دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٥٠
جزایری ، عبداللّه بن نورالدین ، فقیه، محدّث، منجم و مورخ امامی قرن دوازدهم. جدّ او، سید نعمتاللّه جزایری * (متوفی ١١١٢)، و پدرش سید نورالدین جزایری * (متوفی ١١٥٨) بود. عبداللّه در شوشتر به دنیا آمد (محمد جزایری، ج ١، ص ٢٩). سال ولادت او را برخی ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج٣، ص٢٤٣؛ همو، ١٣٧٢ش، ص ٤٥٦) ١١٠٤، برخی ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، مقدمه سَمامی حائری، ص ٢٢؛ افشار سیستانی، ج ٢، ص ٦٠٨) ١١١٢ و برخی ( رجوع کنید به انصاری، ص ٣٧٠؛ شوشتری، ص ١٠٩؛ حِرزِالدین، ج ٢، ص ٨؛ آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج٣، ص٤٤٢، ج٩، ص٨٤٢) ١١١٤ دانستهاند. محمد جزایری (ج ١، ص ٢٩، پانویس ٢) با مقایسه نسخه خطی تحفة العالم با نسخه چاپی آن، ١١١٤ را كه در نسخه چاپی آمده، تصحیف شده دانسته و تاریخ دقیق تولد او را ٧ شعبان ١١١٢ ذكر كرده است. در تأیید نظر محمد جزایری، میتوان اضافه كرد كه طبق گزارش شوشتری در تحفة العالم (ص ١٠٩)، سید نعمتاللّه، نوه خود (عبداللّه) را دیده است كه این گزارش با توجه به درگذشت سید نعمتاللّه در ١١١٢ ( رجوع کنید به همان، ص ١٠٥)، با تولد عبداللّه در ١١١٤ سازگار نیست.
آقابزرگ طهرانی (١٣٧٢ ش، همانجا)، با استناد به گفته خودِ عبداللّه جزایری در تذكره شوشتر ــ كه سن خود را هنگام تألیف آن در ١١٦٤، «افزون بر پنجاه سال» ذكر كرده احتمال داده است كه او در ١١٠٤ (نه ١١١٤) به دنیا آمده باشد؛ ولی، این احتمال بعید به نظر میرسد، چون با این فرض، عبداللّه در ١١٦٤ شصت یا حدود شصت سال داشته است؛ اما اگر سال تولد او ١١١٢ فرض شود، او در ١١٦٤ حدود ٥٢ سال داشته كه با تعبیر «افزون بر پنجاه سال» سازگارتر است.
به گزارش برخی منابع ( رجوع کنید به شوشتری، ص ١٠٩؛
افشار سیستانی، ج ٢، ص ٦٠٨)، عبداللّه از كودكی زیرنظر پدر بزرگش، سیدنعمتاللّه، تربیت شد، ولی چنانچه عبداللّه در ٧ شعبان ١١١٢ به دنیا آمده باشد، با توجه به درگذشت سید نعمتاللّه در ٢٣ شوال همان سال، یعنی ٧٦ روز بعد از تولد عبداللّه ( رجوع کنید به تقیزاده، ص ١٩٤)، این گزارش نادرست مینماید، به ویژه اینكه سید نعمتاللّه در مسیر بازگشت از سفر مشهد و پیش از رسیدن به شوشتر فوت كرده است ( رجوع کنید به شوشتری، ص ١٠٥؛
تقیزاده، همانجا).
نورالدین كه آثار تیزهوشی را در فرزندش عبداللّه دید، از سه چهار سالگی به تعلیم او پرداخت و علوم بسیاری، از جمله ادبیات عرب، تفسیر، حدیث و فقه، را به او آموخت (شوشتری، ص ١٠٩؛
امین، ج ٨، ص ٨٧؛
موسوعه طبقاتالفقهاء ، ج ١٢، ص ١٩٩). گفتهاند كه جزایری تا شانزده سالگی همه علوم شرعی و دینی را فراگرفت ( رجوع کنید به شوشتری؛
افشار سیستانی، همانجاها).
