تاریخ مغول < ، در هر یک از شهرهای دهلی ، اگره ، و لاهور، یک باستیون بزرگِ گنبددار به نام شاه برج (خابورگ ) وجود دارد که با سنگهای قیمتی بزیبایی تزیین شده است ؛ و شاه در آنجا به برگزیدگان مردم بار می داده و از همانجا جنگ فیلان را تماشا می کرده است (ترجمة ایروین ، ج 2، ص 463). بر روی هم ، می توان گفت که برجهای دورة بابریان برای اهداف نظامی به وجود نیامده اند، و آنچه در آغاز جنبة نظامی داشته ، بعدها تغییر شکل یافته و وسیله ای برای انتقال هنر مغولی شده است . حصارهای دهلی در روزگار شاه جهان نیز برجهایی داشته که در دوران تسلط بریتانیا دستخوش تغییر شده است و امروز دیگر آثار بابری را نمی توان در آنها تشخیص داد. منابع : S. Toy, The strongholds of India, London 1957, برخی استحکامات مسلمانان را وصف می کند، اطلاعات اندکی دربارة برجها دارد، جزئیات تاریخی آن قابل اعتماد نیست ، و تاریخ استحکامات را ارائه نمی کند. این اثر در بررسی بورتن نقد شده و گسترش یافته است : (23) J. Burton - Page, "The study of fortification in India and Pakistan", BSOAS, XXIII/2 (1960). (24) برای بناهای دورة سلاطین دهلی رجوع کنید به J. D. Beglar, ASI Report, IV, 1874; (25) Campbell, Notes on the history and topography of the ancient cities of Delhi, in JASB, XXXV, I (1866); (26) A. Cunningham, ASI Report, I, 1871; (27) J.A. Page, A memoir on Kotla Firoz Shah, Delhi, in MASI, 52, Delhi 1937; (28) H. Waddington, `A ¦ dila ¦ ba ¦ d: a part of the ، fourth' Delhi, in Ancient India, , 1946; همچنین منابع مقالاتِ: (29) "Dihl ¦  : monuments"; "Dihl ¦  Sultanate: art" مندرج در د. اسلام ، چاپ دوم . برای استحکامات دکن رجوع کنید به منابع مقالاتِ: (30) "Bahman ¦  s:monuments"; (31) "B ¦  dja ¦ pur:monuments"; (32) "Dawlata ¦ ba ¦ d"; "Golkond ¨ a ¦ " (33) مندرج در د.اسلام ، چاپ دوم ؛ T. W. Haig, "Inscriptions in Gulbarga", EIM (1907- (34) 1908), 1-10. برای استحکامات مغولی رجوع کنید به (35) A. C. L. Carlleyle, ASI Report, IV, 1874 [Agra]; (36) E.B. Havell, Agra and the Taj, London 1912; (37) G.Sanderson, Guide to the buildings and gardens, Delhi Fort, Delhi 1914. E.W.Smith, "The Mogh ul Architecture of Fathpur- Sikri", ASI, NIS, X VIII, 1894-18 98; J.Ph. Vog el, "Tile-mosaics in the Lahore fort", ASI, NIS, XII (1920). / ج . برتون و پیج ، تلخیص از ( د. اسلام ) / د) معماری نظامی در ایران . 1. پیش از اسلام . براساس کاوشهای باستان شناسان ، کاربرد برج به عنوان عاملی تقویتی و دفاعی به دوران شکل گیری شهرنشینی در فلات ایران برمی گردد و از آن پس همواره در بنای زیستگاههای انسانی به آن توجه شده است . کاوشهای به عمل آمده در مغرب ایران (ح هزارة سوم ق م ) نشان می دهد که باروهای نخستین زیستگاههای انسانی در این سرزمین ، از جمله حصار قلعة بلورآباد در حاشیة دشت شمالِ روستای قره ضیاءالدین در آذربایجان غربی ، بدون برج بوده است (کلایس ، ص 105). در فاصلة هزارة سوم و دوم ق م ، در قلعة راوز، در جنوب غربی ماکو، برجهای نیمدایرة پیش آمده ای برای تقویت حصار ساخته شد. در قرن هشتم ق م نیز در قلعة حسنلو این نوع برجهای پیش آمده وجود داشته است (همان ، 106)تصاویر به دست آمده از نقش برجسته های «دور ـ شاروکین » آگاهیهای جالبی دربارة برج و باروهای قلعه های مادها در پایان قرن هشتم ق م به دست می دهد. براساس این تصاویر، برجهای مادها همگی دارای نقشة چهارگوش بوده و متصل به بدنة بارو با پیش نشستگی به طرف بیرون بنا شده است . چنین می نماید که این برجها، به اعتبار نورگیرهایشان ، یک تا سه طبقه بوده و بر فراز همة آنها کنگره هایی قرار داشته ، و قسمت پایین آنها حجیمتر از بدنه بوده است (دیاکونوف ، ص 160ـ161، 178).در دورة هخامنشیان (559 ـ 330 ق م )، در قلاع شهرهایی چون «کیوزلی گیر» و «کلالی گیر» در خوارزم ، ساختن برج در حصارها معمول بوده است (بلنیتسکی ، ص 84). در سده های ششم و پنجم ق م نیز در قلعة گاوور ، در مشرق جلفا در کرانة رود ارس ، همچنان کاربرد برجهای مستطیل رواج داشته ، اما کمی بعد برای مقاومت بیشتر آنها در برابر سنگهای منجنیق ، به شکل دایره متحول شده است (کلایس ، ص 108). در همین دوره ، برای دفاع بهتر، ساختن دیوارهای کنگره دار نیز معمول شد (همان ، ص 107)در روزگار اشکانیان (قرن سوم ق م )، ساختن برج در حصار شهرها ادامه یافت ، مانندِ برجهای چهار ضلعی در کیقبادشاه (پانزده کیلومتری قبادیان در تاجیکستان )؛ نِسا، پایتخت اشکانیان (دوازده کیلومتری عشق آباد کنونی )؛ و توپراک قلعه (توپْراق قلعه ) در خوارزم (بلنیتسکی ، ص 105، 108، 143). در این دوره ، علاوه بر قلعه سازی در شهرها، ساختن برج و بارو در حدود مرزی نیز توسعة بسیار یافت ؛ از جمله دیواری دفاعی در حدود گرگان که از مشرق دریای مازندران در محلی به نام خواجه نَفَس تا کوههای پیش کمر در شمال غرب گنبد قابوس به طول 155 کیلومتر ادامه دارد (کیانی ، «شهرهای اشکانی »، ص 114). از بقایای برخی از قلعه های حدود شرقی کشور اشکانیان برمی آید که این بناها برجهای چهارگوش و مزغلهایی تنگ با طاق رومی داشته اند و تنها در پایان دورة پارتیان (256ق .م ـ 224 م )، برجهای نوع جدید با جلوخان بیضی شکل یا مربع (در مقطع ) پدیدآمده اند (تقوی نژادِ دیلمی ، ص 103). در دورة ساسانیان ، کاربرد برجهای مدوّر و مستطیلی در باروی قلعه ها و شهرها بسیار گسترش یافت ؛ از جمله در تخت سلیمان 38 برجِ گِردِ توپُر برای تقویت و استحکام بنا در بدنة بارو ساخته شد. در بیشابور نیز برجهای شبه ستونی به قطر 30ر7 متر در فاصله های کم بنا شده اند (سرفراز، ص 44). با اینهمه ، قلاع زمان ساسانیان معمولاً برجهای نیمدایره ای داشته اند که از دیوار دفاعی جلوتر ساخته می شده اند. فاصلة کمِ میان برجها، علاوه بر تقویت قدرت دفاعی ساکنان قلعه ، بر زیبایی بنا نیز می افزوده است (کلایس ، ص 108). مصالح این بناها برحسب منطقه ، متغیر بوده ؛ مثلاً در مناطق کوهستانی اغلب سنگهای زمخت یا سنگهایی با تراش مختصر و خشن به کار می برده اند. این نوع سنگها را بر ملاط غلیظی که خود را زود می گرفته و سفت می شده ، فرومی نهادند؛ اما در ناحیة بین النهرین خشت خام و آجر، که مصالحی تُرد و بی دوام است ، بیشتر در دسترس بوده است (پوپ ، 1365 ش ، ص 91ـ92). 2. دورة اسلامی . دربارة معماری نظامی ایران در قرنهای نخستین اسلامی آگاهی چندان کاملی در دست نیست ؛ اما پیداست که شمار بناهای دفاعی در سرتاسر ایران ، بویژه در اماکن کوهستانی ، بسیار بوده است . تاریخ بنای بسیاری از این استحکامات به دورة ساسانیان یا حتّی قبل از آن باز می گردد. برخی از این بناها در سده های نخستین یا میانة اسلامی ویران شده ؛ اما شماری از آنها برجای مانده و در ساختن بناهای مشابه الگوی مسلمانان قرار گرفته است . یاقوت حموی (ج 3، ص 838) شمار قلعه های فارس را بیش از پنجهزار نوشته که سابقة تعدادی از آنها به قبل از اسلام می رسید. به نوشتة زرکوبِ شیرازی (ص 16)، یکی از فرمانروایان مسلمان ، به 73 دژ در فارس حمله کرد و همة آنها را از بین برد. به گفتة ابن حوقل (ص 363)، در زمان اسکندر، اصفهان با 365 برج در مقابل دیلمیان و ترکان حفاظت می شد. اگر این گفته درست باشد، می توان احتمال داد که برخی از یکصد برج اصفهان ، که ابن رسته از وجود آنها در قرن سوم خبر داده است (ص 160)، یادگار دورة اسکندر باشد. در رشته کوههای البرز و خراسان و خوارزم نیز دژهای بسیاری تا مدتهای دراز وجود داشته است . در حفاریهای روسها در نزدیکی خوارزم ، دو قلعه به نامهای تِشیک قلعه و اُوی قلعه متعلق به قرون اولیة اسلامی کشف شده است که در وسط قسمت جنوبی آنها برج چهارگوش بزرگی وجود دارد. در این حصارها برای اقامت سربازان و مردم پناهگاههایی ساخته بوده اند. حصارها روزنه هایی مخصوص تیراندازی داشته اند (اشپولر، ج 2، ص 391). برجهای ایران گاه به صورت حصاری استوانه ای و مستقل در نزدیکی دیوار شهرها یا قلاع قرار داشته و گاه نیز متصل به استحکامات قلعه ساخته می شده اند. شکل برجهایی که در گوشه های حصار قلاع تعبیه می شده ، مدوّر و برجهای دیوارهای جانبی نیمدایره و گاه مستطیل بوده است ؛ اما اغلب آنها مزغلهایی برای تیراندازی داشته است . یکی از کهنترین انواع برجهای مستقل ، برجی است که در خارج از دیوار شهر یزد، از پُلی کم عرض محافظت می کند (پوپ ، 1977، ج 3، ص 1242). اساساً در قرون اولیة اسلامی ، شورشها و برخوردهایی که در مناطق مختلف این سرزمین روی می داده ، موجب می شده که در بنای شهرها به جنبة دفاعی آنها بیشتر توجه شود. ازینرو استحکامات دفاعی ، بر قُهَنْدز (کهندژ) وارگ (باروی پیرامون شهرستان ) و خندق ، و گاه بر باروی پیرامون (رَبَض ) استوار بود. از جمله کهنترین قهندزهای ایران می توان به قهندزهای بلخ ، بخارا، سمرقند، مرو و نیشابور اشاره کرد. این باروها و قهندزها برای مقاومت بهتر در برابر حملة منجنیقها و دیوارکوبها و نیز برای راندن مهاجمان ، به برجهای نگهدارندة توپر و برجهای دفاعی با دو تا سه طبقه که دارای جایگاه استراحت و نگهبانی و انبار جنگ افزار بود، مجهز شدند. برخی از قلعه های بسیاری که در دوران اسلامی در داخل شهرها بنا شده عبارت اند از : ارگ کرمان ، ارگ شیراز، و قلعة فلک الافلاک در خرم آباد که دارای هشت برج است و در ورودی آن ، در برجی در جنوب غربی قلعه واقع است ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «فلک الافلاک ، قلعه ی »). به طور عمده ، برجهای گِرد و نیمگرد در طول حصار و حتّی دو سوی دروازه ، به شکل استوانه و اغلب نزدیک به مخروط ساخته می شده اند؛ از جمله ارگ تون ( فردوس ) ، حصار یزد، ارگ بم و حصار کاشان . هنوز بخشی از برج و بارویی که در 432، در زمان حکومت امیر عضدالدین علاءالدوله ابوجعفر کاکویه ، در یزد بنا شده ، باقی مانده است . این بناها به همت چهار تن از سرهنگان دولت ، به نامهای ابویعقوب اسحاق دیلمی ، ابومسعود بدر بهشتی ، ابوجعفر و ابویوسف ، ساخته شده اند. باروی یزد چهار دروازه داشت به نامهای قطریان ، کوشک نو، مهریجرد و کیا (جعفری ، ص 35ـ36). در زمان مبارزالدین محمد مظفر (حک : 713ـ759) که یزد وسعت یافت ، از دروازة قطریان (دروازة شاهی ) تا دروازة «مادر امیر» باروی تازه ای کشیدند و خندقی حفر کردند و برجهای جدیدی بنا نهادند. در دورة سلطنت شاه یحیی مظفری (789)، فَصیلی (دیواری کوتاه ) به گِردِ باروی شهر کشیدند و در پشت بارو، به جانب خراسان ، شش برج گسسته بنا کردند و بر هر دروازه برای محافظت آن برجی بلند ساختند (همان ، ص 54). به نقل جامع مفیدی (بافقی ، ج 3، ص 740)، پس از شکست سلطان محمد (مقتول 798)، پسر ابوسعید طبسی ، در ضلع جنوبی شهر، به فرمان امیر تیمور بارویی عریض و طویل کشیدند و خندق حفر کردند و برجهای بلند و سنگ انداز تعبیه کردند و دو دروازة جدید گشودند (نیز رجوع کنید به جعفری ، ص 57). به نوشتة مرجوع کنید به لف جامع جعفری (تألیف 1245)، در عهد او باروی شهر نود برج پیوسته و گسسته ، و هریک از آنها بیست نگهبان داشته است (افشار، ج 2، ص 675) در قرون چهارم و پنجم ، قلعه سازی در ایران ، بویژه در کوهستانها، رشد بسیاری یافت ؛ زیرا در این دوره ، دشمنانِ فداییان اسماعیلی بسختی آنان را تعقیب می کردند و داشتن پناهگاههای مستحکم و دور از دسترس برای آنان اجتناب ناپذیر بود، هم ازینروست که مهمترین و مستحکمترین قلاع ایران در دورة اسلامی به دست اسماعیلیان ایجاد شده است . نمونه های مهم برجهای متصل به بارو و قلعه را می توان در قلاع اسماعیلیه مانند الموت ، لُمبه سر، گِردْگوه در مغرب دامغان و قاین یافت . در قلعة لمبه سر، در شمال قزوین ، از تمام عوارض طبیعی کوه و صخره ها برای ایجاد استحکامات دفاعی بخوبی استفاده شد و همة امکانات مورد نیاز یک سربازخانه ، از قبیل انبارها و آب انبارها، در آن تعبیه گردید. اسماعیلیان برای افزایش قدرت دفاعی ، علاوه براحداث دیوارهای جانبی ، دیوارهای محکم دیگری نیز در فواصل مختلف می ساختند که عموماً به برجهای بسیار مستحکم منتهی می شدند؛ مانند قلعة قائن (کلایس ، ص 109). با تداوم قلعه سازیِ اسماعیلیه ، در معماریِ قلاع شیوه ای تازه پدید آمد که بتدریج توسعه و تکامل یافت . پیشرفته ترین نوع این بناها قلعه ای است در جنوب ساوه که بیشتر به کاخ شباهت دارد. این بنا شامل یک راهرو میانی است که در دو جانب آن اتاقهای بسیاری برای سربازان ساخته اند. این قلعه در طول تاریخ آسیب فراوان دیده است (همان ، ص 110)در طرحهای به جا مانده از باروی برخی شهرهای ایران از سدة یازدهم به بعد، با طرحهای گوناگون برخورد می کنیم . در کاشان برجهای استوانه ای مایل به مخروط در فاصله های معین به صورت برجسته و بلندتر از بارو قرار دارند که یکی از بقیه بلندتر و به اعتبار پنجره گونه های آن سه طبقه بوده است . اما برجهای ساوه چهار ضلعی و برجسته است . در قصر شیرین نیز برجهای چهار ضلعی بلندتر از بارو در فاصله های معین وجود داشته است و در تصویر جالبی از همدان در باروی شهر، برجهای استوانه ای کنگره دار و برجهای بسیار بلند با پوشش بسیار کشیده (رُک ) دیده می شوند که دو طبقه می نمایند ( رجوع کنید به کیانی ، «سیمای شهرهای ایران »، تصاویر ص 409ـ410 ،416، 454ـ455). از این میان ، برجهای دفاعی نسبت به برجهای نگهدارنده ارتفاع بیشتری داشته اند. در بیشتر موارد، ارتفاع برجهای نگهدارنده از بارو بیشتر بود و در چند مورد، بنابرسندهای تصویری قرن یازدهم ، همسطح بوده اند. کنگره بر بالای برجهای نگهدارنده بیشتر جنبة تزیینی ، ولی در برجهای دفاعی کاربرد جنگی داشته است . در دورة صفویان ، ساختن برج و بارو در شهرهای ایران ادامه یافت . باروی شاه طهماسبی شهر تهران که به دستور شاه طهماسب صفوی (930ـ984) در 961 ساخته شد، دارای 114 برج کنگره دار (به عدد سوره های قرآن ) بود که در هر کدام یک سوره از قرآن مجید را دفن کرده بودند (اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 828؛ کریمان ، ص 163). همچنین در فاصلة دویست تا سیصد متری هر دروازه یک برج گِلیِ نه چندان محکم وجود داشته (گاردان ، ص 68) که در یکی از آنها لولة توپ و زنبورک تعبیه شده بوده است (اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 855، به نقل از موریه ). در همین دوره ، در میانکاله ، در گرگان امروزی ، قلعه ای هشت بر ساخته شد که برجهای دفاعی آن نیز هشت ضلع داشتند. شاید نتوان طرح این قلعه را برگرفته از قلعة هشت ضلعی دیگری در قوشچی ، در ساحل غربی دریاچة ارومیه متعلق به دورة ایلخانان ، دانست ؛ زیرا گرچه طرح قلعة اخیر هشت ضلعی است ، در تمام گوشه های آن برجهای نیمه استوانه ای ساخته شده است . طرح قلعة میانکاله از طرح قلعه ای اقتباس شده بود که شاه عباس صفوی (996ـ 1038) با پذیرش نفوذ معماری اروپایی در فرح آباد، در کنار دریای خزر، برای اقامت خویش ساخته بود (کلایس ، ص 111). علاوه بر این قلعه ، قلاع دیگری نیز به دست اروپاییان یا به تقلید از آنان در عصر صفوی و قرون بعدی ، در ایران ساخته شد، از جمله قلعه هایی که اروپاییان در دورة صفویان در هرمز و خارک بنا نهادند (همانجا)، و قلعة دیگری به نام قلعة کهنه در کرمانشاه که به شکل قلاع اروپایی بنا شده است . در دورة سلطنت قاجار، مشاوران نظامی اروپایی گِرد برخی شهرها، چون تهران و خوی ، حصار کشیدند (همانجا). برجهای غیرنظامی . برج در ایران کاربردهای متنوع و متعددی داشته است . علاوه بر قلاع ، در دو سوی درِ ورودی کاروانسرا * ها نیز برای دیده بانی و مراقبت برجهایی ساخته می شده است . گاه به کبوترخانه * ها نیز برج کبوتر می گفته اند، چنانکه برخی از مقبره * ها نیز به میل یا برج شهرت یافته اند. شماری از میلها را نیز که برای برافروختن آتش برفراز آنها و راهنمایی گمشدگان می ساخته اند، گاه برج می خوانده اند؛ نیز رجوع کنید به منار * . منابع : (38) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (39) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفیسة ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (40) برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی ، ج 2، ترجمة مریم میراحمدی ، تهران 1369 ش ؛ (41) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران 1367ـ 1368 ش ؛ (42) ایرج افشار، یادگارهای یزد ، ج 2، تهران 1354 ش ؛ (43) محمد مفیدبن محمود بافقی ، جامع مفیدی ، چاپ ایرج افشار، تهران 1340ـ1342 ش ؛ (44) الکساندر بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1371 ش ؛ (45) آرتور اپهام پوپ ، معماری ایران : پیروزی شکل و رنگ ، ترجمة کرامت الله افسر، تهران 1365 ش ؛ (46) محمدرضا تقوی نژاد دیلمی ، معماری ، شهرسازی و شهرنشینی ایران در گذر زمان ، تهران 1363 ش ؛ (47) جعفربن محمد جعفری ، تاریخ یزد ، چاپ ایرج افشار، تهران 1343 ش ؛ (48) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران 1345ـ1374 ش ؛ (49) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1357 ش ؛ (50) احمدبن ابی الخیر زرکوب شیرازی ، شیرازنامه ، چاپ بهمن کریمی ، تهران 1310 ش ؛ (51) علی اکبر سرفراز، «بیشابور»، در شهرهای ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1366 ش ؛ حسین کریمان ، (52) تهران در گذشته و حال ، تهران 1355 ش ؛ ولفرام کلایس ، «قلاع (معماری )»، ترجمة علیرضا مهینی ، در معماری ایران : دورة (53) اسلامی ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1366 ش ؛ (54) محمدیوسف کیانی ، «سیمای شهرهای ایران از دید جهانگردان »، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1365 ش ؛ (55) همو، «شهرهای اشکانی »، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1365 ش ؛ (56) کنت آلفرد دوگاردان ، مأموریت ژنرال گاردان در ایران در دورة امپراطوری اوّل فرانسه ، ترجمة عباس اقبال ، تهران 1310 ش ؛ (57) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ 1866ـ1873، چاپ افست تهران 1965؛ (58) Arthur Upham Pope, ed., A survey of Persian art, Tehran 1977. / پرویز ورجاوند و قنبرعلی رودگر / 3) در نجوم . هر یک از دوازده قسمت متساوی فرضی مسیر ظاهری خورشید بین ستارگان (دایرة البروج * ) برج نامیده می شود. هربرج را به نام صورت فلکی محاذی آن خوانده اند. چون مدارهای ماه و سیارات نیز تقریباً با دایرة البروج هم صفحه اند، ماه و سیارات همواره در میان برجها دیده می شوند. بدین سبب ، برجها از عناصر اصلی علم احکام * نجوم اند. برجها از نقطة اعتدال بهاری در جهت مشرق در نواری که آن را منطقة البروج می نامیم ، بدین ترتیب جای دارند : حَمَل ، ثَوْر، جوزا(بروج ربیعیه )؛ سرطان ، اسد، سنبله (بروج صَیْفیه )؛ میزان ، عقرب ، قوس (بروج خَریفیه )؛ جَدْی ، دَلْو و حوت (بروج شَتَویه ). حرکت تقدیمی زمین باعث می شود که نقاط اعتدالین به میزان 27ر50 ثانیة قوسی در هر سال ، یا 30 درجه (به پهنای یک برج ) در هر 150 ، 2 سال ، بر خلاف توالی حرکت کند؛ به طوری که بر اثر این حرکت ، که تقدیم اعتدالین * خوانده می شود، نقطة اعتدال بهاری که در دو هزار سال پیش ، محاذی آغاز برج حمل بوده است ، اینک تقریباً محاذی آغاز برج حوت است ( > واژه نامة نجوم مک میلان < ، ذیل «تقدیم اعتدالین »، «نقطة اول حمل »). اما به رغم این جابجایی هنوز هم به نقطة اعتدال بهاری ، بنابر سنت قدما، اول حمل اطلاق می شود. تقسیم منطقة البروج به دوازده برج که در نجوم امروزی و دورة اسلامی دیده می شود، نخستین بار در بین النهرین و در اواخر دورة بابلی انجام گرفت و از طریق نجوم یونانی به دوره های بعد انتقال یافت . وان دِروردِن (ص 175) این تقسیم بندی را از دورة تسلط ایرانیان بر بابل می داند. کهنترین متن میخی که دوازده صورت منطقة البروج را یکجا نام برده ، لوح معروف به 4924 Vat است که در 418 ق م در بابل ، همزمان با پادشاهی داریوش دوم هخامنشی ، نوشته شده است (همان ، ص 253). در متنهای قدیمتر از آن ، بویژه لوح 9412 Vat ، که در 687ق م در آشور نوشته شده ، گرچه اسامی برخی از برجها آمده است ، به مجموعة دوازده برج ، که حاکی از تقسیم منطقة البروج به دوازده بخش باشد، اشاره نشده است . کشف زایچه * ای متعلق به 409 ق م در بابل (همان ، ص 252) مرجوع کنید به ید آن است که تنظیم زایچه ، که مستلزم تشخیص مکان سیارات در بروج دوازدهگانه است ، از مدتها قبل رواج داشته است . به عقیدة وان دروردن ، تنظیم زایچه پیش از 450ق م در بابل آغاز شده و یونانیان در حدود 440ق م با آن آشنا شده اند. بطلمیوس مشخصات صورتهای منطقة البروج را بتفصیل ذکر کرده است (ص 360ـ381). وی در این خصوص از واژة یونانی «زودیون » به معنای «برج حیوانی » استفاده نکرده ، بلکه «دوده کاتی موریون » به معنای «یک دوازدهم » را به کار برده است تا تقسیم بندی هندسی دایرة البروج را از صورتهای فلکی منطقة البروج متمایز کند (ص 20ـ21). پیش از او، ارسطو اصطلاح «اوکنه لوس تون زودیون » به معنای «دایرة حیوانات کوچک » را برای منطقة البروج به کار برده بود (آلن ، ص 3). در میان متون ایران قدیم ، بُندَهِش یکایک برجها را نام می برد: «چون او ( اهورامزدا ) نخست سپهر را آفرید، ستارگان اختری را بر آن گمارد ( که ) مایه ور این دوازده ( اختر ) اند، که ایشان را نام بره ، گاو، دو پیکر، خرچنگ ، شیر، خوشه ، ترازو، کژدم ، نیمسب (نیماسب )، بز، دلو، و ماهی است » (بهار، ج 1، ص 23). در بندهش ، در زایچة کیهان ، برج طالع کَْرچَنک (سرطان ) است و مندرجات دوازده خانة زایچه عیناً به همان نحو است که در کتب نجومی دورة اسلامی مندرج است (تقی زاده ، ج 10، ص 324ـ329). کلمة برج ، به صورت جمع ـ البروج ـ چهار بار در قرآن آمده است (نساء: 78، حجر: 16، فرقان : 61، بروج : 1)، که جز یک بار که به معنای کاخ و سرای است معنای عام ستاره یا صورت فلکی از آنها مستفاد می شود. ابن عباس در تفسیر سورة حجر بروج را به ستارگان که در تاریکیهای خشکی و دریا راهنمای اند تفسیر کرده (ج 4، ص 552) که ظاهراً به مضمون آیة 96 سورة انعام توجه داشته است . به عقیدة نالّینو (ص 140) بروج دوازدهگانه بر عرب جاهلی ناشناخته بوده ، چه آنها درعلم هیئت پیشرفته نبوده اند و به احکام نجوم نیز اشتغال نداشته اند تا نیازی به تثبیت و شناسایی بروج و سیر سیارات در آن داشته باشند. عبدالرحمان صوفی (ص 11) نیز به این نکته اشاره کرده است که «عرب در صور بروج ، تحقیق مطابقت اقسام نکرده اند؛ چه ایشان قسمت دور فلک بر مقدار روزهایی کنند که قمر در آن روزها فلک قطع کند، و آن بیست و هشت باشد به تقریب .» صورتهای فلکی چنانکه گفته شد از عناصر اصلی در تعیین احکام اند. در احکام نجوم برجها به فاعله و منفعله ، خشک و تر، نر و ماده بدین شرح تقسیم می شوند: همة برجهای گرم نرند و همة برجهای سرد ماده (ابوریحان بیرونی ، ص 316ـ317). همچنین برجها بر فرزندان ، نکاح ، خوی و منش ، صورت ، بیماریها، جایگاهها و شهرها و ... افراد دلالت دارند (همان ، ص 321ـ353). ترکیب طبایع بروج با طبایع سیارات و نیز آرایش هندسی سیارات نسبت به بروج در زمانهای خاصی مثل ولادت ، تحویل سال ، یا هر زمانی که به ارائة حکم نجومی نیاز هست ، چگونگی این حکم را تعیین می کند. در نجوم دورة اسلامی ، بویژه در زیجها، برجها را با حروف ابجد نشان می دهند. در متون نجومی اروپای دورة نوزایی (رنسانس ) نیز علامتهایی برای بروج انتخاب شده که ملهم از اسطوره های یونانی این صورتهاست . در جدول دوم ، علائم برجها در نجوم اسلامی و متون اروپایی دیده می شود: در تقویم دورة اسلامی ، گر چه بیشتر تاریخها با تقویم قمری قید می شد، اما گاه نام برجی ماههای شمسی نیز برای تعیین تاریخ رویدادها نوشته شده است . کاربرد این ماههای برجی (حمل = فروردین ، ثور= اردیبهشت و الخ ) از 1304 ش در ایران منسوخ شد، اما حالیه در افغانستان رواج دارد ( رجوع کنید به تقویم * ). منابع : (59) علاوه بر قرآن ؛ (60) ابن عباس ، تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس ، لابی طاهر محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، در مجمع التفاسیر ، استانبول 1404/ 1984؛ (61) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران 1362 ش ؛ (62) مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران ، ج 1، تهران 1362 ش ؛ (63) حسن تقی زاده ، مقالات تقی زاده ، ج 10: گاه شماری در ایران قدیم ، چاپ ایرج افشار، تهران 1357 ش ؛ (64) عبدالرحمان بن عمر صوفی ، ترجمة صورالکواکب عبدالرحمن صوفی ، به قلم نصیرالدین طوسی ، چاپ معزالدین مهدوی ، تهران 1351 ش ؛ (65) کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامی ، ترجمة احمد آرام ، تهران 1349 ش ؛ (66) بارتل ل . وان در وردن ، پیدایش دانش نجوم ، ترجمة همایون صنعتی زاده ، تهران 1372 ش ؛ (67) R. H. Allen, Star names: their lore and meani, NewYork 1963; (68) MacMillan dictionary of astronomy, 2nd ed. by Valerie Illingworth, London 1985; (69) Claudius Ptolemy, Ptolemy's Almagest, translated and annotated by G. J. Toomer, London 1984. / توفیق حیدرزاده / "> تاریخ مغول < ، در هر یک از شهرهای دهلی ، اگره ، و لاهور، یک باستیون بزرگِ گنبددار به نام شاه برج (خابورگ ) وجود دارد که با سنگهای قیمتی بزیبایی تزیین شده است ؛ و شاه در آنجا به برگزیدگان مردم بار می داده و از همانجا جنگ فیلان را تماشا می کرده است (ترجمة ایروین ، ج 2، ص 463). بر روی هم ، می توان گفت که برجهای دورة بابریان برای اهداف نظامی به وجود نیامده اند، و آنچه در آغاز جنبة نظامی داشته ، بعدها تغییر شکل یافته و وسیله ای برای انتقال هنر مغولی شده است . حصارهای دهلی در روزگار شاه جهان نیز برجهایی داشته که در دوران تسلط بریتانیا دستخوش تغییر شده است و امروز دیگر آثار بابری را نمی توان در آنها تشخیص داد. منابع : S. Toy, The strongholds of India, London 1957, برخی استحکامات مسلمانان را وصف می کند، اطلاعات اندکی دربارة برجها دارد، جزئیات تاریخی آن قابل اعتماد نیست ، و تاریخ استحکامات را ارائه نمی کند. این اثر در بررسی بورتن نقد شده و گسترش یافته است : (23) J. Burton - Page, "The study of fortification in India and Pakistan", BSOAS, XXIII/2 (1960). (24) برای بناهای دورة سلاطین دهلی رجوع کنید به J. D. Beglar, ASI Report, IV, 1874; (25) Campbell, Notes on the history and topography of the ancient cities of Delhi, in JASB, XXXV, I (1866); (26) A. Cunningham, ASI Report, I, 1871; (27) J.A. Page, A memoir on Kotla Firoz Shah, Delhi, in MASI, 52, Delhi 1937; (28) H. Waddington, `A ¦ dila ¦ ba ¦ d: a part of the ، fourth' Delhi, in Ancient India, , 1946; همچنین منابع مقالاتِ: (29) "Dihl ¦  : monuments"; "Dihl ¦  Sultanate: art" مندرج در د. اسلام ، چاپ دوم . برای استحکامات دکن رجوع کنید به منابع مقالاتِ: (30) "Bahman ¦  s:monuments"; (31) "B ¦  dja ¦ pur:monuments"; (32) "Dawlata ¦ ba ¦ d"; "Golkond ¨ a ¦ " (33) مندرج در د.