دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٥٨
بَرْسْبای ، ملک اشرف( سیف الدین )ابوالنّصر، از ممالیک( بُرجیه )مصر (حک: ٨٢٥ ـ٨٤١). وی را یکی از ممالیک( چرکسی )سلطان برقوق * شمرده اند که در روزگار سلطنتِ( مرجوع کنید به ید )شیخ * ، به نخستین منصب و مقام مهم خود رسید و سپس( در ٢٣ ربیع الثانی ٨٢١ )حاکم ایالت طرابلس شد. او نیز مانند بسیاری از صاحبمنصبان محبوس شد و مدتی در زندانهای مَرْقَب و دمشق به اسارت گذرانید. با روی کار آمدنِ سلطان طَطَرْ، بخت با او مساعد شد و با وجود کوتاهی سلطنت این سلطان ، توانست در قاهره راه تعالی پیش گیرد ( بعداً با خلع ملک صالح محمدبن ططر، در چهارشنبه ٨ ربیع الثانی ٨٢٥ بر تخت نشست (ابن تغری بردی ، النجوم ، ج ١٤، ص ٢٤٢، ٢٤٥ـ٢٤٦؛ همو، المنهل ، ج ٣، ص ٢٥٦ـ ٢٥٨،٢٦٢؛ابن ایاس ، ج ٢، ص ٨١ ـ ٨٢) )
برسبای از لحظه ای که به سلطنت رسید، خصوصیات برجستة سرشت خود را که حرص و بدخویی و شقاوت بود آشکار ساخت ( (سخاوی ، ج ٣، ص ٩، به نقل از مقریزی ؛ قس ابن تغری بردی ، النجوم ، ج ١٥، ص ١٠٨ـ١١٠) ) . یکی از نخستین اقدامات او، تجدید منع ورود عیسویان و یهودیان به خدمات و مناصب دولتی بود ( (ابن تغری بردی ، النجوم ، ج ١٤، ص ٢٤٨؛ ابن ایاس ، ج ٢، ص ٨٢) ) . شاید این عمل نوعی مالیاتِ پوشیده و پنهان بوده است ، زیرا افراد غیر مسلمان که هدف چنین فرمانی بودند معمولاً با پرداخت مبلغی پول خود را از این تنگنا بیرون می کشیدند؛ شاید هم اقدامی احتیاطی و ناشی از بدگمانی بوده ، زیرا در آن زمان دزدان دریاییِ اروپایی در بحر روم (مدیترانه ) بسیار فعالیّت می کردند، و این سیاست افراطی از آنجا ناشی می شد. به هرحال ،اموال اروپاییان هم در مصر و هم در سوریّه توقیف شد و به هیچ اروپایی اجازه داده نمی شد که به کشور خویش بازگردد. سپس به طور موقّت استفاده از پولهای اروپایی ممنوع شد، اما این اقدام که اثری حساس داشت دیری نپایید.
دولت مصر دست به اقدامات احتیاطی نظامی جدی نیز زد؛ تعدادی دژ کوچک در ساحل ساخت و ناوگانی از رزمناوهای کوچک فراهم کرد. با وجود این ، سلطان همچنان بدون وقفه به تدارکات خود برای تحقّق هدف بزرگِ خویش یعنی لشکرکشی به جزیرة قبرس ادامه داد. پس از چند اقدام اکتشافی ، حملة مهمی به ساحل شد؛ تنها درگیری ، که بسیار خونین هم بود، به زیان قبرسیها تمام شد، و یانوس ( جینوس ) پادشاه آنها به اسارت درآمد و به قاهره برده شد. پس از آنکه او را در غل و زنجیر نهاده در شهر گرداندند، وی آزادی و قلمرو خود را تنها با قبول خراجی سالانه از نو به دست آورد ( (ابن تغری بردی ، النجوم ، ج ١٤، ص ٢٩٢ به بعد؛ همو، المنهل ، ج ٣، ص ٢٦٢ـ٢٦٩؛ سخاوی ، ج ٣، ص ٨) ) . بخشی از غنایمِ این جنگ صرف مرمّت بناهای مختلف در مکّه شد (٨٢٩ ق ).
