دايرة‌المعارف جهانى زبان‌شناسى< (ج 4، ص 189) براساس آمارى از 1356ش/ 1977 تعداد اين گويشوران قريب به چهارصد هزار تن برآورد شده است. سخنگويان زبان تركى خراسانى اغلب به زبان فارسى نيز سخن مى‌گويند (همانجا). يوهانسون (2006، ص 10) زبان تركى خراسانى را يكى از زيرشاخه‌هاى زبان تركى غز دانسته است كه در ايران رواج دارد. گويشهاى تركى اوغوزى رايج‌ترين گويشهاى تركى در ايران محسوب مى‌شوند. در يك سوى پيوستارِ اين گويشها، تركى آذرى و در سوى ديگر تركى خراسانى و تركمنى شمال خراسان قرار دارد. اين طيف از زبانهاى تركى به گويشهاى تركى ـ ايرانى نيز شهرت دارند كه كمابيش تحت تأثير زبان فارسى قرار گرفته‌اند. اين تأثير به ويژه در حوزه واژگان است كه در زبان خلجى (رجوع کنید به خلج*) و تركى خراسان جنوبى بيشتر و در تركمنى كمتر محسوس است. البته دستگاه واجى و در حد كمتر از آن، دستگاه ساختواژى و نحوى اين گويشها نيز تحت تأثير ساختمان زبان فارسى است. ترك‌زبانان خراسان از زبان اقوام همجوار، نظير كردها، تاتها و بلوچها نيز تأثير پذيرفته و در عين حال تأثيرات بسيارى بر اين زبانها گذاشته‌اند (رجوع کنید به ايوانوف، 1926 ، ص 150؛ نيز رجوع کنید به هيگ، 2006؛ براى مقايسه ساختار گويشهاى تركى خراسان با ساير گويشهاى تركى ايران رجوع کنید به دورفر، 2006). در گويشهاى متعدد تركى خراسانى، تفاوتهايى در صرف افعال و پسوندهاى تصريفى وجود دارد، علاوه بر اين در سطح واژگان نيز اختلافاتى ميان آنها ديده مى‌شود (براى نمونه رجوع کنید به هيئت، ص 326؛ دورفر، 1987، ص 249). در دستگاه آوايى گويشهاى تركى خراسانى واكه‌ها همانند ديگر گويشهاى تركى رايج در ايران (مانند آذرى) است، اما تفاوتهايى در نظام همخوانى ديده مى‌شود. دو واج خيشومى ـ نرمكامى و خيشومى ـ كامى كه در اين گويشها وجود دارد در برخى ديگر از گويشهاى تركى ايران وجود ندارد. در اين گويشها علاوه بر واج ملازى ـ سايشىِ بى‌واك x، جفت واكدار آن (y) نيز واجى مستقل است. پايانه‌هاى حالت اسامى در گويش تركى خراسان تاحدودى با ديگر گويشهاى تركى متفاوت‌است (رجوع کنید به د. ايرانيكا، ج 13، ص 397؛ دورفر، 1998، ص 274ـ 275؛ جدول 2). ضماير شخصى و علامت مصدر در تركى خراسانى، تفاوت چندانى با ديگر گويشهاى تركى ايران ندارد (رجوع کنید به د. ايرانيكا؛ دورفر، 1998، همانجاها). 3. زبان كردى كرمانجى. براساس بيشتر منابع موجود كردهاى خراسان در قرون دهم و يازدهم به اين ناحيه انتقال يافته‌اند (براى نمونه رجوع کنید به توحدى، ج 1، ص 5؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 111؛ همو، 1379ش ج، ص 16)، اما جغرافى‌دانانى نظير اصطخرى (ص 271، 274) و ابن‌حوقل (ص 443) از وجود قبايل چادرنشين كرد در غرب خراسان نيز خبر داده‌اند. در اين منابع محل سكونت كردهاى خراسان نخست مناطق بيابانى حدفاصل شهرها و روستاهاى قهستان يعنى ايالت همجوار با كرمان و سپس در بيابانهاى حوالى شهرهاى اشتروج و اندخود (شهرهايى در جنوب خراسان) ثبت شده است. از سرنوشت اين كردها اخبار قطعى در دست نيست، اما قدر مسلّم آن است كه كردهاى امروز خراسان ــكه در شمال خراسان متمركزندــ از تبار كردهايى هستند كه شاهان صفوى در اوايل قرن دهم براى دفاع از مرزهاى شمال خراسان در مقابل هجوم ازبكها و تركمنها آنان را از كردستان به اين منطقه كوچاندند. مهاجرت كردها به خراسان تا قرون يازدهم و دوازدهم (در زمان نادرشاه) نيز ادامه يافت (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 150؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، همانجا). گويش كردى رايج در خراسان متعلق به‌گروه شمالى زبان كردى است كه اين زبان نيز به نوبه خود به خانواده شمال‌غربى زبانهاى ايرانى وابسته‌است. كردى شمالى، هم ازلحاظ آوايى و هم از لحاظ ساختواژى، از گونه‌هاى ديگر زبان كردى قديم‌تر و اصيل‌تراست (رجوع کنید به د.اسلام،چاپ‌دوم،ذيل Kurdistan.V" "Kurds,؛ نيز رجوع کنید به كردى*، زبان و ادبيات). با توجه به اينكه گويشوران اين گويش، ديگر با كردهاى كردستان تعامل ندارند و از سوى ديگر با ساير زبانهاى رايج در خراسان از جمله فارسى و تركى تعامل بسيار داشته‌اند، اين گويش برخى ويژگيهاى اوليه خود را از دست داده و ويژگيهاى ديگرى پذيرفته است (ترقى‌اوغاز، 1379ش الف، ص 71). نظام‌آوايى كردى كرمانجى خراسان به ميزان درخور توجهى تحت تأثير قوانين آوايى فارسى خراسانى قرار گرفته به گونه‌اى كه ايوانوف (1927، ص 172) معتقد است نظام آوايى كردى خراسانى مستقل نيست و در واقع قواعد آوايى فارسى رايج در روستاهاى خراسان را داراست. واژگان كردى خراسانى، در مناطق جنوبى‌تر مملو از واژگان فارسى و در مناطق شمالى‌تر مملو از واژگان تركى است (همو، 1926، ص 152؛ ترقى اوغاز، 1381ش، ص 112). نخستين مهاجران كردى كه در خراسان سكنا گزيدند، به لهجه‌هاى متفاوتى تكلم مى‌كردند اما اقامت طولانى آنها در خراسان و تعاملات آنان با يكديگر، گويشى تقريبآ معيار براى اين گويشوران به وجود آورده است. اين‌گونه معيار در برنامه راديويى كرمانجى مركز خراسان نيز به كار مى‌رود. دوزبانگى و چندزبانگى در بين كردهاى خراسان رايج است و بسيارى از آنها علاوه بر كردى به تركى و فارسى محلى خراسانى نيز سخن مى‌گويند و همين امر موجب تأثيرپذيرى زبان كردى كرمانجى از اين زبانها شده‌است. البته اين تأثير متقابل بوده است (ترقى اوغاز، 1381ش، همانجا). در برخى مناطق، تأثير زبان تركى بر كرمانجى بسيار زياد بوده است به گونه‌اى كه از ميان چهار قبيله كرد اوليه كه به خراسان آمدند (يعنى عمارلو، زعفرانلو، شاديلو و كيوانلو)، دو قبيله زعفرانلو و شاديلو در حال حاضر بيشتر به تركى صحبت مى‌كنند و تقريبآ كرد محسوب نمى‌شوند (ايوانوف، 1926، ص 150). كردهايى كه به گويش كردى كرمانجى سخن مى‌گويند در حال حاضر در شهرستانهاى چناران، درگز، بخشهايى از سبزوار و نيشابور، قوچان و كلات (در استان خراسان رضوى) و شهرستانهاى بجنورد، شيروان، اسفراين و فاروج (در استان خراسان شمالى) سكونت دارند (ترقى اوغاز، 1381ش، همانجا؛ نيز رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهايى كشور: استان خراسان شمالى، شهرستانهاى اسفراين، شيروان، مانه و سملقان، جاجرم، و بجنورد؛ همان: استان خراسان رضوى، شهرستانهاى قوچان، درگز، سرخس، سبزوار، چناران، ذيل بخش جغرافيايى انسانى، زبان). آمار مستقلى از جمعيت كردهاى خراسان در دست نيست. به نظر مى‌رسد اختلافات اندكى در نظام آوايى گويشوران مناطق مختلف كردنشين خراسان وجود دارد. تعداد واكه‌هاى گويش كرمانجى خراسان بين هشت تا ده واج و مشتمل است بر: i, U, u, aª, a, , oª, o, eª, e (رجوع کنید به صادقى؛ ص س؛ حسن‌پور اميرى گليان، ص ر؛ جلايرلان، ص 8؛ مصطفوى گرو، ص 34؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 114، 119ـ120). در نظام همخوانى گويش كرمانجى خراسان، علاوه بر 23 همخوانى كه در نظام همخوانى فارسى معيار وجود دارد، واجهاى ديگر نيز ديده مى‌شود: همخوانهاى انسدادى بى‌واك و نادميده k¨, t¨, p¨ كه واجهاى متناظر آنها در زبان فارسى k, t, p است؛ همخوان سايشى، نرمكامى و واكدار y/غ؛ همخوان انسدادى ـ سايشى، كامى ـ لثوى، بى‌واك و حلقى شده c?؛ همخوان خيشومى، نرمكامى و واكدار كه تلفظ آن شبيه تلفظ واژه ban (بانگ) فارسى است، در اين گويش اين همخوان در جايگاه آغازين هجا قرار نمى‌گيرد و در واژه‌هايى مانند a man(گاو ماده) و aw (سنگينى) وجود دارد؛ همخوان لثوى، كنارى و واكدار lكه شبيه به «ل» مفخم در زبان عربى است، اين همخوان در واژه‌هاى tel (طُرّه مو) و K¨el(سرمه) ديده مى‌شود؛ همخوان لثوى، لرزشى و واكدار r كه كاملا غلتان است و با لرزش مكرر نوك زبان توليد مى‌شود؛ و نيم واكه دو لبى wكه واژه‌هايى مانند daw(دوغ)، wara(بيا) و xaw (خواب) وجود دارد (رجوع کنید به ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 113ـ119؛ د.اسلام، همانجا). در دستگاه ساختواژى گويش كردى كرمانجى برخى ويژگيهاى زبانهاى ايرانى كهن باقى مانده‌است. تمايز ميان حالتهاى مستقيم و غيرمستقيم ضماير (رجوع کنید به جدول 3) و تمايز ميان جنس (مذكر و مؤنث) و كاربرد حروف اضافه پسايند و پيشايند و استفاده هم‌زمان اين دو نوع حروف اضافه از جمله اين ويژگيهاست (رجوع کنید به د.اسلام، همانجا؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 122ـ125؛ جلايرلان، ص 14ـ15). در اكثر فعلهاى كرمانجى، ضماير گروه اول (حالت مستقيم) با افعال لازم و ضماير گروه دوم (حالت غيرمستقيم) با افعال متعددى به كار مى‌روند (رجوع کنید به ترقى‌اوغاز، 1379ش ب، ص 68ـ70). يكى از مهم‌ترين ويژگيهاى نحوى گويش كردى كرمانجى خراسان دارا بودن حالت ارگتيواست. در اين گويش تطابق فعل با مفعول صورت مى‌گيرد، مانند me t¨ di(من تو را ديدم)؛ و me hun din (من شما را ديدم؛ همو، 1381ش، ص 131). د) گويشهاى رايج در خراسان. علاوه بر زبانهايى كه در بخش پيشين مقاله به آنها اشاره شد، در نواحى مختلف خراسان به گويشهاى متنوعى تكلم مى‌شود، از جمله گويشهاى تاتى، هزارگى، بلوچى، گويش كوليان خراسان و مجموعه گويشهايى كه در اين مقاله تحت عنوان گويشهاى خراسانى نام‌گذارى شده‌اند و همگى آنها با زبان فارسى درى ارتباط تنگاتنگى دارند. به سبب اختلاف‌نظر زبان‌شناسان درباره منشأ و ريشه گويش تاتى و هزارگى، اين دو گويش در اين دسته‌بندى به صورت مجزا آمده و ذيل گويشهاى خراسانى قرار نگرفته است. 1. گويش تاتى. جدا از لهجه‌هاى مختلف گويش تاتى (رجوع کنید به تات*) كه در نواحى شمال‌غربى ايران رواج دارند، در شمال خراسان نيز گونه‌هايى از اين گويش وجود دارد. چگونگى حضور اقوام تات در خراسان مشخص نيست. تات‌زبانهاى خراسان بيشتر در نواحى شمالى آن و در مناطق مختلف شهرستانهاى بجنورد، اسفراين، جاجرم و شيروان زندگى مى‌كنند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور : استان خراسان شمالى، شهرستانهاى بجنورد، اسفراين، جاجرم و شيروان، همانجاها). آمار مشخصى از جمعيت تات‌زبانهاى خراسان در دست نيست، اما به گفته صفرزاده (1382ش، ص 22) در شهرستان جاجرم*، واقع در شمال مشرق بجنورد، جلگه پهناورى به نام جلگه شوقان* و منطقه اى به نام چهاردهِ سنخواست وجود دارد كه اغلب ساكنان اين مناطق به گويش تاتى تكلم مى‌كنند. روستاهاى اين منطقه حدود 000 ،25 تن جمعيت دارد. در دستگاه واجى گويش تاتى نظام همخوانى همانند زبان فارسى است، اما در نظام واكه‌اى اختلافاتى ديده مى‌شود. در اين گويش تقابل ميان واكه‌هاى كوتاه و بلند ــكه خاص زبانهاى ايرانى ميانه است ــ تاحدودى حفظ شده‌است؛ يعنى علاوه بر واكه‌هاى زبان فارسى، دو واكه كشيده e و o نيز در دستگاه واكه‌اى اين گويش وجود دارد. چهار مصوت مركّبow , ay, ey aw , در اين گويش ديده مى‌شود. در اين گويش همانند بسيارى از گويشهاى خراسانى (رجوع کنید به ادامه مقاله)، در قياس با فارسى معيار، فرايندهاى آوايى بسيارى ديده مى‌شود. براى مثال a فارسى معيار پيش از واكه‌هاى v, b پايانى به شكل مصوت مركّبow نمايان مى‌شود. براى مثال xab (خواب)derafs, xow , derowsتلفظ مى‌شود. معادل واكه u در فارسى معيار در بسيارى از كلمات گويش تاتى i است، مانند xinبه جاى sizun, xun به جاى suzan و kica به جاى kuce. علاوه بر ابدالهاى واكه‌اى، در بين همخوانها نيز ابدالهايى ديده مى‌شود: ابدال Jفارسى به c مانند CiJa به جاى JuJa، ابدال t به d (مانند tid به جاى tut) و ابدال rبه l(مانند balg به جاى barg). در اين گويش در سطح صرف نيز تفاوتهايى با فارسى معيار وجود دارد. علامت جمع اسامى در اين گويش پسوند -u است؛ براى مثال palivu (پهلوها) صورت جمع paliاست (صفرزاده، 1382ش، ص 25ـ39). واژه‌هاى كهن بسيارى در اين گويش ديده مى‌شود كه امروزه در معرض فراموشى و نابودى است، مانند laqska(پنجره)، fittik(سوت)، xesil (جو نارس) و meska(كره). بسيارى از واژه‌هاى كهن اين گويش با زبان تاجيكى مشترك است. مانند پرمه (مته)، پشخم (پنهان)، پلته (فتيله). علاوه بر اين واژه‌هاى كهن بسيارى در اين گويش وجود دارند كه امروزه متروك شده‌اند، مانند برغ (سد و بند خاكى)، غو (فرياد و جيغ و داد)، غيژيدن (لغزاندن؛ رجوع کنید به همو، 1386ش، ص 78ـ87). برخى از ويژگيهاى نحوى اين گويش عبارت‌اند از: كاربرد نشانه مفعول صريح re مانند xuna-re atis dayen(خانه را آتش زده‌اند)؛ استفاده از اضافه بنوّت حسين ابراهيم (حسين فرزند ابراهيم)؛ و كاربرد مصدر «شدن» به معنى «رفتن»: على شو (به جاى «شد» به معناى رفت؛ رجوع کنید به همان، ص 74). نظام آوايى و واژگانى گويش تاتى شمال خراسان به فارسى درى و تاجيكى نزديك است (رجوع کنید به يارشاطر، ص 17؛ براى اطلاع از ريشه‌شناسى گويش تاتى رجوع کنید به صفرزاده، 1381ش، ص 183؛ يارشاطر، همانجا؛ كسروى، ص 135؛ اورانسكى، 1378ش، ص 137). 2. گويش هزارگى. هزارگى گويش اقوام هزاره* يا بربرى است كه از 1311، پس از رويدادهاى داخلى كشور افغانستان، به شمال‌شرق ايران مهاجرت كردند و در نواحى مشهد، نيشابور و قوچان ساكن شدند (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 146؛ د. ايرانيكا، ذيل "Hazara.IV"؛ نيز رجوع کنید به موسوى، ص 150ـ151). اين هزاره‌ها به خاورى نيز شهرت دارند. هزاره‌هاى ساكن در ايران پس از ورود به ايران همچنان هويت قومى و گويش هزارگى خود را حفظ كردند. برخى از محققان مردم هزاره را از نژاد مغول دانسته‌اند (رجوع کنید به تميرخانوف، ص 31؛ محمدجواد خاورى، 1382ش، ص 14)، اما برخى ديگر گفته‌اند كه شواهد كافى براى اثبات اين ادعا وجود ندارد (رجوع کنید به وايرس، ص 248؛ محمدتقى خاورى، ص 8). موسوى (ص 151) تعداد هزاره‌هاى ساكن در ايران را براساس سرشمارى سال 1335ش، سيصدهزار تن و باتوجه به رشد جمعيت تعداد آنان را در سالهاى اخير چيزى در حدود نيم ميليون نفر يا بيشتر تخمين زده‌است. برخى از محققان با قطعيت گويش مردم هزاره را در زمره لهجه‌هاى كهن فارسى درى خراسانى دانسته‌اند، اما بررسى نژادشناسى اقوام هزاره از يك‌سو و وجود واژه‌ها، اصطلاحات‌و تركيبات بسيارى كه از زبانهاى تركى، مغولى و پشتو دراين زبان (حدود 20% از واژگان هزارگى را اصطلاحات تركىو مغولى تشكيل مى‌دهد رجوع کنید به محمدجواد خاورى، 1380ش، ص 16) و وجود آواهاى برگشتى نظير tو q در اين گويش، قرار گرفتن گويش هزارگى در زمره گويشى از گويشهاى فارسى درى را با ترديد مواجه مى‌سازد (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ پولادى، ص 133ـ 138). ايوانوف (1926، ص 155) در توصيف زبان هزاره‌هاى خراسان نوشته است كه زبان بربرها آميخته‌اى از زبان فارسى است و اثرى از زبان مغولى آغازين هزاره‌ها در آن يافت نمى‌شود. به گفته پولادى (ص 133ـ134)، معلوم نيست كه هزاره‌ها چه زمانى زبان مغولى را از ياد برده و به فارسى سخن گفتن را آغاز كرده‌اند. مأخذى درباره آنها از زمان استقرارشان در ولايت هزاره‌جات* افغانستان (در قرن هفتم) تا زمانى كه بابريان (در قرن دهم) به آنها حمله كردند، در دست نيست. هزاره‌ها در زمان بابريان، هنوز به زبان مغولى صحبت مى‌كردند. به نظر مى‌رسد آنها زبان اوليه خود را در فاصله قرون دهم تا سيزدهم به منظور فراگيرى زبان جديد (هزارگى) از دست داده‌اند. دولينگ (ص 13) اوايل قرن سيزدهم را تاريخ تغيير زبان اوليه هزاره‌ها ذكر كرده است. او (ص 47) معتقد است كه زبان ساكنان ناحيه هزاره‌جات در قرون وسطا تركيبى از لهجه فارسى و هندى بوده و زبان فارسى به تدريج غالب شده است. دولينگ وجود كلمات بسيارى در اين گويش را كه ريشه سنسكريت* دارند، دليلى براى اثبات ادعاى خود دانسته است. محمدتقى خاورى (ص 243) معتقد است كه زبان هزارگى يكى از لهجه‌هاى فارسى درى و به لهجه بخارايى شبيه است و اگر در نظام ساختارى نثر قرار گيرد به زبان نوشتارى چيزى شبيه نثر حدودالعالم من المشرق الى المغرب خواهد شد. او شباهتهاى بسيارى را از دو گويش هزارگى و بخارايى ارائه كرده است (رجوع کنید به ص 244ـ271). در نظام آوايى گويش هزارگى علاوه بر همخوانهاى موجود در فارسى معيار، واج سايشى و واكدار /y/«غ»، نيم مصوت دولبى w و واجهاى برگشتى t و d نيز وجود دارند. به نظر محمدتقى خاورى (ص270) اين همان واجهايى است كه در اوستايى و سنسكريت وجود داشته و امروزه هنديان نيز آنها را به همين صورت تلفظ مى‌كنند (نيز رجوع کنید به بهار، ج 1، ص 191). واكه هاى مركّب ay، aw و ew در دستگاه واجى گويش هزارگى ديده مى‌شود، برخلاف نظام واكه اى فارسى درى در اين گويش كشش واكه‌اى تمايزدهنده نيست؛ اما واكه‌هاى ميانى باقى‌مانده‌اند و همانند زبان تاجيكى به جاى واكه a در فارسى درى و معيار، واكه گرد o وجود دارد (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا). واكه‌هاى بسيط گويش هزاره i, e, u, uª, o, a است (uª و eواكه‌هاى ميانى هستند). ساختار دستورى گويش هزارگى بسيار به ساخت دستورى فارسى درى شبيه است (رجوع کنید به همانجا). نجيب مايل هروى (ص 138) به سبب همين شباهت، گويش هزارگى را داراى اصيل‌ترين و كهن‌ترين خصيصه‌هاى زبان فارسى دانسته است. به نظر وى ويژگيهاى معمول در گونه‌هاى زبان فارسى سده چهارم و پنجم مانند فعل مركّب به جاى فعل بسيط، حروف، قيود، ادات تنبيه قديم، كاربردهاى افعال پيشوندى قديم، تكرارهاى فعلى، ضماير قديم و ابدالهاى قابل توجه در اين گويش رواج دارد. در گويش هزارگى مشخصه‌هاى آوايى متنوعى وجود دارد كه در بسيارى از گويشهاى خراسانى نيز ديده مى‌شود: