دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٥٩
چارك ، واحدی در اندازهگیری وزن و طول. واژه چارك، در پهلوی به صورت atrušvātakč(فرهوشی، ذیل واژه) و در بیشتر منابع به صورت چاریك (رجوع کنید به برهان؛
شاد؛
دهخدا، ذیل «چاریك») و چهاریك (دهخدا؛
داعیالاسلام، ذیل «چهاریك») است. این واژه در دو مفهوم بهكار رفته است: به معنای یك چهارم هرچیز (شاد؛
داعیالاسلام، همانجاها)؛
و بهعنوان واحد اندازهگیری در مقیاس وزن، معادل یك چهارم منِ تبریز یا ده سیر و در مقیاس طول، معادلِ یك چهارم ذرع یا چهار گره (دهخدا؛
معین، ذیل واژه؛
هینتس، ١٩٧٠، ص ١١).
از مشتقات چارك، چاركه chârke یا (chârake، چاركی یا چركه است كه برابر است با یك قسمت از چهار قسمت آجر یا خشت كامل (ستوده، ذیل «چاركه»؛
دیانت، ج ١، ص ١٦٩). همچنین چاركی واحدی برای بطری معمولاً شیشهای با گنجایش حدود دوچَتْوَر (به روسی، واحد اندازهگیری حجم معادل ١٢٥ میلی لیتر؛
چَتوَل) یا پنج سیر بوده است (انوری، ذیل «چاركی»). در تركی این اصطلاح به صورت چیرك eyrekč ، بهمعنای یك چهارم ساعت یا سكه، بهكار میرفته است (رجوع کنید به < فرهنگ تركی >، ذیل "çeyrek" ).
در میان واحدهای اندازهگیری باستانی به tačarیا čaratuاشاره شده كه یك چهارم پارسنگ است (معادل مسافتی كه فرد معمولاً در یك ساعت، پیاده طی میكند) است (بیوار، ص ٦٣٠).
در دوران ایلخانان (ح ٦٥٤ـ ح ٧٥٠) كاهش ارزش دینار و درهم دگرگونیهایی بهوجود آورد كه به بحران مالی در آن دوره انجامید. غازانخان (٦٩٤ـ٧٠٣)، هفتمین پادشاه ایلخانی، برای رفع مشكل واحد، مسكوكات و مقیاسات را در سرزمینهای تحت فرمانروایی خود یكسان كرد. به نوشته رشیدالدین فضلاللّه (ص ٢٨٩)، غازان دستور داد هر «من» به یك چهارم (به نام چهار یكی) و یك هشتم (به نام نیم چهار یكی) تقسیم شود. چون این كار از تبریز آغاز شد، به آن وزن تبریز میگفتند (فسائی، ج ١، ص ٢٨٦).
در عصر صفوی (ح ٩٠٦ـ ١١٣٥)، در گزارشهای مالیاتها، از واحدهای اندازهگیری نام برده شده (رجوع کنید به ادامه مقاله) و نیز در تذكره الملوك (میرزاسمیعا، ص ٥١)، از شغل «رَبّاع» دارالسلطنه اصفهان سخن گفته شده است. مؤمن استرآبادی، از نویسندگان دوره صفوی، قیراط را معادل چهار جو، و حبّه را ربع قیراط، یعنی چهاریك (یك چهارم) آن، ذكر كرده (ص ٤١٣) و در بیان دانْقْ (به فارسی: دانگ) آورده كه حبّه یك هشتم و تَسو چهاریك آن است (ص ٤١٤).
محمد یوسف نوری (متوفی ١٣٠٢) در مفاتیح الارزاق(ج ٢، ص ٤٨٢)، در بیان چگونگی كاشت درخت انگور در فارس از طریق قلمهزدن، به حفرهای «به عمق یك ذرع و یك چهاریك» اشاره كرده است.
