دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٨٦
جلگه ، بخشی در قسمت مركزی شهرستان اصفهان. این بخش از شمال به بخش كوهپایه، از مشرق به بخشهای بُنرود در همین شهرستان و عَقْدا در شهرستان اردكانِ استان یزد، از جنوب به بخشهای جرقویه * علیا و سفلا، و از مغرب به بخش مركزی شهرستان اصفهان محدود میشود و مشتمل است بر دو دهستان بهنامهای امامزاده عبدالعزیز (به مركزیت آبادی امامزاده عبدالعزیز) و رودشت (به مركزیت اِژیه)، ٣٢ آبادی و دو شهر اِژیه و هرند (مركز بخش جلگه).
كوه منفرد چیرِس (ارتفاع بلندترین قله، حدود دو هزار متر) در مشرق دهستان رودشت واقع است (رزمآرا، ج١٠، ص١٠٠). معادن نمك در حدود سه كیلومتری شمال آبادی مادَرْكان/ مادرگان (واقع در حدود پنجاه كیلومتری جنوبشرقی شهر اصفهان) قرار دارد ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج٧١، ص٢٤٠).
زاینده رود * ، كه به باتلاق گاوخونی در مشرق این بخش میریزد، از میان بخش میگذرد. بیشتر آبادیهای بخشِ جلگه و نیز شهر اژیه، در جلگه زایندهرود قرار دارند و از آب آن مشروب میشوند. علاوه بر این، نهرهای كوچك گیشی و مروان نیز زمینهای بخش را آبیاری میكند. آب و هوای بخش، نیمه خشك است (همان، ج٧١، ص٢١٩، ٢٤٢).
بخش جلگه از گیا، دارای درخت زبان گنجشك و گز، یونجه و شبدر، و از گیاهان دارویی دارای خارخاسك، خاكشیر، گل خطمی، كاسنی و شاهتره است و از زیا، گرگ، روباه، شغال، كفتار و خرگوش، اردك، غاز، لكلك و مرغابی در آن یافت میشود. محصولات عمده آن گندم، جو، ذرت، چغندرقند، ارزن، پنبه، شاهدانه، تخمه آفتابگردان، توت، سنجد، پسته، بادام، زردآلو، انار، آلبالو، به، گلابی و انگور است. بنشن نیز در آن بهعمل میآید (همان، ج٧١، جاهای متعدد).
اهالی آن شیعه دوازده امامیاند و به فارسی و تركی آذری سخن میگویند (همان، ج٧١، ص٢١٨). شغل بیشتر آنان كارگری، كشاورزی، باغداری، دامداری و تولید صنایعدستی، از نوع فرشبافی است (همان، ج٧١، ص١٠٩).
راههای اصلی اصفهان ـ یزد، اصفهان ـ كوهپایه ـ نائین، اصفهان ـ شهرزیار از بخش جلگه میگذرد و آبادیهای آن با راههای اصلی و فرعی با مركز بخش مرتبطاند. خطآهن تهران ـ اصفهان و اصفهان ـ یزد از شمال بخش میگذرد.
از قدیمترین آبادیهای این بخش است: گیشی، كه نام آن از گِیاردشیر گرفته شده؛ مادركان/ مادرگان، به معنای جایگاه مادر یا زن مقدّس؛ و خورچان به معنای سرزمین روشنی و خورشید (جعفریزند، ص٧٨، ٨٦، ٨٨).
برخی از آثار تاریخی بخش جلگه عبارتاند از: زیارتگاه شاهعبدالعزیز در آبادی امامزاده عبدالعزیز (درگذشته شاه تُور)، واقع در حدود ٩٥ كیلومتری جنوبشرقی شهر اصفهان؛ برج كبوتر و قلعهای در آبادی پاجیكآباد/ باجیكآباد، واقع در حدود ٦٥ كیلومتری جنوبشرقی شهر اصفهان؛ ویرانه دو برج كبوتر در آبادی قلعه عبداللّه، واقع در حدود ٤٤ كیلومتری جنوبشرقی اصفهان؛ ویرانه قلعه، آتشكده، و امامزاده شاهعبدالواحد، و شش مسجد قدیمی در آبادی قِهی، واقع در حدود ٧٦ كیلومتری مشرق اصفهان؛ برج كبوتر در آبادی مارچی یا مارچین ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج٧١، ص٥٤ـ٥٥، ١٤٢، ١٥٦، ١٩٥، ٢٠٣، ٢٤٢؛ محمودیان و چیتساز، ص٧٤).