اسلام ، چاپ دوم ؛ T. W. Haig, "Inscriptions in Gulbarga", EIM (1907- (34) 1908), 1-10. برای استحکامات مغولی رجوع کنید به (35) A. C. L. Carlleyle, ASI Report, IV, 1874 [Agra]; (36) E.B. Havell, Agra and the Taj, London 1912; (37) G.Sanderson, Guide to the buildings and gardens, Delhi Fort, Delhi 1914. E.W.Smith, "The Mogh ul Architecture of Fathpur- Sikri", ASI, NIS, X VIII, 1894-18 98; J.Ph. Vog el, "Tile-mosaics in the Lahore fort", ASI, NIS, XII (1920). / ج . برتون و پیج ، تلخیص از ( د. اسلام ) / د) معماری نظامی در ایران . 1. پیش از اسلام . براساس کاوشهای باستان شناسان ، کاربرد برج به عنوان عاملی تقویتی و دفاعی به دوران شکل گیری شهرنشینی در فلات ایران برمی گردد و از آن پس همواره در بنای زیستگاههای انسانی به آن توجه شده است . کاوشهای به عمل آمده در مغرب ایران (ح هزارة سوم ق م ) نشان می دهد که باروهای نخستین زیستگاههای انسانی در این سرزمین ، از جمله حصار قلعة بلورآباد در حاشیة دشت شمالِ روستای قره ضیاءالدین در آذربایجان غربی ، بدون برج بوده است (کلایس ، ص 105). در فاصلة هزارة سوم و دوم ق م ، در قلعة راوز، در جنوب غربی ماکو، برجهای نیمدایرة پیش آمده ای برای تقویت حصار ساخته شد. در قرن هشتم ق م نیز در قلعة حسنلو این نوع برجهای پیش آمده وجود داشته است (همان ، 106)تصاویر به دست آمده از نقش برجسته های «دور ـ شاروکین » آگاهیهای جالبی دربارة برج و باروهای قلعه های مادها در پایان قرن هشتم ق م به دست می دهد. براساس این تصاویر، برجهای مادها همگی دارای نقشة چهارگوش بوده و متصل به بدنة بارو با پیش نشستگی به طرف بیرون بنا شده است . چنین می نماید که این برجها، به اعتبار نورگیرهایشان ، یک تا سه طبقه بوده و بر فراز همة آنها کنگره هایی قرار داشته ، و قسمت پایین آنها حجیمتر از بدنه بوده است (دیاکونوف ، ص 160ـ161، 178).در دورة هخامنشیان (559 ـ 330 ق م )، در قلاع شهرهایی چون «کیوزلی گیر» و «کلالی گیر» در خوارزم ، ساختن برج در حصارها معمول بوده است (بلنیتسکی ، ص 84). در سده های ششم و پنجم ق م نیز در قلعة گاوور ، در مشرق جلفا در کرانة رود ارس ، همچنان کاربرد برجهای مستطیل رواج داشته ، اما کمی بعد برای مقاومت بیشتر آنها در برابر سنگهای منجنیق ، به شکل دایره متحول شده است (کلایس ، ص 108). در همین دوره ، برای دفاع بهتر، ساختن دیوارهای کنگره دار نیز معمول شد (همان ، ص 107)در روزگار اشکانیان (قرن سوم ق م )، ساختن برج در حصار شهرها ادامه یافت ، مانندِ برجهای چهار ضلعی در کیقبادشاه (پانزده کیلومتری قبادیان در تاجیکستان )؛ نِسا، پایتخت اشکانیان (دوازده کیلومتری عشق آباد کنونی )؛ و توپراک قلعه (توپْراق قلعه ) در خوارزم (بلنیتسکی ، ص 105، 108، 143). در این دوره ، علاوه بر قلعه سازی در شهرها، ساختن برج و بارو در حدود مرزی نیز توسعة بسیار یافت ؛ از جمله دیواری دفاعی در حدود گرگان که از مشرق دریای مازندران در محلی به نام خواجه نَفَس تا کوههای پیش کمر در شمال غرب گنبد قابوس به طول 155 کیلومتر ادامه دارد (کیانی ، «شهرهای اشکانی »، ص 114). از بقایای برخی از قلعه های حدود شرقی کشور اشکانیان برمی آید که این بناها برجهای چهارگوش و مزغلهایی تنگ با طاق رومی داشته اند و تنها در پایان دورة پارتیان (256ق .م ـ 224 م )، برجهای نوع جدید با جلوخان بیضی شکل یا مربع (در مقطع ) پدیدآمده اند (تقوی نژادِ دیلمی ، ص 103). در دورة ساسانیان ، کاربرد برجهای مدوّر و مستطیلی در باروی قلعه ها و شهرها بسیار گسترش یافت ؛ از جمله در تخت سلیمان 38 برجِ گِردِ توپُر برای تقویت و استحکام بنا در بدنة بارو ساخته شد. در بیشابور نیز برجهای شبه ستونی به قطر 30ر7 متر در فاصله های کم بنا شده اند (سرفراز، ص 44). با اینهمه ، قلاع زمان ساسانیان معمولاً برجهای نیمدایره ای داشته اند که از دیوار دفاعی جلوتر ساخته می شده اند. فاصلة کمِ میان برجها، علاوه بر تقویت قدرت دفاعی ساکنان قلعه ، بر زیبایی بنا نیز می افزوده است (کلایس ، ص 108). مصالح این بناها برحسب منطقه ، متغیر بوده ؛ مثلاً در مناطق کوهستانی اغلب سنگهای زمخت یا سنگهایی با تراش مختصر و خشن به کار می برده اند. این نوع سنگها را بر ملاط غلیظی که خود را زود می گرفته و سفت می شده ، فرومی نهادند؛ اما در ناحیة بین النهرین خشت خام و آجر، که مصالحی تُرد و بی دوام است ، بیشتر در دسترس بوده است (پوپ ، 1365 ش ، ص 91ـ92). 2. دورة اسلامی . دربارة معماری نظامی ایران در قرنهای نخستین اسلامی آگاهی چندان کاملی در دست نیست ؛ اما پیداست که شمار بناهای دفاعی در سرتاسر ایران ، بویژه در اماکن کوهستانی ، بسیار بوده است . تاریخ بنای بسیاری از این استحکامات به دورة ساسانیان یا حتّی قبل از آن باز می گردد. برخی از این بناها در سده های نخستین یا میانة اسلامی ویران شده ؛ اما شماری از آنها برجای مانده و در ساختن بناهای مشابه الگوی مسلمانان قرار گرفته است . یاقوت حموی (ج 3، ص 838) شمار قلعه های فارس را بیش از پنجهزار نوشته که سابقة تعدادی از آنها به قبل از اسلام می رسید. به نوشتة زرکوبِ شیرازی (ص 16)، یکی از فرمانروایان مسلمان ، به 73 دژ در فارس حمله کرد و همة آنها را از بین برد. به گفتة ابن حوقل (ص 363)، در زمان اسکندر، اصفهان با 365 برج در مقابل دیلمیان و ترکان حفاظت می شد. اگر این گفته درست باشد، می توان احتمال داد که برخی از یکصد برج اصفهان ، که ابن رسته از وجود آنها در قرن سوم خبر داده است (ص 160)، یادگار دورة اسکندر باشد. در رشته کوههای البرز و خراسان و خوارزم نیز دژهای بسیاری تا مدتهای دراز وجود داشته است . در حفاریهای روسها در نزدیکی خوارزم ، دو قلعه به نامهای تِشیک قلعه و اُوی قلعه متعلق به قرون اولیة اسلامی کشف شده است که در وسط قسمت جنوبی آنها برج چهارگوش بزرگی وجود دارد. در این حصارها برای اقامت سربازان و مردم پناهگاههایی ساخته بوده اند. حصارها روزنه هایی مخصوص تیراندازی داشته اند (اشپولر، ج 2، ص 391). برجهای ایران گاه به صورت حصاری استوانه ای و مستقل در نزدیکی دیوار شهرها یا قلاع قرار داشته و گاه نیز متصل به استحکامات قلعه ساخته می شده اند. شکل برجهایی که در گوشه های حصار قلاع تعبیه می شده ، مدوّر و برجهای دیوارهای جانبی نیمدایره و گاه مستطیل بوده است ؛ اما اغلب آنها مزغلهایی برای تیراندازی داشته است . یکی از کهنترین انواع برجهای مستقل ، برجی است که در خارج از دیوار شهر یزد، از پُلی کم عرض محافظت می کند (پوپ ، 1977، ج 3، ص 1242). اساساً در قرون اولیة اسلامی ، شورشها و برخوردهایی که در مناطق مختلف این سرزمین روی می داده ، موجب می شده که در بنای شهرها به جنبة دفاعی آنها بیشتر توجه شود. ازینرو استحکامات دفاعی ، بر قُهَنْدز (کهندژ) وارگ (باروی پیرامون شهرستان ) و خندق ، و گاه بر باروی پیرامون (رَبَض ) استوار بود. از جمله کهنترین قهندزهای ایران می توان به قهندزهای بلخ ، بخارا، سمرقند، مرو و نیشابور اشاره کرد. این باروها و قهندزها برای مقاومت بهتر در برابر حملة منجنیقها و دیوارکوبها و نیز برای راندن مهاجمان ، به برجهای نگهدارندة توپر و برجهای دفاعی با دو تا سه طبقه که دارای جایگاه استراحت و نگهبانی و انبار جنگ افزار بود، مجهز شدند. برخی از قلعه های بسیاری که در دوران اسلامی در داخل شهرها بنا شده عبارت اند از : ارگ کرمان ، ارگ شیراز، و قلعة فلک الافلاک در خرم آباد که دارای هشت برج است و در ورودی آن ، در برجی در جنوب غربی قلعه واقع است ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «فلک الافلاک ، قلعه ی »). به طور عمده ، برجهای گِرد و نیمگرد در طول حصار و حتّی دو سوی دروازه ، به شکل استوانه و اغلب نزدیک به مخروط ساخته می شده اند؛ از جمله ارگ تون ( فردوس ) ، حصار یزد، ارگ بم و حصار کاشان . هنوز بخشی از برج و بارویی که در 432، در زمان حکومت امیر عضدالدین علاءالدوله ابوجعفر کاکویه ، در یزد بنا شده ، باقی مانده است . این بناها به همت چهار تن از سرهنگان دولت ، به نامهای ابویعقوب اسحاق دیلمی ، ابومسعود بدر بهشتی ، ابوجعفر و ابویوسف ، ساخته شده اند. باروی یزد چهار دروازه داشت به نامهای قطریان ، کوشک نو، مهریجرد و کیا (جعفری ، ص 35ـ36). در زمان مبارزالدین محمد مظفر (حک : 713ـ759) که یزد وسعت یافت ، از دروازة قطریان (دروازة شاهی ) تا دروازة «مادر امیر» باروی تازه ای کشیدند و خندقی حفر کردند و برجهای جدیدی بنا نهادند. در دورة سلطنت شاه یحیی مظفری (789)، فَصیلی (دیواری کوتاه ) به گِردِ باروی شهر کشیدند و در پشت بارو، به جانب خراسان ، شش برج گسسته بنا کردند و بر هر دروازه برای محافظت آن برجی بلند ساختند (همان ، ص 54). به نقل جامع مفیدی (بافقی ، ج 3، ص 740)، پس از شکست سلطان محمد (مقتول 798)، پسر ابوسعید طبسی ، در ضلع جنوبی شهر، به فرمان امیر تیمور بارویی عریض و طویل کشیدند و خندق حفر کردند و برجهای بلند و سنگ انداز تعبیه کردند و دو دروازة جدید گشودند (نیز رجوع کنید به جعفری ، ص 57). به نوشتة مرجوع کنید به لف جامع جعفری (تألیف 1245)، در عهد او باروی شهر نود برج پیوسته و گسسته ، و هریک از آنها بیست نگهبان داشته است (افشار، ج 2، ص 675) در قرون چهارم و پنجم ، قلعه سازی در ایران ، بویژه در کوهستانها، رشد بسیاری یافت ؛ زیرا در این دوره ، دشمنانِ فداییان اسماعیلی بسختی آنان را تعقیب می کردند و داشتن پناهگاههای مستحکم و دور از دسترس برای آنان اجتناب ناپذیر بود، هم ازینروست که مهمترین و مستحکمترین قلاع ایران در دورة اسلامی به دست اسماعیلیان ایجاد شده است . نمونه های مهم برجهای متصل به بارو و قلعه را می توان در قلاع اسماعیلیه مانند الموت ، لُمبه سر، گِردْگوه در مغرب دامغان و قاین یافت . در قلعة لمبه سر، در شمال قزوین ، از تمام عوارض طبیعی کوه و صخره ها برای ایجاد استحکامات دفاعی بخوبی استفاده شد و همة امکانات مورد نیاز یک سربازخانه ، از قبیل انبارها و آب انبارها، در آن تعبیه گردید. اسماعیلیان برای افزایش قدرت دفاعی ، علاوه براحداث دیوارهای جانبی ، دیوارهای محکم دیگری نیز در فواصل مختلف می ساختند که عموماً به برجهای بسیار مستحکم منتهی می شدند؛ مانند قلعة قائن (کلایس ، ص 109). با تداوم قلعه سازیِ اسماعیلیه ، در معماریِ قلاع شیوه ای تازه پدید آمد که بتدریج توسعه و تکامل یافت . پیشرفته ترین نوع این بناها قلعه ای است در جنوب ساوه که بیشتر به کاخ شباهت دارد. این بنا شامل یک راهرو میانی است که در دو جانب آن اتاقهای بسیاری برای سربازان ساخته اند. این قلعه در طول تاریخ آسیب فراوان دیده است (همان ، ص 110)در طرحهای به جا مانده از باروی برخی شهرهای ایران از سدة یازدهم به بعد، با طرحهای گوناگون برخورد می کنیم . در کاشان برجهای استوانه ای مایل به مخروط در فاصله های معین به صورت برجسته و بلندتر از بارو قرار دارند که یکی از بقیه بلندتر و به اعتبار پنجره گونه های آن سه طبقه بوده است . اما برجهای ساوه چهار ضلعی و برجسته است . در قصر شیرین نیز برجهای چهار ضلعی بلندتر از بارو در فاصله های معین وجود داشته است و در تصویر جالبی از همدان در باروی شهر، برجهای استوانه ای کنگره دار و برجهای بسیار بلند با پوشش بسیار کشیده (رُک ) دیده می شوند که دو طبقه می نمایند ( رجوع کنید به کیانی ، «سیمای شهرهای ایران »، تصاویر ص 409ـ410 ،416، 454ـ455). از این میان ، برجهای دفاعی نسبت به برجهای نگهدارنده ارتفاع بیشتری داشته اند. در بیشتر موارد، ارتفاع برجهای نگهدارنده از بارو بیشتر بود و در چند مورد، بنابرسندهای تصویری قرن یازدهم ، همسطح بوده اند. کنگره بر بالای برجهای نگهدارنده بیشتر جنبة تزیینی ، ولی در برجهای دفاعی کاربرد جنگی داشته است . در دورة صفویان ، ساختن برج و بارو در شهرهای ایران ادامه یافت . باروی شاه طهماسبی شهر تهران که به دستور شاه طهماسب صفوی (930ـ984) در 961 ساخته شد، دارای 114 برج کنگره دار (به عدد سوره های قرآن ) بود که در هر کدام یک سوره از قرآن مجید را دفن کرده بودند (اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 828؛ کریمان ، ص 163). همچنین در فاصلة دویست تا سیصد متری هر دروازه یک برج گِلیِ نه چندان محکم وجود داشته (گاردان ، ص 68) که در یکی از آنها لولة توپ و زنبورک تعبیه شده بوده است (اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 855، به نقل از موریه ). در همین دوره ، در میانکاله ، در گرگان امروزی ، قلعه ای هشت بر ساخته شد که برجهای دفاعی آن نیز هشت ضلع داشتند. شاید نتوان طرح این قلعه را برگرفته از قلعة هشت ضلعی دیگری در قوشچی ، در ساحل غربی دریاچة ارومیه متعلق به دورة ایلخانان ، دانست ؛ زیرا گرچه طرح قلعة اخیر هشت ضلعی است ، در تمام گوشه های آن برجهای نیمه استوانه ای ساخته شده است . طرح قلعة میانکاله از طرح قلعه ای اقتباس شده بود که شاه عباس صفوی (996ـ 1038) با پذیرش نفوذ معماری اروپایی در فرح آباد، در کنار دریای خزر، برای اقامت خویش ساخته بود (کلایس ، ص 111). علاوه بر این قلعه ، قلاع دیگری نیز به دست اروپاییان یا به تقلید از آنان در عصر صفوی و قرون بعدی ، در ایران ساخته شد، از جمله قلعه هایی که اروپاییان در دورة صفویان در هرمز و خارک بنا نهادند (همانجا)، و قلعة دیگری به نام قلعة کهنه در کرمانشاه که به شکل قلاع اروپایی بنا شده است . در دورة سلطنت قاجار، مشاوران نظامی اروپایی گِرد برخی شهرها، چون تهران و خوی ، حصار کشیدند (همانجا). برجهای غیرنظامی . برج در ایران کاربردهای متنوع و متعددی داشته است . علاوه بر قلاع ، در دو سوی درِ ورودی کاروانسرا * ها نیز برای دیده بانی و مراقبت برجهایی ساخته می شده است . گاه به کبوترخانه * ها نیز برج کبوتر می گفته اند، چنانکه برخی از مقبره * ها نیز به میل یا برج شهرت یافته اند. شماری از میلها را نیز که برای برافروختن آتش برفراز آنها و راهنمایی گمشدگان می ساخته اند، گاه برج می خوانده اند؛ نیز رجوع کنید به منار * . منابع : (38) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (39) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفیسة ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (40) برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی ، ج 2، ترجمة مریم میراحمدی ، تهران 1369 ش ؛ (41) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران 1367ـ 1368 ش ؛ (42) ایرج افشار، یادگارهای یزد ، ج 2، تهران 1354 ش ؛ (43) محمد مفیدبن محمود بافقی ، جامع مفیدی ، چاپ ایرج افشار، تهران 1340ـ1342 ش ؛ (44) الکساندر بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1371 ش ؛ (45) آرتور اپهام پوپ ، معماری ایران : پیروزی شکل و رنگ ، ترجمة کرامت الله افسر، تهران 1365 ش ؛ (46) محمدرضا تقوی نژاد دیلمی ، معماری ، شهرسازی و شهرنشینی ایران در گذر زمان ، تهران 1363 ش ؛ (47) جعفربن محمد جعفری ، تاریخ یزد ، چاپ ایرج افشار، تهران 1343 ش ؛ (48) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران 1345ـ1374 ش ؛ (49) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1357 ش ؛ (50) احمدبن ابی الخیر زرکوب شیرازی ، شیرازنامه ، چاپ بهمن کریمی ، تهران 1310 ش ؛ (51) علی اکبر سرفراز، «بیشابور»، در شهرهای ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1366 ش ؛ حسین کریمان ، (52) تهران در گذشته و حال ، تهران 1355 ش ؛ ولفرام کلایس ، «قلاع (معماری )»، ترجمة علیرضا مهینی ، در معماری ایران : دورة (53) اسلامی ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1366 ش ؛ (54) محمدیوسف کیانی ، «سیمای شهرهای ایران از دید جهانگردان »، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1365 ش ؛ (55) همو، «شهرهای اشکانی »، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1365 ش ؛ (56) کنت آلفرد دوگاردان ، مأموریت ژنرال گاردان در ایران در دورة امپراطوری اوّل فرانسه ، ترجمة عباس اقبال ، تهران 1310 ش ؛ (57) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ 1866ـ1873، چاپ افست تهران 1965؛ (58) Arthur Upham Pope, ed., A survey of Persian art, Tehran 1977. / پرویز ورجاوند و قنبرعلی رودگر / 3) در نجوم . هر یک از دوازده قسمت متساوی فرضی مسیر ظاهری خورشید بین ستارگان (دایرة البروج * ) برج نامیده می شود. هربرج را به نام صورت فلکی محاذی آن خوانده اند. چون مدارهای ماه و سیارات نیز تقریباً با دایرة البروج هم صفحه اند، ماه و سیارات همواره در میان برجها دیده می شوند. بدین سبب ، برجها از عناصر اصلی علم احکام * نجوم اند. برجها از نقطة اعتدال بهاری در جهت مشرق در نواری که آن را منطقة البروج می نامیم ، بدین ترتیب جای دارند : حَمَل ، ثَوْر، جوزا(بروج ربیعیه )؛ سرطان ، اسد، سنبله (بروج صَیْفیه )؛ میزان ، عقرب ، قوس (بروج خَریفیه )؛ جَدْی ، دَلْو و حوت (بروج شَتَویه ). حرکت تقدیمی زمین باعث می شود که نقاط اعتدالین به میزان 27ر50 ثانیة قوسی در هر سال ، یا 30 درجه (به پهنای یک برج ) در هر 150 ، 2 سال ، بر خلاف توالی حرکت کند؛ به طوری که بر اثر این حرکت ، که تقدیم اعتدالین * خوانده می شود، نقطة اعتدال بهاری که در دو هزار سال پیش ، محاذی آغاز برج حمل بوده است ، اینک تقریباً محاذی آغاز برج حوت است ( > واژه نامة نجوم مک میلان < ، ذیل «تقدیم اعتدالین »، «نقطة اول حمل »). اما به رغم این جابجایی هنوز هم به نقطة اعتدال بهاری ، بنابر سنت قدما، اول حمل اطلاق می شود. تقسیم منطقة البروج به دوازده برج که در نجوم امروزی و دورة اسلامی دیده می شود، نخستین بار در بین النهرین و در اواخر دورة بابلی انجام گرفت و از طریق نجوم یونانی به دوره های بعد انتقال یافت . وان دِروردِن (ص 175) این تقسیم بندی را از دورة تسلط ایرانیان بر بابل می داند. کهنترین متن میخی که دوازده صورت منطقة البروج را یکجا نام برده ، لوح معروف به 4924 Vat است که در 418 ق م در بابل ، همزمان با پادشاهی داریوش دوم هخامنشی ، نوشته شده است (همان ، ص 253). در متنهای قدیمتر از آن ، بویژه لوح 9412 Vat ، که در 687ق م در آشور نوشته شده ، گرچه اسامی برخی از برجها آمده است ، به مجموعة دوازده برج ، که حاکی از تقسیم منطقة البروج به دوازده بخش باشد، اشاره نشده است . کشف زایچه * ای متعلق به 409 ق م در بابل (همان ، ص 252) مرجوع کنید به ید آن است که تنظیم زایچه ، که مستلزم تشخیص مکان سیارات در بروج دوازدهگانه است ، از مدتها قبل رواج داشته است . به عقیدة وان دروردن ، تنظیم زایچه پیش از 450ق م در بابل آغاز شده و یونانیان در حدود 440ق م با آن آشنا شده اند. بطلمیوس مشخصات صورتهای منطقة البروج را بتفصیل ذکر کرده است (ص 360ـ381). وی در این خصوص از واژة یونانی «زودیون » به معنای «برج حیوانی » استفاده نکرده ، بلکه «دوده کاتی موریون » به معنای «یک دوازدهم » را به کار برده است تا تقسیم بندی هندسی دایرة البروج را از صورتهای فلکی منطقة البروج متمایز کند (ص 20ـ21). پیش از او، ارسطو اصطلاح «اوکنه لوس تون زودیون » به معنای «دایرة حیوانات کوچک » را برای منطقة البروج به کار برده بود (آلن ، ص 3). در میان متون ایران قدیم ، بُندَهِش یکایک برجها را نام می برد: «چون او ( اهورامزدا ) نخست سپهر را آفرید، ستارگان اختری را بر آن گمارد ( که ) مایه ور این دوازده ( اختر ) اند، که ایشان را نام بره ، گاو، دو پیکر، خرچنگ ، شیر، خوشه ، ترازو، کژدم ، نیمسب (نیماسب )، بز، دلو، و ماهی است » (بهار، ج 1، ص 23). در بندهش ، در زایچة کیهان ، برج طالع کَْرچَنک (سرطان ) است و مندرجات دوازده خانة زایچه عیناً به همان نحو است که در کتب نجومی دورة اسلامی مندرج است (تقی زاده ، ج 10، ص 324ـ329). کلمة برج ، به صورت جمع ـ البروج ـ چهار بار در قرآن آمده است (نساء: 78، حجر: 16، فرقان : 61، بروج : 1)، که جز یک بار که به معنای کاخ و سرای است معنای عام ستاره یا صورت فلکی از آنها مستفاد می شود. ابن عباس در تفسیر سورة حجر بروج را به ستارگان که در تاریکیهای خشکی و دریا راهنمای اند تفسیر کرده (ج 4، ص 552) که ظاهراً به مضمون آیة 96 سورة انعام توجه داشته است . به عقیدة نالّینو (ص 140) بروج دوازدهگانه بر عرب جاهلی ناشناخته بوده ، چه آنها درعلم هیئت پیشرفته نبوده اند و به احکام نجوم نیز اشتغال نداشته اند تا نیازی به تثبیت و شناسایی بروج و سیر سیارات در آن داشته باشند. عبدالرحمان صوفی (ص 11) نیز به این نکته اشاره کرده است که «عرب در صور بروج ، تحقیق مطابقت اقسام نکرده اند؛ چه ایشان قسمت دور فلک بر مقدار روزهایی کنند که قمر در آن روزها فلک قطع کند، و آن بیست و هشت باشد به تقریب .» صورتهای فلکی چنانکه گفته شد از عناصر اصلی در تعیین احکام اند. در احکام نجوم برجها به فاعله و منفعله ، خشک و تر، نر و ماده بدین شرح تقسیم می شوند: همة برجهای گرم نرند و همة برجهای سرد ماده (ابوریحان بیرونی ، ص 316ـ317). همچنین برجها بر فرزندان ، نکاح ، خوی و منش ، صورت ، بیماریها، جایگاهها و شهرها و ... افراد دلالت دارند (همان ، ص 321ـ353). ترکیب طبایع بروج با طبایع سیارات و نیز آرایش هندسی سیارات نسبت به بروج در زمانهای خاصی مثل ولادت ، تحویل سال ، یا هر زمانی که به ارائة حکم نجومی نیاز هست ، چگونگی این حکم را تعیین می کند. در نجوم دورة اسلامی ، بویژه در زیجها، برجها را با حروف ابجد نشان می دهند. در متون نجومی اروپای دورة نوزایی (رنسانس ) نیز علامتهایی برای بروج انتخاب شده که ملهم از اسطوره های یونانی این صورتهاست . در جدول دوم ، علائم برجها در نجوم اسلامی و متون اروپایی دیده می شود: در تقویم دورة اسلامی ، گر چه بیشتر تاریخها با تقویم قمری قید می شد، اما گاه نام برجی ماههای شمسی نیز برای تعیین تاریخ رویدادها نوشته شده است . کاربرد این ماههای برجی (حمل = فروردین ، ثور= اردیبهشت و الخ ) از 1304 ش در ایران منسوخ شد، اما حالیه در افغانستان رواج دارد ( رجوع کنید به تقویم * ). منابع : (59) علاوه بر قرآن ؛ (60) ابن عباس ، تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس ، لابی طاهر محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، در مجمع التفاسیر ، استانبول 1404/ 1984؛ (61) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران 1362 ش ؛ (62) مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران ، ج 1، تهران 1362 ش ؛ (63) حسن تقی زاده ، مقالات تقی زاده ، ج 10: گاه شماری در ایران قدیم ، چاپ ایرج افشار، تهران 1357 ش ؛ (64) عبدالرحمان بن عمر صوفی ، ترجمة صورالکواکب عبدالرحمن صوفی ، به قلم نصیرالدین طوسی ، چاپ معزالدین مهدوی ، تهران 1351 ش ؛ (65) کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامی ، ترجمة احمد آرام ، تهران 1349 ش ؛ (66) بارتل ل . وان در وردن ، پیدایش دانش نجوم ، ترجمة همایون صنعتی زاده ، تهران 1372 ش ؛ (67) R. H. Allen, Star names: their lore and meani, NewYork 1963; (68) MacMillan dictionary of astronomy, 2nd ed. by Valerie Illingworth, London 1985; (69) Claudius Ptolemy, Ptolemy's Almagest, translated and annotated by G. J. Toomer, London 1984. / توفیق حیدرزاده / "> تاریخ مغول < ، در هر یک از شهرهای دهلی ، اگره ، و لاهور، یک باستیون بزرگِ گنبددار به نام شاه برج (خابورگ ) وجود دارد که با سنگهای قیمتی بزیبایی تزیین شده است ؛ و شاه در آنجا به برگزیدگان مردم بار می داده و از همانجا جنگ فیلان را تماشا می کرده است (ترجمة ایروین ، ج 2، ص 463). بر روی هم ، می توان گفت که برجهای دورة بابریان برای اهداف نظامی به وجود نیامده اند، و آنچه در آغاز جنبة نظامی داشته ، بعدها تغییر شکل یافته و وسیله ای برای انتقال هنر مغولی شده است . حصارهای دهلی در روزگار شاه جهان نیز برجهایی داشته که در دوران تسلط بریتانیا دستخوش تغییر شده است و امروز دیگر آثار بابری را نمی توان در آنها تشخیص داد. منابع : S. Toy, The strongholds of India, London 1957, برخی استحکامات مسلمانان را وصف می کند، اطلاعات اندکی دربارة برجها دارد، جزئیات تاریخی آن قابل اعتماد نیست ، و تاریخ استحکامات را ارائه نمی کند. این اثر در بررسی بورتن نقد شده و گسترش یافته است : (23) J. Burton - Page, "The study of fortification in India and Pakistan", BSOAS, XXIII/2 (1960). (24) برای بناهای دورة سلاطین دهلی رجوع کنید به J. D. Beglar, ASI Report, IV, 1874; (25) Campbell, Notes on the history and topography of the ancient cities of Delhi, in JASB, XXXV, I (1866); (26) A. Cunningham, ASI Report, I, 1871; (27) J.A. Page, A memoir on Kotla Firoz Shah, Delhi, in MASI, 52, Delhi 1937; (28) H. Waddington, `A ¦ dila ¦ ba ¦ d: a part of the ، fourth' Delhi, in Ancient India, , 1946; همچنین منابع مقالاتِ: (29) "Dihl ¦  : monuments"; "Dihl ¦  Sultanate: art" مندرج در د. اسلام ، چاپ دوم . برای استحکامات دکن رجوع کنید به منابع مقالاتِ: (30) "Bahman ¦  s:monuments"; (31) "B ¦  dja ¦ pur:monuments"; (32) "Dawlata ¦ ba ¦ d"; "Golkond ¨ a ¦ " (33) مندرج در د.