دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٦٠
ابویعقوب نهرجوری، ، ابویعقوب نهرجوری، از علما و عرفای قرن چهارم. نام وی اسحاق و نام پدرش محمد بود. او به نهرجور، قریهای میان اهواز و میزان (میسان)، منسوب است (سلمی، ص٣٧٨؛ یاقوت حموی، ج ٤، ص٨٣٨؛ صفیالدین بغدادی، ج٣، ص١٤٠١).
از زندگی وی اطلاع چندانی در دست نیست، همین قدر میدانیم که سالها در مکه مجاور بود و در آنجا از دنیا رفت (قشیری، ص٤٣٨؛ عطار، ص٥٠٦؛ جامی، ص١٣١). اورا از علمای مشایخ دانسته اند. درمنابع به استادان وی در علوم دینی اشارهای نشده است، اما در تصوف، برخی او را شاگرد ابویعقوب سوسی دانستهاند (انصاری، ص ٣٥٢؛ جامی، همانجا). گفته شده است که سلسله ارادت نهرجوری در تصوف، با چهار واسطه، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میرسد. این واسطه ها عبارت اند از: ابویعقوب سوسی، عبدالواحدبن زید، کمیلبن زیاد و علی علیه السلام (ابن ملقّن، ص٥٠٢). او مصاحب جنید و عمروبن عثمان مکّی بود (سلمی؛ قشیری، همانجاها ؛ ابنخمیس، ج٢، ص٧٢٤). در مكه با گروهی از عرفا در موضوعات عرفانی حلقۀ گفتگو داشت ، از جمله با ابوعمر زجاجی، ابوبكر كتانی و مرتعش ( سلمی، ٤٣١؛ ابنخمیس، ج٢، ص٧٨٣). برخی از صوفیه، از جمله ابنخفیف و ابوعثمان مغربی، نیز وی را درک کرده بودند(سلمی ٤٧٩؛ قشیری، ص ٤٣٤، هجویری، ٢٤٠).
برخی از دیدار نهرجوری با حلاج در مکه سخن گفتهاند. از این میان، اغلب معتقدند که نهرجوری، حلاج را انکار کرده است (دیلمی، ص٧٣-٧٢؛ شوشتری، ج٢، ص٣٦؛ نیز رجوع کنید به حلاج*). فقط هجویری (ص١٨٩) گفته است كه حلاج نزد نهرجوری مقبول بود . همچنین اگر گزارشهای كتاب اخبار الحلاج (ص٤٠-٤١) درست باشد، به نظر می رسد که ابتدا نهرجوری با دیدن خرق عادتی از حلاج، او را انکار کرده و عمل او را ساحری دانسته، اما بعد ها معتقد شده که از کرامات حلاج بوده است.
از نهرجوری اثر مکتوبی بر جای نمانده است، اما کلاباذی (ص٣١) وی را از بزرگانی خوانده که در نشر علوم اشارت (علوم باطنی) کتابها و رسایلی داشتهاند. از نهرجوری اقوال و حكایات و دو بیت شعر در سِر قدر و علم ازلی حق و عذر تقصیر به درگاه خداوند باقی مانده است (سلمی، ص٣٨١؛ انصاری، ص٣٥٣؛ ابنخمیس، ج٢، ص٧٢٦؛ برای تفسیر این شعر رجوع کنید به معصوم علیشاه، ج٢، ص٩٨-٩٩). براساس اقوال او، مؤلفه های اصلی عرفان وی، تأكید بر صدق و اخلاص، ندیدن علم و عمل نیك خود، تقوا، توكل و ترك دنیا بوده است (انصاری، ص٣٥٢-٣٥٣؛ قشیری، ص١٦٥، ٤٣٨؛ ابنخمیس، ج٢، ص٧٢٥، ٧٢٨-٧٢٩؛ جامی، ص١٣١-١٣٢). عطار (ص٥٠٧) عبارتی از نهرجوری بدین مضمون نقل کرده که اصل سیاست کم خوردن است و کم خفتن و کم گفتن و ترک شهوات کردن، که تا حدی شیوۀ او را در سیر و سلوک نشان می دهد. وی در سلوك الی الله به این امور نیز توصیه كرده است: دوری از جاهلان، مصاحبت با علما ، عمل كردن به علم و دوام ذكر (ابنخمیس، ج٢، ص٧٢٩؛ عطار، ص٥٠٩). از نظر وی عارفترین مردم به خدا كسی است كه حیرت او در حق بیشتر باشد (سلمی، ص٣٨٠؛ جامی، ص١٣٢).
نهرجوری در ٣٣٠، در دورۀ خلافت مقتدر عباسی، درگذشت (سلمی، ص٣٧٨؛ جامی، ص١٣١؛ حمدالله مستوفی، ص ٦٥٢).
منابع :
(١) ابنخمیس، مناقب الابرار و محاسنالاخیار، ج ٢، چاپ محمد ادیب جادر، امارات العربیه المتحده ١٤٢٧/ ٢٠٠٦؛
(٢) ابن ملقّن، طبقات الاولیاء، چاپ نورالدین شریبه، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦م؛
(٣) عبداللّهبن محمد انصاری، طبقاتالصوفیه، چاپ محمد سرور مولایی، تهران ١٣٨٦ش؛
(٤) عبدالرحمانبن احمد جامی، نفحات الانس من حضرات القدس، چاپ محمود عابدی، تهران ١٣٨٦ش؛
(٥) حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده؛
(٦) علیبن محمد دیلمی، سیرت شیخالكبیر ابوعبدالله ابنخفیف شیرازی، ترجمۀ رکنالدین یحییبن جنید شیرازی، چاپ آنهماری شیمل، تهران ١٣٦٣ش؛
(٧) محمدبن حسین سلمی، طبقاتالصوفیه ، چاپ نورالدین شریبه ، حلب ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٨) نوراللهبن شریف الدین شوشتری، مجالسالمؤمنین ، تهران ١٣٥٤ش؛
(٩) صفیالدین بغدادی، مراصدالاطلاع، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(١٠) محمدبن ابراهیم عطار ، تذکرة الاولیاء، چاپ محمد استعلامی، تهران ١٣٧٨ش؛
(١١) عبدالکریمبن هوازن قشیری، الرساله القشیریه، چاپ معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه چی، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٢) كتاب اخبار الحلاج ، چاپ لویی، ماسینیون وب. ك.كراوس، پاریس١٩٣٦؛
(١٣) ابوبکر محمدبن ابراهیم کلاباذی، التعرف لمذهب اهل التصوف، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٦؛
(١٤) محمدمعصومبن زین العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران ١٣٣٩ـ ١٣٤٥ش؛
(١٥) علیبن عثمان هجویری، کشف المحجوب، چاپ محمود عابدی، تهران ١٣٨٣ش؛
(١٦) یاقوت حموی.
/ فاطمه سلیمانی /
تاریخ انتشار اینترنتی : ١٣٩٢/٠٣/٠٥