دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢١١٥
بومِدیَن ، هُواری ، نام مستعار محمدبن ابراهیم بوخاروبه ، از سرکردگان انقلاب الجزایر و رئیس جمهور این کشور در ١٣٤٤ـ ١٣٥٧ ش / ١٩٦٥ـ ١٩٧٨. در ١٣٠٤ش در روستایی نزدیک غُویلما از توابع قُسنطینَه (قُسْطَنطینَه ) در الجزایر متولد شد ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل مادّه ). نخستین مرحله از تحصیلات خود را در مدارس قرآنی و مدرسة فرانسوی در قسنطینه به پایان رساند. پس از آن ، به زادگاهش بازگشت و به آموزگاری پرداخت . بوخاروبه همانند بسیاری از مردم الجزایر با اعتقادات ملی گرایانه به پیکار با استعمار فرانسه روی آورد. مبارزات او با شرکت در «شورش سِطیف » در ١٣٢٤ش / ١٩٤٥ و جنگ استقلال الجزایر (١٣٣٣ـ١٣٤١ش / ١٩٥٤ـ ١٩٦٢) به اوج خود رسید. در ١٣٢٤ش /١٩٤٥ به «حزب خلق الجزایر» به رهبری مِصالی الحاج * پیوست . در ١٣٣١ش / ١٩٥٢ برای گریز از خدمت در ارتش فرانسه ، میهن خود را به قصد قاهره ترک گفت (رودی ، ص ١٨٢). وی در دانشگاه الازهر مصر و زیتونة تونس به تحصیل علوم دینی پرداخت (رودی ، همانجا؛ موسوعة السیاسة ، ذیل «هواری بومدین ») و در ١٣٣٤ش /١٩٥٥ پنهانی به الجزایر بازگشت و همراه با مجاهدان ارتش آزادیبخش الجزایر، در ناحیة اورانیه (غرب الجزایر)، به مبارزة مسلحانه با استعمارگران فرانسوی پرداخت . از آن پس ، به «هواری بومدین » ملقب شد. از ١٣٣٦ش / ١٩٥٧ بومدین بتدریج سلسله مراتب ارتش آزادیبخش را طی کرد و در ١٣٣٩ش /١٩٦٠ به ریاست ستاد مشترک ارتش آزادیبخش رسید ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ؛ رودی ، همانجاها). پس از استقلال الجزایر در ١٣٤١ش / ١٩٦٢، بومدین از احمدبن بلاّ برای تشکیل حکومت حمایت کرد (اسعدی ، ج ١، ص ١٥١؛ > دایرة المعارف خاورمیانه و شمال افریقای کمبریج < ، ص ٣٠٥). در نخستین حکومت الجزایر مستقل ، به ریاست بن بلا، بومدین به سمتهای وزیر دفاع و فرمانده کل قوا، رئیس شورای انقلاب میهنی و معاون اول رئیس جمهور منصوب شد ( موسوعة السیاسة ، همانجا).
در ٢٩ خرداد ١٣٤٤/ ١٩ ژوئن ١٩٦٥، سرهنگ بومدین با کودتای نظامی بن بلا را برکنار کرد. پس از کودتا، شورای انقلاب ، مرکب از شخصیتهای نظامی و به ریاست سرهنگ بومدین ، زمام اختیار را به دست گرفت ( تاریخ معاصر کشورهای عربی ، ص ٦٠٤ـ٦٠٥). در جریان کودتا، بومدین یاران بن بلا را از مناصب مهم مملکتی کنار نهاد. در واقع کودتا حاصل کنشهای سیاسی بود که با برکناری وزیر کشور احمد مِدِغْری ، از حامیان بومدین ، آغاز شد، و موفقیت آن در نتیجة سیاستهای مستبدانة بن بلا بود که سبب شد حمایت بسیاری از سیاستمداران و وزرای الجزایر را از دست بدهد (اسعدی ،ج ١، ص ١٥٤؛ رودی ، ص ٢٠٧؛ موسوعة السیاسة ، همانجا). بومدین در ١٩ تیر ١٣٤٤/ ١٠ ژوئیة ١٩٦٥، حکومتی مرکب از بیست نفر تشکیل داد که در آن مقام نخست وزیری ، وزارت دفاع و ریاست شورای انقلاب را خود در اختیار داشت . اهداف حکومت جدید عبارت بود از استقرار مجدد اصول انقلاب ؛ ترمیم و جبران مفاسد و ضایعات ناشی از استبداد فردی بن بلا؛ پایان دادن به اختلافات داخلی ؛ ایجاد جامعة سوسیالیستی واقعی مبتنی بر اقتصاد سالم ؛ استمرار سیاست خارجی عدم تعهد؛ و پشتیبانی از جنبشهای آزادیبخش و استقلال طلب ( موسوعة السیاسة ؛ اسعدی ، همانجاها).