حذف واج h در آغاز و وسط كلمه مانند azara(ازاره) به جاى hazara(هزاره)؛ قرارگرفتن واكه مركّب aw به جاى واجهاى b و f در مقايسه با فارسى رسمى مانند تلفظ واژه sabz (سبز) به صورت sawz(سوز)؛ ابدال واجهاى r به L و nبه L مانندbalg (بلگ) barg→(برگ) و yalimat (غليمت) yanimat→(غنيمت)؛ ابدال واج sبه s، اين ابدال در تمام صيغه‌هاى ماضى مطلق، استمرارى و نقلى و بعيد كه از مصدر «نشستن» به صورت «شيشتن» (با ابدال e به i) درمى‌آيد، وجود دارد، مانند sista-bud-am(رجوع کنید به پولادى، ص 155ـ156؛ نيز رجوع کنید به محمدتقى خاورى، ص 257). در نظام صرفى گويش هزارگى نيز ويژگيهاى متمايزىديده مى‌شود، در اين گويش جاندارى يك مشخصه تمايزدهنده است؛ پسوند جمع در گويش هزارگى براى اسامى بى‌جان (kitob→ kitobo) O و براى اسامى جاندار uªاست (biror→ biroruª؛ رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ پولادى، ص 147ـ 148). ضماير شخصى منفصل در گويش هزاره ma simu,mu, i/u,tu,وyo/wo و ضماير ملكى متصل -um (i)si/is,tuª,-muª,-(i)si/-is -it,هستند (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا)، براى مثال siدر xotu-si(خاتونش، همسرش) ضمير شخصى متصل است. ضماير اشاره اين گويشena (اين)، ona(آن)، ena-mi(اينها) و ona-mu(آنها) هستند (پولادى، ص150). كاربرد حروف اضافه نيز با زبان فارسى معيار كنونى تفاوت دارد. حرف اضافه da به جاى «در» و «به» استفاده مى‌شود (رجوع کنید به محمدتقى خاورى، ص254ـ255). افعال و صرف آنها از قوانين كلى زبان فارسى پيروى مى‌كند، اما اختلافاتى نيز ديده مى‌شود. در اين گويش همانند زبان فارسى درى استفاده از افعال مركّب به جاى افعال بسيط (مانند ترس خوردن، به جاى ترسيدن) رواج دارد. صرف فعل در زمان ماضى مستمر، شكل متمايزى دارد. چنان‌كه داشتم مى‌خواندم، xonda rahi budom (خوانده رهى بودم) و داشتند مى‌خواندند، xonda rahi budan (خوانده رهى بودن) گفته مى‌شود. در ساختمان مضارع‌التزامى فعل كمكى «توانستن» برخلاف فارسى معيار، پس از فعل اصلى مى‌آيد. مانند xorda meª-tana(خورده مِتَنه) به جاى مى‌تواند بخورد (رجوع کنید به همان، ص 266ـ269). واژه‌هاى گويش هزاره به لحاظ ريشه‌شناسى به چند دسته تقسيم مى‌شود: واژه‌هايى كه از زبان مغولى (زبان هزاره‌هاى پيشين) در اين گويش برجاى مانده‌اند، مانند abaye (اَبَغِه = عمو)، xotu (خوتو = همسر)، qacar(قَچَر: پيشانى)؛ واژه‌هايى كه ريشه تركى دارند و امروزه در اين گويش بسيار پركاربردند مانند aba(اَبَه: مادر)، ata (اَتَه: پدر) qos (قوش: ابرو)؛ واژه‌هاى پشتو، مانند cuki (چوكى : صندلى)، degli(دگلى: ديگ آشپزى)، gadvad (گَدْوَدْ: مخلوط)؛ از واژه‌هايى كه ريشه سنسكريت و اردو دارند، مانند alay (اَلَى : معشوقه)، palol(پلول: حصير)، vala(وَلَه: مالك، صاحب مال و مكان)؛ و واژه‌هاى دخيل ديگرى كه از زبانهاى انگليسى، روسى و عربى به اين گويش وارد شده‌اند (رجوع کنید به پولادى، ص 138ـ146). امثال و حكم و مَثَلهاى مردم هزاره فراوان، شاعرانه و فلسفى است درواقع مَثَلهاى هزاره‌ها بسيار معروف و شعر و موسيقى آنان مبتنى بر آنهاست (موسوى، ص 82؛ براى اطلاع بيشتر از امثال و حكم مردم هزاره رجوع کنید به محمدجواد خاورى، 1380ش). 3. گويش بلوچى. بلوچى يكى از گويشهاى ايرانى نو است كه جمعيت و قدمت گويشوران آن در خراسان درخور توجه است. بلوچها بيشتر در نواحى شمال خراسان در شهرهاى سرخس (نزديك مرزهاى روسيه) و در برخى مناطق نزديك به نيشابور و سبزوار و جوين و تربت حيدريه و در جنت‌آباد (مرز افغانستان) مستقرند. البته در نواحى جنوب خراسان مانند بيرجند و قاين نيز قبايلى از بلوچها سكونت دارند. در گذشته بيشتر بلوچها چادرنشين بوده‌اند، اما امروزه بسيارى از آنها زندگى شهرنشينى را برگزيده‌اند. در طى چند نسل بلوچهاى خراسانى كه مهاجرانى از بلوچستان محسوب مى‌شوند، ارتباط خود را با بلوچها از دست داده و بسيار به فارسها شبيه شده‌اند و زبان آنها تغييركرده است (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 152؛ د. ايرانيكا، ذيل "Baluchistan.III"؛ اورانسكى، 1358ش، ص 313). زبان بلوچى به دو گروه لهجه‌هاى اصلى تقسيم مى‌شود: گروه شمالى يا شمال‌شرقى و گروه جنوبى يا جنوب غربى (مكرانى). لهجه بلوچى خراسانى همانند گويش بلوچى تركمنستان در زمره لهجه جنوب غربى قرار مى‌گيرد (اورانسكى، 1358ش، ص 315). در حال حاضر زبان بلوچى جنوب خراسان در مقايسه با بلوچى شمال خراسان به گويش مكرانى نزديك تر است. بلوچهاى شمال خراسان نيز به واسطه همجواريشان با اقوام مختلف كرد و ترك و فارس تأثيرات بسيارى از اين تعدد زبانى ـ قومى پذيرفته‌اند. تحقيقات زبان‌شناختىِ داده بنيادِ مستقلى بر روى گويش بلوچى خراسان صورت نگرفته است (براى اطلاع از مشخصه‌هاى زبان‌شناختى گويشهاى بلوچى شمالى و جنوبى رجوع کنید به بلوچ و بلوچستان*، بخش :2 زبان بلوچى). 4. گويش كوليان خراسان. كوليان خراسان مردمانى دوره گرد هستند كه در تمامى ايالت خراسان پراكنده‌اند. بنابه گزارش ايوانوف (1926، ص 157) كوليان خراسان در شهرهاى نيشابور و سبزوار محله‌هاى اختصاصى دارند، در حالى كه مركز زمستانى آنها در جنوب سربيشه، بيرجند و در مسير سيستان است. ايوانوف (همانجا) معتقد است كه اين كوليان زبان آميخته‌اى مخصوص به خود دارند كه مى‌توان آن را گونه كولى‌شده لهجه‌ها و زبانهاى محلى اين مناطق دانست، نه بازمانده واقعى زبان كوليان اوليه (رجوع کنید به همو، 1920، ص 284). زبانى كه نياكان اين كوليها بدان تكلم مى‌كردند، عضوى از شاخه مركزى زبانهاى هندوآريايى بوده‌است كه رومانو ناميده مى‌شود. زبانهاى اردو، پنجابى، راجستانى، گجراتى و هندى‌نو از ديگر زبانهاى مهم اين شاخه زبانى است (رجوع کنید به >دايرة‌المعارف جهانى زبان‌شناسى"> دايرة‌المعارف جهانى زبان‌شناسى< (ج 4، ص 189) براساس آمارى از 1356ش/ 1977 تعداد اين گويشوران قريب به چهارصد هزار تن برآورد شده است. سخنگويان زبان تركى خراسانى اغلب به زبان فارسى نيز سخن مى‌گويند (همانجا). يوهانسون (2006، ص 10) زبان تركى خراسانى را يكى از زيرشاخه‌هاى زبان تركى غز دانسته است كه در ايران رواج دارد. گويشهاى تركى اوغوزى رايج‌ترين گويشهاى تركى در ايران محسوب مى‌شوند. در يك سوى پيوستارِ اين گويشها، تركى آذرى و در سوى ديگر تركى خراسانى و تركمنى شمال خراسان قرار دارد. اين طيف از زبانهاى تركى به گويشهاى تركى ـ ايرانى نيز شهرت دارند كه كمابيش تحت تأثير زبان فارسى قرار گرفته‌اند. اين تأثير به ويژه در حوزه واژگان است كه در زبان خلجى (رجوع کنید به خلج*) و تركى خراسان جنوبى بيشتر و در تركمنى كمتر محسوس است. البته دستگاه واجى و در حد كمتر از آن، دستگاه ساختواژى و نحوى اين گويشها نيز تحت تأثير ساختمان زبان فارسى است. ترك‌زبانان خراسان از زبان اقوام همجوار، نظير كردها، تاتها و بلوچها نيز تأثير پذيرفته و در عين حال تأثيرات بسيارى بر اين زبانها گذاشته‌اند (رجوع کنید به ايوانوف، 1926 ، ص 150؛ نيز رجوع کنید به هيگ، 2006؛ براى مقايسه ساختار گويشهاى تركى خراسان با ساير گويشهاى تركى ايران رجوع کنید به دورفر، 2006). در گويشهاى متعدد تركى خراسانى، تفاوتهايى در صرف افعال و پسوندهاى تصريفى وجود دارد، علاوه بر اين در سطح واژگان نيز اختلافاتى ميان آنها ديده مى‌شود (براى نمونه رجوع کنید به هيئت، ص 326؛ دورفر، 1987، ص 249). در دستگاه آوايى گويشهاى تركى خراسانى واكه‌ها همانند ديگر گويشهاى تركى رايج در ايران (مانند آذرى) است، اما تفاوتهايى در نظام همخوانى ديده مى‌شود. دو واج خيشومى ـ نرمكامى و خيشومى ـ كامى كه در اين گويشها وجود دارد در برخى ديگر از گويشهاى تركى ايران وجود ندارد. در اين گويشها علاوه بر واج ملازى ـ سايشىِ بى‌واك x، جفت واكدار آن (y) نيز واجى مستقل است. پايانه‌هاى حالت اسامى در گويش تركى خراسان تاحدودى با ديگر گويشهاى تركى متفاوت‌است (رجوع کنید به د. ايرانيكا، ج 13، ص 397؛ دورفر، 1998، ص 274ـ 275؛ جدول 2). ضماير شخصى و علامت مصدر در تركى خراسانى، تفاوت چندانى با ديگر گويشهاى تركى ايران ندارد (رجوع کنید به د. ايرانيكا؛ دورفر، 1998، همانجاها). 3. زبان كردى كرمانجى. براساس بيشتر منابع موجود كردهاى خراسان در قرون دهم و يازدهم به اين ناحيه انتقال يافته‌اند (براى نمونه رجوع کنید به توحدى، ج 1، ص 5؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 111؛ همو، 1379ش ج، ص 16)، اما جغرافى‌دانانى نظير اصطخرى (ص 271، 274) و ابن‌حوقل (ص 443) از وجود قبايل چادرنشين كرد در غرب خراسان نيز خبر داده‌اند. در اين منابع محل سكونت كردهاى خراسان نخست مناطق بيابانى حدفاصل شهرها و روستاهاى قهستان يعنى ايالت همجوار با كرمان و سپس در بيابانهاى حوالى شهرهاى اشتروج و اندخود (شهرهايى در جنوب خراسان) ثبت شده است. از سرنوشت اين كردها اخبار قطعى در دست نيست، اما قدر مسلّم آن است كه كردهاى امروز خراسان ــكه در شمال خراسان متمركزندــ از تبار كردهايى هستند كه شاهان صفوى در اوايل قرن دهم براى دفاع از مرزهاى شمال خراسان در مقابل هجوم ازبكها و تركمنها آنان را از كردستان به اين منطقه كوچاندند. مهاجرت كردها به خراسان تا قرون يازدهم و دوازدهم (در زمان نادرشاه) نيز ادامه يافت (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 150؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، همانجا). گويش كردى رايج در خراسان متعلق به‌گروه شمالى زبان كردى است كه اين زبان نيز به نوبه خود به خانواده شمال‌غربى زبانهاى ايرانى وابسته‌است. كردى شمالى، هم ازلحاظ آوايى و هم از لحاظ ساختواژى، از گونه‌هاى ديگر زبان كردى قديم‌تر و اصيل‌تراست (رجوع کنید به د.اسلام،چاپ‌دوم،ذيل Kurdistan.V" "Kurds,؛ نيز رجوع کنید به كردى*، زبان و ادبيات). با توجه به اينكه گويشوران اين گويش، ديگر با كردهاى كردستان تعامل ندارند و از سوى ديگر با ساير زبانهاى رايج در خراسان از جمله فارسى و تركى تعامل بسيار داشته‌اند، اين گويش برخى ويژگيهاى اوليه خود را از دست داده و ويژگيهاى ديگرى پذيرفته است (ترقى‌اوغاز، 1379ش الف، ص 71). نظام‌آوايى كردى كرمانجى خراسان به ميزان درخور توجهى تحت تأثير قوانين آوايى فارسى خراسانى قرار گرفته به گونه‌اى كه ايوانوف (1927، ص 172) معتقد است نظام آوايى كردى خراسانى مستقل نيست و در واقع قواعد آوايى فارسى رايج در روستاهاى خراسان را داراست. واژگان كردى خراسانى، در مناطق جنوبى‌تر مملو از واژگان فارسى و در مناطق شمالى‌تر مملو از واژگان تركى است (همو، 1926، ص 152؛ ترقى اوغاز، 1381ش، ص 112). نخستين مهاجران كردى كه در خراسان سكنا گزيدند، به لهجه‌هاى متفاوتى تكلم مى‌كردند اما اقامت طولانى آنها در خراسان و تعاملات آنان با يكديگر، گويشى تقريبآ معيار براى اين گويشوران به وجود آورده است. اين‌گونه معيار در برنامه راديويى كرمانجى مركز خراسان نيز به كار مى‌رود. دوزبانگى و چندزبانگى در بين كردهاى خراسان رايج است و بسيارى از آنها علاوه بر كردى به تركى و فارسى محلى خراسانى نيز سخن مى‌گويند و همين امر موجب تأثيرپذيرى زبان كردى كرمانجى از اين زبانها شده‌است. البته اين تأثير متقابل بوده است (ترقى اوغاز، 1381ش، همانجا). در برخى مناطق، تأثير زبان تركى بر كرمانجى بسيار زياد بوده است به گونه‌اى كه از ميان چهار قبيله كرد اوليه كه به خراسان آمدند (يعنى عمارلو، زعفرانلو، شاديلو و كيوانلو)، دو قبيله زعفرانلو و شاديلو در حال حاضر بيشتر به تركى صحبت مى‌كنند و تقريبآ كرد محسوب نمى‌شوند (ايوانوف، 1926، ص 150). كردهايى كه به گويش كردى كرمانجى سخن مى‌گويند در حال حاضر در شهرستانهاى چناران، درگز، بخشهايى از سبزوار و نيشابور، قوچان و كلات (در استان خراسان رضوى) و شهرستانهاى بجنورد، شيروان، اسفراين و فاروج (در استان خراسان شمالى) سكونت دارند (ترقى اوغاز، 1381ش، همانجا؛ نيز رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهايى كشور: استان خراسان شمالى، شهرستانهاى اسفراين، شيروان، مانه و سملقان، جاجرم، و بجنورد؛ همان: استان خراسان رضوى، شهرستانهاى قوچان، درگز، سرخس، سبزوار، چناران، ذيل بخش جغرافيايى انسانى، زبان). آمار مستقلى از جمعيت كردهاى خراسان در دست نيست. به نظر مى‌رسد اختلافات اندكى در نظام آوايى گويشوران مناطق مختلف كردنشين خراسان وجود دارد. تعداد واكه‌هاى گويش كرمانجى خراسان بين هشت تا ده واج و مشتمل است بر: i, U, u, aª, a, , oª, o, eª, e (رجوع کنید به صادقى؛ ص س؛ حسن‌پور اميرى گليان، ص ر؛ جلايرلان، ص 8؛ مصطفوى گرو، ص 34؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 114، 119ـ120). در نظام همخوانى گويش كرمانجى خراسان، علاوه بر 23 همخوانى كه در نظام همخوانى فارسى معيار وجود دارد، واجهاى ديگر نيز ديده مى‌شود: همخوانهاى انسدادى بى‌واك و نادميده k¨, t¨, p¨ كه واجهاى متناظر آنها در زبان فارسى k, t, p است؛ همخوان سايشى، نرمكامى و واكدار y/غ؛ همخوان انسدادى ـ سايشى، كامى ـ لثوى، بى‌واك و حلقى شده c?؛ همخوان خيشومى، نرمكامى و واكدار كه تلفظ آن شبيه تلفظ واژه ban (بانگ) فارسى است، در اين گويش اين همخوان در جايگاه آغازين هجا قرار نمى‌گيرد و در واژه‌هايى مانند a man(گاو ماده) و aw (سنگينى) وجود دارد؛ همخوان لثوى، كنارى و واكدار lكه شبيه به «ل» مفخم در زبان عربى است، اين همخوان در واژه‌هاى tel (طُرّه مو) و K¨el(سرمه) ديده مى‌شود؛ همخوان لثوى، لرزشى و واكدار r كه كاملا غلتان است و با لرزش مكرر نوك زبان توليد مى‌شود؛ و نيم واكه دو لبى wكه واژه‌هايى مانند daw(دوغ)، wara(بيا) و xaw (خواب) وجود دارد (رجوع کنید به ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 113ـ119؛ د.اسلام، همانجا). در دستگاه ساختواژى گويش كردى كرمانجى برخى ويژگيهاى زبانهاى ايرانى كهن باقى مانده‌است. تمايز ميان حالتهاى مستقيم و غيرمستقيم ضماير (رجوع کنید به جدول 3) و تمايز ميان جنس (مذكر و مؤنث) و كاربرد حروف اضافه پسايند و پيشايند و استفاده هم‌زمان اين دو نوع حروف اضافه از جمله اين ويژگيهاست (رجوع کنید به د.اسلام، همانجا؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 122ـ125؛ جلايرلان، ص 14ـ15). در اكثر فعلهاى كرمانجى، ضماير گروه اول (حالت مستقيم) با افعال لازم و ضماير گروه دوم (حالت غيرمستقيم) با افعال متعددى به كار مى‌روند (رجوع کنید به ترقى‌اوغاز، 1379ش ب، ص 68ـ70). يكى از مهم‌ترين ويژگيهاى نحوى گويش كردى كرمانجى خراسان دارا بودن حالت ارگتيواست. در اين گويش تطابق فعل با مفعول صورت مى‌گيرد، مانند me t¨ di(من تو را ديدم)؛ و me hun din (من شما را ديدم؛ همو، 1381ش، ص 131). د) گويشهاى رايج در خراسان. علاوه بر زبانهايى كه در بخش پيشين مقاله به آنها اشاره شد، در نواحى مختلف خراسان به گويشهاى متنوعى تكلم مى‌شود، از جمله گويشهاى تاتى، هزارگى، بلوچى، گويش كوليان خراسان و مجموعه گويشهايى كه در اين مقاله تحت عنوان گويشهاى خراسانى نام‌گذارى شده‌اند و همگى آنها با زبان فارسى درى ارتباط تنگاتنگى دارند. به سبب اختلاف‌نظر زبان‌شناسان درباره منشأ و ريشه گويش تاتى و هزارگى، اين دو گويش در اين دسته‌بندى به صورت مجزا آمده و ذيل گويشهاى خراسانى قرار نگرفته است. 1. گويش تاتى. جدا از لهجه‌هاى مختلف گويش تاتى (رجوع کنید به تات*) كه در نواحى شمال‌غربى ايران رواج دارند، در شمال خراسان نيز گونه‌هايى از اين گويش وجود دارد. چگونگى حضور اقوام تات در خراسان مشخص نيست. تات‌زبانهاى خراسان بيشتر در نواحى شمالى آن و در مناطق مختلف شهرستانهاى بجنورد، اسفراين، جاجرم و شيروان زندگى مى‌كنند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور : استان خراسان شمالى، شهرستانهاى بجنورد، اسفراين، جاجرم و شيروان، همانجاها). آمار مشخصى از جمعيت تات‌زبانهاى خراسان در دست نيست، اما به گفته صفرزاده (1382ش، ص 22) در شهرستان جاجرم*، واقع در شمال مشرق بجنورد، جلگه پهناورى به نام جلگه شوقان* و منطقه اى به نام چهاردهِ سنخواست وجود دارد كه اغلب ساكنان اين مناطق به گويش تاتى تكلم مى‌كنند. روستاهاى اين منطقه حدود 000 ،25 تن جمعيت دارد. در دستگاه واجى گويش تاتى نظام همخوانى همانند زبان فارسى است، اما در نظام واكه‌اى اختلافاتى ديده مى‌شود. در اين گويش تقابل ميان واكه‌هاى كوتاه و بلند ــكه خاص زبانهاى ايرانى ميانه است ــ تاحدودى حفظ شده‌است؛ يعنى علاوه بر واكه‌هاى زبان فارسى، دو واكه كشيده e و o نيز در دستگاه واكه‌اى اين گويش وجود دارد. چهار مصوت مركّبow , ay, ey aw , در اين گويش ديده مى‌شود. در اين گويش همانند بسيارى از گويشهاى خراسانى (رجوع کنید به ادامه مقاله)، در قياس با فارسى معيار، فرايندهاى آوايى بسيارى ديده مى‌شود. براى مثال a فارسى معيار پيش از واكه‌هاى v, b پايانى به شكل مصوت مركّبow نمايان مى‌شود. براى مثال xab (خواب)derafs, xow , derowsتلفظ مى‌شود. معادل واكه u در فارسى معيار در بسيارى از كلمات گويش تاتى i است، مانند xinبه جاى sizun, xun به جاى suzan و kica به جاى kuce. علاوه بر ابدالهاى واكه‌اى، در بين همخوانها نيز ابدالهايى ديده مى‌شود: ابدال Jفارسى به c مانند CiJa به جاى JuJa، ابدال t به d (مانند tid به جاى tut) و ابدال rبه l(مانند balg به جاى barg). در اين گويش در سطح صرف نيز تفاوتهايى با فارسى معيار وجود دارد. علامت جمع اسامى در اين گويش پسوند -u است؛ براى مثال palivu (پهلوها) صورت جمع paliاست (صفرزاده، 1382ش، ص 25ـ39). واژه‌هاى كهن بسيارى در اين گويش ديده مى‌شود كه امروزه در معرض فراموشى و نابودى است، مانند laqska(پنجره)، fittik(سوت)، xesil (جو نارس) و meska(كره). بسيارى از واژه‌هاى كهن اين گويش با زبان تاجيكى مشترك است. مانند پرمه (مته)، پشخم (پنهان)، پلته (فتيله). علاوه بر اين واژه‌هاى كهن بسيارى در اين گويش وجود دارند كه امروزه متروك شده‌اند، مانند برغ (سد و بند خاكى)، غو (فرياد و جيغ و داد)، غيژيدن (لغزاندن؛ رجوع کنید به همو، 1386ش، ص 78ـ87). برخى از ويژگيهاى نحوى اين گويش عبارت‌اند از: كاربرد نشانه مفعول صريح re مانند xuna-re atis dayen(خانه را آتش زده‌اند)؛ استفاده از اضافه بنوّت حسين ابراهيم (حسين فرزند ابراهيم)؛ و كاربرد مصدر «شدن» به معنى «رفتن»: على شو (به جاى «شد» به معناى رفت؛ رجوع کنید به همان، ص 74). نظام آوايى و واژگانى گويش تاتى شمال خراسان به فارسى درى و تاجيكى نزديك است (رجوع کنید به يارشاطر، ص 17؛ براى اطلاع از ريشه‌شناسى گويش تاتى رجوع کنید به صفرزاده، 1381ش، ص 183؛ يارشاطر، همانجا؛ كسروى، ص 135؛ اورانسكى، 1378ش، ص 137). 