دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٣٨
شاهدی ابراهیم دده ، ادیب و صوفی عثمانی در قرن نهم و دهم.بیشترین گزارش از زندگی شاهدی مطالبی است که خود او در کتاب گلشن اسرار بیان کرده است (گولپینارلی، ص١٧٤).
شاهدی در ٨٧٥ در مغله متولد شد. پدرش ،خدایی¬صالح (متوفی ٨٨٥) ،که در ایران تحصیل کرده و به زبان فارسی مسلط بود، زعامت زاویۀ سیدکمال را در شهرمغله بر عهده داشت. شاهدی زبان فارسی را نزد پدر فرا گرفت. در ده سالگی پدر خود را از دست داد و به وصیت او، شاگرد یک صوفی ابریشم¬فروش شد،اما این کار را دوست نداشت و مشتاق تحصیل بود(ثریا، ج٣، ص ١٣٢؛ گولپینارلی، ص ١٧٥).
وی در اوان جوانی برای تحصیل به استانبول رفت و وارد مدرسۀ فاتح آن شهر و سپس مدرسۀ ییلدرم خانِ بورسا / بروسه شد. بعد از مدتی، تحصیل را رها کرد و به زادگاه خود بازگشت. در مغله به شیخ بدرالدین، از خلفای شیخ وفا و از مشایخ طریقت زینیه ،انتساب جست و نزد او تفسیر خواند (گولپینارلی، ص ١٧٦؛ اونگورن، ص ٢١٢).
در ٢٤ سالگی به همراه شخصی از مولویان به نام فنایی (متوفی ٩٢٥) به لاذقیه (دنیزلی کنونی) رفت و در آنجا دست ارادت به فانی دده (متوفی ٩١٠) ،شیخ مولوی¬خانۀ آنجا، داد. بعد از آن مرید پاشا چلبی ،از نوادگان مولانا، شد و به قره¬حصار رفت و تدریس به پسر او، امیر عادل، را برعهده¬ گرفت (گولپینارلی، ص١٧٧؛ آچیق گوز، ص ١٥ - ١٦). بعد از سفری به مغله برای دیدار مادر، به همراه فردی ایرانی ،که او را بابا عجم می نامید، در کوتاهیه به خدمت دیوانه محمد چلبی* رسید و آنچه را که سالها به دنبالش بود نزد او یافت و شیفته و مرید وی گشت (گولپینارلی، ص ١٤٢؛ اونگورن، ص٢١٢).
ظاهراً بعد از مرگ چلبی، شاهدی به مغله برگشت و شیخ مولوی¬خانۀ آنجا شد و تا پایان عمر در همان شهر به سر برد (عاشق چلبی، گ ٢٢٤پ؛ ثاقب دده، جزء٢، ص ١٥؛ گولپینارلی، ص ١٧٨). به نوشتۀ اونگورن (ص ٢١٣) ،شاهدی در مغله در دو زاویه به تبلیغ طریقت مولوی پرداخته است، یکی زاویۀ سید کمال و دیگری زاویۀ شمس¬الدین. بعد از او نیز در یکی از آنها پسرش شهودی و در دیگری فردی با نام سیدقاسم فعالیت داشتند.
اولیا چلبی (متوفی ١٠٩٥) در سیاحتنامۀ خود (ج٩، ص٢٠١) از مدرسۀ (معلم¬خانه) شاهدی در مغله خبر داده که در ٩٥١ تأسیس شده بوده است و در زمان وی بیش از هزار کودک در آن مشغول به تحصیل بوده¬اند.
شاهدی در ٩٥٧، بعد از آنکه شهودی را خلیفۀ خود کرد و روانۀ مغله ساخت، در قره¬حصار درگذشت و در همانجا دفن شد (ثاقب دده، جزء٢، ص١٨؛ بروسه لی، ج١، ص٩٢).
در منابع از دو پسر شاهدی سخن رفته است: یکی حسام الدین افندی (متوفی١٠٢٦) که منظومه¬ای در بیان قواعد زبان فارسی و کتابی به نام غرر القواعد در دستور زبان عربی دارد (بروسه لی، ج١، ص٩٤؛
آچیق گوز، ص٣٦). دیگری شهودی (متوفی١٠٠٠) که بیش از چهل سال زعامت مولوی-خانۀ مغله را بر عهده داشت (بروسه لی، ج٢، ص٢٥٩) .به نظر ثاقب دده (همانجا)، مزار منسوب به شاهدی در مغله قبر شهودی است.
