دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٧٠
حِبَرى ، حسینبن حكم، محدّث و مفسر قرن سوم. حِبَرى منسوب است به حبرة، كه نوعى لباس است (ابنماكولا، ج ٣، ص ٤٠ـ ٤١؛ سمعانى، ج ٢، ص ١٦٧). وشّاء به معناى فروشنده جامه ابریشمى نیز از جمله القابى است كه خاصه عالمان زیدیه براى وى ذكر كردهاند (رجوع کنید به دارقطنى، ج ٢، جزء٤، ص ١٦٩؛ حبرى، ١٤٠٨، مقدمه حسینى جلالى، ص ٢٦؛ قس ابنشهر آشوب، ص ١٧٨؛ امین، ج ٥، ص :٤٨٩ حیرى كه منسوب به حَیره كوفه یا حائرحسینى* است). عالمان تراجم و رجال غالبآ نام وى را حسین ضبط كردهاند (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٤، ص ٢٩٨؛ ابنماكولا، ج ٣، ص٤١؛ سمعانى، همانجا؛ علامه حلّى، ص ١٤٥)، اما برخى نام وى را حسن ذكر كردهاند (رجوع کنید به حاكمنیشابورى، ج ٣، ص ٥٦٥؛ نجاشى، ص ٦) كه صحیح به نظر نمیرسد.
برخى عالمان و محدّثان شیعى، حبرى را از مشایخ اهلسنّت دانسته (رجوع کنید به بحرانى، ج ٤، ص ٧٨، ٣٥٦)، اما امین (همانجا) وى را درشمار مشایخ شیعه آورده است. با این همه، به نظر میرسد وى زیدیمذهب بوده است، زیرا عالمان زیدیه نام وى را در منابع رجالى خود ذكر كرده و بسیارى از مشایخ آنان نیز از وى روایت نقل كردهاند. در مُسند وى این گرایش مشهود است (رجوع کنید به حبرى، ١٤١٣، ص ٢٧٥ـ٣٨٥). بر این پایه، به نظر میرسد كه نظر اخیر اعتبار علمى بیشترى دارد، چنان كه عالمان زیدیه نیز به زیدى بودن حبرى تصریح كردهاند (رجوع کنید به همو، ١٤٠٨، همان مقدمه، ص ١٩ـ٢٠). در وثاقت حبرى عالمان رجال و محدّثان اهل سنّت تقریبآ اتفاقنظر داشته و روایات وى را معتبر دانستهاند، چنان كه دارقطنى (ج ١، جزء١، ص ٣٥٥، جزء٢، ص ٤٢، ج ٢، جزء٤، ص ٢٧٣) و حاكم نیشابورى (ج ٣، ص ١٣٨، ١٥١، ٢١١) روایات متعددى از وى نقل كردهاند. ذهبى نیز، بهرغم سختگیریاش در توثیق راویان، با اینكه روایات حسنبن حسین عُرنى كوفى، یكى از مشایخ حدیث حبرى، را نامعتبر دانسته، روایات حبرى را تضعیف نكرده است (رجوع کنید به ١٩٦٣ـ١٩٦٤، ج ١، ص ٤٨٣ـ٤٨٤).
عالمان رجال امامیه در كتابهاى رجالى خود كمتر از حبرى یاد كردهاند و حتى شیخطوسى (١٣٦٤ش، ج ٩، ص ٣٢٥)، با وجود نقل روایت حبرى از امام جواد علیهالسلام در كتاب رجال خود، وى را در شمار شاگردان یا راویان حضرت ذكر نكرده است. شاید به این دلیل كه حبرى روایات خود را از طریق مشایخ غیرامامى نقل كرده است. با این همه، عالمان امامیه روایات حبرى را نامعتبر ندانستهاند و حتى محمدتقى مجلسى (ج ١١، ص ٣١٥) روایت حبرى از امام جواد را موثّق شمرده است. ذهبى (١٤٢٤، ج ٦، ص ٧٣٩) تاریخ وفات حبرى را ٢٨١ ذكر كرده است (قس مقدمه حسینى جلالى بر تفسیرالحبرى، ص ٢٠، كه آن را از ذهبى ٢٨٦ نقل كرده است).
