دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٩
بِتِکْچی (بتیکچی / بیتیکچی / بیتِکچی ، مأخوذ از بیتیـ ـ گـ ـ چیِ ترکی )، نویسنده ، منشی . احتمالاً اصل آن از پی یِت ، برگرفته از پی است که در زبان چینی به معنای قلم موی خطاطی است ( رجوع کنید به شراتوری ، ج ٢، ص ١٦؛ گابن ، ص ٣٠٣). برای واژه های برساخته از فعل بیتی (نوشتن ) رجوع کنید به «بیتیگ » (اورخون ، اویغوری ) ودیگر واژه های برگرفته از همین کلمه در لهجه های مختلف ترکی : بیتیک (ترکی شرقی )؛ بیتی (ترکی غربی )؛ بیتیو ، بیتوو (کومان )؛ بوتی (قزاقی ): نوشته ، نامه ، نسخه ؛ بیتیگلیک (کاشغری ): مکتوب ، صاحب سند؛ بیتیکلیک (قَرلُق ): گنجة کتاب ، نوشت افزار، بیتیگو (کاشغری ): مرکّب . برای اسمهای ساخته شده از همین ریشه و به معنای بتکچی رجوع کنید به بیتیگوچی (بیتکوچی ) و بیتیگه چی (بیتکه چی ) . برای صورتهای مرکب بیتیگ و بیتیگچی رجوع کنید به بیتیگ تیلی (کومان ): زبان کتابی ؛ بیتیگ اُستاسی (کومان ): معلم مدرسه ؛ اُلوغ بیتیکچی (ترکی شرقی ): سردبیر؛ اَلِمْغا بیتیگچی (کتاب قوتادغو بیلیگ * ): منشی سلطان .
بنابر منابع چینی ذکر شده در اثر شراتوری ، در روزگار خاندان توپا ـ وئی (٣٨٨ـ ٥٨٨)، واژة پی ـ تن (احتمالاً بیتیگ ) و مأموری با سمت پی ـ ته ـ چن (احتمالاً بیتیگچی ) وجود داشته است (همانجا). در زمان قراخانیان (قرن ٤ ـ ٧) بیتیگچی ، در ادارة امور مملکتی ، صاحبمنصبی همپایة وزیر بود که سمت دبیری فرمانروا را داشت و در اسرار دولتی انباز او بود. از این مقام ، در قوتاد غوبیلیگ ، با عنوانهای بیتیگچی و بیتیکچی اَلِمغا یاد شده است ( رجوع کنید به قوتاد غوبیلیگ ، ص ١٩٨، ٢٩٨). به گفته کاشغری (ج ١، ص ١٤٣)، اَلمغا دبیری بوده که نامه های سلطان را به ترکی می نوشته است .
بیتیگچی و بیتیکچی ، بعدها از ترکان به مغولان راه یافت . در مغولی واژه های بیچیگو (نوشتن )، بیچیکچی (منشی ) و بیچیگ ـ اون توشیمل (مأمور دولتی ، ایلچی ) یافت می شود ( رجوع کنید به اشمیدت ، ص ١٠٩). در «دیوان کبیرِ» ایلخانیان ، الوغ ( = اُلُغ ) بیتیکچی سرمنشی بود و بیتیکچی و بَخْشی ، زیر دست او کار می کردند. فرمانها و تصمیمات حکومتی به دستور او تحریر می شد و رسیدگی به امور مالی نیز وظیفة وی بود. بیتیکچیانِ دیوانهای ایالات را الوغ بیتیکچی برمی گزید و براتها و وثیقه ها زیر نظر او نوشته می شد. بیتیکچیها و بخشیانِ دیوان انشا، فرمانها و اوامر صادر شده به سرزمینهای مختلف را به زبان اهالی همان نواحی می نوشتند، و برای «تحریر» ( = مسّاحی ، نقشه برداری ) و توزیع اراضی و معاملات اموال دولتی و رسیدگی به حسابهای خزانه ، به خدمت گمارده می شدند. اوایل ، کلید گنجة حاوی «تمغا»ی بزرگ ( = مهر خاص نامه های سلطنتی ) را بیتیکچی نگهداری می کرد ( رجوع کنید به اوزون چارشیلی ، ص ٢٢٣، ٢٣٥ـ٢٣٦، ٢٥٧، ٢٧٩ـ٢٨٠). می توان گفت که در حکومت بابریان * نیز بیتیکچی و بخشی چنین وظیفه هایی داشته اند. در بابرنامه (گ ٢١١ پ ) از یک «بخشی » سخن می رود که مأمور خزانه ای بوده است .
