دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٩٨
خُوسْت ، ولايت و شهرى در جنوبشرقى افغانستان؛ نيز علاقهدارى (كمابيش برابر با دهستان) و شهرى قديمى در ولايت تاريخى تخارستان، امروزه در ولايت بَغْلان.
١) ولايت خوست، از ولايات مرزى افغانستان است و با پاكستان مرز مشترك دارد. اين ولايت ١٦٥ آبادى دارد و شهر خوست (رجوع کنید به ادامۀ مقاله) مركز آن به شمار ميآيد. قسمت عمده ولايت كوهستانى است و رشتهكوه سفيدكوه در آن امتداد دارد. رود كيتو در آن جارى است. آب مصرفى از آبراهه، چشمه و قنات تأمين ميشود (آدامك ، ج ٦، ص ٦٢٤). اهالى علاوه بر كشاورزى و باغدارى، به پرورش گوسفند، بز، گاوميش، شتر و اسب اشتغال دارند (همان، ج ٦، ص٦٢٠). گندم، جو، حبوبات، سبزى و از فرآوردههاى باغى: توت، زردآلو، ليمو و نارنج دارد (دولتآبادى، ص ١٦٦؛ آدامك، ج ٦، ص ٦٢٢؛ قاموس جغرافيايى افغانستان، ج ٢، ذيل «خوست»)، بيشتر ساكنان آن را پشتونها تشكيل ميدهند (دوپره، ص ٧٢). تعدادى هندو كه عمدتآ به تجارت مشغولاند در ولايت خوست به سر ميبرند؛ علاوه بر آنها اقوام خوكيائى و تَنىü و قبايل عليخيل، مَنْگَل و وزيرى نيز در آنجا زندگى ميكنند (كاتب هزاره، ص ١١٦، ١٢٣؛ قاموس جغرافيايى افغانستان، همانجا؛ فرخ، ص ٧٣، ٧٥، ٧٧). قبيله منگل در شورش زمان اماناللّه (رجوع کنید به ادامه مقاله) متوارى شده و بيشتر آنها به هند رفتند (فرخ، ص ٧٥).
از لحاظ تقسيمات ادارى، در ١٣١٧ خوست و منگل، با هم يكى از ولايات حاكمنشين بودند (دولتآبادى، ص ٨٦ـ٨٧) و از ١٣٠٩ـ١٣٤٢ش، خوست جزو ولايت پَكتيا شد (همان، ص ١٠٩، ١١١). در ١٣١٥ش جزو «حكومت اعلى سمت جنوبى» محسوب ميشد؛ در اين سال حكومت درجه اول خوست به حكومت كلان تبديل شد و حكومت درجه دو منگل با سه علاقهدارى تابع آن گرديد. علاوه بر آن علاقهداريهاى تنيخوست، جاجيميدان، مندوزائى، تربزئى و صبرى به آن ملحق، و دو علاقهدارى به نامهاى گُربَزْ و اَلْمَره از آن جدا شدند (همان، ص ١٠٥، ١٠٧). در ١٣٦٣ش خوست به عنوان «لُوْى وُلُسْوالى»، بزرگتر از ولسوالى و كوچكتر از ولايت، كمابيش برابر با شهرستان، با پنج علاقهدارى و شهرهاى يعقوبى، عليشير، مندوزائى و المرد جزو ولايت پكتيا بود (اتلس جمهورى دموكراتيك افغانستان، ص a٤ و نقشه ص ٥ـ٦).
خوست از ١٣٨١ش، ولايت شده است (رجوع کنید به دولتآبادى، ص٢٧٠). جمعيت آن طبق آمار ١٣٨٥ش/ ٢٠٠٦، ٥٧٣،٢٨٦ تن ضبط شده است ( >فرهنگ جغرافيايى جهان< ).