برخى مشایخ حبرى در حدیث عبارت بودند از: امام جواد علیهالسلام (كلینى، ج ٧، ص ١٢٠؛
طوسى، ١٣٦٤ش، همانجا)، ابواسحاق ابراهیمبن اسحاق صینى كوفى (حسكانى، ج ١، ص ٢٩٧)، اسماعیلبن ابان ورّاق أزدى كوفى (مزّى، ج ٣، ص ٧)، حسنبن حسین عُرَنى انصارى (حبرى، ١٤٠٨، ص ٢٣٢ـ٢٣٣؛
سمعانى، همانجا) كه از مشایخ و محدّثان زیدیه بود (حبرى، ١٤٠٨، مقدمه حسینى جلالى، ص ٤٩)، مُخَوَّلبن ابراهیم نهدى (همان، ص ٣٥٢) و حسینبن نصربن مزاحم منقرى (همان، ص ٢٨٨، ٣١٣). شمارى از راویان نیز از حبرى روایات متعددى نقل كردهاند، از جمله ابواسحاق ابراهیمبن سلیمان خزّاز كوفى (طوسى، ١٤٢٠، ص ٣١٨)، احمدبن محمدبن سعید معروف به ابن عقده (ابوالفرج اصفهانى، ص ٤٣٥)، فراتبن ابراهیمبن فرات كوفى مؤلف تفسیر فراتِ كوفى* (ص ٥٣، ٥٩، ٦٥) و ابوالحسن علیبن محمدبن عبید حافظ مشهور به ابنكوفى (حبرى، ١٤٠٨، ص ٢٣١ـ٢٣٢). وى كتاب تفسیر حبرى را روایت كرده است (رجوع کنید به همان، مقدمه حسینى جلالى، ص ٦٤؛
براى فهرست كامل استادان و راویان حبرى رجوع کنید به همان مقدمه، ص ٤٧ـ٧١).
حبرى دو كتاب با نامهاى مسند و تفسیر داشته كه تفسیر وى برجاى مانده است. ابنشهرآشوب (ص٧٣) مسند را به حسنبن حسن حكم نسبت داده كه ظاهرآ نادرست است. اخیرآ یكى از پژوهشگران، بر پایه برخى منابع حدیث و تاریخ اهلسنّت و شیعه زیدیه و امامیه، مسند حبرى را استخراج و تدوین كرده است كه شمار روایات آن به ٦١ حدیث میرسد و غالبآ درباره مناقب امیرالمؤمنین است و مضمون تعدادى از آنها هم احكام یا تفسیر پارهاى از آیات قرآن است (رجوع کنید به حبرى، ١٤١٣، ص ٢٧٥ـ ٣٨٥). تفسیر حبرى ــكه گاه با نامهایى چون مانزل منالقرآن فى اهلالبیت علیهمالسلام (ابنشهر آشوب، ص ١٧٨) یا مانزل من القرآن فى علیبن ابیطالب علیهالسلام (حبرى، ١٤٠٨، همان مقدمه، ص ٧٨) از آن یاد میشود ــ مجموعهاى است از روایتهاى پراكنده كه شمار آنها به ٧١ میرسد و غالبآ به ذكر و شرح آیاتى پرداخته كه در منزلت امیر مؤمنان علیبن ابیطالب و اهلالبیت علیهمالسلام نازل شده است.
حبرى در ابتداى تفسیر (ص ٢٣٣) به روایتى مشهور از امام على علیهالسلام استناد كرده كه مطابق آن قرآن برحسب نزول آیات آن به چهار بخش تقسیم شده است: بخش اول در ذكر فضائل و مناقب اهلالبیت علیهمالسلام؛
بخش دوم در ذكر دشمنان اهلبیت؛
بخش سوم در بیان امور حلال و حرام؛
و بخش چهارم در فرایض و احكام. اگرچه حبرى در تفسیر خود تنها به بیان و شرح آیات مربوط به بخش اول و دوم این حدیث پرداخته است، اما تفسیر وى از همان آغاز موردتوجه و اهتمام بسیارى از محدّثان و مفسران قرار گرفت و كسانى مانند ابوالقاسم حسكانى* در شواهدالتنزیل (ج ١، ص ١١٥، ج ٢، ص ٨٨، ٤٧٢) و فرات كوفى در تفسیر خود(ص ٥٣، ١٥٨، ٣٣٤)، از تفسیر او سخن به میان آورده و روایاتى از آن نقل كردهاند. راوى این تفسیر ابوعبیداللّه محمدبن عمران مرزبانى (متوفى ٣٨٤) است كه آن را از طریق ابوالحسن علیبن محمدبن عبیدحافظ از حبرى نقل كرده است (حبرى، ١٤٠٨، ص ٢٣١ـ٢٣٢). مرزبانى خود كتابى باعنوان مانزل من القرآن فیامیرالمؤمنین علیبن ابیطالب دارد (ابنشهر آشوب، ص ١٥٣) و گمان رفته كه تفسیر حبرى همان تفسیر مرزبانى است. با این همه، براساس برخى شواهد، چنین سخنى صحیح بهنظر نمیرسد، از جمله اینكه تفسیر حبرى از طریق راویان دیگرى غیر از مرزبانى نیز نقل شده است (رجوع کنید به حبرى، ١٤٠٨، همان مقدمه، ص ٨٢ـ٨٨).