مع الوصف ، این پیروزیِ نسبتاً سهل و آسان ، وضع خطرناکِ بی انضباطی را در میان افواج سپاه پدیدار ساخت ، ممالیک ضمن کشمکشی مرزی با قوای قَرایُلُک ، امیر ترکمان آق قوینلو، پس از حمله و تصرّف شهر رُها * به شنیعترین اعمال دست زدند. این اختلاف در میان همسایگان ، به پیشرفت و آبادانی بین النهرینِ علیا، که یکی از طرفین متناوباً خرابش می کرد، سخت آسیب رسانید. برسبای پس از تردید بسیار، قوایی عظیم فراهم آورد و آمِد (دیار بکر) را محاصره کرد، اما نتوانست پایتخت ترکمانان را تصرّف کند، و از این بابت سخت خشمگین شد. وی که با نارضایی روزافزونِ لشکریان خود مواجه شده بود، به مذاکره تن در داد. قرایلک پیشنهادهای صلح او را پذیرفت و، طی چند پیشنهاد مبهم ، تبعیت از سلطان مصر را رسماً قبول کرد. قوای مملوک به قاهره بازگشت ، و این حرکت به صورت هجوم سربازانِ ناراضی صورت گرفت . آنان در نهایت بی نظمی راه پیمودند، چنانکه گویی لشکری شکست خورده در حال عقب نشینی است (٨٣٦ ق ) ( (ابن تغری بردی ، النجوم ، ج ١٤، ص ٣٣٠ به بعد؛ همو، المنهل ، ج ٣، ص ٢٧٠ـ٢٧٢؛ ابن ایاس ، ج ٢، ص ١٢٥ به بعد، ١٤٨ به بعد) ) . برسبای نیمی از مجموع قوای خود را در بین النهرین باقی گذاشته بود.
در این هنگام کشمکش سیاسی غریبی با شاهرخ ، سلطان تیموری ، درگرفت . فرمانروای مغول حقّ آویختن پرده بر کعبه را از آن خود می دانست ، در حالی که این عمل حق ویژة مصریان بود و از دیرباز بر اثر عرف و عادت به آنان اختصاص یافته بود. برسبای ، که از حمایت مجمع قضاتِ مصر برخوردار بود، حاضر به تسلیم نشد. این مناقشه ، که بر اثر مغالطة افراطی فقها و رفتار سخت تمسخرآمیز با سفیران تشدید شده بود، به مبادلة اسناد سیاسی جالب و مضحکی منجر شد، اما در دورة سلطنت برسبای به هیچ نتیجه ای نینجامید.
بی گمان ، پایة سیاست فرمانروای مصر بر حفظ آبرو و حیثیت کشورش قرار داشت ، اما منظورش بیشتر این بود که نگذارد سلطان مغول به وسیلة عُمّال رسمی خود جای پایی در عربستان باز کند و احتمالاً منافع تجاری مصر را به خطر اندازد.
چندی پیش از آن ، برسبای از بازرگانانی که از هندوستان می آمدند خواسته بود تا به جای آنکه مانند سابق به بندرگاهِ عدن رفت و آمد نمایند در جدّه باراندازی کنند. این آغازی نیکو بود، ولی برسبای ، به سبب زیادتخواهی بی اندازة خویش ، درصدد برآمد که بازرگانان را برای پرداخت مالیات مجبور به سفر قاهره کند. این مقررات مزاحم ناگزیر بظاهر تخفیف یافت ، ولی بازرگانان اگرچه از رفتن به پایتخت مصر معاف شدند، همچنان مجبور به پرداخت حقوق گمرکی گزافی در جدّه بودند. از این تاریخ به بعد، این بندر به صورت بارانداز تجاری طراز اولی درآمد. نیمی از حقوق گمرکی که در اینجا گردآوری می شد برای شریف مکّه و نیمی دیگر به مصر ارسال می گردید. تحصیلداران مالیاتی به دستگاه حکومت مصر وابسته بودند ( (ابن تغری بردی ، النجوم ، ج ١٤، ص ٢٧١ـ٢٧٢، ٢٩٨، ٣١٣ـ٣١٤) ) .