از لحاظ تقسیمات كشوری، براساس تصویبنامه هیئت وزیران (به شماره ٧٣٦٤/ ت ٧٥ ك) در شهریور ١٣٧٢، با جدا شدن دو دهستان رودشت و امامزاده عبدالعزیز و شهر هرند از بخش كوهپایه، بخش جلگه در شهرستان اصفهان تشكیل شد (ایران. وزارت كشور، ١٣٨٢ش، ذیل «استان اصفهان»). در ١٣٧٥ش، آبادی اژیه تبدیل به شهر شد (ایران. قوانین و احكام، ص٢٣٧).
جمعیت بخش در سرشماری ١٣٧٥ش (با احتساب جمعیت شهر هرند)، ٥٦٨ ، ١٨ تن بوده است كه از این تعداد ٦٢٥ ، ٩ تن (ح ٥٢%) شهرنشین و ٩٤٣ ، ٨ تن (ح ٤٨%) روستانشین بودهاند (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ش الف ، ص١٠، ١٤؛ همو، ١٣٧٦ش ب ، صهفتادوپنج).
پیشینه. رودشت از مناطق مهم و قدیمی بخش جلگه به شمار میرود كه نام آن در منابع بهصورتهای رُوَیدَشت (رجوع کنید به ابنخرداذبه، ص٢٠؛
مقدسی، ص٣٩٦)، رویدست (ابنحوقل، ص٣٦٦)، رُوذدَشْت و روُدَشت (یاقوت حموی، ذیل «روذدشت»)، روحدشت (ویلز ، ص٢١٤)، رودشتین (جابری انصاری، ص٢٢) و رودشت (حمداللّه مستوفی، ص٥١) آمده است. نام رودشت (رودشتین) از «روی» و «دو دشت»، كه یكی از دو دشت از دیگری بلندتر است، گرفته شده است (جناب اصفهانی، ص١٨٧). ابنخرداذبه در قرن سوم (همانجا)، رودشت را یكی از رستاقهای اصفهان ذكر كرده است. یعقوبی در نیمه دوم قرن سوم (ص٢٧٥)، رستاق رودشت را بین اصفهان و یزد (از كوره فارس) آورده است. در همین دوره، ابنرسته (ص١٥٣، ١٥٥) نیز آن را یكی از رستاقهای اصفهان ثبت نموده و جنس و دوام نوعی فرش و نیز پرده بافته شده آنجا را ستوده و پردههای آنجا را برتر از پردههای بافت موصل دانسته و افزوده است آب زایندهرود، رستاق رودشت را، كه آخرین رستاق این مسیر است، آبیاری مینماید. در البلدان ابنفقیه (ص٢٦٣)، رستاق رودشت یكی از هفده رستاق اصفهان ضبط شده است.
در قرن چهارم، ابوالشیخ انصاری (ج١، ص١٥٦) آورده است كه در آبادی دِزیه (شهر وَرْزَنه * كنونی، مركز بخشبنرود) رستاق رودشت، كوههای شنی وجود دارد كه هیچ بادی نمیتواند آن را جابهجا كند و در خاك آن چیزی نمیروید. ابنحوقل در همین دوره، رستاق رودشت را دارای ده منبر با زمینهای حاصلخیز و غلات فراوان در ایالت جبال وصف نموده است. به گفته وی، در هر ماه، نُه روز از آب زایندهرود به این رستاق میرسد و بیشتر خواربار اصفهان از آنجا تأمین میشود (همانجا). مافْروخی اصفهانی، مؤلف قرن پنجم (ص١٦)، رودشت را یكی از رستاقهای اصفهان معرفی كرده و گفته است كه در آبادی دزیه رستاق رودشت، مهرههایی بهنام مهره تَذَرْك وجود دارد كه هنگام بارش تگرگ آن را از حصار قلعهها میآویزند تا تگرگ به باران بدل شود. در قرن هفتم، یاقوت حموی (همانجا) از آن به عنوان یكی از رستاقهای اصفهان یاد كرده است. در قرن هشتم، حمداللّه مستوفی ناحیه رودشت را هشتمین ناحیه اصفهان، شامل شصت دیه و قصبههایی از جمله فارفاآن (بزرگترین قریه آن)، قولطان، ورزنه، اِسْكَران و كَمَندان آورده است كه هریك از آنها حدوداً دارای هزار خانه، بازار، مسجد، مدرسه، خانقاه و حمام بودهاند. او حقوق دیوانی ولایت رودشت را پنجاه تومان ذكر كرده و از تربت شیخعلی سهل اصفهانی، از اكابر اصفهان، در آنجا نام برده است (ص٥١). به نوشته او (ص٢١٦)، زایندهرود پس از عبور از ولایت فیروزان و اصفهان در ناحیه رودشت، به زمین گاوخونی فرو میرود.