اسلام ، چاپ دوم ؛ T. W. Haig, "Inscriptions in Gulbarga", EIM (1907- (34) 1908), 1-10. برای استحکامات مغولی رجوع کنید به (35) A. C. L. Carlleyle, ASI Report, IV, 1874 [Agra]; (36) E.B. Havell, Agra and the Taj, London 1912; (37) G.Sanderson, Guide to the buildings and gardens, Delhi Fort, Delhi 1914. E.W.Smith, "The Mogh ul Architecture of Fathpur- Sikri", ASI, NIS, X VIII, 1894-18 98; J.Ph. Vog el, "Tile-mosaics in the Lahore fort", ASI, NIS, XII (1920). / ج . برتون و پیج ، تلخیص از ( د. اسلام ) / د) معماری نظامی در ایران . 1. پیش از اسلام . براساس کاوشهای باستان شناسان ، کاربرد برج به عنوان عاملی تقویتی و دفاعی به دوران شکل گیری شهرنشینی در فلات ایران برمی گردد و از آن پس همواره در بنای زیستگاههای انسانی به آن توجه شده است . کاوشهای به عمل آمده در مغرب ایران (ح هزارة سوم ق م ) نشان می دهد که باروهای نخستین زیستگاههای انسانی در این سرزمین ، از جمله حصار قلعة بلورآباد در حاشیة دشت شمالِ روستای قره ضیاءالدین در آذربایجان غربی ، بدون برج بوده است (کلایس ، ص 105). در فاصلة هزارة سوم و دوم ق م ، در قلعة راوز، در جنوب غربی ماکو، برجهای نیمدایرة پیش آمده ای برای تقویت حصار ساخته شد. در قرن هشتم ق م نیز در قلعة حسنلو این نوع برجهای پیش آمده وجود داشته است (همان ، 106)تصاویر به دست آمده از نقش برجسته های «دور ـ شاروکین » آگاهیهای جالبی دربارة برج و باروهای قلعه های مادها در پایان قرن هشتم ق م به دست می دهد. براساس این تصاویر، برجهای مادها همگی دارای نقشة چهارگوش بوده و متصل به بدنة بارو با پیش نشستگی به طرف بیرون بنا شده است . چنین می نماید که این برجها، به اعتبار نورگیرهایشان ، یک تا سه طبقه بوده و بر فراز همة آنها کنگره هایی قرار داشته ، و قسمت پایین آنها حجیمتر از بدنه بوده است (دیاکونوف ، ص 160ـ161، 178).در دورة هخامنشیان (559 ـ 330 ق م )، در قلاع شهرهایی چون «کیوزلی گیر» و «کلالی گیر» در خوارزم ، ساختن برج در حصارها معمول بوده است (بلنیتسکی ، ص 84). در سده های ششم و پنجم ق م نیز در قلعة گاوور ، در مشرق جلفا در کرانة رود ارس ، همچنان کاربرد برجهای مستطیل رواج داشته ، اما کمی بعد برای مقاومت بیشتر آنها در برابر سنگهای منجنیق ، به شکل دایره متحول شده است (کلایس ، ص 108). در همین دوره ، برای دفاع بهتر، ساختن دیوارهای کنگره دار نیز معمول شد (همان ، ص 107)در روزگار اشکانیان (قرن سوم ق م )، ساختن برج در حصار شهرها ادامه یافت ، مانندِ برجهای چهار ضلعی در کیقبادشاه (پانزده کیلومتری قبادیان در تاجیکستان )؛ نِسا، پایتخت اشکانیان (دوازده کیلومتری عشق آباد کنونی )؛ و توپراک قلعه (توپْراق قلعه ) در خوارزم (بلنیتسکی ، ص 105، 108، 143). در این دوره ، علاوه بر قلعه سازی در شهرها، ساختن برج و بارو در حدود مرزی نیز توسعة بسیار یافت ؛ از جمله دیواری دفاعی در حدود گرگان که از مشرق دریای مازندران در محلی به نام خواجه نَفَس تا کوههای پیش کمر در شمال غرب گنبد قابوس به طول 155 کیلومتر ادامه دارد (کیانی ، «شهرهای اشکانی »، ص 114). از بقایای برخی از قلعه های حدود شرقی کشور اشکانیان برمی آید که این بناها برجهای چهارگوش و مزغلهایی تنگ با طاق رومی داشته اند و تنها در پایان دورة پارتیان (256ق .م ـ 224 م )، برجهای نوع جدید با جلوخان بیضی شکل یا مربع (در مقطع ) پدیدآمده اند (تقوی نژادِ دیلمی ، ص 103). در دورة ساسانیان ، کاربرد برجهای مدوّر و مستطیلی در باروی قلعه ها و شهرها بسیار گسترش یافت ؛ از جمله در تخت سلیمان 38 برجِ گِردِ توپُر برای تقویت و استحکام بنا در بدنة بارو ساخته شد. در بیشابور نیز برجهای شبه ستونی به قطر 30ر7 متر در فاصله های کم بنا شده اند (سرفراز، ص 44). با اینهمه ، قلاع زمان ساسانیان معمولاً برجهای نیمدایره ای داشته اند که از دیوار دفاعی جلوتر ساخته می شده اند. فاصلة کمِ میان برجها، علاوه بر تقویت قدرت دفاعی ساکنان قلعه ، بر زیبایی بنا نیز می افزوده است (کلایس ، ص 108). مصالح این بناها برحسب منطقه ، متغیر بوده ؛ مثلاً در مناطق کوهستانی اغلب سنگهای زمخت یا سنگهایی با تراش مختصر و خشن به کار می برده اند. این نوع سنگها را بر ملاط غلیظی که خود را زود می گرفته و سفت می شده ، فرومی نهادند؛ اما در ناحیة بین النهرین خشت خام و آجر، که مصالحی تُرد و بی دوام است ، بیشتر در دسترس بوده است (پوپ ، 1365 ش ، ص 91ـ92). 2. دورة اسلامی . دربارة معماری نظامی ایران در قرنهای نخستین اسلامی آگاهی چندان کاملی در دست نیست ؛ اما پیداست که شمار بناهای دفاعی در سرتاسر ایران ، بویژه در اماکن کوهستانی ، بسیار بوده است . تاریخ بنای بسیاری از این استحکامات به دورة ساسانیان یا حتّی قبل از آن باز می گردد. برخی از این بناها در سده های نخستین یا میانة اسلامی ویران شده ؛ اما شماری از آنها برجای مانده و در ساختن بناهای مشابه الگوی مسلمانان قرار گرفته است . یاقوت حموی (ج 3، ص 838) شمار قلعه های فارس را بیش از پنجهزار نوشته که سابقة تعدادی از آنها به قبل از اسلام می رسید. به نوشتة زرکوبِ شیرازی (ص 16)، یکی از فرمانروایان مسلمان ، به 73 دژ در فارس حمله کرد و همة آنها را از بین برد. به گفتة ابن حوقل (ص 363)، در زمان اسکندر، اصفهان با 365 برج در مقابل دیلمیان و ترکان حفاظت می شد. اگر این گفته درست باشد، می توان احتمال داد که برخی از یکصد برج اصفهان ، که ابن رسته از وجود آنها در قرن سوم خبر داده است (ص 160)، یادگار دورة اسکندر باشد. در رشته کوههای البرز و خراسان و خوارزم نیز دژهای بسیاری تا مدتهای دراز وجود داشته است . در حفاریهای روسها در نزدیکی خوارزم ، دو قلعه به نامهای تِشیک قلعه و اُوی قلعه متعلق به قرون اولیة اسلامی کشف شده است که در وسط قسمت جنوبی آنها برج چهارگوش بزرگی وجود دارد. در این حصارها برای اقامت سربازان و مردم پناهگاههایی ساخته بوده اند. حصارها روزنه هایی مخصوص تیراندازی داشته اند (اشپولر، ج 2، ص 391). برجهای ایران گاه به صورت حصاری استوانه ای و مستقل در نزدیکی دیوار شهرها یا قلاع قرار داشته و گاه نیز متصل به استحکامات قلعه ساخته می شده اند. شکل برجهایی که در گوشه های حصار قلاع تعبیه می شده ، مدوّر و برجهای دیوارهای جانبی نیمدایره و گاه مستطیل بوده است ؛ اما اغلب آنها مزغلهایی برای تیراندازی داشته است . یکی از کهنترین انواع برجهای مستقل ، برجی است که در خارج از دیوار شهر یزد، از پُلی کم عرض محافظت می کند (پوپ ، 1977، ج 3، ص 1242). اساساً در قرون اولیة اسلامی ، شورشها و برخوردهایی که در مناطق مختلف این سرزمین روی می داده ، موجب می شده که در بنای شهرها به جنبة دفاعی آنها بیشتر توجه شود. ازینرو استحکامات دفاعی ، بر قُهَنْدز (کهندژ) وارگ (باروی پیرامون شهرستان ) و خندق ، و گاه بر باروی پیرامون (رَبَض ) استوار بود. از جمله کهنترین قهندزهای ایران می توان به قهندزهای بلخ ، بخارا، سمرقند، مرو و نیشابور اشاره کرد. این باروها و قهندزها برای مقاومت بهتر در برابر حملة منجنیقها و دیوارکوبها و نیز برای راندن مهاجمان ، به برجهای نگهدارندة توپر و برجهای دفاعی با دو تا سه طبقه که دارای جایگاه استراحت و نگهبانی و انبار جنگ افزار بود، مجهز شدند. برخی از قلعه های بسیاری که در دوران اسلامی در داخل شهرها بنا شده عبارت اند از : ارگ کرمان ، ارگ شیراز، و قلعة فلک الافلاک در خرم آباد که دارای هشت برج است و در ورودی آن ، در برجی در جنوب غربی قلعه واقع است ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «فلک الافلاک ، قلعه ی »). به طور عمده ، برجهای گِرد و نیمگرد در طول حصار و حتّی دو سوی دروازه ، به شکل استوانه و اغلب نزدیک به مخروط ساخته می شده اند؛ از جمله ارگ تون ( فردوس ) ، حصار یزد، ارگ بم و حصار کاشان . هنوز بخشی از برج و بارویی که در 432، در زمان حکومت امیر عضدالدین علاءالدوله ابوجعفر کاکویه ، در یزد بنا شده ، باقی مانده است . این بناها به همت چهار تن از سرهنگان دولت ، به نامهای ابویعقوب اسحاق دیلمی ، ابومسعود بدر بهشتی ، ابوجعفر و ابویوسف ، ساخته شده اند. باروی یزد چهار دروازه داشت به نامهای قطریان ، کوشک نو، مهریجرد و کیا (جعفری ، ص 35ـ36). در زمان مبارزالدین محمد مظفر (حک : 713ـ759) که یزد وسعت یافت ، از دروازة قطریان (دروازة شاهی ) تا دروازة «مادر امیر» باروی تازه ای کشیدند و خندقی حفر کردند و برجهای جدیدی بنا نهادند. در دورة سلطنت شاه یحیی مظفری (789)، فَصیلی (دیواری کوتاه ) به گِردِ باروی شهر کشیدند و در پشت بارو، به جانب خراسان ، شش برج گسسته بنا کردند و بر هر دروازه برای محافظت آن برجی بلند ساختند (همان ، ص 54). به نقل جامع مفیدی (بافقی ، ج 3، ص 740)، پس از شکست سلطان محمد (مقتول 798)، پسر ابوسعید طبسی ، در ضلع جنوبی شهر، به فرمان امیر تیمور بارویی عریض و طویل کشیدند و خندق حفر کردند و برجهای بلند و سنگ انداز تعبیه کردند و دو دروازة جدید گشودند (نیز رجوع کنید به جعفری ، ص 57). به نوشتة مرجوع کنید به لف جامع جعفری (تألیف 1245)، در عهد او باروی شهر نود برج پیوسته و گسسته ، و هریک از آنها بیست نگهبان داشته است (افشار، ج 2، ص 675) در قرون چهارم و پنجم ، قلعه سازی در ایران ، بویژه در کوهستانها، رشد بسیاری یافت ؛ زیرا در این دوره ، دشمنانِ فداییان اسماعیلی بسختی آنان را تعقیب می کردند و داشتن پناهگاههای مستحکم و دور از دسترس برای آنان اجتناب ناپذیر بود، هم ازینروست که مهمترین و مستحکمترین قلاع ایران در دورة اسلامی به دست اسماعیلیان ایجاد شده است . نمونه های مهم برجهای متصل به بارو و قلعه را می توان در قلاع اسماعیلیه مانند الموت ، لُمبه سر، گِردْگوه در مغرب دامغان و قاین یافت . در قلعة لمبه سر، در شمال قزوین ، از تمام عوارض طبیعی کوه و صخره ها برای ایجاد استحکامات دفاعی بخوبی استفاده شد و همة امکانات مورد نیاز یک سربازخانه ، از قبیل انبارها و آب انبارها، در آن تعبیه گردید. اسماعیلیان برای افزایش قدرت دفاعی ، علاوه براحداث دیوارهای جانبی ، دیوارهای محکم دیگری نیز در فواصل مختلف می ساختند که عموماً به برجهای بسیار مستحکم منتهی می شدند؛ مانند قلعة قائن (کلایس ، ص 109). با تداوم قلعه سازیِ اسماعیلیه ، در معماریِ قلاع شیوه ای تازه پدید آمد که بتدریج توسعه و تکامل یافت . پیشرفته ترین نوع این بناها قلعه ای است در جنوب ساوه که بیشتر به کاخ شباهت دارد. این بنا شامل یک راهرو میانی است که در دو جانب آن اتاقهای بسیاری برای سربازان ساخته اند. این قلعه در طول تاریخ آسیب فراوان دیده است (همان ، ص 110)در طرحهای به جا مانده از باروی برخی شهرهای ایران از سدة یازدهم به بعد، با طرحهای گوناگون برخورد می کنیم . در کاشان برجهای استوانه ای مایل به مخروط در فاصله های معین به صورت برجسته و بلندتر از بارو قرار دارند که یکی از بقیه بلندتر و به اعتبار پنجره گونه های آن سه طبقه بوده است . اما برجهای ساوه چهار ضلعی و برجسته است . در قصر شیرین نیز برجهای چهار ضلعی بلندتر از بارو در فاصله های معین وجود داشته است و در تصویر جالبی از همدان در باروی شهر، برجهای استوانه ای کنگره دار و برجهای بسیار بلند با پوشش بسیار کشیده (رُک ) دیده می شوند که دو طبقه می نمایند ( رجوع کنید به کیانی ، «سیمای شهرهای ایران »، تصاویر ص 409ـ410 ،416، 454ـ455). از این میان ، برجهای دفاعی نسبت به برجهای نگهدارنده ارتفاع بیشتری داشته اند. در بیشتر موارد، ارتفاع برجهای نگهدارنده از بارو بیشتر بود و در چند مورد، بنابرسندهای تصویری قرن یازدهم ، همسطح بوده اند. کنگره بر بالای برجهای نگهدارنده بیشتر جنبة تزیینی ، ولی در برجهای دفاعی کاربرد جنگی داشته است . در دورة صفویان ، ساختن برج و بارو در شهرهای ایران ادامه یافت . باروی شاه طهماسبی شهر تهران که به دستور شاه طهماسب صفوی (930ـ984) در 961 ساخته شد، دارای 114 برج کنگره دار (به عدد سوره های قرآن ) بود که در هر کدام یک سوره از قرآن مجید را دفن کرده بودند (اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 828؛ کریمان ، ص 163). همچنین در فاصلة دویست تا سیصد متری هر دروازه یک برج گِلیِ نه چندان محکم وجود داشته (گاردان ، ص 68) که در یکی از آنها لولة توپ و زنبورک تعبیه شده بوده است (اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 855، به نقل از موریه ). در همین دوره ، در میانکاله ، در گرگان امروزی ، قلعه ای هشت بر ساخته شد که برجهای دفاعی آن نیز هشت ضلع داشتند. شاید نتوان طرح این قلعه را برگرفته از قلعة هشت ضلعی دیگری در قوشچی ، در ساحل غربی دریاچة ارومیه متعلق به دورة ایلخانان ، دانست ؛ زیرا گرچه طرح قلعة اخیر هشت ضلعی است ، در تمام گوشه های آن برجهای نیمه استوانه ای ساخته شده است . طرح قلعة میانکاله از طرح قلعه ای اقتباس شده بود که شاه عباس صفوی (996ـ 1038) با پذیرش نفوذ معماری اروپایی در فرح آباد، در کنار دریای خزر، برای اقامت خویش ساخته بود (کلایس ، ص 111). علاوه بر این قلعه ، قلاع دیگری نیز به دست اروپاییان یا به تقلید از آنان در عصر صفوی و قرون بعدی ، در ایران ساخته شد، از جمله قلعه هایی که اروپاییان در دورة صفویان در هرمز و خارک بنا نهادند (همانجا)، و قلعة دیگری به نام قلعة کهنه در کرمانشاه که به شکل قلاع اروپایی بنا شده است . در دورة سلطنت قاجار، مشاوران نظامی اروپایی گِرد برخی شهرها، چون تهران و خوی ، حصار کشیدند (همانجا). برجهای غیرنظامی . برج در ایران کاربردهای متنوع و متعددی داشته است . علاوه بر قلاع ، در دو سوی درِ ورودی کاروانسرا * ها نیز برای دیده بانی و مراقبت برجهایی ساخته می شده است . گاه به کبوترخانه * ها نیز برج کبوتر می گفته اند، چنانکه برخی از مقبره * ها نیز به میل یا برج شهرت یافته اند. شماری از میلها را نیز که برای برافروختن آتش برفراز آنها و راهنمایی گمشدگان می ساخته اند، گاه برج می خوانده اند؛ نیز رجوع کنید به منار * . منابع : (38) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (39) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفیسة ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (40) برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی ، ج 2، ترجمة مریم میراحمدی ، تهران 1369 ش ؛ (41) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران 1367ـ 1368 ش ؛ (42) ایرج افشار، یادگارهای یزد ، ج 2، تهران 1354 ش ؛ (43) محمد مفیدبن محمود بافقی ، جامع مفیدی ، چاپ ایرج افشار، تهران 1340ـ1342 ش ؛ (44) الکساندر بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1371 ش ؛ (45) آرتور اپهام پوپ ، معماری ایران : پیروزی شکل و رنگ ، ترجمة کرامت الله افسر، تهران 1365 ش ؛ (46) محمدرضا تقوی نژاد دیلمی ، معماری ، شهرسازی و شهرنشینی ایران در گذر زمان ، تهران 1363 ش ؛ (47) جعفربن محمد جعفری ، تاریخ یزد ، چاپ ایرج افشار، تهران 1343 ش ؛ (48) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران 1345ـ1374 ش ؛ (49) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1357 ش ؛ (50) احمدبن ابی الخیر زرکوب شیرازی ، شیرازنامه ، چاپ بهمن کریمی ، تهران 1310 ش ؛ (51) علی اکبر سرفراز، «بیشابور»، در شهرهای ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1366 ش ؛ حسین کریمان ، (52) تهران در گذشته و حال ، تهران 1355 ش ؛ ولفرام کلایس ، «قلاع (معماری )»، ترجمة علیرضا مهینی ، در معماری ایران : دورة (53) اسلامی ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1366 ش ؛ (54) محمدیوسف کیانی ، «سیمای شهرهای ایران از دید جهانگردان »، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1365 ش ؛ (55) همو، «شهرهای اشکانی »، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران 1365 ش ؛ (56) کنت آلفرد دوگاردان ، مأموریت ژنرال گاردان در ایران در دورة امپراطوری اوّل فرانسه ، ترجمة عباس اقبال ، تهران 1310 ش ؛ (57) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ 1866ـ1873، چاپ افست تهران 1965؛ (58) Arthur Upham Pope, ed., A survey of Persian art, Tehran 1977. / پرویز ورجاوند و قنبرعلی رودگر / 3) در نجوم . هر یک از دوازده قسمت متساوی فرضی مسیر ظاهری خورشید بین ستارگان (دایرة البروج * ) برج نامیده می شود. هربرج را به نام صورت فلکی محاذی آن خوانده اند. چون مدارهای ماه و سیارات نیز تقریباً با دایرة البروج هم صفحه اند، ماه و سیارات همواره در میان برجها دیده می شوند. بدین سبب ، برجها از عناصر اصلی علم احکام * نجوم اند. برجها از نقطة اعتدال بهاری در جهت مشرق در نواری که آن را منطقة البروج می نامیم ، بدین ترتیب جای دارند : حَمَل ، ثَوْر، جوزا(بروج ربیعیه )؛ سرطان ، اسد، سنبله (بروج صَیْفیه )؛ میزان ، عقرب ، قوس (بروج خَریفیه )؛ جَدْی ، دَلْو و حوت (بروج شَتَویه ). حرکت تقدیمی زمین باعث می شود که نقاط اعتدالین به میزان 27ر50 ثانیة قوسی در هر سال ، یا 30 درجه (به پهنای یک برج ) در هر 150 ، 2 سال ، بر خلاف توالی حرکت کند؛ به طوری که بر اثر این حرکت ، که تقدیم اعتدالین * خوانده می شود، نقطة اعتدال بهاری که در دو هزار سال پیش ، محاذی آغاز برج حمل بوده است ، اینک تقریباً محاذی آغاز برج حوت است ( > واژه نامة نجوم مک میلان < ، ذیل «تقدیم اعتدالین »، «نقطة اول حمل »). اما به رغم این جابجایی هنوز هم به نقطة اعتدال بهاری ، بنابر سنت قدما، اول حمل اطلاق می شود. تقسیم منطقة البروج به دوازده برج که در نجوم امروزی و دورة اسلامی دیده می شود، نخستین بار در بین النهرین و در اواخر دورة بابلی انجام گرفت و از طریق نجوم یونانی به دوره های بعد انتقال یافت . وان دِروردِن (ص 175) این تقسیم بندی را از دورة تسلط ایرانیان بر بابل می داند. کهنترین متن میخی که دوازده صورت منطقة البروج را یکجا نام برده ، لوح معروف به 4924 Vat است که در 418 ق م در بابل ، همزمان با پادشاهی داریوش دوم هخامنشی ، نوشته شده است (همان ، ص 253). در متنهای قدیمتر از آن ، بویژه لوح 9412 Vat ، که در 687ق م در آشور نوشته شده ، گرچه اسامی برخی از برجها آمده است ، به مجموعة دوازده برج ، که حاکی از تقسیم منطقة البروج به دوازده بخش باشد، اشاره نشده است . کشف زایچه * ای متعلق به 409 ق م در بابل (همان ، ص 252) مرجوع کنید به ید آن است که تنظیم زایچه ، که مستلزم تشخیص مکان سیارات در بروج دوازدهگانه است ، از مدتها قبل رواج داشته است . به عقیدة وان دروردن ، تنظیم زایچه پیش از 450ق م در بابل آغاز شده و یونانیان در حدود 440ق م با آن آشنا شده اند. بطلمیوس مشخصات صورتهای منطقة البروج را بتفصیل ذکر کرده است (ص 360ـ381). وی در این خصوص از واژة یونانی «زودیون » به معنای «برج حیوانی » استفاده نکرده ، بلکه «دوده کاتی موریون » به معنای «یک دوازدهم » را به کار برده است تا تقسیم بندی هندسی دایرة البروج را از صورتهای فلکی منطقة البروج متمایز کند (ص 20ـ21). پیش از او، ارسطو اصطلاح «اوکنه لوس تون زودیون » به معنای «دایرة حیوانات کوچک » را برای منطقة البروج به کار برده بود (آلن ، ص 3). در میان متون ایران قدیم ، بُندَهِش یکایک برجها را نام می برد: «چون او ( اهورامزدا ) نخست سپهر را آفرید، ستارگان اختری را بر آن گمارد ( که ) مایه ور این دوازده ( اختر ) اند، که ایشان را نام بره ، گاو، دو پیکر، خرچنگ ، شیر، خوشه ، ترازو، کژدم ، نیمسب (نیماسب )، بز، دلو، و ماهی است » (بهار، ج 1، ص 23). در بندهش ، در زایچة کیهان ، برج طالع کَْرچَنک (سرطان ) است و مندرجات دوازده خانة زایچه عیناً به همان نحو است که در کتب نجومی دورة اسلامی مندرج است (تقی زاده ، ج 10، ص 324ـ329). کلمة برج ، به صورت جمع ـ البروج ـ چهار بار در قرآن آمده است (نساء: 78، حجر: 16، فرقان : 61، بروج : 1)، که جز یک بار که به معنای کاخ و سرای است معنای عام ستاره یا صورت فلکی از آنها مستفاد می شود. ابن عباس در تفسیر سورة حجر بروج را به ستارگان که در تاریکیهای خشکی و دریا راهنمای اند تفسیر کرده (ج 4، ص 552) که ظاهراً به مضمون آیة 96 سورة انعام توجه داشته است . به عقیدة نالّینو (ص 140) بروج دوازدهگانه بر عرب جاهلی ناشناخته بوده ، چه آنها درعلم هیئت پیشرفته نبوده اند و به احکام نجوم نیز اشتغال نداشته اند تا نیازی به تثبیت و شناسایی بروج و سیر سیارات در آن داشته باشند. عبدالرحمان صوفی (ص 11) نیز به این نکته اشاره کرده است که «عرب در صور بروج ، تحقیق مطابقت اقسام نکرده اند؛ چه ایشان قسمت دور فلک بر مقدار روزهایی کنند که قمر در آن روزها فلک قطع کند، و آن بیست و هشت باشد به تقریب .» صورتهای فلکی چنانکه گفته شد از عناصر اصلی در تعیین احکام اند. در احکام نجوم برجها به فاعله و منفعله ، خشک و تر، نر و ماده بدین شرح تقسیم می شوند: همة برجهای گرم نرند و همة برجهای سرد ماده (ابوریحان بیرونی ، ص 316ـ317). همچنین برجها بر فرزندان ، نکاح ، خوی و منش ، صورت ، بیماریها، جایگاهها و شهرها و ... افراد دلالت دارند (همان ، ص 321ـ353). ترکیب طبایع بروج با طبایع سیارات و نیز آرایش هندسی سیارات نسبت به بروج در زمانهای خاصی مثل ولادت ، تحویل سال ، یا هر زمانی که به ارائة حکم نجومی نیاز هست ، چگونگی این حکم را تعیین می کند. در نجوم دورة اسلامی ، بویژه در زیجها، برجها را با حروف ابجد نشان می دهند. در متون نجومی اروپای دورة نوزایی (رنسانس ) نیز علامتهایی برای بروج انتخاب شده که ملهم از اسطوره های یونانی این صورتهاست . در جدول دوم ، علائم برجها در نجوم اسلامی و متون اروپایی دیده می شود: در تقویم دورة اسلامی ، گر چه بیشتر تاریخها با تقویم قمری قید می شد، اما گاه نام برجی ماههای شمسی نیز برای تعیین تاریخ رویدادها نوشته شده است . کاربرد این ماههای برجی (حمل = فروردین ، ثور= اردیبهشت و الخ ) از 1304 ش در ایران منسوخ شد، اما حالیه در افغانستان رواج دارد ( رجوع کنید به تقویم * ). منابع : (59) علاوه بر قرآن ؛ (60) ابن عباس ، تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس ، لابی طاهر محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، در مجمع التفاسیر ، استانبول 1404/ 1984؛ (61) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران 1362 ش ؛ (62) مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران ، ج 1، تهران 1362 ش ؛ (63) حسن تقی زاده ، مقالات تقی زاده ، ج 10: گاه شماری در ایران قدیم ، چاپ ایرج افشار، تهران 1357 ش ؛ (64) عبدالرحمان بن عمر صوفی ، ترجمة صورالکواکب عبدالرحمن صوفی ، به قلم نصیرالدین طوسی ، چاپ معزالدین مهدوی ، تهران 1351 ش ؛ (65) کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامی ، ترجمة احمد آرام ، تهران 1349 ش ؛ (66) بارتل ل . وان در وردن ، پیدایش دانش نجوم ، ترجمة همایون صنعتی زاده ، تهران 1372 ش ؛ (67) R. H. Allen, Star names: their lore and meani, NewYork 1963; (68) MacMillan dictionary of astronomy, 2nd ed. by Valerie Illingworth, London 1985; (69) Claudius Ptolemy, Ptolemy's Almagest, translated and annotated by G. J. Toomer, London 1984. / توفیق حیدرزاده / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٠٣

