دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٥١
بارْطین ، شهر و استانی به همین نام ، در شمال ترکیه در منطقة غربی دریای سیاه . شهر بارطین در یازده کیلومتری جنوب شرقی ، نقطة پیوستن رودخانة بارطین (پارتنیوس ) به دریای سیاه واقع شده و از سه جانب میان آب قرار گرفته است . به لحاظ شرایط خاص جغرافیایی و اتصال به مناطق اطراف خود و دیگر نواحی منطقه ، از طریق رودخانة بارطین تا دریای سیاه ، یگانه بندر رودخانه ای ترکیه است . شهر با دو راه که از کوههای ساحلی دریای سیاه می گذرند، به راه استانبول -آنکارا می پیوندد و از راهی در سمت مشرق به نقطة مرزی سارپ متصل می شود.
به قولی ، در سده های میانه ، در محل بارطین شهر پارتنیا قرار داشت که تابع ناحیة تاریخی آماصره بود و همراه آن دست به دست می شد. در زمان حتّیان ، کناره های دریای سیاه در تصرف قوم کاشکا (کاسکا) بود و اهالی ایونی در سدة هفتم ق م در محل امروزی آماصره مستعمرات تجاری تشکیل داده بودند. هومر از کاخهای باشکوه پافلاگونیا در اطراف رودخانة پارتنیوس سخن می گوید و گزنفون ، در قرن ششم ق م ، به عبور ایرانیان از تنگة بارطین در جنگ با لیدیا اشاره می کند. پادشاه برغمه نیز در ٢٧٩ ق م حوالی بارطین را، که در قلمرو او بود، به پادشاهی پونتوس تسلیم کرد و رودخانة بارطین مرز غربی این پادشاهی تعیین شد. این ناحیه در ٧٠ ق م به تصرف روم درآمد و در ٣٩٥ میلادی سهم امپراتوری روم شرقی شد. در قرن هشتم حملات مسلمانان و در قرن یازدهم ، یورشهای ترکمانان تا این نواحی هم رسید. بارطین پیش از آماصره ، احتمالاً در ٧٩٥ در عهد ایلدرم بایزید * ، به سرزمینهای ترک ملحق شد و پس از ٨٠٥، مدتی به دست امرای اسفندیاری افتاد، اما بعد از فتح آماصره ، در زمان سلطان محمد فاتح * ، به خاک عثمانی پیوست .
در سازمان کشوری عثمانی ، بارطین جزو سنجق بولی (رجوع کنید به بُلو * )، از توابع ایالت آناطولی ، به شمار می رفت و از اواخر قرن یازدهم ، که سنجق بولی منحل شد، تا ١٢٢٦، سال تشکیل مجدد سنجق بولی ، به صورت فرمانداری اداره می شد. به نوشتة اولیاچلبی در بارطین و دهانة رودخانة آن کشتیهای بادبانی می ساختند و از آنجا بعضی کالاها، از جمله اَلوار، به استانبول و دیگر نقاط می فرستادند. اولوسلی ابراهیم حمدی در کتاب اطلس خود، از صنعت کشتی سازی و تجارت در بارطین و همچنین از کاروانسرایی که ابراهیم افندی ، مفتی اولوس ، بنا کرده و مسجدی که ابراهیم پاشا، حاکم بوسنی ، ساخته و از برج ساعت آن سخن می گوید (سقااوغلی ، ص ١٠٢-١٠٥). در دفاتر بحریة سال ١١١٥، بارطین جزو مناطقی است که دستور داده شده بود در آنها کشتی بسازند (اوزون چارشیلی ، ص ٤٤٧)، لذا کشتیهای جنگی کوروت رزمناوهایی با یک ردیف توپ در این شهر ساخته می شد.
با گسترش محله های بارطین ، مساجد بسیاری نیز در آن دایر شد و بارطین به صورت مرکز قضایی (شهرستانی ) در سنجق (استان ) بولی درآمد و در ١٢٩٣ دارای سازمان شهرداری شد و سفرهای منظم دریایی میان آن و استانبول آغاز شد. تا اوایل قرن چهاردهم ، مهمترین اقلام تجاری اطراف بارطین اَلوار و تخم مرغ بود که با کشتی به نواحی مختلف ، ازجمله کشورهای اروپایی صادر می شد. کویینه در ١٣١٢، جمعیت آن را ٦٧٧ ، ٨ تن ذکر کرده که تنها ٣٧٣ تن از آنان ، غیر مسلمان بودند، و به چهار مدرسه در قضای بارطین اشاره کرده است .
