دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٦٢
گوالیاری ، محمدغوث بن خطیرالدین، از مشایخ برجستۀ سلسلۀ شطاریه در هند. نسب وی با چهار واسطه به عطار نیشابوری میرسد (رجوع کنید به غوثی¬شطاری، ص٢٦٧؛ قس بداؤنی، ج٣، ص٥، که نسب او را به بایزید بسطامی رسانده است). جد وی، لطیف¬الدین، از اهالی نیشابور بود که به هند مهاجرت کرد (لاهوری، ج٢، ص٣٣٣). گوالياری در گوالیارزاده شد. براساس سخنی که غوثی شطاری از گوالیاری در گلزار ابرار نقل کرده (رجوع کنید به ص٢٦٨)، وی در ٩٠٧ به دنیا آمده است، اما رضوی (ج١، ص٣٣٥) و لوث (ص١٨٥؛ نیز اته، ج١، ستون١٠٤٢) سال تولد او را ٩٠٦ دانستهاند.
گوالیاری، با هشت برادرش، مرید حمید حاجی حصور گوالیاری بود. حاجی حصور– که با یک واسطه شاگرد عبدالله شطاری به شمار می¬رفت– بالغ بر سیزده سال به تعلیم و تربیت گوالیاری مشغول بود و به او لقب «غوث» داد (گوالیاری، گ ٤؛ محدّث دهلوی، ص٥٠٦). سپس به وی خرقۀ خلافت پوشاند و او را به تربیت سالکان گماشت (غوثی¬شطاری، ص٢٦٨).
رابطۀ گوالیاری با حاکمان عصر نیکو بود و همایون پادشاه (ﺣﮑ :٩٣٧ـ٩٦٣) به او و برادرش، بهلول، ارادت داشت (بداؤنی، همانجا؛ لاهوری، ج٢، ص٣٣٤). پس از یورش شیرشاه افغان در ٩٤٧ به دهلی و فرار همایون به ایران، گوالیاری به سبب ادعاهایی که دربارۀ احوال معنوی خود نوشته بود، مغضوب علمای دهلی شد. از این رو، به گجرات رفت و در آنجا خانقاهی بنا کرد و به تربیت مریدان پرداخت (غوثی¬شطاری، همانجا؛ لاهوری، ج٢، ص٣٣٣). اقامت وی در گجرات دیری نپایید و علمای آنجا همان نوشتههای او را مستمسک قرار دادند و به قتل وی فتوا دادند. اما وجیه¬الدین گجراتی – که از ارادتمندان گوالیاری بود و در دربار گجرات نفوذ بسیارداشت – او را از مهلکه نجات داد (بداؤنی، ج٣، ص٣١؛ لاهوری، ج٢، ص٣٣٣ـ٣٣٤).
با قدرت گرفتن اکبرشاه در٩٦٣، گوالیاری به دهلی رفت و مورد توجه وی قرار گرفت (غوثی شطاری، ص٢٧٣؛ رحمان علی، ص٢٠٦). در آنجا نیز او، بر اثر فتنۀ برخی رقیبان از جمله شیخ گدایی، مورد سوء ظن صدراعظم بیرام¬خان قرار گرفت و به گوالیار رفت (علامی، ج٢، ص٨٩ ؛ رضوی، ج٢، ص١٥٩). در آنجا خانقاهی بنا کرد و به وجد و سماع مشغول شد (بداؤنی، ج٣، ص٦).
گوالیاری مریدان بسیاری داشت. از جمله آنان ودودالله شطاری، سراجالدین محمد بنیانی، احمد اُجینی، شمسالدین زنده¬دل و محمد صدرالدین ذاکر بودند(غوثی شطاری، ص٣٢١، ٣٢٦، ٣٤٩، ٣٥٤ـ٣٥٥،٤٢٠) . او در ٩٧٠ درگذشت و در گوالیار دفن شد (علامی، همانجا؛ بداوئنی، ص ٦؛ قس محدث دهلوی، ص٥٠٧، که وفات او در٩٦٧ نوشته است). پس از وی فرزندش، عبدالله بُده، جانشین پدر شد و با حمایت اکبرشاه، برای پدرش مقبرهای بزرگ¬تر و آبادتر در گوالیار ساخت (غوثی شطاری، ص٤٤٥ـ٤٤٦؛ رضوی، ج٢، ص١٦١).