عبداللّه پس از فراگیری مراحل نخست علوم دینی در زادگاهش، به اصفهان، فارس، خراسان، آذربایجان و برخی ممالك آسیای صغیر سفر كرد و از دانشمندان بسیاری بهره برد. او علاوه بر علوم ادبی و شرعی، به فراگیری علومی چون حكمت، ریاضیات، نجوم، هیئت و طب پرداخت و در آنها مهارت یافت (شوشتری، همانجا؛
محمد جزایری، ج ١، ص ٣٠ـ ٣١؛
نیز رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٣٤٨ ش، ص ٢٠، ٢٠٧ـ ٢٠٩؛
همو، ١٤٠٩، ص ١٢٦، ١٣٧، ١٤١، ١٤٣، ١٤٥، ١٥٣). تنوع و گستردگی نوشتههای او گواه این مدعاست ( رجوع کنید به ادامه مقاله).
استادان مهم جزایری، علاوه بر پدرش، عبارت بودند از: سیداحمدبن محمدمهدی شریف خاتونآبادی (متوفی ١١٥٤ یا ١١٥٥، ریاضیدان و عالم هیئت)، محمدرفیعالدین گیلانی مشهدی (متوفی ١١٦١)، یعقوببن ابراهیم بختیاری حُوَیزی (متوفی بعد از ١١٥٠)، نظرعلیبن محمدامین زجاج تُستَری (متوفی ١١٥٠)، میر صدرالدین رضوی قمی (متوفی بعد از ١١٦٠) و عبداللّهبن كرماللّه حویزی (متوفی ح ١١٣١؛
رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٣٤٨ ش، ص ١٦٣؛
همو، ١٤٠٩، ص ١٢٦ـ ١٢٨، ١٤١ـ١٤٢، ١٤٩، ١٨٢، ١٩١؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١، ص ٢٧١، ج ٦، ص ٦٣، ١٩٥، ج ١١، ص ١٧٤، ج ١٥، ص ٧١).
برخی از مشایخ حدیثی جزایری این اشخاص بودند: پدرش كه عبداللّه از او اجازهای عام داشت، محمدحسین خاتونآبادی * (متوفی ١١٥١)، رضیالدینبن محمد عاملی مكی (متوفی ١١٦٨) و نصراللّهبن حسین موسوی حائری (متوفی میان سالهای ١١٥٦ تا ١١٦٨؛
رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٥٩ ٦٠، ٨٣، ٩٥ـ٩٧؛
محمد جزایری، ج ١، ص ٤١).
سید عبداللّه جزایری پس از درگذشت پدرش در ١١٥٨، مناصب شرعی او را در شوشتر برعهده گرفت كه از آن جمله افتا و امامت جمعه و جماعت و نیز تدریس علوم دینی بود (شوشتری، ص ١٠٩؛
محمد جزایری، ج ١، ص ٢٨، ٣٠، ٣٢). وی حوزه درسی پر رونقی داشت و شاگردان بسیاری تربیت كرد (محمد جزایری، ج ١، ص ٤٥) كه در تذكره شوشتر (ص ١٦٩ـ١٧٦) از آنان نام برده است.
گزارشهایی كه سید عبداللّه جزایری در كتابهایش از عالمان و حكیمان و ادیبان روزگار خویش فراهم آورده است، از روابط گستردهاش با آنان حكایت میكند (برای نمونه رجوع کنید به ١٤٠٩، ص ١٢٦، ١٢٩، ١٣٧ـ ١٣٨، ١٤١، ١٤٣، ١٤٨ـ١٤٩، ١٥٣، ١٨٤، ١٩١؛
١٤٢٠، ص ٣٨ـ٤٢، ٥٥).
عبداللطیف شوشتری (ص ١١٢ـ١١٣) در باره آشنایی سیدعبداللّه با ادیان مسیحی، یهودی و زردشتی و متون دینی آنها و نیز فراگیری زبانشان به تفصیل سخن گفته است كه مبالغهآمیز به نظر میرسد، چنان كه گفتهاند سیدعبداللّه خود نیز چنین ادعایی نكرده است (رجوع کنید به كسروی، ص ٢٥٩ـ٢٦٠).