٢) شهر خوست، مركز ولايت خوست، در حدود بيست كيلومترى مرز پاكستان قرار دارد. شهر قديمى گَرديز، مركز ولايت پكتيا، در ١١٦ كيلومترى شمالغربى آن و كابل در حدود ٢٣٨ كيلومترى شمالغربى آن است. از آثار قديمى آن، تنها ميتوان به مسجدجامع اشاره كرد (قاموس جغرافيايى افغانستان، همانجا). جمعيت شهر طبق آمار ١٣٨٥ش/ ٢٠٠٦، ٩٥٥،٩٨ تن ضبط شده است ( >فرهنگ جغرافيايى جهان<). شهر خوست قدمت چندانى ندارد و از شهرهاى جديد افغانستان به شمار ميرود. الفنستون (ص ١٦٤) مينويسد در اوايل سده سيزدهم/ نوزدهم، به سبب درگيرى ميان اقوام ناحيه، اتحاديهاى به نام «سياه و سفيد» در خوست ايجاد شد. در ١٣٠٢، عبدالرحمانخان (١٢٦٠ـ١٣١٩) نوه دوستمحمدخان افغان، مؤسس سلسله باركزايى، پس از سركوبى اهالى نعمان، تعدادى از آنها را در خوست سكنا داد (فرخ، ص ٤٠٧).
در دورۀ معاصر خوست مدتى به جاى گرديز، مركز ولايت جنوبى محسوب ميشد (قاموس جغرافيايى افغانستان، ج ٢، همانجا). در زمان جنگهاى افغان و انگليس، بهويژه در ١٢٩٥ و ١٢٩٧، خوست بهسبب نزديكى به مرز از محلهاى ورود نيروهاى انگليسى بود و نقش عمدهاى در مبارزه عليه انگليسيها داشت (رجوع کنید به فرخ، ص ١٩٨، ٣٠٧، ٣٧٥، ٤٣٩). در ١٣٠٨ش خوستيها و بسيارى از افغانهاى غَلَجى به رهبرى ملاعبداللّه، معروف به ملاى لنگ، بر ضد اصلاحات اماناللّه (حك : ١٣٣٨ق ـ١٣٠٨ش)، شوريدند (استيوارت ، ص ٤١ـ٤٣؛ در اين باره نيز رجوع کنید به ايوانس ، ص ١٢٩ كه درباره شورش قبايل نواحى منگل و جاجيخوست مطالبى آورده است). شورش سركوب و ملايلنگ اعدام شد (رجوع کنید به استيوارت، ص ٤٧)، اما در نهايت به كنارهگيرى اماناللّه در ١٣٠٨ش منجر گشت (رجوع کنید به انصارى، ص ١١٤ـ١٢٥). در همين سال محمد نادر افغان (حك : ١٣٠٨ـ١٣١٢ش) نيز به دنبال استيلاى حبيباللّه، مشهور به بچه سقا، در كابل در ١٣٠٩ش، اقوام و طوايف جنوبى پشتون را براى تصرف كابل در خوست جمع كرد و خوست به مركز مهم سياسى و نظامى تبديل شد (رجوع کنید به مولايى، ج ١، ص ١٩٣ـ١٩٤؛ نيز پولادا ، ص ١٨٣ـ١٨٤). تا ١٣٣٣ش، بازار شهر به نام مَتون، كه در نقشههاى امروزى شهر خوست نيز با همين نام ديده ميشود، در پنج كيلومترىِ مشرق بخش مركزى شهر (بافت قديمى شهر) قرار داشت (گروتس باخ ، ص ٨٣). در ١٣٣٣ش، كسبه هندو، كه تا پيش از اين در روستاهاى اطراف پراكنده بودند، در مغرب