دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٠٩
حبیبیه ، مدرسه، از مدارس مشهور افغانستان كه در ١٣٢١ به دستور حبیباللّهخان*، پادشاه افغانستان، در كابل تأسیس شد. این مدرسه، كه بعدآ مكتب حبیبیه نامیده شد، براساس الگوى مدارس فرانسوى تأسیس گردید و برادر حبیباللّهخان، یعنى سردار نصراللّهخان، ده سال اداره آن را برعهده داشت. مشغله زیاد نصراللّهخان موجب شد وى مسئولیتهاى مربوط به آموزش و فرهنگ را به عنایت اللّهخان، پسر حبیباللّهخان، واگذار نماید (فرهنگ، ج ١، قسمت ٢، ص ٤٥٨؛ شینازى، ص ١٣٨؛ كامگار، ص ٢٣). بودجه سالیانه این مدرسه در دوره عنایتاللّه خان به صد هزار روپیه رسید. در این دوره، به منظور جذب استادان و معلمان ورزیده، در جراید هندوستان فراخوان داده شد كه در نتیجه، شمارى از فرهیختگانِ مسلمان هند به افغانستان آمدند و به عنوان آموزگاران مدرسه حبیبیه، در آموزش علوم جدید و انتقال افكار آزادیخواهانه فعالیت نمودند (زلمى، ص ١١٩؛ حبیبى، ص ٩٨ـ٩٩). از جمله آنان، دكتر عبدالغنى بود كه مدیر مدرسه حبیبیه شد. وى با تشكیل انجمنهاى سرّى،در نهضت مشروطهخواهى افغانستان شركت كرد (عطائى، ص ١٥٥؛ حبیبى، ص ٤٧، ٨٩، ٩٨ـ٩٩؛ آدامك، ص ٧١). از دیگر اقدامات دوران عنایتاللّهخان، تشكیل انجمن معارف در ١٣٣١ بود كه از جمله اهداف آن، تدوین نظامنامهاى براى مكتب حبیبیه بود (شینازى، ص ١٣٨ـ١٣٩).
مدرسه حبیبیه سه مقطع تحصیلى داشت: ابتدایى (چهار سال)، رشدى و اِعدادى (هر یك سه سال). دانشآموزان در این ده سال، افزون بر دروس دینى، دروس دیگرى مانند شیمى، جغرافى، حكمت، مثلثات، هندسه تحلیلى، انگلیسى، تركى، اردو، پشتو و درى را نیز فرامیگرفتند (كامگار، همانجا؛ شینازى، ص ١٤٠ـ١٤١). در ١٣٢٢، ادارهاى براى تدوین متون درسى به نام بیتالعلوم تشكیل شد كه بعدآ دارالتألیف نام گرفت (ارشاد، ص ٤٧٨؛ قس آدامك، همانجا). استادان دارالتألیف، كه عمدتآ هندى بودند، متون درسى را تحتتأثیر الگوى دانشگاه علیگره تألیف یا آنها را مستقیماً از انگلیسى ترجمه میكردند و در لاهور به چاپ میرساندند (ارشاد، همانجا؛ شینازى، ص ١٣٩؛ دوپرى، ص ٤٤٧).
ساختمان مدرسه حبیبیه در پشت بانك شاهى كابل قرار داشت. بعدها، شش مدرسه ابتدایىِ وابسته به آن در سایر نقاط كابل تشكیل شد. افزون بر آن، امیر حبیباللّه در اواخر سلطنتش دستور داد یك كلاس ویژه به نام «صنف شاهزادگان عظام» نیز در مقطع ابتدایى حبیبیه تشكیل گردد، اما چون شمار شاهزادگان بیشتر از چهار نفر نشد، پادشاه دستور داد تا سردارزادگان قبیله مسلط بر افغانستان (محمدزائیان) نیز در آن شركت جویند؛ بنابراین، با حضور هجده نفر، كلاس ویژهاى شروع به كار كرد كه در آن، دروس دیگرى نیز تدریس میشد (غبار، ج ١، ص ٧٠٢؛ كامگار، همانجا).
برخى از استادان و معلمان حبیبیه در نخستین نهضت آزادیخواهى افغانستان (جنبش مشروطه) فعالیت بسیارى كردند، از جمله مولوى محمد سرورخان واصف، استاد ادبیات مدرسه و رهبر مشروطهخواهان افغانستان، كه سرانجام امیر حبیباللّهخان او را به قتل رساند (زلمى، ص ٩٧؛ حبیبى، ص ٣٧ـ٣٨)؛ مولوى غلام محییالدین افغان، نویسنده و از اعضاى برجسته نهضت مشروطه (زلمى، ص ١٠٣)؛ و سیدقاسم (میرصاحب)، استاد منطق و صرف و نحو و فقه (پوهنیار، ج ١، ص ٣٦ـ٣٩). ظاهرآ محمود طرزى* افغان، بنیانگذار ادبیاتِ جدید روزنامهنگارى در افغانستان، نیز با استادان و معلمان مدرسه حبیبیه مناسباتى داشته و معلمان را به مطالعه مطبوعات خارجى تشویق میكرده است (عطائى، ص ١٥٥). حضور این استادان و روشنفكران موجب شد در ١٣٢٧، مدرسه حبیبیه كانون جنبش مشروطهخواهى در افغانستان گردد (فرهنگ، ج ١، قسمت ٢، ص ٤٦٤ـ٤٦٥؛ طنین، ص ٢٦).
