( لئوی آفریقایی ، وصف افریقیا ، ترجمه عن الفرنسیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ١٩٨٣؛
(٤) عبدالمجید نجّار، المهدیّبن تومرت ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٥) یاقوت حموی ) ؛
(٦) A. Azzaoui, ed., Nouvelles lettres almohades, Casablanca١٩٩٥;
(٧) H. Basset and H. Terrasse, Sanctuaires et forteresses almohades , Paris ١٩٣٢;
(٨) R. Bourouiba, Ibn Tumart , Algiers ١٩٧٤;
(٩) Ewert and Wisshac, Forschungen zur almohadischen Moschee , II : Die Moschee von Tinmal , Mainz ١٩٨٤;
(١٠) F. Ferriol, "Les ruines de Tinmal", Hإsperis, II (١٩٢٢);
(١١) J. Hassar et al., "Tinmal ١٩٨١, fouilles de la mosquإe almohade", Bull. d'archإologie marocaine , (١٩٨١-١٩٨٢);
(١٢) E.Lإvi-Proven µal, Documents inإdites d'histo âre almohade, Paris ١٩٢٨;
(١٣) R. Montagne, "Un episode de la ` siba' de berbةre au XVIII e siةcle d'aprةs la ` rihla' de Sidi Mohammed ez-Zerhouni de Tasaft", Hإsperis, XXVIII (١٩٤١), ٨٥-٩٧;
(١٤) P. Ricard, "Notes sur la mosquإe de. Tinmel, Hإsperis , III (١٩٢٣);
(١٥) Terrasse, L'art hispano-mauresque des origines au XIII e siةcle , Paris ١٩٣٢;
(١٦) H. Triki, J. Hassar-Benslimane and A. Tourإ, Tinmel, l'إpopإe almohade , Milan ١٩٩٢.
/ حلیمه فِرهَت ( د.اسلام ) /
جامع تینْمَل . از نخستین مساجد موحدون در تینمل مراکش . این مسجد را عبدالمؤمن بن علی (حک :٥٢٧ ـ ٥٥٨)، اولین خلیفة موحدون ، در غرب این شهر بنا کرد. بنا بر شواهدی ، پیش از آن محمدبن عبداللّه بن تُومَرت (متوفی ٥٢٤)، مؤسس موحدون ، مسجد کوچکی در این محل ساخته بود که به گزارش ابن خلدون (ج ٦، ص ٣٠٤ـ ٣٠٥) در کنار خانه اش قرار داشت و پس از مرگ ، جنازة او را در آن مسجد دفن کردند اما امروزه اثری از آن مسجد و قبر او باقی نمانده است (نیز رجوع کنید به سالم ، ج ٢، ص ٨٤٠؛
لئوی آفریقایی ، ج ١، ص ١٤١؛
نجار، ص ٤٠٣). همچنین به نادرستیِ جهت قبلة این مسجد که در دوره ای موجب متروک شدن آن گردید، اشاره شده است ( د. اسلام ، ذیل «تینمل »). بیعت عمومی با عبدالمؤمن در ٥٢٦، پس از نماز جمعه در جامع تینمل گزارش شده است ( رجوع کنید بهسَلاوی ، ج ٢، ص ١٠٠). در ٥٤٨، که عبدالمؤمن به زیارت قبر ابن تومرت رفت ، ساختمان مسجد را بازسازی کرد و گسترش داد (همان ، ج ٢، ص ١١٩؛
سالم ، همانجا). بر اساس برخی قرائن علاوه بر ابن تومرت ، مدفن چند تن از خلفای موحدون از جمله عبدالمؤمن و ابویعقوب یوسف بن عبدالمؤمن (متوفی ٥٨٠) نیز در این مسجد است (سلاوی ، ج ٢، ص ١٣٩، ١٥١).
این مسجد مستطیل شکل (با ابعاد ٤٨ * ٦٠ر٤٣ متر) از آجر و گچ ساخته شده و مشتمل است بر شبستان و صحن . صحن مسجد با ابعاد ٢٤ * ١٧ متر نسبت به شبستان ، کوچک به نظر می آید (سالم ، همانجا؛
لامبر، ص ٢١٦؛
هوگ ، ص ٥١). شبستان دارای نُه فرش اندازِ (ناو) عمود بر دیوار قبله است که در این میان پهنای فرش انداز مقابل محراب حدود هشت متر و بقیة فرش اندازها حدود پنج متر است . در هر دو ضلع شرقی و غربی دو فرش انداز جانبی تا به دیوار شمالی مسجد و در دو طرف صحن امتداد یافته است (فرناندث ـ پوئرتاس ، ص ١١٤؛
هیلن برند ، ١٩٩٩، ص ١٨٦؛
پاپادوپولو ، ص ٥١٥). ستونهای فرش اندازها با قوسهای آویزدار (دالبری ، آراسته به برخی از تزئینات مقرنس گونه ) به هم متصل شده اند. این نوع قوس که بعدها اهمیت فراوانی پیدا کرد، ظاهراً نخستین بار در این مسجد به کار رفته است (پاپادوپولو؛
هوگ ، همانجاها).
