دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨١٤
تگرگ (ژاله ، یخچه ؛ در عربی : بَرَد)، از عوارض جوّی . تگرگ از دانه یا تکه های یخ به قطر ٥ تا ٥٠ میلیمتر (و گاه بیشتر) تشکیل می شود و حاصل حرکات عمودی شدید قطرات باران در طوفانهای همراه با رعدوبرق است که در نتیجة این حرکات ، قطرات آب بسرعت منجمد می شود. این حرکات عمودی سریع بویژه در ابرهای کومولونیمبوس به وجود می آید. تگرگ دارای لایه های شفاف و نیمه شفاف است . فصل بارش تگرگ اغلب در بهار یا فصول انتقالی سال است ، زیرا در این فصول اغتشاشات شدید جوّی زیاد است (جعفرپور، ص ١٦٩ـ ١٧٠؛ کاویانی و علیجانی ، ص ٢٥٣ـ٢٥٤).
در فارسی میانه ، تگرگ (مکنزی ، ص ٢٢٠، ٤٢٧) به همین شکل به کار می رفته است . ابوریحان بیرونی (٣٦٢ـ٤٤٠؛ ص ٤٠٧) آن را به صورت تَذَرْگ ضبط کرده است . امروزه در کُردی و لُری به آن تِگِر/ تَگَر (ابراهیم پور؛ ایزدپناه ، ذیل همین واژه )، در کرمانی تِتِرْک / تِتِرْکو /تِغِرْس / تِغِرْسِه (پورحسینی ، ذیل «تِتِرْک » و «تِغِرْس »)، در یزدی و خوری تَغَرْسِه / تَغَرْسَه (افشار؛ فره وشی ، ذیل همین واژه ) و در لارستانی تَغَرْگ (اقتداری ، ذیل همین واژه ) می گویند.
از تلقی ایرانیان پیش از اسلام در مورد تگرگ مطلبی در دست نداریم ، جز آنکه یکی از چهار اسب گردونة آناهیتا بوده (آموزگار یگانه ، ص ١٨، ٢٢)، به فرمان او فرو می باریده (اوستا، ج ١، ص ١٦٧) و باد، آن را در همه جا می گسترانیده است (همان ، ج ١، ص ٣٥٧). به تگرگ هم به عنوان پدیده ای سهمگین و مخرب (آموزگار یگانه ، ص ٥٣؛ بندهش ، ص ٩٥) و هم به عنوان منبعی برای تأمین آب ( رجوع کنید به اوستا، همانجا) اشاره کرده اند. بنا به داراب نامة طرسوسی (ج ١، ص ٣٠٧)، به دنبال عبادت و زاری داراب برای بیرون رفتن از محاصره ، تگرگی ( در متن : سکنجه ، ژاله ) بارید که هریک «چندِ بیضه ای » بود و سر مردم می شکست و زره آنان را دو نیم می کرد، و در اثر آن داراب توانست از محاصره بگریزد.
عقاید دانشمندان دورة اسلامی در مورد تگرگ ، همچون سایر آثار عُلْوی ، به طور عمده برگرفته از آثار دانشمندان یونانی است که از ترجمه های سریانی و عربی آنها استفاده می کرده اند. مهمترین این منابع الا´ثار العلویِ ارسطوست که ابن رشد آن را نقل کرده است .
بنا به نظر ارسطو در بهار و پاییز که همه جا یکسره سرد نیست ، سرمای ابر از گرمای بیرون به عمق ابر می گریزد و این تراکم سرما سبب انجماد و شکل گیری تگرگ می شود؛
بزرگی و کوچکی دانة آن به دو چیز بستگی دارد: قوّت یا ضعف درونی آن ، و دوری و نزدیکی مکان تشکیل آن نسبت به زمین ( رجوع کنید بهالمپیودورس ( در منابع اسلامی : المفیدورس ) ، ص ١٠١ـ١٠٢؛
ابن رشد، ص ٢٤ـ ٢٥). تئوفراستوس (در منابع اسلامی : ثاوفرسطس ، ح ٣٧٢ـ ح ٢٨٨ ق م ؛
ص ١٤٠) تگرگ را قطره بارانی منجمد شده دانسته است . از نظر آپولونیوس تیانایی (در منابع اسلامی : بلینوس / بلیناس حکیم ، سدة اول میلادی ؛
ص ٢١٧ـ ٢١٨) باد ابر را می فشرد و سبب بارش باران می شود و چون سرما در هوا بر آن غلبه می کند، قطرات باران منجمد و تبدیل به تگرگ می شوند. کوچکی و بزرگی دانة تگرگ به علت زیادی یا کمی آب موجود در آن است که این زیادی و کمی بر اثر شدت و ضعف باد به وجود می آید. کِندی (متوفی نیمة دوم سدة سوم ؛
ج ٢، ص ٨٠ ـ٨١)، مطهربن طاهر مَقدِسی (سدة چهارم ؛
ج ١، ص ٢٩٥) و حسن بن بهلول (سدة چهارم ؛
ص ٢٩٢) کمابیش آرای ارسطو را بازگو کرده اند.