با روی کار آمدن بومدین نفوذ و حضور مقتدرانة نظامیان در کلیة بخشها و در ساختار کشور توسعه یافت (راسخ ، ص ١٠٥٣). اما کودتای نافرجام سرهنگ طاهرزُبَیری در ١٣٤٦ش /١٩٦٧، بومدین را برآن داشت که به جای وابستگی به حمایت نظامیان ، به ائتلاف متخصصانِ با سابقة اداری و مشاوران نظامیِ متخصص متکی باشد ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا). پس از شکست کودتای زبیری ، برخوردهای جناحی در الجزایر فروکش کرد، امنیت داخلی برقرار شد و از آن پس هیچگونه مخالفت فعالی با حکومت بروز نکرد (اسعدی ، ج ١، ص ١٥٦؛ > دایرة المعارف خاورمیانه و شمال افریقای کمبریج < ، ص ٣٠٤؛ کوک ، ص ٩٦).
در سالهای ١٣٤٧ـ١٣٥٠ ش / ١٩٦٨ـ١٩٧١، تشکیلات حکومتی شکل گرفت و اقتصاد دولتی توسعه یافت . بومدین الگوی تعاونیهای دولتی و سرمایه گذاری دولتی را معمول کرد. اوج این مرحله ، کامیابی او در ملی کردن صنایع نفت و گاز در ١٣٥٠ ش / ١٩٧١ بود ( > دایرة المعارف خاورمیانه و شمال افریقای کمبریج < ، همانجا؛ فارسون ، ص ٤٣)، دولت الجزایر با هدف سوسیالیستی کردن کشور، تقریباً همه سرمایه گذاریهای اقتصادی را به دست گرفت . باور مسلّم بومدین این بود که فقط با نظام تصمیم گیری منسجم و متمرکز می توان بر آثار نامطلوب اقتصادی ناشی از هشت سال جنگ استقلال و ستیزه های دامنه دار جناحی غلبه کرد ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا؛ عکاش ، ص ١٢٩). بومدین برای توسعة کشور، بر تغییر زیربنای مادی جامعه از طریق رشد سریع صنعتی تأکید داشت (فارسون ، ص ٧٠). سیاست «تجهیز صنایع » در قالب یک طرح و برنامة سه سالة مقدماتی و دو برنامة چهارسالة توسعه (مجموعاً از ١٣٤٦ش /١٩٦٧ تا ١٣٥٦ش /١٩٧٤) دنبال شد (فارسون ، ص ٤٥ـ٤٦؛ بنون ، ص ١٢٩ـ ١٣٨؛ > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا). راهبردهای اقتصادی بومدین در درازمدت آن گونه که او انتظار داشت موفق نبود. تا اواسط دهة هفتاد میلادی ، دخالت وسیع دولت سبب بی کفایتی بخش عمومی شد و دیون خارجی کشور نیز به وخامت اوضاع افزود ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا؛ بنون ، ص ٣٠٩؛ فارسون ، ص ٨٥ ـ٨٦). در سیاست خارجی ، پس از مرگ جمال * عبدالناصر (١٣٤٩ش /١٩٧٠)، بتدریج نفوذ بومدین در دنیای عرب و جهان سوم بیشتر شد و الجزایر، با گذشتة انقلابی و سیاست خارجی فعال خود، یکی از چند کشور برجستة جهان سوم به شمار می رفت (سریع القلم ، ص ٧٨). اساسی ترین تغییر در سیاست خارجی این کشور، پس از سقوط بن بلا، حمایت از پان عربیسم * (اتحاد عرب ) بود. در راستای این سیاست ، در پی جنگ اعراب و اسرائیل در ١٣٤٦ش /١٩٦٧، الجزایر به کشورهای «جبهة امتناع * » (جبهة الرفض ) پیوست و با هرگونه مذاکره ای برای صلح با اسرائیل مخالفت کرد. بومدین از سازمان آزادیبخش فلسطین نیز حمایت می کرد. در جنگ رمضان (مهر ١٣٥٢/اکتبر ١٩٧٣) میان اعراب و اسرائیل ، الجزایر در جبهة دیپلماتیک فعال بود (اسعدی ، ج ١، ص ١٧٠). بومدین کشورهای افریقایی را به قطع روابط با اسرائیل تشویق می کرد
