دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٨٩٤
پُهلْوارَوی جعفری ، خاندان مشهوری در شرق هند. آنان نسبِ خود را به جعفر طیّار، برادر امام علی علیه السلام ، می رسانند. اصل این خاندان از پهلواری (پُلواری )، قریه ای از توابع عظیم آباد است و در سده های دوازدهم تا چهاردهم ، دانشمندان متعددی از آن برخاسته اند؛ از آن جمله اند:
١) امان الله ، فرزند محمد امین ، از علما و مدرّسان سدة دوازدهم (حسنی ، ج ٦، ص ٣٠٢)؛ ٢) وجیه الحق ، فرزند امان الله . نزد پدرش درس آموخت و در جرگة مدرّسان و علمای دینی درآمد و آثاری نیز تألیف کرد و در ١١٥٠ درگذشت (همان ، ج ٦، ص ٣٩٧)؛ ٣) وحیدالحق (متوفی ١٢٠٠ یا ١٢٠١)، فرزند وجیه الحق . نزد پدر خود و دایی اش ، شیخ مبین جعفری پهلواروی ، شاگردی کرد و به مرتبة استادی رسید و بسیاری از علما در محضر وی دانش آموختند. او در پرهیزکاری ، راستگویی ، ساده زیستی ، شیرین سخنی و خوشخویی نمونه بود؛ از شُبهات پرهیز می کرد و از خوراک کارگزاران دولت انگلیس نمی خورد. در آغاز، مانند فقیهان حنفی ، از غنا پرهیز می کرد، ولی بعدها که احوال عرفانی بر وی غلبه کرد، در مجلس سماع حضور می یافت . او آثار متعددی برجا نهاد، از جمله تعلیقه بر شمایل ترمذی و بر تفسیر بیضاوی (همان ، ج ٧، ص ٥٣٨ ـ٥٣٩)؛ ٤) احمدی پهلواروی (١١٧٦ـ١٢٥٢)، فرزند وحیدالحق . در پهلواری چشم به جهان گشود و در همانجا بزرگ شد و در محضر پدر دانش آموخت و سپس به تدریس روی آورد و ریاست علمی در شرق هندوستان به او رسید. آثار وی بر تبحّرش در علوم حکمی ، خصوصاً فنون ریاضی و براهین هندسی ، دلالت دارد که از میان آنها چهار تعلیقة وی در دست است : الف ) تعلیقه بر حاشیة میر زاهد هروی بر شرح تهذیب جلال دوانی در منطق ؛ ب ) تعلیقه بر حاشیة او بر شرح شریف جرجانی بر مواقف قاضی عضد در علم کلام ؛ ج ) تعلیقه بر الشمس البازغة محمود جونپوری در فلسفه ؛ د) تعلیقه بر شرح هدایة الحکمة از صدرای شیرازی در فلسفه (همان ، ج ٧، ص ٤٩ـ٥٠؛ صدرالدین شیرازی ، ص ١٤)؛ ٥) شرف الدین (١٢٣٥ـ١٢٨٩)، فرزند شیخ هادی . در فقه و تصوف مبرّز بوده و شرحی مبسوط بر تهذیب المنطق نوشته است (حسنی ، ج ٧، ص ٢١١)؛ ٦) بدرالدین (١٢٦٨ـ١٣٤٣)، فرزند شرف الدین . نزد پدر شاگردی کرد و در جرگة مشایخ طریقت درآمد و منصب امیرالشریعه ای را به او تفویض کردند، و حکومت انگلیسی هند به او لقب «شمس العلماء» داد؛ اما وقتی که دشمنی انگلیسیها با مسلمانان آشکار شد، او این لقب را به انگلیسیها پس داد (همان ، ج ٨، ص ٨٨ـ٨٩).