در باغ آرامگاه صائب اصفهان، سنگنوشتهای متعلق به دوره شاهسلیمان اول صفوی (حك: ١٠٧٧ یا ١٠٧٨ـ١١٠٥) وجود دارد كه از سدی، برای سیراب نمودن زمینهای رودشت، حكایت میكند (هنرفر، ١٣٤٤ش، ص٦٣٧).
در دوره قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤) رودشت بلوكی در اصفهان بود كه در چند مرحله، برای تسخیر اصفهان، از آنجا اقدام نمودند (كلانتر، ص٨٥؛
هدایت، ج٩، ص٢٠٩ـ٢١١؛
رفیعی مهرآبادی، ١٣٤٢ش، بخش٢، ص٢٥٣).
در ١٢٤٧، زینالعابدین شیروانی (ص٢٩٧ـ٢٩٨)، رودشت را بلوكیآباد، شامل چهل قریه كه بیشتر آبهای آن از كاریز تأمین میشود، معرفی كرده و گفته است كه مردمش شیعهاند. در این زمان، به رودشت، ناحیه رودشت هم گفته شده است (همان، ص٨٠).
در حدود ١٢٨٤/ ١٨٦٧ ویلز انگلیسی ــكه به همراه گروهی برای شكار گراز به منطقه رودشت رفته بودــ در میان خرابههای وسیع اطراف روستای رودشت، به مسجد خشت و گلی برخورد كه كاشیكاریهای كمنظیر به خط عربی داشت و كمی دورتر با تعدادی میل یا برجكهای بلند توخالی مواجه شد (ص٢١٣ـ٢١٤).
در ١٣٠٨، محمدمهدیبن محمدرضا ارباب اصفهانی (ص٢١، ١١٢، ٣٠٦) نوشته است كه رودشت از بلوكاتِ آباد و حاصلخیز اصفهان، و شامل رودشت علیا و سفلاست كه حد مغربش براآن، مشرقش بُحَیره [ = باتلاق ] گاوخونی، جنوبش زمینهای بین رودشت و جَرقویه، و شمالش زمینهای متعلق به قُهپایه (كوهپایه) و غیرآباد است، گندم و جو و تریاك و صیفی در آن كشت میشود و آخرین پل زایندهرود، یعنی پل ورزنه، در بلوك رودشت قرار دارد.
جابری انصاری در كتاب تاریخ اصفهان و ری و همه جهان (ص٢١ـ٢٢)، از قصبه فارفاآنِ رودشت (از شهرهای مشهور و حاكمنشین) كه بلوكات رودشت [ در متن رودشتین (، جرقویه و قهپایه ) كوهپایه كنونی ] از توابع آن محسوب میشده، نام برده است.
در ١٣٠٣ش، میرسیدعلی جناب اصفهانی در كتاب الاصفهان (ص١٧٩، ١٨٧)، رودشت را یكی از بیست بلوك یا رستاق اصفهان در انتهاییترین بلوك اطراف رودخانه زایندهرود آورده و نوشته است كه ابتدای این بلوك از شهر، شش فرسخ و انتهای آن تا شهر، بیست فرسخ است. ٨٠٧ خانوار دارد و شامل سه بند و سه مادی (رجوع کنید به ادامه مقاله) و ٣٦ قریه و ٢٢ مزرعه است. زبان بلوك رودشت، زبان ولایتی است و چون اكثر لغات آن پهلوی است، كه عموم زردشتیان بهكار میبرند، سایر مردم آن را نمیفهمند (همان، ص١٢٨). ایل باصری در آنجا ساكناند و به تركی صحبت میكنند. بخش جلگه پارچههای ابریشمی، پنبه، پرده، چادر و نوعی فرش گرانبها دارد (همان، ص٢١٧). در ١٣٠٩ش، رودشت یكی از هجده بلوك اصفهان محسوب میشد (رفیعی مهرآبادی، ١٣٥٢ش، ص٨). در ١٣١١ش مسعود كیهان (ج٢، ص٤٢٣، ٤٢٧)، رودشت را یكی از بلوك اصفهان با ٤١ آبادی و ٨٦٦ ، ١ خانوار به مركزیت ورزنه ذكر كرده كه به دو ناحیه رودشت بالا و پایین تقسیم شده و نوشته است كه گندم و پنبه و تریاك دارد، زمینهای آن حاصلخیز است و در بعضی نقاط، برنجكاری دارد. در ١٣٣٢ش رزمآرا (ج١٠، ص١٠٠) آن را یكی از دهستانهای بخش كوهپایه در جلگه زایندهرود، كه صنایعدستی و محلی آن پنبهریسی و جوالبافی است، آورده است. تقریباً در همین دوره، هنرفر (١٣٤٦ش، ص٤٩) بلوك رودشت را شامل روستاهای ابوالخیر، اَشْكُهْرانْ، پاجیكآباد، بَلان جُمْبُزه، جُندان، خورچان، خویا، شاهتور، شاه كَرَم، شهرستان، طهمورثات فارفاآن، كَفْران، كَفْرود، كَلْمان و هراتچی دانسته و نوشته است طبق طومار شیخبهایی، آب زایندهرود از پانزده اردیبهشت تا آخر آن، و از پانزده آذر تا آخر برج، مخصوص این بلوك است كه در آخرین قسمت سفلای رود قرار دارد. همچنین این بلوك، از شش سهم از آب نهرهایی كه از رودخانه منشعب میشود و آنها را مادی مینامند، برخوردار بوده (همان، ص٢٤) و دارای معدن نمك آبی است (رجوع کنید به همان، ص٤٣).