شهر، در قسمتى به نام «هندوان كلان» سكونت گزيدند (همان، ص ٨٤). برخى از دلايل توسعه شهر پس از اين سال عبارتاند از: قرارگيرى كنار مرز پاكستان، اهميت سياسى به سبب موقعيت مرزى، مركز ناحيه بودن و مراودات با شهرهاى مرزى پاكستان، مانند ميرامشاه و پارهچنار (گروتس باخ، ص ٨٣). قرار گرفتن در مسير كوچروهاى افغان نيز به رونق اقتصادى آن ميافزود (افغانستان كالنى/ دكابل كالنى (سالنامه افغانستان/ سالنامه كابل)، ص ٤٧٧). در حدود ١٣٤٧ش بر توسعه تجارى شهر افزوده گشت تا جايى كه بازار آن با بازار گرديز، از نظر تعداد مغازه، برابرى ميكرد و در آن علاوه بر كالاهاى محلى و صنايع دستى، كالاهاى قاچاق از پاكستان نيز به فروش ميرسيد (گروتس باخ، ص ٨٤؛ دولتآبادى، ص ١٦٧). كالاهاى تجارى هند از طريق وزيرستان، ناحيهاى در شمال پاكستان، به خوست وارد ميشد (قاموس جغرافيايى افغانستان، ج ٢، ذيل «خوست»). در دهههاى بعد، خوست دومين شهر ولايت پكتيا و مركز فرماندارىِ خوست شد و در مقايسه با شهرهاى ديگر افغانستان، ساختار زيربنايى مناسبى داشت (گروتس باخ، ص ٨٣ـ٨٤). در ١٣٦٨ش خوست و پايگاه نظامى دارگهى، در پانزده كيلومترى شمالشرقى شهر، به دست مجاهدين مسلمان افغانى افتاد؛ در اين زمان خوست راه اصلى تداركاتى نيروهاى مجاهدين در پاكستان بود (مقصودى، ص ١٥٦ـ١٥٧). با تصرف شهر، خوست مقر مجاهدين تحت فرماندهى جلالالدين حقانى گشت و در ١٣٧٠ش نخستين شوراى سراسرى فرماندهان جهادى در آن تشكيل شد (كامگار، ص ١٨٣). در ١٣٧٣ش، پس از پيوستن نيروهاى جلالالدين به طالبان، خوست به دست طالبان افتاد و بهتدريج محل تجمع و آموزش نظامى شد، به طورى كه در ١٣٧٧ش تعداد زيادى از نيروهاى «سپاه صحابه»، شاخه افراطىِ ضد شيعه جمعيتالعلماء اسلام در پاكستان، در آن آموزش نظامى ديدند (رشيد، ص ١٠٤ـ١٠٥؛ كامگار، ص ٣٠٥؛ نيز رجوع کنید به سيستانى، ص ١٩٦ـ١٩٧). سقوط شهر خوست و دگرگونيهاى آن دولت نجيباللّه، رئيسجمهور، را با بحران مواجه كرد (رجوع کنید به سيستانى، ص ١٩٦ـ١٩٧). در ١٣٧٧ش پايگاههاى نظامى طالبان در خوست مورد هدف موشكهاى امريكايى قرار گرفت (رشيد، ص٢١٠). در جريان حمله و ورود نيروهاى امريكايى به افغانستان در ١٣٨٠ش، خوست آسيب بسيار ديد (رجوع کنید به «دولت موقت افغانستان خواستار توقف بمببارانهاى امريكا شد»؛ همشهرى، ١٣٨٠ش، سال دهم، ش ٢٦٠٥، ص ٢٣).
