دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٩٢
بهمنْ اَردَشیر (یا فُراتْ مَیسان ) ، شهر و ناحیة کوچک تاریخی در مَیسان در عراق سفلی '. شهر فرات از قرن اول میلادی به عنوان پایانه ای دارای استحکامات برای کاروانهای تجاری شناخته شده بود که بر کرانة چپِ دجلة سفلی '، به فاصلة تقریبی بیست کیلومتر از جَبَل خیابِر (یونانی : خاراکس ) قرار داشت . سابقاً با شهر تَنومه که در مقابل عَشّار (اُبُلّه * ) قرار داشت ، یکی دانسته می شد. هانسمان ، فرات را واقع در «مغلوب » در ٤ر١٧ کیلومتری جنوب شرقی جبل خیابر دانسته است . این شهر که در سُریانی پِرَث دِمَیشَن نامیده شده ، تا ٣١٠میلادی ، مقّرِ مَطرانِ ( =اسقف اعظمِ ) مَیْشان بوده است .
به گفتة حمزة اصفهانی (ص ٣٧، ٤٣) و ابن فقیه (ص ١٩٨)، بهمن اردشیر را اردشیر اول ساسانی (حک :٢٢٦ـ٢٤١ میلادی ) ساخت یا تجدید بنا کرد. برخی منابع (طبری ، ج ٢، ص ٤٨٤؛
ثعالبی ، ص ٣٧٨، قس ص ٤٨٥؛
مجمل التواریخ و القصص ، ص ٥٤) بنیان آن را به بهمن پسر اسفندیار نسبت داده اند.
اما نخستین نشان استفاده از این نام ( بهمن اردشیر ) در ٥٤٤ میلادی است زمانی که اسقفِ نسطوریِ وَهمَن اردشیر، مطرانِ مَیْشَن خوانده شده است . همچنین ابن خرداذبه (ص ٧)، و قُدامة بن جعفر (ص ٥٥) از بهمن اردشیر به عنوان یکی از چهار طسوج کورة (استانِ) شاذبهمن (کورة دجله ) نام برده اند. یاقوت حموی ، بهمن اردشیر را با تمام کورة فرات البصره یکی دانسته است (ج ١، ص ٧٧٠). شکل کوتاه شدة آن ، بهمنشیر * هم برای شهر و هم برای مصبّ دجلة سفلی ' به کار رفته است . بر خلاف آنچه غالباً ادعا می شود، نقش حک شده بر سکه های ساسانی ، نمی تواند بازتاب کلمة فرات باشد، زیرا این نام ، نامِ رسمی ساسانی نبوده و بر سکه های عربی ـ ساسانی نیز یافت نشده است ، گرچه واژة فرات بر روی دِرهَمهای اسلامیِ اصلاح شده (از سال ٨١ تا ٩٦) ضرب می شد.
پس از تسخیر فرات به دست عُتبة بن غَزوان در سال ١٤، آنجا مرکز اداری محلی مسلمانان باقی ماند و قیامهای زنگیان در ٧٠ و ٧٥ (سدة اول ) و نیز در قرن سوم بر آنجا اثر گذاشت . در اوایل قرن هفتم ، فرات ویرانه بود.
منابع :
(١) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢) ابن فقیه ، مختصر کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) عبدالملک بن محمد ثعالبی ، تاریخ غررالسیر: المعروف بکتاب غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم ، چاپ زوتنبرگ ، پاریس ١٩٠٠، چاپ افست تهران ١٩٦٣؛
(٤) ( حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاة و السلام ، بیروت بی تا.؛
(٥) محمدبن جریر طبری ، تاریخ طبری ، یا، تاریخ الرسل و الملوک ، ترجمة ابوالقاسم پاینده ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٦) قدامة بن جعفر، نبذمن کتاب الخراج و صنعة الکتابة ، چاپ محمد مخزوم ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨ ) ؛
(٧) مجمل التواریخ و القصص ، چاپ بهار، تهران ١٣١٨ش ؛
(٨) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٩) J. Hansman, "Charax and the Karkheh", Iranica antiqua , ٧ (١٩٦٧), ٢٥, ٤٦, ٥٢.
/ م . مُرُنی ( ایرانیکا ) /