از تفسیر حبرى دو نسخه خطى در دست است كه هر دو از روى نسخه منحصر به فرد محفوظ در خزانه مستنصریه بغداد به خط علیبن هلال، مشهور به ابنبَوّاب* استنساخ شده است (رجوع کنید به همان مقدمه، ص ١٦٥). این كتاب تاكنون دوبار به چاپ رسیده است: نخست با عنوان مانزل من القرآن فى اهلالبیت علیهمالسلام، قم ١٣٩٥ و بار دیگر با عنوان تفسیرالحبرى با تحقیق مؤسسه آلالبیت لاحیاءالتراث، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧. چاپ اخیر انتقادى است و در آن محمدرضا حسینى جلالى مقدمهاى مفصّل درباره حبرى و كتابش نوشته است.
منابع :
(١) ابنشهرآشوب، معالمالعلماء، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٢) ابنماكولا، الاكمال فى رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف من الأسماء و الكنى و الأنساب، چاپ عبدالرحمانبن یحیى معلمى یمانى، حیدرآباد، دكن ١٣٨١ـ١٤٠٦/١٩٦٢ـ١٩٨٦؛
(٣) ابوالفرج اصفهانى، مقاتلالطالبیین، چاپ احمد صقر، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٤) امین؛
(٥) هاشمبن سلیمان بحرانى، غایةالمرام و حجةالخصام فى تعیین الامام من طریق الخاص و العام، چاپ على عاشور، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٦) محمدبن عبداللّه حاكم نیشابورى، المستدرك علیالصحیحین، و بذیله التلخیص للحافظ الذهبى، بیروت: دارالمعرفة، (بیتا.)؛
(٧) حسینبن حكم حبرى، تفسیرالحبرى، چاپ محمدرضا حسینى جلالى، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٨) همو، مسندالحبرى، استخراج و تقدیم و توثیق محمدرضا حسینى جلالى، در تراثنا، سال ٨، ش ٣ـ٤ (رجب ـ ذیالحجه ١٤١٣)؛
(٩) عبیداللّهبن عبداللّه حسكانى، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، چاپ محمدباقر محمودى، تهران ١٤١١/١٩٩٠؛
(١٠) خطیب بغدادى؛
(١١) علیبن عمر دارقطنى، سننالدارقطنى، چاپ عبداللّه هاشم یمانى مدنى، مدینه ١٣٨٦/١٩٦٦؛
(١٢) محمدبن احمد ذهبى، تاریخالاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٣) همو، میزان الاعتدال فى نقدالرجال، چاپ علیمحمد بجاوى، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(١٤) سمعانى؛
(١٥) محمدبن حسن طوسى، تهذیب الاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، تهران ١٣٦٤ش؛
(١٦) همو، فهرست كتبالشیعة و اصولهم و اسماءالمصنفین و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزیز طباطبائى، قم ١٤٢٠؛
(١٧) حسنبن یوسف علامه حلّى، ایضاحالاشتباه، چاپ محمد حسون، قم ١٤١٥؛
(١٨) كلینى؛
(١٩) فراتبن ابراهیم كوفى، تفسیر فرات الكوفى، چاپ محمدكاظم محمودى، تهران ١٤١٠/ ١٩٩٠؛
(٢٠) محمدتقیبن مقصود على مجلسى، روضةالمتقین فى شرح من لایحضره الفقیه، چاپ حسین موسوى كرمانى و علیپناه اشتهاردى، قم ١٤٠٦ـ١٤١٣؛
(٢١) یوسفبن عبدالرحمان مزّى، تهذیب الكمال فى اسماءالرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٢) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشیعةالمشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبیرى زنجانى، قم ١٤٠٧.
/ حسن حكیمباشى /