عبداللطیف شوشتری (ص ١١٢) جزایری را در زمره عالمان و بزرگانی دانسته است كه در ١١٤٨ در جشن تاجگذاری نادرشاه در دشت مغان گرد آمدند. به گفته او، جزایری در حضور شاه خطبهای بلیغ ایراد كرد. تذكرهنویسان بعدی نیز سخن شوشتری را تكرار كردهاند ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٣٧٢ ش، همانجا؛
محمد جزایری، ج ١، ص ٣١ـ٣٢؛
موسوعه طبقات الفقهاء ، ج ١٢، ص ٢٠٠). جزایری در تذكره شوشتر (ص ١٢٠ـ ١٢١) به شرح واقعه پرداخته، اما به حضور خود در آن جمع اشارهای نكرده است. بر این اساس، كسروی (ص ٢٦٠) حضور جزایری و خطابه خواندن وی را در این مراسم نفی كرده است.
سید عبداللّه در ١١٧٣ در شوشتر درگذشت و در جوار قبر پدرش در غرفه كوچكی در ضلع شرقی حیاط مسجدجامع شوشتر به خاك سپرده شد (شوشتری، ص ١١٦؛
محمد جزایری، ج ١، ص ٥٥؛
اقتداری، ج ١، بخش ١، ص ٦٨١).
جزایری در نوشتههای خود آشكارا به مشرب اخباریان تمایل نشان داده است. میرزا محمد نیشابوری، اخباری مشهور، او را در زمره منكران طریقه اجتهاد برشمرده است ( رجوع کنید به خوانساری، ج ٤، ص ٢٥٨). جزایری خود در مقدمه كتاب التحفة السَنیـّة (ص ٤ـ٦، ١٤)، در باب شبهات حُكمی تحریمی، به پیروی از مسلك متداول در میان اخباریان، به نفی برائت و وجوب احتیاط قائل شده است. همچنین وی در مقام استنباط، حجیت عقل را به عنوان منبعی معتبر در تشریع انكار كرده است. با این همه، این سخن مدرّس تبریزی (ج ٣، ص ١١٥) كه جزایری مسلك اخباری محض داشته و منكر طریقه اجتهاد بوده است، چندان درست نیست، زیرا جزایری آرای عالمان اخباری سرسختی چون عبداللّهبن صالح بحرانی را، در باره منع عمل به ظواهر كتاب و متشابه بودن كل قرآن، مبالغهآمیز شمرده است (رجوع کنید به ١٤٠٩، ص ٢٠٣). به علاوه، او به مناسبت بحثی دیگر، پس از تقسیم مشرب فقهی عالمان شیعی به اصولی و اخباری، بین مجتهدان و اخباریان راهی میانه را برگزیده است ( رجوع کنید به همان، ص ١٩٤ـ ١٩٥؛
همو، ١٣٤٨ ش، ص ١٧٣ـ١٧٤؛
محمد جزایری، ج ١، ص ٣١؛
برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به جزایری * ، سید نعمتاللّه). در مقابل، جزایری با عقاید و آموزههای صوفیان مخالفت صریح كرده است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٣٧٢ ش، ص ٤٥٧؛
نیز برای نمونه رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ١٢٩).
از جزایری كتابها و نوشتههای متعددی در علوم و فنون مختلف به جای مانده است. همچنین به تشویق پدرش، برشماری از كتابهای فقهی و حدیثی حاشیه یا شرح نوشته است. شمار مجموع این نوشتهها افزون بر سی اثر است ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٥٠ ٥١، ٥٣ ٥٤؛
امین، ج ٨، ص ٨٧؛
افشار سیستانی، ج ٢، ص ٦٠٩) كه از مهمترین آنها است:
١) الاجازة الكبیرة، اجازه مفصّلی است كه سید عبداللّه در ١١٦٨ آن را برای چهار تن از عالمان حویزه، به نامهای محمدبن كرماللّه حویزی، ابراهیمبن خواجه عبداللّه حویزی، ابراهیمبن عبداللّه حویزی هَمیلی و محمدبن محمد مقیم اصفهانی غروی، نگاشته است (رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٣ـ٤، ٢١١ـ ٢١٢، ٢١٥).