 

برج ١) در لغت . بنای بلند و باریک استوانه ای یا چند پهلو که بیشتر برای دیده بانی و دفاع ـ جدا یا پیوسته به دیوار و باروی شه ، برج طغرل ، برج ایفل ، برج لندن و نیز در علم هیئت به هر یک از دوازده خانة فرضی منطقةُ الْبروج اطلاق می شود. در اصطلاح کشاورزان بعضی از مناطق ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی ، مانند سوریه ، به ساختمانی که برای گردآوری پیخال پرندگان و بخصوص کبوتر به عنوان کود حیوانی در میان مزارع می سازند برج کبوتر یا برج الحَمامه می گویند. در عربی به معنای منارة فانوس دریایی و برج ناقوس نیز به کار می رود. امروزه در واژگان معماری و شهرسازی ، به تقلید از اروپاییان ، به ساختمانهای بسیار بلند یا آسمانخراش برج گفته می شود و ساختمان بلند مشرف بر فرودگاه را نیز برج مراقبت می نامند.

این واژه که در عربی و فارسی مشترک است و در زبان فارسی میانه نیز به صورت burg دیده شده است (مکنزی ، ذیل واژه )، به اشارة غالب فرهنگهای بزرگ عربی به زبانهای اروپایی و فرهنگهای تطبیقی (مشکور و عنیسی )، از اصلی یونانی ـ رومی است که از طریق آرامی یا سریانی به عربی جنوبی راه یافته است . جفری (ص ٧٨ـ٧٩) احتمال داده است که واژة سریانی ¦ burga اصطلاحی نظامی بوده که رومیها با خود به سوریه برده اند و از آنجا به زبان عربی سرایت کرده است ، وی صورت سریانی این واژه را برگرفته از burgus لاتینی و purgos ( µ   p ا  ) یونانی می انگارد (نیز رجوع کنید به ارنو و میه ، ذیل « Burgus »). فرانکل (ص ٢٣٥) نیز همین ارتباط را یادآور می شود. کولن ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل واژه ) معتقد است که این وامگیری باید در زمانی بسیار دور صورت گرفته باشد، زیرا این واژه در کتیبه های سَبائی نیز مشاهده شده است . کرچمِر حدس زده است که purgos یونانی از اصلی ژرمنی است که از طریق یکی از زبانهای بالکانی ، مثلاً مقدونیایی ، به یونانی رسیده است (شانترن ، ج ٢، ص ٩٥٨). هوبک احتمال داده است که این واژه اصلی هند و اروپایی دارد و از طریق یکی از زبانهای این گروه در آسیای صغیر به وام گرفته شده است ، مثلاً از صورت حِتّی parku به معنای بلند و مرتفع (همانجا).