از شاخه های دیگر این خاندان ، این افراد قابل ذکرند: ١) مجیب الله (١٠٩٨ـ١١٩١)، فرزند ظهورالله . در پهلواری در محضر فصیح الدین جعفری پهلواروی ، و در بنارس نزد شیخ محمد وارث بنارسی دانش آموخت و از دومی طریقة اویسی قادری ، و از پسر دایی اش ، عمادالدین ، طریقة قلندری را فرا گرفت و بر مسند ارشاد تکیه زد. عدة بسیاری طریقت را از او اخذ کردند (همان ، ج ٦، ص ٢٥١)؛ ٢) نعمة الله (١١٦٠ـ١٢٤٧)، فرزند مجیب الله . از مشایخ معروف بود و بیشتر کتابهای درسی را نزد وحیدالحق ، شوهر خواهرش ، خواند و طریقت را از پدرش فراگرفت و پس از او به منصب شیخی رسید (همان ، ج ٧، ص ٥٢٠ـ٥٢١)؛ ٣) نورالحق (١١٥٦ـ١٢٣٣)، فرزند عبدالحق و نوة مجیب الله . در محضر وحیدالحق به تحصیل پرداخت و طریقت را از جدّ خود فراگرفت . از آثار او دیوان شعری است به فارسی (همان ، ج ٧، ص ٥٢٧ ـ ٥٢٨)؛ ٤) ظهورالحق (١١٨٤ـ١٢٣٤)، فرزند نورالحق از فقهای حنفی بود. شاه عبدالعزیز دهلوی به او اجازة حدیث داد، و او طریقت را از پدرش فراگرفت . کتابهایی در فقه و سلوک تصنیف کرده است (همان ، ج ٧، ص ٢٣٢)؛ ٥) ابوالحسن (١١٩١ـ١٢٦٥)، فرزند نعمة الله از مشایخ بزرگ بود. در محضر احمدی پهلواروی درس خواند و در معقول و منقول و ادبیات استاد شد. مدتی به طبابت اشتغال داشت و پس از پدر بر مسند ارشاد نشست . آثار متعددی تألیف کرد، از جمله : حاشیه بر شرح حمدالله ــ از علمای شیعه ــ بر سُلَّم العلوم در منطق ؛ رساله ای در تحقیق حدیثی که در باب دوازده جانشین پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رسیده است ؛ و دیوان شعر فارسی (همان ، ج ٧، ص ١١ـ١٢)؛ ٦) محمد امام (١١٩٤ـ١٢٥٥)، فرزند دیگر نعمة الله در منطق و حکمت مبرّز بود. مانند برادرش ، ابوتراب ، نزد احمدی پهلواروی درس خواند. طریقت را از پدرش آموخت . به تدریس می پرداخت و رساله هایی در منطق نوشت (همان ، ج ٧، ص ٤٤٠)؛ ٧) محمد (١١٩٨ـ١٢٧٢)، فرزند نعمة الله از مشایخ بزرگ بود. نزد احمدی پهلواروی درس خواند. طریقت را از پدر آموخت . وی از اصحاب و جد به شمار می رفت (همان ، ج ٧، ص ٤٣٢)؛ ٨) علی سجاد (١١٩٩ـ١٢٧١)، فرزند نعمة الله صاحب آثار متعدد از جمله دیوان شعر فارسی بود (همان ، ج ٧، ص ٣٤٠ـ٣٤١)؛ ٩) مصطفی (١١٩٩ـ١٢٤٩)، فرزند شمس الدین ، از مشایخ قادری و از شاگردان احمدی پهلواروی بود. در طریقت از پدر اجازه گرفت و پس از او به مقام شیخی در کلکته رسید (همان ، ج ٧، ص ٤٩٦)؛ ١٠) وَصی احمد (١٢٢٤ـ١٢٩٣)، فرزند مصطفی از دانشمندان متصوف بود. نزد دو دایی خود، ابوالحسن و محمدحسین ، درس خواند. طریقت را از جدّ مادری اش ، نعمة الله پهلواروی ، و دایی اش ، ابوتراب ، فراگرفت . نیکو شعر می سرود و از آثار او دیوان شعر فارسی و هندی است (همان ، ج ٧، ص ٥٣٩)؛ ١١) علی حبیب (١٢٤٩ـ١٢٩٥)، فرزند ابوالحسن و نوة نعمة الله در محضر پدر و برادرش ، نورالعین ، و دو عمویش ، ابوتراب و محمد حسین که همه از اصحاب احمدی پهلواروی بودند، دانش آموخت . صحاح ستّه را از پسر عمویش ، شیخ آل احمد، استماع کرد. در فقه حنفی استاد بود. با بدعتها مخالفت می نمود و در فقه و عقاید کتابهایی تصنیف کرد. دیوان شعری به فارسی دارد که در آن «نصر» تخلّص کرده است (همان ، ج ٧، ص ٣٣٩ـ٣٤٠).
منابع :
(١) عبدالحی حسنی ، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر ، حیدرآباد دکن ، ج ٦، ١٣٩٨/١٩٧٨، ج ٧، ١٣٩٩/١٩٧٩، ج ٨ ، ١٤٠٢/ ١٩٨١؛
(٢) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، شرح الهدایة الاثیریة ، ( چاپ سنگی تهران ١٣١٣ ) ، چاپ افست ( بی جا، بی تا. ) .
/ اکبر ثبوت /