دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٩
باخَرزی ، نورالدین ابوالحسن (ابوالقاسم ) علی بن حسن ، شاعر و ادیب عربی نویس ایرانی قرن پنجم . برخی از منابع عنوان «تاج الرؤساء» و «الرئیس الشهید» را برای او به کار برده اند (عوفی ، ج ١، ص ١٠،٦٨). تولد و نشأتش در باخرز * بوده و نسبت «باخرزی » بدین سبب است . یاقوت نسبت «سنخی » را نیز، بی هیچ توضیحی ، افزوده است (١٣٥٥، ج ١٣، ص ٣٣ که ظاهراً مصحّف «سنجی » است منسوب به «سنج » رجوع کنید به سمعانی ، ج ٧، ص ٢٦٣ و یاقوت حموی ،١٨٦٦ـ١٨٧٣، ج ٣، ص ١٦١). پدرش ابوعلی حسن بن ابی الطیب مردی ادیب و شاعر بود و نمونه ای از اشعارش در تتمة الیتیمة و دُمْیَة القصر آمده است (ثعالبی ، ج ٢، ص ٣٧). ابوالحسن باخرزی تحصیلات اولیه را نزد پدرش به انجام رسانید و قرآن کریم را حفظ کرد و سپس به نیشابور رفت و در آنجا فقه شافعی و حدیث را از امام موفق نیشابوری و شیخ ابومحمد عبداللّه بن یوسف جوینی فراگرفت . ( سبکی ، ج ٣، ص ٢٩٨). از علما و ادبای دیگر بلاد نیز بهره جست : فلسفه را از ابوبکر * قهستانی و نحو و ادب و بلاغت را از عبدالقاهر جرجانی * و ابن برهان و قصبانی و ابوالفرج جرجانی و محمدبن تمام آموخت . گرایش او بیشتر به شعر و ادب بود و چون در کتابت و انشا مهارتی داشت پیشة دبیری برگزید و به دیوان رسائل و انشا پیوست و در شهرهای مختلف نیشابور و بغداد و بصره خدمت کرد. چندی نیز در عراق و آذربایجان در خدمت صاحب ابوعبداللّه حسین بن علی ، وزیر طغرل سلجوقی بود و مدتی نیز از کاتبان محمدبن حسن وزیر بود. پس از آنکه کُنْدُری * به وزارت طغرل رسید، به سابقة دوستی و همدرسی در مجلس درس امام موفق نیشابوری به نزدش رفت و علی رغم شعری که در ایام جوانی در هجای او سروده بود خلعت و نعمت یافت . با خواجه نظام الملک نیز نزدیک بود و سالها در عهد وزارت او دبیری کرد و در چند سفر به همراهش بود.
باخرزی ، هم به مناسبت وظیفة دیوانی و هم به سائقة علاقة شخصی ، سفرهای بسیار کرد. این سفرها که از آغاز جوانی او شروع شد تا زمان پیری ادامه داشت و آخرین آنها ظاهراً سفر نیشابور در ٤٦٦ بود. چندین بار سفر کرد و در برخی شهرها بیش از یک سال اقامت داشت . در بلاد مختلف با دیدار ادبا و شعرا و استفاده از کتابخانه ها مواد فراوانی برای تألیف دمیة القصر فراهم کرد. نواحی و شهرهایی را که دیده و در اثرش نام برده است عبارت اند از: نیشابور، زوزن ، پوشنج ، طوس ، دهستان ، جرجان ، بصره ، بغداد، سرخس ، همدان ، مرو، استراباد، ری ، هرات . ظاهراً به شام و مصر و حجاز سفر نکرده و اقوالش در باب شعرای آن مناطق منقول از راویان است .
باخرزی پس از سالها دبیری از خدمت دیوانی کناره گرفت و در موطن خود باخرز سکنی گزید و احتمالاً در همین دوران تألیف دُمْیَةُالقَصْر را به پایان رسانید. سرانجام در ذیقعدة ٤٦٧ در مجلس انس به دست غلامی ترک کشته شد. عوفی تاریخ قتل او را ٤٦٨ ضبط کرده است (ج ١، ص ٦٩). و ابن عماد به خطا محل قتل را اندلس نوشته است (ج ٣، ص ٣٢٨). زکریای قزوینی در سبب قتلش افسانه ای پرداخته است (ص ٣٣٨)، ولی علت واقعی محققاً معلوم نیست . احتمال می رود که به سبب نزدیکی باخرزی به نظام الملک ، اسماعیلیان در قتل او دست داشته اند.
باخرزی از ادیبان مشهور و شاعران ذواللسانین عصر سلجوقی است که به هر دو زبان عربی و فارسی شعر سروده است ، ولی آثار عربیش افزونتر است . در انشا و ترسّل مقامی والا داشته و آگاهی عمیق و گسترده اش از ادب و فرهنگ اسلامی از خلال دمیة القصر هویداست .