جزایری در این اثر، علاوه بر ذكر مشایخ حدیثی و طرق روایت آنها، در فصلی مستقل به تكمیل املالا´مل حرّعاملی، پرداخته و احوال عالمان از ١٠٩٧ به بعد را شرح كرده است (رجوع کنید به همان، ص١١٧ـ ١١٨، ١٢٠ـ١٩٣). وی همچنین در فصلی مستقل به شرح احوال و ذكر آثار عالم اخباری مشهور، شیخ عبداللّهبن صالح بحرانی، پرداخته است (رجوع کنید به همان، ص ٢٠٠ـ ٢١٠).
الاجازة الكبیرة، به سبب اطلاعات گرانبهایی كه در باره مشایخ حدیث و عالمان اواخر دوره صفوی (حك : ح ٩٠٦ـ ١١٣٥) دارد، محلّ توجه عالمان، محدّثان و مورخان قرار گرفته است. این اثر همچنین حاوی اطلاعات تاریخی مهمی در باره اوضاع آن روزگار و جایگاه عالمان و طلاب در میان مردم است ( رجوع کنید به همان، ص ١٩٥ـ١٩٩؛
مجلسی، ج ١٠٢، ص ٣٣ـ٣٤). الاجازة الكبیرة، در ١٤٠٩ با مقدمه آیتاللّه نجفی مرعشی و با تحقیق و تعلیقات محمد سَمامی حائری چاپ شده است.
٢) تذكره شوشتر (یا فیتاریخ تستر )، از منابع معتبر به زبان فارسی در باره تاریخ شهر شوشتر و مشتمل بر یك مقدمه و ٤٨ فصل است. تألیف كتاب در ١١٦٤ به پایان رسیده، ولی پس از آن مؤلف برخی وقایع را تا سال ١١٦٩ به آن افزوده است. در اوایل كتاب، وجه تسمیه شوشتر بیان شده است ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٣٤٨ ش، ص ٣ـ٤؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٢٤٣ـ٢٤٤).
جزایری در تذكره شوشتر ، علاوه بر بیان موقعیت جغرافیایی و آب و هوای شوشتر و نیز چگونگی معیشت اهالی آن منطقه، به ذكر مسائل سیاسی و تاریخی نیز پرداخته است؛
از اینرو، این كتاب در معرفی اواخر عهد صفویه و نیز حكومت و احوال مُشَعشَعیان، خانواده فرمانروای عرب در خوزستان (حك : ٨٤٥ -١١٥٠)، بسیار با اهمیت است.
مطالب تذكره شوشتر را میتوان به چهار بخش تقسیم كرد: نخست، ذكر اعتقادات افسانهای مردم شوشتر در باره شهرشان؛
دوم، شرح موقعیت مكانی و جغرافیایی محلهها و مسجدها و زیارتگاهها، قبور و دیگر مكانهای مذهبی، معرفی خاندانهای علمی و سادات از جمله سادات تَلْغَر و سادات مرعشی و شماری از عالمان و شاعران و رجال شوشتر، معرفی حاكمان شوشتر از ٩٣٢ تا زمان مؤلف و ذكر شرححال جدّش سید نعمتاللّه و پدرش سید نورالدین و نیز شرححال شاگردان آن دو و جمعی از دوستان و شاگردان خود و بیان فهرستی از تألیفات خود ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٣٤٨ ش، جاهای متعدد؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٢٤٤ـ ٢٤٥)؛
سوم، حوادث شوشتر و منطقه خوزستان از ٩٣٢ تا زمان تألیف كتاب؛
و چهارم، ذكر پارهای اشعار از مؤلف و دیگر شاعران و معرفی شماری از كتابها و نسخ خطی (برای نمونه رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٣٤٨ ش، ص ٥٠؛
نیز رجوع کنید به كسروی، ص ٢٥٧).