پایان کار برسبای غمنامه ای رقت انگیز است ؛ از آنجا که بیماری طاعون بروز کرده بود و او بیم داشت که به این بیماری مبتلا شود، تصمیم گرفت که مقررات اقتصادی اجحاف آمیزی را که به آنها اشاره کردیم لغو کند؛ ضمناً به توزیع صدقات فراوانی پرداخت ، ولی در همان حال دو پزشک خود را به قتل رساند و در ١٣ ذیحجة ٨٤١ خود نیز قربانی طاعون شد ( (ابن تغری بردی ، النجوم ، ج ١٥، ص ٩٩ به بعد، ٢١٠؛ همو، المنهل ، ج ٣، ص ٢٧٢ـ٢٧٤؛ ابن ایاس ، ج ٢، ص ١٨١ـ ١٨٨) ) .
اگر بخواهیم نظریات خود را دربارة سلطان برسبای به طور خلاصه باز گوییم ، ناگزیر باید دو خصوصیت ( متفاوت ) شخصیتی او را در نظر بگیریم : یکی اینکه وحشت از رقیبش جانی بیگ صوفی ، که در زمان جلوس او بر تخت به زندان افتاده و از آنجا گریخته بود چون بیماری به جانش افتاده بود و او را برآن می داشت که دست به اقدامات آشفته و ناهنجاری بزند که باز ملایمتر از آنهایی بود که بر اثر نیاز مالی از او سر می زد. و این امر سبب بروز یک سلسله رسومی شد که دولت ممالیک را به سوی فاجعه سوق داد: فساد و رشوه خواری در امر مالیاتها، ضبط آشکار اموال ، گسترش بی سابقة انحصارات دولتی و برقراری رسم اجباری خرید کالاهای ضروری که دولت پیشاپیش انبار و احتکار کرده بود. دوم آنکه تاریخ نویسانِ عرب برسبای را مدیری عاقل و سیاستمداری با کفایت و موقّر معرفی می کنند، اما واقعیات تاریخی از نادرستی این داوری سخن می گویند. تشویش دایمی خاطرش از جانی بیگ بر همة اعمالش غلبه داشت ، و دقیقاً به سبب مزاج سخت متغیرش بدشواری او را می توان دولتمردی دوراندیش و زیرک دانست . تدارکات او برای لشکرکشی به قبرس و دیار بکر ظاهراً مبالغِ عظیمی از بیت المال را به باد داد، و لشکرکشی او به دیار بکر شکستی فاحش بود که آوازة آن جهانگیر شد ( از دورة برسبای آثار و تأسیسات دینی و آموزشی ، چون مساجد و مدارس به یادگار مانده که برخی تا به امروز پابرجاست ( رجوع کنید به ابن تغری بردی ، المنهل ، ج ٣، ص ٢٧٦؛ سخاوی ، ج ٣، ص ٩؛ ابن ایاس ، ج ٢، ص ٨٦،٩٢،٩٧،١١٥،١٨٩؛سعادماهرمحمد،ج ٤،ص ١٠٧ـ١١٧، ١٢٦ـ١٣٣؛ محجوب ، ج ٦، ص ٦٣٤ـ ٦٣٨) ) .
منابع :
(١) ( ابن ایاس ، بدائع الزهور فی وقائع الدّهور ، چاپ محمد مصطفی ، قاهره ١٤٠٢ـ١٤٠٤/ ١٩٨٢ـ١٩٨٤؛
(٢) ابن تغری بردی ، المنهل الصافی ، ج ٣، چاپ نبیل محمد عبدالعزیز، قاهره ١٩٨٥؛
(٣) همو، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر والقاهرة ، ج ١٤، چاپ جمال محمد محرز و فهیم محمد شلتوت ، ج ١٥، چاپ ابراهیم علی طرخان ، قاهره ١٣٩١/ ١٩٧١؛
(٤) محمدبن عبدالرحمن سخاوی ، الضوء اللامع لاهل القرن التاسع ، قاهره ، بی تا.؛
(٥) فاطمه محمد محجوب ، الموسوعة الذهبیة للعلوم الاسلامیة ، ج ٦، قاهره بی تا.؛
(٦) سعاد ماهر محمد، مساجد مصر و اولیارجوع کنید به ها الصالحون ، ج ٤، قاهره ١٩٨٠ ) ؛
(٧) G.Wiet, Les biographes du Manhal Safi, no. ٦٤٤;
(٨) idem, Histoire de la nation إgyptienne , IV, ٥٤٩-٥٧٦;
(٩) idem, Les marchands d'إpices sous les sultans mamlouks , ٩٧-١٠٣.
(١٠) / گ . ویت ( د. اسلام )؛
با اضافاتی از ( د. ج . اسلام ) /