واژه چهاریك، علاوه بر منابع تاریخی، در رسائل اوزان و مقادیر نیز ذكر شده است، از جمله در اوزانالمقادیر محمدمؤمنبن علی حسینی (كتابت در ١٠٧٧، ش ٢/١٤١١، كتابخانه مجلس شورای اسلامی رجوع کنید به گ ٤٤ ر، ٤٥ ر ـ پ، ٥٣ پ)؛
المقادیر و الاوزان (كتابت در قرن یازدهم و دوازدهم؛
ش ٣١٠/ ٣٤٥٥ مجلس شورای اسلامی، گ ٤٢٥ ر) و رساله فی معرفه الاقدار و الاوزان و الدنانیر (نسخه ش ٤٦١٤، كتابخانه مركزی دانشگاه تهران، ص ٤١)، هر دو اثر محمدباقربن محمدتقی مجلسی؛
و اوزان شرعیه از محمدطاهر (رجوع کنید به نسخه ش ٧٧٠٧، كتابخانه مركزی دانشگاه تهران).
حبیباللّه كاشانی (متوفی ١٣٤٠)، در توضیح البیان فی تسهیل الاوزان صیرفی به مناسبت ذكر وزن قیراط در مكه گفته كه وزن آن چهاریك از شش قسمتِ یك دینار بوده است (ص ١٠٦، برای دیگر نمونهها رجوع کنید به ص ٨٦ ـ٨٧، ٣٥٥ـ ٣٥٦، ٣٨٠، ٤٢٥).
بولر، سرتیپ دربارِ ناصرالدینشاه، در سفرنامه خود (ص ٦٨) به یك كشتی در جزیره آشوراده اشاره كرده كه در آن پنج عراده توپ وجود داشته و وزن گلولههای آنها یك چاریك بوده است. پولاك *، طبیب مخصوص ناصرالدین شاه، نیز در سفرنامه خود واحدهای وزن، مقیاس و سكه را توضیح داده است. او در باره واحد مخصوص بارهای سنگین به «من» اشاره كرده كه در تهران من تبریز رایج بوده و به چهار چارك تقسیم میشده و هر چارك برابر ده سیر بوده است (ص ٣٧٢). وی برای اندازهگیری طول، به واحد ذرع یا آرشین اشاره كرده و گفته است هر ذرع به چهار چارك و هر چارك به هشت گره تقسیم میشود (همانجا).
رابینو نیز كه در ١٣٢٤ـ١٣٣٠ در گیلان بهسر میبرده، به اوزان و مقادیر مورد استفاده در گیلان اشاره كرده است. مثلاً، در اسالم وزن یك چاركه برابر بیست من (ص ٦٦)، در رودبار یك منِ طارم (پنج چاركی) مساوی ١١٤ من شاه، در موازی (از نواحی گیلان) یك منِ شاه برابر با چهار چارك (ص ٦٧) و در رحمتآباد یك من پنج چاركی برابر با ١١٤ من شاه بوده است (همانجا).
قائممقامی (ص ١٦٩) در توضیح واحدهای وزن و طول در ایران پیش از تصویب قانون یكسانسازی واحدها، به نوعی مقیاس طول به نام ذرع شاهی اشاره كرده كه برابر با دونیم ذرع یا چهار چارك بوده است. او (ص١٧٠) یادآور شده كه برای مایعات واحد اندازهگیری وجود نداشته و مایعات را با واحد «من» وزن میكردند.
برطبق قانونی كه در ١٨ دی ١٣١١ به تصویب مجلس رسید، در پنج مادّه استفاده از اوزان قدیمی ممنوع و مقررات آن منسوخ گردید. در این تصویبنامه اجرای قانون جدید بر عهده مؤسسه استاندارد گذاشته و مقرر شد این مؤسسه دستگاه متریك را برای اندازهگیریها به كار برد و به میزان كردن ترازوها، قپانها و باسكولها و تصحیح وزنهها و پیمانهها بر مبنای واحدهای جدید اقدام كند (شاكری، ص ٢٤ـ ٢٥). چون واحدهای اندازهگیری قدیمی در خیلی از شهرها و روستاها مرسوم بود، برای تبدیل واحدهای قدیمی به واحدهای رسمی جدولهایی تهیه گردید (رجوع کنید به همان، ص ٢٥). در جدول تبدیل واحد طول قدیم به واحد طول رسمی، چارك به عنوان واحد اندازهگیری طول، برابر ٢٦ر٠ متر، آورده شده و در جدول كلی مقیاسات سابق با اضعاف و اجزا، چارك جزئی برابر ١٤ ذرع در واحد طول ذكر شده است (همان، ص ٢٧).
