دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٠٥
عبداللّهميرزا دارا ، فرزند دوازدهم فتحعليشاه قاجار، حاكم خمسه و شاعر. او در ٢٤ جماديالاولى ١٢١١ در شيراز به دنيا آمد (خاورى شيرازى، ١٣٧٩ش، ص ٢٤؛ محمودميرزا، ص ١٩٩ـ٢٠٠). مادرش لالاباديه (لال آباديه) (خاورى شيرازى، ١٣٧٩، ص ٢٤) و به نوشتۀ سپهر (ج ١، ص ٥٥٥) كلثوم خانم نام داشت. فتحعليشاه در صفر ١٢٢٤، عبداللّهميرزا را به حكمرانى خمسه، سجاسرود، سهرورد، ابهر، سلطانيه و زنجان منصوب كرد و ميرزامحمدتقى عليآبادى، از منشيان خاص شاه، به وزارت او تعيين شد (خاورى شيرازى، ١٣٨٠ش، ج ١، ص ٢٩٨ـ٢٩٩؛ محمودميرزا قاجار، ص٢٠٠). وى در ١٢٢٦ با دختر سليمانخان اعتضادالدوله، دايى آقامحمدخان، ازدواج كرد (احمدميرزا عضدى، ص ٦٢ـ٦٣؛ خاورى شيرازى، ١٣٨٠ش، ج ١، ص ٣٢٧؛ قس اعتضادالسلطنه، ص ١٢٢). در ١٢٣٧ به فرمان فتحعليشاه، عبداللّه ميرزا همراه برادرش، محمدحسين ميرزا حشمتالدوله، به قصد تسخير بغداد و شهرزور رفت (سپهر، ج ١، ص ٣٣٩؛ اعتضادالسلطنه، ص ١٤٥). عبداللّهميرزا به همراه سپاهيان استرآبادى و سمنانى و دامغانى به طرف شهرزور حركت كرد. در ابتدا موفق به فتوحاتى شد ولى بعد، به سبب شيوع بيمارى وبا در اردو، سپاهيانش پراكنده شدند (خاورى شيرازى، ١٣٨٠ش، ج ١، ص ٥٦٦؛ اعتمادالسلطنه، ج ٣، ص ١٥٥٢). در ١٢٤١، در جنگ دوم ايران و روس، هنگاميكه ژنرال مددوف (حاكم قراباغ، شيروان و شكّى) به طرف مشكينشهر رفته بود، عباس ميرزا نايبالسلطنه سپاهى از تبريز براى دفع او فرستاد و همزمان عبداللّهميرزا نيز از جانب فتحعليشاه مأمور رفتن به اردبيل شد. مددوف كه شنيد سپاهى براى مقابله با او حركت كرده است، بازگشت و غنايم زيادى به دست سپاهيان ايران افتاد (سپهر، ج ١، ص ٣٧٤). در ١٢٤٢ مردم خمسه از بدرفتارى عبداللّهميرزا به شاه شكايت كردند و فتحعليشاه او را از حكومت عزل كرد، ولى پس از چندى وى با پرداخت ٠٠٠،١٢٠ تومان پيشكش، دوباره به حكومت آنجا منصوب شد (رجوع کنید به جهانگيرميرزا، ص ٩٥، ١١٣). تاريخ بركنارى مجدد عبداللّهميرزا از حكومت خمسه دقيقآ معلوم نيست. او هنگام مرگ فتحعليشاه در ١٢٥٠ همراه وى بود و پس از فوت پدرش، با سپاهى به طرف زنجان رفت تا آنجا را از شعاعالسلطنه* بگيرد و در همان حال براى شعاعالسلطنه نامه نوشت و از وى خواست حكومت خمسه را رها كند، ولى شعاعالسلطنه نپذيرفت و آمادۀ جنگ با عبداللّهميرزا شد، ولى سپاهيان عبداللّهميرزا كه تاب جنگ نداشتند، پيش از رويارويى، پراكنده شدند و عبداللّهميرزا ناچار به اردوى محمدشاه، كه به حوالى زنجان رسيده بود، پيوست (اعتضادالسلطنه، ص ٤٢٥ـ٤٢٦؛ سپهر، ج ١، ص ٥٩٨ـ٥٩٩، ٦١٣ـ٦١٤، ٦١٨).
