دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩٧٧
بنی خالد ، نام چند طایفه و خاندان بزرگ عرب و عرب تبار ایران و عثمانی و بعضی از کشورهای عربی . قدیمترین آنان بنی خالدبن مالک است که خالد نخع نامیده می شد و نیای بزرگ طوایف نخعی است (ابن عنبه ، ص ٥٦). دو طایفة دیگر به نام بنی خالدِ ساکن شام و عربستان از جملة طوایف قدیم آن نواحی به شمار می آیند.
طوایف بنی خالد شام ، مرکب از چادرنشینان و یکجانشینانی هستند که در اراضی شرقی حِمْص و حَماة در کشور سوریه به سر می برند. گروهی از این طایفه در اردن سکونت دارند و تابستان را در وادی یَرموک و کنار رودخانة یرموک ، قسمتی از مرز اردن و سوریه ، می گذرانند (کحاله ، ج ١، ص ٣٢٥ـ٣٢٦).
طوایف بنی خالد عربستان ، در سواحل جنوبی خلیج فارس و در ناحیة اَحساء سکونت داشتند. ریاست و حکومت اَحساء پیش از تسلط ملک عبدالعزیزبن محمدبن سعود (حک : ١١٧٩ـ ١٢١٨) بر آن سرزمین ، با مشایخ بنی خالد بود. از مراکز اصلی بنی خالد، بندر قَطیف در احساء بود (همان ، ج ١، ص ٣٢٧، پانویس ؛ ویلسون ، ص ٢٨٧؛ سدیدالسلطنه ، ص ٤٨٨). طوایف بنی خالد دهها سال پیش از آنکه احساء به تصرف ابن سعود درآید، در سمت شمال انتشار یافته و از بادیه های قطیف تا حوالی بصره پیش رفته بودند (غفاری کاشانی ، ص ٣٤٦). چنین به نظر می رسد که گروههایی از این طایفة بزرگ پیش از حکومت زندیان و احتمالاً در طول سدة یازدهم به خوزستان وارد شدند و در اطراف شط العرب استقرار یافتند. شیخ سعدون بنی خالد در ١١٠٧ از شاه سلطان حسین اجازه خواست که از راه احساء به سفر حج رود (نصیری ، ص ١٤٣). همو در ١١٠٨ دعوت شیخ مانع مُنْتَفِق ، حاکم آن طوایف را برای حمله به بصره پذیرفت و حدود هزار نفر از جنگجویان خود را به محاصرة بصره فرستاد. این جنگ بی نتیجه بود و جنگجویان بنی خالد ناگزیر به مساکن خود بازگشتند (همان ، ص ١٧٩ـ ١٨٠).
در ١١٩٠، صادق خان زند که مأمور تصرف شهر بصره شده بود، به محاصرة آن شهر پرداخت . طوایف بنی خالد که در همسایگی بصره سکونت داشتند، به حمایت از مردم برخاستند (غفاری کاشانی ، ص ٣٤٦ـ٣٤٧؛ پری ، ص ٢٦٣ـ٢٦٥). نسبت این مردم با طوایف بنی خالد اطراف بصره قطعی نیست ، ازینرو بعضی پژوهشگران معاصر دربارة طایفة بنی خالد، از طوایف باوی به گونه ای یاد می کنند که گویی بازماندة همان طایفة بزرگ و قدیمی بنی خالد است (عزیزی بنی طرف ، ص ٥٠، ٧٣). در فهرستی که در اواسط سدة سیزدهم از طوایف باوی فراهم شده است ، طایفه ای به نام بنی خالد وجود دارد که به اتفاق طوایف زرقان از اطاعت شیخ عقیل ، حاکم طوایف باوی ، و همکاری با منوچهرخان معتمدالدوله خودداری کرده و به شیخ ثامر کعبی ، متحد محمدتقی خان چهارلنگ ، پیوستند ( سیری در قلمرو بختیاری ، ص ٨٣، ٨٦).
ظاهراً طایفة بنی خالد، از طوایف منطقة جراحی خوزستان که مرکزشان قصبة خلف آباد است ، از همین طوایف اند. جمعیت این طایفه در ١٣٣٦ ش بالغ بر دویست خانوار بود که در اطراف رودخانة جراحی به چادرنشینی و روستانشینی اشتغال داشتند. ریاست این مردم در همان سالها با شیخ محمودبن جاسم بود که ظاهراً مورداعتماد مقامات اداری و نظامی خوزستان بود (ستارمنش ، ص ٢٠).
