دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٩٨
تَأَبَّطَ شرّاً ، لقب یکی از شاعران «صعلوک » (راهزن ) در دوران جاهلیت . نام کامل او ثابت بن جابربن سفیان بن عُمَیثِل بن عُدَیّبن کعب است و مادرش ، اُمیمه ، زنی از بنی قَیْن بود (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢١، ص ١٢٧؛ بغدادی ، ج ١، ص ١٣٧). کنیة تأبّط شرّاً ابوزهیر (بغدادی ، همانجا؛ زرکلی ، ج ٢، ص ٩٧) و نَسبش از بنی فَهم بود (ابن درید، ج ٢، ص ٢٦٦؛ ابوالعلاء معرّی ، ص ٤٦١؛ ابن حزم ، ص ٢٤٣) و به جهت سیاهی رنگ پوست از «اَغْربة العرب » (سیاهان عرب ) شمرده شده است (ابن سیده ، ج ٥، ص ٣٠١؛ ابن منظور، ذیل «غرب »)، و این جماعت از کسانی بوده اند که از نظر عرب ، پیوند و انتساب آنان به مادران بیش از پدران بوده است (خلیف ، ص ١١٣ـ١١٤).
به سبب کوتاهی قامت و تیزرو بودن تأبّط شرّاً به او لقب «شَعْل » داده بودند (مرزوقی ، ج ١، ص ٩٨٨؛ ابن منظور، ج ٧، ص ١٤٢، ج ١٥، ص ٤٢٣) و از آن رو که سرپرستی راهزنان را عهده دار بوده و طعام ایشان را تأمین می کرده دایی او، شَنْفَری ' * ، وی را «امّعیال » نیز خوانده است (مفضّل ضَبّی ، ص ١١٠؛ مرزوقی ، ج ٢، ص ٧٥٧؛ ابن منظور، ج ٣، ص ٤١). به قصد تحقیر و پست شمردن ، به او «ابن تُرنا» نیز لقب داده اند (سُکّری ، ج ١، ص ٢٩٩). دربارة ملقب شدن وی به «تأبّط شرّاً» (کسی که شرّی را به زیر بغل گرفته است ) آورده اند که : هیچگاه شمشیر را از خود دور نمی ساخت (جوهری ، ذیل «ابط »؛ برای اقوال دیگر رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانی ؛ ابن درید، همانجاها؛ بغدادی ، ج ١، ص ١٣٨).
زندگی تأبّط شرّاً بی ثبات و همراه با حادثه جویی و جنگ بوده (بروکلمان ، ج ١، ص ١٠٤) و بیشترین حملات او به قبیلة هُذَیل و بَجِیله و برای غارت آنان بوده است ؛ البته اخبار این غارتگریها به هم آمیخته است (بلاشر، ص ٣١٦). او را فردی تیزبین و سریع گفته اند که می توانسته است خود را با دویدن به اسبان و آهوان برساند (فرّوخ ، ج ١، ص ١٠٨)؛ در اشعار خود او نیز به این امر، که برای فرار از دشمنان بوده ، اشاره شده است (مفضّل ضبّی ، ص ٢٨). داستانهایی نیز در این زمینه دربارة او نقل شده است (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢١، ص ١٣١ـ١٣٤).
دربارة علت دشمنی تأبّط شرّاً با قبیلة هذیل آورده اند که ابوکبیر هُذلی با مادر او ازدواج کرد و هر دو از آزار تأبّط شرّاً در امان نبودند تا اینکه هُذلی قصد جان او را کرد و او نیز گریخت و تا پایان عمر با بنی هذیل دشمنی ورزید (فرّوخ ، همانجا). قصیده ای نیز از ابوکبیر هذلی در مذمت تأبّط شراً به جا مانده است (رجوع کنید به مرزوقی ، ج ١، ص ٨٤ ـ٩٢).
