دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٣٤
بسطامی ، خاندان ، گروهی از محدثان و قاضیان شافعی نیشابور، از اواخر قرن چهارم تا اوایل قرن ششم . مشاهیر این خاندان بدین شرح اند :
١) بسطامی ، محمدبن حسین ابوعمرو، فقیه و قاضی القضاة نیشابور. خانوادة او اصلاً اهل بسطام بوده اند، هر چند دربارة اجداد وی چیزی دانسته نیست (بولیت ، ص ١١٧ـ ١١٨). ابوعمرو به قصد تحصیل و آموختن فقه شافعی ، به شهرهای مختلف از جمله بغداد، اهواز و اصفهان سفر کرد و از مشایخ آن دیار حدیث شنید (ابن عساکر، ص ٢٣٦ـ٢٣٧؛ صریفینی ، ص ٨). در زمان حیات ابوحامد اسفراینی ، فقیه شافعی بغداد و صاحب التعلیقة الکبری ، ابوعمرو به بغداد رفت و مورد احترام او قرار گرفت (خطیب بغدادی ، ج ٢، ص ٢٤٧؛ ابن عساکر، ص ٢٣٨). از جمله استادان ابوعمرو، سلیمان بن احمد طبرانی ، صاحب دلایل النقد ، احمدبن عبدالرحمان بن جارود رقّی ، ابی بکر قَطیعی ، احمدبن محمودبن خُرَّزاد اهوازی و دیگران بوده اند (خطیب بغدادی ، همانجا؛ سبکی ، ج ٤، ص ١٤١؛ ابن عساکر، همانجا). ابوعمرو پس از پایان تحصیل به نیشابور برگشت و در ٣٧٠، زعامت شافعیان آن شهر را به عهده گرفت (بولیت ، ص ١١٨). در نیشابور ابتدا مجالس وعظ و خطابه ترتیب می داد و پس از چندی به تدریس و فتوی و مناظره روی آورد (ذهبی ، ج ١٧، ص ٣٢٠؛ ابن قاضی شهبه ، ج ١، ص ١٩٥؛ ابن عماد، ج ٣، ص ١٨٧). وی در ٣٨٨، قاضی القضاة نیشابور شد. سبکی (ج ٤، ص ١٤٢) و ابن عساکر (همانجا) از قول حسن بن نصر مرندی می نویسند که ابوعمرو در علم چون شافعی ، در قضاوت چون شریح ، در فصاحت چون سحبان بود. از شاگردان ابوعمرو می توان از حاکم نیشابوری ، ابوبکر بیهقی ، محمدبن عبید صَرّام ، یوسف ابن ایوب همدانی و دیگران نام برد (سبکی ، ج ٤، ص ١٤١). ابوعمرو از نظر علمی همتا و همسان ابوالطیّب صعلوکی ، پیشوای بزرگ شافعیان ، بود و همین امر باعث شد که صعلوکی وی را به دامادی خود برگزیند و نتیجة این پیوند به وجود آمدن نسلی از علما و محدثان بود که مدت ١٥٠ سال پیشوایی حدیث و قضای شافعیان را در نیشابور عهده دار بودند. ابوعمرو در ٤٠٧ یا ٤٠٨ درگذشت (سبکی ؛ ابن قاضی شهبه ؛ ابن عماد، همانجاها؛ صریفینی ، ص ٥٥٨).
٢) بسطامی ، اسماعیل بن حسین ، ابوابراهیم برادر ابوعمرو. از زندگی و نحوة تحصیل وی اطلاع دقیقی در دست نیست . وی در فقه ، شعر و ادب ، مهارت زیادی داشته (صریفینی ، ص ١٦٩؛ بولیت ، همانجا) و صاحب دو پسر به نامهای ابوعبدالله محمد و ابوالطیّب سهل بوده است که از زندگی آنها نیز اطلاعی در دست نیست (بولیت ، همانجا).
٣) بسطامی ، عمربن محمدبن حسین ابوالمعالی مؤیّد، محدّث شافعی و زعیم شافعیان نیشابور. وی فرزند ابوعمرو و نوة دختری صعلوکی بود. در نیشابور متولد شد و تحت تربیت پدر و جدّ خود صعلوکی قرار گرفت و نزد مشایخ بزرگی مثل ابومحمد خفّاف ، حاکم نیشابوری ، ابن فورک و دیگران علم آموخت (صریفینی ، ص ٥٥٨؛ ذهبی ، ج ١٨، ص ٤٢٤). دوران زعامت ابوالمعالی بسیار کوتاه بود و بر اثر تغییراتی که در حکومت سلاجقه روی داد، او نیز معزول گردید. ابوالمعالی ، دختر سیدابوالحسن محمدبن علی همدانی را به همسری برگزید و «بسطامی »های سیّدی از اعقاب وی و ثمرة این ازدواج اند (بولیت ، ص ١١٩). از شاگردان ابوالمعالی می توان از نوه اش هبة الله سهل سیّدی ، وجیه شمّامی ، زاهر شمّامی نام برد. ابوالمعالی در ٤٦٥ درگذشت (صریفینی ؛ ذهبی ، همانجاها).