برخى از كسانى كه در مدرسه حبیبیه تربیت یافتند و در بیدارى سیاسى معاصر افغانستان نقش مهمى ایفا كردند، عبارت بودند از: عبدالهادى داوى متخلص به پریشان*، شاعر و نویسنده و مبارز افغان (رجوع کنید به بینوا، ج ١، ص ٣٦٨ـ٣٦٩)؛ عبدالرحمان لودین، متخلص به كبریت، نویسنده و شاعر و مبارز افغان، كه اقدام به ترور نافرجام امیر حبیباللّه نمود و تا مرگ امیر، در زندانِ كابل به سر برد (حبیبى، ص ١٨٧؛ پوهنیار، ج ١، ص ٢٤٤ـ٢٤٥)؛ و عبدالرحمان پژواك*، شاعر و نویسنده و روزنامهنگار معروف افغان (تنویر، ص ٥١٤؛ پوهنیار، ج ١، ص ١٥٧).
تعداد دانشآموزان مدرسه حبیبیه در دوران حبیباللّه خان، ٢٦٩ تن بود و شمار شاگردان مكاتب ابتدایى ششگانه آن هفتصد تن، كه بعدها به ٥٣٤،١ تن افزایش یافت. با این حال، پس از چهارده سال فقط نوزده نفر فارغالتحصیل شده بودند (غبار، ج ١، ص ٧٠٢ـ٧٠٣). به نظر میرسد بیاعتنایى حبیباللّهخان به مقوله آموزش، پس از واقعه جنبش مشروطه و همچنین بدبینى جامعه سنّتى افغانستان به مدارس و دروس جدید، از عوامل عمده این مسئله بود (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٧٢٠؛ نوئل، ص ٤٩ـ٥٠).
با قتل حبیباللّهخان در ١٣٣٧، فرزندش امیر اماناللّهخان روى كار آمد. او به گسترش آموزش و پرورش در افغانستان توجه ویژهاى داشت. وزارت معارف در ١٣٣٨ تأسیس گردید و آموزش ابتدایى براساس قانون اساسى اجبارى اعلام شد (كامگار، ص ٢٧).
در دوران محمدظاهر شاه (١٣١٢ـ١٣٥٢ش)، بار دیگر به آموزش و پرورش توجه شد (كشككى، ص ١٤٢) و شمار دانشآموزانِ حبیبیه در ١٣٣٢ش به ٠٠٥،٢ و در ١٣٣٧ش به ٢٦٩،٢ تن رسید، ٨٢ آموزگار نیز در این مدرسه فعالیت داشتند (كامگار، ص ٥٤ـ٦٢). همچنین پس از جنگ جهانى دوم، عمدتاً امریكاییها حبیبیه را اداره میكردند (فوگلسانگ، ص ٢٧٢).
با آزادى فعالیت احزاب و جریانهاى سیاسى در افغانستان در دوره ظاهرشاه و گسترش فعالیتهاى سیاسى در میان دانشآموزان و دانشجویان، فعالان سیاسى به مدرسه حبیبیه نیز توجه كردند و گروههاى چپگرا، بهویژه پرچمیها، در آن طرفدارانى یافتند. همچنین، آخرین رئیسجمهورى حكومت ماركسیستى افغانستان، یعنى نجیباللّه، از فارغالتحصیلان این مكتب بود (روا، ص ٥٠؛ آدامك، ص ١٧٣). مدرسه حبیبیه در جنگهاى داخلى (١٣٧١ـ١٣٧٤ش) خسارات بسیارى دید، اما كاملا از كار بازنماند و در حال حاضر (١٣٨٦ش)، پس از بازسازى، دانشآموزان بسیارى در آن مشغول تحصیلاند.
منابع :
(١) اورنگزیب ارشاد، افغانستان پیژندنه، پیشاور ١٣٨٤ش؛
(٢) عبدالرئوف بینوا، اوسنى لیكوال، ج ١، كابل ١٣٤٠ش؛
(٣) سیدمسعود پوهنیار، ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد در افغانستان، پیشاور ١٣٧٩ش؛
(٤) محمدحلیم تنویر، تاریخ و روزنامهنگارى افغانستان، هلند ١٣٧٨ش؛
(٥) عبدالحى حبیبى، جنبش مشروطیت در افغانستان، قم ١٣٧٢ش؛
(٦) محمدولى زلمى، ملى مبارزى، كابل ١٣٨٢ش؛
(٧) ظاهر طنین، افغانستان در قرن بیستم: ١٩٩٦ـ ١٩٠٠، تهران ١٣٨٤ش؛
(٨) محمدابراهیم عطائى، د افغانستان پرمعاصر تاریخ: یوه لنده كتنه، كابل ١٣٨٢ش؛
(٩) غلاممحمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ج ١، تهران ١٣٧٤ش؛
(١٠) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم ١٣٧٤ش؛
(١١) جمیلالرحمان كامگار، تاریخ معارف افغانستان، كابل ١٣٨٢ش؛
(١٢) صباحالدین كشككى، دهه قانون اساسى: غفلتزدهگى افغانها و فرصتطلبى روسها، پیشاور ١٣٧٧ش؛
(١٣) Ludwig W. Adamec, Historical dictionary of Afghanistan, Metuchen, N.J. ١٩٩١;
(١٤) Louis Durpree. Afghanistan, Princeton, N. J. ١٩٧٣;
(١٥) Richard S. Newell, The politics of Afghanistan, Ithaca ١٩٧٢;
(١٦) Oliver Roy, "The origins of the Afghan Communist Party", Central Asian survey, vol. ٧, no. ٢/٣ (١٩٨٨);
(١٧) May Schinasi, Afghanistan at the beginning of the twentieth century: nationalism and journalism in Afghanistan, a study of Seraj ul-akhbar (١٩١١-١٩١٨), Naples ١٩٧٩;
(١٨) Willem Vogelsang, The Afghans, Oxford ٢٠٠٢.
/ فاروق انصارى /