دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٧٤
بَلیانی ، خاندان ، از عرفا و علمای سده های هفتم و هشتم . این خاندان به قریة بلیانِ کازرون ، در استان فارس ، منسوب بوده است . عرفای خاندان بلیانی از مشایخ سلسلة سهروردیه * بودند و جدّ این خاندان ، اسماعیل ، تنها فرزند ابوعلی * دقّاق (متوفی ٤٠٥)، عارف قرن چهارم ، بود (جامی ، ص ٢٦٤؛ مظفریان ، ص ٢٧٩؛ اذکائی ، ص ١٢٦). زرکوب شیرازی (ص ١٤٠)، شیخ علی دقاق نسائی را از اسباط (دخترزادگان ) شیخ ابوعلی دقاق نیشابوری ، آخرین جدّ این خاندان ، خوانده است . برخی از علما و عرفای خاندان بلیانی عبارت اند از:
١) امام الدین مسعود بلیانی (٥٦٥ ـ ٦٥٥). لقب او را گاهی ضیاءالدین نیز نوشته اند. امام الدین از شیخ اصیل الدین شیرازی خرقه گرفت . اصیل الدین بر طریقت رکن الدین سجاسی (متوفی ٦٠٦) بود که به واسطة قطب الدین ابهری از خلفای ضیاءالدین ابوالنجیب عبدالقاهر سهروردی (٤٩٠ـ٥٦٣) به شمار می آید (اذکائی ، ص ١٢٦ـ١٢٧). در میان فرزندان امام الدین ، مسعود، عبدالله ، علی و محمد از همه مشهورترند (همان ، ص ١٢٧).
٢) اوحدالدین عبدالله بن مسعود بلیانی . در حدود ٦١٣ متولد شد. از خردسالی با آوازی خوش ذکر می گفت و شعر می خواند. از یازده سالگی به ارشاد ابوبکر زاهد همدانی و پدرش ، امام الدین مسعود، به زهد و ریاضت پرداخت (شمس ، ص ٧٢؛ جامی ، همانجا). وی از پدرش خرقه گرفت ، و با اینکه در زمان خود از عرفای بزرگ بود، دست از طلب برنداشت . هنگامی که نجیب الدین علی بُزْغُش (متوفی ٦٧٨)، از اصحاب شیخ شهاب الدین سهروردی ، به شیراز وارد شد عبدالله به دیدار او رفت ، اما خود را بی نیاز از راهنمایی نجیب الدین دید (شمس ، ص ٧٢ـ٧٣؛ جامی ، ص ٢٦٤ـ٢٦٦). اوحدالدین با سعدی مصاحبت داشت و به خانقاه او در شیراز می رفت (جامی ، ص ٢٦٦). گویند که صفی الدین اردبیلی (متوفی ٧٣٥) به دیدار اوحدالدین عبدالله آمد و اوحدالدین ، تربیت و ارشاد او را به شیخ زاهد گیلانی (متوفی ٧٠٠) واگذار کرد (ابن بزاز، ص ١٠٥ـ١٠٦). کرامات چندی به او نسبت داده و اشعار و کلماتی نیز از وی نقل کرده اند (جامی ، ص ٢٦٧ـ ٢٦٨؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٩، قسم ٣، ص ٦٩٤). مهمترین اثر وی رسالة عینیة الوجود یا الدائرة و الاحدیة دربارة وحدت وجود و معرفت خداوند است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٨، ص ٣؛ مظفریان ، ص ٢٨٥). وفات او را در ٦٨٦ (جامی ، ٢٦٨) یا ٦٨٣ (زرکوب شیرازی ، همانجا) نوشته اند. وی در خانقاه خود در قریة بلیان به خاک سپرده شد (همان ، ص ١٤١). از فرزندان اوحدالدین عبدالله تنها از سراج الدین یاد کرده اند که از شاگردان پسر عمویش ، امین الدین بلیانی * ، بود. از نوادگان وی می توان از تقی الدین بلیانی * (وفات بعد از ١٠٣٦)، صاحب تذکرة مشهور عرفات العاشقین ، و اوحدالدین عبدالله حسینی مشهور به عبدالله اولیای بلیانی ، صاحب ریاض الطالبین و شکریه ، نام برد (شمس ، ص ٧٥ـ٧٦؛ بغدادی ، ج ١، ستون ٤٦٣؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ١١، ص ٣٢٩؛ منزوی ، ج ٢، بخش ١، ص ١٢٦٣).
٣) زین الدین علی فرزند امام الدین مسعود بلیانی . وی از علما وعرفای عصر خود بود. کتاب مصابیح ( السنه ) و کتب احادیث را نزد قاضی القضات مجدالدین اسماعیل بن نیکروز خواند و نزد امام مجدالدین فرغانی و شمس الدین ابوسعید نیز علوم دینی را فراگرفت (زرکوب شیرازی ، ص ١٤٢). زین الدین در ٦٩٣ـ٦٩٤ درگذشت و در خانقاه فرزندش ، امین الدین محمد بلیانی ، در جوار مقبرة شیخ ابوبکر زاهد همدانی مدفون است (همانجا؛ اذکائی ، همانجا). وی دارای چهار پسر بود که مشهورترین آنها امین الدین محمد بلیانی است (شمس ، ص ٧٨).
٤) امام الدین محمد فرزند امام الدین مسعود بلیانی . از او جز اینکه جانشین امین الدین محمد شد و نام فرزندش ضیاءالدین مسعود (دوم ) است ، اطلاع دیگری در دست نیست . اما فرزند ضیاءالدین مسعود به نام سعیدالدین محمد (متوفی ٧٥٨) از مشایخ خاندان بلیانی است (همان ، ص ٩٦؛ اذکائی ، ص ١٢٩).