شاهدی در کنار فعالیتهای طریقتی خود، آثاری نیزداشته ، از آن جمله است :
١) تحفه شاهدی (مغله ٢٠٠٥میلادی)، لغتنامۀ منظوم فارسی ـ ترکی ، که شاهدی آن را در ٩٢١ به تقلید از تحفه حسام و با هدف فهم صحیح مثنوی مولوی سروده است. این اثر به زبانهای عربی و رومی ترجمه (بروسه لی، ج١، ص ٩٣) و شرحهای بسیاری بر آن نوشته شده است (گولپینارلی، ص ١٨١؛
آچیق گوز، ص ١٨ - ١٩؛
برای برخی از شرحهای آن رجوع کنید به فهرس المخطوطات الفارسیه، ج١، ص ٦١، ٦٦ ـ٦٧، ١١١، ٣١٨ ـ٣٢٠ ، ج٢، ص ١٤٦)
٢) گلشن توحید (مشهد ١٣٧٢ش)، منظومه¬ای به فارسی در شرح مثنوی. شاهدی در این منظومه از هر دفتر مثنوی صد بیت انتخاب کرده و هر بیت را با پنج بیت از خود شرح و تفسیر کرده است. تأثیر جزیرۀ مثنوی اثر یوسف سینه¬چاک آشکارا در آن دیده می شود (گولپینارلی، ص ١٧٩ -١٨٠).
٣) گلشن وحدت (آنکارا١٣٧٥ش/ ١٩٩٦)، منظومه¬ای به ترکی در ٤٥٧ (و به قولی ٤٩١) بیت ،به طرز و وزن مثنوی و متأثر از منطق الطیر عطار و گلشن راز شبستری. شاهدی در مقدمۀ فارسی اثر بیان می¬دارد همان¬طور که عطار در منطق الطیر، سیمرغ را به مکالمه با دیگر مرغان واداشت و مقصود او بیان حقیقت بود، من نیز در این کتاب رشتۀ سخن را به زلف، رخ، ریش، خال، چشم، ابرو و دهان داده¬ام (گولپینارلی، ص ١٧٩؛
آچیق گوز، ص ٢١).
٤) گلشن اسرار، منظومه¬ای فارسی که بزرگ¬ترین و با ارزش¬ترین اثر شاهدی به شمار می¬آید و حاوی شرح احوال او و پدرش، همچنین ویژگیهای دیوانه محمد چلبی و پاره¬ای از خصوصیات مولویه است. گلشن اسرار به سبب بیان رفتارهای خارج از شریعت مولویانِ شاخۀ شمسیه، همچون باده¬خواری و استعمال افیون، از سوی مولویان امحا شده و یا مخفی نگه داشته شده ؛
از این رو، نسخ اندکی از آن باقی است. نوری شیمشکلر آن را به عنوان رسالۀ دکتری تصحیح کرده است (گولپینارلی، ص ١٨٠؛
آچیق گوز، ص ٢٢).
٥) دیوان ترکی، دربر دارندۀ بیش از یکصد سرودۀ صوفیانۀ شاهدی . مصطفی چیپان آن را به عنوان رسالۀ دورۀ کارشناسی تصحیح کرده است. سروده¬های شاهدی به لحاظ عروض و قافیه مشکل چندانی ندارند،اما ازحیث صور خیال جز تقلیدی از گذشتگان نیستند (آچیق گوز، ص٢٢ ، ٣٥). به نظر گولپینارلی (ص١٨٣) ،شاهدی در ساختن شعر ترکی موفق¬تر و در زبان فارسی ناتوان بوده است(برای دیگر آثار شاهدی رجوع کنید به ثاقب دده، جزء٢، ص١٦ -١٧؛
گولپینارلی، ص ١٨١ـ ١٨٤).
منابع:
(١) محمدطاهر بروسه¬لی، عثمانلی مولفلری، استانبول ١٣٣٣ـ١٣٤٢؛
(٢) ثاقب مصطفی دده، سفینة نفیسة مولویان، مصر ١٢٨٣؛
(٣) محمد ثریا، سجل عثمانی، استانبول استانبول ١٣٠٨ـ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٤) ابراهیم دده شاهدی، گلشن توحید (شرح مفردات مثنوی)، تصحیح محمدحسین خسروان و رضا اشرف زاده، مشهد ١٣٧٢؛
(٥) عبدالباقی گولپینارلی، مولویه پس از مولانا، ترجمه توفیق ه. سبحانی، تهران ١٣٦٦ش؛
(٦) محمد عاشق چلبی، مشاعرالشعراء، یا، تذکرة عاشق چلبی، چاپ جی .ام. مردیت اوسن، لندن١٩٧١؛
(٧) فهرس المخطوطات الفارسیه، قاهره ١٩٦٧؛
(٨) Namik Açıkgöz, Şahidi ve Muğla'da Mevlevilik, Muğla ٢٠٠٨;
(٩) Evliya Çelebi, Seyahetnamesi, İstanbul ١٩٣٥;
(١٠) Reşat Öngören, Osmanlılarda Tasavvuf, İstanbul ٢٠٠٣.
/ زهرا اکبرپور /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٠٨/٠٨/١٣٨٩