عبداللّهميرزا در دورۀ محمدشاه (حك: ١٢٥٠:ـ١٢٦٤) از امور حكومتى كناره گرفت و غالبآ در سفر و حضر همراه او بود و در لشكركشى محمدشاه به هرات شركت داشت (اعتضادالسلطنه، ص ٤٥٦؛ هدايت، ١٣٨٢ش، ج ١، ص ١١١). بامداد (ج ٢، ص ٢٩٣) بر آن است كه عبداللّهميرزا بار ديگر در ١٢٦٤ به حكومت زنجان منصوب شد. تاريخ فوت وى را سپهر (ج ٢، ص ٨٩٤) و هدايت (١٣٣٩ش، ج١٠، ص ٣٤١) سال ١٢٦٣، و هدايت (١٣٨٢ش، ج ١، ص ١١١) و ديوانبيگى (ج ١، ص ٥٩١) سال ١٢٧٠ ذكر كردهاند.
عبداللّهميرزا در دوران حكمرانى طولانى خود در خمسه، به آبادانى آنجا پرداخت، از جمله قصر «منظردارا» را در بلوك طارم و مسجدجامع سلطانى و مسجد سيد را در زنجان بنا كرد (خاورى شيرازى، ١٣٨٠ش، ج ٢، ص ٩٨٥؛ محمودميرزا قاجار، ص٢٠٠؛ سلطانى، ص ٤٥).
عبداللّهميرزا شعر نيز ميسرود و «دارا» تخلص ميكرد و ديوان شعر دارد (سپهر، ج ١، ص ٥٣١؛ بسمل شيرازى، ص ٢٩٧). از وى مثنوياى به نام گلنامه بهجاى مانده كه آن را با كمك برادرش، محمدميرزا افسر، سروده است. شايد نام صحيح اين مثنوى، كَلنامه باشد، زيرا در آن شخصى كل (كچل) وصف شده است (رجوع کنید به عبداللّهميرزا، ديوان اشعار، ص ٣٢١؛ منزوى، ج ٤، ص ٣٨٣). ديگر اثر منظوم وى، ديوان مراثى است (حبيبآبادى، ج ٢، ص ٣٩٨). وى كتابى هزلگونه و مطايبهآميز به نام قانون دارد كه در ١٢٦١ نوشتن آن به پايان رسيده و نام ديگر آن «بساط نشاط» است (عبداللّهميرزا، قانون، ص ١).
عبداللّهميرزا با نجوم نيز آشنايى داشت. وى داراى سى فرزند بود (خاورى شيرازى، ١٣٨٠ش، ج ٣، ص ١١٠٤؛ احمدميرزا عضدى، ص ١٠١).
منابع :
(١) احمدميرزا عضدى، تاريخ عضدى، چاپ عبدالحسين نوايى، تهران ١٣٧٦ش؛
(٢) عليقليميرزا اعتضادالسلطنه، اكسير التواريخ، چاپ جمشيد كيانفر، تهران ١٣٧٠ش؛
(٣) محمدحسن اعتمادالسلطنه، تاريخ منتظم ناصرى، چاپ محمداسماعيل رضوانى، تهران ١٣٦٧ش؛
(٤) مهدى بامداد، شرححال رجال ايران، تهران ١٣٥٧ش؛
(٥) علياكبر بسمل شيرازى، تذكره دلگشا، چاپ منصور رستگارفسايى، شيراز ١٣٧١ش؛
(٦) محمدعلى حبيبآبادى، مكارم الآثار، تهران ١٣٦٢ش؛
(٧) فضلاللّه خاورى شيرازى، تاريخ ذوالقرنين، چاپ ناصر افشارفر، تهران ١٣٨٠ش؛
(٨) همو، تذكره خاورى، چاپ ميرهاشم محدث، تهران ١٣٧٩ش؛
(٩) احمد ديوانبيگى، حديقةالشعراء، چاپ عبدالحسين نوايى، تهران ١٣٦٤ش؛
(١٠) رامين سلطانى، تاريخ زنجان، زنجان ١٣٧٩ش؛
(١١) عبداللّه ميرزا دارا، ديوان اشعار، نسخه خطى كتابخانه ملى، ش ٢٥٢؛
(١٢) همو، قانون، نسخه خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ش ٧٤١٣٩؛
(١٣) محمودميرزا قاجار، گلشن محمود، در گنجينه بهارستان، چاپ سعيد ميرمحمدصادق، تهران ١٣٨٤ش؛
(١٤) احمد منزوى، فهرست نسخههاى خطى، تهران ١٣٥١ش؛
(١٥) رضاقليخان هدايت، تاريخ روضةالصفاى ناصرى، تهران ١٣٣٩ش؛
(١٦) همو، مجمعالفصحاء، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٨٢ش.
/ كريم جعفرى /
تاریخ انتشار اینترنتی:١٢/١٢/١٣٨٧