یکی دیگر از گروههای معروف ، خاندان بنی خالدبن ولید است که در ایران و عثمانی و بعضی از کشورهای عربی خاورمیانه سکونت داشتند. از جملة آنان خالدیان قزوین است که یک شاخة آنان از فومن بدانجا آمده بودند. سعدالدین قتلغ خواجه و جَدّ او شیخ نورالدین گیل که هر دو از بزرگان صوفیه به شمار می آمدند اصلاً از خالدیان قزوین بودند (حمدالله مستوفی ، ص ٧٩٧، ٨٠١ ـ٨٠٢).
شاخة دیگر خالدیان قزوین از زنجان به قزوین مهاجرت کرده بودند. خواجه صدرالدین احمد خالدی زنجانی مشهور به صدرجهان (مقتول در ٦٩٧)، وزیر معروف ایلخانان مغول ، از این خاندان بود. برادر او، قطب الدین حمد، ملقب به قطب جهان قاضی القضات ایران بود و فرزندانش منصب قضاوت قزوین را داشتند (همان ، ص ٨٠٢). برخی دیگر از خاندانهای معروف و حکومتگر که به خالدبن ولید نسب می رساندند، به نامهای دیگر شهرت داشتند، از جمله خاندان حکومتگر قزل احمدلو که از ٦٩٠ تا ٨٦٦ امارت نواحی قَسْطَمُونی و سینوپ و بُرغلو واقع در شمال ترکیه و کنارة دریای سیاه را بر عهده داشتند و به اسفندیاریان و اسفندیار اوغلی مشهور بودند (هامر ـ پورگشتال ، ج ٢، ص ١٢٩٧، ١٤٤٨ـ ١٤٤٩؛ زامباور، ص ٢٢٤ـ٢٢٥؛ روملو، ج ١، ص ٣٩٨ـ٣٩٩، ٥٧٤). مصطفی پاشا سرعسکر عثمانی در جنگ با شهسواران مالت در ٩٧٣ و برادرش شمسی پاشا، شاعر عثمانی و از ندیمان سلطان مراد سوم ، بازماندگان این خاندان بودند (رجوع کنید به هامر ـ پورگشتال ، ج ٢، ص ١٢٩٦ـ١٢٩٩، ١٤٤٨).
منابع :
(١) ابن عنبه ، الفصول الفخریّة ، چاپ جلال الدین محدث اُرموی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢) جان ر. پری ، کریم خان زند ، ترجمة علی محمد ساکی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٣) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤) حسن روملو، احسن التواریخ ، چاپ عبدالحسین نوائی ، ج ١١، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٥) ادوارد ریترفون زامباور، نسب نامة خلفا و شهریاران و سیر تاریخی حوادث اسلام ، ترجمه و تحشیة محمدجواد مشکور، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٦) محسن ستارمنش ، «جغرافیای عشایری منطقة خوزستان »، نامة ماهانة ژاندارمری ، سال ١٠، ش ٢ (فروردین ١٣٣٧)؛
(٧) محمدعلی بن احمد سدیدالسلطنه ، تاریخ مسقط و عمان ، بحرین و قطر و روابط آنها با ایران ، چاپ احمد اقتداری ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی
(٨) خوزستان ، گزارشات منتشر نشده ای از سر اوستن هنری لایارد... ( و دیگران ) ، ترجمه و حواشی از مهراب امیری ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٩) یوسف عزیزی بنی طرف ، قبایل و عشایر عرب خوزستان ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(١٠) ابوالحسن غفاری کاشانی ، گلشن مراد ، چاپ غلامرضا طباطبایی مجد، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١١) عمررضا کحاله ، معجم قبائل العرب القدیمة و الحدیثة ، بیروت ١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(١٢) محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری ، دستور شهریاران : سالهای ١١٠٥ تا ١١١٠ ه .ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، چاپ محمدنادر نصیری مقدم ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(١٣) آرنولد تالبوت ویلسون ، خلیج فارس ، ترجمة محمد سعیدی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٤) یوزف فون هامر ـ پورگشتال ، تاریخ امپراطوری عثمانی ، ترجمة میرزا زکی علی آبادی ، چاپ جمشید کیانفر، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٩ ش .
/ علی پورصفر قصابی نژاد /