منابع :
(١) ابنحوقل، كتاب صورةالارض، چاپ كراموس، ليدن ١٩٣٨ـ١٣٩٣، ج ٢، چاپ افست ١٩٦٧، ج ٢، در يك مجلد؛
(٢) ابنفقيه، مختصر كتابالبلدان، چاپ دخويه، ليدن ١٨٨٥، چاپ افست ١٩٦٧؛
(٣) ابوالفداء، كتاب تقويمالبلدان، تصحيح ديسلان، پاريس: دارالطباعة السلطانيه ١٨٤٠م؛
(٤) اتلس جمهورى دموكراتيك افغانستان، كابل (بيتا.)؛
(٥) ادرسىِ، كتاب نزهة المشتاق فى اختراق الافاق، بيروت: عامالكتب ١٤٠٩ـ١٩٨٩؛
(٦) ابراهيمبن محمد اصطخرى، كتاب مسالك الممالك، چاپ دخويه، ليدن ١٨٧٠، چاپ افست ١٩٢٧، ١٩٦٦م؛
(٧) حدودالعالم من المشرق الى المغرب، چاپ مينورسكى، با مقدمه بارتولد، ترجمه ميرحسين شاه، كابل: پرهنئى ادبيات ١٣٤٢ش؛
(٨) بصيراحمد دولت آبادى، شناسنامه افغانستان، تهران: محمدابراهيم شريعتى افغانستانى ١٣٨١ش؛
(٩) عبدالكريمبن محمد سمعانى، الانساب، چاپ عبداللّه عمر بارودى، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨، ج ٥؛
(١٠) قاموس جغرافيايى افغانستان، به اهتمام محمدحكيم ناهض، از نشرات انجمن آريانا دائرةالمعارف ١٣٣٦ش؛
(١١) زكريابن محمدبن محمود القزوينى، آثار البلاد و اخبار العباد، بيروت: دارصادر (بيتا.)؛
(١٢) ژوزف ماركوارت، وِهَرُود و اَرَنْگ جستارهايى در جغرافياى اساطيرى و تاريخى ايران شرقى، ترجمه با اضافات از داود منشيزاده، تهران: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار يزدى، ١٣٦٨ش؛
(١٣) محمدبن احمد مقدسى، كتاب احسنالتقاسيم فى معرفة الاقاليم، چاپ دخويه، ليدن ١٨٧٧، چاپ افست ١٩٦٧م؛
(١٤) محمد نادرخان، راهنماى قطغن و بدخشان، تهذيب برهانالدين كوشككلى، تصحيح منوچهر ستوده، تهران: موسسه فرهنگى جهانگيرى ١٣٦٧ش؛
(١٥) نقشه راهنماى افغانستان، مقياس ٠٠٠،١:١٦٠٠، تهران: گيتاشناسى، ١٩٩٤م؛
(١٦) ياقوت حموى، كتاب معجمالبلدان، چاپ فرديناند و وستنفلد، لايپزيك ١٨٦٦ـ١٨٧٣، ج ٦، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(١٧) احمدبن اسحاق يعقوبى، كتابالبلدان، چاپ دخويه، ليدن ١٨٩٢، چاپ افست ١٩٦٧م؛
(١٨) محمد حسين يمين، افغانستان تاريخى، پيشاور: ١٣٨٠ش؛
(١٩) Ludwig w. Adamec, historical and Politieal Gazetteer of Afghanitan Vol ١: Badakhshan Province and northeastern Afghawitan, Graz-Austrla: ١٩٧٢;
(٢٠) Munt Stuart Elphinston, An Accauni of the Kingdom of Caubul and its Dependencies in Persia, Tartary, and India, Bio-Bibliogra Phical Notes by Alfred Janata, Austria: Akademiches Druk-u. Verlagsan Stant Graz, ١٩٦٩;
(٢١) G. L. E. Strange, The Lands of the Eastern Caliphate, Cambridge iunversity Press ١٩٣٠;
(٢٢) Hiutn Tsiang, SI-YU-KI, Buddhist Records The Wwstern World, By: Samuel Beal. London: TrÏbner ٢٠٠٣;
(٢٣) J. marquart, Era¦ns§ahr, nach der geographie des ps. Moses Xorenaci, Berlin: Weidmannsche Buchhandlung ١٩٠١;
(٢٤) Sayed Askar Mousavi, The Hazararas of Afghaniston, an historical, eultural Economic and Political Study, Curzon ١٩٩٨;
/ فاروق انصارى /
٢) علاقهدارى خوست. در مشرق ولايت بَغْلان در شمال افغانستان قرار دارد. علاقهدارىِ خوست، كه خوست و فرنگ هم خوانده ميشود (آدامك، ج ١، ص ١٠٦)، از دو قسمت خوست و فرنگ تشكيل شده است كه هر دو در درهاى نسبتآ باز قرار گرفتهاند و از جانب مشرق و مغرب با كوههايى از هندوكش احاطه شدهاند. علاقهدارى ١٦٦ قريه دارد و مردم آن بيشتر به زبان درى گفتگو ميكنند (دولتآبادى، ص ١٤٦). رودهاى خوست و فرنگ، از ريزابههاى رود خانآباد، در آن جريان دارند. ايجاد طرحهاى آبرسانى، موجب توسعه كشاورزى در نواحى خوست و نَنْگَرْهار شده است (رجوع کنید به موسوى، ص ١٦٦). محصولاتى از قبيل گندم، جو، پنبه، ارزن و نخود دارد. از فرآوردههاى باغى: سيب، انگور، توت، به، زردآلو، بادام، گيلاس و آلبالو و از صيفى خربزه و هندوانه در آن به عمل ميآيد (قاموس جغرافيايى افغانستان، ج ٢، ذيل «خوست و فرنگ»).