واژه های bourg در فرانسوی ، burg در آلمانی ، borgo در ایتالیایی و burc در پرووانسالیِ باستان را از اصل ژرمنی دانسته اند. در قرآن کریم ، واژة برج (تنها به صورت جمعِ آن : بُروج )، یک بار به معنای کاخهای برافراشته (نساء: ٧٨) و سه بار، به اجماع مفسّران ، در معنای خانه های منطقة البروج (حِجر: ١٦؛ فرقان : ٦١؛ بُروج : ١) آمده است .


منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) طوبیا عنیسی ، تفسیر الالفاظ الدخیلة فی اللغة العربیة مع ذکر اصلها بحروفه ، چاپ یوسف توما بستانی ، قاهره ١٩٣٢؛
(٣) محمدجواد مشکور، فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٤) د. ن . مکنزی ، فرهنگ کوچک زبان پهلوی ، ترجمة مهشید میرفخرایی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛


(٥) Pierre Chantraine , Dictionnaire إtymologique de la languegrecque , Paris ١٩٨٤;
(٦) EI ٢ , s.v "Burdj" (by G.S. Colin);
(٧) A. Ernout, A.Meillet, Dictionnaire إtymologique de la langue latine , Paris ١٩٨٥;
(٨) Siegmund Fraenkel, Die aramجischen Fremdwخrter im Arabischen , Hildesheim ١٩٦٢;
(٩) Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur'a ¦ n , Baroda ١٩٣٨.

/ ایرج پروشانی /

٢) در معماری .

الف ) معماری نظامی در شرق اسلامی . در سرزمینهای شرق اسلامی ، برج عنصر اصلی استحکاماتی است که از دورة فتوح تا هنگام به کارگیری توپخانه ، ارزش و سودمندی خود را حفظ کرده است . اهمیت چشمگیر برجهای دفاعی از اوایل دورة اسلامی تا قرن دهم ، نباید موجب نادیده گرفتن برجهایی شود که از زمانهای دور در این نواحی موجود بوده ولی جنبة نظامی نداشته است . طرح معماری برخی از این برجها بسیار ساده بود؛
نخستین نمونه های آن برجهایی مستطیل شکل اند با دیوارهای خارجی مجهّز به برجستگیهای نیمدایره که در ویرانه های اقامتگاههای امویان برجای مانده است . این برجها که غالباً در اندازه های کوچک ساخته می شده اند، پایه های ضخیم و گاه در طبقة همکف استحکاماتی داشته اند و در برخی از آنها آبریزگاه نیز ساخته می شده است . این برجها با برجهای دفاعیِ اردوگاههای رومی ، که در تمامی طبقات اتاقهایی داشتند و به آسانی در دسترس مدافعان قلعه بودند، کاملاً فرق دارند و بیشتر تقلیدی از برجهای پشت بنددار مدوّرند که از قرنها پیش در مشرق زمین ساخته می شد. این برجها، که بام آنها امکان تیراندازی به مهاجمان یا دیده بانی و نظارت براطراف را نیز فراهم می کرد، کاربرد نظامی هم داشتند و ازینرو با برجهای قلاع کوچک اموی در مرزهای روم شرقی چندان متفاوت نبودند و جزو واحدهای وابسته و ضروری بناهای حکومتی و مذهبی شمرده می شدند و بر شکوه آنها می افزودند. از ویژگیهای بناهای دورة اموی ، به کارگیری ردیفهای منظم آجرچین بود که برای رهایی از یکنواختی ، پشت بند داشتند. این شیوه در برخی از بناهای غیراستحکاماتی دورة عباسی نیز مشاهده می شود؛
از جمله در مسجد بزرگ متوکّل در سامره که با ٤٤ برج نیمه استوانه احاطه شده است ؛
همچنین در قصر اُخَیْضِر در عراق در نیمة دوم قرن دوم ، با برجهای نیمه مدوّر که بر فراز آنها اتاقهایی برای تیراندازی تعبیه شده است و به دهلیزی سرپوشیده راه دارد ( رجوع کنید به کرسول ، ١٩٥٨).

بدین ترتیب ، مسلمانان تا قرن دهم به استفاده از برجهای جانبی به شیوة رومی ، که از نظر اندازه و شکل (مربع ، چند ضلعی و دایره ) و تدابیر دفاعی مطلوب و کارآمد بود، ادامه دادند. قوسهای بیرونی برجهای مدوّر جانبی ، موجب استحکام دیوارهای میان برجها می شد؛
ازینرو فاتحان جدید در ساختار برجها تغییری ندادند و گاهی آنها را بازسازی و مرمّت نیز کردند، مانند باروهای شهرهای حلب ، دمشق ، قیساریه (قیصاریه / قیصریه ) و آمِد. معماری نظامی رومی تا دورة سلجوقیان و بنی اُرْتُق همچنان باقی بود؛
برجهای این دوره نیز کمابیش شبیه نمونه های پیشین بود و تنها در جزئیات و تزیینات بنای آنها نوآوریهای اندکی پدید آمده بود. شکل این برجها، که مانند برخی از نمونه های قبلی به پناهگاههای طاقدار سوار بر هم می مانست ، به ویژگیهای طبیعی مناطق نیز بستگی داشت .

بررسی آثارِ برجای مانده از برجهای مصر و شام در دورة فاطمیان (٢٩٧ـ٥٦٧)، به سبب استفادة مجدد از برخی مصالح ، و به کارگیری نقشه و اسلوبی پیچیده ، دشوار است . در بُصْری '، در یک تماشاخانة رومی که به قلعه تبدیل شده ، برجهای متّکی بر خاکریزهای بلند، با دو ردیف مَزْغَل (تیرکش ) و یک مَردگَرد (برای مراقبت نگهبانان )، دیوار قلعه را تقویت و حمایت می کنند. نمونة برجهای کاملاً اسلامی ، برجهای دروازه های قاهره (باب النصر، باب الفتوح و باب زُوَیله ) است که همچنان محفوظ مانده اند. این برجها را بدرالجمالی بنا کرده است (٤٨٠ تا ٤٨٥). برخی از آنها چهارگوش و برخی مدوّرند و حدود هشت متر ارتفاع دارند و قطر آنها نیز دوسوم ارتفاعشان است . امکانات دفاعیِ این برجها، در دو طبقة فوقانی است که بر فراز آنها سکّویی گنبددار با روزنه هایی برای تیراندازی تعبیه شده است . این بناها تزیینات ساده ای دارند. این شیوه ، بدون تغییر و تحول ، تا پایان عصر فاطمیان (٥٦٧) ادامه یافت . در عهد ایّوبیان در بناهای استحکاماتی و نظامی ، انقلابی بنیادین پدید آمد. ایوبیان ، در نتیجة جنگهای طولانی با شاهان فرنگی فلسطین ، در ساختن استحکامات بسیار پیشرفت کردند و حتی به فنِّ استفاده از منجنیق دست یافتند، چنانکه در آغاز قرن هفتم ـ همزمان با حکومت ملک عادل ( اول ) (٥٩٦ ـ ٦١٥) در قاهره ، بصره ، دمشق و کوهستان تابور، و نیز در حکومت ملک ظاهر (٥٨٢ ـ٦١٣) ـ در باروهای حلب و قلعه های مهم شمال شام ، ساختن برجهای عظیم با دیواره های ضخیم ، برای تقویت جنبه های دفاعی ، گسترش یافت ، و جایگاه وسیعی در داخل برجها، برای استقرار دائمی سربازان در نظر گرفته شد و امکان رفت و آمد به دهلیزهای حصار و انبارهای داخل ، از طریق گذرگاههای زیرزمینی یا پلّکانهای سرپوشیده ، فراهم آمد. این ویژگیها در دو برج و بارو در دمشق (متعلق به ٦٠٦) نمایان است . برج شکل (١) ٢٥ متر ارتفاع و سیزده متر پهنا دارد و ضخامت دیوارش به ٤٠ر٣متر می رسد که از دیوارِ جداگر (دیوار حد فاصلِ دو برج ) هشت متر جلوتر است . این برج که از سه اتاق با سقف قوسی تشکیل یافته با پنج روزن فرو رفته ، به شکل قوس گهواره ای ، که برای تیراندازی ایجاد شده ، محافظت می شود. از صحنِ برج تا بامِ بالاخانه (اتاق سوم )، هجده متر است ، و بر فراز بام ، مردگردی هست که در امتداد آن ، مانند طبقات زیرین ، پنج روزن تعبیه شده است . این روزنها به چهار اتاقکی که در نمای برج برای دفاع بهتر ساخته شده راه دارند و سرانجام بر بالای اتاقکها جانْپناهی کنگره دار با پانزده شکاف برای تیراندازی قرار گرفته است . این ترتیب ، با پوشش چوبیِ گرداگردِ دیوار، تکمیل شده است . این معماری ، اهمیت بناهای طبقات بالا را در این دوره نشان می دهد. برج شکل (٢) که جا دارد از آن با نام برج منفرد یاد شود، به اعتبار شکل تقریباً چهارگوش (٢٣*٢١متر) و ستون سترگ مرکزیش ، از برج متصل تشخیص داده می شود. ضخامت ستون چندان است که در داخل طبقة بالای آن اتاقکی ساخته اند. به این بناهای مرتفع درون قلعه که عظیم و راست گوشه بودند و گاهی مانند برج منفرد بُصری ' (ساخت : ٦١٢) تالارهای پذیرایی نیز داشتند، باید برجهای کم مقاومت مُشرِف بر مردگردها، و تک برجهای نگهبانی (دیده بانی ) نیز افزوده شوند.

در آغاز روزگار ممالیک (٦٤٨ـ٩٢٢) که از نوآوری در وسایل حمله و دفاع نشانی نبود، معماری نظامی در شام به اوج خود رسید؛
قطعه سنگهای کوچکِ صاف جای سنگهای سخت و خشن معماری دورة ایوبیان را گرفت . اعمال ماهرانة این تغییرات ، مایة تنوعِ آثار نظامی این دوره و غنی شدن تزیینات ظریف نمای بناها و ترکیب رنگها گردید. در اینجا باید به اثر جالب برج السِبّاع در طرابلس شام اشاره کنیم که در حقیقت قلعه ای است ساحلی (به ابعادِ ٥٠ر٢٨*٥٠ر٢٠متر) که در دو تالار بزرگ طبقة بالای آن جایگاههای مختلف برای تیراندازی ، تعبیه شده ، و برای حفاظت از دروازه های طبقة همکف و دیگر طبقات آن ، تدابیر مطمئن اتخاذ شده است . همچنین لوازم اماکن مسکونی ، مانند مخزن آب ، مسجد و پنجره های نورگیر نیز در طبقة فوقانی در نظر گرفته شده است . این سبک احتمالاً به اواخر قرن نهم تعلق دارد که در آن زمان سلطان قایْتبای (٨٧٣ـ٩٠٢) بربالای ورودی قلعة حلب ، حصن شکوهمندی به جای قلاع ملک ظاهر برپا کرده بود. تقریباً در همین اوان ، با ظهور پدیدة توپخانه ، ایجاد سکّوها، و شکافها و مزغلهایی برای لولة توپ ضرورت یافت . البته تلاش برای انطباق برجها با نیازهای جدید جنگی بیهوده بوده است . معماران عثمانی نیز، برای تسلط بر تنگة بسفُر، همین شیوة ناموفق را به کار گرفتند. برجهای قلعه های آناطولی حصاری (آغاز احداث : ٧٩٣) و روم ایلی حصاری (٨٥٦) و قلعة یِدی قُله در داخل حصار استانبول (ح نیمة قرن نهم )، از جمله آثار برجسته ای است که از تلاش برای بهبود شیوه های دفاعی حکایت می کند و در واقع ، اینها آخرین تلاشهایی است که برای تلفیق مقتضیات کاربرد توپخانه و حفظ اصول و قواعد بناهای استحکاماتی صورت گرفته است .