تذكره شوشتر بارها در كلكته و تهران به چاپ رسیده است. چاپ كلكته، كه نخستین چاپ آن است، مقدمهای انگلیسی در شرححال مؤلف دارد. این كتاب در ١٣٤٨ با مقدمه سیدمحمد جزایری در تهران چاپ شد ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٢٤٣، ج ٩، ص ٨٤٢؛
همو، ١٣٧٢ ش، ص ٤٥٧).
٣) التُحفة السَنِـیـَّة، شرح كتاب النُخبة المُحْسِنیه فیض كاشانی، كه آن را به درخواست شیخ علی نجّار شوشتری (از شاگردان سید نورالدین جزایری) نوشته است. این كتاب شامل فشردهای از علم اخلاق و مسائل مهم فقهی است و در ١١٧٠ تألیف آن پایان یافته است. آن را در دقت و ایجاز مانند شرح لمعه شهیدثانی دانستهاند ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، التحفة السنیة، ص ٣٦٨؛
همو، ١٣٤٨ ش، ص ٧٩؛
همو، ١٤٠٩، ص ٥٦؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٤٤٢ـ٤٤٣). باب طهارت التحفة السنیـّة در تهران چاپ شده است. همچنین نسخههای خطی متعددی از آن در دسترس است ( رجوع کنید به محمد جزایری، ج ١، ص ٣٤؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٤٤٣).
٤) الذخیرة الابدیة فی جوابات المسائل الاحمدیة، كه آن را در پاسخ به چهل پرسش سیداحمدبن مطلب مُشَعشَعی حویزی (حاكم وقت خوزستان)، در ١١٥٤، به عربی نوشته است (محمد جزایری، ج ١، ص ٣٨؛
قس امین، ج ٨، ص ٨٧؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١٠، ص ١٢). موضوع بیشتر مسائل این كتاب فقهی است و به آن الرسالة الاحمدیة هم گفته میشود. مجموعهای از رسالههای جزایری، كهشامل این اثر نیز هست، به كوشش سید محمد جزایری گردآوری شده است (آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٢، ص ٧٦، ج ٢٠، ص ١١٤؛
محمد جزایری، همانجا).
٥) الذُخْرُالرائِع ، شرح كتاب فقهی مفاتیح الشرایع فیض كاشانی، كه ناتمام مانده و تنها شامل یك جلد است و مقدمهای در باره درایه و اصول فقه دارد. پدر جزایری و برخی علمای دیگر بر آن تقریظ نوشتهاند ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٥٣؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٩، ص ٦٨٧ـ ٦٨٨، ج ١٠، ص ٨).
سیدعبداللّه جزایری در ریاضیات و علوم و فنون وابسته به آن نیز رسالههایی نوشته و شرح یا ترجمه كرده است، از جمله: لُب اللُباب فی شرح صحیفة الاسطرلاب، كه شرحی است بر الصحیفة الاسطرلابیة شیخ بهائی و آن را به درخواست ابراهیمبن عبداللّه حویزی همیلی (شاگرد جزایری و امام جمعه حویزه) نوشته است (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، همانجا؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١٣، ص ٣٤٤ـ ٣٤٥، ج ١٥، ص ١٦، ج ١٨، ص ٢٩٠)؛
كاشفة الحال فی معرفة القبلة و الزوال ، در باره قبله حویزه، كه آن را به درخواست سید علیخانبن سید مطلب موسوی مشعشعی حویزی (برادر سیداحمد، حاكم وقت خوزستان) نوشته است (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٥٢؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١٧، ص ٤٥، ٢٤١ـ٢٤٢)؛
طلسم سلطانی ، كه ترجمه كتاب غایة الحكیم مجریطی (متوفی ٣٩٥) در هیئت، ستارهشناسی و طلسمهاست، با اضافاتی از خود وی. این ترجمه به خواست ابوصالح سلطان تُرشیزی، وكیل مالیه خوزستان، در ١١٥٧ در یك مقدمه و سه فصل تدوین شده است ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٣٤٨ ش، ص ٧٩؛
همو، ١٤٠٩، ص ٥٣؛
آقا بزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١٥، ص ١٧٧ـ ١٧٨).