از لحاظ تقسيمات كشورى در ١٣٠١ش، خوست به عنوان علاقهدارى، تابع حكومت درجه اول اَنْدَراب و از مضافات قَطْغَن به شمار ميرفت (نادرخان، ص ٣١). از ١٣٠٩ش تا ١٣٤٢ش جزو حكومت اعلى تالقان* شد (دولتآبادى، ص ١٠٩ـ١١٣). بصير احمد دولتآبادى در كتاب شناسنامه افغانستان، كه در ١٣٨١ش آن را تجديد چاپ كرد، خوست را علاقهدارى ضبط نموده است (ص ١٤٥). در اين ناحيه، تاجيكان به سر ميبرند (آدامك، ج ١، ص ١٠٦).
٣) شهر قديمى خوست. در برخى نقشههاى امروزى، با نام خوست و فرنگ، در علاقه خوست و فرنگ در ولايت بغلان قرار دارد. شهر در ارتفاع حدود ٩٥٠،١ مترى و در دامنههاى شمالى هندوكش واقع است. رود بَنْگى در ميان آن جريان دارد. شهر كوچك فرنگ در حدود پانزده كيلومترى شمال آن واقع است. وجه تسميه خوست را از «هوـ وسترا» ميدانند كه تركيبى است از «هو» به معناى خوب و «وسترا» به معناى مرغزار (يمين، ص ٩٨ـ٩٩). به گفته ماركوارت (١٣٦٨ش، پانويس ص ٢٧)، شايد بتوان صورتِ ايرانى ميانه آن را خواست يا خواشت و اسم مفعول خواست به معناى دلخواه و مطلوب و باشكوه دانست.
نام خوست در منابع به صورتهاى گوناگون ضبط شده است، از جمله خُسْت (موسيخورنى رجوع کنید به ماركوارت، ١٩٠١، ص ٨١)، خُست (ابنفقيه، ص ٣٢٢)، خَست (يَعقوبى، ص ٢٨٨ و اصطخرى، ص ٢٧٦)، حسيب (مقدسى، پانويس، ص ٢٩٦)، حسب و خسب (ادريسى، ج ١، ص ٨٣ و پانويس)، خَاسْت و خوشت (سمعانى، ج ٢، ص ٣٠٧)، خَاسْت، خَاشْت يا خَوشْتْ و خَوْسْت (ياقوت حموى، ج ٢، ص ٣٨٨ـ٣٨٩، ٤٩٧) و خَوْست (ابوالفدا، ص ٤٥٢). در اوايل سده هفتم ميلادى هيون تسانگ، زائربودايى، آن را با ضبط كوـ سى ـ تو در سرزمين توـ هوـ لو (تخارستان) آورده است (ج ٢، ص ٢٨٧).