منابع :
١٠- A. Abel, "La citadelle eyyubite de Bosra Eski Cham", in Ann. arch. De Syrie,   (١٩٥٦), ٩٥-١٣٨;
(١١) M. van Berchem and E. Fatio, Voyage en Syrie, Cairo ١٩١٤-١٩١٥, index, s.v. "Tour";
K.A.C. Cresswell, "Archaeological researches

(١٢) at the citadel of Cairo", BIFAO, XXIII (١٩٢٤), ٨٩-١٦٧;
(١٣) idem, Early Muslim architecture, Oxford ١٩٣٢-١٩٤٠, condensed with revisions in A short account of early Muslim architecture, Penguin Books, ١٩٥٨;
(١٤) idem, "Fortification in Islam before A.D. ١٢٥٠", Proceedings of the British Academy, (١٩٥٢), ٨٩-١٢٥;
(١٥) idem, Muslim architecture of Egypt, I, Oxford ١٩٥٢, II [١١٧١-١٣٢٦], Oxford ١٩٥٩;
(١٦) A. Gabriel, Cha  teaux turcs du Bosphore, Paris ١٩٤٣;
(١٧) J. Sauvaget, "La citadelle de Damas", Syria , II (١٩٣٠), ٥٩-٩٠, ٢١٦-٢٤١;
(١٨) idem, "Notes sur Les dإfenses de la marine de Tripoli", Bull. Du Musإe de Beyrouth, II (١٩٣٨), ١-٢٥;
H. Stern, "Notes sur l'architecture des cha  teaux omeyyades", Ars Islamica, x  -x   (١٩٤٦), ٧٢-٩٧.

/ سوردل و تومین ، تلخیص از ( د. اسلام ) /

ب ) معماری نظامی در غرب اسلامی .

١. زمینه ها. مسلمانان در شمال افریقا و اسپانیا در معماری استحکامات ، به سنتی دست یافتند که قدمت آن به دورة حکومت روم شرقی می رسید. در ساخت این آثار که زمینه ای ساده داشته اند، اوضاع طبیعی درنظر گرفته می شده است . در صورت عدم استفاده از مصالح ساختمانهای پیشین ، فاصلة قلوه سنگهای نمایی ، با لایه های سخت و محکم پر می شد. گاه نیز با همتراز چیدن آجرها، سطح بیرونیِ بنا یکنواخت می نمود. بر روی دیوارهای جداگر (میانگین ضخامت : سه متر؛
ارتفاع : ده متر)، جان پناهها و مزغلهای کنگره دار تعبیه می شده است . این برجهای اغلب نیمه مدوّر، که متصل به دیوارهای جداگر و به فاصلة یک تیرانداز (حدود بیست متر) از یکدیگر ساخته شده اند، تقریباً پنج ـ شش متر قطر دارند. برجهای واقع در گوشه های قلاع ، اغلب باستیون ها بزرگی با پایه هایی محکم و نیرومندند که برفراز هر کدام دست کم یک اتاقک دفاعی ساخته اند. این برجها یک اشکوب مرتفعتر از دیوار جداگرند. دروازه ها به گذرگاهی مستقیم و روباز راه دارند که از دو سو با دو اتاق سرپوشیده احاطه شده است ؛
بدین ترتیب ، سربازان مستقر در اتاقها می توانستند مهاجمانی را که به داخل حصار راه می یافتند، از پای درآورند. بعلاوه ، برجهای چندین طبقة واقع در دو سوی دروازه ها، دفاع از قلاع را آسانتر می کرد. در میان بناهایی که پس از تسلط مجدد روم شرقی بر افریقا، به دستور ژوستی نین اول (٥٦٥ـ٥٧٢) ساخته شده ، برجهای چهارگوشی دیده می شود که بیرون از دیوار جداگر ساخته شده اند. این برجها را فقط با سنگ می ساخته اند و با قرار دادن سنگهای تراش در فاصلة میان لاشه سنگها، بر استحکام آن می افزوده اند. ضخامت دیوارهای جداگر از قطر دیوارهای قرون سوم و چهارم کمتر است و بر روی آنها مردگردی با جان پناه کنگره دار ساخته شده که به اتاقهای دفاعی راه دارد.

٢. استحکامات نظامی در افریقا از قرن سوم تا ششم . الف . قلعه های بنی اغلب . سابقة استحکامات دفاعی اغالبه در شهرهای سوسه و صفاقس به قرن سوم می رسد. به کارگیری لاشه سنگها و سنگهای تراش ، و بندکشیِ زوایای بناها نشان دهندة تأثیر گستردة معماری رومی بر این ساختمانهاست . دیوار جداگر از دوسو با برجهای مستطیل شکلی که در مواردی استثنایی به داخل حصار تمایل دارند، احاطه شده است .

در سوسه معمولاً مردگردها بر روی طاقنمایی سرپوشیده و جادار قرار می گرفته است . در رباط سوسه و رباط دیگری در مناستر نفوذ معماری شرق اسلامی و اختلاط آن باشیوه های سنتی معماری بومی آشکارا دیده می شود. درگوشه ها و وسط دیوارهای این بناها، برجهایی نیمه مدوّر و برجسته ساخته اند. بناهای داخل صحن ، که در کنار دیوارهاقرار گرفته و فضای خالی وسیعی ایجاد کرده اند، استحکامات امویانِ شام (٤١ـ١٣٢) را تداعی می کنند که خود از رومیان متأثر بوده است .شکل هرمی برخی برجها که تقلیدی است از نمونه های ساده و نخستینِ مناره ها در همان عصر، نفوذ مصر بر معماری اغلبیان را نشان می دهد. گاه برخی استحکامات را با عجله به روش چینه کشی می ساخته اند. در استحکامات شهرهای قیروان و عبّاسیه و رَقّاده ، به جای سنگ ، آجر و خشت به کار برده اند. سنتهای کهن این شهرهای بیابانی ، راه نفوذ شیوه های شرقی را از عراق و ایران هموار کرد. بر روی هم استحکامات اغلبیان ترکیب موفّق ، استادانه و زنده ای است از سنتهای محلی و تأثیرات شرقی .

ب . استحکامات دورة فاطمیان و سلسلة صَنْهاجه . در این دوره ، در اَشیر و قلعة بنوحَمّاد، ساختن استحکامات با قلوه سنگ به شیوة پیشینیان ولی با دقت کمتر ادامه یافت . در مناطق کوهستانی ، برجهای به هم پیوسته بندرت دیده می شود. قصر «زیری » در اشیر با حصار راست گوشه ای احاطه شده که برجهای مستطیلی با فاصله های منظم در کنار آن بنا شده اند. بااینهمه ، از خود فاطمیان نیز ابتکارهایی دیده می شود. دیوار خارجی مَهدیّه با قلوه سنگ ، ساخته شده و برجهای بزرگی بدان متصل اند که دست کم یکی از آنها با طاق نماهای بلندی تزیین شده است . در واقع ، هنرهای قالبی (تجسّمی ) جدیدی که در شهرسازیها موفق بود، به قلعه های استحکاماتی نیز راه یافت . بر روی هم پیشرفتهای فاطمیان را در معماری نظامی می توان سرآغاز و نقطة عطفی در این زمینه دانست . اما دولتهای صنهاجه ، جز بندرت ، بنای استحکاماتی شایان توجهی نساختند؛
وانگهی هجوم هلالیها نیز پیشرفت معماری را در افریقا مدتی دراز متوقف کرد. با اینهمه ، تأثیرات معماری شرقی در زمان فاطمیان و صنهاجیها که بیشتر در مراکز خلیفه نشین ظاهر می شد، نتوانست سنتهای محلی و شیوه های برجای مانده از دوران اغلبیان را از میان بردارد.

٣. استحکامات اندلس و گسترش آن در افریقا تا قرن هفتم . سابقة بناهای استحکاماتی در اندلس به قرن سوم می رسد. در این قرن به دستور عبدالرحمان دوم (حک : ٢٠٦ـ٢٣٨) در رباط مارِده دژی ساخته شده که بر پلِ رودخانة آنه مشرف است . این دژ تقریباً مستطیل شکل است و برجهای مستطیلی آن با فاصله های نزدیک به هم و متصل به دیوارِ جداگر ساخته شده اند. قطعاً، معمار این بنا از برجهای پشتیبان مسجد بزرگ قُرطُبه ، که جنبه ای تقویتی داشته ، الهام گرفته است . مدخل این بنا به صورت نعل اسب است ، و امویان و ویزیگوت ها هر دو به این طرح علاقه داشته اند.در دورة خلافت امویان در قرطبه (قرن چهارم ) معماریِ نظامی تحولی سریع ، و طرحها و نقشه ها تنوعی چشمگیر یافت . در مناطق جلگه ای ، برخلاف نقاط کوهستانی ، دیوارهای قلعه ها نظمی هندسی دارند. برجها عمدتاً مستطیلی و بندرت چند ضلعی اند. فاصلة برجها از بناهای مارده بیشتر است . حصارها دوجداره نیستند و قلعه و بناهای داخلی ندارند.دروازه های ورودی به دهلیزهای مستقیم و کم عمق ، گشوده می شوند. در بناهای بزرگ ، دو برج ، دروازه را در میان می گیرند، اما در بناهای کوچکتر یک باستیون از آنها حفاظت و حمایت می کند. دیوارهای جداگرِ برجها، هفت تا ده متر ارتفاع دارند و بر روی آنها، مردگرد جان پناه داری به شکل هرم ساخته شده است . شکل این کنگره ها از مردگردهای روم شرقی تقلید شده است . در سنگچین بناهای یادبودِ بزرگ این دولت ، به کارگیری سنگهای تراشِ چهارگوش در ردیفهای منظم (خفته یا راسته ) امری رایج و غالب بود. با اینهمه ، به دلایل اقتصادی ، استفاده از نوعی ملاط (ترکیبی از خاکِ شن دار و آهک ) نیز به تقلید از شیوه ای قدیمی در اسپانیا (ایبریا ) رواج داشت .ارزش دژهای سادة اموی ، در درستی ابعاد ـ که در دژهای گوناگون بسیار مختلف است ـ و هماهنگی متناسب حجمهای آنهاست .از قرن پنجم تا هفتم ، در ایام ملوک الطوایفی اندلس ، «قصر ـ قلعه »هایی ساخته شد که مجموعه ای از اتاقهای به هم پیوستة متکی به دیوار قلعه بود. تأثیر بناهای امویان شام هم بر برخی از قلعه های سبک مُدَجَّن (مانند سانتا ماریا) در اندلس آشکار است و کاخِ الرُّصافه نیز یادآور طرح و نقشة اقامتگاههای ییلاقی خلفای دمشق است . در بیرون قصر کاستیلخو ، قلعه ای مستطیل شکل با برجهایی بسیار نزدیک به هم قرار دارد. اتاقهای نشیمن ، فضای میان حصار و حیاط خلوت را پر کرده است . از فضای خالی میان برجها به مثابة تالارهای بزرگ میانی استفاده شده و محوطة قلعه به صورت باغی با حوضچه های عمیق و خیابانهای متقاطع درآمده است . در این دوره ، برخلاف دوران خلافت ، در حصار شهرها یا قلعه های بزرگ تمایلی به نظم هندسی دیده نمی شود. اغلب بر روی دیوارهای حصار برجهایی باریک و نزدیک به هم بنا شده است . در این دوره ، بنای برجهای مزدوج و حصارهای دوگانه بسیار بوده است . بنای باستیونهایی با اتاقهای طاقدارِ سوار برهمِ گرداگردِ دیوار قلعه ، از پدیده های همین دوره است که البته جنبة استحکاماتی ندارد. در این زمان ، در اندلس شیوة جدیدی پدید آمد که ویژگیهای آن در برج البَرّانَه دیده می شود. این برج که در جلوِ دیوار جداگر ساخته شده است ، از طریق آن به دیواری متصل می شود که گذرگاه طاقداری از میان آن می گذرد. بر بالای دروازة ورودی و خروجی ، که در فضایی چهارگوش تعبیه شده ، دو طاق ساخته اند که بر پیلپا ها تکیه دارد. این پیلپاها لنگه های دروازه ها را دربر می گیرند. در این دوره ، استفاده از سنگِ تراش ، جز در دروازه ها، بشدت کاهش یافت و به جای آن بیشتر ساروج به کار می بردند. بر روی هم ، پیشرفتهای چشمگیر مسلمانان در ساختن بناهای استحکاماتیِ قرون پنجم و ششم ، بیشتر نتیجة فشارها و تهاجمهای فزایندة مسیحیان به سرزمین اندلس بوده است .

از آغاز قرن ششم ، شیوة معماری نظامی اندلس در قلمرو مُرابِطون (٤٤٧ یا ٤٤٨ـ٥٤١) و موحدون در افریقا گسترش یافت . در این دوره حصارهای ساروج ـ شنی با برجهای مستطیلِ پیش آمده ، در فاصله های کمابیش منظم ، بر دیگر اَشکال فزونی یافت ؛
اما شکل اینگونه استحکامات ، بویژه در افریقا، به ساده شدن گرایید؛
چنانکه دیگر با برجهای بزرگ طاقدار و برجهایی چون البرّانه برخورد نمی کنیم . با اینهمه ظهور نوع جدیدی از دروازه های استحکاماتی را شاهدیم که در میان دو برج بسیار پیش آمده قرار گرفته اند. خود دروازه که در حکم دژی مستحکم است تا پشت دیوار خارجی قلعه امتداد دارد و شامل گذرگاهی غیردفاعی و روباز با دو یا سه خمیدگی یا پیچ است . قوس ورودی و لچکیهای دو سو و بدنة اصلیِ دروازه ، سرشار از تزییناتی از هنر حجاری است . دروازه های بزرگ دورة موحدون در رباط و مراکش ، از بدیعترین و زیباترین دروازه های استحکاماتی مسلمانان اند.

٤. استحکامات غرب اسلامی از قرن هشتم تا پایان قرن نهم . با وجود هماهنگیهایی در معماری اسپانیای اسلامی و مغرب ، از قرن هشتم تا پایان قرن نهم ، تحول بناهای استحکاماتی در اندلس و افریقا یکسان صورت نگرفت . در آن زمان ، مسلمانان اندلس در امیرنشین کوچک غَرْناطه (گرانادا) که دست نشاندة قَشْتاله (کاستیل ) بود، محصور شده بودند، اما اغلب بر سلطان متبوع خود می شوریدند؛
ازینرو ناگزیر در استحکاماتِ مرزی پناه می گرفتند. در این دوره ، بسیاری از قلعه های مسلمانان تقلیدی از برخی قلاع مسیحیانِ آن سوی مرزبود. این قلعه ها با دیوارهای دو جداره و یک برج عظیم سنگی در میان استحکامات مغرب اسلامی پدیده ای بیگانه بود و در میان مسلمانان رونقی نیافت . در این دوره ، کاربرد توپ موجب تغییر در استحکامات نشد و از پایه های بناهای قدیمی ، به مثابة سکوهای استقرار توپ ، استفاده شد. در شمال افریقا، در فاس و تلمسان ، شیوه های معماری موحدون تقریباً بدون تغییر به کار گرفته شد؛
اما دروازه ها، به جای سنگ ، بیشتر با آجر ساخته می شد. در سراسر این دورة طولانی ، قلعه ها مانند قصرها و مقبره ها جز تکرار شکل و شیوه های گذشته چیز دیگری عرضه نکردند.

٥. استحکامات دوران جدید در غرب اسلامی . کاربرد توپخانه ، برخلاف کشورهای اروپایی ، در استحکامات غرب اسلامی دگرگونیهای بنیادین پدید نیاورد؛
مسلمانان در شمال افریقا، ضمن وفاداری به سنّتهای پیشین ، تنها به تقلید از فرنگیان اکتفا کردند و به شیوه های وارداتی ، بیشتر هنگام رویارویی با مهاجمان اروپایی ، بویژه در نواحی ساحلی ، توجه کردند؛
اما در دیگر نواحی ، استحکامات قرون وسطایی همچنان به حیات خود ادامه دادند. استحکامات جالبی که پرتغالیها در سواحل مراکش ساختند (قرن دهم )، از بناهای اغادیر، پایتخت سعدیون (٨٧٠ـ١٠٧٠)، تقلید شده بود. دیگر استحکامات ساحلی نیز، آثار اروپاییان مسلمان شده ای بود که به خدمت سلطان درآمده بودند. در قرن سیزدهم ، معماران محلی از مجموعه بنای زیبایی در مغادور ، کار مشترک سه تن از معماران اروپایی در قرن دوازدهم ، تقلید کردند. در الجزایر و تونس نیز عثمانیها استحکامات جدیدی کم و بیش متأثر از اروپاییان پدید آوردند. در اینجا حصارها اغلب با خندق و دیوار مرتفع بیرون آن محافظت می شد. به این ترتیب ، در استحکامات مغرب اسلامی ، کاربرد شیوه های کهن همچنان آشکار است و شیوه های برگرفته از اروپاییان تنها پوششی بر سنتهای قرون وسطاست .

٦. بناهای استحکاماتی بربرها. در شمال افریقا، بویژه مراکش ، در بسیاری از نقاط کوهستانی و واحه های نزدیک صحرا، هنوز آثاری از معماری استحکاماتی پیشین حفظ شده است . با اینهمه بعضی از روستاها، که بناهای سنگی و نامنظم دارند، فاقد حصارند و دیوارهای خارجی ساختمانهای پیوسته ، حکم حصار شهر را دارند. روستاهای استحکاماتی مناطق بیابانی در حصاری مشتمل بر یک دروازة بزرگ و برج بزرگی در زاویه ، محاط شده اند. نفوذ شیوة استحکامات اسپانیایی ـ مغربی در اینجا جالب توجه است . تک قصرهای مسکونی مراکش نیز، که در مراکش تِغْرَمْت نامیده می شوند، پیشینه ای بس کهن دارند؛
این قصرها قلعه هایی کوچک با چهار برج اند که نوع دو برجی آنها بسیار کمیابتر از نوع چهار برجی آنهاست . نقشة این آثار به شیوة رومی است ، اما از نظر هنرهای تجسّمی پیشینه ای کهنتر دارند. برجهای هرمی شکل نیز از نفوذ دوران فراعنة مصر نشان دارند. بدین ترتیب ، شمال افریقا، بویژه مراکش ، موزه ای جالب از استحکاماتی است که از سنتهای بسیار کهن نشأت گرفته است .


منابع :


(١٩) H. Basset and H. Terrasse, Sanctuaires et forteresses almohades, Paris ١٩٣٢;
(٢٠) G. Marµais, L'architecture musulmane d’Occident, Paris ١٩٥٤;
(٢١) H. Terrasse, L'art hispano-mauresque des origines au XIII e siةcle, Paris ١٩٣٢;
(٢٢) idem, "Les forteresses de L'Espagne musulmane", Boletin de la Real Academia de la Historia, CXXXIV (١٩٥٤), ٤٧٤-٤٨٣;


L. Torres Balbرجوع کنید به s مالات متعددی از

Al-Andalus (Crئnica arqueolئgica عمدتاً در مجلة

/ ه . تراسه ، تلخیص از ( د.اسلام ) /

ج ) معماری نظامی در هند.

١. دورة سلاطین دهلی از قرن ششم تا دهم . فاتحان مسلمان با مشاهدة استحکامات گستردة نظامی در این سرزمین ، به بناهای نظامی علاقه نشان دادند و در برخی بناها تغییراتی ایجاد کردند؛
چنانکه از استحکامات قدیمی پرتهویراج چوهان و قلعة رای پیتهورا در دهلی ، به عنوان نخستین سربازخانه های مسلمانان ، بهره برداری شد. در این استحکامات ، خندقی پهن ، از دیوار جداگر که برجهایی با فاصله های کم بدان متصل اند، حفاظت می کند. دروازه ها نیز در گوشة قلعه ها قرار دارند و با باستیونهای کوچک تقویت می شوند. بیشتر استحکامات موجود احتمالاً به زمان علاءالدین خلج (ح ٧٠٤/١٣٠٣) تعلق دارند (بِگلر ، ١٨٧٤) که بیشک نشانه های آثار هندی در آنها دیده می شود. تقریباً در همین اوان ، باروهای شهر سیری (صِری )، پایتخت جدید علاءالدین خلج برپا شد (کمپ بل ، ١٨٦٦). قسمتی از دیوارهای این بنا با برجهای نیمدایره به فاصلة یک تیرانداز، و کنگره هایی در بالا و یک مردگرد بر روی دهلیزی قوس دار، برجای مانده است . اصول به کار رفته در این بنا، کمابیش همان است که غیاث الدین تُغْلُق در سالهای ٧٢٠ تا ٧٢٣ در بنای تغلق آباد، و در ٧٢٥ در عادل آباد، به کار برده است . دیوارهای هر دو شهر، از قلوه سنگ با روکشی از سنگچینِ خشن بنا شده است . در طول این دیوارها، برجهای نیمه استوانه با برجستگی بسیار برپا شده است . این برجها مانند دیوارها مشتمل بر سه طبقه اند : دهلیز خارجی ، دهلیز دیوارة اصلی ، و کنگره هایی در بالا شامل دو ردیف مزغل . بر روی چینة صخره ای برآمده از زمین ، که شیب تندی دارد، پایه یا تکیه گاهی سنگی تا پایة دیوار اصلی ساخته شده و بدین ترتیب یک پایة پیوستة حفاظتی ایجاد شده که از عملیات انهدامی و نقب زنی و خندق کنی ممانعت می کند. در عادل آباد، برای دفاعِ بهتر، دیواری خارجی گِرد قلعه کشیده شده است . در داخل بسیاری از برجها، نشانه هایی از وجود انبارهای گندم دیده می شود. محمدبن تغلق ، شهر جهان پناه را نیز بنا کرد که باستیونهای (برجهای دیده بانی ) حصارهای آن ، مانند عادل آباد، نیمه استوانه ای اما فاقد دهلیز خارجی است . در همین اوان ، پایتخت به دولت آباد انتقال یافت و استحکامات دفاعی در آنجا ساخته شد. برجهای دولت آباد بیشتر مدوّر و گاه نیمه بیضی بوده اند. در نیمة دوم قرن هشتم ، فیروزشاهِ تغلق (حک : ٧٥٢ـ٧٩٠) شهر فیروزآباد را ساخت که بعدها به دست تیمور ویران شد و تنها کُتْلا یا قلعة کاملاً صدمه دیده اش برجای ماند. دیوارها و برجهای آن پایه های محکمی دارند. غالباً بر فراز این برجهای نیمدایره ای ، گنبدهای چتری قرار داشته است . بقایای استحکامات برجای مانده در دروازه ها، نشان دهندة وجود برجهای کوچکی است که شاید نگهبانان از آن استفاده می کرده اند. در دورة فیروزشاه ، آرامگاهها و درگاهها در داخل حصارهای استحکاماتی ساخته می شد. در همین دوره ، به برج به عنوان پدیده ای تزیینی توجه می کردند، چنانکه در گوشه های دیوار مسجدها و باروی «عیدگاهها»، برجهایی با گنبدهای چتری چهارگوش یا گنبدهای کم خیز ساخته می شد. احتمالاً آخرین پادشاهان بنی تغلق و نیز سادات دهلی (٨١٧ ـ ٨٥٥)، جز حصار چینه ای مبارکشاه ( ثانی ) که در٨٢٤ بر ویرانه های دیوار لاهور بنا شد، آثار استحکاماتیِ جدیدی نساخته اند. اسکندر لودی ( اسکندر ثانی ) نیز در ٩٠٨، برج و باروی کوچکی در اگره برپا کرد.