2. گويش هزارگى. هزارگى گويش اقوام هزاره* يا بربرى است كه از 1311، پس از رويدادهاى داخلى كشور افغانستان، به شمال‌شرق ايران مهاجرت كردند و در نواحى مشهد، نيشابور و قوچان ساكن شدند (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 146؛ د. ايرانيكا، ذيل "Hazara.IV"؛ نيز رجوع کنید به موسوى، ص 150ـ151). اين هزاره‌ها به خاورى نيز شهرت دارند. هزاره‌هاى ساكن در ايران پس از ورود به ايران همچنان هويت قومى و گويش هزارگى خود را حفظ كردند. برخى از محققان مردم هزاره را از نژاد مغول دانسته‌اند (رجوع کنید به تميرخانوف، ص 31؛ محمدجواد خاورى، 1382ش، ص 14)، اما برخى ديگر گفته‌اند كه شواهد كافى براى اثبات اين ادعا وجود ندارد (رجوع کنید به وايرس، ص 248؛ محمدتقى خاورى، ص 8). موسوى (ص 151) تعداد هزاره‌هاى ساكن در ايران را براساس سرشمارى سال 1335ش، سيصدهزار تن و باتوجه به رشد جمعيت تعداد آنان را در سالهاى اخير چيزى در حدود نيم ميليون نفر يا بيشتر تخمين زده‌است. برخى از محققان با قطعيت گويش مردم هزاره را در زمره لهجه‌هاى كهن فارسى درى خراسانى دانسته‌اند، اما بررسى نژادشناسى اقوام هزاره از يك‌سو و وجود واژه‌ها، اصطلاحات‌و تركيبات بسيارى كه از زبانهاى تركى، مغولى و پشتو دراين زبان (حدود 20% از واژگان هزارگى را اصطلاحات تركىو مغولى تشكيل مى‌دهد رجوع کنید به محمدجواد خاورى، 1380ش، ص 16) و وجود آواهاى برگشتى نظير tو q در اين گويش، قرار گرفتن گويش هزارگى در زمره گويشى از گويشهاى فارسى درى را با ترديد مواجه مى‌سازد (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ پولادى، ص 133ـ 138). ايوانوف (1926، ص 155) در توصيف زبان هزاره‌هاى خراسان نوشته است كه زبان بربرها آميخته‌اى از زبان فارسى است و اثرى از زبان مغولى آغازين هزاره‌ها در آن يافت نمى‌شود. به گفته پولادى (ص 133ـ134)، معلوم نيست كه هزاره‌ها چه زمانى زبان مغولى را از ياد برده و به فارسى سخن گفتن را آغاز كرده‌اند. مأخذى درباره آنها از زمان استقرارشان در ولايت هزاره‌جات* افغانستان (در قرن هفتم) تا زمانى كه بابريان (در قرن دهم) به آنها حمله كردند، در دست نيست. هزاره‌ها در زمان بابريان، هنوز به زبان مغولى صحبت مى‌كردند. به نظر مى‌رسد آنها زبان اوليه خود را در فاصله قرون دهم تا سيزدهم به منظور فراگيرى زبان جديد (هزارگى) از دست داده‌اند. دولينگ (ص 13) اوايل قرن سيزدهم را تاريخ تغيير زبان اوليه هزاره‌ها ذكر كرده است. او (ص 47) معتقد است كه زبان ساكنان ناحيه هزاره‌جات در قرون وسطا تركيبى از لهجه فارسى و هندى بوده و زبان فارسى به تدريج غالب شده است. دولينگ وجود كلمات بسيارى در اين گويش را كه ريشه سنسكريت* دارند، دليلى براى اثبات ادعاى خود دانسته است. محمدتقى خاورى (ص 243) معتقد است كه زبان هزارگى يكى از لهجه‌هاى فارسى درى و به لهجه بخارايى شبيه است و اگر در نظام ساختارى نثر قرار گيرد به زبان نوشتارى چيزى شبيه نثر حدودالعالم من المشرق الى المغرب خواهد شد. او شباهتهاى بسيارى را از دو گويش هزارگى و بخارايى ارائه كرده است (رجوع کنید به ص 244ـ271). در نظام آوايى گويش هزارگى علاوه بر همخوانهاى موجود در فارسى معيار، واج سايشى و واكدار /y/«غ»، نيم مصوت دولبى w و واجهاى برگشتى t و d نيز وجود دارند. به نظر محمدتقى خاورى (ص270) اين همان واجهايى است كه در اوستايى و سنسكريت وجود داشته و امروزه هنديان نيز آنها را به همين صورت تلفظ مى‌كنند (نيز رجوع کنید به بهار، ج 1، ص 191). واكه هاى مركّب ay، aw و ew در دستگاه واجى گويش هزارگى ديده مى‌شود، برخلاف نظام واكه اى فارسى درى در اين گويش كشش واكه‌اى تمايزدهنده نيست؛ اما واكه‌هاى ميانى باقى‌مانده‌اند و همانند زبان تاجيكى به جاى واكه a در فارسى درى و معيار، واكه گرد o وجود دارد (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا). واكه‌هاى بسيط گويش هزاره i, e, u, uª, o, a است (uª و eواكه‌هاى ميانى هستند). ساختار دستورى گويش هزارگى بسيار به ساخت دستورى فارسى درى شبيه است (رجوع کنید به همانجا). نجيب مايل هروى (ص 138) به سبب همين شباهت، گويش هزارگى را داراى اصيل‌ترين و كهن‌ترين خصيصه‌هاى زبان فارسى دانسته است. به نظر وى ويژگيهاى معمول در گونه‌هاى زبان فارسى سده چهارم و پنجم مانند فعل مركّب به جاى فعل بسيط، حروف، قيود، ادات تنبيه قديم، كاربردهاى افعال پيشوندى قديم، تكرارهاى فعلى، ضماير قديم و ابدالهاى قابل توجه در اين گويش رواج دارد. در گويش هزارگى مشخصه‌هاى آوايى متنوعى وجود دارد كه در بسيارى از گويشهاى خراسانى نيز ديده مى‌شود: حذف واج h در آغاز و وسط كلمه مانند azara(ازاره) به جاى hazara(هزاره)؛ قرارگرفتن واكه مركّب aw به جاى واجهاى b و f در مقايسه با فارسى رسمى مانند تلفظ واژه sabz (سبز) به صورت sawz(سوز)؛ ابدال واجهاى r به L و nبه L مانندbalg (بلگ) barg→(برگ) و yalimat (غليمت) yanimat→(غنيمت)؛ ابدال واج sبه s، اين ابدال در تمام صيغه‌هاى ماضى مطلق، استمرارى و نقلى و بعيد كه از مصدر «نشستن» به صورت «شيشتن» (با ابدال e به i) درمى‌آيد، وجود دارد، مانند sista-bud-am(رجوع کنید به پولادى، ص 155ـ156؛ نيز رجوع کنید به محمدتقى خاورى، ص 257). در نظام صرفى گويش هزارگى نيز ويژگيهاى متمايزىديده مى‌شود، در اين گويش جاندارى يك مشخصه تمايزدهنده است؛ پسوند جمع در گويش هزارگى براى اسامى بى‌جان (kitob→ kitobo) O و براى اسامى جاندار uªاست (biror→ biroruª؛ رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ پولادى، ص 147ـ 148). ضماير شخصى منفصل در گويش هزاره ma simu,mu, i/u,tu,وyo/wo و ضماير ملكى متصل -um (i)si/is,tuª,-muª,-(i)si/-is -it,هستند (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا)، براى مثال siدر xotu-si(خاتونش، همسرش) ضمير شخصى متصل است. ضماير اشاره اين گويشena (اين)، ona(آن)، ena-mi(اينها) و ona-mu(آنها) هستند (پولادى، ص150). كاربرد حروف اضافه نيز با زبان فارسى معيار كنونى تفاوت دارد. حرف اضافه da به جاى «در» و «به» استفاده مى‌شود (رجوع کنید به محمدتقى خاورى، ص254ـ255). افعال و صرف آنها از قوانين كلى زبان فارسى پيروى مى‌كند، اما اختلافاتى نيز ديده مى‌شود. در اين گويش همانند زبان فارسى درى استفاده از افعال مركّب به جاى افعال بسيط (مانند ترس خوردن، به جاى ترسيدن) رواج دارد. صرف فعل در زمان ماضى مستمر، شكل متمايزى دارد. چنان‌كه داشتم مى‌خواندم، xonda rahi budom (خوانده رهى بودم) و داشتند مى‌خواندند، xonda rahi budan (خوانده رهى بودن) گفته مى‌شود. در ساختمان مضارع‌التزامى فعل كمكى «توانستن» برخلاف فارسى معيار، پس از فعل اصلى مى‌آيد. مانند xorda meª-tana(خورده مِتَنه) به جاى مى‌تواند بخورد (رجوع کنید به همان، ص 266ـ269). واژه‌هاى گويش هزاره به لحاظ ريشه‌شناسى به چند دسته تقسيم مى‌شود: واژه‌هايى كه از زبان مغولى (زبان هزاره‌هاى پيشين) در اين گويش برجاى مانده‌اند، مانند abaye (اَبَغِه = عمو)، xotu (خوتو = همسر)، qacar(قَچَر: پيشانى)؛ واژه‌هايى كه ريشه تركى دارند و امروزه در اين گويش بسيار پركاربردند مانند aba(اَبَه: مادر)، ata (اَتَه: پدر) qos (قوش: ابرو)؛ واژه‌هاى پشتو، مانند cuki (چوكى : صندلى)، degli(دگلى: ديگ آشپزى)، gadvad (گَدْوَدْ: مخلوط)؛ از واژه‌هايى كه ريشه سنسكريت و اردو دارند، مانند alay (اَلَى : معشوقه)، palol(پلول: حصير)، vala(وَلَه: مالك، صاحب مال و مكان)؛ و واژه‌هاى دخيل ديگرى كه از زبانهاى انگليسى، روسى و عربى به اين گويش وارد شده‌اند (رجوع کنید به پولادى، ص 138ـ146). امثال و حكم و مَثَلهاى مردم هزاره فراوان، شاعرانه و فلسفى است درواقع مَثَلهاى هزاره‌ها بسيار معروف و شعر و موسيقى آنان مبتنى بر آنهاست (موسوى، ص 82؛ براى اطلاع بيشتر از امثال و حكم مردم هزاره رجوع کنید به محمدجواد خاورى، 1380ش). 3. گويش بلوچى. بلوچى يكى از گويشهاى ايرانى نو است كه جمعيت و قدمت گويشوران آن در خراسان درخور توجه است. بلوچها بيشتر در نواحى شمال خراسان در شهرهاى سرخس (نزديك مرزهاى روسيه) و در برخى مناطق نزديك به نيشابور و سبزوار و جوين و تربت حيدريه و در جنت‌آباد (مرز افغانستان) مستقرند. البته در نواحى جنوب خراسان مانند بيرجند و قاين نيز قبايلى از بلوچها سكونت دارند. در گذشته بيشتر بلوچها چادرنشين بوده‌اند، اما امروزه بسيارى از آنها زندگى شهرنشينى را برگزيده‌اند. در طى چند نسل بلوچهاى خراسانى كه مهاجرانى از بلوچستان محسوب مى‌شوند، ارتباط خود را با بلوچها از دست داده و بسيار به فارسها شبيه شده‌اند و زبان آنها تغييركرده است (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 152؛ د. ايرانيكا، ذيل "Baluchistan.III"؛ اورانسكى، 1358ش، ص 313). زبان بلوچى به دو گروه لهجه‌هاى اصلى تقسيم مى‌شود: گروه شمالى يا شمال‌شرقى و گروه جنوبى يا جنوب غربى (مكرانى). لهجه بلوچى خراسانى همانند گويش بلوچى تركمنستان در زمره لهجه جنوب غربى قرار مى‌گيرد (اورانسكى، 1358ش، ص 315). در حال حاضر زبان بلوچى جنوب خراسان در مقايسه با بلوچى شمال خراسان به گويش مكرانى نزديك تر است. بلوچهاى شمال خراسان نيز به واسطه همجواريشان با اقوام مختلف كرد و ترك و فارس تأثيرات بسيارى از اين تعدد زبانى ـ قومى پذيرفته‌اند. تحقيقات زبان‌شناختىِ داده بنيادِ مستقلى بر روى گويش بلوچى خراسان صورت نگرفته است (براى اطلاع از مشخصه‌هاى زبان‌شناختى گويشهاى بلوچى شمالى و جنوبى رجوع کنید به بلوچ و بلوچستان*، بخش :2 زبان بلوچى). 4. گويش كوليان خراسان. كوليان خراسان مردمانى دوره گرد هستند كه در تمامى ايالت خراسان پراكنده‌اند. بنابه گزارش ايوانوف (1926، ص 157) كوليان خراسان در شهرهاى نيشابور و سبزوار محله‌هاى اختصاصى دارند، در حالى كه مركز زمستانى آنها در جنوب سربيشه، بيرجند و در مسير سيستان است. ايوانوف (همانجا) معتقد است كه اين كوليان زبان آميخته‌اى مخصوص به خود دارند كه مى‌توان آن را گونه كولى‌شده لهجه‌ها و زبانهاى محلى اين مناطق دانست، نه بازمانده واقعى زبان كوليان اوليه (رجوع کنید به همو، 1920، ص 284). زبانى كه نياكان اين كوليها بدان تكلم مى‌كردند، عضوى از شاخه مركزى زبانهاى هندوآريايى بوده‌است كه رومانو ناميده مى‌شود. زبانهاى اردو، پنجابى، راجستانى، گجراتى و هندى‌نو از ديگر زبانهاى مهم اين شاخه زبانى است (رجوع کنید به >دايرة‌المعارف جهانى زبان‌شناسى"> دايرة‌المعارف جهانى زبان‌شناسى< (ج 4، ص 189) براساس آمارى از 1356ش/ 1977 تعداد اين گويشوران قريب به چهارصد هزار تن برآورد شده است. سخنگويان زبان تركى خراسانى اغلب به زبان فارسى نيز سخن مى‌گويند (همانجا). يوهانسون (2006، ص 10) زبان تركى خراسانى را يكى از زيرشاخه‌هاى زبان تركى غز دانسته است كه در ايران رواج دارد. گويشهاى تركى اوغوزى رايج‌ترين گويشهاى تركى در ايران محسوب مى‌شوند. در يك سوى پيوستارِ اين گويشها، تركى آذرى و در سوى ديگر تركى خراسانى و تركمنى شمال خراسان قرار دارد. اين طيف از زبانهاى تركى به گويشهاى تركى ـ ايرانى نيز شهرت دارند كه كمابيش تحت تأثير زبان فارسى قرار گرفته‌اند. اين تأثير به ويژه در حوزه واژگان است كه در زبان خلجى (رجوع کنید به خلج*) و تركى خراسان جنوبى بيشتر و در تركمنى كمتر محسوس است. البته دستگاه واجى و در حد كمتر از آن، دستگاه ساختواژى و نحوى اين گويشها نيز تحت تأثير ساختمان زبان فارسى است. ترك‌زبانان خراسان از زبان اقوام همجوار، نظير كردها، تاتها و بلوچها نيز تأثير پذيرفته و در عين حال تأثيرات بسيارى بر اين زبانها گذاشته‌اند (رجوع کنید به ايوانوف، 1926 ، ص 150؛ نيز رجوع کنید به هيگ، 2006؛ براى مقايسه ساختار گويشهاى تركى خراسان با ساير گويشهاى تركى ايران رجوع کنید به دورفر، 2006). در گويشهاى متعدد تركى خراسانى، تفاوتهايى در صرف افعال و پسوندهاى تصريفى وجود دارد، علاوه بر اين در سطح واژگان نيز اختلافاتى ميان آنها ديده مى‌شود (براى نمونه رجوع کنید به هيئت، ص 326؛ دورفر، 1987، ص 249). در دستگاه آوايى گويشهاى تركى خراسانى واكه‌ها همانند ديگر گويشهاى تركى رايج در ايران (مانند آذرى) است، اما تفاوتهايى در نظام همخوانى ديده مى‌شود. دو واج خيشومى ـ نرمكامى و خيشومى ـ كامى كه در اين گويشها وجود دارد در برخى ديگر از گويشهاى تركى ايران وجود ندارد. در اين گويشها علاوه بر واج ملازى ـ سايشىِ بى‌واك x، جفت واكدار آن (y) نيز واجى مستقل است. پايانه‌هاى حالت اسامى در گويش تركى خراسان تاحدودى با ديگر گويشهاى تركى متفاوت‌است (رجوع کنید به د. ايرانيكا، ج 13، ص 397؛ دورفر، 1998، ص 274ـ 275؛ جدول 2). ضماير شخصى و علامت مصدر در تركى خراسانى، تفاوت چندانى با ديگر گويشهاى تركى ايران ندارد (رجوع کنید به د. ايرانيكا؛ دورفر، 1998، همانجاها). 3. زبان كردى كرمانجى. براساس بيشتر منابع موجود كردهاى خراسان در قرون دهم و يازدهم به اين ناحيه انتقال يافته‌اند (براى نمونه رجوع کنید به توحدى، ج 1، ص 5؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 111؛ همو، 1379ش ج، ص 16)، اما جغرافى‌دانانى نظير اصطخرى (ص 271، 274) و ابن‌حوقل (ص 443) از وجود قبايل چادرنشين كرد در غرب خراسان نيز خبر داده‌اند. در اين منابع محل سكونت كردهاى خراسان نخست مناطق بيابانى حدفاصل شهرها و روستاهاى قهستان يعنى ايالت همجوار با كرمان و سپس در بيابانهاى حوالى شهرهاى اشتروج و اندخود (شهرهايى در جنوب خراسان) ثبت شده است. از سرنوشت اين كردها اخبار قطعى در دست نيست، اما قدر مسلّم آن است كه كردهاى امروز خراسان ــكه در شمال خراسان متمركزندــ از تبار كردهايى هستند كه شاهان صفوى در اوايل قرن دهم براى دفاع از مرزهاى شمال خراسان در مقابل هجوم ازبكها و تركمنها آنان را از كردستان به اين منطقه كوچاندند. مهاجرت كردها به خراسان تا قرون يازدهم و دوازدهم (در زمان نادرشاه) نيز ادامه يافت (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 150؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، همانجا). گويش كردى رايج در خراسان متعلق به‌گروه شمالى زبان كردى است كه اين زبان نيز به نوبه خود به خانواده شمال‌غربى زبانهاى ايرانى وابسته‌است. كردى شمالى، هم ازلحاظ آوايى و هم از لحاظ ساختواژى، از گونه‌هاى ديگر زبان كردى قديم‌تر و اصيل‌تراست (رجوع کنید به د.اسلام،چاپ‌دوم،ذيل Kurdistan.V" "Kurds,؛ نيز رجوع کنید به كردى*، زبان و ادبيات). با توجه به اينكه گويشوران اين گويش، ديگر با كردهاى كردستان تعامل ندارند و از سوى ديگر با ساير زبانهاى رايج در خراسان از جمله فارسى و تركى تعامل بسيار داشته‌اند، اين گويش برخى ويژگيهاى اوليه خود را از دست داده و ويژگيهاى ديگرى پذيرفته است (ترقى‌اوغاز، 1379ش الف، ص 71). نظام‌آوايى كردى كرمانجى خراسان به ميزان درخور توجهى تحت تأثير قوانين آوايى فارسى خراسانى قرار گرفته به گونه‌اى كه ايوانوف (1927، ص 172) معتقد است نظام آوايى كردى خراسانى مستقل نيست و در واقع قواعد آوايى فارسى رايج در روستاهاى خراسان را داراست. واژگان كردى خراسانى، در مناطق جنوبى‌تر مملو از واژگان فارسى و در مناطق شمالى‌تر مملو از واژگان تركى است (همو، 1926، ص 152؛ ترقى اوغاز، 1381ش، ص 112). نخستين مهاجران كردى كه در خراسان سكنا گزيدند، به لهجه‌هاى متفاوتى تكلم مى‌كردند اما اقامت طولانى آنها در خراسان و تعاملات آنان با يكديگر، گويشى تقريبآ معيار براى اين گويشوران به وجود آورده است. اين‌گونه معيار در برنامه راديويى كرمانجى مركز خراسان نيز به كار مى‌رود. دوزبانگى و چندزبانگى در بين كردهاى خراسان رايج است و بسيارى از آنها علاوه بر كردى به تركى و فارسى محلى خراسانى نيز سخن مى‌گويند و همين امر موجب تأثيرپذيرى زبان كردى كرمانجى از اين زبانها شده‌است. البته اين تأثير متقابل بوده است (ترقى اوغاز، 1381ش، همانجا). در برخى مناطق، تأثير زبان تركى بر كرمانجى بسيار زياد بوده است به گونه‌اى كه از ميان چهار قبيله كرد اوليه كه به خراسان آمدند (يعنى عمارلو، زعفرانلو، شاديلو و كيوانلو)، دو قبيله زعفرانلو و شاديلو در حال حاضر بيشتر به تركى صحبت مى‌كنند و تقريبآ كرد محسوب نمى‌شوند (ايوانوف، 1926، ص 150). كردهايى كه به گويش كردى كرمانجى سخن مى‌گويند در حال حاضر در شهرستانهاى چناران، درگز، بخشهايى از سبزوار و نيشابور، قوچان و كلات (در استان خراسان رضوى) و شهرستانهاى بجنورد، شيروان، اسفراين و فاروج (در استان خراسان شمالى) سكونت دارند (ترقى اوغاز، 1381ش، همانجا؛ نيز رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهايى كشور: استان خراسان شمالى، شهرستانهاى اسفراين، شيروان، مانه و سملقان، جاجرم، و بجنورد؛ همان: استان خراسان رضوى، شهرستانهاى قوچان، درگز، سرخس، سبزوار، چناران، ذيل بخش جغرافيايى انسانى، زبان). آمار مستقلى از جمعيت كردهاى خراسان در دست نيست. به نظر مى‌رسد اختلافات اندكى در نظام آوايى گويشوران مناطق مختلف كردنشين خراسان وجود دارد. تعداد واكه‌هاى گويش كرمانجى خراسان بين هشت تا ده واج و مشتمل است بر: i, U, u, aª, a, , oª, o, eª, e (رجوع کنید به صادقى؛ ص س؛ حسن‌پور اميرى گليان، ص ر؛ جلايرلان، ص 8؛ مصطفوى گرو، ص 34؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 114، 119ـ120). در نظام همخوانى گويش كرمانجى خراسان، علاوه بر 23 همخوانى كه در نظام همخوانى فارسى معيار وجود دارد، واجهاى ديگر نيز ديده مى‌شود: همخوانهاى انسدادى بى‌واك و نادميده k¨, t¨, p¨ كه واجهاى متناظر آنها در زبان فارسى k, t, p است؛ همخوان سايشى، نرمكامى و واكدار y/غ؛ همخوان انسدادى ـ سايشى، كامى ـ لثوى، بى‌واك و حلقى شده c?