در وسط دیوار قبله منار مستطیل شکلی با قاعدة ٥ر٩ * ٥ر٥ متر قرار گرفته که محراب ، جایگاه منبر و حجره ای در آن ساخته شده است ، به طوری که منار در بالای محراب قرار گرفته و بدنة منار به گونه ای است که بخشی از آن از دیوار قبلة مسجد بیرون نشسته است که این شیوه در مساجد الجزیره و سلا نیز دیده می شود (سالم ، ج ٢، ص ٨٤٢؛
هیلن برند، ١٩٩٩، همانجا). ویژگی دیگر منار کوتاه بودن غیرمعمول آن (به ارتفاع پانزده متر) است که موحدون در مساجد بعدی خود، مانند مسجد کُتُبیه ، این نقیصه را جبران کردند (پترسن ، ص ١٨٨).
محراب این مسجد، به سبب تناسب در تزئینات ، از زیباترین محرابهای عصر موحدون به شمار می آید. این محراب دارای قوس نعل اسبی است که با یک طاقنمای دیگر با تزئینات راه راه احاطه شده است . در سه طرف طاقنمای دوم ، قاب بندیهای مستطیل شکل گچبری با اشکال مربع و مستطیل با رئوس ستاره ای در داخل آن ، قرار دارد که این قاب بندیها را هم قاب ظریف دیگری احاطه کرده است (سالم ، ج ٢، ص ٨٤٢ ـ ٨٤٣؛
نیز رجوع کنید بههوگ ، تصویر ٥٨).
این مسجد دارای هفت در ورودی است که در هر دیوار جانبی سه در با طاقنمای برجسته قرار دارد و یک در هم در دیوار شمالی هست که به صحن راه دارد (سالم ، ج ٢، ص ٨٤١). مسجد دارای سه گنبد در بالای نخستین فرش انداز موازی دیوار قبله است ، به ترتیبی که یک گنبد در مقابل محراب و دو گنبد دیگر در دو گوشة این فرش انداز قرار دارند که این شیوه غیرمعمول بوده است ، زیرا معمولاً گنبدها را در فرش اندازِ مرکزی یا میانی عمود بر محراب می ساخته اند (پاپادوپولو؛
سالم ، همانجاها). بیرون گنبدها سفالپوش است . سقف مسجد، که اکنون در بیشتر قسمتها فرو ریخته ، نیز سفالپوش بوده است (هیلن برند، ١٩٩٤، ص ٨٥).
منابع :
(١٧) ابن خلدون ؛
(١٨) سید عبدالعزیز سالم ، ( المغرب فی ) العصر الاسلامی ، در المغرب الکبیر ، ج ٢، ( قاهره ) ١٩٦٦؛
(١٩) احمدبن خالد سلاوی ، کتاب الاستقصاء لاخبار دول المغرب الاقصی ، چاپ جعفر ناصری و محمد ناصری ، دارالبیضاء ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(٢٠) ایلی لامبر، تطورالعمارة الاسلامیة فی اسبانیا والبرتغال و شمال افریقیا ، عرّبه عطااللّه جلیان ، بیروت ١٩٨٥؛
(٢١) لئوی آفریقایی ، وصف افریقیا ، ترجمة عن الفرنسیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ١٩٨٣؛
(٢٢) عبدالمجید نجار، المهدی بن تومرت ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٣) جان هوگ ، هنر معماری در سرزمینهای اسلامی ، در سبک شناسی هنر معماری در سرزمینهای اسلامی ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٢٤) EI ٢ , s.v. "Tinmal" (by Halima Ferhat);
(٢٥) Antonio Fernandez- Puertas, "Spain and North Africa", in The Mosque: history, architectural development & regional diversity , ed. Martin Frishman and Hasan Uddin Khan, London: Thames and Hudson, ١٩٩٧;
(٢٦) Robert Hillenbrand, Islamic architecture: form, function and meaning , Edinburgh ١٩٩٤;
(٢٧) idem, Islamic art and architecture , London ١٩٩٩;
(٢٨) Alexandre Papadopoulo, Islam and Muslim art , translated from the French by Robert Erich Wolf, London ١٩٨٠;
(٢٩) Andrew Petersen, Dictionary of Islamic architecture , London ١٩٩٦.
/ اکرم ارجح /