از گوالیاری چند اثر برجا مانده است:١) جواهر خمسه، به فارسی، در پنج فصل، در تصوف خصوصاً دربارۀ سلسلۀ شطاریه و آداب و اوراد آنان (برای آگاهی از نسخههای خطی آن رجوع کنید به منزوی، ج٣، ص١٣٩٢ـ١٣٩٣؛ اته، ج١، ستون ١٠٤٢، ج٢، ستون ٣٧). این کتاب در قرن یازدهم به عربی ترجمه شد (رجوع کنید به لوث، ص١٨٥ـ١٨٦) .٢) معراجنامه یا معراجیه، دربارۀ احوال معنوی او (رحمان¬علی، همانجا؛ لاهوری، ج٢، ص٣٣٣) .٣) بحرالحیات، در آداب و اعمال و انواع ریاضات یوگیان (غوثی¬شطاری، ص٢٧٤؛ رحمان¬علی، همانجا). اصل این کتاب به سنسکریت است و به امریته کونده (Amrita-Kunda) یا انبرت کهند شهرت دارد. به گزارش غوثی¬شطاری (ص٢٧٥)، گوالیاری آن را از سنسکریت به فارسی ترجمه کرده است، اما منزوی (ج٤، ص٢١٤٥ـ٢١٤٦) و رضوی (ج١، ص٣٣٥) بر آن¬اند که او از روی ترجمۀ عربی بحرالحیات، به قلم رکنالدین سمرقندی، آن را به فارسی برگردانده است .٤) کلید مخازن، دربارۀ مبدأ و معاد، در یک مقدمه و سه دقیقه .٥) اوراد غوث الاولیاء یا اوراد غوثیه .٦) ضمائر و بصائر، در مبادی و مسائل و مقاصد تصوف (غوثی¬شطاری، ص٢٧٣ـ٢٧٤؛ رحمان¬علی، همانجا؛ منزوی، ج٣، ص١٨١٢). کتابی هم با عنوان ارشاد البصائر در کتابخانۀ پیرمحمدشاه در گجرات موجود است (فهرست میکروفیلم...، ج٤، ص١٣٤)، که احتمالاً همین ضمائر و بصائر است.آخرین نوشتۀ گوالیاری کنز الوحده است ، به عربی، دربارۀ توحید و ایمان حقیقی (غوثی-شطاری، ص٢٧٥).
منابع :
(١)عبدالقادر بن ملوک شاه بداؤنی، منتخب التواریخ، چاپ احمد علی صاحب، با مقدمۀ توفیق سبحانی، تهران ١٣٧٩ش؛
(٢) رحمان¬علی، تذکره علمای هند، لکهنو ١٨٩٤/١٣١٢؛
(٣) ابوالفضل علامی، اکبرنامه، چاپ احمد علی و عبدالرحیم، کلکته ١٨٧٧-١٨٨٧؛
(٤) محمد غوثی شطاری، گلزار ابرار، چاپ محمد ذکی، پتنه ٢٠٠١؛
(٥) فهرست میکروفیلم نسخه¬های خطی فارسی و عربی کتابخانه¬های گجرات، مرکز میکروفیلم نور، دهلی ١٣٨٠ش/٢٠٠١؛
(٦) محمد غوث گوالیاری، جواهر خمسه، نسخۀ شمارۀ ٢٣٩٢ کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران؛
(٧) غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، کانپور ١٣٣٢/١٩١٤؛
(٨) عبدالحق محدّث دهلوی، اخبار الاخیار فی اسرار الابرار، چاپ علیم ارف خان، تهران ١٣٨٣ش؛
(٩) احمد منزوی، فهرست مشترک نسخه های خطی فارسی پاکستان، اسلام آباد ١٣٦٢-١٣٧٠ش؛
(١٠) Hermann Ethe, Catalogue of Persian manuscripts in the Library of the India Office, Oxford ١٩٠٣.
(١١) Otto Loth, A Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Library of the India Office, London ١٨٧٧.
(١٢) Saiyid Athar Abbas Rizvi, A History of Sufism in India, New Delhi ١٩٧٨-١٩٨٣.
/زینب مولایی/
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٩/١٠/١٣٩٠