از عجایبی که در اشعار تأبّط شرّاً بدان اشاره شده برخورد او با موجودی عجیب (غول ) و وصف آن و نبرد با آن است (ابن قتیبه ، ج ١، ص ٣١٣؛ ابوالعلاء معرّی ، همانجا؛ ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢١، ص ١٢٨ـ١٢٩). دربارة نبردهای او نیز داستانهای شگفتی گفته اند (رجوع کنید به ابن حبیب ، ص ١٩٧).
گویند که از زنی از قبیلة عَبس ، خواستگاری کرد و آن زن نیز ازدواج با او را پذیرفت ، ولی اطرافیان آن زن او را از این کار بازداشتند و گفتند که تأبّط شراً بزودی کشته خواهد شد؛ و او نیز برای همیشه از ازدواج منصرف شد (مرزوقی ، ج ٢، ص ٤٩١).
در داستان کشته شدن تأبّط شرّاً اختلاف هست ؛ برخی آورده اند که در قبیلة بنی هذیل کشته شد و جسدش را در
غاری به نام رَخْمان انداختند (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢١، ص ١٦٦ـ ١٦٨؛ زرکلی ، همانجا) و بنا به نقل سُکّری (ج ٢، ص ٨٤٥ ـ ٨٤٦) و ابوالفرج اصفهانی (ج ٢١، ص ١٦٨، ١٧٠) او به دست پسری از بنی قُریم در کوه نُمار کشته شد و مادر و خواهرش در سوکش چندین مرثیه سرودند. سال کشته شدن او را حدود ٨٠ قبل از هجرت و یا ٩٢ قبل از هجرت (فرّوخ ، همانجا) دانسته اند، اگرچه او را در پاره ای منابع بغلط از شاعران دورة اسلامی شمرده اند (ابن سیده ، همانجا؛
ابن منظور، ذیل «غرب »).
بیشتر اشعار تأبّط شرّاً در «مختارات » (برگزیده ها) آمده است (بروکلمان ، همانجا) و بیشتر به صورت قطعات شعری است تا قصاید منظم ، و این به سبب شیوة زندگی وی بوده است (خلیف ، ص ٢٦١). بیشترین بخش اشعارش به وصف غارتگریها و عبور از کوهها و بیابانها و خطراتی که در ضمن غارتگری با آنها مواجه می شده اختصاص یافته است (علم الهدی ، ج ٢، ص ١٧٧) و به جهت شیوة مشترک زندگی او با شَنفری و ویژگیهای یکسان شعری ، برخی اشعارشان به هم آمیخته است (فرّوخ ، همانجا). به گفتة فرّوخ (همانجا) جاحظ نیز در برخی اشعار منسوب به وی تشکیک کرده است .
از ویژگیهای لغوی شعر او کثرت به کار بردن لغات غریب است (خلیف ، ص ٣١٣). در دو مجموعة قدیمی شعر عربی یعنی مفضّلیات (مفضّل ضبّی ، ص ٢٧ـ٣١) و اصمعیّات (اصمعی ، ص ١٣٥ـ١٣٦) ابیاتی از وی آمده است . خطیب تبریزی (ص ٦٩ـ٧٢) چهار بیت از معلقة امرؤالقیس را سرودة تأبّط شراً دانسته است . ابن منظور در ٦١ مورد به اشعار تأبّط شرّاً استشهاد کرده است (تأبّط شرّاً، مقدمة شاکر، ص ١٢). یاقوت حموی در معجم البلدان ٢٧ بیت از او نقل کرده و بکری نیز در معجم ما استعجم یازده بیت از او آورده است (تأبّط شرّاً، مقدمة شاکر، ص ٢٧ـ ٢٨). نسخه ای از برخی اشعار تأبّط شرّاً که ابن جنّی گرد آورده موجود است (بروکلمان ، ج ١، ص ١٠٥).
