دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٧٠٩
تفسیر سورآبادی ، تفسیر کهن قرآن کریم به فارسی نوشتة ابوبکر عتیق بن محمد هروی نیشابوری ، معروف به سورآبادی یا سوریانی ، مفسر کرّامی در قرن پنجم .
از تاریخ تولد سورآبادی و جزئیات زندگی او اطلاعی در دست نیست . صَریفینی (ص ٦١١) از او با عنوان «عتیق بن محمد سوریانی » و «شیخ طائفه ابی عبداللّه در نیشابور» یاد کرده است . در آن دوران کنیة ابی عبداللّه بیشتر به محمدبن کرّام ، بنیانگذار فرقة کرّامیه ، اطلاق می شده است (شفیعی کدکنی ، ص ٧٦).
در نسخه های مختلف این تفسیر، از او با عناوین ابوبکر عتیق بن محمد سورابانی / سوریانی / سورابادی ، ابوعبداللّه عتیق محمد نیسابوری معروف به سورابادی و ابوبکر عتیق محمدبن منصور سورابادی یاد شده است (سورآبادی ، ١٣٦٥ش ، مقدمة مهدوی ، ص ٦، ٨ ـ ١١). مشخص نیست که اصل او از کجاست . نام روستا یا محلی به نام سورآباد در منابع نیامده ، اما سوریان از روستاهای نیشابور در منابع دیده شده و احتمالاً تداول ختم اسامی شهرها و روستاها به کلمة «آباد» باعث تبدیل «سوریان » به «سورآباد» شده است (یاقوت حموی ، ذیل «سوریان »؛
سورآبادی ، ١٣٦٥ ش ، همان مقدمه ، ص ١٤ـ ١٥). علی فاضل (ژنده پیل ، یادداشتها، ص ٢٢٨ـ ٢٢٩) او را از «زورآباد»، روستایی در نزدیکی تربت جام و هرات ، دانسته و گفته است که زورآباد همان سورآباد است که بتدریج بر اثر کثرت استعمال یا از طریق ابدال حرف ز به س به این صورت در آمده است . یاقوت حموی (ذیل «زورَابَذ») نیز از «زورَابَذ» یاد کرده که روستایی در نیشابور بوده است .
در انتساب سورآبادی به هرات که در برخی منابع به آن اشاره شده است ( رجوع کنید به حمداللّه مستوفی ، ص ٦٩٤؛
حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٤٤٠، ٤٤٩؛
بغدادی ، ج ١، ستون ٦٥١)، دلیل قاطعی در دست نیست . شاید وجود برخی ویژگیهای زبانیِ متعلق به لهجة هرات است ، موجب این انتساب شده باشد (سورآبادی ، ١٣٦٥ ش ، همان مقدمه ، ص ١٥ـ ١٦). احمد بهمنیار نیز او را از شوذَبان ، از روستاهای هرات ، دانسته است (بیهقی ، ص ٢٤٨، پانویس ٤؛
نیز رجوع کنید به یاقوت حموی ، ذیل «شوذبان »).
در نسخة قونیه از تفسیر سورآبادی (ذیل آیة اول از سورة انبیاء) آمده که از زمان وحی تاکنون چهارصد و هفتاد و اندی سال گذشته و هنوز قیامت نشده است (سورآبادی ، ١٣٦٥ش ، همان مقدمه ، ص ١٧). با توجه به این سخن ، می توان گفتة حمداللّه مستوفی (همانجا) را که سورآبادی معاصر الب ارسلان سلجوقی (حک : ٤٥٥ـ ٤٦٥) بوده است ، پذیرفت .
صریفینی (همانجا)، سورآبادی را عابد و مجتهد و فاضل خوانده و وفات او را در صفر ٤٩٤ ذکر کرده است .
نام تفسیر سورآبادی در برخی نسخه های خطی موجود، «تفسیرالتفاسیر» آمده است . این اثر، بر مبنای نسخ خطی موجود، تفسیری بزرگ است که ظاهراً به هفت سُبع تقسیم شده است . تفسیر با حمد خدا و نعت رسول اکرم آغازمی شود، سپس مقدمه ای در بارة تفسیر می آید و سبب فارسی بودن آن و اینکه مفسر به روایت کدامیک از راویان اعتماد کرده است ، شرح داده می شود، سپس از سورة حمد تا انتهای سورة ناس ترجمه و تفسیر می گردد.