؛ همخوان خيشومى، نرمكامى و واكدار كه تلفظ آن شبيه تلفظ واژه ban (بانگ) فارسى است، در اين گويش اين همخوان در جايگاه آغازين هجا قرار نمى‌گيرد و در واژه‌هايى مانند a man(گاو ماده) و aw (سنگينى) وجود دارد؛ همخوان لثوى، كنارى و واكدار lكه شبيه به «ل» مفخم در زبان عربى است، اين همخوان در واژه‌هاى tel (طُرّه مو) و K¨el(سرمه) ديده مى‌شود؛ همخوان لثوى، لرزشى و واكدار r كه كاملا غلتان است و با لرزش مكرر نوك زبان توليد مى‌شود؛ و نيم واكه دو لبى wكه واژه‌هايى مانند daw(دوغ)، wara(بيا) و xaw (خواب) وجود دارد (رجوع کنید به ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 113ـ119؛ د.اسلام، همانجا). در دستگاه ساختواژى گويش كردى كرمانجى برخى ويژگيهاى زبانهاى ايرانى كهن باقى مانده‌است. تمايز ميان حالتهاى مستقيم و غيرمستقيم ضماير (رجوع کنید به جدول 3) و تمايز ميان جنس (مذكر و مؤنث) و كاربرد حروف اضافه پسايند و پيشايند و استفاده هم‌زمان اين دو نوع حروف اضافه از جمله اين ويژگيهاست (رجوع کنید به د.اسلام، همانجا؛ ترقى‌اوغاز، 1381ش، ص 122ـ125؛ جلايرلان، ص 14ـ15). در اكثر فعلهاى كرمانجى، ضماير گروه اول (حالت مستقيم) با افعال لازم و ضماير گروه دوم (حالت غيرمستقيم) با افعال متعددى به كار مى‌روند (رجوع کنید به ترقى‌اوغاز، 1379ش ب، ص 68ـ70). يكى از مهم‌ترين ويژگيهاى نحوى گويش كردى كرمانجى خراسان دارا بودن حالت ارگتيواست. در اين گويش تطابق فعل با مفعول صورت مى‌گيرد، مانند me t¨ di(من تو را ديدم)؛ و me hun din (من شما را ديدم؛ همو، 1381ش، ص 131). د) گويشهاى رايج در خراسان. علاوه بر زبانهايى كه در بخش پيشين مقاله به آنها اشاره شد، در نواحى مختلف خراسان به گويشهاى متنوعى تكلم مى‌شود، از جمله گويشهاى تاتى، هزارگى، بلوچى، گويش كوليان خراسان و مجموعه گويشهايى كه در اين مقاله تحت عنوان گويشهاى خراسانى نام‌گذارى شده‌اند و همگى آنها با زبان فارسى درى ارتباط تنگاتنگى دارند. به سبب اختلاف‌نظر زبان‌شناسان درباره منشأ و ريشه گويش تاتى و هزارگى، اين دو گويش در اين دسته‌بندى به صورت مجزا آمده و ذيل گويشهاى خراسانى قرار نگرفته است. 1. گويش تاتى. جدا از لهجه‌هاى مختلف گويش تاتى (رجوع کنید به تات*) كه در نواحى شمال‌غربى ايران رواج دارند، در شمال خراسان نيز گونه‌هايى از اين گويش وجود دارد. چگونگى حضور اقوام تات در خراسان مشخص نيست. تات‌زبانهاى خراسان بيشتر در نواحى شمالى آن و در مناطق مختلف شهرستانهاى بجنورد، اسفراين، جاجرم و شيروان زندگى مى‌كنند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور : استان خراسان شمالى، شهرستانهاى بجنورد، اسفراين، جاجرم و شيروان، همانجاها). آمار مشخصى از جمعيت تات‌زبانهاى خراسان در دست نيست، اما به گفته صفرزاده (1382ش، ص 22) در شهرستان جاجرم*، واقع در شمال مشرق بجنورد، جلگه پهناورى به نام جلگه شوقان* و منطقه اى به نام چهاردهِ سنخواست وجود دارد كه اغلب ساكنان اين مناطق به گويش تاتى تكلم مى‌كنند. روستاهاى اين منطقه حدود 000 ،25 تن جمعيت دارد. در دستگاه واجى گويش تاتى نظام همخوانى همانند زبان فارسى است، اما در نظام واكه‌اى اختلافاتى ديده مى‌شود. در اين گويش تقابل ميان واكه‌هاى كوتاه و بلند ــكه خاص زبانهاى ايرانى ميانه است ــ تاحدودى حفظ شده‌است؛ يعنى علاوه بر واكه‌هاى زبان فارسى، دو واكه كشيده e و o نيز در دستگاه واكه‌اى اين گويش وجود دارد. چهار مصوت مركّبow , ay, ey aw , در اين گويش ديده مى‌شود. در اين گويش همانند بسيارى از گويشهاى خراسانى (رجوع کنید به ادامه مقاله)، در قياس با فارسى معيار، فرايندهاى آوايى بسيارى ديده مى‌شود. براى مثال a فارسى معيار پيش از واكه‌هاى v, b پايانى به شكل مصوت مركّبow نمايان مى‌شود. براى مثال xab (خواب)derafs, xow , derowsتلفظ مى‌شود. معادل واكه u در فارسى معيار در بسيارى از كلمات گويش تاتى i است، مانند xinبه جاى sizun, xun به جاى suzan و kica به جاى kuce. علاوه بر ابدالهاى واكه‌اى، در بين همخوانها نيز ابدالهايى ديده مى‌شود: ابدال Jفارسى به c مانند CiJa به جاى JuJa، ابدال t به d (مانند tid به جاى tut) و ابدال rبه l(مانند balg به جاى barg). در اين گويش در سطح صرف نيز تفاوتهايى با فارسى معيار وجود دارد. علامت جمع اسامى در اين گويش پسوند -u است؛ براى مثال palivu (پهلوها) صورت جمع paliاست (صفرزاده، 1382ش، ص 25ـ39). واژه‌هاى كهن بسيارى در اين گويش ديده مى‌شود كه امروزه در معرض فراموشى و نابودى است، مانند laqska(پنجره)، fittik(سوت)، xesil (جو نارس) و meska(كره). بسيارى از واژه‌هاى كهن اين گويش با زبان تاجيكى مشترك است. مانند پرمه (مته)، پشخم (پنهان)، پلته (فتيله). علاوه بر اين واژه‌هاى كهن بسيارى در اين گويش وجود دارند كه امروزه متروك شده‌اند، مانند برغ (سد و بند خاكى)، غو (فرياد و جيغ و داد)، غيژيدن (لغزاندن؛ رجوع کنید به همو، 1386ش، ص 78ـ87). برخى از ويژگيهاى نحوى اين گويش عبارت‌اند از: كاربرد نشانه مفعول صريح re مانند xuna-re atis dayen(خانه را آتش زده‌اند)؛ استفاده از اضافه بنوّت حسين ابراهيم (حسين فرزند ابراهيم)؛ و كاربرد مصدر «شدن» به معنى «رفتن»: على شو (به جاى «شد» به معناى رفت؛ رجوع کنید به همان، ص 74). نظام آوايى و واژگانى گويش تاتى شمال خراسان به فارسى درى و تاجيكى نزديك است (رجوع کنید به يارشاطر، ص 17؛ براى اطلاع از ريشه‌شناسى گويش تاتى رجوع کنید به صفرزاده، 1381ش، ص 183؛ يارشاطر، همانجا؛ كسروى، ص 135؛ اورانسكى، 1378ش، ص 137). 2. گويش هزارگى. هزارگى گويش اقوام هزاره* يا بربرى است كه از 1311، پس از رويدادهاى داخلى كشور افغانستان، به شمال‌شرق ايران مهاجرت كردند و در نواحى مشهد، نيشابور و قوچان ساكن شدند (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 146؛ د. ايرانيكا، ذيل "Hazara.IV"؛ نيز رجوع کنید به موسوى، ص 150ـ151). اين هزاره‌ها به خاورى نيز شهرت دارند. هزاره‌هاى ساكن در ايران پس از ورود به ايران همچنان هويت قومى و گويش هزارگى خود را حفظ كردند. برخى از محققان مردم هزاره را از نژاد مغول دانسته‌اند (رجوع کنید به تميرخانوف، ص 31؛ محمدجواد خاورى، 1382ش، ص 14)، اما برخى ديگر گفته‌اند كه شواهد كافى براى اثبات اين ادعا وجود ندارد (رجوع کنید به وايرس، ص 248؛ محمدتقى خاورى، ص 8). موسوى (ص 151) تعداد هزاره‌هاى ساكن در ايران را براساس سرشمارى سال 1335ش، سيصدهزار تن و باتوجه به رشد جمعيت تعداد آنان را در سالهاى اخير چيزى در حدود نيم ميليون نفر يا بيشتر تخمين زده‌است. برخى از محققان با قطعيت گويش مردم هزاره را در زمره لهجه‌هاى كهن فارسى درى خراسانى دانسته‌اند، اما بررسى نژادشناسى اقوام هزاره از يك‌سو و وجود واژه‌ها، اصطلاحات‌و تركيبات بسيارى كه از زبانهاى تركى، مغولى و پشتو دراين زبان (حدود 20% از واژگان هزارگى را اصطلاحات تركىو مغولى تشكيل مى‌دهد رجوع کنید به محمدجواد خاورى، 1380ش، ص 16) و وجود آواهاى برگشتى نظير tو q در اين گويش، قرار گرفتن گويش هزارگى در زمره گويشى از گويشهاى فارسى درى را با ترديد مواجه مى‌سازد (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ پولادى، ص 133ـ 138). ايوانوف (1926، ص 155) در توصيف زبان هزاره‌هاى خراسان نوشته است كه زبان بربرها آميخته‌اى از زبان فارسى است و اثرى از زبان مغولى آغازين هزاره‌ها در آن يافت نمى‌شود. به گفته پولادى (ص 133ـ134)، معلوم نيست كه هزاره‌ها چه زمانى زبان مغولى را از ياد برده و به فارسى سخن گفتن را آغاز كرده‌اند. مأخذى درباره آنها از زمان استقرارشان در ولايت هزاره‌جات* افغانستان (در قرن هفتم) تا زمانى كه بابريان (در قرن دهم) به آنها حمله كردند، در دست نيست. هزاره‌ها در زمان بابريان، هنوز به زبان مغولى صحبت مى‌كردند. به نظر مى‌رسد آنها زبان اوليه خود را در فاصله قرون دهم تا سيزدهم به منظور فراگيرى زبان جديد (هزارگى) از دست داده‌اند. دولينگ (ص 13) اوايل قرن سيزدهم را تاريخ تغيير زبان اوليه هزاره‌ها ذكر كرده است. او (ص 47) معتقد است كه زبان ساكنان ناحيه هزاره‌جات در قرون وسطا تركيبى از لهجه فارسى و هندى بوده و زبان فارسى به تدريج غالب شده است. دولينگ وجود كلمات بسيارى در اين گويش را كه ريشه سنسكريت* دارند، دليلى براى اثبات ادعاى خود دانسته است. محمدتقى خاورى (ص 243) معتقد است كه زبان هزارگى يكى از لهجه‌هاى فارسى درى و به لهجه بخارايى شبيه است و اگر در نظام ساختارى نثر قرار گيرد به زبان نوشتارى چيزى شبيه نثر حدودالعالم من المشرق الى المغرب خواهد شد. او شباهتهاى بسيارى را از دو گويش هزارگى و بخارايى ارائه كرده است (رجوع کنید به ص 244ـ271). در نظام آوايى گويش هزارگى علاوه بر همخوانهاى موجود در فارسى معيار، واج سايشى و واكدار /y/«غ»، نيم مصوت دولبى w و واجهاى برگشتى t و d نيز وجود دارند. به نظر محمدتقى خاورى (ص270) اين همان واجهايى است كه در اوستايى و سنسكريت وجود داشته و امروزه هنديان نيز آنها را به همين صورت تلفظ مى‌كنند (نيز رجوع کنید به بهار، ج 1، ص 191). واكه هاى مركّب ay، aw و ew در دستگاه واجى گويش هزارگى ديده مى‌شود، برخلاف نظام واكه اى فارسى درى در اين گويش كشش واكه‌اى تمايزدهنده نيست؛ اما واكه‌هاى ميانى باقى‌مانده‌اند و همانند زبان تاجيكى به جاى واكه a در فارسى درى و معيار، واكه گرد o وجود دارد (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا). واكه‌هاى بسيط گويش هزاره i, e, u, uª, o, a است (uª و eواكه‌هاى ميانى هستند). ساختار دستورى گويش هزارگى بسيار به ساخت دستورى فارسى درى شبيه است (رجوع کنید به همانجا). نجيب مايل هروى (ص 138) به سبب همين شباهت، گويش هزارگى را داراى اصيل‌ترين و كهن‌ترين خصيصه‌هاى زبان فارسى دانسته است. به نظر وى ويژگيهاى معمول در گونه‌هاى زبان فارسى سده چهارم و پنجم مانند فعل مركّب به جاى فعل بسيط، حروف، قيود، ادات تنبيه قديم، كاربردهاى افعال پيشوندى قديم، تكرارهاى فعلى، ضماير قديم و ابدالهاى قابل توجه در اين گويش رواج دارد. در گويش هزارگى مشخصه‌هاى آوايى متنوعى وجود دارد كه در بسيارى از گويشهاى خراسانى نيز ديده مى‌شود: حذف واج h در آغاز و وسط كلمه مانند azara(ازاره) به جاى hazara(هزاره)؛ قرارگرفتن واكه مركّب aw به جاى واجهاى b و f در مقايسه با فارسى رسمى مانند تلفظ واژه sabz (سبز) به صورت sawz(سوز)؛ ابدال واجهاى r به L و nبه L مانندbalg (بلگ) barg→(برگ) و yalimat (غليمت) yanimat→(غنيمت)؛ ابدال واج sبه s، اين ابدال در تمام صيغه‌هاى ماضى مطلق، استمرارى و نقلى و بعيد كه از مصدر «نشستن» به صورت «شيشتن» (با ابدال e به i) درمى‌آيد، وجود دارد، مانند sista-bud-am(رجوع کنید به پولادى، ص 155ـ156؛ نيز رجوع کنید به محمدتقى خاورى، ص 257). در نظام صرفى گويش هزارگى نيز ويژگيهاى متمايزىديده مى‌شود، در اين گويش جاندارى يك مشخصه تمايزدهنده است؛ پسوند جمع در گويش هزارگى براى اسامى بى‌جان (kitob→ kitobo) O و براى اسامى جاندار uªاست (biror→ biroruª؛ رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ پولادى، ص 147ـ 148). ضماير شخصى منفصل در گويش هزاره ma simu,mu, i/u,tu,وyo/wo و ضماير ملكى متصل -um (i)si/is,tuª,-muª,-(i)si/-is -it,هستند (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا)، براى مثال siدر xotu-si(خاتونش، همسرش) ضمير شخصى متصل است. ضماير اشاره اين گويشena (اين)، ona(آن)، ena-mi(اينها) و ona-mu(آنها) هستند (پولادى، ص150). كاربرد حروف اضافه نيز با زبان فارسى معيار كنونى تفاوت دارد. حرف اضافه da به جاى «در» و «به» استفاده مى‌شود (رجوع کنید به محمدتقى خاورى، ص254ـ255). افعال و صرف آنها از قوانين كلى زبان فارسى پيروى مى‌كند، اما اختلافاتى نيز ديده مى‌شود. در اين گويش همانند زبان فارسى درى استفاده از افعال مركّب به جاى افعال بسيط (مانند ترس خوردن، به جاى ترسيدن) رواج دارد. صرف فعل در زمان ماضى مستمر، شكل متمايزى دارد. چنان‌كه داشتم مى‌خواندم، xonda rahi budom (خوانده رهى بودم) و داشتند مى‌خواندند، xonda rahi budan (خوانده رهى بودن) گفته مى‌شود. در ساختمان مضارع‌التزامى فعل كمكى «توانستن» برخلاف فارسى معيار، پس از فعل اصلى مى‌آيد. مانند xorda meª-tana(خورده مِتَنه) به جاى مى‌تواند بخورد (رجوع کنید به همان، ص 266ـ269). واژه‌هاى گويش هزاره به لحاظ ريشه‌شناسى به چند دسته تقسيم مى‌شود: واژه‌هايى كه از زبان مغولى (زبان هزاره‌هاى پيشين) در اين گويش برجاى مانده‌اند، مانند abaye (اَبَغِه = عمو)، xotu (خوتو = همسر)، qacar(قَچَر: پيشانى)؛ واژه‌هايى كه ريشه تركى دارند و امروزه در اين گويش بسيار پركاربردند مانند aba(اَبَه: مادر)، ata (اَتَه: پدر) qos (قوش: ابرو)؛ واژه‌هاى پشتو، مانند cuki (چوكى : صندلى)، degli(دگلى: ديگ آشپزى)، gadvad (گَدْوَدْ: مخلوط)؛ از واژه‌هايى كه ريشه سنسكريت و اردو دارند، مانند alay (اَلَى : معشوقه)، palol(پلول: حصير)، vala(وَلَه: مالك، صاحب مال و مكان)؛ و واژه‌هاى دخيل ديگرى كه از زبانهاى انگليسى، روسى و عربى به اين گويش وارد شده‌اند (رجوع کنید به پولادى، ص 138ـ146). امثال و حكم و مَثَلهاى مردم هزاره فراوان، شاعرانه و فلسفى است درواقع مَثَلهاى هزاره‌ها بسيار معروف و شعر و موسيقى آنان مبتنى بر آنهاست (موسوى، ص 82؛ براى اطلاع بيشتر از امثال و حكم مردم هزاره رجوع کنید به محمدجواد خاورى، 1380ش). 3. گويش بلوچى. بلوچى يكى از گويشهاى ايرانى نو است كه جمعيت و قدمت گويشوران آن در خراسان درخور توجه است. بلوچها بيشتر در نواحى شمال خراسان در شهرهاى سرخس (نزديك مرزهاى روسيه) و در برخى مناطق نزديك به نيشابور و سبزوار و جوين و تربت حيدريه و در جنت‌آباد (مرز افغانستان) مستقرند. البته در نواحى جنوب خراسان مانند بيرجند و قاين نيز قبايلى از بلوچها سكونت دارند. در گذشته بيشتر بلوچها چادرنشين بوده‌اند، اما امروزه بسيارى از آنها زندگى شهرنشينى را برگزيده‌اند. در طى چند نسل بلوچهاى خراسانى كه مهاجرانى از بلوچستان محسوب مى‌شوند، ارتباط خود را با بلوچها از دست داده و بسيار به فارسها شبيه شده‌اند و زبان آنها تغييركرده است (رجوع کنید به ايوانوف، 1926، ص 152؛ د. ايرانيكا، ذيل "Baluchistan.III"؛ اورانسكى، 1358ش، ص 313). زبان بلوچى به دو گروه لهجه‌هاى اصلى تقسيم مى‌شود: گروه شمالى يا شمال‌شرقى و گروه جنوبى يا جنوب غربى (مكرانى). لهجه بلوچى خراسانى همانند گويش بلوچى تركمنستان در زمره لهجه جنوب غربى قرار مى‌گيرد (اورانسكى، 1358ش، ص 315). در حال حاضر زبان بلوچى جنوب خراسان در مقايسه با بلوچى شمال خراسان به گويش مكرانى نزديك تر است. بلوچهاى شمال خراسان نيز به واسطه همجواريشان با اقوام مختلف كرد و ترك و فارس تأثيرات بسيارى از اين تعدد زبانى ـ قومى پذيرفته‌اند. تحقيقات زبان‌شناختىِ داده بنيادِ مستقلى بر روى گويش بلوچى خراسان صورت نگرفته است (براى اطلاع از مشخصه‌هاى زبان‌شناختى گويشهاى بلوچى شمالى و جنوبى رجوع کنید به بلوچ و بلوچستان*، بخش :2 زبان بلوچى). 4. گويش كوليان خراسان. كوليان خراسان مردمانى دوره گرد هستند كه در تمامى ايالت خراسان پراكنده‌اند. بنابه گزارش ايوانوف (1926، ص 157) كوليان خراسان در شهرهاى نيشابور و سبزوار محله‌هاى اختصاصى دارند، در حالى كه مركز زمستانى آنها در جنوب سربيشه، بيرجند و در مسير سيستان است. ايوانوف (همانجا) معتقد است كه اين كوليان زبان آميخته‌اى مخصوص به خود دارند كه مى‌توان آن را گونه كولى‌شده لهجه‌ها و زبانهاى محلى اين مناطق دانست، نه بازمانده واقعى زبان كوليان اوليه (رجوع کنید به همو، 1920، ص 284). زبانى كه نياكان اين كوليها بدان تكلم مى‌كردند، عضوى از شاخه مركزى زبانهاى هندوآريايى بوده‌است كه رومانو ناميده مى‌شود. زبانهاى اردو، پنجابى، راجستانى، گجراتى و هندى‌نو از ديگر زبانهاى مهم اين شاخه زبانى است (رجوع کنید به >دايرة‌المعارف جهانى زبان‌شناسى">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٩٦٢