٤) بسطامی ، هبة الله بن محمد (موفّق ) محدث و زعیم شافعیان نیشابور. وی برادر ابوالمعالی بود و در نیشابور متولّد شد؛ مثل برادرش تحت تربیت پدر و جدّ خود قرار گرفت و به نحو شایسته ای پرورش یافت ، به طوری که در اوایل جوانی عهده دار زعامت شافعیان شد و بزرگان شافعی چون ابواسحاق اسفراینی ، ابوطاهر زیادی ، که موفق از «اتباع » آنها بود، مقام علمی وی را تأیید کردند (سبکی ، ج ٥، ص ٣٥٥؛ صریفینی ، ص ٧٢٥؛ بولیت ، همانجا). موفّق مدت بیست سال زعامت شافعیان را عهده دار بود. هنگامی که سلاجقه بر غزنویان پیروز شدند، موفّق زعیم شافعیّه بود (بولیت ، همانجا). ظاهراً از گفتة ابن اثیر (ج ١٠، ص ٣١) چنین برمی آید که موفّق در دستگاه سلجوقیان نیز دارای ارج و حرمت بوده است . موفّق در ٤٤٠ درگذشت (سبکی ؛ صریفینی ، همانجاها).
٥) بسطامی ، محمدبن هبة الله (ابوسهل ) قاضی ، فقیه ، مدرس و زعیم شافعیان . در ٤٢٣ در نیشابور متولد شد و نزد مشایخ عصر خود، مثل عبدالرحمان بن حمدان نَصروی و ابی حسّان مُزکّی و دیگر مشایخ بغداد و خراسان علم آموخت (سبکی ، ج ٤، ص ٢٠٨ـ٢٠٩؛ صریفینی ، ص ٨١). هنگامی که ابوسهل در بغداد مشغول تحصیل بود، پدرش موفّق درگذشت . ابوسهل به نیشابور برگشت ؛ در آن زمان هفده ساله بود (بولیت ، ص ١٢١). بزرگان و علمای شافعی با اصرار از او خواستند که زعامت شافعیّه را بپذیرد، و ابوالقاسم قشیری مقدمات زعامت ابوسهل را فراهم کرد و بعد از معرفی او به عنوان زعیمِ شافعیان ، از همه درخواست بیعت شد؛ از سلطان طغرل سلجوقی نیز درخواست اجابت شد و پس از اجابت او، لقب جمال الاسلام به وی داده شد و خاصّ و عامّ زعامت او را قبول کردند، به حدّی که مورد حسادت بزرگان قرار گرفت . بدین سبب ، با وی از درِ دشمنی درآمدند و نزد سلطان چنین وانمود کردند که ابوسهل و یارانش پیرو کلام اشاعره اند. ابوسهل از تدریس و خطابه منع گردید و شافعیان در مضیقه قرار گرفتند و اشخاصی از بزرگان شافعی مثل ابوالقاسم قشیری و ابوالفضل فراتی دستگیر شدند و افرادی مثل امام الحرمین جوینی و ابوسهل تحت تعقیب قرار گرفتند. ابوسهل پس از این تعقیب متواری شد و به نواحی باخرز رفت و سپاهی از یاران خود را، که عالم به فنون جنگ بودند، گرد آورد و با سپاهیان به دروازة شهر نیشابور رسید و درخواست آزادی بندیان را نمود. پس از روبرو شدن با ردّ درخواست خود، شبانه به قصد آزاد کردن بندیان عزم ورود به شهر کرد، والی شهر آمادة نبرد شد و در این نبرد ابوسهل دستگیر و پس از مصادرة اموال و مدتی زندانی شدن ، تبعید گردید. ابوسهل در ٤٥٦ درگذشت (سبکی ؛ بولیت ، همانجاها).
٦) بسطامی ، سیدبن هبة الله ، ابوعمر، زعیم شافعیان نیشابور. وی برادر ابوسهل بود، در نیشابور متولد شد و نزد مشایخی همانند کنجروزی ، ابی حفص و دیگران علم آموخت . وی در ٥٠٢ درگذشت (صریفینی ، ص ٣٧٣؛ سبکی ، ج ٧، ص ٩٣؛ ذهبی ، ج ١٨، ص ١٠٢) و به نوشتة بولیت (ص ١٢٣) ظاهراً بسیار جوانتر از برادرش ، ابوسهل ، بوده است .
٧) بسطامی ، موفق هبة الله . وی تنها فرزند ابوسهل بود. در نیشابور زاده شد، و در همانجا علم آموخت . متّفق جوزقی را از ابوالقاسم مغربی ، مسند ابی عوانه را از ابوالقاسم قشیری ، صحیح بخاری را از حفصی شنید. از آنجا که در جوانی ، در ٤٧٩، درگذشت ، توفیق روایت حدیث را نداشته است (صریفینی ، ص ٦٩٨).