در منابع موجود نام چند اثر از او ذکر شده است :
١) غالیة السُکّاری در وصف نیشابور، که باخرزی در دمیه از آن نام برده است ؛
٢) الاربعون فی الحدیث ؛
٣) دیوان شعر به عربی و فارسی ؛
٤) طرب نامه ، مجموعة رباعیات فارسی او که تا قرن هفتم معروف بوده و نسخه ای از آن را محمد عوفی در کتابخانة سرندیبی در بخارا دیده بوده است (ج ١، ص ٧٠)؛
٥) شعرای باخرز که در دمیة القصر بدان اشاره کرده و محتمل است که بخشی از آن کتاب بوده است ؛
٦) دُمْیَة القَصْر و عُصْرَة اهلِالعَصْر . از میان این آثار فقط دمیة القصر به صورت کامل و دیوان عربی به صورت ناقص باقی مانده است .
دمیة القصر مهمترین اثر باخرزی ، که نتیجة مطالعات ادبی و دیدار او با شعرای بلاد مختلف است ، کتابی است در شرح حال و گزیدة اشعار شاعران عرب زبان اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم . این کتاب ، به تقلید یتیمة الدهر ثعالبی (متوفی ٤٢٩) نوشته شده ، در واقع ذیلی است بر آن ، چنانکه خریدة القصر عمادالدین کاتب اصفهانی (متوفی ٥٩٧) نیز ذیلی است بر دمیة القصر . این کتاب برحسب تقسیم جغرافیایی به هفت باب تقسیم شده است : ١)شاعران بدو و حجاز؛
٢)شاعران شام و دیار بکر و آذربایجان وجزیره ؛
٣) شاعران عراق ؛
٤) شاعران ری و جبال و اصفهان و فارس و کرمان ؛
٥) شاعران جرجان و استراباد و دهستان و قومس و خوارزم و ماوراءالنهر؛
٦) شاعران خراسان و قهستان و بست و سیستان و غزنه ؛
٧) ادیبان غیر شاعر. شرح حال و نمونة آثار ٥٣٠ شاعر و ادیب در این کتاب آمده است که دربارة شاعران مشهوری مانند متنّبی و ابوفِراس بالنسبه تفصیل بیشتر دارد. علاوه بر اطلاعات مفید ادبی ، نامِ بسیاری از آثار مفقود (مانند جونة النّد یعقوب بن احمد نیشابوری و قلائد الشرف فضل بن اسماعیل جرجانی و طرازالذهب ابوالمطهّر اصفهانی ) در این کتاب حفظ شده است . در تألیف دقت بسیار شده است و خطاهای آن (مانند اینکه یک شخص را با دونامِ تمیم بن معدّ، ج ١، ص ١١١، و تمیم بن معزّ، ج ١، ص ١٧٥، دوتن پنداشته است ) نادر است . این کتاب را نخستین بار شیخ محمد راغب الطبّاخ براساس یک نسخة غیرموثق در ١٣٤٨ در حلب چاپ کرد. در قاهره (چاپ عبدالفتاح محمدالحلو، ١٩٦٨ـ١٩٧١ در ٢ ج ) و بغداد (چاپ سامی مکی العانی ، ١٩٧٠ـ١٩٧١ در ٢ ج ) نیز به طبع رسیده است . چاپ انتقادی آن براساس یازده نسخه به همراه تعلیقات و فهارس مختلف در سه جلد به اهتمام محمدتونجی در دمشق در ١٩٧١ـ١٩٧٣ انجام یافته است . دیوان اشعار عربی باخرزی ، به گفتة ابن عماد (ج ٣، ص ٣٢٨)، کتابی بزرگ بوده است ، و زکریای قزوینی می گوید که اکثر آن در مدح خواجه نظام الملک و برخی از ادبای معاصر اوست (ص ٣٣٨). عنوان آن را عوفی الاحسن فی شعر علی بن الحسن ضبط کرده است (ج ١، ص ٦٩) ولی از آن با عنوان اختیارالبکر من الثیّب من شعر علی بن الحسن بن ابی الطیّب نیز یادشده است که گردآوردندة آن ابوالوفاء محمدبن محمداخسیکتی (متوفی بعد از ٥٢٠) بوده است (بروکلمان ، ج ١، ص ٢٩٢؛
> ذیل < ، ج ١، ص ٤٤٦؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ١، ص ٣٦٤). دیوان عربی باخرزی در ١٩٧٣ در بنغازی به اهتمام محمدتونجی به طبع رسیده است ، ولی آنچه چاپ شده کامل نیست و قصایدی یافت شده که باید بدان افزود.
منابع :
(١) محمدحسین آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٣) علی بن حسن باخرزی ، دمیة القصر ، چاپ محمد راغب طباخ ، حلب ١٣٤٨؛
(٤) همان ، چاپ محمد تونجی ، دمشق ١٩٧١ـ١٩٧٣؛
(٥) عبدالملک بن محمد ثعالبی ، تتمة الیتیمة ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٦) عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة ، قاهره ١٣٢٤؛
(٧) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، حیدرآباد دکن ١٩٦٣؛
(٨) محمدبن محمد عوفی ، کتاب لباب الالباب ، چاپ ادوارد براون ، لیدن ١٩٠٣ـ١٩٠٦؛
(٩) زکریا بن محمد قزوینی ، آثارالبلاد و اخبارالعباد ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٠) عمررضاکحاله ، معجم المؤلفین ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٧٦ ) ؛
(١١) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، قاهره ١٣٥٥؛
(١٢) همو، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(١٣) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband, ١٩٣٧-١٩٤٢.
/محمدتونجی /