٥) سعیدالدین ابوسعد محمدبن مسعود بلیانی ، نوة امام الدین محمد، مشهور به مولانا و مکنّی به ابوالمحمدین ، از فقها و محدثین بود و مقدمات معارف زمان خود را نزد شیخ امین الدین محمد بلیانی فراگرفت . وی در رباط شیخ ابوعبدالله محمدبن خفیف شیرازی (متوفی ٣٧١) درس می گفت (شمس ، همانجا؛ جنید شیرازی ، ص ٦١ـ٦٢). گویند در محضر او هزاران نفر از صالحان و عابدان برای استماع حدیث و خواندن صحیح بخاری حاضر می شدند (جنید شیرازی ، ص ٦٣ـ٦٤). سعیدالدین در ٧٥٨ درگذشت و او را در همان رباط که تدریس می کرد، دفن کردند (همان ، ص ٦٤). برخی از تألیفات او عبارت است از: مطالع الانوار فی شرح مشارق الانوار ، شفاءالصدور ، ا لمحمّدَیْن ، المسلسلات ، روضةُالرائض فی علم الفرائض ، جامع المناسک و شرح ینابیع الاحکام که آن را به پایان نبرد (همان ، ص ٦٣). کتاب دیگر وی ، سِیَر سَیّد الانوار یا مولودالنبی (به عربی المنتقی فی سیرمولد النبی المصطفی (ص ) )، را فرزندش ، عفیف الدین ابوالمحامد (متوفی ٨٠٢)، در ٧٦٠ با نام سیر کازرونی و سیر عفیفی به فارسی ترجمه کرد. ترجمة دیگر این اثر با عنوان نهایة المسؤول فی روایة الرسول ، به قلم عبدالسلام بن علی ابرقوهی (قرن هشتم ) است که به چاپ رسیده است (شمس ، ص ٩٧ـ ٩٨؛ خواندمیر، ج ٣، ص ٢٩٤). سعیدالدین دو فرزند داشت و چنانکه از کنیت او (ابوالمحمدین ) برمی آید، نام هردو محمد بوده است (اذکائی ، همانجا).
٦) عفیف الدین محمد فرزند سعیدالدین محمد که در ٧٢٧ زاده شد. وی از محدثان به شمار می آید و صاحب تألیفاتی است چون : شرح البخاری که از شروح بسیار دیگر برای این اثر یاری جسته ، و الاربعین فی فضل العلم ، که طاووسی آن را از او شنیده است . او اسانید مهم و با ارزشی در کتابی به نام شعب الاسانید فی روایة الکتب و المسانید جمع آورد (سخاوی ، ج ١٠، ص ٢١). عفیف الدین در ٨٠٢ در نجد وفات یافت و همانجا به خاک سپرده شد (همانجا).
٧) نسیم الدین ابوعبدالله محمد فرزند سعیدالدین محمد. در ٧٣٥ در کازرون زاده شد و در ٨١٠ وفات یافت . او در فقه و علوم عربی فاضل بود و اجازة روایت داشت . تقی الدین فاسی از شاگردان اوست (شمس ، ص ٩٨ـ٩٩؛ سخاوی ، ج ١٠، ص ٢٢).
از خاندان بلیانی شیوخ دیگری نیز در کتب تذکره و تاریخ یاد شده اند، مانند جمال الدین بلیانی (متوفی ٧٤١)، معین الدین حسینی بلیانی (متوفی ٧٧٩)، عمادالدین بلیانی ، غریبی بلیانی ، که اطلاع زیادی از ایشان در دست نیست (مظلوم زاده ، ج ٨، ٤٥٩٦ـ٤٥٩٧).
منابع :
(١) محمد محسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) ابن بزاز، صفوة الصفا ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز ١٣٧٣ ش ؛
(٣) پرویز اذکائی ، «بلیانی ، پیر خواجو»، میراث جاویدان ، سال ١، ش ٣ (پاییز ١٣٧٢)؛
(٤) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ١، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٥، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٥) عبدالرحمان بن احمد جامی ، نفحات الانس من حضرات القدس ، چاپ محمود عابدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٦) معین الدین جنیدبن محمود جنید شیرازی ، شدّالازار فی حطّ الاوزار عن زوّار المزار ، چاپ محمد قزوینی و عباس اقبال ، چاپ مجدد تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٧) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٨) احمدبن ابی الخیر زرکوب شیرازی ، شیرازنامه ، چاپ بهمن کریمی ، تهران ١٣١٠ ش ؛
(٩) محمدبن عبدالرحمان سخاوی ، الضوء اللامع لاهل القرن التاسع ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(١٠) محمد جواد شمس ، «خاندان بلیانی »، معارف ، دوره ١٤، ش ٢ (مرداد ـ آبان ١٣٧٦)؛
(١١) منوچهر مظفریان ، کازرون در آیینة فرهنگ ایران ، شیراز ١٣٧٣ ش ؛
(١٢) محمد مهدی مظلوم زاده ، «مکاتب و مدارس اسلامی کازرون تا اواخر دورة قاجار»، در ناموارة دکتر محمود افشار ، چاپ ایرج افشار، ج ٨ ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١٣) احمد منزوی ، فهرست نسخه های خطی فارسی ، تهران ١٣٤٨ـ١٣٥٣ ش .
/ پرویز اذکائی /