خراسان (٣) ، خراسان (٣)
زبانها و گويشهاى خراسان. خراسان قديم به مراتب گسترده‌تر از خراسان كنونى، شامل سه استان خراسان جنوبى و رضوى و شمالى، بوده است (رجوع کنید به بخش اول مقاله). اقوام متعددى از ديرباز در اين سرزمين ساكن بوده و به زبانها و گويشهاى گوناگونى سخن مى‌گفته‌اند، مانند فارسها، عربها، تركها، كردها، بلوچها، تاتها و حتى گروههاى كوچك‌ترى نظير يهوديان، كوليها و بربرها (رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذيل "Khurasan"؛ د. ايرانيكا، ذيل "Khorasan.I").

اين مقاله مشتمل است بر :

الف) واژه‌شناسى خراسان

ب) سير تاريخى و تحول زبانها و گويشهاى خراسان

ج) زبانهاى رايج در خراسان

د) گويشهاى رايج در خراسان

الف) واژه‌شناسى خراسان. خراسان به لحاظ ساختارصرفى، اسمى است مركّب از دو جزء خُر (xor) و آسان(asan). جزء اسمى خُر صورت تحول يافته خور (xwar،به معنى خورشيد) است. در برخى از متون كهن نيز خوربدون «واو» و به شكل خُر آمده است، مانند يكى از قديم‌ترين قطعه‌هاى شعر هجايى فارسى كه منسوب به باربد استو ابن‌خرداذبه (متوفى ٣٠٠؛ ص ١٨) آن را نقل كرده است(نيز رجوع کنید به تفضلى، ص ٣٣٨). جزء دوم واژه خراسان صفت فاعلى آسان است كه از بن مضارع آس (as) از فعل آسيدن (به معنى آمدن) و پسوند صفت فاعلى ساز «- آن» (-an) ساخته شده است. خوراسان (xwarasan) در زبان پهلوى ساسانى به معناى مشرق است كه معادل آن در پهلوى اشكانى هوراسان (hwarasan) است (رجوع کنید به مكنزى، ذيل "xwarasan"؛ فره ‌وشى، ذيل "xvarasan"؛ رضائى باغ بيدى، ١٣٨٥ش، واژه‌نامه عسكر بهرامى، ص ١٨٨).

در وجه تسميه خراسان اقوال مختلفى وجود دارد. حافظ ابرو در كتاب جغرافياى تاريخى خراسان (ص ٩ـ١٠)، از قول ابن‌دغفل نسابّه نوشته است: «خراسان و هيطل فرزندان عالم‌بن سام‌بن نوح‌اند كه از بابل بيرون آمدند و خراسان در سرزمينى كه بعدها به نام او نام‌گذارى شد سكنا گزيد». خاقانى نيز در قصيده‌اى كه در وصف و ستايش خراسان سروده، به اين مطلب اشاره كرده است (رجوع کنید به ص ٢٩٦).

ابوالفداء در تقويم‌البلدان (ص ٤٤١) آورده است كه خور به معنى آفتاب و آسان به معنى موضع و مكان شىء است. به گفته وى (همانجا) برخى معنى واژه خراسان را «به آسانى بخور» ذكر كرده‌اند، ولى خود او قول نخست را صحيح‌تر دانسته است. هرچند كه هومباخ و داورى (ص ٧٤) هر دو معناهاى موردنظر او را رد كرده‌اند. فخرالدين اسعد گرگانى در منظومه ويس و رامين (ج ١، ص ١٧١) آورده است كه خراسان در زبان پهلوى به صورت خورآسان بوده و به معنى مكانى است كه خورشيد از آن برمى‌آيد. به نظر مى‌رسد منظور فخرالدين اسعد گرگانى از زبان پهلوى همان پهلوى اشكانى بوده است، زيرا در اين زبان بن مضارع فعل آمدن آس است (رجوع کنید به گيلَن، ص ٤٩؛ رضائى باغ‌بيدى، ١٣٨١ش، ص ١٣٠؛ همو، ١٣٨٥ش، ص ١٢٠ـ ١٢١). او همچنين در مصراع «خراسان آن بود كز وى خور آسد»، صورت سوم شخص فعل مضارع (آسد) را به كار برده است (قس هرن، ج ١، ص ٢٨، پانويس ٢ كه در آنجا «آسد» سوم شخص مفرد فعل ماضى تلقى شده است). در اين صورت خراسان مفهومى برابر خورآيان (به معنى خورشيد در حال آمدن) مى‌يابد (هومباخ و داورى، ص ٧٢؛ گيلن، همانجا).

هرن (ص ٢٨) معناى سرزنان و طلوع‌كنان را براى جزء آسان در خراسان قائل شده و شواهدى از زبان بلوچى ذكر كرده است: آسغ (asa) به معنى برآمدن، طلوع كردن ستارگان و روشاسان (ros-asan) به معناى طلوع خورشيد است. هنينگ (ص ١٢٠) مفهوم آمدن را براى ريشه آس صحيح دانسته و معناى طلوع كردن و برآمدن را رد كرده است.

در مجموع كليه معانى به دست داده شده براى واژه خراسان آن قدر به هم نزديك‌اند كه مى‌توان اختلاف ميان آنها راناديده گرفت.

ب) سير تاريخى و تحول زبانها و گويشهاى خراسان. سرزمين خراسان قدمتى بسيار دارد. در كتيبه باستانى بيستون، نام قديم آن پَرثَوه (parava) ذكر شده است. پرثوه مسكن قبيله‌اى از نژاد سكاها بود كه سالها پس از مرگ اسكندر يونانيان را از ايران بيرون رانده و سلسله قدرتمند اشكانيان (حك : ح ٢٥٠ـ ح ٢٨٠ق م) را تشكيل داده‌اند. زبان اين قوم پهلوى نام داشت (رجوع کنید به بهار، ج ١، ص ١٥). واژه «پهلوى» در واقع همان صورت تحول‌يافته پرثوه است كه طبق قوانين تحولات آوايى با تبديل /r/ به /hl/ و حذف مصوت پايانى اين واژه به صورت /pahlav/ درآمده و با افزودن پسوندِ نسبت به صورت /pahlavi/ به كار رفته است. نام پهلوى بعدها براى دو زبان به كار گرفته شد: پهلوى شمالى و شمال شرقى كه خاص مردم آذربايجان و خراسان كنونى بوده و آن را پهلوى اشكانى يا پارتى ناميده‌اند و پهلوى جنوبى و جنوب غربى كه با پهلوى اشكانى به لحاظ گويش و خط تفاوت داشته است (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٧٤ـ٧٥) و به پهلوى ساسانى شهرت دارد (رجوع کنید به پهلوى*، زبان و ادبيات).

به اعتقاد اورانسكى (١٣٥٨ش، ص ٢١٦) زبان پارتى شامل تعداد كثيرى از لهجه‌هاى ايرانى ميانه است كه در سرزمين خراسان و بخش جنوب غربى آسياى مركزى و شمال و شمال غربى ايران متداول بوده است. او (١٣٧٨ش، ص ٨٢) در خصوص اهميت و نقش زبان پارتى در خراسان به اين مطلب اشاره كرده است كه مانى هنگام فرستادن مبلّغ خود به خراسان وى را اكيدآ به يادگيرى زبان و خط پارتى سفارش كرده بود. پس از انقراض سلسله اشكانيان، ساسانيان (حك : ٢٢٦ـ٦٥٢ميلادى) روى كار آمدند. در آغاز دوره ساسانيان هنوز زبان پارتى از رسميت نيفتاده بود و كتيبه‌ها و فرمانهاى شاهان نخستين ساسانى علاوه بر زبان فارسى ميانه (پهلوى ساسانى) به اين زبان نيز نوشته مى‌شد. اين دو زبان قرابت خاصى با هم داشتند (باقرى، ص ٧٥).

از آغاز سلطه سياسى ساسانيان بر سراسر ايران و از جمله سرزمين خراسان، تأثير متقابل اين دو زبان به تدريج به سود فارسى ميانه شد. مردم كه پيش‌تر به زبان پارتى تكلم مى‌كردند به تدريج سخن گفتن به فارسى ميانه را آغاز كردند كه اين كار به دليل شباهت زياد ساختمان اين دو زبان براى مردم دشوار نبود. البته زبان غالب، نخست در شهرها و مراكز بزرگ اقتصادى و ادارى و فرهنگى و امتداد جاده‌هاى عمده رواج يافت و لهجه‌هاى پارتى در نقاط روستايى دوردست و نواحى كوهستانى شمال غربى مدت زمان بيشترى باقى ماندند. در هر حال به هنگام ورود اسلام به ايران، زبان فارسى ميانه در سراسر خاك خراسان رايج گشته بود. مردم پارتى زبان شرق ايران نيزبخشى از واژه‌هاى قديم و خصوصيات آوايى زبان پارتى راوارد زبان فارسى ميانه كردند (اورانسكى، ١٣٥٨ش، ص ٢١٦ـ ٢١٧). براى مثال در پهلوى جنوبى واج z وجود نداشته است، اما در پهلوى متداول در خراسان، اين واج در بعضى واژه‌هاوجود داشته و ظاهرآ فقط در واژه‌هاى مأخوذ از پارتى ديده شده است (صادقى، ص ١٢٢ـ ١٢٤). هيچ يك از گويشهاى موجود ايران دنباله مستقيم زبان پارتى نيست (اورانسكى،١٣٥٨ش، ص ٢١٧).

گويشهاى امروزى خراسان عمومآ گونه‌هايى از زبان فارسى درى* هستند (رجوع کنید به يارشاطر، ص ٢٦). در اواخر دوره استيلاى ساسانى به غير از فارسى ميانه ــكه ساختار نسبتآ كهنش را حفظ كرده بودــ از زبان درى نيز به عنوان زبان محاوره رايج در دربار و در پايتخت نام برده شده است. البته بنا به قولى زبان درى صرفآ گونه تحول يافته‌ترى از زبان فارسى ميانه بود كه از همان زمان به فارسى نو (يعنى فارسى به كار رفته در متون اوليه پس از اسلام) شباهت داشت و به عنوان زبان ارتباطى مشترك در تمام قلمرو ساسانيان، از جمله خراسان به كار مى‌رفت (لازار، ص ٢٦٣). بنا به قولى ديگر، پيدايش زبان درى احتمالا در سده پنجم ميلادى و در نتيجه انتقال فارسى ميانه گفتارى به نواحى شرقى قلمرو ساسانيان و آميختگى آن با زبانهايى چون پارتى بوده است (رضائى باغ‌بيدى، ٢٠٠٩، ص ١٦٢؛ نيز رجوع کنید به كريستن‌سن، ج ١، ص ٥). درباره چگونگى پيدايش زبان درى نظرهاى متفاوتى وجود دارد (رجوع کنید به صادقى، ص ٢٢ـ٤٨؛ بهار، ج ١، ص ١٩ـ٢٥؛ نيز رجوع کنید به درى، زبان). در زمان ورود اسلام به ايران، محدوده زبان درى به طرز چشمگيرى گسترش يافت و به تدريج ساير گويشهاى شرق ايران متروك شدند (لازار، همانجا). در اين زمان نابودى زبانها به سبب گسترش فارسى درى از طريق مناسبات تجارى در تمام مناطق ايران، از قفقاز تا آسياى مركزى، چشمگير بوده است. گويشهاى ميان رى و خراسان ــبه استثناى ناحيه سمنان كه در طول جاده اصلى تجارت قرار داشتندــ تا حد زيادى از بين رفتند. در شرق ايران از خراسان تا سيستان گونه‌هاى زبان فارسى درى، بر گويشهاى ديگرى نظير گويش گرگانى غالب شدند (ويندفور و آربور، ص ٢٤٧). در آن زمان نه فقط فارسى درى با گويشهاى متداول در نواحى ديگر ايران اختلاف داشت، بلكه بين گويشهاى رايج در خراسان و ماوراءالنهر آن دوره نيز اختلاف بارزى وجود داشته‌است. امروزه نيز اين گونه اختلافات در گويشهاى مختلف خراسان تا حدودى مشهود است. در برخى از متون معتبر قديم نيز به وجود اختلافهايى در گويشهاى خراسان آن دوره اشاره شده است. براى مثال، مقدسى در كتاب احسن‌التقاسيم فى معرفة‌الاقاليم (ص ٣٢٥ـ ٣٣٤) با ذكر برخى از جزئيات به بيان تفاوتهاى زبان ساكنان اقليم خراسان پرداخته است. او (ص ٣٣٥ـ٣٣٦) زبان مردم بخارا را درى دانسته است كه نامه شاهان بدان نوشته مى‌شد و درباريان بدان گفتگو مى‌كردند. او افزوده است كه كمتر شهرى در خراسان يافت مى‌شود كه روستاهايش زبانى جداگانه نداشته باشند.

پس از به وجود آمدن حكومتهاى مستقل ايرانى در خراسان و ماوراءالنهر، زبان فارسى درى نخست زبان دربارى و ادارى شد و سپس به تشويق حاكمان ادب دوست ايرانى (مانند يعقوب ليث صفار) زبان شعر و نثر آن نواحى گرديد. پس از مدتى در قرن چهارم شاعران بزرگى مانند رودكى، دقيقى، فردوسى، كسايى و ديگران ظهور كردند و آثارى به اين زبان پرداخته شد. از آن پس در نواحى ديگر ايران نيز شاعران و نويسندگان از همين زبان فارسى درى كه ديگر به صورت يك زبان رسمى درآمده بود، استفاده مى‌كردند (صفا، ج ١، ص ١٦٣ـ١٦٥).

زبان فارسى درى كه خاستگاه آن خراسان بوده است در عالم اسلام پس از زبان عربى بيشترين خدمت را به گسترش فرهنگ اسلامى كرده و بيش از آن در اشاعه و بالندگى مدنيت و فرهنگ ايرانى مؤثر بوده است. از اين زبان كلمات، جملات و مثلهاى بسيارى به متون ادبى عربى و متون اسلامى وارد شده و حتى پيش‌تر از آن، احتمالا از طريق سلمان فارسى در ميان نخستين مسلمانان در مدينه به‌كار رفته بوده است (رجوع کنید به صادقى، ص ٦٠ـ٦٣؛ مينوى، ص ٦٢ـ٧٧).

گويشهاى امروز خراسان وارثان بر حق زبان درى محسوب مى‌شوند. امروزه گنجينه اين گويشها و زبانها و گويشهاى‌ديگرى كه در طول زمان و به تدريج به سرزمين خراسان راه يافته‌اند، غناى بسيار زيادى به فرهنگ و تمدن اين سرزمين بخشيده است.