در دورة سلجوقیان بزرگ و سلجوقیان آناطولی ، به صاحبمنصبانی با عنوانهای نشانْجی و پَروانْچی برمی خوریم که «صاحب طغرا» و «طغرایی » نیز خوانده می شدند و با سمت بیتیکچی و بخشی ، عضو دیوان بزرگ بودند و نوشتن فرمان و برات و نگهداری دفترهای اراضی را برعهده داشتند. در دیوانهای قراقوینلو و آق قوینلو نیز پروانچی چنین وظیفه ای داشت ( رجوع کنید به اوزون چارشیلی ، ص ٤٣، ٦٢، ١٠٥، ١٢٧، ٢٩٥، ٢٩٩).
در حکومت عثمانی ، در زمان اورخان سمتی با عنوان امین دفتر (دفترامینی ) ایجاد شد. از این سمت ، بعدها بترتیب ، با عنوانهای نشانجی ، توقیعی و ناظر دفتر خاقانی (دفترخاقانی ناظری ) یاد شده است . دارندگان این سمتها، از اعضای دیوان ( = ادارات حکومتی ) بودند و وظیفه شان ، ضمن کتابت فرمان و برات ، طغرانویسی و به جریان انداختن اسناد واگذاری اراضی در مراجع قانونی ، و بررسی تاریخ سرزمینهای فتح شده بود ( رجوع کنید به هامر پورگشتال ، ج ٣، ص ٣١٣ و بعد؛
عبدالرحمان وفیق ، ص ١٦٥، ١٧٧، ٢٥٩، ٢٦٩).
منابع :
(١) بابر تیموری ، امپراتور هند، بابرنامه ، لیدن ١٩٠٥؛
(٢) شیخ سلیمان ، لغت چغتای و ترکی عثمانی ، استانبول ١٢٩٨، ج ١، ص ٨٩؛
قوتادغو
(٣) بیلیگ ، (نسخة فرغانه )، استانبول ١٩٤٣؛
(٤) عبدالرحمن وفیق ، تکالیف قواعدی ، استانبول ١٣٢٨؛
(٥) W. Bang, V. Gabain, Anal. Index , Berlin ١٩٣١, ١٥;
(٦) Brockelmann, Mitteltدrk. Wortschatz , Budapest, Leipzig ١٩٢٨, ٣٨;
(٧) A. von Gabain, Alttدrk. Grammatik , Leipzig ١٩٤١;
(٨) Grخnbech, Koman. Wخrterb ., Kopenhag ١٩٤٢, ٦١;
(٩) J. von Hammer-Purgstall, Histoire de l¨Empire Ottoman , Paris ١٨٣٦;
(١٠) Kہ í gar ª â , D i ¦ vanد Lأgat-it-Tدrk- Tercدmesi , tr. Besim Atalay, Ankara ١٩٨٥;
(١١) Kowalski, Karaim. Texte in Dial . v. Troki , Krakow ١٩٢٩, ١٧;
(١٢) Radloff, Vers. eines Wخrterb. d. Tدrk-Dial ., Petersburg ١٩١١, IV, ١٧٧٥ f., ١٧٧٨;
(١٣) Sir James W. Redbouse, A turkish and English lexicon , Istanbul ١٩٧٨, ٣٣٩;
(١٤) Schmidt, Mongolisch- Deutsch-Russisches Wخrterb ., Petersburg ١٨٣٥;
(١٥) ì iratori, SinologBeitrجge zur Geschichte der Tدrkvخlker , Petersburg ١٩٠٢;
(١٦) I . H. Uzun µ ar â í l â , Osmanl i devlet i te í kilat i na medhہl , Istanbul ١٩٤١;
(١٧) Vambery, ´ agat. sprachstudien , Leipzig ١٨٦٧, ٢٠٠f;
(١٨) Zenker, Dict. turc-arabe-pers. , Leipzig ١٨٦٦, I, ١٧٦.
) / د.اسلام / مجدود منصوراوغلی (