سورآبادی در بارة سبب به فارسی نوشتن این تفسیر گفته است که از او خواسته اند تا نفع آن عامتر باشد و افزوده است که اگر آن را به عربی می نوشتم ، باید معلمی آن را درس می داد، در حالی که قرآن را به هیچیک از الفاظ عربی بهتر از الفاظ خود قرآن ، نمی توان بیان کرد (سورآبادی ، ١٣٦٥ ش ، همان مقدمه ، ص ٦ـ٧؛
همو، ١٣٨١ ش ، ج ١، ص ٧).
سورآبادی در ابتدای هر سوره ، عنوان و تعداد آیات و کلمات و حروف و محل نزول و فضیلت آن را آورده و در تفسیر آیات گاهی تمام یک آیه را یک جا، و گاه به صورت جزء جزء، نقل و ترجمه و تفسیر کرده و به مناسبتهای مختلف به اخبار و روایات و اقوال مفسران و راویان اشعار عربی استناد نموده است . او همچنین قصص مربوط به آیات را، گاهی به مناسبت یک آیه یا شأن نزول آن و گاهی در ضمن ترجمه و تفسیر آیات ، آورده و پس از ترجمة برخی آیات ، سؤال و جوابی آورده است که ناظر به مشکلی از آن آیه است (١٣٦٥ ش ، همان مقدمه ، ص ٥ ـ ٦؛
برای نمونه ای از سؤال و جوابها رجوع کنید به سورآبادی ، ١٣٤٥ ش ، ص ١١١، ٣٢٤، ٣٢٦).
سورآبادی در تفسیر خود از محمدبن کرّام با احترام نام برده و از وی سخنانی نقل کرده است (١٣٤٥ ش ، ص ١٥، ٤١٥). وی از دیگر رجال کرّامیه نیز مطالبی آورده ، از جمله از ابوعمرو مازَلی ، ابوسهل اَنماری ، محمد صابر، اسحاق مَحْمَشاذ و بویژه محمدبن هَیْصَم که گاه از کتاب فنون او، نیز یاد کرده است (همان ، ص ٣٤، ٥١، ٥٣، ٨٩، ١٠٠، ١١١، ٢٠٩، ٢٢٤، ٣١٣، ٤١٥ـ٤١٦؛
همان ، ١٣٥٣ ش ، ج ١، ص ٦، ٣٦، ٨٦، ١٠٢، ١٠٤، ١١٦، ١٢٥). او در ذیل آیة نوزدهم سورة احزاب به بحثی از عقاید مهم کرّامیه در بارة ایمان منافق اشاره کرده است (١٣٤٥ ش ، ص ٣١٢). بر خلاف این تصور که کرّامیه را اهل تشبیه و سورآبادی را کرّامی دانسته اند، سورآبادی در این
تفسیر مشبّهه را لعن کرده است (همان ، ص ١١١؛
شفیعی کدکنی ، ص ٦٩).
سورآبادی در مواردی به ابیات و سخنانی از امام علی ، امام حسین ، امام صادق و امام رضا علیهم السلام اشاره نموده و احادیثی از پیامبر اکرم در بارة فضل اهل بیت و دوستی علی علیه السلام و نهی از دشمنی با او نقل کرده است . او در ذیل آیة تطهیر نیز روایاتی آورده که بر مبنای آنها مراد از اهل بیت پیامبر اکرم ، امام علی ، حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السلام اند. او همچنین در بخشی از تفسیر به ذکر فضائل ابوبکر، عمر، عثمان و علی علیه السلام پرداخته است (١٣٣٨ ش ، ج ٢، ص ٨٦٨، ٨٧٠ ، ٨٧٨، ١٤١٨ـ١٤١٩؛
همو، ١٣٤٥ ش ، ص ٣٢٧ـ ٣٢٨، ٤٠٥ـ ٤١٦).
نثر فارسی تفسیر سورآبادی و ترجمة او از قرآن ، از نمونه های فصیح و عالی نثر فارسی و پر از لغات و اصطلاحات فارسی دری است که سورآبادی برای عبارات و ترکیبات قرآنی بر گزیده است (صفا، ج ٢، ص ٩٠٢؛
صباغیان ، ص ١١ـ١٤). احمد جام نامقی ، مشهور به ژنده پیل (متوفی ٥٣٦)، در مفتاح النجات (ص ١٠٣) از تفسیر سورآبادی نام برده است . این تفسیر از منابع حُبَیش تفلیسی ( رجوع کنید به ص ١) در تألیف کتاب وجوه قرآن بوده است .
