دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٩٢
حُزنى اصفهانى ، تقیالدین محمد، از شعراى اصفهانى مكتبِ وقوع* در قرن دهم. تاریخ تولد وى مشخص نیست. امین احمد رازى (ج ٢، ص ٩٦٦) نام وى را تقیالدین مَجد ذكر كرده و عبدالرشید (ص ١١٨) او را حرمانِ اصفهانى نامیده است. آذر بیگدلى (بخش ٣، ص ٩٤٠) به جاى حرفى اصفهانى، به اشتباه حزنى را خواهرزاده ملّا نیكى (متوفى ١٠٠٠، سراینده زبدةالافكار) دانسته و برخى از اشعار حرفى را هم با آنكه تخلصش آشكار است، به حزنى نسبت داده است.
حزنى از شاعران زمان شاه طهماسب اول (حك: ٩٣٠ـ٩٨٤) بود و بخشى از سلطنت شاهعباس اول (حك: ٩٩٦ـ١٠٣٨) را نیز درك كرد. او از شاگردان برجسته میرزا مخدومبن میرمیران حسینیصفاهانى بود (اوحدى بلیانى، گ ١٦٥ر؛ واله داغستانى، ج ١، ص ٥٧٥). به گفته انصاریكازرونى (ص ٦٨) حزنى در ٨٧٠ در شیراز به كسب علم و شاعرى پرداخت كه ظاهراً تاریخ آن درست نیست.
حزنى در بیشتر علوم، سرآمد علماى زمان خود بود (اوحدى بلیانى؛ امین احمد رازى، همانجاها). صنایع، فنون و ظرایف شعرى را به خوبى میشناخت و درباره شعراى پیش از خود اطلاعات فراوانى داشت (علّامى، ج ١، ص ١٧٢؛ اسكندر منشى، ج ١، ص ١٨٦). ادیبان و فضلاى آن دوره به وى اقبال فراوانى داشتند و براى حل مشكلات ادبى خویش به وى مراجعه میكردند (اوحدیبلیانى، همانجا؛ تقیالدین كاشى، ج ١، ص ٢٢٤). وى با بسیارى از شاعران حوزه عراق عجم مشاعره و مناظره داشت و آنان رباعیها و غزلهاى وى را ستایش میكردند (رجوع کنید به انصاریكازرونى، تعلیقات قریب، ص ٣٦٢). ملّاحالتى قندهارى از معاشران مشهور او بود (قاطعیهروى، ص ٧٥).
بنابر برخى منابع، حزنى شخصیتى متناقض داشت و گاه زاهد و گاه لاابالى بود (صادقیافشار، ص ١٦٢؛
رجوع کنید به اسكندر منشى، همانجا). نقل است كه وى مجذوب پسركى حلوافروش شد، به طورى كه بیشتر اوقاتش را با او میگذراند. به علاوه، او عطایاى حكام و سلاطین را نامتعارف خرج میكرد و به همین علت، هنگامى كه از سفر قزوین ــكه مدتى در آنجا ساكن شده بودــ به اصفهان بازمیگشت، مالى در اختیار نداشت تا زمستان را بگذراند و سرانجام در ٩٨٧ به سبب تنگدستى راهى هند شد و در لاهور یا در موضع رسول از اعمال پنجاب درگذشت (بداؤنى، ج ١، ص ١٧٢؛
امین احمد رازى؛
اوحدى بلیانى، همانجاها؛
تقیالدین كاشى، ج ١، ص ٢٢٤ـ٢٢٥).
ظاهراً نظر تقیالدین كاشى (ج ١، ص ٢٢٥) مبنى بر اینكه حزنى در ٩٨٩ به خدمت محمدقلى قطبشاه، از شاهان سلسله قطب شاهیه، رسیده، یا در زمان فترات هرات ملازم اكبرشاه بوده (صدیق حسنخان، ص ١٢٣)، نادرست است.
از حزنى دیوانى برجاى نمانده، اما اشعارى پراكنده به شیوه شاعران مكتب وقوع، در تذكرهها از او نقل شده است (مثلاً رجوع کنید به صادقیافشار، ص ١٦٢ـ١٦٤؛
والهداغستانى، ج ١، ص ٥٧٥ـ٥٧٦).
منابع :
(١) لطفعلیبن آقاخان آذربیگدلى، آتشكده آذر، چاپ حسن سادات ناصرى، تهران ١٣٣٦ـ١٣٤٠ش؛
(٢) اسكندر منشى؛
(٣) امین احمد رازى، تذكره هفت اقلیم، چاپ محمدرضا طاهرى (حسرت)، تهران ١٣٧٨ش؛
(٤) ابوالقاسمبن ابیحامد انصارى كازرونى، مرقوم پنجم كتاب سلّم السّموات: در شرح احوال شعرا و چكامهسرایان و دانشمندان، چاپ یحیى قریب، تهران ١٣٤٠ش؛
(٥) تقیالدین محمدبن محمد اوحدى بلیانى، عرفات العاشقین، نسخه عكسى از نسخه خطى كتابخانه ملك، ش ٥٣٢٤؛
(٦) عبدالقادربن ملوك شاه بداؤنى، منتخبالتواریخ، تصحیح احمدعلى صاحب، چاپ توفیق ه . سبحانى، تهران ١٣٧٩ـ١٣٨٠ش؛
(٧) محمدبن على تقیالدین كاشى، خلاصة الاشعار و زبدةالافكار، نسخه خطى كتابخانه (شماره ١) مجلس شوراى اسلامى، ش ٣٣٤؛
(٨) صادق صادقیافشار، تذكره مجمع الخواص، ترجمه عبدالرسول خیامپور، تبریز ١٣٢٧ش؛
(٩) صدیق حسنخان، شمع انجمن، چاپ سنگى بهوپال ١٢٩٣؛
(١٠) عبدالرشید، تذكره شعراى پنجاب، لاهور ١٩٨١؛
(١١) ابوالفضلبن مبارك علّامى، آئین اكبرى، چاپ سنگى لكهنو ١٨٩٢ـ١٨٩٣؛
(١٢) قاطعى هروى، تذكره مجمع الشعراى جهانگیر شاهى، چاپ محمد سلیم اختر، كراچى ١٩٧٩؛
(١٣) علیقلیبن محمدعلى واله داغستانى، تذكره ریاضالشعراء، چاپ محسن ناجى نصرآبادى، تهران ١٣٨٤ش.
/ منیژه ظفرآبادى /