تا از این طریق اسرائیل را در انزوایی سیاسی قرار دهد (ادموندسون ، ص ٨٥٢). در آذر ١٣٥٦/دسامبر ١٩٧٧، الجزایر با امضای اعلامیة طرابلس ، تلاشهای مصر برای مذاکره با اسرائیل را محکوم و روابط سیاسی خود را با مصر قطع کرد (اسعدی ، ج ١، ص ١٧١). بومدین الجزایر را به سمت اتخاذ سیاست بیطرفی * در روابط بین الملل سوق داد، در حالی که به اتفاق نظر دربارة مسائل مورد علاقة کشورهای جهان سوم نیز متعهد بود ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا). الجزایر در دهة هفتاد میلادی ، با داشتن هیئتهای دیپلماتیک قوی ، یکی از بانیان «گروه ٧٧ » و مشوّق طرح «نظام نوین اقتصاد بین الملل » در چارچوب سازمان ملل متحد شناخته می شد (سریع القلم ، همانجا؛ رودی ، ص ٢١١،٢١٣؛ کاسسه ، ص ٤١٣). در اجلاسهای سران سازمان وحدت افریقا و چهارمین نشست سران جنبش عدم تعهد (١٣٥٢ ش / ١٩٧٣ در الجزایر)، بومدین در ایجاد هماهنگی میان کشورهای عربی ـ افریقایی نقش مهمی داشت (ادموندسون ، همانجا) و در ١٣٥٦ ش / ١٩٧٧ به ریاست جنبش غیرمتعهّدها انتخاب شد (سریع القلم ، همانجا). تنش آمیزترین مسئله در سیاست خارجی دولت بومدین مسئلة صحرای غربی بود. حمایتهای مادی و معنوی الجزایر از پولیساریو * ، سبب تیرگی روابط این کشور با مراکش و موریتانی شد. در ١٣٥٤ش /١٩٧٦، الجزایر «جمهوری دموکراتیک عربی صحرا» را به رسمیت شناخت و مراکش و موریتانی روابط سیاسی خود را با الجزایر قطع کردند (اسعدی ، همانجا؛ رجوع کنید به سریع القلم ، ص ٧٩ـ٨٠ و جاهای دیگر). همچنین در دوران حکومت بومدین و با میانجیگری و ابتکار او، قرارداد الجزایر (در ١٥ اسفند ١٣٥٣) برای رفع اختلافات میان ایران و عراق ، بین دو کشور به امضا رسید (مهدوی ، ص ٣٩٩؛ ایران . وزارت امور خارجه ، ص ٧٥).
در دوران زمامداری بومدین ، بازگشت به هویّت عربی در الجزایر قوت گرفت و جناح فرانکفونی (فرانسه زبان ) نتوانست بر هیئت حاکمه تسلط پیدا کند (قربان اوغلی ، ص ٨١). برخلاف بن بلا، بومدین ، با وجود خط مشی سکولار به میراث عربی ـ اسلامی به طور اصولی احترام می گذاشت و اسلام را طریقتی روحانی و دارای برنامة اجتماعی سیاسی می دانست که در مبارزه برای آزادی انسان ، از مذاهب دیگر پیشروتر است . او خود را یک سوسیالیست مسلمان می نامید (فارسون ، ص ٩١). بومدین «سیاست عربی کردن » الجزایر را به طور جدی دنبال می کرد و به این منظور «وزارت تعلیمات اصلی و امور مذهبی » را در ١٣٤٩ش /١٩٧٠ تأسیس کرد. اجرای این سیاست ، فضای مساعدی برای علمای دینی جهت تبلیغ و ترویج آموزشهای اسلامی در سراسر الجزایر فراهم آورد (کوک ، ص ٩٨ـ١٠٣).