بخشهایی از تفسیر سورآبادی در ١٣٤٥ ش به همت پرویز ناتل خانلری و در ١٣٥٣ ش به همت مجتبی مینوی ، به صورت چاپ عکسی از نسخة خطی ، منتشر شده است . همچنین ترجمه و قصه های قرآن از روی نسخة موقوفة تربت شیخ جام ، مبتنی بر تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری ، به اهتمام یحیی مهدوی و مهدی بیانی در ١٣٣٨ ش به چاپ رسیده است . قصه های این اثر با عنوان قصص قرآن مجید، برگرفته از تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری مشهور به سورآبادی به کوشش یحیی مهدوی برای نخستین بار در ١٣٤٧ ش چاپ شده است . قسمت تفسیر سورة یوسف این تفسیر را پرویز ناتل خانلری با عنوان یوسف و زلیخا بارها در تهران منتشر کرده است . محمدجاوید صباغیان ، در ١٣٦٨ ش مجموع قصه های این تفسیر را با عنوان فرهنگ ترجمه و قصه های قرآن مبتنی بر تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری به چاپ رسانده است . ویرایشی جدید از قصه های این تفسیر را نیز جعفر مدرس صادقی با نام تفسیر عتیق نیشابوری در ١٣٨٠ ش منتشر کرده است .
تفسیر سورآبادی ، به صورت کامل به همت علی اکبر سعیدی سیرجانی تصحیح و در ١٣٨١ ش منتشر شده است .
منابع :
(١) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ١، در حاجی خلیفه ، ج ٥؛
(٢) علی بن زید بیهقی ، تاریخ بیهق ، چاپ احمد بهمنیار، تهران ١٣٤٥ ش ، چاپ افست ١٣٦١ ش ؛
(٣) حبیش بن ابراهیم تفلیسی ، وجوه قرآن ، چاپ مهدی محقق ، تهران ?( ١٣٤٠ ش ) ؛
(٤) حاجی خلیفه ؛
(٥) حمداللّه مستوفی ، تاریخ گزیده ؛
(٦) احمدبن ابوالحسن ژنده پیل ، مفتاح النجات : متن عرفانی به زبان فارسی ، چاپ علی فاضل ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٧) عتیق بن محمد سورآبادی ، ترجمه و قصّه های قرآن ، از روی نسخة موقوفه بر تربت شیخ جام مبتنی بر تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری ، چاپ یحیی مهدوی و مهدی بیانی ، تهران ١٣٣٨ ش ؛
همو، تفسیر سورآبادی ، چاپ عکسی از
(٨) روی نسخه ای کهن ، ج ١، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٩) همان ، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی ، تهران ١٣٨١ش ؛
(١٠) همان : تفسیر قرآن کریم ، عکس نسخة مکتوب به سال ٥٢٣ هجری قمری محفوظ در کتابخانة دیوان هند (لندن )، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(١١) همو، قصص قرآن مجید ، برگرفته از تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری مشهور به سورآبادی ، چاپ یحیی مهدوی ، تهران ١٣٦٥ش ؛
(١٢) محمدرضاشفیعی کدکنی ، «چهرة دیگر محمدبن کرام سجستانی در پرتو سخنان نویافته از او»، در ارج نامة ایرج : به پاس نیم قرن سوابق درخشان فرهنگی و دانشگاهی استاد ایرج افشار ، ج ٢، به کوشش محسن باقرزاده ، تهران : توس ، ١٣٧٧ ش ؛
(١٣) محمدجاوید صباغیان ، فرهنگ ترجمه و قصه های قرآن مبتنی بر تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری ، مشهد ١٣٦٨ ش ؛
(١٤) ابراهیم بن محمد صریفینی ، تاریخ نیسابور: المنتخب من السیاق ، چاپ محمدکاظم محمودی ، قم ١٣٦٢ ش ؛
(١٥) ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج ٢، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٦) یاقوت حموی .
/ محسن معینی /