منابع :
(١) ابن‌خرداذبه، مختار من كتاب‌اللهو و الملاهى، چاپ اغناطيوس عبده، بيروت ١٩٦٩؛
(٢) اسماعيل‌بن على ابوالفداء، كتاب تقويم‌البلدان، چاپ رنو و دسلان، پاريس ١٨٤٠؛
(٣) يوسف ميخائيلوويچ اورانسكى، زبانهاى ايرانى، ترجمه على‌اشرف صادقى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٤) همو، مقدمه فقه‌اللغه ايرانى، ترجمه كريم كشاورز، تهران ١٣٥٨ش؛
(٥) مهرى باقرى، تاريخ زبان فارسى، تهران ١٣٧٣ش؛
(٦) محمدتقى بهار، سبك‌شناسى، يا، تاريخ تطور نثر فارسى، تهران ١٣٥٥ـ١٣٥٦ش؛
(٧) عبداللّه‌بن لطف‌اللّه حافظ‌ابرو، جغرافياى تاريخى خراسان در تاريخ حافظ‌ابرو، چاپ غلامرضا ورهرام، تهران ١٣٧٠ش؛
(٨) بديل‌بن على خاقانى، ديوان، چاپ ضياءالدين سجادى، تهران ١٣٦٨ش؛
(٩) حسن رضائى باغ‌بيدى، تاريخ زبانهاى ايرانى، اوساكا ٢٠٠٩؛
(١٠) همو، دستور زبان پارتى (پهلوى اشكانى)، تهران ١٣٨١ش؛
(١١) همو، راهنماى زبان پارتى (پهلوى اشكانى)، تهران ١٣٨٥ش؛
(١٢) على‌اشرف صادقى، تكوين زبان فارسى، تهران ١٣٥٧ش؛
(١٣) ذبيح‌اللّه صفا، تاريخ ادبيات در ايران، تهران ١٣٦٣ـ١٣٧٠ش؛
(١٤) فخرالدين اسعد گرگانى، ويس و رامين، ج ١، چاپ مجتبى مينوى، تهران ١٣١٤ش؛
(١٥) بهرام فره‌وشى، فرهنگ پهلوى، تهران ١٣٥٢ش؛
(١٦) مقدسى؛
(١٧) مجتبى مينوى، «يكى از فارسيات ابونواس»، مجله دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، سال ١، ش ٣ (فروردين ١٣٣٣)؛
(١٨) پاول هرن، اساس اشتقاق فارسى، ]با توضيحات يوهان هاينريش هوبشمان[، ترجمه جلال خالقى مطلق، تهران ١٣٥٦ش؛
(١٩) هلموت هومباخ و غلام د.داورى، «نام‌خراسان»، نشريه انجمن فرهنگ ايران باستان، سال ١١، ش ٢ (اسفند :١٣٥١ يادنامه آنكتيل دوپرون)؛
(٢٠) احسان يارشاطر، «زبانها و لهجه‌هاى ايرانى»، مجله دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، سال ٥، ش ١ و ٢ (مهر و دى ١٣٣٦)؛
(٢١) Arthur Emanuel Christensen, Contributions a la dialectologie iranienne, Copenhagen ١٩٣٠-١٩٣٥.
(٢٢) EIr., s.v. "Khorasan.I:ethnic groups" (by Pierre Oberling).
(٢٣) EI٢, s.v. "Khurasan" (by C. E. Bosworth).
(٢٤) A. Ghilain, Essai sur la langue Parthe : son systeme verbal d'apres les textes manicheens du Turkestan oriental, Louvain [١٩٦٦].
(٢٥) W. B. Henning, Selected papers, Acta Iranica, ١٤, Tehran and Liege ١٩٧٧.
(٢٦) Gilbert Lazard, "Le Persan", in Compendium linguarum Iranicarum, ed. Rudiger Schmitt, Wiesbaden: Reichert, ١٩٨٩.
(٢٧) David Neil MacKenzie, A concise Pahlavi dictionary, London ١٩٩٠.
(٢٨) Ahmad Tafazzoli, "Some Middle-Persian quotations in classical Arabic and Persian texts", in Memorial Jean de Menasce, ed. Ph. Gignoux and A.Tafazzoli, [Tehran]: Fondation culturelle iranienne, ١٩٧٤.
(٢٩) Gernot L. Windfuhr and Ann Arbor, "New Iranian languages : overview", in Compendium linguarum Iranicarum, ibid.
/آرزو نجفيان/

ج) زبانهاى رايج در خراسان

١. زبان عربى. تاريخ رخنه تدريجى اقوام مختلف به سرزمين خراسان در دوره اسلامى هنوز كاملا روشن نيست، اما به نظر مى‌رسد نخستين قوم غيرفارس، مسلمانان عرب بودند كه در سده‌هاى نخست هجرى در سرزمين خراسان سكنا گزيدند (رجوع کنید به ايوانوف، ١٩٢٦، ص ١٤٩). آنان از جنوب خراسان وارد اين ناحيه شدند و پس از فتح طبس و قهستان به سوى نواحى شمالى رفتند (رجوع کنید به ياقوت حموى، ذيل «الطبسان»؛ باسورث، ص ٥). بيشتر ساكنان عرب كنونى جنوب خراسان بازماندگان مهاجرانى هستند كه در قرون اوليه اسلامى از بصره و كوفه به اين ناحيه آمدند (رجوع کنید به عباسى، ص ٣١ـ٣٤؛ زرين‌كوب، ص ٣٦٧ـ ٣٦٨). در چند قرن اخير تراكم جمعيت ساكنان عرب‌زبان در برخى از نواحى جنوب خراسان به اندازه‌اى بوده كه از آن با نام عربخانه* ياد شده است (رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ج ١، ص ٩٤٧). در حال حاضر عربخانه يكى از دهستانهاى شهرستان نهبندان، از توابع استان خراسان جنوبى، است كه برخى از ساكنان آن عرب‌اند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور: استان خراسان جنوبى، شهرستان نهبندان، ص ٣٤). عربهاى بازمانده در خراسان بسيار اندك‌اند و به صورت پراكنده در برخى از نواحى شهرستانهاى نهبندان و درميان، در استان خراسان جنوبى، و در شهر سرخس، در استان خراسانى شمالى، سكنا گزيده‌اند (جانى، ص ٢٧؛ نيز رجوع کنید به ايوانوف، ١٩٢٦، ص ١٥٦؛ د. ايرانيكا، ج ٢، ص ٢١٧).

به لحاظ نسب‌شناسى عربهاى شمال خراسان با عربهاى جنوب خراسان متفاوت‌اند؛ عربهاى شمال خراسان از نوادگان عربهايى هستند كه در زمان نادرشاه افشار (حك : ١١٤٨ـ١١٦٠) از خوزستان به سرخس كوچانده شدند (ييت، ص ٣٥).

در حال حاضر فقط عربهاى جنوب خراسان به زبان عربى تكلم مى‌كنند. ايوانوف (همانجا) در وصف زبان آنها نوشته كه زبان اين عربها نامفهوم و خشك است و واژگان آن تقريبآ فارسى، اما دستورزبان (نحو) آن عربى است. آوازها و حتى لالاييهاى اين زبان به فارسى است و زبان عربى واقعى، مطلقآ براى آنها قابل فهم نيست. عباسى (ص ٣٤) واژگان زبان مردم اين ناحيه را بسيار كهن دانسته است. به نظر وى اغلب واژه‌هاى رايج در اين زبان از واژه‌هاى كهنه زبان عربى محسوب مى‌شوند كه امروز به كار نمى‌روند و بسيارى از عرب‌زبانان حتى قادر به فهم آن نيستند. اسماعيل جانى (ص ١٣١) با تأييد اين موضوع، نمونه‌هايى از اين گويش را ذكر كرده است. براى مثال مردم اين منطقه واژه «ظالع» را به صورت aleo (انسان گنگ)، واژه «يَخبطُ» را به صورت «يتْخَبَّطْ» (yetxabbat: شبانگاه و كوركورانه حركت كردن) و «فحلاه» را به صورت مِخلا (mexla: توبره علف) به كار مى‌برند. جانى (ص ١٤) معتقد است كه با تدقيق در پيكره زبانى گويش عربى درميان به شباهتهاى بسيارى ميان اين گويش و لهجه بنى‌تميم (قبايل عراقى كه در قرون اوليه اسلامى به خراسان هجرت كردند) دست يافته و عربهاى شهرستان درميان را به قبيله تميم* منسوب كرده است (رجوع کنید به ادامه مقاله). دالگرن ضمن تأييد اين مطلب كه اين گويش تأثيرات بسيارى از زبان فارسى پذيرفته، آن را گويشى از گويشهاى عربى سرزمين عراق دانسته است (رجوع کنید به ص ١٦١ـ١٦٧).

گويشهاى عربى درميان و عربخانه شباهتها و در عين حال تفاوتهاى بسيارى باهم دارند. دستگاه واجى اين دو گويش به شدت تحت تأثير دستگاه واجى زبان فارسى قرار گرفته‌اند. در گويش عربى درميان از چهار واج فارسى p/پ، z/ژ، g/گ، و c/ چ فقط واج z وام گرفته نشده است (جانى، ص ٥٨ـ٦٠)، درحالى كه در گويش عربى عربخانه اين واج نيز ديده مى‌شود. در اين گويش به جاى واج J/ج در عربى امروز، واج z/ ژ مى‌آيد. براى مثال hazara (سنگ) تلفظ واژه حجاره در عربى قديم و امروز است (دالگرن، ص ١٦٣). در اين دو گويش، همخوانهاى / ذ، z/ ز، d/ ض، z/ظ و t/ ط، t/ ت و /ث، s/س، s/ ص، برخلاف زبان عربى رسمى و تحت تأثير دستگاه صوتى زبان فارسى، اغلب به يك شكل تلفظ مى‌شوند (رجوع کنید به جانى، ص ١٤؛ دالگرن، ص ١٦٢). گويش عربىِ درميان داراى ٢٤ همخوان و ١٠ واكه است (جانى، همانجا) كه عبارت‌اند از:a ، i، u، o، o، e، e، a، a و واكه مركّب ow؛ واكه‌هاى ow, o, e, aدر زبان عربى رسمى وجود ندارد (رجوع کنید به همان، ص ٦٢ـ٦٥). در گويش عربىِ عربخانه واكه مركّب owوجود ندارد در حالى كه دو واكه U (مانند zuft: زوج) و (مانند ctab: كتاب) در دستگاه واكه‌اىِ اين گويش وجود دارد كه در گويش عربىِ درميان وجود ندارد (رجوع کنید به دالگرن، ص ١٦٣).

در اين دو گويش فرايندهاى واجى نظير ابدال، ادغام، قلب، حذف و افزايش به وفور ديده مى‌شود. نمونه‌هايى از ابدالهاى همخوانى مشترك ميان اين دو گويش ابدال q/ ق به g/ گ. گويش عربىِ درميان: qalb (قلب) رجوع کنید به galb(گلب)؛ گويش عربى عربخانه: aqra (اقرا) رجوع کنید به agra (اگرا)، و ابدال k «ك» به c«چ» است. گويش عربىِ درميان: ekkin (ثكيّن) رجوع کنید به eccin (ثچيّن) در صورتى كه حركت همخوان قبل از واج kفتحه يا كسره باشد؛ گويش عربى عربخانه: aktab (اكتاب) رجوع کنید به actab (اچتاب). اين ابدالها تحت تأثير آشكار زبان فارسى است (جانى، ص ٦٥ـ٧٠؛ دالگرن، ص ١٦٢ـ١٦٣).

يكى از ابدالهاى واكه‌اى رايج در گويش عربى درميان ابدال «همزه» به «عين» است. اين ابدال در زبان عربى به ابدال عنعنه مشهور است و قدما آن را به دو قبيله تميم و قيس‌بن عيلان نسبت داده‌اند (جانى، ص ٦٥). فرايند واجى ادغام در افعال نيز در اين گويش رايج است. مانند latehell (لاتحلّ) به جاى لاتحلل. اين فرايند امكان انتساب اين گويش را به گويش عربى قبيله تميم تقويت مى‌كند (همان، ص ٧٢).

در دستگاه ساختواژى گويش عربىِ درميان و عربخانه ساختار مثنى وجود ندارد و به جاى آن از شكل جمع استفاده مى‌شود. براى مثال در جمله zuft lahzat anna (ما دو گويش داريم) به جاى عبارت Iahzenشكل جمع آن (lahzat) آمده است. البته در گويش عربى عربخانه فقط اعداد با علامت شكل مثنى به كار مى‌روند (دالگرن، ص ١٦٢ـ١٦٣). (لطفاً برای دیدن اصل کلمات و واج های عربی به خود کتاب مراجعه نمایید).

در اين گويش براى جمع بستن اسامى تنها نشانه‌هاى جمع عربى به كار مى‌رود و واژه‌هاى مفرد فارسى نيز با نشانه‌هاى عربى جمع بسته مى‌شود. براى مثال الكشورات به جاى كشورها (همان، ص ١٦٦). ضماير شخصى منفصل و متصل در گويش عربى درميان و عربخانه با يكديگر تفاوتهايى دارند. ضماير متصل مفرد در گويش عربخانه متناسب با اينكه پس از واكه واقع شوند يا همخوان تفاوت دارند (رجوع کنید به جانى، ص ٨٢؛ دالگرن، همانجا؛ د. ايرانيكا، ج ١٣، ص ٤٠٣؛ جدول ١).

در هر دو گويش، در صرف افعال، صيغه هاى مفرد مذكر مخاطب (m tt: خوابيدى «مذكر») و متكلم وحده (m tt: خوابيدم)، يكسان است و با قرينه موجود در جمله بايد آنها را از هم تمييز داد (رجوع کنید به جانى؛ دالگرن، همانجاها). در گويش عربى در ميان براى ساخت ماضى بعيد از فعل كمكى «كُن» (kon ¬ can) به علاوه اسم فاعل استفاده مى‌شود و براى منفى كردن آن قبل از فعل كمكى حرف نفى «ما» اضافه مى‌شود، مانند ما چن ضاربين (ma can darbin: نزده بودند). براى ساخت ماضى استمرارى نيز فعل كمكى can به علاوه فعل ماضى ساده به كار مى‌رود (جانى، ص ٨٤ـ٨٥).

تأثير ساختار زبان فارسى در ساختار افعال و جملات گويش عربخانه نيز ديده مى‌شود. در گويش عربخانه، جملات اسنادى به دو شيوه بيان مى‌شوند: از طريق فعل فارسى «هست» كه با يك پسوند صرف مى‌شود، يا از طريق پسوندهاى ويژه، براى مثال، من هلاكم رجوع کنید به ana halak hasti(اَنَا هلاك هستى)؛ و او (مؤنث) هلاك است رجوع کنید به ehey halak hasta (اِهى هلاك هستَ؛ رجوع کنید به دالگرن، ص ١٦٧؛ د.ايرانيكا، همانجا).

٢. زبان تركى. درباره تاريخ حضور اقوام ترك در خراسان اقوال مختلفى وجود دارد. ايوانوف (١٩٢٦، ص ١٥٤) تركهاى خراسان را بازمانده مهاجمان تركى دانسته كه در قرن سوم از تركستان به خراسان حمله كردند. فراى و صاييلى (ص ٣١٥) تاريخ حضور تركان در خراسان و ماوراءالنهر را به قبل از ورود اسلام به ايران نسبت داده‌اند. در منابع جغرافيايى قرون اوليه هجرى نيز درباره حضور تركان خلج* در مناطقى از خراسان بزرگ مطالبى آمده است (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌حوقل، ص ٤١٩؛ اصطخرى، ص ٢٥٣). به نظر يوهانسون (١٩٩٨، ص ٣٢٥)، قسمت اعظم تركهاى ايران از اخلاف سلجوقيان‌اند. سلجوقيان از قبايل غز بودند و تركهاى خراسان در اصل بازمانده دسته‌اى از اين تركان غز محسوب مى‌شوند.

شمار ترك‌زبانان خراسان از قرن چهارم تا ششم افزايش درخور توجهى يافت (كالسنيكوف، ص ٨٤). امروزه ترك‌زبانان خراسان به گويشهاى متعددى تكلم مى‌كنند كه با تركى آذرى و گويش تركمنى خراسان تفاوت دارد (ايوانوف، همانجا؛ قس هيئت، ص ٣٢٣). گفتنى است كه گويش تركمنى شمال خراسان يكى ديگر از زيرشاخه‌هاى زبانهاى تركى ـ ايرانى است (رجوع کنید به د.ايرانيكا، ج ١٣، ص ٣٩٦) كه در اين مقاله به سبب در دسترس نبودن منابع داده بنيادى كه اين گويش را مطالعه كرده باشند، از شرح ويژگيهاى آن خوددارى شده است. به نظر ويندفور تركى خراسانى زيرشاخه‌اى از زبانهاى تركى ايران است كه گويشهاى مختلف اين گروه علاوه بر شمال شرق ايران (خراسان) در تركمنستان و شمال غرب افغانستان نيز رواج دارد. وى تركى خراسانى را به شش گويش تقسيم كرده است (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ نيز رجوع کنید به دورفر، ١٩٩٨، ص ٢٧٥؛ قس هيئت، ص ٣٢٤): ١) گويش بجنوردى، در شمال غربى خراسان؛ ٢)گويش قوچانى، در شمال خراسان؛ ٣) گويش گوجگى، در شمال شرقى خراسان (گوجك آبادى بزرگى در كنار جاده مشهدـ كلات نادرى است)؛ ٤) گويش سلطان‌آباد (تركى جنوب خراسان؛ سلطان‌آباد در نزديكى سبزوار است. اين گويش به لحاظ زبانى حدفاصل گويش آذرى و تركمنى است، اما گويش هيچ يك از آن دو محسوب نمى‌شود)؛ ٥) گويش خاروعليا (تركى جنوب‌شرقى)؛ ٦) گويش لنگر (روستايى در منطقه بجنورد خراسان در دره سلمقان).

ترك‌زبانان خراسان بيشتر در مناطق شمال خراسان (بجنورد، شيروان، قوچان، درگز، كلات و اسفراين) و شمال سبزوار و نيشابور (يعنى سرولايت، خور و جُوَين، رباط، مشكان و روستاهاى اطراف) سكونت دارند (هيئت، ص ٣٢٣). آمار دقيق و به روزى از جمعيت اين ترك‌زبان در دست نيست. يوهانسون (١٩٩٨، ص ٣٢٦) تعداد گويشوران اين زبان را در شمال خراسان نزديك به دو ميليون تن دانسته، و هيئت (همانجا) شمار آنان را يك ميليون تن برآورد كرده است. در >دايرة‌المعارف جهانى زبان‌شناسى< (ج ٤، ص ١٨٩) براساس آمارى از ١٣٥٦ش/ ١٩٧٧ تعداد اين گويشوران قريب به چهارصد هزار تن برآورد شده است.

سخنگويان زبان تركى خراسانى اغلب به زبان فارسى نيز سخن مى‌گويند (همانجا). يوهانسون (٢٠٠٦، ص ١٠) زبان تركى خراسانى را يكى از زيرشاخه‌هاى زبان تركى غز دانسته است كه در ايران رواج دارد. گويشهاى تركى اوغوزى رايج‌ترين گويشهاى تركى در ايران محسوب مى‌شوند. در يك سوى پيوستارِ اين گويشها، تركى آذرى و در سوى ديگر تركى خراسانى و تركمنى شمال خراسان قرار دارد. اين طيف از زبانهاى تركى به گويشهاى تركى ـ ايرانى نيز شهرت دارند كه كمابيش تحت تأثير زبان فارسى قرار گرفته‌اند. اين تأثير به ويژه در حوزه واژگان است كه در زبان خلجى (رجوع کنید به خلج*) و تركى خراسان جنوبى بيشتر و در تركمنى كمتر محسوس است. البته دستگاه واجى و در حد كمتر از آن، دستگاه ساختواژى و نحوى اين گويشها نيز تحت تأثير ساختمان زبان فارسى است. ترك‌زبانان خراسان از زبان اقوام همجوار، نظير كردها، تاتها و بلوچها نيز تأثير پذيرفته و در عين حال تأثيرات بسيارى بر اين زبانها گذاشته‌اند (رجوع کنید به ايوانوف، ١٩٢٦ ، ص ١٥٠؛ نيز رجوع کنید به هيگ، ٢٠٠٦؛ براى مقايسه ساختار گويشهاى تركى خراسان با ساير گويشهاى تركى ايران رجوع کنید به دورفر، ٢٠٠٦).

در گويشهاى متعدد تركى خراسانى، تفاوتهايى در صرف افعال و پسوندهاى تصريفى وجود دارد، علاوه بر اين در سطح واژگان نيز اختلافاتى ميان آنها ديده مى‌شود (براى نمونه رجوع کنید به هيئت، ص ٣٢٦؛ دورفر، ١٩٨٧، ص ٢٤٩).

در دستگاه آوايى گويشهاى تركى خراسانى واكه‌ها همانند ديگر گويشهاى تركى رايج در ايران (مانند آذرى) است، اما تفاوتهايى در نظام همخوانى ديده مى‌شود. دو واج خيشومى ـ نرمكامى و خيشومى ـ كامى كه در اين گويشها وجود دارد در برخى ديگر از گويشهاى تركى ايران وجود ندارد. در اين گويشها علاوه بر واج ملازى ـ سايشىِ بى‌واك x، جفت واكدار آن (y) نيز واجى مستقل است. پايانه‌هاى حالت اسامى در گويش تركى خراسان تاحدودى با ديگر گويشهاى تركى متفاوت‌است (رجوع کنید به د. ايرانيكا، ج ١٣، ص ٣٩٧؛ دورفر، ١٩٩٨، ص ٢٧٤ـ ٢٧٥؛ جدول ٢).

ضماير شخصى و علامت مصدر در تركى خراسانى، تفاوت چندانى با ديگر گويشهاى تركى ايران ندارد (رجوع کنید به د. ايرانيكا؛ دورفر، ١٩٩٨، همانجاها).