ابن سینا (٣٧٠ـ ٤٢٨) در کتابهایش آرای ارسطو و مشاهدات خود را بیان ، و در عین حال آرای مستقلی نیز عرضه کرده است . او باد را از اسباب تشکیل تگرگ دانسته است ؛
باد سردی که ابر گرم نزدیک به زمین را جمع و اجزای آن را با سرما منجمد می کند. تگرگ در تابستان کم می شود، چون بخار مرطوب سنگین در این فصل کم است . در زمستان نیز تگرگ کم می شود، زیرا ابر منجمد می گردد (١٤٠٤، ج ٢، فن ٥، ص ٣٧ـ ٣٨؛
برای دیگر کتابهای ابن سینا که در بارة تگرگ مطالبی دارند رجوع کنید به النجاة من الغرق فی بحر الضلالات که گزیده ای از شفا ست ، ص ٣١٠ـ ٣١١؛
طبیعیات دانشنامة علائی ، ص ٦٧؛
قُراضة طبیعیات ، منسوب به ابن سینا، ص ١١٣؛
برای تفصیل آرای ابن سینا رجوع کنید بهباران * ، بخش سوم ).
ابوریحان بیرونی (همانجا) بر خلاف نظریة ارسطویی رایجِ روزگار خویش ، نه پدیده های جوّی ، که برجها را سبب آثار علوی می داند، چنانکه برج حَمَل را «کنندة رعد و باران و تذرگ » دانسته است . از دانشمندان سپسین ، شهمردان بن ابی الخیر (متوفی پس از ٤٧٥؛
ص ٤٢٧ـ ٤٢٨)، ابوحاتم مظفربن اسماعیل اسفزاری (همعصر او؛
ص ١٣) و ابن سَهْلان ساوی (نیمة نخست سدة ششم ، ص ٢١ـ٢٢) آرایی ارسطویی و مشابه هم عرضه کرده اند (برای اطلاع از آرای اخوان الصفا، سدة چهارم ؛
ابوالبرکات بغدادی ، متوفی ٥٤٥؛
و زکریا قزوینی ، متوفی ٦٨٢، رجوع کنید به باران * ، بخش سوم ).
محمدبن محمودبن احمد طوسی (نیمة دوم سدة ششم ) نیز از جمله کسانی بود که بر نقش باد در تشکیل تگرگ تأکید داشت . به عقیدة او (ص ٨٤ ـ ٨٥)، برف بخاری (ابری ) است که در هوا سرد شده است و اگر هوا متحرک باشد و آن را بگرداند، تبدیل به تگرگ می شود. شرف الدین محمد مسعودی مروزی (نیمة دوم سدة ششم ؛
ص ٩٥ـ٩٦) نیز پیرو نظریات ارسطو بود. حسینی اصفهانی (نیمة دوم سدة نهم ؛
ص ٥٢) و مؤلف گمنام رساله در شناخت کاینات جوّ و طبقات هوا و خاک (ص پنجم ) ــ که به نام شاه عباس اول صفوی (حک : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) تألیف شده است ــ نیز سخنان مسعودی مروزی را تکرار کرده اند.
محمدبن محمود شمس الدین آملی (سدة هشتم ) نظر تازه ای داده است : اگر بخار بالا رود و سرمای شدیدی بدان عارض شود، چنانکه به تمامی اجزای آن بخار، پیش از اجتماع آن ، برسد برف خواهد بارید، و اگر پس از اجتماع اجزای آن برسد، تگرگ خواهد بارید و به واسطة حرکت ، شکلی مدور می یابد (ج ٢، ص ٥٣٨). صدرالدین شیرازی (٩٧٩ـ١٠٥٠) مشابه آرای شمس الدین آملی را با تفصیل بیشتر باز گفته است ( رجوع کنید به ص ١٦٩).
در منابع دورة اسلامی ، برای دو سنگ خواصی مرتبط با تگرگ قائل شده اند: حجرالبَرَد، سنگی که تگرگ از آن می گریزد و در ایام تگرگ برای جلوگیری از بارش و زیان آن برای کشاورزی ، آن را در محل بلندی می آویزند، و آن را بزرگ ( تَزَرْگ ؟ ) مُهره نیز خوانده اند (نصیرالدین طوسی ، ص ١٥٩)؛
سنگ باران / حجر مَطَر که نوشته اند می تواند باران و برف و باد و تگرگ به وجود بیاورد و جماعتی از ترکان آنقدر در کاربرد آن مهارت دارند که در هر فصلی با آن باران و برف و باد و تگرگ به وجود می آورند (همان ، ص ١٦١).
مردم خراسان بر این باورند که برای جلوگیری از ریزش تگرگ ، باید دانة تگرگی در دهان گذارد و نجویده بلعید یا دانة تگرگی را به نیت «کلید کردن » ریزش آن ، در کلیددان کنار در انداخت (شکورزاده ، ص ٣٤٩).
واژة بَرَد در قرآن نیز به کار رفته است (برای اطلاع از تفسیرهای آن رجوع کنید به باران * ، بخش دوم ).