به گفتة آقابزرگ طهرانی (ج ١، ص ٣٢٥)، ابواحمد جلودی (متوفی ٣٠٢) کتابی با عنوان أخبار تأبط شراً تألیف کرده است . خاورشناسان اروپایی نیز اهتمام ویژه ای به ترجمه و شرح اشعار وی مصروف داشته اند (تأبّط شرّاً، مقدمة شاکر، ص ١٣ـ١٤).
در ١٣٥١ش / ١٩٧٣ کتاب شعر تأبط شراً به کوشش سلمان داودقره غولی و جبار تعبان جاسم در نجف به چاپ رسید (تأبّط شرّاً، مقدمه ، ص ٩، پانویس ٣؛
زرکلی ، همانجا). دیوان تأبّط شرّاً و أخباره را علی ذوالفقار شاکر در ١٤٠٤/ ١٩٨٤ در بیروت به چاپ رسانده است .
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) ابن حبیب ، کتاب المحبّر ، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ١٣٦١/١٩٤٢، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤) ابن درید، کتاب الاشتقاق ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، بغداد ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٥) ابن سیده ، المحکم و المحیط الاعظم فی اللّغة ، قاهره ١٣٧٧ـ١٣٩٣/ ١٩٥٨ـ ١٩٧٣؛
(٦) ابن قتیبه ، الشعر والشعراء ، چاپ احمد محمد شاکر، مصر ١٩٦٦؛
(٧) ابن منظور؛
(٨) ابوالعلاء معرّی ، الفصول والغایات فی تمجیدالله و المواعظ ، چاپ محمود حسن زناتی ، قاهره ١٩٧٧؛
(٩) ابوالفرج اصفهانی ؛
عبدالملک بن قریب اصمعی ، الاصمعیّات ، چاپ احمدمحمد شاکر و عبدالسلام محمد
(١٠) هارون ، قاهره ?( ١٣٧٥/١٩٥٥ ) ؛
(١١) کارل بروکلمان ، تاریخ الادب العربی ، ج ١، نقله الی العربیّة عبدالحلیم نجار، قاهره ١٩٧٤؛
(١٢) عبدالقادربن عمر بغدادی ، خزانة الادب و لب لباب لسان العرب ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قاهره ١٩٦٧ـ١٩٨٠؛
(١٣) رژیس بلاشر، تاریخ الادب العربی ، ترجمة ابراهیم کیلانی ، دمشق ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(١٤) تأبّط شرّاً، دیوان تأبّط شرّاً و أخباره ، چاپ علی ذوالفقار شاکر، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٥) اسماعیل بن حماد جوهری ، الصحاح : تاج اللغة و صحاح العربیّة ، چاپ احمد عبدالغفور عطّار، بیروت ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش ؛
یحیی بن علی خطیب تبریزی ، شرح القصائد العشر ، چاپ فخرالدّین قباوة ،
(١٦) بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(١٧) یوسف خلیف ، الشّعراء الصّعالیک فی العصر الجاهلی ، قاهره ١٩٨٦؛
(١٨) زرکلی ؛
(١٩) حسن بن حسین سُکَّری ، شرح اشعار الهذلیّین ، چاپ عبدالستّار احمد فرّاج و محمود محمد شاکر، قاهره ١٣٨٤/١٩٦٥؛
(٢٠) علی بن حسین علم الهدی ، امالی المرتضی : غررالفوائد و دررالقلائد ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٧٣/١٩٥٤، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٢١) عمر فرّوخ ، تاریخ الادب العربی ، بیروت ١٩٩٢؛
(٢٢) احمدبن محمد مرزوقی ، شرح دیوان الحماسة ، چاپ احمد امین و عبدالسلام هارون ، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٢٣) مفضّل ضبّی ، المفضّلیّات ، چاپ احمدمحمد شاکر و عبدالسلام محمدهارون ، قاهره ?( ١٣٨٣/ ١٩٦٣ ) .
/ باقر قربانی زرّین /