٨) بسطامی هبة الله بن سهل بن عمر، معروف به سیّدی ، پیشوای شافعیان و محدث نیشابور. در ٤٤٣ در نیشابور متولد شد. از آنجا که نوة دختری سیدابوالحسن همدانی بود، به سیّدی معروف شد. وی از بزرگانی مثل عمربن سرور، عبدالغافر فارسی ، ابویَعْلی صابونی ، ابوبکر بیهقی علم آموخت . از جمله شاگردان سیّدی ، ابن عساکر و سمعانی بوده اند. وی همچنین به ابوالقاسم بن حَرَسْتانی اجازة نقل حدیث داده است . از سمعانی نقل شده است که سیّدی فقیه و عالم بود، لیکن به علّت تنگ خُلقی روایت حدیث نمی کرد و محدّثان را هم دوست نداشت . سیّدی در ٥٣٣، درگذشت (سبکی ، ج ٧، ص ٣٢٦ـ٣٢٧؛ ذهبی ، ج ٢٠، ص ١٤ـ١٥).
٩) بسطامی عبدالملک بن هبة الله ، پیشوای شافعیان نیشابور. وی فرزند هبة الله و نوة دختری امام الحرمین جوینی بوده است و در نیشابور زاده شد. از جزئیّات زندگی و نحوة تحصیل او اطلاعی در دست نیست جز اینکه سبکی (ج ٧، ص ١٩٠) به نقل از سمعانی می نویسد : عبدالملک از زعمای شافعیه بوده و شخصیت علمی داشته و همراه سمعانی نزد جَدّ خود هبة الله سماع حدیث می کرده است . سبکی از سمعانی نقل کرده که وی در ٥٣٢ در بغداد خبر درگذشت عبدالملک را شنیده است ؛ اما سبکی یادآوری کرده است که این سال ، زمان درگذشت جد عبدالملک ، هبة اللّه است (همانجا). بنابراین ، ظاهراً سال مرگ او ٥٥٦ است که بولیت (ص ١٢٧) نوشته است .
١٠) بسطامی ، حسین بن هبة الله (مؤیّد موفقی ). وی برادر عبدالملک و نوة دختری امام جوینی بود. از زندگی و نحوة تحصیل او اطلاع دقیقی در دست نیست جز اینکه وی را فقیه و پیشوای شافعیان در زمان درگیری سلطان سنجر با غزها دانسته اند. وی در همین درگیریها، زمانی که یکی از سرداران سلطان سنجر به نام آی ابه در صدد بازپس گیری نیشابور از غزها بود، براثر پرتاب سنگ از منجنیق کشته شد. سال مرگ او که آخرین فرد معروف خاندان بسطامی بود، ٥٥٦ ثبت شده است (ابن اثیر، ج ١١، ص ٢٧٧ـ ٢٧٨؛ بولیت ، ص ٧٨).
از افراد غیرمعروف این خانواده عبدالله بن عمربن محمد، ابوبکر است . وی فرزند دیگر مؤیّد ابوالمعالی بود که در پیش پدر خود سماع حدیث کرد (صریفینی ، ص ٤٤٨). ابوبکر دارای دو پسر بود که در بیهق و خسروجرد اقامت داشتند : یکی ابوالحسن که نزد امام الحرمین جوینی دانش آموخت و سمت قاضی بیهق را داشت و در ٥٣٢، درگذشت ؛ دیگری ابونصر مؤیّد که در ٥٢٧، درگذشته است (بولیت ، ص ١٢٦ـ١٢٧). عایشه ، دختر محمدبن حسین و خواهر مؤید و موفق ، نیز از افراد غیر مشهور خاندان بسطامی است . وی از خفاف و دیگران روایت کرده و اسماعیل بن مؤذن ، زاهر شمامی ، وجیه شمامی و محمدبن حمّویه از او روایت کرده اند (ذهبی ، ج ١٨، ص ٤٢٥؛ برای نمودار سلسله نسب خاندان بسطامی رجوع کنید به بولیت ، ص ١٢٨ـ١٣١).
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٩ـ١٤٠٢/١٩٧٩ـ١٩٨٢؛
(٢) ابن عساکر، تبیین کذب المفتری ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٣) ابن عماد، شذرات الذّهب فی اخبار من ذهب ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٤) ابن قاضی شهبه ، طبقات الشّافعیّة ، چاپ حافظ عبدالعلیم خان ، بیروت : دارالنّدوة الجدیدة ، ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٥) احمدبن علی خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، مدینه ( بی تا. ) ؛
(٦) محمدبن احمد ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ١٧، ١٨، ٢٠، چاپ شعیب ارنؤوط و محمدنعیم عرقسوسی ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٧) عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ، چاپ محمود محمدطناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(٨) ابراهیم بن محمد صریفینی ، تاریخ نیسابور : المنتخب من السیاق ، قم ١٣٦٢ش ؛
(٩) R. W. Bulliet, The patricians of Nishapur: a study in medieval Islamic social history , Cambridge, Mass., ١٩٧٢.
/ عبدالله کیانی فرید /