منابع :
(١) ژاله آموزگاریگانه ، تاریخ اساطیری ایران ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢) محمدتقی ابراهیم پور، واژه نامة کردی ـ فارسی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٣) ابن رشد، رسائل ابن رشد، رسالة ٤: کتاب الا´ثار العلویة ، حیدرآباد دکن ١٣٦٦/ ١٩٤٧؛
(٤) ابن سهلان ساوی ، الرسالة السنجریة فی الکائنات العنصریة ، در دو رساله در بارة آثار علوی ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٣٧ ش ؛
(٥) ابن سینا، الشفاء، الطبیعیات ، ج ٢، الفن الخامس : المعادن و الا´ثار العلویة ، چاپ ابراهیم مدکور، قاهره ١٣٨٥/ ١٩٦٥، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
(٦) همو، طبیعیات دانشنامة علائی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٧) همو، قراضة طبیعیات ، با مقدمه و حواشی و تصحیح غلامحسین صدیقی ، تهران ١٣٣٢ ش ؛
(٨) همو، النجاة من الغرق فی بحر الضلالات ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٩) ابوحاتم اسفزاری ، رسالة آثار علوی ، چاپ محمدتقی مدرس رضوی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٠) ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١١) ایرج افشار، واژه نامة یزدی ، تنظیم و آوانویسی از محمدرضا محمدی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٢) احمد اقتداری ، فرهنگ لارستانی ، تهران ١٣٣٤ ش ؛
(١٣) المپیودورس ، تفسیر المفیدوروس لکتاب ارسطاطالیس فی الا´ثار العلویة ، نقل حنین بن اسحاق و اصلاح اسحاق بن حنین ، در شروح علی ارسطو مفقودة فی الیونانیة و رسائل اخری ، چاپ عبدالرحمان بدوی ، بیروت ١٩٨٦؛
(١٤) اوستا، یشت ها ، گزارش پورداود، چاپ بهرام فره وشی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٥) حمید ایزدپناه ، فرهنگ لری ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(١٦) بلینوس ، سرّالخلیقة و صنعة الطبیعة : کتاب العلل ، چاپ اورسولا وایسر، حلب ١٩٧٩؛
(١٧) بندهش ، ( گردآوری ) فرنبغ دادگی ، ترجمة مهرداد بهار، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٨) ابوالقاسم پورحسینی ، فرهنگ لغات و اصطلاحات مردم کرمان ، کرمان ١٣٧٠ ش ؛
(١٩) تئوفراستوس ، کتاب الا´ثار العلویة لثاوفرسطس ، در مجلة تاریخ العلوم العربیة و الاسلامیة ، چاپ فؤاد سزگین ، ج ١، فرانکفورت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٢٠) ابراهیم جعفرپور، اقلیم شناسی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٢١) حسین بن بهلول ، کتاب الدلائل ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة سلیمانیة استانبول ، مجموعة حکیم اوغلی ، ش ٥٧٢، فرانکفورت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٢٢) غیاث الدین علی حسینی اصفهانی ، دانش نامة جهان ، چاپ سنگی بمبئی ١٢٩١؛
(٢٣) رساله در شناخت کاینات جوّ و طبقات هوا و خاک ، نسخة خطی کتابخانة مجلس شورای ملی ، ش ٣/٦٢١؛
(٢٤) ابراهیم شکورزاده ، عقاید و رسوم مردم خراسان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٥) محمدبن محمود شمس الدین آملی ، نفائس الفنون فی عرایس العیون ، ج ٢، چاپ ابراهیم میانجی ، تهران ١٣٧٩؛
(٢٦) شهمردان بن ابی الخیر، نزهت نامة علائی ، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٧) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، شرح الهدایة الاثیریة ، ( چاپ سنگی تهران ١٣١٣ ) ، چاپ افست ( بی جا، بی تا. ) ؛
(٢٨) محمدبن حسن طرسوسی ، داراب نامة طرسوسی ، چاپ ذبیح اللّه صفا، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٢٩) محمدبن محمود طوسی ، عجایب المخلوقات ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٣٠) بهرام فره وشی ، واژه نامة خوری ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٣١) محمدرضا کاویانی و بهلول علیجانی ، مبانی آب و هواشناسی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٣٢) یعقوب بن اسحاق کندی ، رسائل الکندی الفلسفیة ، چاپ محمدعبدالهادی ابوریده ، قاهره ١٣٦٩ـ١٣٧٢/ ١٩٥٠ـ١٩٥٣؛
(٣٣) محمدبن مسعود مسعودی مروزی ، رساله ای در بارة آثار علوی ، در دو رساله در بارة آثار علوی ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران : فرهنگ ایران زمین ، ١٣٣٧ ش ؛
(٣٤) مطهربن طاهر مقدسی ، آفرینش و تاریخ ، مقدمه ، ترجمه و تعلیقات از محمدرضا شفیعی کدکنی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٣٥) دیوید نیل مکنزی ، فرهنگ کوچک زبان پهلوی ، ترجمة مهشید میرفخرایی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٣٦) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، تنسوخ نامة ایلخانی ، چاپ محمدتقی مدرس رضوی ، تهران ١٣٦٣ ش .
/ نگار نادری /