٢. استحکامات دکن از قرن هشتم تا یازدهم . در دکن نیز استحکامات بسیاری به سبک هندی وجود داشت که مسلمانان پس از سلطه بر هند، در آنها تغییراتی دادند. احتمالاً نخستین بنای اصیل مسلمانان ، در گلبرگه (٩٠٧) ساخته شده که در آنجا ضخامت باروها (شانزده متر) با برجهای روی دیوارهای داخلی مضاعف گشته است . در دکن برجها نیمه استوانه و با استحکام فراوان ساخته شده اند. تقریباً در نیمة قرن یازدهم ، در دورة عادلشاهیانِ بیجاپور، براین استحکامات خاکریزهایی افزوده و توپخانه را در سنگرهای ساخته شده برآنها مستقر کرده اند (هیگ ، ١٩٠٧ ـ ١٩٠٨).

بازسازی استحکامات آسیب دیدة شهر بیدر را ابتدا مهندسان ایرانی و ترک برعهده گرفتند (در فاصلة سالهای ٨٣٢ تا ٨٣٥). در مرحلة دومِ بازسازی در زمان محمود گاوان ، وزیر محمدشاه (٨٦٧ ـ٨٨٧)، بیشتر برجهای چند ضلعی جایگزین برجهای گِرد قدیمی شد، هر چند بعضی از برجهای چهارگوش و گرد، همچنان باقی ماند.

در عملیات بازسازی ، به جای چیدن بلوکهای پهن سنگی بر روی هم و بندکشیهای زیبایی که در قدیم مرسوم بود، قلوه سنگ و ساروج به کار بردند. برجها پایه هایی محکم و کنگره ها و مزغلهایی همسطح با شرفه های دیوارهای خارجی قلعه ها و نیز سکوهایی برای استقرار توپخانه داشتند. باروهای شهر بیدر، به دورة بریدشاهیه می رسد که در فاصلة سالهای ٩٦٢ تا ٩٦٥ ساخته شده ، و ٣٧ باستیون آن ، برج حجیم مندا و دو ردیف استحکامات آن را دربر می گیرد. برای راهیابی به این استحکامات ، که بر فراز آن توپی دوربُرد مستقر بود، از پلّکانهای بناشده بر دیوار برج و بارو استفاده می شد. چوبارا در بیدر، که احتمالاً بخشی از مجموعة دفاعی احمدشاه (حک : ٨٢٥ ـ ٨٣٨) بوده ، یک برج نگهبانی بلند مخروطی شکل و مشرف بر تمامی دشتهای اطراف داشته است . این برج ، پایه ای مدوّر و اتاقهایی برای نگهبانان داشته و دارای پلّکان داخلی بوده است . در دورة بهمنیان (٧٤٨ـ٩٣٣) در دکن ، برای بنای ساختمانهای نظامی فعالیت وسیعی صورت گرفت ، از جمله در دولت آباد، بیجاپور، گاویلگره ، الیچپور ، نَرْنالا، پَرِنْدا، نلدروگ ، پَنْهالا، ورنگل ، گُلکُنده ، مودگل ، رایچپور . در دولت آباد، استحکامات قدیمی را با سنگهای کوچک و آجر تقویت کرده و بر ارتفاع آنها افزوده اند. در پرندا، برجهای دیوارهای موازی با باروی اصلی و نیز برجهای دیوار جداگر با برجکهای پیشکردة بسیار مستحکم حمایت می شوند. در کَلْیانی ، در برجهای چند ضلعی و مدوّرِ روی حصارها، به جای کنگره ها، مزغلهایی بر پیشامدگیهای بالای برجها قرار دارند. در داخل یک قلعه برج جالبی وجود دارد که در ضخامت دیوار آن اتاقی تعبیه شده که با برجکهای پیشکرده و دو ردیف مزغل و نیز سکوی استقرار توپ حفاظت می شود. دیوارهای شهر بیجاپور (پایان :٩٧٣)، متعلق به زمان علی عادلشاه اول (حک : ٨٩٥ ـ ٩١٦)، و مشتمل بر ٩٦ برج است که بیشتر نیمه استوانه ای است و برای توپخانه ها دهانه هایی با پوشش سنگی دارد و بعدها برای استقرار توپ تغییرات دیگری در آنها داده شده است . اوپری یا برج عظیم حیدر، با مقطع بیضی و حدود ٢٤ متر ارتفاع ، در ٩٩٢ برای استقرار توپی بسیار بزرگ در داخل حصار در مکانی مرتفع ساخته شد. استحکامات بعدی دکن که در دوران تسلط مراتهه (مراطها ) در قرنهای دوازدهم و سیزدهم ساخته یا بازسازی شده عموماً ویژگیهای استحکامات دوران اسلامی را حفظ کرده است .

٣. استحکامات شمال هند از قرن دهم تا دوازدهم .

پیروزی بابر * در ٩٣٢، در ابتدا شیوة جدیدی در کار ساختمان سازی به همراه نداشت ، اما استفادة او از قلعة هندیِ گوآلیار سبب شد تا جانشینانش در حدّ اعلا به تکمیل قصرهای استحکاماتی بپردازند. در قلعه ای که شیرشاه افغانی دراندراپرستها ، معروف به قلعة کهنه (پُراناقلعه )، ساخته ، دیوارها و برجهای شِبه ذوزنقه که با فاصله های بسیار از هم قرار گرفته اند، در واقع رگچینی از لاشه سنگهاست ؛
اما در بنای دروازه ها که از دو سو با دوباستیونِ برجسته احاطه شده اند، سنگهای تراش زیبای رنگارنگ به کار رفته است . برجها تا ارتفاع پنج متری نیمدایره و توپُرند، و ( از آن پس ) شامل چند ردیف اتاق و دهلیزهای روی هم و یک مزغل اند. در یکی از دروازه ها مزغلی داخلی ساخته شده که در هند بی مانند است .

بنای استحکامات مغولی (مغولان هند)، با اکبر (حک : ٩٦٣ـ ١٠١٤) آغاز شد. او استحکاماتِ اسکندر لودی را که در اگره رو به ویرانی بود، بازسازی کرد. باستیونهای نیمدایره ای این استحکامات برروی دیوارهای جداگر داخلی و خارجی و به ارتفاع همان دیوارها بنا شده اند و جان پناههایی کنگره دار و دو یا چند ردیف مزغل دارند. بعضی از آنها که با پوششهای سنگی محافظت می شوند، برای ریختن گدازه های آتشی به کار می رفته اند. دروازة داخلی غرب دهلی با دو برج با شکوه نیمه هشت بر (مثمّن ) حفاظت می شود. این برجها در طبقة همکف طاقنمایی دارند که با مرمر و سنگهای رنگی تراش بزیبایی تزیین شده اند. بر بالای طبقة همکف از هر سو قوس بزرگی با یک دهلیز ایجاد شده که بر فراز آن اتاقی دفاعی با دو ردیف مزغل قرار دارد. بعضی از جان پناههای طبقات مجهز به پوششهای سنگی است . هریک از این برجها، گنبدی چتری ( خاص معماری هند ) دارند. برج نیمه هشت برِ «سنگین » در فَتَحْپور سیکْری (ساخت : ٩٧٩)، بیشتر برای مراسم تشریفاتی به کار می رفته تا دفاع . برج «مثمّن » (سَمَن برج بعدی ) احتمالاً متعلق به همین دوره است . این برج هشت بر، دارای دو طبقه است و در هر طبقه قوسها و تزییناتی دارد. بخشی از استحکامات دهلی ، به احتمال زیاد از آنِ دورة شاه جهان (حک : ١٠٣٨ـ١٠٦٩/ ١٦٢٨ـ ١٦٥٨) است که آثار اصلی دهلی و لاهور در دورة او پایه گذاری شد. بنای استحکاماتی جدید دهلی (لال قلعه ) در ١٠٤٨ آغاز شد و پس از ده سال به پایان رسید. طرح این قلعه تقریباً مستطیلی است و برجهایی نیمه مدوّر با فاصله های منظم دارد که تقریباً در نیمة ارتفاع آنها یک ردیف مزغل و دو ردیف کنگرة آذین شده با تیزة جناغی ، ساخته شده است . بر فراز هر برج ، گنبدی چتری وجود دارد. برجهای مشابه آن بر روی برجهای دیده بان ، متعلق به دوران حکومت اورنگ زیب (١٠٦٨ ـ ١١١٨) است . برجهای شمالی و جنوبیِ مشرف بر رودخانه ، بزرگترند و هر کدام گنبدی چتری ، به نامهای «شاه برج » و «اسدبرج »، دارند. در میان آنها یک برج نیمه هشت بر بسیار بزرگ (مثمّن برج ) قرار دارد که نام اصلیش «برج طلا» بوده است ؛
زیرا گنبدی از مسِ مُطلاّ دارد. در پنج گوشه ای که برج بر رودخانه مسلط است ، پوششهای مرمرین به کار رفته است . استحکامات لاهور نیز که به دستور اکبر بنا شده (ابوالفضل علامی ، آیین اکبری ، ترجمة بلوخمان ، ج ١، ص ٥٣٨)، مانند شاهْبرجِ اگره ، شاه برجی به قطر ٤٥متر، به نام «مثمن برج »، دارد که بنای آن در ١٠٤١ پایان یافته است . به گفتة مانوچی در > تاریخ مغول < ، در هر یک از شهرهای دهلی ، اگره ، و لاهور، یک باستیون بزرگِ گنبددار به نام شاه برج (خابورگ ) وجود دارد که با سنگهای قیمتی بزیبایی تزیین شده است ؛
و شاه در آنجا به برگزیدگان مردم بار می داده و از همانجا جنگ فیلان را تماشا می کرده است (ترجمة ایروین ، ج ٢، ص ٤٦٣). بر روی هم ، می توان گفت که برجهای دورة بابریان برای اهداف نظامی به وجود نیامده اند، و آنچه در آغاز جنبة نظامی داشته ، بعدها تغییر شکل یافته و وسیله ای برای انتقال هنر مغولی شده است .

حصارهای دهلی در روزگار شاه جهان نیز برجهایی داشته که در دوران تسلط بریتانیا دستخوش تغییر شده است و امروز دیگر آثار بابری را نمی توان در آنها تشخیص داد.


منابع :


S. Toy, The strongholds of India, London ١٩٥٧,

برخی استحکامات مسلمانان را وصف می کند، اطلاعات اندکی دربارة برجها دارد، جزئیات تاریخی آن قابل اعتماد نیست ، و تاریخ استحکامات را ارائه نمی کند. این اثر در بررسی بورتن نقد شده و گسترش یافته است :

(٢٣) J. Burton - Page, "The study of fortification in India and Pakistan", BSOAS, XXIII/٢ (١٩٦٠).

(٢٤) برای بناهای دورة سلاطین دهلی رجوع کنید به J. D. Beglar, ASI Report, IV, ١٨٧٤;
(٢٥) Campbell, Notes on the history and topography of the ancient cities of Delhi, in JASB, XXXV, I (١٨٦٦);
(٢٦) A. Cunningham, ASI Report, I, ١٨٧١;
(٢٧) J.A. Page, A memoir on Kotla Firoz Shah, Delhi, in MASI, ٥٢, Delhi ١٩٣٧;
(٢٨) H. Waddington, `A ¦ dila ¦ ba ¦ d: a part of the ، fourth' Delhi, in Ancient India, , ١٩٤٦;


همچنین منابع مقالاتِ:

(٢٩) "Dihl ¦  : monuments";
"Dihl ¦  Sultanate: art"

مندرج در د. اسلام ، چاپ دوم . برای استحکامات دکن رجوع کنید به منابع مقالاتِ:

(٣٠) "Bahman ¦  s:monuments";
(٣١) "B ¦  dja ¦ pur:monuments";
(٣٢) "Dawlata ¦ ba ¦ d";
"Golkond ¨ a ¦ "

(٣٣) مندرج در د.اسلام ، چاپ دوم ؛


T. W. Haig, "Inscriptions in Gulbarga", EIM (١٩٠٧-

(٣٤) ١٩٠٨), ١-١٠.

برای استحکامات مغولی رجوع کنید به

(٣٥) A. C. L. Carlleyle, ASI Report, IV, ١٨٧٤ [Agra];
(٣٦) E.B. Havell, Agra and the Taj, London ١٩١٢;
(٣٧) G.Sanderson, Guide to the buildings and gardens, Delhi Fort, Delhi ١٩١٤. E.W.Smith, "The Mogh ul Architecture of Fathpur- Sikri", ASI, NIS, X VIII, ١٨٩٤-١٨ ٩٨;
J.Ph. Vog el, "Tile-mosaics in the Lahore fort", ASI, NIS, XII (١٩٢٠).

/ ج . برتون و پیج ، تلخیص از ( د. اسلام ) /

د) معماری نظامی در ایران .

١. پیش از اسلام . براساس کاوشهای باستان شناسان ، کاربرد برج به عنوان عاملی تقویتی و دفاعی به دوران شکل گیری شهرنشینی در فلات ایران برمی گردد و از آن پس همواره در بنای زیستگاههای انسانی به آن توجه شده است . کاوشهای به عمل آمده در مغرب ایران (ح هزارة سوم ق م ) نشان می دهد که باروهای نخستین زیستگاههای انسانی در این سرزمین ، از جمله حصار قلعة بلورآباد در حاشیة دشت شمالِ روستای قره ضیاءالدین در آذربایجان غربی ، بدون برج بوده است (کلایس ، ص ١٠٥). در فاصلة هزارة سوم و دوم ق م ، در قلعة راوز، در جنوب غربی ماکو، برجهای نیمدایرة پیش آمده ای برای تقویت حصار ساخته شد. در قرن هشتم ق م نیز در قلعة حسنلو این نوع برجهای پیش آمده وجود داشته است (همان ، ١٠٦)تصاویر به دست آمده از نقش برجسته های «دور ـ شاروکین » آگاهیهای جالبی دربارة برج و باروهای قلعه های مادها در پایان قرن هشتم ق م به دست می دهد. براساس این تصاویر، برجهای مادها همگی دارای نقشة چهارگوش بوده و متصل به بدنة بارو با پیش نشستگی به طرف بیرون بنا شده است . چنین می نماید که این برجها، به اعتبار نورگیرهایشان ، یک تا سه طبقه بوده و بر فراز همة آنها کنگره هایی قرار داشته ، و قسمت پایین آنها حجیمتر از بدنه بوده است (دیاکونوف ، ص ١٦٠ـ١٦١، ١٧٨).در دورة هخامنشیان (٥٥٩ ـ ٣٣٠ ق م )، در قلاع شهرهایی چون «کیوزلی گیر» و «کلالی گیر» در خوارزم ، ساختن برج در حصارها معمول بوده است (بلنیتسکی ، ص ٨٤). در سده های ششم و پنجم ق م نیز در قلعة گاوور ، در مشرق جلفا در کرانة رود ارس ، همچنان کاربرد برجهای مستطیل رواج داشته ، اما کمی بعد برای مقاومت بیشتر آنها در برابر سنگهای منجنیق ، به شکل دایره متحول شده است (کلایس ، ص ١٠٨). در همین دوره ، برای دفاع بهتر، ساختن دیوارهای کنگره دار نیز معمول شد (همان ، ص ١٠٧)در روزگار اشکانیان (قرن سوم ق م )، ساختن برج در حصار شهرها ادامه یافت ، مانندِ برجهای چهار ضلعی در کیقبادشاه (پانزده کیلومتری قبادیان در تاجیکستان )؛
نِسا، پایتخت اشکانیان (دوازده کیلومتری عشق آباد کنونی )؛
و توپراک قلعه (توپْراق قلعه ) در خوارزم (بلنیتسکی ، ص ١٠٥، ١٠٨، ١٤٣). در این دوره ، علاوه بر قلعه سازی در شهرها، ساختن برج و بارو در حدود مرزی نیز توسعة بسیار یافت ؛
از جمله دیواری دفاعی در حدود گرگان که از مشرق دریای مازندران در محلی به نام خواجه نَفَس تا کوههای پیش کمر در شمال غرب گنبد قابوس به طول ١٥٥ کیلومتر ادامه دارد (کیانی ، «شهرهای اشکانی »، ص ١١٤). از بقایای برخی از قلعه های حدود شرقی کشور اشکانیان برمی آید که این بناها برجهای چهارگوش و مزغلهایی تنگ با طاق رومی داشته اند و تنها در پایان دورة پارتیان (٢٥٦ق .م ـ ٢٢٤ م )، برجهای نوع جدید با جلوخان بیضی شکل یا مربع (در مقطع ) پدیدآمده اند (تقوی نژادِ دیلمی ، ص ١٠٣). در دورة ساسانیان ، کاربرد برجهای مدوّر و مستطیلی در باروی قلعه ها و شهرها بسیار گسترش یافت ؛
از جمله در تخت سلیمان ٣٨ برجِ گِردِ توپُر برای تقویت و استحکام بنا در بدنة بارو ساخته شد. در بیشابور نیز برجهای شبه ستونی به قطر ٣٠ر٧ متر در فاصله های کم بنا شده اند (سرفراز، ص ٤٤). با اینهمه ، قلاع زمان ساسانیان معمولاً برجهای نیمدایره ای داشته اند که از دیوار دفاعی جلوتر ساخته می شده اند. فاصلة کمِ میان برجها، علاوه بر تقویت قدرت دفاعی ساکنان قلعه ، بر زیبایی بنا نیز می افزوده است (کلایس ، ص ١٠٨). مصالح این بناها برحسب منطقه ، متغیر بوده ؛
مثلاً در مناطق کوهستانی اغلب سنگهای زمخت یا سنگهایی با تراش مختصر و خشن به کار می برده اند. این نوع سنگها را بر ملاط غلیظی که خود را زود می گرفته و سفت می شده ، فرومی نهادند؛
اما در ناحیة بین النهرین خشت خام و آجر، که مصالحی تُرد و بی دوام است ، بیشتر در دسترس بوده است (پوپ ، ١٣٦٥ ش ، ص ٩١ـ٩٢).

٢. دورة اسلامی . دربارة معماری نظامی ایران در قرنهای نخستین اسلامی آگاهی چندان کاملی در دست نیست ؛
اما پیداست که شمار بناهای دفاعی در سرتاسر ایران ، بویژه در اماکن کوهستانی ، بسیار بوده است . تاریخ بنای بسیاری از این استحکامات به دورة ساسانیان یا حتّی قبل از آن باز می گردد. برخی از این بناها در سده های نخستین یا میانة اسلامی ویران شده ؛
اما شماری از آنها برجای مانده و در ساختن بناهای مشابه الگوی مسلمانان قرار گرفته است . یاقوت حموی (ج ٣، ص ٨٣٨) شمار قلعه های فارس را بیش از پنجهزار نوشته که سابقة تعدادی از آنها به قبل از اسلام می رسید. به نوشتة زرکوبِ شیرازی (ص ١٦)، یکی از فرمانروایان مسلمان ، به ٧٣ دژ در فارس حمله کرد و همة آنها را از بین برد. به گفتة ابن حوقل (ص ٣٦٣)، در زمان اسکندر، اصفهان با ٣٦٥ برج در مقابل دیلمیان و ترکان حفاظت می شد. اگر این گفته درست باشد، می توان احتمال داد که برخی از یکصد برج اصفهان ، که ابن رسته از وجود آنها در قرن سوم خبر داده است (ص ١٦٠)، یادگار دورة اسکندر باشد. در رشته کوههای البرز و خراسان و خوارزم نیز دژهای بسیاری تا مدتهای دراز وجود داشته است . در حفاریهای روسها در نزدیکی خوارزم ، دو قلعه به نامهای تِشیک قلعه و اُوی قلعه متعلق به قرون اولیة اسلامی کشف شده است که در وسط قسمت جنوبی آنها برج چهارگوش بزرگی وجود دارد. در این حصارها برای اقامت سربازان و مردم پناهگاههایی ساخته بوده اند. حصارها روزنه هایی مخصوص تیراندازی داشته اند (اشپولر، ج ٢، ص ٣٩١).

