دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٩٨
بهمنیار ، احمد ، ادیب و استاد دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران . وی در بیست و نهم ربیع الاول ١٣٠١ در کرمان به دنیا آمد و علوم مقدماتی را در همین شهر نزد آقامیرزاحسن کوهبنانی و ملاغلامرضا رباطی فراگرفت ؛ سپس نزد پدر و برادرش ، آقامحمدعلی و آقامحمدجواد که هر دو به «مُعَلِّم » معروف بودند، به تحصیل صرف و نحو و علوم و معارف متداول پرداخت و شانزده ساله بود که خود نیز به تدریس اشتغال یافت . در هیجده سالگی ، علاوه بر تدریس ، ادارة مدرسة ابراهیمیّه را که بعداً با نظام و
برنامة جدید وزارت معارف ، «علمیّه » و «سعادت » نامیده شد، بر عهده گرفت و مدرسة دیگری هم به نام «اسلامیّه » در بم تأسیس کرد که پس از چندی به «عمادیّه » شهرت یافت (بهمنیار، مقدمة باستانی پاریزی ، ص یکم ، چهارم ، ششم ، هشتم ، دهم ).
بهمنیار در آغاز جوانی به میرزا احمد دهقان معروف بود و در اشعاری که با نوعی نوآوری و تجدُّدخواهی می سرود، «دهقان » تخلص می نمود و با دیگر آزادیخواهان کرمان در حزب دموکرات به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی نیز مشغول بود. در ١٣٢٩، روزنامة دهقان را تأسیس کرد و به نشر مقالات و اشعار انقلابی پرداخت ، که در ١٣٣٤، به دستگیری او و جمعی از هم مسلکانش منجر شد و بهمنیار مدت چهارده ماه و هفت روز در فارس در ارگ کریمخانی زندانی گردید. بهمنیار زبان ترکی عثمانی را در زندان به خوبی یاد گرفت ، و قصیده ای غرّا دربَثّالشَّکْوی * سرود که متجاوز از صد بیت است و از حیثِ مضمون و معنی ، حبسیّات مسعودسعد و خاقانی و از لحاظ وزن و قافیه و برخی تعبیرات و الفاظ ، یکی از قصاید سنایی را به یاد می آورد (فروزانفر، ص ٢٩٦؛ افشار، ص ٢٩٣؛ برای قصیده رجوع کنید به بهمنیار، مقدمة باستانی پاریزی ، ص سی و دوم ـ سی و ششم ؛ فرزام ، ١٣٧٣ ش ، ص ١٧).
بهمنیار در رمضان ١٣٣٥، با سپردن تعهدنامة عدم دخالت در امور سیاسی ، به اتفاق دیگر زندانیان آزاد و عازم تهران گردید. او براثر تنگدستی ، به خدمت در ادارة مالیة خراسان و عضویت در ادارة تحدید، تن در داد. در ١٣٠١ش در مشهد، روزنامه ای به نام فکر آزاد منتشر کرد که دو سال ادامه یافت سپس ، از دارایی خراسان استعفا کرد و به تهران برگشت (١٣٠٣ش ) و به یاری حسین پژمان * بختیاری یک سال دیگر روزنامه را انتشار داد، اما پس از دورة سوم ، روزنامه تعطیل شد. در ١٣٠٥ش ، به ادارة معارف آذربایجان انتقال یافت و پس از یک سال تدریس در دبیرستان محمّدیة تبریز، به تهران بازگشت و در ١٣٠٦ش ، در زمان داور * ، در تصحیح قوانین و تجدید تشکیلاتِ عدلیّه با چند تن از فضلا و صاحب نظران همکاری نمود. در مأموریتهایی که به وی محوّل شد، ابتدا به قزوین و بعد به همدان رفت و در آنجا با بهاءالملک ، برادر اعتمادالدوله میرزایحیی خان قراگزلو، وزیر معارفِ وقت آشنا شد؛ از این رهگذر بدان وزارتخانه منتقل گردید و در دارالفنون و دیگر مدارس به تدریس پرداخت و در بهمن ١٣١٠ به معلّمی دارالمعلمین عالی انتخاب گردید، اما پس از مدتی مجدداً به دارالفنون برگشت . در ١٣١٣ش ، بعد از تأسیس دانشگاه تهران ، بهمنیار به عضویت هیئت
علمی دانشکدة معقول و منقول درآمد، و در ١٣١٥ش به استادی زبان و ادبیات عربی در دانشکدة ادبیات منصوب شد و مدارج کمال را یکی پس از دیگری پیمود و در ١٣٢١ش به عضویت پیوستة فرهنگستان ایران انتخاب گردید (افشار، ص ٢٩٤؛ بهمنیار، مقدمة باستانی پاریزی ، ص سیم ، چهل و چهارم ـ چهل و نهم ).