جزایری بر برخی كتابهای حدیث، رجال، فقه و ریاضی حواشیزده و رسالههای متعددی نوشته است، از جمله حاشیه بر مسالك الافهام شهید ثانی، نقدالرجال تفرشی، خلاصة الحسابشیخ بهائی و تألیف رساله جوائز السلطان والحكام ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٥٦؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٥، ص ٢٨٦، ج ٦، ص ١٩٩، ٢٢٨، ج ٧، ص ٩٧، ج ٢٠، ص ١١٤).
جزایری شعر نیز میسرود و فقیر تخلص میكرد. دیوان شعرش افزون بر پانصد بیت دارد (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٩، ص ٦٩٥، ٨٤٢). علاوه بر آن، وی در پارهای از كتابهای خود، اشعار فارسی و عربی خود را آورده است (برای نمونه رجوع کنید به عبداللّه جزایری، ١٣٤٨ ش، ص ١٥٤ـ ١٥٧، ١٧٤، ١٧٨، ٢٠٥ـ٢٠٧، ٢١٦ـ٢١٧؛
برای دیگر آثار جزایری رجوع کنید به همان، ص ٧٨ـ٧٩؛
موسوعة طبقات الفقهاء ، ج ١٢، ص ٢٠١).
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیفالشیعة، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلامالشیعة: الكواكب المنتشرة فیالقرنالثانی بعدالعشرة، چاپ علینقی منزوی، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٣) ایرج افشار سیستانی، خوزستان و تمدن دیرینه آن، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٤) احمد اقتداری، دیار شهریاران، [ تهران ( ١٣٥٣ـ١٣٥٤ ش؛
(٥) امین؛
(٦) مرتضیبن محمدامین انصاری، رسائل فقهیة، قم ١٤١٤؛
(٧) محمد تقیزاده، شوشتر درگذر تاریخ: از عهد باستان تا انقلاب اسلامی ، قم ١٣٧٨ ش؛
(٨) عبداللّهبن نورالدین جزایری، الاجازة الكبیرة، چاپ محمد سمامی حائری، قم ١٤٠٩؛
(٩) همو، التحفة السنیة فی شرح نخبة المحسنیة، نسخه خطی كتابخانه آستان قدس رضوی، ش ٢٢٦٩؛
(١٠) همو، تذییل سلافة العصر، چاپ هادی بالیل موسوی، قم ١٤٢٠؛
(١١) همو، كتاب تذكره شوشتر، اهواز: كتابفروشی صافی، ) بیتا. (، چاپ افست تهران ١٣٤٨ ش؛
(١٢) محمد جزایری، شجره مباركه، یا، برگی از تاریخ خوزستان: در بیان انساب و احوال سادات نوریه (خاندان جزائری) و بزرگان خوزستان، ج ١، ) اهواز ? ١٣٩٧ ]؛
(١٣) محمد حرزالدین ، معارفالرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم ١٤٠٥؛
(١٤) خوانساری؛
(١٥) عبداللطیفبن ابیطالب شوشتری، تحفة العالم؛
(١٦) و ذیلالتحفة، چاپ صمد موحد، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٧) احمد كسروی، كاروند كسروی ، چاپ یحیی ذكاء، تهران ١٣٥٢ ش؛
(١٨) مجلسی؛
(١٩) محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، تهران ١٣٧٤ ش؛
موسوعة طبقاتالفقهاء، اشراف جعفر سبحانی، قم: مؤسسة الامام الصادق، ١٤١٨ـ١٤٢٤.
/ لیلی كریمیان و محمدتقی كرمی /