بر اساس آمارگیری مركز آمار ایران از روستاهای نمونه، در دهه ١٣٥٠ ش هنوز واحدهای محلی وزن و سطح بهكار میرفت،چنان كه در دهستان میانده،از بخش طوالشِ دولابِ شهرستانِ طوالش، چاركه واحدی برابر یك كیلوگرم بود (رجوع کنید به واحدهای محلی وزن و سطح در ایران، ص ١٩). در دهستانهای اسالمِ بخشِ حومه طوالش و پرهسر از بخش طالش دولاب شهرستان طوالش، چاركه واحد محلی سطح بود. در دهستان اسالم، این واحد حدود ٢ر٠ـ ٢٥ر٠ هكتار و در دهستان پرهسر برابر یك هكتار بود (همان، ص ٢٠٧ـ ٢٠٨؛
نیز رجوع کنید به دیانت، ج ١، ص١٧٠).
سازمان برنامه و بودجه استان آذربایجانغربی در آمارگیری واحدهای محلی وزن و سطح در این استان، طی دهه ١٣٦٠ ش، به واحد «چارك طناب» به عنوان واحد محلی سطح اشاره كرده كه در چند دهستان استفاده میشده و مقدار آن برابر ١١٥٦ر٠ هكتار بوده است (رجوع کنید به واحدهای محلی وزن و سطح: آذربایجانغربی ، ص ١٨،٢٠).
در برخی شهرستانها و روستاها هنوز از چارك به عنوان واحد اندازهگیری استفاده میشود: در استان ایلام، واحد چارك برابر دَه سیر یا ٧٥٠ گرم است (افشار سیستانی، ١٣٧٢ ش، ص ٤٤٣)؛
در سیستان و بلوچستان، به عنوان واحد وزن، نیم چارك برابر با سه كیاس یعنی ١٥٠ گرم و معادل دو سیر تبریز و چارك برابر شش كیاس یعنی سیصد گرم و معادل چهار سیر تبریز و به عنوان واحد طول چارك برابر ١٤ است، یعنی ٧٥ر١٣ سانتیمتر (همو، ١٣٧١ ش، ص ٣٩٨)؛
در استان بوشهر، چارك برابر یك كیلو و هفت مثقال، یعنی ١٩٢ر١٠٣٢ گرم است (همو، ١٣٦٩ ش، ج ٢، ص ٦٦٣)؛
در خوزستان، چارك برابر ٧٥٠ گرم (همو، ١٣٧٣ ش، ج ٢، ص ٨١٢) و در شیراز چارك برابر١٤ من شیراز، یعنی برابر ١٨٠ مثقال است (سامی، ص ٦٢٤).
حتی در منابع جدید نیز، چارك معادل quarter در دستگاههای اندازهگیری انگلیسی و امریكایی در نظر گرفته شده است (برای نمونه رجوع کنید به محمدیفر، ذیل "charak" ، "quarter" ؛
كمیتها، یكاها، نمادها و ثابتهای بنیادی فیزیك، ص ٢٤، ٣٣).
چارك در افغانستان، عراق و بعضی كشورهای اسلامی دیگر نیز به عنوان واحد وزن بهكار میرود (رجوع کنید به عسكری، ص ٢٦؛
<فرهنگ اصطلاحات مربوط به كالاها >، ذیل "Afghanistan" ). چارك در بغداد معادلیك چهارم «من بغداد» و برابر شش كیلوگرم و در افغانستان برابر ٦٠٤ ، ١٧٦ گرم است (دیانت، ج ١، ص ١٦٩؛
< فرهنگ اصطلاحات مربوط به كالاها >، همانجا).