٣. زبان كردى كرمانجى. براساس بيشتر منابع موجود كردهاى خراسان در قرون دهم و يازدهم به اين ناحيه انتقال يافته‌اند (براى نمونه رجوع کنید به توحدى، ج ١، ص ٥؛ ترقى‌اوغاز، ١٣٨١ش، ص ١١١؛ همو، ١٣٧٩ش ج، ص ١٦)، اما جغرافى‌دانانى نظير اصطخرى (ص ٢٧١، ٢٧٤) و ابن‌حوقل (ص ٤٤٣) از وجود قبايل چادرنشين كرد در غرب خراسان نيز خبر داده‌اند. در اين منابع محل سكونت كردهاى خراسان نخست مناطق بيابانى حدفاصل شهرها و روستاهاى قهستان يعنى ايالت همجوار با كرمان و سپس در بيابانهاى حوالى شهرهاى اشتروج و اندخود (شهرهايى در جنوب خراسان) ثبت شده است. از سرنوشت اين كردها اخبار قطعى در دست نيست، اما قدر مسلّم آن است كه كردهاى امروز خراسان ــكه در شمال خراسان متمركزندــ از تبار كردهايى هستند كه شاهان صفوى در اوايل قرن دهم براى دفاع از مرزهاى شمال خراسان در مقابل هجوم ازبكها و تركمنها آنان را از كردستان به اين منطقه كوچاندند. مهاجرت كردها به خراسان تا قرون يازدهم و دوازدهم (در زمان نادرشاه) نيز ادامه يافت (رجوع کنید به ايوانوف، ١٩٢٦، ص ١٥٠؛ ترقى‌اوغاز، ١٣٨١ش، همانجا).

گويش كردى رايج در خراسان متعلق به‌گروه شمالى زبان كردى است كه اين زبان نيز به نوبه خود به خانواده شمال‌غربى زبانهاى ايرانى وابسته‌است. كردى شمالى، هم ازلحاظ آوايى و هم از لحاظ ساختواژى، از گونه‌هاى ديگر زبان كردى قديم‌تر و اصيل‌تراست (رجوع کنید به د.اسلام،چاپ‌دوم،ذيل Kurdistan.V" "Kurds,؛ نيز رجوع کنید به كردى*، زبان و ادبيات). با توجه به اينكه گويشوران اين گويش، ديگر با كردهاى كردستان تعامل ندارند و از سوى ديگر با ساير زبانهاى رايج در خراسان از جمله فارسى و تركى تعامل بسيار داشته‌اند، اين گويش برخى ويژگيهاى اوليه خود را از دست داده و ويژگيهاى ديگرى پذيرفته است (ترقى‌اوغاز، ١٣٧٩ش الف، ص ٧١). نظام‌آوايى كردى كرمانجى خراسان به ميزان درخور توجهى تحت تأثير قوانين آوايى فارسى خراسانى قرار گرفته به گونه‌اى كه ايوانوف (١٩٢٧، ص ١٧٢) معتقد است نظام آوايى كردى خراسانى مستقل نيست و در واقع قواعد آوايى فارسى رايج در روستاهاى خراسان را داراست. واژگان كردى خراسانى، در مناطق جنوبى‌تر مملو از واژگان فارسى و در مناطق شمالى‌تر مملو از واژگان تركى است (همو، ١٩٢٦، ص ١٥٢؛ ترقى اوغاز، ١٣٨١ش، ص ١١٢). نخستين مهاجران كردى كه در خراسان سكنا گزيدند، به لهجه‌هاى متفاوتى تكلم مى‌كردند اما اقامت طولانى آنها در خراسان و تعاملات آنان با يكديگر، گويشى تقريبآ معيار براى اين گويشوران به وجود آورده است. اين‌گونه معيار در برنامه راديويى كرمانجى مركز خراسان نيز به كار مى‌رود. دوزبانگى و چندزبانگى در بين كردهاى خراسان رايج است و بسيارى از آنها علاوه بر كردى به تركى و فارسى محلى خراسانى نيز سخن مى‌گويند و همين امر موجب تأثيرپذيرى زبان كردى كرمانجى از اين زبانها شده‌است. البته اين تأثير متقابل بوده است (ترقى اوغاز، ١٣٨١ش، همانجا). در برخى مناطق، تأثير زبان تركى بر كرمانجى بسيار زياد بوده است به گونه‌اى كه از ميان چهار قبيله كرد اوليه كه به خراسان آمدند (يعنى عمارلو، زعفرانلو، شاديلو و كيوانلو)، دو قبيله زعفرانلو و شاديلو در حال حاضر بيشتر به تركى صحبت مى‌كنند و تقريبآ كرد محسوب نمى‌شوند (ايوانوف، ١٩٢٦، ص ١٥٠). كردهايى كه به گويش كردى كرمانجى سخن مى‌گويند در حال حاضر در شهرستانهاى چناران، درگز، بخشهايى از سبزوار و نيشابور، قوچان و كلات (در استان خراسان رضوى) و شهرستانهاى بجنورد، شيروان، اسفراين و فاروج (در استان خراسان شمالى) سكونت دارند (ترقى اوغاز، ١٣٨١ش، همانجا؛ نيز رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهايى كشور: استان خراسان شمالى، شهرستانهاى اسفراين، شيروان، مانه و سملقان، جاجرم، و بجنورد؛ همان: استان خراسان رضوى، شهرستانهاى قوچان، درگز، سرخس، سبزوار، چناران، ذيل بخش جغرافيايى انسانى، زبان). آمار مستقلى از جمعيت كردهاى خراسان در دست نيست.

به نظر مى‌رسد اختلافات اندكى در نظام آوايى گويشوران مناطق مختلف كردنشين خراسان وجود دارد. تعداد واكه‌هاى گويش كرمانجى خراسان بين هشت تا ده واج و مشتمل است بر: i, U, u, aª, a, , oª, o, eª, e (رجوع کنید به صادقى؛ ص س؛ حسن‌پور اميرى گليان، ص ر؛ جلايرلان، ص ٨؛ مصطفوى گرو، ص ٣٤؛ ترقى‌اوغاز، ١٣٨١ش، ص ١١٤، ١١٩ـ١٢٠). در نظام همخوانى گويش كرمانجى خراسان، علاوه بر ٢٣ همخوانى كه در نظام همخوانى فارسى معيار وجود دارد، واجهاى ديگر نيز ديده مى‌شود: همخوانهاى انسدادى بى‌واك و نادميده k¨, t¨, p¨ كه واجهاى متناظر آنها در زبان فارسى k, t, p است؛ همخوان سايشى، نرمكامى و واكدار y/غ؛ همخوان انسدادى ـ سايشى، كامى ـ لثوى، بى‌واك و حلقى شده c?؛ همخوان خيشومى، نرمكامى و واكدار كه تلفظ آن شبيه تلفظ واژه ban (بانگ) فارسى است، در اين گويش اين همخوان در جايگاه آغازين هجا قرار نمى‌گيرد و در واژه‌هايى مانند a man(گاو ماده) و aw (سنگينى) وجود دارد؛ همخوان لثوى، كنارى و واكدار lكه شبيه به «ل» مفخم در زبان عربى است، اين همخوان در واژه‌هاى tel (طُرّه مو) و K¨el(سرمه) ديده مى‌شود؛ همخوان لثوى، لرزشى و واكدار r كه كاملا غلتان است و با لرزش مكرر نوك زبان توليد مى‌شود؛ و نيم واكه دو لبى wكه واژه‌هايى مانند daw(دوغ)، wara(بيا) و xaw (خواب) وجود دارد (رجوع کنید به ترقى‌اوغاز، ١٣٨١ش، ص ١١٣ـ١١٩؛ د.اسلام، همانجا). در دستگاه ساختواژى گويش كردى كرمانجى برخى ويژگيهاى زبانهاى ايرانى كهن باقى مانده‌است. تمايز ميان حالتهاى مستقيم و غيرمستقيم ضماير (رجوع کنید به جدول ٣) و تمايز ميان جنس (مذكر و مؤنث) و كاربرد حروف اضافه پسايند و پيشايند و استفاده هم‌زمان اين دو نوع حروف اضافه از جمله اين ويژگيهاست (رجوع کنید به د.اسلام، همانجا؛ ترقى‌اوغاز، ١٣٨١ش، ص ١٢٢ـ١٢٥؛ جلايرلان، ص ١٤ـ١٥).

در اكثر فعلهاى كرمانجى، ضماير گروه اول (حالت مستقيم) با افعال لازم و ضماير گروه دوم (حالت غيرمستقيم) با افعال متعددى به كار مى‌روند (رجوع کنید به ترقى‌اوغاز، ١٣٧٩ش ب، ص ٦٨ـ٧٠).

يكى از مهم‌ترين ويژگيهاى نحوى گويش كردى كرمانجى خراسان دارا بودن حالت ارگتيواست. در اين گويش تطابق فعل با مفعول صورت مى‌گيرد، مانند me t¨ di(من تو را ديدم)؛ و me hun din (من شما را ديدم؛ همو، ١٣٨١ش، ص ١٣١).

د) گويشهاى رايج در خراسان. علاوه بر زبانهايى كه در بخش پيشين مقاله به آنها اشاره شد، در نواحى مختلف خراسان به گويشهاى متنوعى تكلم مى‌شود، از جمله گويشهاى تاتى، هزارگى، بلوچى، گويش كوليان خراسان و مجموعه گويشهايى كه در اين مقاله تحت عنوان گويشهاى خراسانى نام‌گذارى شده‌اند و همگى آنها با زبان فارسى درى ارتباط تنگاتنگى دارند. به سبب اختلاف‌نظر زبان‌شناسان درباره منشأ و ريشه گويش تاتى و هزارگى، اين دو گويش در اين دسته‌بندى به صورت مجزا آمده و ذيل گويشهاى خراسانى قرار نگرفته است.

١. گويش تاتى. جدا از لهجه‌هاى مختلف گويش تاتى (رجوع کنید به تات*) كه در نواحى شمال‌غربى ايران رواج دارند، در شمال خراسان نيز گونه‌هايى از اين گويش وجود دارد. چگونگى حضور اقوام تات در خراسان مشخص نيست. تات‌زبانهاى خراسان بيشتر در نواحى شمالى آن و در مناطق مختلف شهرستانهاى بجنورد، اسفراين، جاجرم و شيروان زندگى مى‌كنند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور : استان خراسان شمالى، شهرستانهاى بجنورد، اسفراين، جاجرم و شيروان، همانجاها). آمار مشخصى از جمعيت تات‌زبانهاى خراسان در دست نيست، اما به گفته صفرزاده (١٣٨٢ش، ص ٢٢) در شهرستان جاجرم*، واقع در شمال مشرق بجنورد، جلگه پهناورى به نام جلگه شوقان* و منطقه اى به نام چهاردهِ سنخواست وجود دارد كه اغلب ساكنان اين مناطق به گويش تاتى تكلم مى‌كنند. روستاهاى اين منطقه حدود ٠٠٠ ،٢٥ تن جمعيت دارد.

در دستگاه واجى گويش تاتى نظام همخوانى همانند زبان فارسى است، اما در نظام واكه‌اى اختلافاتى ديده مى‌شود. در اين گويش تقابل ميان واكه‌هاى كوتاه و بلند ــكه خاص زبانهاى ايرانى ميانه است ــ تاحدودى حفظ شده‌است؛ يعنى علاوه بر واكه‌هاى زبان فارسى، دو واكه كشيده e و o نيز در دستگاه واكه‌اى اين گويش وجود دارد. چهار مصوت مركّبow , ay, ey aw , در اين گويش ديده مى‌شود. در اين گويش همانند بسيارى از گويشهاى خراسانى (رجوع کنید به ادامه مقاله)، در قياس با فارسى معيار، فرايندهاى آوايى بسيارى ديده مى‌شود. براى مثال a فارسى معيار پيش از واكه‌هاى v, b پايانى به شكل مصوت مركّبow نمايان مى‌شود. براى مثال xab (خواب)derafs, xow , derowsتلفظ مى‌شود. معادل واكه u در فارسى معيار در بسيارى از كلمات گويش تاتى i است، مانند xinبه جاى sizun, xun به جاى suzan و kica به جاى kuce. علاوه بر ابدالهاى واكه‌اى، در بين همخوانها نيز ابدالهايى ديده مى‌شود: ابدال Jفارسى به c مانند CiJa به جاى JuJa، ابدال t به d (مانند tid به جاى tut) و ابدال rبه l(مانند balg به جاى barg). در اين گويش در سطح صرف نيز تفاوتهايى با فارسى معيار وجود دارد. علامت جمع اسامى در اين گويش پسوند -u است؛ براى مثال palivu (پهلوها) صورت جمع paliاست (صفرزاده، ١٣٨٢ش، ص ٢٥ـ٣٩). واژه‌هاى كهن بسيارى در اين گويش ديده مى‌شود كه امروزه در معرض فراموشى و نابودى است، مانند laqska(پنجره)، fittik(سوت)، xesil (جو نارس) و meska(كره). بسيارى از واژه‌هاى كهن اين گويش با زبان تاجيكى مشترك است. مانند پرمه (مته)، پشخم (پنهان)، پلته (فتيله). علاوه بر اين واژه‌هاى كهن بسيارى در اين گويش وجود دارند كه امروزه متروك شده‌اند، مانند برغ (سد و بند خاكى)، غو (فرياد و جيغ و داد)، غيژيدن (لغزاندن؛ رجوع کنید به همو، ١٣٨٦ش، ص ٧٨ـ٨٧).

برخى از ويژگيهاى نحوى اين گويش عبارت‌اند از: كاربرد نشانه مفعول صريح re مانند xuna-re atis dayen(خانه را آتش زده‌اند)؛ استفاده از اضافه بنوّت حسين ابراهيم (حسين فرزند ابراهيم)؛ و كاربرد مصدر «شدن» به معنى «رفتن»: على شو (به جاى «شد» به معناى رفت؛ رجوع کنید به همان، ص ٧٤). نظام آوايى و واژگانى گويش تاتى شمال خراسان به فارسى درى و تاجيكى نزديك است (رجوع کنید به يارشاطر، ص ١٧؛ براى اطلاع از ريشه‌شناسى گويش تاتى رجوع کنید به صفرزاده، ١٣٨١ش، ص ١٨٣؛ يارشاطر، همانجا؛ كسروى، ص ١٣٥؛ اورانسكى، ١٣٧٨ش، ص ١٣٧).

٢. گويش هزارگى. هزارگى گويش اقوام هزاره* يا بربرى است كه از ١٣١١، پس از رويدادهاى داخلى كشور افغانستان، به شمال‌شرق ايران مهاجرت كردند و در نواحى مشهد، نيشابور و قوچان ساكن شدند (رجوع کنید به ايوانوف، ١٩٢٦، ص ١٤٦؛ د. ايرانيكا، ذيل "Hazara.IV"؛ نيز رجوع کنید به موسوى، ص ١٥٠ـ١٥١). اين هزاره‌ها به خاورى نيز شهرت دارند. هزاره‌هاى ساكن در ايران پس از ورود به ايران همچنان هويت قومى و گويش هزارگى خود را حفظ كردند. برخى از محققان مردم هزاره را از نژاد مغول دانسته‌اند (رجوع کنید به تميرخانوف، ص ٣١؛ محمدجواد خاورى، ١٣٨٢ش، ص ١٤)، اما برخى ديگر گفته‌اند كه شواهد كافى براى اثبات اين ادعا وجود ندارد (رجوع کنید به وايرس، ص ٢٤٨؛ محمدتقى خاورى، ص ٨).

موسوى (ص ١٥١) تعداد هزاره‌هاى ساكن در ايران را براساس سرشمارى سال ١٣٣٥ش، سيصدهزار تن و باتوجه به رشد جمعيت تعداد آنان را در سالهاى اخير چيزى در حدود نيم ميليون نفر يا بيشتر تخمين زده‌است.

برخى از محققان با قطعيت گويش مردم هزاره را در زمره لهجه‌هاى كهن فارسى درى خراسانى دانسته‌اند، اما بررسى نژادشناسى اقوام هزاره از يك‌سو و وجود واژه‌ها، اصطلاحات‌و تركيبات بسيارى كه از زبانهاى تركى، مغولى و پشتو دراين زبان (حدود ٢٠% از واژگان هزارگى را اصطلاحات تركىو مغولى تشكيل مى‌دهد رجوع کنید به محمدجواد خاورى، ١٣٨٠ش، ص ١٦) و وجود آواهاى برگشتى نظير tو q در اين گويش، قرار گرفتن گويش هزارگى در زمره گويشى از گويشهاى فارسى درى را با ترديد مواجه مى‌سازد (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ پولادى، ص ١٣٣ـ ١٣٨).

ايوانوف (١٩٢٦، ص ١٥٥) در توصيف زبان هزاره‌هاى خراسان نوشته است كه زبان بربرها آميخته‌اى از زبان فارسى است و اثرى از زبان مغولى آغازين هزاره‌ها در آن يافت نمى‌شود.

به گفته پولادى (ص ١٣٣ـ١٣٤)، معلوم نيست كه هزاره‌ها چه زمانى زبان مغولى را از ياد برده و به فارسى سخن گفتن را آغاز كرده‌اند. مأخذى درباره آنها از زمان استقرارشان در ولايت هزاره‌جات* افغانستان (در قرن هفتم) تا زمانى كه بابريان (در قرن دهم) به آنها حمله كردند، در دست نيست. هزاره‌ها در زمان بابريان، هنوز به زبان مغولى صحبت مى‌كردند. به نظر مى‌رسد آنها زبان اوليه خود را در فاصله قرون دهم تا سيزدهم به منظور فراگيرى زبان جديد (هزارگى) از دست داده‌اند. دولينگ (ص ١٣) اوايل قرن سيزدهم را تاريخ تغيير زبان اوليه هزاره‌ها ذكر كرده است. او (ص ٤٧) معتقد است كه زبان ساكنان ناحيه هزاره‌جات در قرون وسطا تركيبى از لهجه فارسى و هندى بوده و زبان فارسى به تدريج غالب شده است. دولينگ وجود كلمات بسيارى در اين گويش را كه ريشه سنسكريت* دارند، دليلى براى اثبات ادعاى خود دانسته است.

محمدتقى خاورى (ص ٢٤٣) معتقد است كه زبان هزارگى يكى از لهجه‌هاى فارسى درى و به لهجه بخارايى شبيه است و اگر در نظام ساختارى نثر قرار گيرد به زبان نوشتارى چيزى شبيه نثر حدودالعالم من المشرق الى المغرب خواهد شد. او شباهتهاى بسيارى را از دو گويش هزارگى و بخارايى ارائه كرده است (رجوع کنید به ص ٢٤٤ـ٢٧١).

در نظام آوايى گويش هزارگى علاوه بر همخوانهاى موجود در فارسى معيار، واج سايشى و واكدار /y/«غ»، نيم مصوت دولبى w و واجهاى برگشتى t و d نيز وجود دارند. به نظر محمدتقى خاورى (ص٢٧٠) اين همان واجهايى است كه در اوستايى و سنسكريت وجود داشته و امروزه هنديان نيز آنها را به همين صورت تلفظ مى‌كنند (نيز رجوع کنید به بهار، ج ١، ص ١٩١). واكه هاى مركّب ay، aw و ew در دستگاه واجى گويش هزارگى ديده مى‌شود، برخلاف نظام واكه اى فارسى درى در اين گويش كشش واكه‌اى تمايزدهنده نيست؛ اما واكه‌هاى ميانى باقى‌مانده‌اند و همانند زبان تاجيكى به جاى واكه a در فارسى درى و معيار، واكه گرد o وجود دارد (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا). واكه‌هاى بسيط گويش هزاره i, e, u, uª, o, a است (uª و eواكه‌هاى ميانى هستند). ساختار دستورى گويش هزارگى بسيار به ساخت دستورى فارسى درى شبيه است (رجوع کنید به همانجا). نجيب مايل هروى (ص ١٣٨) به سبب همين شباهت، گويش هزارگى را داراى اصيل‌ترين و كهن‌ترين خصيصه‌هاى زبان فارسى دانسته است. به نظر وى ويژگيهاى معمول در گونه‌هاى زبان فارسى سده چهارم و پنجم مانند فعل مركّب به جاى فعل بسيط، حروف، قيود، ادات تنبيه قديم، كاربردهاى افعال پيشوندى قديم، تكرارهاى فعلى، ضماير قديم و ابدالهاى قابل توجه در اين گويش رواج دارد.

در گويش هزارگى مشخصه‌هاى آوايى متنوعى وجود دارد كه در بسيارى از گويشهاى خراسانى نيز ديده مى‌شود: حذف واج h در آغاز و وسط كلمه مانند azara(ازاره) به جاى hazara(هزاره)؛ قرارگرفتن واكه مركّب aw به جاى واجهاى b و f در مقايسه با فارسى رسمى مانند تلفظ واژه sabz (سبز) به صورت sawz(سوز)؛ ابدال واجهاى r به L و nبه L مانندbalg (بلگ) barg→(برگ) و yalimat (غليمت) yanimat→(غنيمت)؛ ابدال واج sبه s، اين ابدال در تمام صيغه‌هاى ماضى مطلق، استمرارى و نقلى و بعيد كه از مصدر «نشستن» به صورت «شيشتن» (با ابدال e به i) درمى‌آيد، وجود دارد، مانند sista-bud-am(رجوع کنید به پولادى، ص ١٥٥ـ١٥٦؛ نيز رجوع کنید به محمدتقى خاورى، ص ٢٥٧).

در نظام صرفى گويش هزارگى نيز ويژگيهاى متمايزىديده مى‌شود، در اين گويش جاندارى يك مشخصه تمايزدهنده است؛ پسوند جمع در گويش هزارگى براى اسامى بى‌جان (kitob→ kitobo) O و براى اسامى جاندار uªاست (biror→ biroruª؛ رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا؛ پولادى، ص ١٤٧ـ ١٤٨).