بارطین در ١٣٣٩ به فرمانداری زونقولداق پیوست و در ١٣٤٣ که زونقولداق به صورت استان درآمد، به صورت شهرستانی در همین استان باقی ماند. به سال ١٣٠٦ش /١٩٢٧، جمعیت آن بالغ بر ٦٨١ ، ٨ نفر بود و در ١٣٣٩ش /١٩٦٠ به ٥٠٦ ، ١١ تن رسید. نخستین کارخانه های چوب بری بارطین در فاصلة ١٣٠١-١٣٠٧ دایر شد و صنعت کشتی سازی که تا ١٣٣٢ به تولید کشتیهای بادبانی اختصاص داشت ، به ساخت بدنة کشتی موتوری پرداخت . با احداث کارگاههای جدید تخته سه لایی ، اَلوار، آجر و سیمان سازی و همچنین با بهره مندی از صنایع کاغذسازی ، که در افزایش جمعیت شهر نقش مهمی داشت ، بارطین به صورت بندری پیشرفته درآمد و در ١٣٦٩ ش / ١٩٩٠، جمعیت آن به ١٤٢ ، ٣٠ تن رسید، و صادرات آن به کشورهای آسیایی و اروپایی ادامه یافت . این شهر در مرداد ١٣٧٠/اوت ١٩٩١، مرکز استان نونهادی شد.
استانی که بارطین مرکز آن است ، با استانهای زونقولداق و قسطمونی * همسایه است . این استان با وسعت ١٤٠ ، ٢ کیلومتر مربع ، کوچکترین استان ترکیه به شمار می آید که در محدودة آن ٢٩٥ روستا وجود دارد. طبق سرشماری ١٣٦٩ش /١٩٩٠، جمعیت آن ٨٣٤ ، ٢٠٥ نفر و تراکم جمعیتش ٩٧ نفر بوده است . بنا به آمار ١٣٧٠ش /١٩٩١ وزارت امور شرعی (دیانت )، در استان بارطین جمعاً ٥٥١ مسجد وجود دارد که بیست باب آن در مرکز آن واقع است .
منابع :
(١) محمد ظلی بن درویش اولیا چلبی ، اولیا چلبی سیاحتنامه سی ، ج ٢، چاپ احمد جودت ، استانبول ١٣١٤، ص ٧١؛
(٢) شمس الدین سامی ، قاموس الاعلام ، چاپ مهران ، استانبول ١٣٠٦-١٣١٦/١٨٨٩-١٨٩٨، ذیل «بارطین »؛
(٣) احمد لطفی ، تاریخ ، استانبول ١٢٩٠-١٣٢٨، ج ١، ص ٥٤؛
(٤) Erkan Ascâ log § lu, Bart i n , Ankara ١٩٨٤;
(٥) idem, I ktisadi ve Sosyal Yonleriyle Bart i n , Istanbul ١٩٧٠;
(٦) Vital Cuinet, La Turquie d'Asie , Paris ١٨٩٢, IV, ٤٠٤, ٥١٧;
(٧) I smail Hami Dani í mend, Osmanl â Tarihi Kronolojisi, Istanbul, I, ١١٨ ٢٢٠-٢٩١;
(٨) Ali Din µ ol, "Hititler", Anadolu Uygarl i klar i Ansiklopedisi , Istanbul ١٩٨٢, I, ١٩;
(٩) Semavi Eyice, Kucuk Amasra Tarihi ve Eski Eserleri K i lavuzu , Ankara ١٩٦٥, II, ١٣, ١٦, ١٨, ٢٧, ٢٩, ٥٤, ٥٥;
(١٠) Ali I hsan Gen µ er, Bahriye'de Yap i lan Islahat Hareketleri ve Bahriye Nezaretinin Kurulu í u (١٧٨٩-١٨٦٧) , Istanbul ١٩٨٥, ٥٤, ١٠٠, ١٠٦;
(١١) Cengiz Orhonlu, "XVIII. Yuzy â lda Osmanl â larda Cog § rafya ve Bart â nl â I brahim Hamdi'nin Atlas' â ", TD , no. ١٩ (١٩٦٤), ١١٥-١٤٠;
(١٢) Necdet Sakaog § lu, Amasra'n inUc Bin Y i l i , Istanbul ١٩٨٧, ١٠٧-١٠٨, ١٢٤, ١٢٨, ١٤٤;
(١٣) Kemal Samanc â og § lu, Bart i n Belediyesi ve Tarih µ esi , Bart â n ١٩٥٤;
(١٤) Ali Sevim, Anadolu'nun Fethi, Ankara ١٩٨٨ , ٨٣;
(١٥) I smail Hakk â Uzuncars ili , Merkez Bahriye, ١٩٨٤, ٤٥٠, ٤٥٢, ٥٠٦;
(١٦) Xإnophon, Anabase , tr. pierre Chambry, Paris ١٩٣٣, ١٨٣, ٢٠٥;
Talat Mumtaz Yaman, "Cihannuma'n â n I la ª veli Bir Nushasi, Ulku Halkevleri ve Halkodalar i Dergisi , XV, Ankara ١٩٤٠, ٢١٩.
/ ) د.ا.د.ترک با تلخیص از متین تونجل ( /