بهمنیار از ١٣٣٢ش ، در هفتادسالگی ، به چند ساعت تدریس عربی در دورة دکتری اکتفا کرد و تا پایان زندگی بدین خدمت معنوی ادامه داد. او در روز جمعه دوازدهم آبان ١٣٣٤ درگذشت و روز پنجشنبه هجدهم آبان همان سال در کربلا، در وادی ایمن ، به خاک سپرده شد (بهمنیار، مقدمة باستانی پاریزی ، ص چهل و نهم ـ پنجاهم ).
بهمنیار فهرست آثار و تألیفاتش را به خط خود نگاشته است (همان ، ص شصت و پنجم ـ شصت و ششم ؛ نیز
رجوع کنید به همان مقدمه ، جاهای متعدد). مهمترین آثار چاپ شدة وی عبارت اند از : روزنامة دهقان (کرمان ـ دو سال ـ ١٣٢٩ـ ١٣٣١؛ روزنامة فکر آزاد (مشهد ـ دو سال ـ ، تهران ـ یک سال ـ، ١٣٠١ـ ١٣٠٤ ش )؛ تحفة احمدیه در شرح الفیّة ابن مالک (١٣٣٠، ٢ جلد)؛ تصحیح اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید (تهران ١٣١٣ش )؛ تصحیح التوسل الی التّرسلِ بهاءالدین محمدبن مؤید بغدادی (تهران ١٣١٥ ش )؛ تصحیح تاریخ بیهق ِ ابوالحسن علی بن زید بیهقی (تهران ١٣١٧ش )؛ منتخب اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید (تهران ١٣٢٠ ش )؛ «املای فارسی » ( نامة فرهنگستان ، ش ٤، سال اول و ش ١، سال دوم ١٣٢٢ـ١٣٢٣ش ؛ دهخدا، مقدمه ، ص ١٤٨ـ١٧٧)؛ شرح احوال و آثار صاحب بن عبّاد (به کوشش باستانی پاریزی ، دانشگاه تهران ، ١٣٤٤ ش )؛ داستان نامة بهمنیاری (به کوشش فریدون بهمنیار، دانشگاه تهران ، چاپ دوم ، ١٣٦٩ش )؛ تصحیح الابنیة عن حقایق الادویة (به کوشش حسین محبوبی اردکانی ، دانشگاه تهران ، ١٣٧١ ش ).
دیوان اشعار استاد بهمنیار که خود از آن نام برده ، بیش از ٥٠٠ ، ١ بیت است . بعضی از قصاید و غزلها و مسمطها و قطعه ها و مثنویهای او در جاهای گوناگون به چاپ رسیده که از آن میان جبسیة ١٢٣ بیتی او و نیز قطعات و مثنویهای انتقادی طنزآمیز و نغزی که به شیوة لافونتن ، داستان پرداز معروف فرانسوی ، به نظم آورده در خور توجه است (فرزام ، ١٣٧٣ ش ، ص ١٩).
رسالة املای فارسی بهمنیار که بیش از نیم قرن از چاپ آن می گذرد، مانند دیگر آثار وی ، از جهت صحّت و اتقانِ مطالب و نظم منطقی و قبول خاص و عام ، از بهترین آثاری است که تاکنون در این باره تألیف شده است .
بهمنیار، در سالهای ١٣١٩ـ١٣٢٠ش نیز، در تنظیم و تدوین لغت نامه با علی اکبر دهخدا همکاری می کرد (دهخدا، ج ١، مقدمة معین ، ص ٤٢١، ٤٢٤).
منابع :
(١) ایرج افشار، «احمد بهمنیار، ١٣٠١ ق ـ ١٣٣٤ ش »، فرهنگ ایران زمین ، ج ٣، (١٣٣٤ش )؛
(٢) احمد بهمنیار، داستان نامه بهمنیاری ، چاپ فریدون بهمنیار، تهران ١٣٦٩ش ؛
(٣) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیر نظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ش ؛
(٤) حمید فرزام ، «استاد احمد بهمینار کرمانی »، نامة فرهنگستان علوم ، سال ٥، ش ١٠ و ١١ (پاییز و زمستان ١٣٧٧)، همو، «یادی از استاد بهمنیار کرمانی »، فصلنامة کرمان ، ش ١٣ و ١٤ (تابستان و پائیز ١٣٧٣)؛
(٥) محمدحسن فروزانفر، مجموعة مقالات و اشعار استاد بدیع الزمان فروزانفر ، با مقدمة زرین کوب ، چاپ عنایت الله مجیدی : «احمد بهمنیار»، تهران ١٣٥١ ش .
/ حمید فرزام /