دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٦٥
بان (فارسی و عربی ) ، درختی با نام علمی مُرینگا آپترا .
دیسقوریدس * از وجود آن در عربستان و دیگر کشورهای مجاور آگاه بود. جالینوس * ، در ذکر دارویی که از این درخت به دست می آمد، می گوید که آن دارو از بلاد عرب صادر می شد (به نقل ابن البیطار، ج ١، ص ٧٩). ابوحنیفه دینوری * می نویسد که میوه آن ، شوع نام دارد، طالبان و خریداران بسیار دارد و حتّی پیش از اینکه برسد آن را پیش خرید می کنند. چوب آن ، به دلیل سبکی ، برای دیرکهای خیمه به کار می رفت . درختِ بان بلند و باریک و چوب آن نرم است ، لذا شعرای عرب واژه بان را به استعاره در وصف زنانِ جوانِ ظریف و بلند بالا به کار برده اند (دینوری ، ج ١، ص ٤٨ـ٤٩، ش ٧٥).
میوة بان ، که یونانیان آن را به بالانُس مورپسیکه و رومیان به نام گلانس اونگوئنتاریا می شناختند، به مصارف گوناگون پزشکی می رسید. بویژه روغن مرغوبی که از دانه های آن گرفته می شد برای درمان چندین بیماری پوستی به کار می رفت . شیره میوه بان را به سرکه و آب می آمیختند و برای درمان درد قلب به اسب می دادند. روغن بان ، گذشته از مصرف پزشکی ، در ساختن عطرها نیز بسیار به کار می رفت .
منابع :
(١) ابن البیطار، الجامع لمفردات الادویة والاغذیة ، بولاق ١٢٩١؛
(٢) داودبن عمر انطاکی ، تذکرة اولی الالباب والجامع للعجب العجاب ، قاهره ١٣٢٤، ج ١، ص ٦١ و بعد؛
(٣) تحفة الاحباب فی ماهیة النبات والاعشاب ، مع ترجمة بالفرنساویة و حل مشکلاته ، چاپ رنووکلن ، پاریس ١٩٣٤؛
(٤) احمدبن داود دینوری ، کتاب النبات ، ج ١، چاپ ب . لیوین ، اوپسلا ١٩٥٣؛
(٥) احمدبن محمد غافقی ، منتخب کتاب جامع المفردات ، چاپ ماکس مایرهوف و جورجی صبحی ، قاهره ١٩٣٢ـ١٩٤٠، ش ١١٨؛
(٦) زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، چاپ فردیناند ووستنفلد، ج ١، ص ٢٤٩؛
(٧) احمدبن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، قاهره ( ١٩٢٣ـ١٩٥٥ ) ، ج ١١، ص ٢١٥ و بعد، ج ١٢، ص ٧٨ به بعد؛
(٨) Achundow, in Hist. Stud. aus d. pharmakol. Inst. zu Dorpat , III, ١٦٥, ٣٤٩;
(٩) Ibn ـ Awwa ¦ m, Fila ¦ h ¤ a , tr. Clإment - Mullet, II/b, ١٤٥ f.;
(١٠) Kind ¦ â , Kimiya ¦ Ý al- ـ it ¤ r , tr. Garbers, Leipzig ١٩٤٨, ٥٩ff., ١٨١ff.;
(١١) Low, Die Flora der Juden, II, ١٢٤,٥٢٥, IV,٥٢٥;
(١٢) Wiedemann,in Arch. f.d.Gesch. d.Naturw. u. d. Techn , IV, ٤١٩ ff.
) / د. اسلام / ل . کُپف (