ابنفقيه (ص ٣٢١ـ٣٢٢) در سده سوم هجرى، خوست را شهرى از طخارستان عليا ضبط كرده است. در سده چهارم، آنجا مكانى با نزهت و پردرخت بوده كه گروهى از نژاد عرب نيز در آن به سر ميبردند (اصطخرى، ص ٢٧٦؛
مقدسى، ص ٣٠٣). سمعانى در سده ششم آن را شهر كوچكى از اندراب، در ناحيه بلخ آورده و ابوصالحالحكمبنالمبارك الخاستى، از محدّثان بزرگ (متوفى ٢١٣)، را به آنجا منسوب دانسته است (ج ٢، ص ٣٠٧ـ٣٠٨). خوست در سدههاى هفتم و هشتم، شهر كوچكى نزديك اندراب و از نواحى بلخ محسوب ميشد (ياقوت حموى، ج ٢، ذيل «خَاست»؛
ابوالفدا، ص ٤٥٣).
در زمان سلطنت سلسله چينىِ يوان (٦٥٩ـ٧٧٠/ ١٢٦٠ـ١٣٦٨)، ناحيه كوهستانى يون، واقع در ميان تالقان و بدخشان كه ناحيه خوست را نيز شامل ميشد، از مكانهاى مستحكم بوده است و به گفته مينورسكى شايد منظور از پادشاه يون، همان حكمران خوست باشد (رجوع کنید به حدودالعالم منالمغرب اليالمشرق، ص ١٨٢ـ١٨٣). به گفته وى امير خوست به آسانى ميتوانست قلمرو خود را تا چال، امروزه از شهرهاى ولايت تَخار*، يا تا اِشْكَمِش، امروزه از شهرهاى ولايت تخار، گسترش دهد (همو، ص ١٨٣).
در سده دوازدهم مرادبيگخان (متوفى ١١١٠؛
حاكم قطغن)، خوست و فرنگ را تصاحب كرد (محمد نادرخان، ص ١٢). اين شهر در اوايل سده يازدهم/ نوزدهم، كوچك اما حاصلخيز، با مردمى تاجيك بود (الفنستون، ص ٤٦٥). در ١٣٠١ش علاقهدارى خوست ٤٥٥،٣ خانه داشت و مركز آن قريه قَرْغَن به شمار ميرفت. محصولات خوست شامل گندم، ارزن و برنج بود و از فرآوردههاى باغى توت، گيلاس، زردآلو، شفتالو، سيب و گردو داشت و اطراف آن را جنگل پوشانيده بود. اهالى به پرورش گلههاى اسب و گوسفند اشتغال داشتند و از صنايع دستى دوختِ جل (پالان) و جوال، بافت گليم، كرباس، اَلَچه (نوعى پارچه مانند جاجيم)، و چَكْمَن (پوشش تركمنهاى افغانستان در زمستان) دوكتراشى و كفشدوزى در آن رواج داشت. معدن سرب داشت و اهالى نواحى ديگر در رودهاى آن زرشويى ميكردند (محمد نادرخان، ص ٣١ـ٣٩، ٤٢ـ٤٣).
در منابع قديمى از خوستهاى ديگرى هم ياد شده است، از جمله خَوْسْت در ولايت غور كه ابنحوقل (ص ٤٥٧) آن را با ضبط «خشت» آورده است و ميافزايد از خشت به حدّ غور وارد ميشويم. اين خوست نزديك شهر باميان بود و به گفته قزوينى (ص ٣٦٥) مقر سلاطين غزنوى به شمار ميرفت. به عقيده لسترنج (ص ٤١٧؛
نيز رجوع کنید به ص ٤١٠) اين خوست با خوستِ واقع در حوالى سرچشمه هريرود يكى است.