در ١٣٥٥ ش / ١٩٧٦، «منشور ملی » پس از انتشار و همه پرسی تصویب شد. این منشور تأکیدی بود بر تعهد فسخ ناپذیر و غیرقابل بازگشت الجزایر به سوسیالیسم ، و در آن نقش مسلط جبهة آزادیبخش ملی دوباره احیا شد. در آبان /نوامبر همان سال ، اصول مندرج در منشور ملی ، به عنوان قانون اساسی جدید، در همه پرسی از تصویب عمومی گذشت . قانون اساسی جدید، اسلام را دین رسمی ، شکل حکومت را جمهوری و الگوی اقتصاد را سوسیالیستی اعلام کرد. در آذر/دسامبر همان سال نیز بومدین در انتخابات ریاست جمهوری الجزایر، با کسب ٩٩% آرا، برگزیده شد (رودی ، ص ٢١٠؛ اسعدی ، ج ١، ص ١٥٧ـ ١٥٨).
بومدین در ٦ دی ١٣٥٧/٢٧ دسامبر ١٩٧٨، به بیماری سرطان خون درگذشت (رودی ، ص ٢٣١).
منابع :
(١) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ ش ؛
(٢) ایران . وزارت امور خارجه ، روابط خارجی ایران در سال ١٣٥٣ ، تهران ( ١٣٥٤ ش ) ؛
(٣) تاریخ معاصر کشورهای عربی ، نوشتة د. ر. فوبلیکوف ... ( و دیگران ) ، ترجمة محمد حسین روحانی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٤) حمید راسخ ، «نظامیان در بحران دهة ٩٠ الجزایر»، مجله سیاست خارجی ، سال ١١، ش ٤ (زمستان ١٣٧٦)؛
(٥) محمود سریع القلم ، نظام بین الملل و مساله ی صحرای غربی ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(٦) احمد عکاش ، سرمایه های خارجی ، آزادی اقتصادی ، تجربة الجزایر ، ترجمة مسعود محمدی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
کارل فارسون ، سرمایه داری دولتی در الجزایر: بررسی تحولات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی الجزایر قبل و پس از
(٧) استقلال ، ترجمة پیروزالف ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(٨) جاوید قربان اوغلی ، «جمعیت العلما و نقش آن در احیای هویت اسلامی الجزایر»، مطالعات افریقا ، سال ١، ش ٢ (زمستان ١٣٧٣)؛
(٩) آنتونیو کاسسه ، حقوق بین الملل در جهانی نامتحد ، ترجمة مرتضی کلانتریان ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١٠) ژوزف کوک ، مسلمانان افریقا ، ترجمة اسداله علوی ، مشهد١٣٧٣ ش ؛
(١١) موسوعة السیاسة ، چاپ عبدالوهاب کیالی ، بیروت ١٩٧٩ـ١٩٩٤؛
(١٢) عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی ١٣٥٧ـ١٣٠٠ ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١٣) Mahfoud Bennoune, The making of contemporary Algeria ١٨٣٠-١٩٨٧ , Cambridge ١٩٨٨;
(١٤) The Cambridge encyclopedia of the Middle East and North Africa , ed. Trevor Mostyn, Cambridge ١٩٨٨;
(١٥) Locksley Edmondson, "Africa and the developing regions", in General history of Africa , VIII, ed. Ali A. Mazrui, Paris ١٩٩٣;
(١٦) Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulleit, New York ١٩٩٦, s.v. "Boumإdienne, Houari" (by Dirk Vandewalle);
(١٧) John Ruedy, Modern Algeria: The origins and development of a nation , Bloomington ١٩٩٢.
/ جواد کریمی /