دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٥٤
بیرونی (یا بیرون ) ، بخشی از ساختمان قصرها و خانه های بزرگان برای اجرای برنامه های عمومی و پذیرایی از میهمانان ، در مقابل اندرون و اندرونی . در برخی فرهنگنامه ها بیرونی به معنای بخشی از ساختمان که خاص مردان است ، و نیز حیاط مخصوص پذیرایی از میهمانان آمده است (داعی الاسلام ؛ نفیسی ، ذیل واژه ).
شواهد کاربرد این واژه یا معادلهای آن در متون بسیار اندک است ، ازینرو تاریخ نخستین کاربرد بیرون و بیرونی روشن نیست . به گفتة غالب (ص ١٣١، ٢٢٨) واژة «سَلَمْلِک » ( = سلاملق * ) در عثمانی و مصر و شام به همین معنا و در مقابل «حَرَمْلِکْ» (اندرونی ، حرمسرا) به کار می رفته است . با وجود این ، شواهدی برای کاربرد خود واژة «بیرون » در عثمانی وجود دارد ( د.اسلام ، چاپ دوّم ، ذیل واژه ). واژة «برّانیّه » (صابی ، ص ١٢) در دورة المقتدربالله (٢٩٥ـ٣٢٠) ظاهراً بر خدمتکاران یا غلامانی اطلاق می شده است که مسئولیت نگهبانی بخش بیرونی کاخ را برعهده داشتند. این اصطلاح در مصر قرن هشتم نیز احتمالاً به همین معنا به کار رفته است (ابن ناظرالجیش ، ص ١٨٨ـ ١٨٩). اصطلاح بیرون و بیرونی در دورة غزنویان (٤٣١ـ ٥٨٢) هم بر بخشی از عمارت و هم بر برخی از صاحب منصبان مانند «ندیمان بیرونی » و «حاجب بیرونی » اطلاق شده است (بیهقی ، ص ١٦٨، ١٩٥، ٦٥٧). در دورة مغول نیز از «لشکریان بیرونی » یاد شده است (جوینی ، ج ١، ص ٨٠). به گفتة نصیری (ص ٣١)، ریاست بخش «بیرونی » دربار را در عهد صفویه (٩٠٦ـ ١١٣٥) «ایشیک آقاسی باشی »/ ( رجوع کنید بهایشیک آقاسی * ) عهده دار بود. ازینرو «خواجه سراهای بیرونی » (همان ، ص ٢) باید تحت فرمان وی بوده باشند. قسمتِ بیرونی کاخهای متعدد این دوران شامل اتاقها، ناهارخوری یا سفره خانه و تالار برای اجرای مراسم جشن یا پذیرایی از سفیران بود (کمپفر، ص ١٩٩). در دورة افشاریه (١١٤٨ـ١١٦٣) و زندیه (١١٦٣ـ ١٢٠٩) بارها عبارتهای «سپاه بیرونی » و «تفنگچی بیرونی » به کار رفته است (استرآبادی ، ص ٣٦، ١٣٣؛ غفاری کاشانی ، ص ٣٧٩ـ٣٨٠،٣٨٢). در دورة قاجار بخشی از قصرشاه را بیرونی تشکیل می داد (مستوفی ، ج ١، ص ٣٨٢، ٣٨٤)، حتی در مسافرتهای شاه ، سراپرده را به دو بخش حرمخانه و بیرون یا بیرونی تقسیم می کردند (همان ، ج ١، ص ٣٨٧ـ ٣٨٨). خانه های اعیان این دوران نیز از اندرونی و بیرونی تشکیل می یافته (مصطفوی ، ج ١، ص ٤٥١) که شامل چند اتاق و تالار و حیاط و اجزای دیگری می شده است (پیرنیا، ص ١٥٨، ١٦٦ـ١٦٧؛ مستوفی ، ج ١، ص ١٧١ـ١٧٢).
دربار عثمانی نیز، به لحاظ ساختاری و ظاهری ، به دو بخش اندرونی و بیرونی تقسیم می شد و حتی خزانه از دو بخش خزانة بیرونی («دیش خزانه ») و اتاق خزانه («خزانه اوداسی ») تشکیل می شد. همچنین از ادارة تشریفات خارجی یا بیرونی یاد شده است که در آنجا خدمتکاران سلطان علاوه بر امورداخلی به امور بیرونی نیز رسیدگی می کردند (شاو، ج ١، ص ٢٠٨، ٢١٠).
بر پایة شواهد یادشده و وجود مناصبی چون خواجه سرای بیرونی ، حاجب بیرونی ، ندیم بیرونی ، تفنگچی بیرونی ، سپاه بیرونی و نیز ریاست بیرونی تحت فرمان ایشیک آقاسی باشی و این که شاه در سفر نیز دو سراپردة اندرونی و بیرونی داشت ، شاید بتوان بیرون را در دستگاه پادشاهان به عنوان نهاد یا تشکیلاتی خاص تصور کرد.
منابع :
(١) ابن ناظر الجیش ، کتاب تثقیف التعریف بالمصطلح الشریف ، چاپ رودلف وسلی ، قاهره ١٩٨٧؛
(٢) محمدمهدی بن محمدنصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبدالله انوار، تهران ١٣٤١ ش ؛
(٣) محمدبن حسین بیهقی ، تاریخ بیهقی ، چاپ علی اکبر فیاض ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٤) محمدکریم پیرنیا، آشنایی با معماری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧١ش ؛
(٥) عطاملک بن محمدجوینی ، کتاب تاریخ جهانگشای ، چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی ، لیدن ١٩١١ـ١٩٣٧، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٦) محمدعلی داعی الاسلام ، فرهنگ نظام ، حیدرآباد دکن ١٣٠٥ـ ١٣١٨ ش ، چاپ افست تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش ؛
(٧) استانفورد جی . شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیه جدید ، ج ١: امپراتوری غازی ها: ظهور و سقوط امپراتوری عثمانی ، ١٨٠٨ـ١٢٨٠ ، ترجمة محمود رمضان زاده ، مشهد ١٣٧٠ ش ؛
(٨) هلال بن محسن صابی ، رسوم دارالخلافه ، چاپ میخائیل عوّاد، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٩) عبدالرحیم غالب ، موسوعة العمارة الاسلامیة ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٠) ابوالحسن غفاری کاشانی ، گلشن مراد ، چاپ غلامرضا طباطبایی مجد، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١١) انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر ، ترجمة کیکاووس جهانداری ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(١٢) عبدالله مستوفی ، شرح زندگانی من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(١٣) محمدتقی مصطفوی ، آثار تاریخی طهران ، چاپ میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٤) علی نقی نصیری ، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه ، چاپ یوسف رحیم لو، مشهد ١٣٧٢ ش ؛
(١٥) علی اکبر نفیسی ، فرهنگ نفیسی ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(١٦) EI ٢ , s.v. "Birun" (by B. Lewis).
/ نادیا برگ نیسی /