منابع:
(٢٥) اتلس جمهورى دموكراتيك افغانستان، كابل (بيتا.)؛
(٢٦) ريهتالى استيوارت، جرقههاى آتش در افغانستان، ترجمه يار محمد كوهسار كابلى، پيشاور : مركز نشراقى ميوند ١٣٨٠ش؛
(٢٧) فاروق انصارى، تحولات سياسى و اجتماعى افغانستان ١٣٢٢ـ١٢٥٩ش/ ١٩٣٣ـ١٨٨٠م (بررسى موردى قندهار)، تهران : مركز اسناد و تاريخ ديپلماسى، ١٣٨١ش؛
(٢٨) افغانستان كالنى، شماره ١٣٢٧ـ١٣٢٨؛
(٢٩) بصير احمد دولت آبادى، شناسنامه افغانستان، تهران: محمدابراهيم شريعتى افغانستانى، ١٣٨١ش؛
(٣٠) همشهرى، شنبه ٨ دى ١٣٨٠ ـ ١٤ شوال ١٤٢٢ ـ ٢٩ دسامبر ٢٠٠١ سال دهم ـ شماره ٢٦٠٥؛
(٣١) احمد رشيد، طالبان اسلام، نفت و بازى بزرگ جديد، ترجمه اسداللّه شفايى و صادق باقرى، تهران: دانش هستى ١٣٧٩ش؛
(٣٢) محمداعظم سيستانى، مقدمهاى بر كودتاى ثور و پيامدهاى آن در افغانستان، اداره دارالنشر افغانستان، ١٩٩٥م؛
(٣٣) سيدمهدى نرخ، تاريخ سياسى افغانستان، قم: احسانى، ١٣٧١ش؛
(٣٤) قاموس جغرافيايى افغانستان، به اهتمام محمدحكيم ناهض، انجمن آريانا دائرةالمعارف ١٣٣٦ش؛
(٣٥) ملافيض محمد كاتب هزاره، نژادنامه افغان، به اهتمام عزيزاللّه رحيمى، تصحيح حاج كاظم يزدانى، (قم) موسسه مطبوعاتى اسماعيليان ١٣٧٢ش؛
(٣٦) جميلالرحمان كامگار، كرونولوژى حوادث تاريخى افغانستان (از تأسيس جمهوريت تابميان آمدن اداره انتقالى افغانستان)، كابل: ميوند ١٣٨٢ش؛
(٣٧) اروين گروتس باخ، جغرافياى شهرى در افغانستان، ترجمه سيدمحسن محسنيان، مشهد: معاونت فرهنگى آستان قدس رضوى، ١٣٦٨ش؛
(٣٨) هرمز مقصودى، گاهشمار رويدادهاى افغانستان در ١٣٦٨، تهران: وزارت امورخارجه، ستاد پشتيبانى افغانستان ١٣٧٧ش؛
(٣٩) ميراحمد مولايى، خاطرات و تاريخ (افغانستان ١٣٤٤ـ١٣٠٢ش)، تهران ١٣٨١ش؛
(٤٠) نقشه راهنماى افغانستان، مقياس ٠٠٠،١:١٦٠٠ تهران، گيتاشناسى، ١٩٩٤م؛
(٤١) Ludwig W. Adamec, historical and Political Gazatteer of Afghanistan: Kabul and Southeastern Afghanistan, Graz-Austria: ١٩٨٥;
(٤٢) Mountstuart Elphinstone, An Account of the Kingdem of Caubul and its dependencies in Persia, Tartary, and india, Bio-Bibliogra Phical notes by: Alfred Janata, Graz-Austria ١٩٦٩;
(٤٣) Louis Dupree, Afghanistan Karach: Oxford university Press, ١٩٩٧;
(٤٤) Ewans, Afghanistan: Ashort of histoy of its People and Politics, America: Perennial An Imprint of Harfer collins Publishers, ٢٠٠٢;
(٤٥) Leon B. Poullada, Reform and Rebellion in Afghanistan, ١٩١٩-١٩٢٩, London: Cornell university Press, ١٩٧٣;
http:// www. gazetteer. de/ wg. Php?, Stqtistiques de Popoulation de villes et cities du monde;
World Gazetteer: Afghanistan-adminstrative division. Per geogvaphical entity up:١,١,٢٠٠٦.
/ معصومه بادنج /
تاریخ انتشار اینترنتی:
١٨/٠٨/١٣٨٨