برجهای ایران گاه به صورت حصاری استوانه ای و مستقل در نزدیکی دیوار شهرها یا قلاع قرار داشته و گاه نیز متصل به استحکامات قلعه ساخته می شده اند. شکل برجهایی که در گوشه های حصار قلاع تعبیه می شده ، مدوّر و برجهای دیوارهای جانبی نیمدایره و گاه مستطیل بوده است ؛
اما اغلب آنها مزغلهایی برای تیراندازی داشته است . یکی از کهنترین انواع برجهای مستقل ، برجی است که در خارج از دیوار شهر یزد، از پُلی کم عرض محافظت می کند (پوپ ، ١٩٧٧، ج ٣، ص ١٢٤٢). اساساً در قرون اولیة اسلامی ، شورشها و برخوردهایی که در مناطق مختلف این سرزمین روی می داده ، موجب می شده که در بنای شهرها به جنبة دفاعی آنها بیشتر توجه شود. ازینرو استحکامات دفاعی ، بر قُهَنْدز (کهندژ) وارگ (باروی پیرامون شهرستان ) و خندق ، و گاه بر باروی پیرامون (رَبَض ) استوار بود. از جمله کهنترین قهندزهای ایران می توان به قهندزهای بلخ ، بخارا، سمرقند، مرو و نیشابور اشاره کرد. این باروها و قهندزها برای مقاومت بهتر در برابر حملة منجنیقها و دیوارکوبها و نیز برای راندن مهاجمان ، به برجهای نگهدارندة توپر و برجهای دفاعی با دو تا سه طبقه که دارای جایگاه استراحت و نگهبانی و انبار جنگ افزار بود، مجهز شدند. برخی از قلعه های بسیاری که در دوران اسلامی در داخل شهرها بنا شده عبارت اند از : ارگ کرمان ، ارگ شیراز، و قلعة فلک الافلاک در خرم آباد که دارای هشت برج است و در ورودی آن ، در برجی در جنوب غربی قلعه واقع است ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «فلک الافلاک ، قلعه ی »). به طور عمده ، برجهای گِرد و نیمگرد در طول حصار و حتّی دو سوی دروازه ، به شکل استوانه و اغلب نزدیک به مخروط ساخته می شده اند؛
از جمله ارگ تون ( فردوس ) ، حصار یزد، ارگ بم و حصار کاشان . هنوز بخشی از برج و بارویی که در ٤٣٢، در زمان حکومت امیر عضدالدین علاءالدوله ابوجعفر کاکویه ، در یزد بنا شده ، باقی مانده است . این بناها به همت چهار تن از سرهنگان دولت ، به نامهای ابویعقوب اسحاق دیلمی ، ابومسعود بدر بهشتی ، ابوجعفر و ابویوسف ، ساخته شده اند. باروی یزد چهار دروازه داشت به نامهای قطریان ، کوشک نو، مهریجرد و کیا (جعفری ، ص ٣٥ـ٣٦). در زمان مبارزالدین محمد مظفر (حک : ٧١٣ـ٧٥٩) که یزد وسعت یافت ، از دروازة قطریان (دروازة شاهی ) تا دروازة «مادر امیر» باروی تازه ای کشیدند و خندقی حفر کردند و برجهای جدیدی بنا نهادند. در دورة سلطنت شاه یحیی مظفری (٧٨٩)، فَصیلی (دیواری کوتاه ) به گِردِ باروی شهر کشیدند و در پشت بارو، به جانب خراسان ، شش برج گسسته بنا کردند و بر هر دروازه برای محافظت آن برجی بلند ساختند (همان ، ص ٥٤). به نقل جامع مفیدی (بافقی ، ج ٣، ص ٧٤٠)، پس از شکست سلطان محمد (مقتول ٧٩٨)، پسر ابوسعید طبسی ، در ضلع جنوبی شهر، به فرمان امیر تیمور بارویی عریض و طویل کشیدند و خندق حفر کردند و برجهای بلند و سنگ انداز تعبیه کردند و دو دروازة جدید گشودند (نیز رجوع کنید به جعفری ، ص ٥٧). به نوشتة مرجوع کنید به لف جامع جعفری (تألیف ١٢٤٥)، در عهد او باروی شهر نود برج پیوسته و گسسته ، و هریک از آنها بیست نگهبان داشته است (افشار، ج ٢، ص ٦٧٥) در قرون چهارم و پنجم ، قلعه سازی در ایران ، بویژه در کوهستانها، رشد بسیاری یافت ؛
زیرا در این دوره ، دشمنانِ فداییان اسماعیلی بسختی آنان را تعقیب می کردند و داشتن پناهگاههای مستحکم و دور از دسترس برای آنان اجتناب ناپذیر بود، هم ازینروست که مهمترین و مستحکمترین قلاع ایران در دورة اسلامی به دست اسماعیلیان ایجاد شده است . نمونه های مهم برجهای متصل به بارو و قلعه را می توان در قلاع اسماعیلیه مانند الموت ، لُمبه سر، گِردْگوه در مغرب دامغان و قاین یافت . در قلعة لمبه سر، در شمال قزوین ، از تمام عوارض طبیعی کوه و صخره ها برای ایجاد استحکامات دفاعی بخوبی استفاده شد و همة امکانات مورد نیاز یک سربازخانه ، از قبیل انبارها و آب انبارها، در آن تعبیه گردید. اسماعیلیان برای افزایش قدرت دفاعی ، علاوه براحداث دیوارهای جانبی ، دیوارهای محکم دیگری نیز در فواصل مختلف می ساختند که عموماً به برجهای بسیار مستحکم منتهی می شدند؛
مانند قلعة قائن (کلایس ، ص ١٠٩). با تداوم قلعه سازیِ اسماعیلیه ، در معماریِ قلاع شیوه ای تازه پدید آمد که بتدریج توسعه و تکامل یافت . پیشرفته ترین نوع این بناها قلعه ای است در جنوب ساوه که بیشتر به کاخ شباهت دارد. این بنا شامل یک راهرو میانی است که در دو جانب آن اتاقهای بسیاری برای سربازان ساخته اند. این قلعه در طول تاریخ آسیب فراوان دیده است (همان ، ص ١١٠)در طرحهای به جا مانده از باروی برخی شهرهای ایران از سدة یازدهم به بعد، با طرحهای گوناگون برخورد می کنیم . در کاشان برجهای استوانه ای مایل به مخروط در فاصله های معین به صورت برجسته و بلندتر از بارو قرار دارند که یکی از بقیه بلندتر و به اعتبار پنجره گونه های آن سه طبقه بوده است . اما برجهای ساوه چهار ضلعی و برجسته است . در قصر شیرین نیز برجهای چهار ضلعی بلندتر از بارو در فاصله های معین وجود داشته است و در تصویر جالبی از همدان در باروی شهر، برجهای استوانه ای کنگره دار و برجهای بسیار بلند با پوشش بسیار کشیده (رُک ) دیده می شوند که دو طبقه می نمایند ( رجوع کنید به کیانی ، «سیمای شهرهای ایران »، تصاویر ص ٤٠٩ـ٤١٠ ،٤١٦، ٤٥٤ـ٤٥٥). از این میان ، برجهای دفاعی نسبت به برجهای نگهدارنده ارتفاع بیشتری داشته اند. در بیشتر موارد، ارتفاع برجهای نگهدارنده از بارو بیشتر بود و در چند مورد، بنابرسندهای تصویری قرن یازدهم ، همسطح بوده اند. کنگره بر بالای برجهای نگهدارنده بیشتر جنبة تزیینی ، ولی در برجهای دفاعی کاربرد جنگی داشته است .

در دورة صفویان ، ساختن برج و بارو در شهرهای ایران ادامه یافت . باروی شاه طهماسبی شهر تهران که به دستور شاه طهماسب صفوی (٩٣٠ـ٩٨٤) در ٩٦١ ساخته شد، دارای ١١٤ برج کنگره دار (به عدد سوره های قرآن ) بود که در هر کدام یک سوره از قرآن مجید را دفن کرده بودند (اعتمادالسلطنه ، ج ١، ص ٨٢٨؛
کریمان ، ص ١٦٣). همچنین در فاصلة دویست تا سیصد متری هر دروازه یک برج گِلیِ نه چندان محکم وجود داشته (گاردان ، ص ٦٨) که در یکی از آنها لولة توپ و زنبورک تعبیه شده بوده است (اعتمادالسلطنه ، ج ١، ص ٨٥٥، به نقل از موریه ). در همین دوره ، در میانکاله ، در گرگان امروزی ، قلعه ای هشت بر ساخته شد که برجهای دفاعی آن نیز هشت ضلع داشتند. شاید نتوان طرح این قلعه را برگرفته از قلعة هشت ضلعی دیگری در قوشچی ، در ساحل غربی دریاچة ارومیه متعلق به دورة ایلخانان ، دانست ؛
زیرا گرچه طرح قلعة اخیر هشت ضلعی است ، در تمام گوشه های آن برجهای نیمه استوانه ای ساخته شده است . طرح قلعة میانکاله از طرح قلعه ای اقتباس شده بود که شاه عباس صفوی (٩٩٦ـ ١٠٣٨) با پذیرش نفوذ معماری اروپایی در فرح آباد، در کنار دریای خزر، برای اقامت خویش ساخته بود (کلایس ، ص ١١١). علاوه بر این قلعه ، قلاع دیگری نیز به دست اروپاییان یا به تقلید از آنان در عصر صفوی و قرون بعدی ، در ایران ساخته شد، از جمله قلعه هایی که اروپاییان در دورة صفویان در هرمز و خارک بنا نهادند (همانجا)، و قلعة دیگری به نام قلعة کهنه در کرمانشاه که به شکل قلاع اروپایی بنا شده است . در دورة سلطنت قاجار، مشاوران نظامی اروپایی گِرد برخی شهرها، چون تهران و خوی ، حصار کشیدند (همانجا).

برجهای غیرنظامی . برج در ایران کاربردهای متنوع و متعددی داشته است . علاوه بر قلاع ، در دو سوی درِ ورودی کاروانسرا * ها نیز برای دیده بانی و مراقبت برجهایی ساخته می شده است . گاه به کبوترخانه * ها نیز برج کبوتر می گفته اند، چنانکه برخی از مقبره * ها نیز به میل یا برج شهرت یافته اند. شماری از میلها را نیز که برای برافروختن آتش برفراز آنها و راهنمایی گمشدگان می ساخته اند، گاه برج می خوانده اند؛
نیز رجوع کنید به منار * .


منابع :
(٣٨) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣٩) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفیسة ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٤٠) برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی ، ج ٢، ترجمة مریم میراحمدی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٤١) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٤٢) ایرج افشار، یادگارهای یزد ، ج ٢، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٤٣) محمد مفیدبن محمود بافقی ، جامع مفیدی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٤٠ـ١٣٤٢ ش ؛
(٤٤) الکساندر بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٤٥) آرتور اپهام پوپ ، معماری ایران : پیروزی شکل و رنگ ، ترجمة کرامت الله افسر، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٤٦) محمدرضا تقوی نژاد دیلمی ، معماری ، شهرسازی و شهرنشینی ایران در گذر زمان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٤٧) جعفربن محمد جعفری ، تاریخ یزد ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٤٨) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(٤٩) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٥٠) احمدبن ابی الخیر زرکوب شیرازی ، شیرازنامه ، چاپ بهمن کریمی ، تهران ١٣١٠ ش ؛
(٥١) علی اکبر سرفراز، «بیشابور»، در شهرهای ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
حسین کریمان ،

(٥٢) تهران در گذشته و حال ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
ولفرام کلایس ، «قلاع (معماری )»، ترجمة علیرضا مهینی ، در معماری ایران : دورة

(٥٣) اسلامی ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٥٤) محمدیوسف کیانی ، «سیمای شهرهای ایران از دید جهانگردان »، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٥٥) همو، «شهرهای اشکانی »، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، چاپ محمدیوسف کیانی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٥٦) کنت آلفرد دوگاردان ، مأموریت ژنرال گاردان در ایران در دورة امپراطوری اوّل فرانسه ، ترجمة عباس اقبال ، تهران ١٣١٠ ش ؛
(٥٧) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛


(٥٨) Arthur Upham Pope, ed., A survey of Persian art, Tehran ١٩٧٧.

/ پرویز ورجاوند و قنبرعلی رودگر /

٣) در نجوم .

هر یک از دوازده قسمت متساوی فرضی مسیر ظاهری خورشید بین ستارگان (دایرة البروج * ) برج نامیده می شود. هربرج را به نام صورت فلکی محاذی آن خوانده اند. چون مدارهای ماه و سیارات نیز تقریباً با دایرة البروج هم صفحه اند، ماه و سیارات همواره در میان برجها دیده می شوند. بدین سبب ، برجها از عناصر اصلی علم احکام * نجوم اند.

برجها از نقطة اعتدال بهاری در جهت مشرق در نواری که آن را منطقة البروج می نامیم ، بدین ترتیب جای دارند : حَمَل ، ثَوْر، جوزا(بروج ربیعیه )؛
سرطان ، اسد، سنبله (بروج صَیْفیه )؛
میزان ، عقرب ، قوس (بروج خَریفیه )؛
جَدْی ، دَلْو و حوت (بروج شَتَویه ). حرکت تقدیمی زمین باعث می شود که نقاط اعتدالین به میزان ٢٧ر٥٠ ثانیة قوسی در هر سال ، یا ٣٠ درجه (به پهنای یک برج ) در هر ١٥٠ ، ٢ سال ، بر خلاف توالی حرکت کند؛
به طوری که بر اثر این حرکت ، که تقدیم اعتدالین * خوانده می شود، نقطة اعتدال بهاری که در دو هزار سال پیش ، محاذی آغاز برج حمل بوده است ، اینک تقریباً محاذی آغاز برج حوت است ( > واژه نامة نجوم مک میلان < ، ذیل «تقدیم اعتدالین »، «نقطة اول حمل »). اما به رغم این جابجایی هنوز هم به نقطة اعتدال بهاری ، بنابر سنت قدما، اول حمل اطلاق می شود.

تقسیم منطقة البروج به دوازده برج که در نجوم امروزی و دورة اسلامی دیده می شود، نخستین بار در بین النهرین و در اواخر دورة بابلی انجام گرفت و از طریق نجوم یونانی به دوره های بعد انتقال یافت . وان دِروردِن (ص ١٧٥) این تقسیم بندی را از دورة تسلط ایرانیان بر بابل می داند. کهنترین متن میخی که دوازده صورت منطقة البروج را یکجا نام برده ، لوح معروف به ٤٩٢٤ Vat است که در ٤١٨ ق م در بابل ، همزمان با پادشاهی داریوش دوم هخامنشی ، نوشته شده است (همان ، ص ٢٥٣). در متنهای قدیمتر از آن ، بویژه لوح ٩٤١٢ Vat ، که در ٦٨٧ق م در آشور نوشته شده ، گرچه اسامی برخی از برجها آمده است ، به مجموعة دوازده برج ، که حاکی از تقسیم منطقة البروج به دوازده بخش باشد، اشاره نشده است . کشف زایچه * ای متعلق به ٤٠٩ ق م در بابل (همان ، ص ٢٥٢) مرجوع کنید به ید آن است که تنظیم زایچه ، که مستلزم تشخیص مکان سیارات در بروج دوازدهگانه است ، از مدتها قبل رواج داشته است . به عقیدة وان دروردن ، تنظیم زایچه پیش از ٤٥٠ق م در بابل آغاز شده و یونانیان در حدود ٤٤٠ق م با آن آشنا شده اند.

بطلمیوس مشخصات صورتهای منطقة البروج را بتفصیل ذکر کرده است (ص ٣٦٠ـ٣٨١). وی در این خصوص از واژة یونانی «زودیون » به معنای «برج حیوانی » استفاده نکرده ، بلکه «دوده کاتی موریون » به معنای «یک دوازدهم » را به کار برده است تا تقسیم بندی هندسی دایرة البروج را از صورتهای فلکی منطقة البروج متمایز کند (ص ٢٠ـ٢١). پیش از او، ارسطو اصطلاح «اوکنه لوس تون زودیون » به معنای «دایرة حیوانات کوچک » را برای منطقة البروج به کار برده بود (آلن ، ص ٣).

در میان متون ایران قدیم ، بُندَهِش یکایک برجها را نام می برد: «چون او ( اهورامزدا ) نخست سپهر را آفرید، ستارگان اختری را بر آن گمارد ( که ) مایه ور این دوازده ( اختر ) اند، که ایشان را نام بره ، گاو، دو پیکر، خرچنگ ، شیر، خوشه ، ترازو، کژدم ، نیمسب (نیماسب )، بز، دلو، و ماهی است » (بهار، ج ١، ص ٢٣). در بندهش ، در زایچة کیهان ، برج طالع کَْرچَنک (سرطان ) است و مندرجات دوازده خانة زایچه عیناً به همان نحو است که در کتب نجومی دورة اسلامی مندرج است (تقی زاده ، ج ١٠، ص ٣٢٤ـ٣٢٩).

کلمة برج ، به صورت جمع ـ البروج ـ چهار بار در قرآن آمده است (نساء: ٧٨، حجر: ١٦، فرقان : ٦١، بروج : ١)، که جز یک بار که به معنای کاخ و سرای است معنای عام ستاره یا صورت فلکی از آنها مستفاد می شود. ابن عباس در تفسیر سورة حجر بروج را به ستارگان که در تاریکیهای خشکی و دریا راهنمای اند تفسیر کرده (ج ٤، ص ٥٥٢) که ظاهراً به مضمون آیة ٩٦ سورة انعام توجه داشته است . به عقیدة نالّینو (ص ١٤٠) بروج دوازدهگانه بر عرب جاهلی ناشناخته بوده ، چه آنها درعلم هیئت پیشرفته نبوده اند و به احکام نجوم نیز اشتغال نداشته اند تا نیازی به تثبیت و شناسایی بروج و سیر سیارات در آن داشته باشند. عبدالرحمان صوفی (ص ١١) نیز به این نکته اشاره کرده است که «عرب در صور بروج ، تحقیق مطابقت اقسام نکرده اند؛
چه ایشان قسمت دور فلک بر مقدار روزهایی کنند که قمر در آن روزها فلک قطع کند، و آن بیست و هشت باشد به تقریب .»

صورتهای فلکی چنانکه گفته شد از عناصر اصلی در تعیین احکام اند. در احکام نجوم برجها به فاعله و منفعله ، خشک و تر، نر و ماده بدین شرح تقسیم می شوند:

همة برجهای گرم نرند و همة برجهای سرد ماده (ابوریحان بیرونی ، ص ٣١٦ـ٣١٧). همچنین برجها بر فرزندان ، نکاح ، خوی و منش ، صورت ، بیماریها، جایگاهها و شهرها و ... افراد دلالت دارند (همان ، ص ٣٢١ـ٣٥٣). ترکیب طبایع بروج با طبایع سیارات و نیز آرایش هندسی سیارات نسبت به بروج در زمانهای خاصی مثل ولادت ، تحویل سال ، یا هر زمانی که به ارائة حکم نجومی نیاز هست ، چگونگی این حکم را تعیین می کند.

در نجوم دورة اسلامی ، بویژه در زیجها، برجها را با حروف ابجد نشان می دهند. در متون نجومی اروپای دورة نوزایی (رنسانس ) نیز علامتهایی برای بروج انتخاب شده که ملهم از اسطوره های یونانی این صورتهاست . در جدول دوم ، علائم برجها در نجوم اسلامی و متون اروپایی دیده می شود:

در تقویم دورة اسلامی ، گر چه بیشتر تاریخها با تقویم قمری قید می شد، اما گاه نام برجی ماههای شمسی نیز

برای تعیین تاریخ رویدادها نوشته شده است . کاربرد این ماههای برجی (حمل = فروردین ، ثور= اردیبهشت و الخ ) از ١٣٠٤ ش در ایران منسوخ شد، اما حالیه در افغانستان رواج دارد ( رجوع کنید به تقویم * ).


منابع :
(٥٩) علاوه بر قرآن ؛
(٦٠) ابن عباس ، تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس ، لابی طاهر محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، در مجمع التفاسیر ، استانبول ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٦١) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦٢) مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران ، ج ١، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦٣) حسن تقی زاده ، مقالات تقی زاده ، ج ١٠: گاه شماری در ایران قدیم ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٦٤) عبدالرحمان بن عمر صوفی ، ترجمة صورالکواکب عبدالرحمن صوفی ، به قلم نصیرالدین طوسی ، چاپ معزالدین مهدوی ، تهران ١٣٥١ ش ؛
(٦٥) کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامی ، ترجمة احمد آرام ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٦٦) بارتل ل . وان در وردن ، پیدایش دانش نجوم ، ترجمة همایون صنعتی زاده ، تهران ١٣٧٢ ش ؛


(٦٧) R. H. Allen, Star names: their lore and meani, NewYork ١٩٦٣;
(٦٨) MacMillan dictionary of astronomy, ٢nd ed. by Valerie Illingworth, London ١٩٨٥;
(٦٩) Claudius Ptolemy, Ptolemy's Almagest, translated and annotated by G. J. Toomer, London ١٩٨٤.

/ توفیق حیدرزاده /