منابع:
(١) ابنحوقل؛
(٢) ابنخرداذبه؛
(٣) ابنرسته؛
(٤) ابنفقیه؛
(٥) عبداللّهبن محمد ابوالشیخ، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها ، چاپ عبدالغفور عبدالحق حسین بلوشی، بیروت ١٤٠٧ـ١٤٠٨/ ١٩٨٧ـ١٩٨٨؛
(٦) محمدمهدیبن محمدرضا ارباب اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ١٣٤٠ش؛
(٧) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣٧٥، تهران، روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٦ش؛
(٨) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراكز )، تهران ١٣٨٤ش؛
(٩) همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن ، تهران ١٣٨٢ش؛
(١٠) محمدحسن جابری انصاری، تاریخ اصفهان و ری و همه جهان، [ اصفهان ( ١٣٢١ش؛
(١١) علیرضا جعفریزند، اصفهان پیش از اسلام: دوره ساسانی ، تهران ١٣٨١ش؛
(١٢) علی جناب اصفهانی، الاصفهان ، چاپ عباس نصر، اصفهان ١٣٧١ش؛
(١٣) حمداللّه مستوفی، نزهةالقلوب؛
(١٤) رزمآرا؛
(١٥) ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی، آتشكده اردستان ، بخش٢، تهران ١٣٤٢ش؛
(١٦) همو، آثار ملی اصفهان ، تهران ١٣٥٢ش؛
(١٧) زینالعابدینبن اسكندر شیروانی، بستانالسیاحه، یا، سیاحتنامه، چاپ سنگی تهران ١٣١٥، چاپ افست ) بیتا. (؛
(١٨) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج٧١: اصفهان ، تهران: اداره جغرافیائی ارتش، ١٣٦٧ش؛
(١٩) محمدبن ابوالقاسم كلانتر، روزنامه میرزا محمد كلانتر فارس شامل وقایع قسمتهای جنوبی ایران از سال ١١٤٢ تا ١١٩٩ هجری قمری ، چاپ عباس اقبال، تهران ١٣٦٢ش؛
(٢٠) مسعود كیهان، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش؛
(٢١) مفضلبن سعد مافروخی، كتاب محاسن اصفهان ، چاپ جلالالدین حسینی طهرانی، تهران ١٣١٢ش؛
(٢٢) محمد محمودیان و علی چیتساز، برجهای كبوتر اصفهان ، اصفهان ١٣٧٩ش؛
(٢٣) مركز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: شناسنامه آبادیهای كشور، استان اصفهان، شهرستان اصفهان، تهران ١٣٧٦ش الف ؛
(٢٤) همو، سرشماری عموی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور ، تهران ١٣٧٦ش ب ؛
(٢٥) مقدسی؛
(٢٦) نقشه تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران ، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ، ١:٢ ، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٧٩ش؛
(٢٧) نقشه جمهوری اسلامی ایران: براساس تقسیمات كشوری ، مقیاس ٠٠٠ ، ٦٠٠ ، ١:١، تهران: گیتاشناسی، ١٣٨٣ش؛
(٢٨) چارلز جیمز ویلز، ایران در یك قرن پیش: سفرنامه دكتر ویلز ، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، )تهران ] ١٣٦٨ش؛
(٢٩) رضاقلیبن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضةالصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضةالصفا ، ج٨ـ١٠، تهران ١٣٣٩ش؛
(٣٠) لطفاللّه هنرفر، اصفهان ، تهران ١٣٤٦ش؛
(٣١) همو، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، اصفهان ١٣٤٤ش؛
(٣٢) یاقوت حموی؛
(٣٣) یعقوبی، البلدان .
/ فرزانه ساسانپور /