ضماير شخصى منفصل در گويش هزاره ma simu,mu, i/u,tu,وyo/wo و ضماير ملكى متصل -um (i)si/is,tuª,-muª,-(i)si/-is -it,هستند (رجوع کنید به د. ايرانيكا، همانجا)، براى مثال siدر xotu-si(خاتونش، همسرش) ضمير شخصى متصل است. ضماير اشاره اين گويشena (اين)، ona(آن)، ena-mi(اينها) و ona-mu(آنها) هستند (پولادى، ص١٥٠). كاربرد حروف اضافه نيز با زبان فارسى معيار كنونى تفاوت دارد. حرف اضافه da به جاى «در» و «به» استفاده مى‌شود (رجوع کنید به محمدتقى خاورى، ص٢٥٤ـ٢٥٥).

افعال و صرف آنها از قوانين كلى زبان فارسى پيروى مى‌كند، اما اختلافاتى نيز ديده مى‌شود. در اين گويش همانند زبان فارسى درى استفاده از افعال مركّب به جاى افعال بسيط (مانند ترس خوردن، به جاى ترسيدن) رواج دارد. صرف فعل در زمان ماضى مستمر، شكل متمايزى دارد. چنان‌كه داشتم مى‌خواندم، xonda rahi budom (خوانده رهى بودم) و داشتند مى‌خواندند، xonda rahi budan (خوانده رهى بودن) گفته مى‌شود. در ساختمان مضارع‌التزامى فعل كمكى «توانستن» برخلاف فارسى معيار، پس از فعل اصلى مى‌آيد. مانند xorda meª-tana(خورده مِتَنه) به جاى مى‌تواند بخورد (رجوع کنید به همان، ص ٢٦٦ـ٢٦٩).

واژه‌هاى گويش هزاره به لحاظ ريشه‌شناسى به چند دسته تقسيم مى‌شود: واژه‌هايى كه از زبان مغولى (زبان هزاره‌هاى پيشين) در اين گويش برجاى مانده‌اند، مانند abaye (اَبَغِه = عمو)، xotu (خوتو = همسر)، qacar(قَچَر: پيشانى)؛ واژه‌هايى كه ريشه تركى دارند و امروزه در اين گويش بسيار پركاربردند مانند aba(اَبَه: مادر)، ata (اَتَه: پدر) qos (قوش: ابرو)؛ واژه‌هاى پشتو، مانند cuki (چوكى : صندلى)، degli(دگلى: ديگ آشپزى)، gadvad (گَدْوَدْ: مخلوط)؛ از واژه‌هايى كه ريشه سنسكريت و اردو دارند، مانند alay (اَلَى : معشوقه)، palol(پلول: حصير)، vala(وَلَه: مالك، صاحب مال و مكان)؛ و واژه‌هاى دخيل ديگرى كه از زبانهاى انگليسى، روسى و عربى به اين گويش وارد شده‌اند (رجوع کنید به پولادى، ص ١٣٨ـ١٤٦).

امثال و حكم و مَثَلهاى مردم هزاره فراوان، شاعرانه و فلسفى است درواقع مَثَلهاى هزاره‌ها بسيار معروف و شعر و موسيقى آنان مبتنى بر آنهاست (موسوى، ص ٨٢؛ براى اطلاع بيشتر از امثال و حكم مردم هزاره رجوع کنید به محمدجواد خاورى، ١٣٨٠ش).

٣. گويش بلوچى. بلوچى يكى از گويشهاى ايرانى نو است كه جمعيت و قدمت گويشوران آن در خراسان درخور توجه است. بلوچها بيشتر در نواحى شمال خراسان در شهرهاى سرخس (نزديك مرزهاى روسيه) و در برخى مناطق نزديك به نيشابور و سبزوار و جوين و تربت حيدريه و در جنت‌آباد (مرز افغانستان) مستقرند. البته در نواحى جنوب خراسان مانند بيرجند و قاين نيز قبايلى از بلوچها سكونت دارند. در گذشته بيشتر بلوچها چادرنشين بوده‌اند، اما امروزه بسيارى از آنها زندگى شهرنشينى را برگزيده‌اند. در طى چند نسل بلوچهاى خراسانى كه مهاجرانى از بلوچستان محسوب مى‌شوند، ارتباط خود را با بلوچها از دست داده و بسيار به فارسها شبيه شده‌اند و زبان آنها تغييركرده است (رجوع کنید به ايوانوف، ١٩٢٦، ص ١٥٢؛ د. ايرانيكا، ذيل "Baluchistan.III"؛ اورانسكى، ١٣٥٨ش، ص ٣١٣).

زبان بلوچى به دو گروه لهجه‌هاى اصلى تقسيم مى‌شود: گروه شمالى يا شمال‌شرقى و گروه جنوبى يا جنوب غربى (مكرانى). لهجه بلوچى خراسانى همانند گويش بلوچى تركمنستان در زمره لهجه جنوب غربى قرار مى‌گيرد (اورانسكى، ١٣٥٨ش، ص ٣١٥). در حال حاضر زبان بلوچى جنوب خراسان در مقايسه با بلوچى شمال خراسان به گويش مكرانى نزديك تر است. بلوچهاى شمال خراسان نيز به واسطه همجواريشان با اقوام مختلف كرد و ترك و فارس تأثيرات بسيارى از اين تعدد زبانى ـ قومى پذيرفته‌اند. تحقيقات زبان‌شناختىِ داده بنيادِ مستقلى بر روى گويش بلوچى خراسان صورت نگرفته است (براى اطلاع از مشخصه‌هاى زبان‌شناختى گويشهاى بلوچى شمالى و جنوبى رجوع کنید به بلوچ و بلوچستان*، بخش :٢ زبان بلوچى).

٤. گويش كوليان خراسان. كوليان خراسان مردمانى دوره گرد هستند كه در تمامى ايالت خراسان پراكنده‌اند. بنابه گزارش ايوانوف (١٩٢٦، ص ١٥٧) كوليان خراسان در شهرهاى نيشابور و سبزوار محله‌هاى اختصاصى دارند، در حالى كه مركز زمستانى آنها در جنوب سربيشه، بيرجند و در مسير سيستان است. ايوانوف (همانجا) معتقد است كه اين كوليان زبان آميخته‌اى مخصوص به خود دارند كه مى‌توان آن را گونه كولى‌شده لهجه‌ها و زبانهاى محلى اين مناطق دانست، نه بازمانده واقعى زبان كوليان اوليه (رجوع کنید به همو، ١٩٢٠، ص ٢٨٤). زبانى كه نياكان اين كوليها بدان تكلم مى‌كردند، عضوى از شاخه مركزى زبانهاى هندوآريايى بوده‌است كه رومانو ناميده مى‌شود. زبانهاى اردو، پنجابى، راجستانى، گجراتى و هندى‌نو از ديگر زبانهاى مهم اين شاخه زبانى است (رجوع کنید به >دايرة‌المعارف جهانى زبان‌شناسى<، ج ١، ص ٢٤٢).

تعدادى از واژه‌هاى گويش كوليان خراسان مشخصآ ريشه هندى دارد كه ممكن است بازمانده زبان كوليان اوليه باشد، اما بخش اصلى اين‌گونه آميخته مبتنى بر دستور و واژگان زبانهاى گفتارى مردمى است كه كوليان در ميان آنها زندگى مى‌كنند، نظير فارسى، تركى، كردى، بلوچى. كوليها معمولا از عاميانه‌ترين صورتهاى گفتارى اين زبانها استفاده مى‌كنند. به همين سبب قواعد آوايى و دستورى آنها معمولا كوتاه شده‌است، ترتيب واجها و هجاها در درون كلمات بازسازى مى‌شود، واجها يا هجاهاى جديد به واژه افزوده يا از درون آن حذف مى‌گردد. خوشه‌هاى همخوانى و واكه‌اى برعكس مى‌شوند يا پسوندهاى خاصى نظير-dew, -huz, ce, -ci, -tok, -cok, -nok, -ok, -kom, -kim, -tom, -tumبه واژه‌ها افزوده مى‌شود (ايوانوف،١٩٢٠، همانجا).

اگرچه نظام‌آوايى گويش كوليان خراسان به شدت تحت‌تأثير لهجه‌هاى محلى فارسى رايجِ منطقه قرار گرفته است، اما در پاره‌اى از موارد آثار برخى از آواهاى هندى‌الاصل در اين گويش يافت مى‌شود. مانند آواهاى برگشته q و t در گويش كوليهاى قائنات، نرمكامى و دميدگى اختيارى انسداديهاى لبى p¨و b¨در گويش كوليهاى قائنات، سبزوار و نيشابور (رجوع کنید به رضائى باغ‌بيدى، ص ٢٤٤). به نظر ايوانوف (١٩٢٠، ص ٢٨٥) تلفظ واج در اين گويش پسكامى است و با تلفظ واج نرمكامى در گويشهاى كردى و تركى منطقه كاملا متفاوت است.

در نظام صرفى گويش كوليان خراسان، ضماير شخصى منفصل عبارت‌اند از: meri (من)teri (تو) uri (او)، mori(ما) و sumori (شما) است. اعداد يك تا ده در گويش كوليان خراسان به شكل زير است (همان، ص ٢٨٦):

yakot و ١=duyot و ٢=sot و ٣= corot و ٤=panot و ٥ =si-sot و ٦=hafot و ٧= hasot =٨ و nuot و ٩= daot١٠ =

اختلافهاى آوايى و صرفى اندكى ميان گويش كوليان مناطق مختلف خراسان وجود دارد. اين اختلافها ممكن است ناشى از تأثير همجوارى كوليان اين مناطق با گويشوران ديگر زبانهاى رايج در اين حوزه‌ها باشد. با مقايسه صورت آوايى فهرست زير كه از برخى واژه‌هاى موجود و با ريشه اصيل هندوآريايى (رومانو) در گويش كوليان سه منطقه سبزوار، نيشابور و قائنات ارائه شده‌است، مى‌توان تاحدودى به اختلافات آوايى اين سه لهجه واقف شد (رجوع کنید به رضائى‌باغ‌بيدى، ص ٢٥٢ـ٢٥٣) :

صرف افعال در گويش كوليان قائن، نيشابور و سبزوار شبيه است، اما در گويش كوليان قائن قواعد دستورى اندكى تحت‌تأثير فارسى محلى قرار گرفته است (ايوانوف، ١٩٢٠، ص ٢٨٥).

علاوه بر واژگان بسيارى كه در اين گويش از زبان فارسى و ديگر زبانهاى منطقه نظير تركى، كردى و عربى وام گرفته شده، ريشه بسيارى از واژگان مشخص نيست و احتمالا ساختگى است، كه مهم‌ترين ويژگى صرفى گويش كوليان خراسان به شمار مى‌رود (رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذيل "Luli").(لطفاً برای دیدن کلمات و واج های گویش های مختلف به کتاب مراجعه نمایید).


منابع :
(١) ابن‌حوقل؛
(٢) اصطخرى؛
(٣) اعتمادالسلطنه؛
(٤) يوسيف ميخائيلوويچ اورانسكى، زبانهاى ايرانى، ترجمه على اشرف صادقى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٥) همو، مقدمه فقه‌اللغه ايرانى، ترجمه كريم كشاورز، تهران ١٣٥٨ش؛
(٦) كليفورد ادموند باسورث، تاريخ سيستان: از آمدن تازيان تا برآمدن دولت صفاريان، ترجمه حسن انوشه، تهران ١٣٧٠ش؛
(٧) محمدتقى بهار، سبك‌شناسى، يا، تاريخ تطور نثر فارسى، تهران ١٣٥٥ـ١٣٥٦ش؛
(٨) حسن پولادى، تاريخ هزاره‌ها: اجتماعى، سياسى، فرهنگى، اقتصادى، ترجمه على عالمى كرمانى، تهران ١٣٨١ش؛
(٩) حسنعلى ترقى‌اوغاز، «برخى ويژگيهاى آوايى، ساختواژى و نحوى كرمانجى خراسانى»، در مجموعه مقالات نخستين هم‌انديشى گويش‌شناسى ايران، ٩ تا ١١ ارديبهشت ١٣٨٠، به كوشش حسن رضائى باغ‌بيدى، تهران : فرهنگستان زبان و ادب فارسى، ١٣٨١ش؛
(١٠) همو، «پيشينه پژوهشهاى زبان‌شناختى درباره گويش كرمانجى خراسانى»، خراسان‌پژوهى، سال ٣، ش ٢ (پاييز و زمستان ١٣٧٩الف)؛
(١١) همو، «ساختمان فعل در گويش كرمانجى خراسان»، مجله زبان‌شناسى، سال ١٥، ش ٢ (پاييز و زمستان ١٣٧٩ب)؛
(١٢) همو، «مقايسه ساخت فعل در كرمانجى خراسانى، كردى كرمانشاهى و كردى مهابادى»، پايان‌نامه كارشناسى ارشد آموزش زبان فارسى به غيرفارسى‌زبانان، دانشكده ادبيات و علوم انسانى دكتر شريعتى، دانشگاه فردوسى مشهد ١٣٧٩ش ج؛
(١٣) لطفى تميرخانوف، تاريخ ملى‌هزاره، ترجمه عزيز طغيان، ]قم[ ١٣٧٢ش؛
(١٤) كليم‌اللّه توحدى، حركت تاريخى كرد به خراسان در دفاع از استقلال ايران، مشهد ١٣٥٩ـ١٣٧٣ش؛
(١٥) اسماعيل جانى، «بررسى و توصيف گويش عربى شهرستان درميان»، پايان‌نامه كارشناسى ارشد آموزش زبان و ادبيات عربى، دانشكده ادبيات و علوم انسانى دكتر شريعتى، دانشگاه فردوسى مشهد ١٣٨٧ش؛
(١٦) على جلايرلان، «بررسى گويش كرمانجى شمال خراسان»، پايان‌نامه كارشناسى ارشد فرهنگ و زبانهاى باستانى، دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران ١٣٧٦ش؛
(١٧) احمدرضا حسن‌پور اميرى گليان، «واژه‌نامه ريشه شناسانه گويش كردى كرمانجى شيروان خراسان همراه با توصيف صوتى آن»، پايان‌نامه كارشناسى ارشد فرهنگ و زبانهاى باستانى، دانشگاه شيراز ١٣٧٤ش؛
(١٨) محمدتقى خاورى، مردم هزاره و خراسان بزرگ، تهران ١٣٨٥ش؛
(١٩) محمدجواد خاورى، امثال و حكم مردم هزاره، تهران ١٣٨٠ش؛
(٢٠) همو، دو بيتى‌هاى عاميانه هزارگى، تهران ١٣٨٢ش؛
(٢١) حسن رضائى باغ‌بيدى، «بررسى و طبقه‌بندى گويشهاى كوليان ايران»، در مجموعه مقالات نخستين هم‌انديشى گويش‌شناسى ايران، همان؛
(٢٢) عبدالحسين زرين‌كوب، تاريخ ايران بعد از اسلام، تهران ١٣٨٠ش؛
(٢٣) محسن صادقى، «بررسى گويش كردى كرمانژى»، پايان‌نامه كارشناسى ارشد فرهنگ و زبانهاى باستان ايران، دانشگاه شيراز ١٣٧٧ش؛
(٢٤) حبيب صفرزاده، «پژوهشى در گويش تاتى شمال خراسان و كاربرد آن در تصحيح و شرح متون ادب فارسى»، مجله دانشكده ادبيات و علوم‌انسانى دانشگاه فردوسى مشهد، سال ٤٠، ش ٤ (زمستان ١٣٨٦)؛
(٢٥) همو، «تاتى : گويشى در شمال خراسان»، فرهنگ خراسان، سال ٢، ش ٧ و ٨ (پاييز و زمستان ١٣٨١)؛
(٢٦) همو، گويش تاتى شمال خراسان، مشهد ١٣٨٢ش؛
(٢٧) حبيب‌اللّه عباسى، «نگاهى به پيشينه تاريخى اعراب جنوب خراسان»، در ديار آفتاب (خراسان‌شناسى)، به اهتمام محمد عزيزى، تهران: روزگار، ١٣٧٧ش؛
(٢٨) فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور: استان خراسان جنوبى، شهرستان نهبندان، تهران: سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح، ١٣٨٨ش؛
(٢٩) فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور: استان خراسان رضوى، شهرستان چناران، همان، شهرستان درگز، همان، شهرستان سبزوار، همان، شهرستان سرخس، همان، شهرستان قوچان، تهران: سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح، ١٣٨٤ش؛
(٣٠) فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور: استان خراسان شمالى، شهرستان اسفراين، همان، شهرستان بجنورد، همان، شهرستان جاجرم، همان، شهرستان شيروان، همان، شهرستان مانه و سملقان، تهران: سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح، ١٣٨٤ش؛
(٣١) الى ايوانوويچ كالسنيكوف، «قوميت‌هاى خراسان از ديدگاه جغرافى‌دانان مسلمان سده‌هاى ٩ـ١٣م (٣ـ٧ق) در خراسان»، ترجمه محسن سليم و محمدعلى موسوى، فرهنگ خراسان، سال ٢، ش ٥ و ٦ (بهار و تابستان ١٣٨١)؛
(٣٢) احمد كسروى، مجموعه زبان پاك: آذرى يا زبان باستان آذربايگان، نامهاى شهرها و ديه‌هاى ايران، به كوشش عزيزاللّه عليزاده، تهران ١٣٧٨ش؛
(٣٣) نجيب مايل هروى، سايه به سايه: دفتر مقاله‌ها و رساله‌هاى عرفانى، ادبى و كتاب شناختى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٣٤) حسين مصطفوى‌گرو، «بررسى تاريخى نظام آوايى گويش كرمانجى خراسان»، مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى مشهد، سال ٤٠، ش ٤ (زمستان ١٣٨٦)؛
(٣٥) جواد هيئت، سيرى در تاريخ زبان و لهجه‌هاى تركى، تهران ١٣٦٥ش؛
(٣٦) ياقوت حموى؛
(٣٧) چارلز ادوارد ييت، سفرنامه خراسان و سيستان، ترجمه قدرت‌اللّه روشنى زعفرانلو و مهرداد رهبرى، تهران ١٣٦٥ش؛
(٣٨) Sven-Olof Dahlgren, "On the Arabic of Arabkhane in eastern Iran", in Linguistic convergence and areal diffusion: case studies from Iranian, Semitic and Turkic, ed. Eva Agnes Csato, Bo Isaksson, and Carina Jahani, London: Routledge Curzon, ٢٠٠٥.
(٣٩) Gerhard Doerfer, "Iran'da Turkler", Turk dili, no.٤٣١ (Kasim ١٩٨٧).
(٤٠) idem, "Irano-Turkic", in Turkic-Iranian contact areas: historical and linguistic aspects, ed. Lars Johanson and Christiane Bulut, Wiesbaden: Harrassowitz Verlag, ٢٠٠٦.
(٤١) idem, "Turkic languages of Iran", in The Turkic languages, ed. Lars Johanson and Eva A. Csato, London: Routledge, ١٩٩٨.
(٤٢) G. K. Dulling, The Hazaragi dialect of Afghan Persian, [London ١٩٧٣].
(٤٣) EIr., s.vv. "Arab.IV: Arab tribes of Iran" (by P. Oberling), "Baluchistan.III: Baluchi language and literature" (by J. Elfenbein), "Hazara.IV. Hazaragi dialect" (by Charles M. Kieffer), "Iran.VII: non-Iranian languages of Iran" (by Gernot Windfuhr).
(٤٤) EI٢, s.vv. "Kurds, Kurdistan.V: language" (by D.N. Mackenzie), "Luli" (by V. Minorsky- [L. P. Elwell- Sutton]).
(٤٥) Richard N. Frye and A. M. Sayili, "The Turks in Khurasan and Transoxania at the time of the Arab conquest", The Moslem world, XXXV, no.٤ (Oct.١٩٤٥).
(٤٦) Geoffrey Haig, "Turkish influence on Kurmanji: evidence from the Tunceli dialect", in Turkic-Iranian contact areas, ibid.
(٤٧) International encyclopedia of linguistics, ed. William Bright, New York: Oxford University Press, ١٩٩٢.
(٤٨) Vladimir Ivanov, "Further notes on gypsies in Persia", J[R]ASB, new series, vol.١٦, no.٧ (١٩٢٠).
(٤٩) idem, "Notes on Khorasani Kurdish", ibid, new series, ٢٣, no.١ (١٩٢٧).
(٥٠) idem, "Notes on the ethnology of Khurasan", The Geographical journal, vol.٦٧, no.٢ (Feb. ١٩٢٦).
(٥١) Lars Johanson, "Code-copying in Irano-Turkic", Language sciences, vol.٢٠, no.٣ (١٩٩٨).
(٥٢) idem, "Historical, cultural and linguistic aspects of Turkic-Iranian contiguity", in Turkic-Iranian contact areas, ibid, ٢٠٠٦.
(٥٣) Sayed Asker Mousavi, The Hazaras of Afghanistan: an historical, cultural economic and political study, Richmond ١٩٩٨.
(٥٤) Michael Weiers, "Moghol", in The Mongolic languages, ed. Juha Janhunen, London: Routledge, ٢٠٠٣.
(٥٥) Ehsan Yarshater, A grammar of southern Tati dialects, The Hague ١٩٦٩.
/ آرزو نجفيان /