منابع:
(١) ایرج افشار سیستانی، ایلام و تمدن دیرینه آن، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٢) همو، بلوچستان و تمدن دیرینه آن، تهران ١٣٧١ ش؛
(٣) همو، خوزستان و تمدن دیرینه آن ، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٤) همو، نگاهی به بوشهر: مجموعهای از اوضاع تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی و اقتصادی استان بوشهر، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٥) محمدحسینبن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمد معین، تهران ١٣٦١ ش؛
(٦) الكساندر بولر، سفرنامه بهلر: جغرافیای رشت و مازندران، چاپ علیاكبر خداپرست، تهران ١٣٥٦ ش؛
(٧) یاكوب ادوارد پولاك، سفرنامه پولاك، ترجمه كیكاوس جهانداری، تهران ١٣٦١ ش؛
(٨) محمدعلی داعیالاسلام، فرهنگ نظام، چاپ سنگی حیدرآباد، دكن ١٣٠٥ـ ١٣١٨ ش، چاپ افست تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش؛
(٩) دهخدا؛
(١٠) ابوالحسن دیانت، فرهنگ تاریخی سنجشها و ارزشها، تبریز ١٣٦٧ ش؛
(١١) رشیدالدین فضلاللّه، كتاب تاریخ مبارك غازانی: داستان غازانخان، چاپ كارلیان، لندن ١٣٥٨/١٩٤٠؛
(١٢) علی سامی، شیراز: شهر جاویدان، شیراز ١٣٦٣ ش؛
(١٣) منوچهر ستوده، فرهنگ گیلكی، تهران ١٣٣٢ ش؛
(١٤) محمد پادشاهبن غلام محییالدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٥) رضا شاكری، دنیای مقیاسات: شامل آحادسنجش و روشهای تبدیل مقیاس سیستمهای مختلف، تهران [? ١٣٥٩ ش(؛
(١٦) كاظم مرتضی عسكری، «قاموس اصطلاحات الاوزان و المقاییس فی الاسلام»، پایاننامه كارشناسیارشد، دانشكده الهیات، دانشگاه تهران، ١٣٥٢ـ١٣٥٣ ش؛
(١٧) بهرام فرهوشی، فرهنگ فارسی به پهلوی، تهران ١٣٥٨ ش؛
(١٨) حسنبن حسن فسائی، فارسنامه ناصری، چاپ منصور رستگار فسائی، تهران ١٣٦٧ ش؛
(١٩) جهانگیر قائممقامی، «اوزان و مقادیر قدیم ایران»، در مجله بررسیهای تاریخی، سال ٣، ش ٢ (خرداد ـ تیر ١٣٤٧)؛
(٢٠) حبیباللّهبن علی مدد كاشانی، كتاب توضیحالبیان فی تسهیل الاوزان، چاپ محمدشریف، قم ١٤٠٤؛
(٢١) كمیتها، یكاها، نمادها و ثابتهای بنیادی فیزیك، ترجمه صمد فرخی، تهران: مركز نشر دانشگاهی،١٣٦٣ ش؛
(٢٢) محمدرضا محمدیفر، فرهنگ یكاهای اندازهگیری،)كرج( ١٣٧٦ ش؛
(٢٣) محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران ١٣٧١ ش؛
(٢٤) محمد مؤمنبن علی مؤمن استرآبادی، رساله مقداریه،چاپ تقی بینش، در فرهنگ ایران زمین، ج١٠ (١٣٤١ ش)؛
(٢٥) میرزا سمیعا، تذكره الملوك، چاپ محمد دبیر سیاقی، تهران ١٣٦٨ ش؛
(٢٦) محمدیوسف نوری، مفاتیح الارزاق، یا، كلید درِ گنجهای گهر ، ج ٢، چاپ هوشنگ ساعدلو و مهدی قمینژاد، تهران ١٣٨١ ش؛
(٢٧) واحدهای محلی وزن و سطح: آذربایجانغربی، )ارومیه]: سازمان برنامه و بودجه استان آذربایجانغربی، ١٣٦٦ ش؛
(٢٨) واحدهای محلی وزن و سطح در ایران ، تهران: مركز آمار ایران، ١٣٥٣ ش؛
(٢٩) والتر هینتس، اوزان و مقیاسها در اسلام ، ترجمه و حواشی غلامرضا ورهرام، تهران ١٣٦٨ ش؛
(٣٠) A.D.H Bivar, "Achaemenid coins, weights and measures" , in The Cambridge history of Iran , vol.٢, ed. Ilya Gershevitch, Cambridge ١٩٨٥;
(٣١) Glossary of commodity terms: including currencies, weights and measures used in certain countries of Asia and the Far East , prepared by the secretariat of the Economic Commission for Asia and the Far East, Geneva: United Nations, Department of Economic Affairs, ١٩٥٤;
(٣٢) Walther Hinz, Islamische Masse und Gewichte , Leiden ١٩٧٠;
(٣٣) Hyacinth Louis Rabino, Les provinces Caspiennes de la Perse: Le Guilan, Paris ١٩١٧;
(٣٤) Turkce sozluk , Ankara: Turk Dil Kurumu, ١٩٩٨.
/ نسترن طباطبایی /